۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
•
large_blue_circle داستان جنجالی زن و مردی که یک نابینا را سوار خر کردند…
•
large_blue_circle داستان جنجالی زن و مردی که یک نابینا را سوار خر کردند…
•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
seedling🧡
🧡
#سرگذشت_زندگی_شهرزاد
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
دستام میلرزید و شماره شو میگرفتم، پگاه موبایل و گرفت و گفت: چیکار میکنی دیوونه؟ اگه میخواست جواب بده همون بار اول میداد، ول کن دیگه
وقتی نمیدونستم چرا دوباره همه چیز خراب شده اعصابم داغون میشد، به پگاه گفتم: گوشیتو بده
با گوشی پگاه شماره شو گرفتم، جواب
داد: بله
-چرا قطع میکنی جواب نمیدی؟
-بسه شهرزاد بسه هرچی شخصیتمو خورد کردی، میگم ناهار باهم بخوریم میگی کجا، همش میترسی ببرم یه بلایی سرت بیارم،
اعتماد تو رابطه مون نیست البته از طرف تو، این عشق میخواد به کجا برسه؟
میخواست بترسم از اعتماد نکردن بهش،
داشت باهام بازی میکرد، میخواست هر لحظه ترس از دست دادنش رو داشته باشم و به خاطر نرفتنش کمتر مخالفت کنم، اما من گفتم
-اعتمادمو خودت از بین بردی، گفتی دو ماه بهم مهلت بده میام خواستگاری، کو؟ دیشب ازم خواستی بدون عقد و ازدواج بیام تا صبح تو بغلت بمونم،
اعتماد چطوری باید شکل بگیره؟...
ادامه دارد...seedling
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
🧡
#سرگذشت_زندگی_شهرزاد
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
دستام میلرزید و شماره شو میگرفتم، پگاه موبایل و گرفت و گفت: چیکار میکنی دیوونه؟ اگه میخواست جواب بده همون بار اول میداد، ول کن دیگه
وقتی نمیدونستم چرا دوباره همه چیز خراب شده اعصابم داغون میشد، به پگاه گفتم: گوشیتو بده
با گوشی پگاه شماره شو گرفتم، جواب
داد: بله
-چرا قطع میکنی جواب نمیدی؟
-بسه شهرزاد بسه هرچی شخصیتمو خورد کردی، میگم ناهار باهم بخوریم میگی کجا، همش میترسی ببرم یه بلایی سرت بیارم،
اعتماد تو رابطه مون نیست البته از طرف تو، این عشق میخواد به کجا برسه؟
میخواست بترسم از اعتماد نکردن بهش،
داشت باهام بازی میکرد، میخواست هر لحظه ترس از دست دادنش رو داشته باشم و به خاطر نرفتنش کمتر مخالفت کنم، اما من گفتم
-اعتمادمو خودت از بین بردی، گفتی دو ماه بهم مهلت بده میام خواستگاری، کو؟ دیشب ازم خواستی بدون عقد و ازدواج بیام تا صبح تو بغلت بمونم،
اعتماد چطوری باید شکل بگیره؟...
ادامه دارد...seedling
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
seedling🧡
🧡
#سرگذشت_زندگی_شهرزاد
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
سامان ظاهرا کوتاه اومد، بعد از یه مکث کوتاه که معلوم بود داره سعی میکنه خشمشو کنترل کنه گفت: باشه،
حق با توئه، میام دنبالت میریم رستوران، هرجا خودت گفتی خیالم راحت شد، پس سامان نمیخواست بیخیالم بشه،
مهربون جواب دادم: چشم قربان
تلفن و که قطع کردم پریدم روی پگاه چندبار صورتشو بوسیدم، به زور خودشو ازم جدا کرد و گفت
-بسه دیوونه، داره شوهر میکنه هنوز آدم نشده قبل از اینکه جوابشو بدم دوباره تلفنم زنگ خورد، بدون اینکه به صفحه اش نگاه کنم خوشحال و خندون جواب دادم
-چشم قربان، گفتم که آماده میشم
-آماده میشی؟ کجا؟
انگار جریان برق از بین رگهام رد شد،
گوشی رو جلوی صورتم گرفتم و به شماره خیره شدم، سپهراد گفت: شهرزاد،
هستی؟
دوباره گوشی رو گذاشتم کنار گوشمو گفتم: آره هستم
-ببین، یه چیزی میخوام بهت بگم، قول بده هول نکنی
-چی شده؟
-اینطوری که تو میپرسی هیچ وقت
نمیگم، گفتم هول نکن
ادامه دارد...seedling
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
