۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۹ بهمن
۱۰ بهمن
۱۰ بهمن
....
#پارت_1 ‹hearts️fire›
صدای گلوله ها مثل موسیقی کلاسیک پشت سر هم میاومد
انگار که یه پیرمرد ریش سفید پیانو به دست این صدا هارو در میاره
بماند که دلنواز نبودن دلخراش بودن
و من؟
تنها جایی که میتونستم قایم بشم بغل تختم بود
عادت کرده بودیم
قانون شماره هفتاد و شیش، به این صدا های تیر عادت کن اونا تیر نیستن برادرتن که ازت محافظت میکنن
تنها نگرانی من اطلس بود اطلسی که اسمش یه شهر رو میلرزوند جز من
با ادکلنی که داخل فضای اتاقم پیچید فهمیدم اومده
مگه میشد بوی زندگی رو نشناسی؟!
نه نمیشد
با ترس و لرز از کنار تخ/.ت بلند شدم
مثل یه گنجشک زخمی
با قامت بلند و ورزیدش جلوی در اتاق وایستاده بود
پریدم بغ/.لش و خودمو تو وجودش ح/ل کردم
- اطلس...
- جانم توله...
با پشت دستم اشک هامو پاک کردم، میدونستم خوشش نمیاد
- زخمی نشدی؟!
اطلس هیچوقت زخمی نمیشد
انگار تفنگ بوشو حس میکرد و هرکسو زخمی میکرد جز اون
تک خندهی جذابی کرد
- نه بچه... خوبم...
▹• ────────────── •
صدای گلوله ها مثل موسیقی کلاسیک پشت سر هم میاومد
انگار که یه پیرمرد ریش سفید پیانو به دست این صدا هارو در میاره
بماند که دلنواز نبودن دلخراش بودن
و من؟
تنها جایی که میتونستم قایم بشم بغل تختم بود
عادت کرده بودیم
قانون شماره هفتاد و شیش، به این صدا های تیر عادت کن اونا تیر نیستن برادرتن که ازت محافظت میکنن
تنها نگرانی من اطلس بود اطلسی که اسمش یه شهر رو میلرزوند جز من
با ادکلنی که داخل فضای اتاقم پیچید فهمیدم اومده
مگه میشد بوی زندگی رو نشناسی؟!
نه نمیشد
با ترس و لرز از کنار تخ/.ت بلند شدم
مثل یه گنجشک زخمی
با قامت بلند و ورزیدش جلوی در اتاق وایستاده بود
پریدم بغ/.لش و خودمو تو وجودش ح/ل کردم
- اطلس...
- جانم توله...
با پشت دستم اشک هامو پاک کردم، میدونستم خوشش نمیاد
- زخمی نشدی؟!
اطلس هیچوقت زخمی نمیشد
انگار تفنگ بوشو حس میکرد و هرکسو زخمی میکرد جز اون
تک خندهی جذابی کرد
- نه بچه... خوبم...
▹• ────────────── •
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن
....
#پارت_2 ‹hearts️fire›
با صدای مامان شونم بالا پرید
و اون دومین کسی بود که از اطلاس نمیترسید
به قول پدرم شیر زن بود
بیدی نبود که با باد ها بلرزه
- دخترمو ول کن
مقابل اطلس یه جوجه کوچولو حساب میاومد ولی زبون داشت یه متر
- مگه پدر بزرگ نگفت شما دوتا نمیشین ها؟!
پدر بزرگ ریس خانواده بود
هیچکس حق نداشت رو حرفش نه بگه حتی اطلس
و این عشق ممنوعه ما بود
پر از جنجال و دعوا
با این حال به هر بادی ت/ن نمیدادیم
عشق همین بود دیگه
یه دنیا هم علیهتون هم باشه باز از هم دست برندارین
دندون هاش از حرص قفل کرده بودن و از لای اونا غرید
- زن عمو ... من یامور رو میخوام
مثل بچه کوچولو پشتش قایم شده بودم قامتش هم خیلی خوب از پس این کار بر اومده بود
مامان با حرص منو بیرون کشید
- بیا اینجا ببینم ور پریده
بدون مقاومتی به سمتش رفتم
- ببین پسر جون ... من یه دختر بیشتر ندارم اونم نمیزارم تو دنیای سیاه کثیف شما نابود بشه
دست اشارشو به سمتش گرفت
- از دخترم دور بمون ... حالام برو بیرون جنازه یامورم نمیزارم رو دوشت
▹• ────────────── •◃
با صدای مامان شونم بالا پرید
و اون دومین کسی بود که از اطلاس نمیترسید
به قول پدرم شیر زن بود
بیدی نبود که با باد ها بلرزه
- دخترمو ول کن
مقابل اطلس یه جوجه کوچولو حساب میاومد ولی زبون داشت یه متر
- مگه پدر بزرگ نگفت شما دوتا نمیشین ها؟!
