نخستین بار که اسم نیما جاویدی بهطور جدی سر زبانها افتاد، نه با یک فیلم شلوغ و پرستاره، که با یک داستان آپارتمانی آرام بود؛ «ملبورن». فیلمی که در ظاهر، از همان جنس درامهای جمعوجور به نظر میرسد: یک خانه، چند ساعت محدود، یک زوج جوان در آستانهی مهاجرت و اتفاقی که قرار است در همین چهاردیواری حلوفصل شود. اما خیلی زود، «ملبورن» از یک تجربهی صرفاً فیلماولی فاصله میگیرد و خودش را بهعنوان شروعی جدی و بینالمللی برای کارگردانی معرفی میکند که چند سال بعد، با «سرخپوست» نشان داد قرار نیست مهمانِ کوتاهمدت سینما باشد.