فرمول یک فقط یک مسابقه نیست؛ نمایش مرگ و زندگی روی خطی باریک از آسفالت داغ است. جایی که ماشینها با سرعتی غیرقابل تصور میغُرند، صدای لاستیکها مثل موسیقی آدرنالین در گوش میپیچد و هر پیچ میتواند سرنوشت رانندهای را تغییر دهد. همین هیجان خام و پرخطر است که فرمول یک را از یک ورزش ساده فراتر میبرد و آن را به روایتی سینمایی بدل میکند؛ روایتی که در آن قهرمانی، تکنولوژی و ارادهی انسانی در کنار هم معنا پیدا میکنند.
فیلم فرمول یک با بازی برد پیت دقیقاً روی همین مرز هیجان و درام حرکت میکند. اثری که نهفقط دنیای پرسرعت پیست را به تصویر میکشد، بلکه قصهای انسانی درباره بازگشت، شجاعت و رفاقت را روایت میکند. این فیلم نمونهای است از آنچه سینما میتواند از دل ورزش بیرون بکشد؛ داستانی که هم ضربان قلب را تندتر میکند و هم یادآور میشود که قهرمانی فقط در عبور از خط پایان نیست، بلکه در توان برخاستن پس از هر شکست هم هست.
شانس آخر
فیلم فرمول یک داستان تیمی گمنام و رو به افول در دنیای پررقابت فرمول یک است که برای بقا به آخرین شانس خود چنگ میزند؛ حضور یک راننده قدیمی و باتجربه که سالها از پیست دور بوده، اما همچنان روحیه جندگی خود را حفظ کرده است. او در کنار یک راننده جوان و پرشور قرار میگیرد؛ دو نسلی که در ظاهر هیچ شباهتی به هم ندارند، اما ناچارند برای یک هدف مشترک با هم همکاری کنند...
حضور در قلب میدان
یکی از بزرگترین نقاط قوت فرمول یک این است که تماشاگر را درست وسط پیست قرار میدهد. دوربینها طوری طراحی شدهاند که انگار روی شانه راننده نشستهاند؛ لرزش فرمان، عرقی که روی پیشانی مینشیند و صدای گوشخراش موتور، همهوهمه با جزئیاتی سینمایی به تصویر کشیده شدهاند. همکاری مستقیم تیم سازنده با فدراسیون جهانی فرمول یک و حضور در گرندپریهای واقعی ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ باعث شده فیلم نه یک بازسازی مصنوعی، بلکه تجربهای نزدیک به تماشای یک مسابقه زنده باشد.
این واقعگرایی بهقدری دقیق است که حتی طرفداران حرفهای فرمول یک هم اذعان کردهاند تاکنون چنین بازآفرینیای از فضای درون کابین را روی پرده ندیدهاند. استفاده از خودروهای واقعی با طراحی مخصوص فیلم و حضور رانندههای بزرگ مانند لوئیس همیلتون، مکس ورشتپن و فرناندو آلونسو (بهعنوان مشاور یا مهمان در قابها) به فیلم اصالتی دوچندان داده است. نتیجه این همکاری، صحنههایی است که تماشاگر را با سرعتهای غیرقابل تصور در دل پیچها پرتاب میکند، بیآنکه ذرهای از ریتم درام انسانی ماجرا قربانی شود.
فیلم همچنین توانسته است جذابیتی فراتر از جامعه طرفداران فرمول یک ایجاد کند. برای کسانی که هیچوقت مسابقهای را دنبال نکردهاند، فیلم فرمول یک میتواند دروازهای به این ورزش باشد؛ چون نهتنها هیجان سرعت را نشان میدهد، بلکه به پشتصحنهی زندگی رانندگان، فشار روانی رقابت و رفاقتهای شکننده نیز میپردازد. این ترکیب باعث شده روایت، هم برای عموم سرگرمکننده باشد و هم وفاداری خود به دنیای پرجزئیات فرمول یک را برای علاقهمندان حرفهای حفظ کند.
با این حال، باید پذیرفت که فیلم در چند صحنه برای حفظ ریتم و دراماتیک بودن، کمی از واقعیت فاصله گرفته است. مثلا برخی مانورهای خطرناک یا نزدیکی غیرعادی ماشینها در طول مسابقه، در دنیای واقعی با قوانین سختگیرانه FIA عملاً غیرممکن است. اما این آزادیهای سینمایی نهتنها به ریتم کار آسیب نزده، بلکه هیجان بصری بیشتری هم به روایت دادهاند. فیلم فرمول یک بیش از آنکه مستند باشد، یک ادای احترام سینمایی به دنیای فرمول یک است؛ جهانی که به همان اندازه واقعی و نفسگیر و همچنین نیازمند کمی اغراق برای دراماتیکتر شدن روی پرده سینما است.
