۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
#پاسخ_اعضا sparkles
سلام .در جواب خانمی که گفتن انگشتر تو دستش گیر کرده عزیز شما میتونین زنگ بزنین خدمات آتشنشانی اونا خودشون براتون درمیاره ما یکی از فامیل هامون اینجوری بود زنگ زد خدمات آتش نشانی اومدن درش اوردن.بندازی پشت گوش برات دردسر ساز میشه بعدا انگشتت کبود میشه عفونت میکنه
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
سلام .در جواب خانمی که گفتن انگشتر تو دستش گیر کرده عزیز شما میتونین زنگ بزنین خدمات آتشنشانی اونا خودشون براتون درمیاره ما یکی از فامیل هامون اینجوری بود زنگ زد خدمات آتش نشانی اومدن درش اوردن.بندازی پشت گوش برات دردسر ساز میشه بعدا انگشتت کبود میشه عفونت میکنه
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
rocket یادگیری مکالمه انگلیسی در ۹۰ روز حتی از صفر
boomمن کتایون هستم کمکت میکنم توی فقط ۹۰ روز به مکالمه روان انگلیسی برسی
بدون حفظ لغتهای بیفایده و کلاسهای خستهکننده!heart_eyes
gift فقط امروز برای تعداد محدودی:
3 جلسه آموزش ویدئویی + مشاوره تخصصی رایگان
star2 تا الان بیش از ۲۰,۰۰۰ نفر با همین برنامه انگلیسی رو شروع و تقویت کردن.
برای شروع کافیه روی لینک پایین بزنیpoint_down🏻
https://survey.porsline.ir/s/B3SG6UnE?utm_source=rubika&utm_medium=rubikab&utm_campaign=rubika
boomمن کتایون هستم کمکت میکنم توی فقط ۹۰ روز به مکالمه روان انگلیسی برسی
بدون حفظ لغتهای بیفایده و کلاسهای خستهکننده!heart_eyes
gift فقط امروز برای تعداد محدودی:
3 جلسه آموزش ویدئویی + مشاوره تخصصی رایگان
star2 تا الان بیش از ۲۰,۰۰۰ نفر با همین برنامه انگلیسی رو شروع و تقویت کردن.
برای شروع کافیه روی لینک پایین بزنیpoint_down🏻
https://survey.porsline.ir/s/B3SG6UnE?utm_source=rubika&utm_medium=rubikab&utm_campaign=rubika
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
point_up🏻🪷point_up🏻🪷point_up🏻gift
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
شروع سرگذشت زیبای #رویا
خیلی کوچیک بودم که پدر و مادرمو توی اون مسافرتی که قرار بود کلی خوش بگذره بهمون فوت میکنن و این میشه شروع بدبختی و آوارگی من...
خیلی کوچیک بودم که پدر و مادرمو توی اون مسافرتی که قرار بود کلی خوش بگذره بهمون فوت میکنن و این میشه شروع بدبختی و آوارگی من...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
بالاخرهbangbang️bangbang️
no_entry️تولیدی کارهای مزونی و جواهردوزی no_entry️
رو پیدا کردم 🥳🥳dancer🏻dancer🏻
باورت میشه کارهایی که بالای ۱۰ ۲۰میلیونهbangbang️ اینجا با زیر یک میلیون white_check_mark️
پرداخت درب منزلscream
https://rubika.ir/joinc/CGGEJDII0OSSLPCDAISWXNNWLCGNNMZI
همین حالا عضو شو که نزدیک #محرمه
کلی کار قشنگ محرمی اوردهheart_eyes
no_entry️تولیدی کارهای مزونی و جواهردوزی no_entry️
رو پیدا کردم 🥳🥳dancer🏻dancer🏻
باورت میشه کارهایی که بالای ۱۰ ۲۰میلیونهbangbang️ اینجا با زیر یک میلیون white_check_mark️
پرداخت درب منزلscream
https://rubika.ir/joinc/CGGEJDII0OSSLPCDAISWXNNWLCGNNMZI
همین حالا عضو شو که نزدیک #محرمه
کلی کار قشنگ محرمی اوردهheart_eyes
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
به چند نفر خانم برای بسته بندی لباس زنانه نیازمندیم scream
کار در منزل خودتان هست و پرداخت حقوق روزانهok_handwhite_check_mark
استخدام رایگان بدون هیچ هزینه ای white_check_markwhite_check_mark
https://rubika.ir/joinc/CGGEJDII0OSSLPCDAISWXNNWLCGNNMZI
تعداد محدوددxx
کار در منزل خودتان هست و پرداخت حقوق روزانهok_handwhite_check_mark
استخدام رایگان بدون هیچ هزینه ای white_check_markwhite_check_mark
https://rubika.ir/joinc/CGGEJDII0OSSLPCDAISWXNNWLCGNNMZI
تعداد محدوددxx
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
گفتم : یک ماهی میشه یعنی فردا یک ماه میشه!