🧡
#سرگذشت_زندگی_شهرزاد
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
سامان ظاهرا کوتاه اومد، بعد از یه مکث کوتاه که معلوم بود داره سعی میکنه خشمشو کنترل کنه گفت: باشه،
حق با توئه، میام دنبالت میریم رستوران، هرجا خودت گفتی خیالم راحت شد، پس سامان نمیخواست بیخیالم بشه،
مهربون جواب دادم: چشم قربان
تلفن و که قطع کردم پریدم روی پگاه چندبار صورتشو بوسیدم، به زور خودشو ازم جدا کرد و گفت
-بسه دیوونه، داره شوهر میکنه هنوز آدم نشده قبل از اینکه جوابشو بدم دوباره تلفنم زنگ خورد، بدون اینکه به صفحه اش نگاه کنم خوشحال و خندون جواب دادم
-چشم قربان، گفتم که آماده میشم
-آماده میشی؟ کجا؟
انگار جریان برق از بین رگهام رد شد،
گوشی رو جلوی صورتم گرفتم و به شماره خیره شدم، سپهراد گفت: شهرزاد،
هستی؟
دوباره گوشی رو گذاشتم کنار گوشمو گفتم: آره هستم
-ببین، یه چیزی میخوام بهت بگم، قول بده هول نکنی
-چی شده؟
-اینطوری که تو میپرسی هیچ وقت
نمیگم، گفتم هول نکن
ادامه دارد...seedling
°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
اولش شاید فقط بینی رو ببینی…
ولی چند ثانیه بعد میفهمی
کل صورت قشنگتر شده eyessparkles
round_pushpinنمونهکارها
https://rubika.ir/joinc/EACFBBBB0GBPBFQGJLRZFLDOICQHICJW
ولی چند ثانیه بعد میفهمی
کل صورت قشنگتر شده eyessparkles
round_pushpinنمونهکارها
https://rubika.ir/joinc/EACFBBBB0GBPBFQGJLRZFLDOICQHICJW
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
اگه بدونی بیشتر کسایی که این فرم رو انتخاب میکنن
دقیقاً دنبال چی بودن، تعجب میکنی eyes
نه بینی عروسکی میخواستن،
نه بینی کاملاً صاف…
فقط یه چهره متناسبتر و جذابتر sparkles
این آخری معمولاً نرخ کلیک خوبی میگیره چون حس کنجکاوی ایجاد میکنه
دقیقاً دنبال چی بودن، تعجب میکنی eyes
نه بینی عروسکی میخواستن،
نه بینی کاملاً صاف…
فقط یه چهره متناسبتر و جذابتر sparkles
این آخری معمولاً نرخ کلیک خوبی میگیره چون حس کنجکاوی ایجاد میکنه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
زندگی نجلا
hearts️ تجربیات زنانه hearts️
hearts️ تجربیات زنانه hearts️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
امروز به جبران دیروز دو پارت داریم حمایت کنید
. از یه ساقی نباید بیشتر از این توقع داشت. فقط حیف که ازم آتو داشت وگرنه خیلی وقت پیش ردش کرده بودم.
-منم حالم خوبه، حال شما چطوره آرمان خان؟
-مزه نریز! میگم چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟
-دستم بند بود.
-بند چی؟ بچه داری؟ شوهرداری؟ سر کار میری یا درس میخونی؟ تو که ول ول میگردی!
-ول کن این حرفها رو. چیکار داشتی باهام؟
-بپوش دارم میام دنبالت.
اصلاً حوصلش رو نداشتم. صدام رو نازک کردم و با ناز گفتم:
-آرمان جونی... آرمان خوشگلم...
آرمان که کاملا با شیوههای من آشنا بود گفت:
-بنال ببینم چه زری میزنی؟
-آرمان جونم نمیتونم بیام. بابام خونه است.
هر چند که دروغ میگفتم.
- امروز پارتی میرم، باید یه نفرو با خودم ببرم.
-تو این همه دوست دختر داری یکیشونو وردار با خودت ببر.
-نمیشه تو باید بیای.
-آخه بابامو چه جوری بپیچونم؟
-همین که گفتم.
بغض کردم و فیلم بازی کردم.
-آرمان به خدا نمیتونم.
-نکنه میخوای بیام دم خونتون؟
-اه بابا ول کن دیگه!
آرمان کم مونده بود قاطی کنه.
-برای دمیرخان که خوب میتونی؟ اگه بگه همین الان بیا، با سر میدویی میری. به ما میرسی نمیای؟
نفس حرصیم رو بیرون دادم.
-نخیر برای اونم همینجوریه. مامان بابام چند وقته بهم گیر دادن نمیتونم بیام.
-اَه بابا تو هم که گند زدی تو احوال ما! اصلاً لازم نکرده بیای.