نمای تمام قد یک سوپراستار
در تمام هیاهوی موتورهای غرشکننده و صحنههای پرسرعت، چیزی که بیش از همه جلب توجه میکند، حضور تمامقد برد پیت است. او فقط یک ستاره سینما نیست؛ نیرویی است که میتواند حتی در دل یک داستان ورزشی، هیجان و جذابیت ماجرا را دوچندان کند. پیت در نقش «سانی هیز» رانندهای است که پس از ۳۰ سال به فرمول یک برگشته و تمام تجربهی سالهای بازیگریاش را به میدان آورده است. نگاهی که هم خستگی و هم جسارت را بهطور همزمان منتقل میکند، لبخندی که میان غرور و اندوه معلق مانده، و حضوری که باعث میشود حتی در شلوغترین قابها چشمها دنبال او باشد.
برد پیت در طول دههها کارنامهای ساخته که خودش بهتنهایی برند سینما محسوب میشود. او از آن دسته بازیگرانی است که کافی است نامش در تیتراژ بیاید تا توجه مخاطبان تضمین شود. فیلم فرمول یک هم از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از تماشاگرانی که شاید پیشتر هیچ علاقهای به فرمول یک نداشتند، صرفاً برای تماشای برد پیت روی پرده آمدهاند. این همان قدرت سوپراستار بودن است؛ توانایی کشاندن افراد به سالن سینما، فارغ از موضوع فیلم.
اما نکته اینجاست که پیت فقط «نام بزرگ» فیلم نیست؛ او واقعا در اجرای این نقش خطر کرده است. بسیاری از صحنههای رانندگی با حضور واقعی خودش فیلمبرداری شده، و همین موضوع به شخصیت «سانی هیز» اصالتی تازه میبخشد. وقتی دوربین روی صورت اوست و لرزش فرمان یا انعکاس نور پیست در چشمانش دیده میشود، بیننده بهسختی میتواند باور کند این صرفاً یک بازیگر در حال ایفای نقش است؛ بیشتر شبیه رانندهای است که تمام عمرش را روی خط استارت گذرانده.
در نهایت، آنچه فیلم فرمول یک را از یک فیلم ورزشی صرف فراتر میبرد، ترکیب دو عنصر است؛ واقعگرایی در بازآفرینی مسابقات، و کاریزمای بیچونوچرای برد پیت. او بار دیگر ثابت کرده که حضورش نهتنها میتواند یک پروژه را به پرفروشترین اثر سال بدل کند، بلکه قادر است به آن «قلب» بدهد؛ قلبی که باعث میشود فیلم فقط درباره پیست نباشد، بلکه درباره انسانها باشد.
اولویت آخر کارگردان: فیلمنامه!
با وجود تمام جذابیتها، فیلم فرمول یک بینقص نیست. فیلمنامه در برخی بخشها از کلیشههای آشنا در ژانر ورزشی فاصله نمیگیرد؛ روایت بازگشت قهرمان سالخورده یا تقابل میان تجربه و جوانی چیز تازهای برای مخاطب حرفهای ندارد. در کنار این، شخصیتهای فرعی هم گاهی سطحی باقی میمانند و فرصتهای خوبی برای عمقبخشیدن به آنها از دست رفته است.
از همه مهمتر، شخصیت «سانی هیز» با بازی برد پیت، که باید ستون اصلی روایت باشد، آنطور که انتظار میرود به گذشته و انگیزههایش پرداخته نمیشود. تماشاگر کنجکاو است بداند چه چیزی او را به پیست برگردانده، چه زخمهایی در سالهای دور با خود حمل کرده و چه چیزی باعث شده دوباره خطر کند. اما فیلم در این بخش، فقط اشاراتی گذرا دارد و مجال چندانی برای درگیر شدن عاطفی با گذشته این کاراکتر نمیدهد.
با این حال، همین ضعفها زیر سایهی دو عامل مهم کمرنگ میشوند؛ بازآفرینی بینظیر فضای پیست و بازی درخشان برد پیت. او با کاریزمای همیشگیاش به «سانی هیز» جان میدهد و اجازه نمیدهد کمبود پرداخت در فیلمنامه بیش از حد به چشم بیاید. نتیجه فیلمی است که حتی با ایرادهای ساختاری، همچنان تماشایی و پرکشش باقی میماند. شما میتوانید فیلم فرمول یک با بازی برد پیت و خاویر باردم را در سرویس فیلم و سریال روبیکا (کلیک کنید) با دوبله فارسی و بدون نیاز به خرید اشتراک تماشا کنید.