پدر بزرگ ریس خانواده بود
هیچکس حق نداشت رو حرفش نه بگه حتی اطلس
و این عشق ممنوعه ما بود
پر از جنجال و دعوا
با این حال به هر بادی ت/ن نمیدادیم
عشق همین بود دیگه
یه دنیا هم علیهتون هم باشه باز از هم دست برندارین
دندون هاش از حرص قفل کرده بودن و از لای اونا غرید
- زن عمو ... من یامور رو میخوام
مثل بچه کوچولو پشتش قایم شده بودم قامتش هم خیلی خوب از پس این کار بر اومده بود
مامان با حرص منو بیرون کشید
- بیا اینجا ببینم ور پریده
بدون مقاومتی به سمتش رفتم
- ببین پسر جون ... من یه دختر بیشتر ندارم اونم نمیزارم تو دنیای سیاه کثیف شما نابود بشه
دست اشارشو به سمتش گرفت
- از دخترم دور بمون ... حالام برو بیرون جنازه یامورم نمیزارم رو دوشت
▹• ────────────── •◃
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن
....
#پارت_3 ‹hearts️fire›
با اخم وشحتناک به سمت مامان برگشت
- بالا برین پایین بیاین این دختر مال منه!
و این آخرین حرفش همانا و خارج شدنش از اتاق همانا
- منو ببین دختر
دستمو محکم کشید و باعث شد موهای بلندم رو هوا برقصن
- اینو تو اون کلت فروع کن
و بعد مثل همیشه شروع کرد به رمان تعریف کردن
- پدر اطلس با برادرش یعنی پدر تو دشمنه میخواد پسرشو جانشین پدر بزرگ و ریس کنه
در حالی که پدرت بزرگه خانوادس یه الف بچه رو چه به ریس شدن؟!
رو تخ/ت نشست
- فهمیدیم اطلس خیلی با قدرته باهوشه ترسناکه!
ولی پدر تو بزرگ خانوادس ریس شدن حق اونه
مثل همیشه رو زمین نشستم و تو خودم جمع شدم
- اصلا فکر کنیم ریس شدن حق اونه
فکر کردی بعدش به تو نگاه میکنه؟!
ما پول نداریم یه لقمه نون بخریم بخوریم این خانواده نبود تو کوچه و خیابون بودیم
دست اشارشو به سمتم گرفت
- یه دختر با خانواده پولدار براش میگیرن، فکر کردی لیلا میاد تورو بگیره؟!
مثل همیشه کار خودشو کرده بود
زمینم زده بود پوکر شده بودم
راست میگفت من چی داشتم که خواهان من باشه؟!
اطلس و خانوادش پولدار تر از این حرفا بودن که منو بگیرن
به قول قدیمیا باز با باز آدم با آدم
با اینکه پسر عمو و دختر عمو بودیم ولی پدر هامون زمین تا آسمون فرق داشتن
پدر من یه نویسندهی بیپول بود که تموم دارایی هاشو خرج کتاب هاش کرده بود
ولی پدر اون یه مرد ثروت مند قاچاق اس//لحه بود و سوگولی پدر بزرگ
▹• ────────────── •◃
با اخم وشحتناک به سمت مامان برگشت
- بالا برین پایین بیاین این دختر مال منه!
و این آخرین حرفش همانا و خارج شدنش از اتاق همانا
- منو ببین دختر
دستمو محکم کشید و باعث شد موهای بلندم رو هوا برقصن
- اینو تو اون کلت فروع کن
و بعد مثل همیشه شروع کرد به رمان تعریف کردن
- پدر اطلس با برادرش یعنی پدر تو دشمنه میخواد پسرشو جانشین پدر بزرگ و ریس کنه
در حالی که پدرت بزرگه خانوادس یه الف بچه رو چه به ریس شدن؟!
رو تخ/ت نشست
- فهمیدیم اطلس خیلی با قدرته باهوشه ترسناکه!
ولی پدر تو بزرگ خانوادس ریس شدن حق اونه
مثل همیشه رو زمین نشستم و تو خودم جمع شدم
- اصلا فکر کنیم ریس شدن حق اونه
فکر کردی بعدش به تو نگاه میکنه؟!