و گوشی رو بدون هیچ حرف دیگهای قطع کرد. همونجا زانوهامو خم کردم و به دیوار تکیه دادم. باید هر چه زودتر یه فکر عاجل میکردم. دیگه واقعا نمیتونستم آرمان رو تحمل کنم. تفاوت دمیر با آرمان زمین تا آسمون بود. کم کم داشتم میفهمیدم چه خبط بزرگی کردم. چقدر دمیر مودب بود! باهوش و وفادار؛ اما آرمان مثل یه اختاپوس به دورم حلقه زده بود و اجازه نمیداد حتی نفس بکشم. حالم رو به هم میزد و ازش متنفر بودم. روزای اول که باهاش رفیق شدم فکر میکردم آدم باحالیه و در کنارش بهم خوش میگذره؛ اما حالا میدیدم نه. من دمیر رو میخوام. همون پسر سادهای که خودم سر به راهش کردم. همون کسی که این حلقه رو برام گرفته بود. حالا بعد از چند وقت میفهمیدم چقدر دمیر برام ارزش داره.
با صدای مامان حلقه رو از دستم درآوردم و تو انگشت اشاره ام کردم. دوست نداشتم بفهمن و شک کنن. از جا بلند شدم و موهام رو جمع کردم. جلوی آینه وایسادم و نگاهی به ظاهرم انداختم. در مقابل نجلا من خیلی بد ه.یکل بودم.
. از یه ساقی نباید بیشتر از این توقع داشت. فقط حیف که ازم آتو داشت وگرنه خیلی وقت پیش ردش کرده بودم.
-منم حالم خوبه، حال شما چطوره آرمان خان؟
-مزه نریز! میگم چرا گوشیت رو جواب نمیدی؟
-دستم بند بود.
-بند چی؟ بچه داری؟ شوهرداری؟ سر کار میری یا درس میخونی؟ تو که ول ول میگردی!
-ول کن این حرفها رو. چیکار داشتی باهام؟
-بپوش دارم میام دنبالت.
اصلاً حوصلش رو نداشتم. صدام رو نازک کردم و با ناز گفتم:
-آرمان جونی... آرمان خوشگلم...
آرمان که کاملا با شیوههای من آشنا بود گفت:
-بنال ببینم چه زری میزنی؟
-آرمان جونم نمیتونم بیام. بابام خونه است.
هر چند که دروغ میگفتم.
- امروز پارتی میرم، باید یه نفرو با خودم ببرم.
-تو این همه دوست دختر داری یکیشونو وردار با خودت ببر.
-نمیشه تو باید بیای.
-آخه بابامو چه جوری بپیچونم؟
-همین که گفتم.
بغض کردم و فیلم بازی کردم.
-آرمان به خدا نمیتونم.
-نکنه میخوای بیام دم خونتون؟
-اه بابا ول کن دیگه!
آرمان کم مونده بود قاطی کنه.
-برای دمیرخان که خوب میتونی؟ اگه بگه همین الان بیا، با سر میدویی میری. به ما میرسی نمیای؟
نفس حرصیم رو بیرون دادم.
-نخیر برای اونم همینجوریه. مامان بابام چند وقته بهم گیر دادن نمیتونم بیام.
-اَه بابا تو هم که گند زدی تو احوال ما! اصلاً لازم نکرده بیای.
و گوشی رو بدون هیچ حرف دیگهای قطع کرد. همونجا زانوهامو خم کردم و به دیوار تکیه دادم. باید هر چه زودتر یه فکر عاجل میکردم. دیگه واقعا نمیتونستم آرمان رو تحمل کنم. تفاوت دمیر با آرمان زمین تا آسمون بود. کم کم داشتم میفهمیدم چه خبط بزرگی کردم. چقدر دمیر مودب بود! باهوش و وفادار؛ اما آرمان مثل یه اختاپوس به دورم حلقه زده بود و اجازه نمیداد حتی نفس بکشم. حالم رو به هم میزد و ازش متنفر بودم. روزای اول که باهاش رفیق شدم فکر میکردم آدم باحالیه و در کنارش بهم خوش میگذره؛ اما حالا میدیدم نه. من دمیر رو میخوام. همون پسر سادهای که خودم سر به راهش کردم. همون کسی که این حلقه رو برام گرفته بود. حالا بعد از چند وقت میفهمیدم چقدر دمیر برام ارزش داره.
