«فرار از ترس»؛ تجربه‌ای تازه‌ از ریلیتی‌شو

ریلیتی‌شوها معمولاً با هیجان شروع می‌شوند؛ با مسابقه، با رقابت، با یک برد و باخت روشن. اما «فرار از ترس» مسیر دیگری را انتخاب می‌کند. این‌جا خبری از امتیاز و حذف سریع نیست؛ آن‌چه پیش می‌رود، بیشتر شبیه یک موقعیت است تا یک بازی. سه نفر وارد فضایی بسته می‌شوند؛ فضایی که قرار نیست فقط قفل‌ها را باز کنند، بلکه باید با ترس، تردید و واکنش‌های خودشان روبه‌رو شوند.

ایده‌ی مرکزی برنامه ساده به نظر می‌رسد: یک متخصص حوزه‌ی هوش مصنوعی، سه نفر را وارد یک بازی اتاق فرارگونه می‌کند. آن‌ها باید با همکاری، گفت‌وگو و حل معماها، راه خروج را پیدا کنند. اما تفاوت «فرار از ترس» دقیقاً در همین‌جا است؛ در این‌که معماها صرفاً منطقی یا فیزیکی نیستند. فشار زمان، فضای محدود و ناآگاهی از مرحله‌ی بعد، کم‌کم لایه‌های روانی موقعیت را فعال می‌کند و واکنش آدم‌ها را به چیزی فراتر از یک بازی تبدیل می‌کند.

در این ریلیتی‌شو، ترس یک ابزار نمایشی نیست؛ بلکه بخشی از طراحی موقعیت است. شرکت‌کنندگان نه برای نمایش شجاعت، بلکه برای عبور از وضعیت وارد بازی می‌شوند. همکاری، سوءتفاهم، تصمیم‌های عجولانه و لحظه‌های سکوت، به‌اندازه‌ی خود معماها اهمیت پیدا می‌کنند. همین باعث می‌شود «فرار از ترس» بیشتر از آن‌که شبیه مسابقه باشد، شبیه یک تجربه‌ی جمعی به نظر برسد؛ تجربه‌ای که نتیجه‌اش از قبل معلوم نیست.

انتخاب شرکت‌کنندگان هم در همین راستا معنا پیدا می‌کند. حضور چهره‌هایی مثل لاله صبوری، فلامک جنیدی و نسیم ادبی در فصل اول این برنامه باعث شده تمرکز برنامه به‌جای رقابت صرف، روی واکنش‌ها و رفتارها قرار بگیرد. مخاطب نه دنبال «برنده» است و نه «بازنده»؛ بلکه بیشتر به دنبال آن است که هر شرکت‌کننده در لحظه‌ی فشار، چگونه عمل می‌کنند.

از نظر اجرا، کارگردانی مهدی احمدپناه سعی کرده فضا را کنترل‌شده نگه دارد؛ نه اغراق در دلهره و نه ساده‌سازی موقعیت. طراحی روایت توسط راضیه کاظم‌زاده هم به برنامه کمک کرده تا از دام کلیشه‌های رایج ریلیتی‌شوها فاصله بگیرد و به‌جای شوک‌های مقطعی، روی روند و تجربه تمرکز کند.

در موج تازه‌ی ریلیتی‌شوهای ایرانی، «فرار از ترس» را می‌توان نشانه‌ی تغییری آرام دانست؛ حرکتی از رقابت صرف به سمت موقعیت‌محوری. برنامه‌ای که نه فقط برای هیجان، بلکه برای مشاهده‌ی واکنش آدم‌ها در شرایط ناآشنا طراحی شده است. تجربه‌ای که بیش از آن‌که دیده شود، حس می‌شود و همین ویژگی است که آن را از بسیاری نمونه‌های مشابه متمایز می‌کند.

·       تماشای رایگان ریلیتی شو «فرار از ترس» در روبیکا

پلاریبوس؛ همه باید خوشحال باشند؟!
ونس گلیگان از آن دسته خالقانی است که نامش به‌تنهایی کافی‌ است تا مخاطب تلویزیون دست از کار بکشد و پای یک سریال تازه بنشیند. او با «بریکینگ بد» مرزهای روایت تلویزیونی را جابه‌جا کرد و با «بهتره با سال تماس بگیری» ثابت کرد که حتی یک اسپین‌آف هم می‌تواند به شاهکاری مستقل تبدیل شود. جهان تلویزیون بعد از این دو سریال، دیگر همان دنیای قبلی نبود؛ گلیگان به ما نشان داد چطور می‌توان از دل زندگی عادی، تراژدی، تنش و شخصیت‌هایی خلق کرد که سال‌ها در ذهن بمانند.
زوتوپیا ۲؛ آرمان‌شهری که گیشه را فتح کرد!
زوتوپیا از همان فیلم اول، فقط یک انیمیشن بامزه درباره حیواناتی با کت‌وشلوار نبود؛ شهری بود که وانمود می‌کرد همه‌چیز در آن «متمدنانه» حل شده، اما زیر پوست مرتب و رنگی‌اش، همان ترس‌های قدیمی جریان داشت. زوتوپیا با داستان جودی هاپس و نیک وایلد، ما را وارد جهانی کرد که در آن مسئله تبعیض نه با فریاد، بلکه با لبخند، قانون و کلیشه پیش می‌رفت. شهری که می‌گفت «همه می‌توانند هر چیزی باشند»، اما این «هر کسی» دقیقاً چه شامل همه شهروندان نمی‌شود. سریال زوتوپیا پلاس هم تلاشی برای روایت‌هایی سرگرم‌کننده در حاشیه این جهان بود.
استنداپ ابوطالب؛ برای اولین بار در ایران!
استندآپ کمدی در ایران سال‌هاست شناخته شده، اما کمتر فرصت داشته به‌عنوان یک فرم مستقل جدی گرفته شود. اغلب یا در قالب مسابقه دیده شده، یا به‌عنوان آیتمی کوتاه در دل برنامه‌هایی که هدف اصلی‌شان چیز دیگری بوده است. در این مسیر، استندآپ بیشتر به بخش سرگرم‌کننده تقلیل پیدا کرده تا یک اجرای کامل با منطق، ریتم و هویت مشخص. استنداپ کمدی در ایران همواره جایی برای دیده‌شدن بوده، نه یک برنامه مستقل کهخ مخاطب را پای تلویزیون بنشاند.
تماشای رایگان «وحشی ۲» در روبیکا؛ انتظار به پایان رسید؟!
پس از سکانس طوفانی قسمت پایانی فصل اول وحشی با بازی درخشان جواد عزتی، انتظار می‌رفت مخاطب در فصل دوم با داوود اشرفِ دیگری روبه‌رو شود؛ نسخه‌ای تغییرکرده، جسورتر یا دست‌کم فاصله‌گرفته از آن آدم مردد و ترس‌خورده. اما هومن سیدی چنین مسیری را انتخاب نمی‌کند. فصل دوم با همان داوود اشرفی آغاز می‌شود که هنوز می‌ترسد، هنوز می‌خواهد درستکار بماند و هنوز از ریسک‌کردن فرار می‌کند. کسی که با اولین احساس خطر، زیر میز می‌زند و دوباره به دایره‌ی امن خودش پناه می‌برد.