حمیرا گفت :کی می خوای بری ؟ من به مامان گفتم به خدا حوصله ی مهمون ندارم خوب برو پیش هادی اون نره خر داره چیکار می کنه که خواهرشو ول کرده بی غیرت …نمیشه که سر بار ما باشی !
انگار یک دیگ آب سرد ریختن رو من….
علیرضا خان گفت حمیرا چی بهت گفتم ؟ اون ازین به بعد با ما زندگی می کنه نگفتم ؟ اینجا دیگه خونه ی اونم هست روشنه بابا جان ؟!
_چه می دونم ما همیشه یک سر خر داریم دکتر اینجا چی می خوای دیگه برو تا به من قرص ندی خیالت راحت نمیشه؟ …
دکتر خندید و گفت نهار دعوت دارم حمیرا خانم!
از حرف دکتر خوشم اومد با خودم گفتم منم باید مثل اون جوابشو بدم ولی حمیرا دیگه با من حرف نزد و بطور کلی منو ندید گرفت انگار نیستم ..!
با ایرج و عمه حرف می زد می رفت تو آشپز خونه و برای خودش چیزی میاورد اونقدر طبیعی رفتار می کرد که اصلا معلوم نبود اون ناراحتی روحی داره ، فقط بی نهایت لاغر شده بود،!
تورج هم رسید و از دیدن حمیرا که به اون خوبی به نظر میومد خوشحال شد رفت بغلش کرد و چند بار اونو بوسید!
میز تو نهار خوری چیده شد به خاطر دکتر، و من برای کمک به عمه رفتم!
حمیرا مدام حرف می زد و آروم به نظر میرسید ولی من دیدم که دستش می لرزه!
می دونستم که ازین به بعد باید ازش دوری کنم این کار آسونی نبود با اون زیر یک سقف زندگی کردن برای من!
بعد از غذا بلند شدم که کمک کنم اونم بلند شد و دیس پلو رو برداشت و نگاه بدی به من کرد و گفت بزار زمین به تو چه من خودم می برم،!
حمیرا گفت :کی می خوای بری ؟ من به مامان گفتم به خدا حوصله ی مهمون ندارم خوب برو پیش هادی اون نره خر داره چیکار می کنه که خواهرشو ول کرده بی غیرت …نمیشه که سر بار ما باشی !
انگار یک دیگ آب سرد ریختن رو من….
علیرضا خان گفت حمیرا چی بهت گفتم ؟ اون ازین به بعد با ما زندگی می کنه نگفتم ؟ اینجا دیگه خونه ی اونم هست روشنه بابا جان ؟!
_چه می دونم ما همیشه یک سر خر داریم دکتر اینجا چی می خوای دیگه برو تا به من قرص ندی خیالت راحت نمیشه؟ …
دکتر خندید و گفت نهار دعوت دارم حمیرا خانم!
از حرف دکتر خوشم اومد با خودم گفتم منم باید مثل اون جوابشو بدم ولی حمیرا دیگه با من حرف نزد و بطور کلی منو ندید گرفت انگار نیستم ..!
با ایرج و عمه حرف می زد می رفت تو آشپز خونه و برای خودش چیزی میاورد اونقدر طبیعی رفتار می کرد که اصلا معلوم نبود اون ناراحتی روحی داره ، فقط بی نهایت لاغر شده بود،!
تورج هم رسید و از دیدن حمیرا که به اون خوبی به نظر میومد خوشحال شد رفت بغلش کرد و چند بار اونو بوسید!
میز تو نهار خوری چیده شد به خاطر دکتر، و من برای کمک به عمه رفتم!
حمیرا مدام حرف می زد و آروم به نظر میرسید ولی من دیدم که دستش می لرزه!
می دونستم که ازین به بعد باید ازش دوری کنم این کار آسونی نبود با اون زیر یک سقف زندگی کردن برای من!
بعد از غذا بلند شدم که کمک کنم اونم بلند شد و دیس پلو رو برداشت و نگاه بدی به من کرد و گفت بزار زمین به تو چه من خودم می برم،!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
🤩 #لطفا_سیگار_بکشیدgrey_exclamationsmoking
pushpinیه عمر بهمون دروغ میگفتند
small_blue_diamondفواید پنهانی سیگار ...🤐
woman⚕از زبان متخصص طب چینی
بزن روی لینک و شاخ دربیار point_down🏻
https://rubika.ir/joinc/+CJIEFEDG0MJZMUHBGIIPMMYUSJADVHDP
۳/۲۱
pushpinیه عمر بهمون دروغ میگفتند
small_blue_diamondفواید پنهانی سیگار ...🤐
woman⚕از زبان متخصص طب چینی
بزن روی لینک و شاخ دربیار point_down🏻
https://rubika.ir/joinc/+CJIEFEDG0MJZMUHBGIIPMMYUSJADVHDP
۳/۲۱
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
warning️ چرا خودارضـ..ایی باعث ایجاد فقر میشه ؟
. دیدن جواب
. دیدن جواب
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
عمه به من نگاه کرد و بهم فهموند آروم باش برو دست نزن ولی من گوش نکردم و گفتم : نه منم کمک می کنم نمیشه که بخوریم و بشینیم …!
