۳ اردیبهشت
۳ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
سلام به اعضای گروهwave
طبق نظر سنجی کانال رو تاسیس کردیم و آماده به آغاز بفعالیت دوباره انشاللهcherry_blossom
دوستان دمتون گرم کانال خودتونه بیاینheart️
@mahdmadahi
point_up_2لینک کانال مهد مداحیpray
طبق نظر سنجی کانال رو تاسیس کردیم و آماده به آغاز بفعالیت دوباره انشاللهcherry_blossom
دوستان دمتون گرم کانال خودتونه بیاینheart️
@mahdmadahi
point_up_2لینک کانال مهد مداحیpray
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
آمار ۲۰۰ فعالیت رو شروع میکنیمpraymuscle
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
https://harfeto.timefriend.net/17777579936957
سلام دوستان حرفی پیشنهادی چیزی دارین اینجا مطرح کنیدpoint_up_2
سلام دوستان حرفی پیشنهادی چیزی دارین اینجا مطرح کنیدpoint_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
۱_انشالله همه ما امسال بتونیم بریم حرمheart️
۲_بله حتما
۳_حتما انجام میشه
۴_حتما هرچه زودتر فعالیت شروع میشه
ممنون از همراهی همه شماheart️
۲_بله حتما
۳_حتما انجام میشه
۴_حتما هرچه زودتر فعالیت شروع میشه
ممنون از همراهی همه شماheart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
سلام دوستان اگه ویدیویی متنی چیزی مربوطه به موضوع کانال دارید بفرستید به این آیدی:
@ebrahim1300f
حتما همشون دیده میشهpoint_up_2point_up_2point_up_2
@ebrahim1300f
حتما همشون دیده میشهpoint_up_2point_up_2point_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ اردیبهشت
۲۱ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
۲۲ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
ارسالی از اعضای محترمpoint_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ اردیبهشت
۲۵ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
[من یقین دارم تمام ذرات جهان، تمام اتفاقات و انسان ها همواره مانند زنجیر
به یکدگر متصل اند.
خانواده، دوستان، معلمین، کشوری که درش ساکنیم، تماماً برا ی یک حقیقت به سراغ ما آمده اند؛ و آن هم بیداریست!
نمیدانستم روزی چنین پریشان خواهم شد برای یک مرد عراقی، که سال گذشته حتی او را نمیشناختم..
او که آمد، مات و مبهوت ماندم..
من دور از طهارت بودم و این برای من
قابل پذیرش نبود که نازنین مردی از خطه
عراق برای دعوت من، به عشق آمده باشد.
من ماندم و صد راهی که نمیدانستم کدام یک به آن مرد ختم خواهد شد...
به دنبال حقیقتش رفتم؛ لیکن از درک او عاجز ماندم.
گوش هایم شنيده بودند باید اشک ریخت تا او را شناخت؛ اشک ریختم اما بازهم عجز
مرا رها نکرد.
دور شدم! چراکه حس کردم لایق درک او نیستم تا بتوانم او را به نوبه خود وصف کنم. پس دور شدم...
اما..
اما زنجیرهی جهان مرا رها نکرده بود.. پس، از حضرت عشق دوباره برایم نامه فرستاد. دیدم که از مرد عراقی بازهم سخن بر زبان دیگران جاریست.
جلوتر رفتم و پای منبر نشستم
او میگفت و من مات مینگریستم
او میگفت و من حیرت میکردم
او میگفت و من و بی زبان بودم
تا که بر چشمان خود تعظیم کردم!
چراکه بدونِ دشواری برای آن مرد عراقی، اشک تقدیم کرده بودند..
آه نه... اشتباه کردم؛ این قلب من است که
اشک میریزد، نه چشمانم.
مگر میشود این چنین عاشقی کرد؟
ای وای بر من که حسین عاشق بود!
وای بر من که خود او را فریاد زدم، اما او را نشناختم.
مدت ها رو به درگاه حضرت حق، التماس عاشقی کردم، از او راه عاشقی جستم و هربار دست خالی بازگشتم...
ای وای بر من که حسین را، او فرستاد..
که تنها حسین است مظهر عاشقی!
آنکس که در عشق آفرین شنیده است حسینِ من است.
گوشه ای کز کرده و به یاد او لبخند خواهم زد. به او سلام خواهم داد و قلبم جواب را خواهد شنید.
من از بند اسارت جهیدم، چراکه آغوش حسین را دیدم.
اما من میترسم...