با صدای مامان حلقه رو از دستم درآوردم و تو انگشت اشاره ام کردم. دوست نداشتم بفهمن و شک کنن. از جا بلند شدم و موهام رو جمع کردم. جلوی آینه وایسادم و نگاهی به ظاهرم انداختم. در مقابل نجلا من خیلی بد ه.یکل بودم.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
تا چند وقت قبل منم نمیدونستم کاشت ناخن اینهمه مدل دارهlollipopcandynail_care
الان دیگه یه مدلای ناخنهایی میزنم دهن همه وا میمونهworriedfrowning
دوستم هرچی ازم میپرسه از کجا ایده هارو میگیری نمیگم
یه روز دیگه خیلی اصرار کرد بهش گفتم. الان فهمیده که تموم ایده های ناخن رو از این کانال ور میدارم flushedxpoint_down
@ tarh_e_nakhon
@ tarh_e_nakhon
@ tarh_e_nakhon
زود عضو شید پاک کنم
آموزش کاشت ناخن و طرحی رو ناخن از صفر تا صدheartpulse"
واخ قلبم ناخنای کیوت و مودشوووو🥺two_hearts dangochocolate_bar
nail_carenail_carenail_carenail_careringringringnail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_careringringringnail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_careringringringnail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_care
point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻بزن رو ناخن ها point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻
الان دیگه یه مدلای ناخنهایی میزنم دهن همه وا میمونهworriedfrowning
دوستم هرچی ازم میپرسه از کجا ایده هارو میگیری نمیگم
یه روز دیگه خیلی اصرار کرد بهش گفتم. الان فهمیده که تموم ایده های ناخن رو از این کانال ور میدارم flushedxpoint_down
@ tarh_e_nakhon
@ tarh_e_nakhon
@ tarh_e_nakhon
زود عضو شید پاک کنم
آموزش کاشت ناخن و طرحی رو ناخن از صفر تا صدheartpulse"
واخ قلبم ناخنای کیوت و مودشوووو🥺two_hearts dangochocolate_bar
nail_carenail_carenail_carenail_careringringringnail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_careringringringnail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_careringringringnail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_carenail_care
point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻بزن رو ناخن ها point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻point_up_2🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
پر مدلهای ناخن
🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇
کلی ایده دیزایین ناخن nail_care🏻
🎖🎖🎖🎖🎖🎖🎖🎖🎖
کانال دیزاین ناخن و استایل های خفن،
zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️
•°امیدوارم در کنار هم خوش بگذرونیم.
artartartartartartartartartartartart
منبع ایده ناخن 🩷heart️🧡yellow_heartgreen_heart🩵blue_heartpurple_heart🖤
ایده های جدید رو میتونی اینجاپیدا کنی 🥹sparkles️
two_heartsrevolving_heartsheartbeatheartpulsesparkling_heartcupidtwo_heartsrevolving_heartsheartbeatheartpulsesparkling_heartcupid
🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇🥇
کلی ایده دیزایین ناخن nail_care🏻
🎖🎖🎖🎖🎖🎖🎖🎖🎖
کانال دیزاین ناخن و استایل های خفن،
zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️zap️
•°امیدوارم در کنار هم خوش بگذرونیم.
artartartartartartartartartartartart
منبع ایده ناخن 🩷heart️🧡yellow_heartgreen_heart🩵blue_heartpurple_heart🖤
ایده های جدید رو میتونی اینجاپیدا کنی 🥹sparkles️
two_heartsrevolving_heartsheartbeatheartpulsesparkling_heartcupidtwo_heartsrevolving_heartsheartbeatheartpulsesparkling_heartcupid
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
داشتن باور مثبت
مثل آب دادن به یک دانه است
در ابتدا چیزی مشخص نمیشود
اما بعد از مدتی
میوه باور مثبتتان را
خواهید چشید...
••
مثل آب دادن به یک دانه است
در ابتدا چیزی مشخص نمیشود
اما بعد از مدتی
میوه باور مثبتتان را
خواهید چشید...
••
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
🛑ذکری که بلدوزری مسیر زندگی رو صاف میکنهflushed
●ذکر آسونی هست که از زبان استاد دانشمند اونو میشنویم و موجب برکات زیادی در زندگی استاد دانشمند شده.
برای دیدن ذکر point_downpoint_downpoint_down
https://rubika.ir/joinc/CJFJBE0NQRIGGZUROZGASXINWMGOJSZR
red_circleکانالش عاااالیه عضو بشید point_up️
●ذکر آسونی هست که از زبان استاد دانشمند اونو میشنویم و موجب برکات زیادی در زندگی استاد دانشمند شده.
برای دیدن ذکر point_downpoint_downpoint_down
https://rubika.ir/joinc/CJFJBE0NQRIGGZUROZGASXINWMGOJSZR
red_circleکانالش عاااالیه عضو بشید point_up️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
راز موفقیت استاد دانشمند: ذکری که مسیر را صاف میکند
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
.زنداییم زود نشست روی زمین،سعید خیلی گرفته بود،انگار توی مغزش دنبال کلمه میگشت ولی نمیتونست پیدا کنه،باکلافگی گفتم:آقاسعید توروخدا بگید چی شده؟دلشوره گرفتم.
سرشو بلندکرد،یکم نگاهم کردو گفت:الهه خانم،قاضی برای پرونده مادروپدروبرادرتون حکم صادر کرده.