گفت : خوب نخور مال مفت گیرت افتاده ؟!
به روی خودم نیاوردم و ظرفها رو برداشتم و بردم تو آشپزخونه ولی خودم داشتم می لرزیدم، اونم پشت سر من اومد دیس پلو و گذاشت رو میز و یکی زد تخت سینه ی من..!
آهسته گفتم این بارم ندید می گیرم ولی دفعه ی دیگه ای وجود نداره!
هیچی نگفت دوباره رفتم و بقیه رو آوردم و به مرضیه کمک کردم با خودم گفتم حالا که باید باشم؛ بزار مثل بقیه باهاش رفتار کنم الانم که همه اینجان بهترین موقع اس …!
مرضیه مشغول شستن ظرفا شد و منم یک سینی چای ریختم و بردم تو حال،
ایرج و تورج و حتی علیرضا خان ازاینکه با حمیرا اون طوری رفتار کردم ،راضی بودن ولی از جریان آشپز خونه فقط مرضیه خبر داشت،!
با چشم و ابرو بهم می فهمودن که کارخوبی کردم من دیگه از اون جو سنگین خسته شده بودم و گفتم می خوام درس بخونم و رفتم تو اتاقم!
بعد از رفتن من دکتر هم رفت علیرضا خان و بچه ها رفتن به اتاقشون،!
نشستم پشت میز راستش فقط برای اینکه ایرج خریده بود وگرنه من روی تخت عادت داشتم درس بخونم …!
کتاب هامو پهن کردم شروع کردم
با خودم گفتم رویا تو که همه ی درس هات خوب نیست اگر پزشکی قبول نشی چی ؟ خوب احتمالش می رفت…
من قبلا به خاطر حرف دبیرم و اینکه پزشکی رو دوست داشتم گفته بودم ولی خیلی توش جدی نبودم دلم شور می زد من اصلا نمی تونستم درسهای حفظ کردنی رو خوب یاد بگیرم و زبانم هم خیلی خوب نبود …
گفت : خوب نخور مال مفت گیرت افتاده ؟!
به روی خودم نیاوردم و ظرفها رو برداشتم و بردم تو آشپزخونه ولی خودم داشتم می لرزیدم، اونم پشت سر من اومد دیس پلو و گذاشت رو میز و یکی زد تخت سینه ی من..!
آهسته گفتم این بارم ندید می گیرم ولی دفعه ی دیگه ای وجود نداره!
هیچی نگفت دوباره رفتم و بقیه رو آوردم و به مرضیه کمک کردم با خودم گفتم حالا که باید باشم؛ بزار مثل بقیه باهاش رفتار کنم الانم که همه اینجان بهترین موقع اس …!
مرضیه مشغول شستن ظرفا شد و منم یک سینی چای ریختم و بردم تو حال،
ایرج و تورج و حتی علیرضا خان ازاینکه با حمیرا اون طوری رفتار کردم ،راضی بودن ولی از جریان آشپز خونه فقط مرضیه خبر داشت،!
با چشم و ابرو بهم می فهمودن که کارخوبی کردم من دیگه از اون جو سنگین خسته شده بودم و گفتم می خوام درس بخونم و رفتم تو اتاقم!
بعد از رفتن من دکتر هم رفت علیرضا خان و بچه ها رفتن به اتاقشون،!
نشستم پشت میز راستش فقط برای اینکه ایرج خریده بود وگرنه من روی تخت عادت داشتم درس بخونم …!
