ساعت سه نصفهشب است و نور صفحه در تاریکی اتاق میدرخشد. انگشت روی اسکرول حرکت میکند، اما ذهن جا مانده است. همین امروز صبح، در لینکدین پستی درباره «تعادل کار و زندگی» با تصویری آراسته از میز کارت گذاشتی. ظهر ، استوریای از پیادهروی صبحگاهی گذاشتی با هشتگهایی درباره سلامتی و عصر نظر تندی نوشتی که صدها واکنش گرفت. حالا، در سکوت نیمهشب، داری در یک گروه خصوصی برای نزدیکترین دوستانت مینویسی: «حس میکنم دارم از هم میپاشم.»