یه دفعه قلبم ریخت،مشتمو گره کردمو گفتم:چه حکمی آقاسعید؟چی صادر کرده؟
دوباره سرشو انداخت پایینو آروم گفت:متاسفانه مقدار جنسی که تو خونتون پیدا کردن زیاد بوده(سه کیلو و هفتصد گرم ه.ر.و.ئ.ی.ن بوده)،برای برادرتون حکم حبس ابد صادر شده،پدرومادرتونم پنج و هفت سال حبس میشن.
زنداییم یهو محکم زد به صورتشو بادلهره گفت:اوا،خاک تو سرم،حالا باید چیکار کنن؟
بغض عجیبی گلومو گرفت،برادرم به من بد کرده بود اما اون لحظه انگار تمام گذشته خودمو برادرم اومد جلوی چشمام،یادم اومد وقتی بچه بودیم باهم بازی میکردیم،اونموقع برادرم مع.تاد نبود،سالم بود،مثل من،مثل الهام،اما بعدها بابام تشویقش کرد که مصرف کنه،حتی بارها با مامانم منو الهامم تشویق کرده بودن مصرف کنیم،اما الهام جلوشونو گرفته بود.
بیاختیار اشک از چشمام جاری شد،به سعید نگاه میکردم،اما حواسم پیش برادرم بود،از نظرم حق بابام بود که حبس ابد بگیره.
یکم که گذشت باتکون دادن زنداییم به خودم اومدم،باغصه صدام میزدو ازم میخواست لیوان آبی که تو دستش بود ازش بگیرمو چندقطره بخورم،آبو از دست زنداییم گرفتمو یه قلپ خوردم،اما انگار توی گلوم سنگ گیر کرده بود،آب از گلوم پایین نمیرفت،همچنان بیاراده اشک میریختم،یهو سعید باناراحتی گفت:ببخشید،من نمیخواستم ناراحتتون کنم،اما باید بهتون میگفتم...
به زور دهنمو باز کردمو گفتم:اما همه جنسا برای بابامه،داداشم فقط به حرفای بابام گوش میداد....
همونموقع زدم زیر گریه،سعید چهرش رفت توهم،سرشو باناراحتی تکون دادو گفت:قاضی طبق شواهدی که به دست آورده حکم داده الهه خانم.
شدت گریهم بیشتر شد،داد زدمو گفتم:اما شواهدش اشتباهه آقاسعید،این شواهدم مثل شواهدی که برای مرگ الهام به دست آوردن اشتباهه.
سعید از جاش بلند شد،اومد نزدیکم،بامهربونی گفت:گریه نکنید الهه خانم،بیاید باهم بریم بیرون یه دوری بزنیم،شاید حالتون بهتر شد،با گریه چیزی تغییر نمیکنه.
ازشدت گریه شونههام تکون میخورد،نمیتونستم جلوی گریهمو بگیرم،زنداییم زود گفت:آره دخترم،با سعیدآقا برو یه دوری بزن،یه هوایی بخور بلکه آروم بشی،منم به داییت میگم فردا بره دادگاه ببینه اوضاع از چه قراره،ان شاالله همشون آزاد میشن برمیگردن خونه،غصه نخور،همه چیز درست میشه...
سرشو بلندکرد،یکم نگاهم کردو گفت:الهه خانم،قاضی برای پرونده مادروپدروبرادرتون حکم صادر کرده.
یه دفعه قلبم ریخت،مشتمو گره کردمو گفتم:چه حکمی آقاسعید؟چی صادر کرده؟
دوباره سرشو انداخت پایینو آروم گفت:متاسفانه مقدار جنسی که تو خونتون پیدا کردن زیاد بوده(سه کیلو و هفتصد گرم ه.ر.و.ئ.ی.ن بوده)،برای برادرتون حکم حبس ابد صادر شده،پدرومادرتونم پنج و هفت سال حبس میشن.
زنداییم یهو محکم زد به صورتشو بادلهره گفت:اوا،خاک تو سرم،حالا باید چیکار کنن؟
بغض عجیبی گلومو گرفت،برادرم به من بد کرده بود اما اون لحظه انگار تمام گذشته خودمو برادرم اومد جلوی چشمام،یادم اومد وقتی بچه بودیم باهم بازی میکردیم،اونموقع برادرم مع.تاد نبود،سالم بود،مثل من،مثل الهام،اما بعدها بابام تشویقش کرد که مصرف کنه،حتی بارها با مامانم منو الهامم تشویق کرده بودن مصرف کنیم،اما الهام جلوشونو گرفته بود.
بیاختیار اشک از چشمام جاری شد،به سعید نگاه میکردم،اما حواسم پیش برادرم بود،از نظرم حق بابام بود که حبس ابد بگیره.