ما پول نداریم یه لقمه نون بخریم بخوریم این خانواده نبود تو کوچه و خیابون بودیم
دست اشارشو به سمتم گرفت
- یه دختر با خانواده پولدار براش میگیرن، فکر کردی لیلا میاد تورو بگیره؟!
مثل همیشه کار خودشو کرده بود
زمینم زده بود پوکر شده بودم
راست میگفت من چی داشتم که خواهان من باشه؟!
اطلس و خانوادش پولدار تر از این حرفا بودن که منو بگیرن
به قول قدیمیا باز با باز آدم با آدم
با اینکه پسر عمو و دختر عمو بودیم ولی پدر هامون زمین تا آسمون فرق داشتن
پدر من یه نویسندهی بیپول بود که تموم دارایی هاشو خرج کتاب هاش کرده بود
ولی پدر اون یه مرد ثروت مند قاچاق اس//لحه بود و سوگولی پدر بزرگ
▹• ────────────── •◃
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن
....
PART_4
ولی ما نمیزاشتیم هیچ کدوم از این ارتفاعات مارو از هم جدا کنه
از همون بچگی شیفته هم بودیم
از همون اول اطلس رو فقط من درک کرده بودم
به سمتم قدم برداشت
- برو با یکی که لیاقتتو داشته باشه دخترم
بغضم شکست
- زندگی این پسر سر تا پا سیاهه تورم بدبخت میکنه!
همینو گفت و رفت ...
حتی توجهی نکرد جگر گوشش داره گریه میکنه
خانوادهی ما این بود
همین قدر بیرحم و سنگ دل که فقط به فکر خودشون بودن و تمام
***
رو تخ*ت نشسته بودم و فقط منتظر بودم همه بخوابن
اونوقت بود که میتونستم برم پیش عشقم
عشق ممنوعه ای که به هم داشتیم
پدر بزرگ ورود من به اتاق اطلس رو ممنوعه کرده بود
ولی فکر میکرد دست برمیداریم؟!
کور خونده بود مرغ ما یه پا داشت
نزدیک دو ساعت همینجوری به ساعت خیره شده بودم
چرا نمیخوابیدن؟!
حالا وقتای دیگه از ساعت نوه شب خاموشی رو میزدن
حالا که من دلم تنگ شده بود یادشون افتاده بود سال هاس دور هم جمع نشدن
با صدای تق تق در جا به جا شدم
- بیا
مامان بود
آروم اومد به سمتم و چشماشو ریز کرد
- چرا نمیای پایین؟! خیره شدی به ساعت ها؟!
اصلا تو دروغ گفتن دست نداشتم
ولی ما نمیزاشتیم هیچ کدوم از این ارتفاعات مارو از هم جدا کنه
از همون بچگی شیفته هم بودیم
از همون اول اطلس رو فقط من درک کرده بودم
به سمتم قدم برداشت
- برو با یکی که لیاقتتو داشته باشه دخترم
بغضم شکست
- زندگی این پسر سر تا پا سیاهه تورم بدبخت میکنه!
همینو گفت و رفت ...
حتی توجهی نکرد جگر گوشش داره گریه میکنه
خانوادهی ما این بود
همین قدر بیرحم و سنگ دل که فقط به فکر خودشون بودن و تمام
***
رو تخ*ت نشسته بودم و فقط منتظر بودم همه بخوابن
اونوقت بود که میتونستم برم پیش عشقم
عشق ممنوعه ای که به هم داشتیم
پدر بزرگ ورود من به اتاق اطلس رو ممنوعه کرده بود
ولی فکر میکرد دست برمیداریم؟!
کور خونده بود مرغ ما یه پا داشت
نزدیک دو ساعت همینجوری به ساعت خیره شده بودم
چرا نمیخوابیدن؟!
حالا وقتای دیگه از ساعت نوه شب خاموشی رو میزدن
حالا که من دلم تنگ شده بود یادشون افتاده بود سال هاس دور هم جمع نشدن
با صدای تق تق در جا به جا شدم
- بیا
مامان بود
آروم اومد به سمتم و چشماشو ریز کرد
- چرا نمیای پایین؟! خیره شدی به ساعت ها؟!
اصلا تو دروغ گفتن دست نداشتم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن
۱۰ بهمن
۱۰ بهمن
۱۰ بهمن
۱۰ بهمن
۱۰ بهمن
....
بهترین کانال روبیکا
اگه دنباله بی تی اس ، بلک پینک ، ویدیو های مد هستی وایب
این کانال بهترینه
https://rubika.ir/wiuterr
اگه دنباله بی تی اس ، بلک پینک ، ویدیو های مد هستی وایب
این کانال بهترینه
https://rubika.ir/wiuterr
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن