بارها پیش میآید چیزی را در اینترنت پیدا کنیم و با خودمان بگوییم بعداً دوباره برمیگردیم سراغش. یک مقاله، یک عکس، یک پست قدیمی، صفحهای از یک وبسایت یا حتی لینکی که سالها پیش جایی ذخیره کردهایم. حس عجیبی از اطمینان وجود دارد؛ انگار وقتی چیزی یکبار وارد اینترنت شد، دیگر جایی خواهد ماند و هر وقت بخواهیم میتوانیم دوباره پیدایش کنیم.
اما همیشه اینطور نیست. بعضی صفحهها حذف میشوند، بعضی سایتها از کار میافتند، بعضی عکسها دیگر لود نمیشوند و بعضی لینکها فقط ما را به خطای ۴۰۴ میرسانند. گاهی چیزی که زمانی بخشی عادی از اینترنت بود، آنقدر کامل ناپدید میشود که فقط ردش در یک نقلقول، یک اسکرینشات یا خاطره باقی میماند.
وقتی لینکها میمیرند
این اتفاق آنقدر رایج است که برایش یک اصطلاح مشخص وجود دارد: «link rot» یا پوسیدگی لینک. یعنی لینکهایی که روزی ما را به یک صفحه، تصویر یا مطلب مشخص میرساندند، بعد از مدتی دیگر به همان مقصد نمیرسند. بر اساس پژوهشی از Pew Research Center، حدود ۳۸ درصد از صفحاتی که در سال ۲۰۱۳ روی وب وجود داشتند، تا سال ۲۰۲۳ دیگر در دسترس نبودند. عددی که نشان میدهد وب، برخلاف ظاهرش، آرشیوی بیانتها و ثابت نیست.
مسئله فقط از دست رفتن چند صفحه نیست. پشت هر لینکی که میمیرد، ممکن است بخشی از حافظه یک نفر هم از بین برود. مقالهای که سالها پیش ذخیره کرده بودیم، وبلاگی که دورهای دنبال میکردیم یا عکسی که فقط در یک سرویس خاص وجود داشت، تا وقتی آن زیرساخت سر جایش است بخشی از زندگی دیجیتال ما به نظر میرسد. اما کافی است سایت بسته شود یا آدرسها تغییر کنند تا چیزی که همیشه در دسترس تصورش میکردیم، ناگهان ناپدید شود.
بخشی از حافظه ما اجارهای است
این مسئله فقط به صفحات عمومی اینترنت محدود نیست. بخش بزرگی از چیزهایی که امروز «مال خودمان» میدانیم، در واقع روی سرویسهای دیگران قرار دارد؛ عکسها، پیامها، پستها، پلیلیستها، بوکمارکها و حتی آرشیو سالها گفتوگو. ما به آنها دسترسی داریم، اما همیشه مالک نسخهای مستقل از آنها نیستیم. اگر یک سرویس تعطیل شود، سیاستش را تغییر دهد یا حسابی از دسترس خارج شود، ممکن است بخشی از این آرشیو هم همراهش برود.
شاید عجیب باشد، اما بخشی از حافظه امروز ما عملاً اجارهای است. روی سرورها، اپلیکیشنها و حسابهایی نگهداری میشود که کنترل کاملشان دست ما نیست. ممکن است سالها باقی بمانند و ممکن است یک روز دیگر وجود نداشته باشند. اینترنت خیلی چیزها را برایمان قابلدسترس کرده، اما دسترسپذیری با ماندگاری یکی نیست.
چه چیزهایی را باید برای خودمان نگه داریم؟
سالها پیش اگر عکسی برایمان مهم بود، چاپش میکردیم. نامهها را نگه میداشتیم، بلیت سفر را لای کتاب میگذاشتیم و بعضی چیزها فقط به این دلیل باقی میماندند که تصمیم گرفته بودیم از آنها مراقبت کنیم. در زندگی دیجیتال، این تصمیم را خیلی وقتها به خود سرویسها سپردهایم؛ انگار چون چیزی آنلاین است، مسئولیت ماندنش دیگر با ما نیست.
شاید لازم باشد بخشی از این عادت را دوباره یاد بگیریم. نه اینکه از هر چیزی نسخه پشتیبان بسازیم و زندگی را تبدیل به یک آرشیو بیپایان کنیم، بلکه چیزهایی را که واقعاً برایمان اهمیت دارند، آگاهانه نگه داریم؛ چند عکس، یک متن، یک گفتوگوی قدیمی، یک پلیلیست یا صفحهای که بخشی از یک دوره زندگیمان بوده است.
اینترنت حافظه بزرگی دارد، اما حافظه مطمئنی نیست. بخشی از آن دائم پاک میشود، جابهجا میشود و شکل عوض میکند. شاید بهتر باشد بهجای اینکه انتظار داشته باشیم همهچیز برای همیشه بماند، خودمان تصمیم بگیریم چه چیزهایی ارزش ماندن دارند.
در نهایت، آرشیو کردن اینترنت بیشتر از اینکه درباره فایل و سرور باشد، درباره انتخاب است؛ انتخاب اینکه کدام بخش از زندگی دیجیتالمان را نمیخواهیم به فراموشی بسپاریم.