میترسم که او را نبینم در این دنیای فانی.. که بعد مرگ غبطه خواهم خورد در مرور خاطراتم که ای وای، کربلا را ندیدم...
رو به حرم ننشستم و اشک نریختم...
به آن مرد رعناقدِ عراقی تعظیم نکرده و
درود نگفتم..
و هستی چه بیهوده برای من در حال گردش خواهد بود اگر حسین را نبینم و بمیرم.
من گدای عشقِ او شدم، و گدای حسین بودن مقام پادشاهیست.]
( کوثر نجفی ) | ⁷'²'¹⁴⁰⁵
به یکدگر متصل اند.
خانواده، دوستان، معلمین، کشوری که درش ساکنیم، تماماً برا ی یک حقیقت به سراغ ما آمده اند؛ و آن هم بیداریست!
نمیدانستم روزی چنین پریشان خواهم شد برای یک مرد عراقی، که سال گذشته حتی او را نمیشناختم..
او که آمد، مات و مبهوت ماندم..
من دور از طهارت بودم و این برای من
قابل پذیرش نبود که نازنین مردی از خطه
عراق برای دعوت من، به عشق آمده باشد.
من ماندم و صد راهی که نمیدانستم کدام یک به آن مرد ختم خواهد شد...
به دنبال حقیقتش رفتم؛ لیکن از درک او عاجز ماندم.
گوش هایم شنيده بودند باید اشک ریخت تا او را شناخت؛ اشک ریختم اما بازهم عجز
مرا رها نکرد.
دور شدم! چراکه حس کردم لایق درک او نیستم تا بتوانم او را به نوبه خود وصف کنم. پس دور شدم...
اما..
اما زنجیرهی جهان مرا رها نکرده بود.. پس، از حضرت عشق دوباره برایم نامه فرستاد. دیدم که از مرد عراقی بازهم سخن بر زبان دیگران جاریست.
جلوتر رفتم و پای منبر نشستم
او میگفت و من مات مینگریستم
او میگفت و من حیرت میکردم
او میگفت و من و بی زبان بودم
تا که بر چشمان خود تعظیم کردم!
چراکه بدونِ دشواری برای آن مرد عراقی، اشک تقدیم کرده بودند..
آه نه... اشتباه کردم؛ این قلب من است که
اشک میریزد، نه چشمانم.
مگر میشود این چنین عاشقی کرد؟
ای وای بر من که حسین عاشق بود!
وای بر من که خود او را فریاد زدم، اما او را نشناختم.
مدت ها رو به درگاه حضرت حق، التماس عاشقی کردم، از او راه عاشقی جستم و هربار دست خالی بازگشتم...
ای وای بر من که حسین را، او فرستاد..
که تنها حسین است مظهر عاشقی!
آنکس که در عشق آفرین شنیده است حسینِ من است.
گوشه ای کز کرده و به یاد او لبخند خواهم زد. به او سلام خواهم داد و قلبم جواب را خواهد شنید.
من از بند اسارت جهیدم، چراکه آغوش حسین را دیدم.
اما من میترسم...
میترسم که او را نبینم در این دنیای فانی.. که بعد مرگ غبطه خواهم خورد در مرور خاطراتم که ای وای، کربلا را ندیدم...
رو به حرم ننشستم و اشک نریختم...
به آن مرد رعناقدِ عراقی تعظیم نکرده و
درود نگفتم..
و هستی چه بیهوده برای من در حال گردش خواهد بود اگر حسین را نبینم و بمیرم.
من گدای عشقِ او شدم، و گدای حسین بودن مقام پادشاهیست.]
( کوثر نجفی ) | ⁷'²'¹⁴⁰⁵
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
هیچ اتفاقی نیوفتاده است؟ بله میدانم
بی دلیل با نام او، دیدگانم تار و بی نور
میشوند؛ و من همیشه متهم ردیف اولم.
متهم بر آن که مگر حسین که بود!
او مگر پسر شهنشاه افلاکی نبود؟ پس
چرا نیزه بر سرش فرو رفت؟! مگر حسن
امت پیامبر نبود؟ پس چرا همسرش به
اون خیانت کرد؟
آری.. آنها درست میگویند..اما شاید هرگز
در خوفِ میانِ ظلماتِ دشمن، گیر نیافتاده اند. شاید هرگز ندانند تک و تنها در قعر گودال سر بریده شدن یعنی چه!
که اگر میدانستند این چنین با وقاحت نام
حسین را بر زبان نحسشان نمی آوردند.