یکم که گذشت باتکون دادن زنداییم به خودم اومدم،باغصه صدام میزدو ازم میخواست لیوان آبی که تو دستش بود ازش بگیرمو چندقطره بخورم،آبو از دست زنداییم گرفتمو یه قلپ خوردم،اما انگار توی گلوم سنگ گیر کرده بود،آب از گلوم پایین نمیرفت،همچنان بیاراده اشک میریختم،یهو سعید باناراحتی گفت:ببخشید،من نمیخواستم ناراحتتون کنم،اما باید بهتون میگفتم...
به زور دهنمو باز کردمو گفتم:اما همه جنسا برای بابامه،داداشم فقط به حرفای بابام گوش میداد....
همونموقع زدم زیر گریه،سعید چهرش رفت توهم،سرشو باناراحتی تکون دادو گفت:قاضی طبق شواهدی که به دست آورده حکم داده الهه خانم.
شدت گریهم بیشتر شد،داد زدمو گفتم:اما شواهدش اشتباهه آقاسعید،این شواهدم مثل شواهدی که برای مرگ الهام به دست آوردن اشتباهه.
سعید از جاش بلند شد،اومد نزدیکم،بامهربونی گفت:گریه نکنید الهه خانم،بیاید باهم بریم بیرون یه دوری بزنیم،شاید حالتون بهتر شد،با گریه چیزی تغییر نمیکنه.
ازشدت گریه شونههام تکون میخورد،نمیتونستم جلوی گریهمو بگیرم،زنداییم زود گفت:آره دخترم،با سعیدآقا برو یه دوری بزن،یه هوایی بخور بلکه آروم بشی،منم به داییت میگم فردا بره دادگاه ببینه اوضاع از چه قراره،ان شاالله همشون آزاد میشن برمیگردن خونه،غصه نخور،همه چیز درست میشه...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
red_circleتاجری بودعقیم. هرچه زن می گرفت بچه اش نمی شد و زنها را روی اصل نزاییدن با زور طلاق می داد. بعد از اینکه چند زن گرفت و طلاق داد، دختری را عقد کرد. این دختر مادری داشت آتشپاره و خیلی زرنگ. دختر که به خانه تاجر رفت یک هفته بعد از آن مادرش قدری خمیر درست کرد و روی شکم دخترش گذاشت و رویش پوست کشید و به دختر گفت:« هروقت که تاجر به خانه آمد به او بگو من بچه دار هستم.»flushed دختر گفت:« مادرجان، من که بچه ندارم. تو قدری خمیر روی شکم من گذاشته ای. من چطور بگویم بچه دارم؟»runner♂️
مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد.
تاجر که شب به خانه آمد، ....
*10*point_leftادامه داستان..
https://rubika.ir/joinc/DCJEBHAG0ALRZUFDWJPWODWOKUGOQKXA
مادرگفت:« نترس بچه خمیره، خدا کریمه» و هر طوری بود دختر را متقاعد کرد.
تاجر که شب به خانه آمد، ....
*10*point_leftادامه داستان..
https://rubika.ir/joinc/DCJEBHAG0ALRZUFDWJPWODWOKUGOQKXA
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
heart️fire بوسه بعد از طلاق
برگه طلاق را امضا کردیم و طلاق انجام شد دیگه تحمل زندگی با یک زن سرطانی رو نداشتم ….. وقتی خواستیم از دفتر طلاق خارج بشیم نسرین یهو اومد جلو بدون مقدمه گفت منو ببوس….
من گیج شده بودم ! نمیدونم هدفش چی بود چون از هم جدا شده بودیم دیگه محرم نبودیم ولی رفتم جلو ازش علت درخواستش رو پرسیدم!
گفت تحملشو داری؟؟گفتم آره بگو…گفت.....
ادامه ی داستان. arrow_right
https://rubika.ir/joinc/DCJEBHAG0ALRZUFDWJPWODWOKUGOQKXA
برگه طلاق را امضا کردیم و طلاق انجام شد دیگه تحمل زندگی با یک زن سرطانی رو نداشتم ….. وقتی خواستیم از دفتر طلاق خارج بشیم نسرین یهو اومد جلو بدون مقدمه گفت منو ببوس….
من گیج شده بودم ! نمیدونم هدفش چی بود چون از هم جدا شده بودیم دیگه محرم نبودیم ولی رفتم جلو ازش علت درخواستش رو پرسیدم!
گفت تحملشو داری؟؟گفتم آره بگو…گفت.....
ادامه ی داستان. arrow_right
https://rubika.ir/joinc/DCJEBHAG0ALRZUFDWJPWODWOKUGOQKXA
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
rotating_lightروغن ختمالشفا، لاغری موضعی، بدون رژیم و ورزش، کشف حکیم خیراندیش🇮🇷:
incoming_envelopeحکیم خیراندیش در صدا سیما: این روغن تو 20 روز، جوری شکم پهلوتو از بین میبره، انگار پیکرتراشی کردی، و هیچ بازگشتی هم ندارهflushedflushed
small_red_triangle_downبرای دریافت محصول و مشاوره رایگان روی لینک زیر بزنید :small_red_triangle_downpoint_down
https://app.epoll.ir/93034925
https://app.epoll.ir/93034925
https://app.epoll.ir/93034925
incoming_envelopeحکیم خیراندیش در صدا سیما: این روغن تو 20 روز، جوری شکم پهلوتو از بین میبره، انگار پیکرتراشی کردی، و هیچ بازگشتی هم ندارهflushedflushed
small_red_triangle_downبرای دریافت محصول و مشاوره رایگان روی لینک زیر بزنید :small_red_triangle_downpoint_down
https://app.epoll.ir/93034925
https://app.epoll.ir/93034925
https://app.epoll.ir/93034925
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
جادوی روغن ختمالشفا: شکم تخت در ۲۰ روز، بدون رژیم و ورزش!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
••
🥀نقش او در چشم ما
هر روز خوشتر میشود
••
🥀نقش او در چشم ما
هر روز خوشتر میشود
••
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
sparkles فقط یه شب بزن…
صبح از آینه میپرسی:
«واقعاً این پوسـت صاف و روشن مال منه؟!» flushedfire
xخط لبخند؟ خط اخم ؟
خطوط پیشانی؟ افتادگی پوست و پلک؟
white_check_mark همه برای همیشه نــابود میشن
— بدون برگشـت، بدون عوارض! 100
herb فرمول گیـاهی و وارداتی
lock تـأییدشده توسط مـتخصصها
droplet حتی پوستهای فوق حساس هم
rotating_light این محـصول خاص و نایابه!
عدد « ۷ » بفرست برامpoint_down🏻
@Arya9095
small_red_triangle_downلینک کانال ماpoint_down🏻
https://rubika.ir/joinc/EDDDDAEE0UAEBFNZYMADNTGBXOLZXEYX
صبح از آینه میپرسی:
«واقعاً این پوسـت صاف و روشن مال منه؟!» flushedfire
xخط لبخند؟ خط اخم ؟
خطوط پیشانی؟ افتادگی پوست و پلک؟
white_check_mark همه برای همیشه نــابود میشن
— بدون برگشـت، بدون عوارض! 100
herb فرمول گیـاهی و وارداتی
lock تـأییدشده توسط مـتخصصها
droplet حتی پوستهای فوق حساس هم
rotating_light این محـصول خاص و نایابه!
عدد « ۷ » بفرست برامpoint_down🏻
@Arya9095
small_red_triangle_downلینک کانال ماpoint_down🏻
https://rubika.ir/joinc/EDDDDAEE0UAEBFNZYMADNTGBXOLZXEYX
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
فقط یه شب بزن… صبح با پوستِ شوکهکننده بیدار شو!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
༻•❀•༺
beginnerچند روش توسل به امام حسن
مجتبی (ع) که خیلی مجربه
black_small_square️یکمرتبه سوره حمد+۷مرتبه
توحید+۱۴ صلوات
black_small_square️یکمرتبه سوره یس+۱۰۰۰مرتبه صلوات
black_small_square️۲۷۰ مرتبه :اللّهمّ صلِّ عَلَى فاطِمَهَ وَ
أبِیها وَ بَعلِها وَ بَنیها بِعَدَدِ ما أحاطَ بِه
عِلمُک» هدیه به کریم اهل بیت(ع)
small_blue_diamond نمازِ توسل به محضر مقدس امام
حسن مجتبی علیه السلام:
black_small_square️دو رکعت نماز جهت هدیه برای امام
حسن بخوانید و
black_small_square️بعد از تسبیحات حضرت زهراء ۲۷۰
مرتبه صلوات برای آنحضرت بفرستید و
black_small_square️بعد حدیث شریف کساء را به نیابت
آنحضرت بخوانید و
black_small_square️سپس مقداری روضه آنحضرت را نزد
خود زمزمه کنید تا مقداری اشک جاری
بشود سپس حاجت خود را از آن حضرت
بخواهید.
black_small_square️چنانچه مقداری طعام ، اگرچه کم در
منزل خودتان پخته شود و به نیّت
آنحضرت بیرون بدهید نورٌ علی نور می
باشد، اسرار این ختم نزد اهلش محفوظ
می باشد.