آری... آن ها درست میگویند..اما شاید
هرگز حجاب از چشمانشان کنار نرود تا
ببیند لشگر جنّیان چگونه قد علم کردند
رو به سپاه دشمن و با حسین از یاری
سخن گفتند ولیکن حسینِ من... حسین
من، خود، یاری داشت!
حسینِ من در ره عشق در گودال مظلومانه
با قلبی پر از رنج اما روحی استوار به
شهادت رسید.
از تمامگودال های جهان بیزارم..
نه از آنکه تنِ بی جان حسین را درشان
تجسم میکنم، نه!
بلکه گودال مرا به یاد عشقی در دل او
میاندازد که از درک اون عاجزم...
کدام یک مقام عاشقی را به گردن خواهیم
گرفت؟! من یا شما؟
کدام یک خواهیم پذیرفت فرزند شش ماههاش خنجر در گلو، آسمان برایش
خون گریه کند یا که دختر سه ساله اش
در میان خار ها زار زند و عمو فاضل را
سر دهد... کدام یک حاضریم؟
اینجماعت اگر معنای عشق را میفهمیدند
هرگز نمیپرسیدند: پس خدای حسین کجا
بود؟!
ای غافلان! میان این و آن رازی نهفته
بود.!
رازی که عقل مشرکان و جاهلان هرگز
به درک او قادر نخواهد بود.
ای کسانی که حسن را بی حرم میخوانید!
حرم را در چشمان زینب ببین.. در چشمان
بانویی ببین که زجر دلش را هیچ تاری
به نوا نمیتواند در آورد. خونِ دلش را هیچ
قلمی نمیتواند بنویسد..
شما از عشق چه میدانید؟!
-کوثر نجفی
پن: بداهه 🙂🫶🏻
بی دلیل با نام او، دیدگانم تار و بی نور
میشوند؛ و من همیشه متهم ردیف اولم.
متهم بر آن که مگر حسین که بود!
او مگر پسر شهنشاه افلاکی نبود؟ پس
چرا نیزه بر سرش فرو رفت؟! مگر حسن
امت پیامبر نبود؟ پس چرا همسرش به
اون خیانت کرد؟
آری.. آنها درست میگویند..اما شاید هرگز
در خوفِ میانِ ظلماتِ دشمن، گیر نیافتاده اند. شاید هرگز ندانند تک و تنها در قعر گودال سر بریده شدن یعنی چه!
که اگر میدانستند این چنین با وقاحت نام
حسین را بر زبان نحسشان نمی آوردند.
آری... آن ها درست میگویند..اما شاید
هرگز حجاب از چشمانشان کنار نرود تا
ببیند لشگر جنّیان چگونه قد علم کردند
رو به سپاه دشمن و با حسین از یاری
سخن گفتند ولیکن حسینِ من... حسین
من، خود، یاری داشت!
حسینِ من در ره عشق در گودال مظلومانه
با قلبی پر از رنج اما روحی استوار به
شهادت رسید.
از تمامگودال های جهان بیزارم..
نه از آنکه تنِ بی جان حسین را درشان
تجسم میکنم، نه!
بلکه گودال مرا به یاد عشقی در دل او
میاندازد که از درک اون عاجزم...
کدام یک مقام عاشقی را به گردن خواهیم
گرفت؟! من یا شما؟
کدام یک خواهیم پذیرفت فرزند شش ماههاش خنجر در گلو، آسمان برایش
خون گریه کند یا که دختر سه ساله اش
در میان خار ها زار زند و عمو فاضل را
سر دهد... کدام یک حاضریم؟
اینجماعت اگر معنای عشق را میفهمیدند
هرگز نمیپرسیدند: پس خدای حسین کجا
بود؟!
ای غافلان! میان این و آن رازی نهفته
بود.!
رازی که عقل مشرکان و جاهلان هرگز
به درک او قادر نخواهد بود.
ای کسانی که حسن را بی حرم میخوانید!
حرم را در چشمان زینب ببین.. در چشمان
بانویی ببین که زجر دلش را هیچ تاری
به نوا نمیتواند در آورد. خونِ دلش را هیچ
قلمی نمیتواند بنویسد..
شما از عشق چه میدانید؟!
-کوثر نجفی
پن: بداهه 🙂🫶🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
کلیپ محرم | امام حسین (ع)
ارسالی از اعضای گرامیpoint_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ اردیبهشت
3Kدنبال کننده