green_bookمنبع:نسیم های گرهگُشا ص ۶۶
سوال؟ درد دل؟ خاطره خندهدار؟ یا یک تجربه تلخ و شیرین؟ اینجا نقطه شروع گفتگوست. پیام بدین! speech_balloon
↬ @nasiim_banoo ↫
leavescherry_blossom✿●•۰▬▬▬▬▬▬▬▬▬
↬ @tajrobiat_Zanane↫
beginnerچند روش توسل به امام حسن
مجتبی (ع) که خیلی مجربه
black_small_square️یکمرتبه سوره حمد+۷مرتبه
توحید+۱۴ صلوات
black_small_square️یکمرتبه سوره یس+۱۰۰۰مرتبه صلوات
black_small_square️۲۷۰ مرتبه :اللّهمّ صلِّ عَلَى فاطِمَهَ وَ
أبِیها وَ بَعلِها وَ بَنیها بِعَدَدِ ما أحاطَ بِه
عِلمُک» هدیه به کریم اهل بیت(ع)
small_blue_diamond نمازِ توسل به محضر مقدس امام
حسن مجتبی علیه السلام:
black_small_square️دو رکعت نماز جهت هدیه برای امام
حسن بخوانید و
black_small_square️بعد از تسبیحات حضرت زهراء ۲۷۰
مرتبه صلوات برای آنحضرت بفرستید و
black_small_square️بعد حدیث شریف کساء را به نیابت
آنحضرت بخوانید و
black_small_square️سپس مقداری روضه آنحضرت را نزد
خود زمزمه کنید تا مقداری اشک جاری
بشود سپس حاجت خود را از آن حضرت
بخواهید.
black_small_square️چنانچه مقداری طعام ، اگرچه کم در
منزل خودتان پخته شود و به نیّت
آنحضرت بیرون بدهید نورٌ علی نور می
باشد، اسرار این ختم نزد اهلش محفوظ
می باشد.
green_bookمنبع:نسیم های گرهگُشا ص ۶۶
سوال؟ درد دل؟ خاطره خندهدار؟ یا یک تجربه تلخ و شیرین؟ اینجا نقطه شروع گفتگوست. پیام بدین! speech_balloon
↬ @nasiim_banoo ↫
leavescherry_blossom✿●•۰▬▬▬▬▬▬▬▬▬
↬ @tajrobiat_Zanane↫
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
xxکاشت مژه ممنوع xx
firefireباورم نمیشد فقط با یه روغن تو کمترین زمان مژه هام پرپشت و بلند بشهsunglassessunglasses
اگه تو هم از اکستنشن و کاشت و مژه های مصنوعی و کم پشت خسته شدی یه پیشنهاد خفن برات دارمwink
▣⃢ دیگه لازم نیست ساعتها تو آرایشگاه وقتتو هدر بدی و هر ماه کلی هزینه کنی،مژه هاتم بریزهsmirkunamused
کافیه یه دوره از روغن تقویت کننده مژه استفاده کنی و یه عمر مژه های بلند و پرپشت و طبیعی و دائمی، داشته باشی🤗
آیدی مشاورهpoint_down
id @masoumehkhodaverdillo
phone️09120841843
@clinkzibiyi point_leftکانال رضایت
firefireباورم نمیشد فقط با یه روغن تو کمترین زمان مژه هام پرپشت و بلند بشهsunglassessunglasses
اگه تو هم از اکستنشن و کاشت و مژه های مصنوعی و کم پشت خسته شدی یه پیشنهاد خفن برات دارمwink
▣⃢ دیگه لازم نیست ساعتها تو آرایشگاه وقتتو هدر بدی و هر ماه کلی هزینه کنی،مژه هاتم بریزهsmirkunamused
کافیه یه دوره از روغن تقویت کننده مژه استفاده کنی و یه عمر مژه های بلند و پرپشت و طبیعی و دائمی، داشته باشی🤗
آیدی مشاورهpoint_down
id @masoumehkhodaverdillo
phone️09120841843
@clinkzibiyi point_leftکانال رضایت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
♥️ تجربیات زنانه ♥️
مژههای بلند و پرپشت فقط با یک روغن؛ خداحافظ اکستنشن و کاشت! @masoumehkhodaverdillo
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA39Kدنبال کننده
﴾﷽﴿
green_heart اَلّلهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجْ green_heart
.
جایی برای گفتوگو، تجربه، و مشاوره زنانه.
با احترام، بیقضاوت، با گوش شنوا speech_balloon
.
تبلیغات #گسترده و #محدود نسیم بهشت point_down
.
id @tablighat_behesht
.
191890
.
مشاهده کانال پیامرسان
green_heart اَلّلهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجْ green_heart
.
جایی برای گفتوگو، تجربه، و مشاوره زنانه.
با احترام، بیقضاوت، با گوش شنوا speech_balloon
.
تبلیغات #گسترده و #محدود نسیم بهشت point_down
.
id @tablighat_behesht
.
191890
.