کتاب هامو پهن کردم شروع کردم
با خودم گفتم رویا تو که همه ی درس هات خوب نیست اگر پزشکی قبول نشی چی ؟ خوب احتمالش می رفت…
من قبلا به خاطر حرف دبیرم و اینکه پزشکی رو دوست داشتم گفته بودم ولی خیلی توش جدی نبودم دلم شور می زد من اصلا نمی تونستم درسهای حفظ کردنی رو خوب یاد بگیرم و زبانم هم خیلی خوب نبود …
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
اگر تو سِنی هستی که میخوای چیزای جدید یاد بگیری و لِول شخصیتت بالاتر بره
کانال روانشناسی دکترانوشه
پیشنهاد میشه! point_down🏼books
https://rubika.ir/joinc/EHFHJGFG0OCTMGYQTUTOEJKIJUGNISBN
با حرفاش کل فامیل رو جذب خودت کن🤫point_up_2🏻
۳/۲۱
کانال روانشناسی دکترانوشه
پیشنهاد میشه! point_down🏼books
https://rubika.ir/joinc/EHFHJGFG0OCTMGYQTUTOEJKIJUGNISBN
با حرفاش کل فامیل رو جذب خودت کن🤫point_up_2🏻
۳/۲۱
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
اینجارووووووووووneutral_faceneutral_faceneutral_faceneutral_faceneutral_facepoint_down🏻
@.d_anousheh @.d_anousheh
@.d_anousheh @.d_anousheh
بزرگسالان کلیک کنن فقط داره چی میشههه firecrypoint_up_2point_up_2🏻
بچه نیاد اصلاااااxxxxx
@.d_anousheh @.d_anousheh
@.d_anousheh @.d_anousheh
بزرگسالان کلیک کنن فقط داره چی میشههه firecrypoint_up_2point_up_2🏻
بچه نیاد اصلاااااxxxxx
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
#پاسخ_اعضا sparkles
حالا مطمئنی زود گذر نیست؟ نه اقدام نکن شاید اون کیستی بهتری داشته باشه با اینکه سنش پایین تر از شماست بعدشم اختلاف سنی زیادی خوب نیست، سخت میشه همو درک کرد حتی خیلی از جاها ممکنه درک نکنید همو
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
حالا مطمئنی زود گذر نیست؟ نه اقدام نکن شاید اون کیستی بهتری داشته باشه با اینکه سنش پایین تر از شماست بعدشم اختلاف سنی زیادی خوب نیست، سخت میشه همو درک کرد حتی خیلی از جاها ممکنه درک نکنید همو
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
rotating_light ریزش مو داری؟
اگر از شامپوها، روغنها و راهکارهای تکراری خسته شدی...
ما تو کانال «راز رویش» روشهای جدید و کاربردی تقویت مو رو آموزش میدیم؛
روشهایی که بهت کمک میکنن علت اصلی ریزش مو رو پیدا کنی و برای داشتن موهای پرپشتتر اقدام کنی.
seedling آموزشهای تخصصی
seedling راهکارهای تقویت مو
seedlingمحصولات تخصصی برای تقویت مو
seedling معرفی روشهای جدید برای کاهش ریزش ، بالا بردن ضخامت مو و رویش مجدد
ادرس کانال ( بزن رو لینک زیر ) point_down🏻
@raze_rooyesh
@raze_rooyesh
@raze_rooyesh
اگر از شامپوها، روغنها و راهکارهای تکراری خسته شدی...
ما تو کانال «راز رویش» روشهای جدید و کاربردی تقویت مو رو آموزش میدیم؛
روشهایی که بهت کمک میکنن علت اصلی ریزش مو رو پیدا کنی و برای داشتن موهای پرپشتتر اقدام کنی.
seedling آموزشهای تخصصی
seedling راهکارهای تقویت مو
seedlingمحصولات تخصصی برای تقویت مو
seedling معرفی روشهای جدید برای کاهش ریزش ، بالا بردن ضخامت مو و رویش مجدد
ادرس کانال ( بزن رو لینک زیر ) point_down🏻
@raze_rooyesh
@raze_rooyesh
@raze_rooyesh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
point_up_2point_up_2point_up_2point_up_2point_up_2point_up_2point_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
#پاسخ_اعضا sparkles
باید همدیگه رو ببینید چند ماه حرف بزنید و برید مشاوره و تست اخلاق و.. تا ببینید به هم میخورید یا نه فقط تحقیقات مهم نیست که
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
باید همدیگه رو ببینید چند ماه حرف بزنید و برید مشاوره و تست اخلاق و.. تا ببینید به هم میخورید یا نه فقط تحقیقات مهم نیست که
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
#پاسخ_اعضا sparkles
خودت خیلی خیلی مهمه که با باز بودن این خانواده می تونی کنار بیای یانه اگه نمی تونی اصلا این وصلت رونکن چون ماتو فامیل این مورد رو داریم هرموقع دور هم جمع می شیم مثلا تولدی چیزی داریم بعدش می شنویم که این زن و شوهر دعوا داشتن که چرا اینها باهم رقصیدن یا به شوهره می گه چرامنو اوردی چرا با زنها خندیدی خلاصه اوضاع جوری شده که دیگه خیلی جاها دعوت نمی شن اون هم باز باعث دعوای دیگه ای بین زنو شوهره شده
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
خودت خیلی خیلی مهمه که با باز بودن این خانواده می تونی کنار بیای یانه اگه نمی تونی اصلا این وصلت رونکن چون ماتو فامیل این مورد رو داریم هرموقع دور هم جمع می شیم مثلا تولدی چیزی داریم بعدش می شنویم که این زن و شوهر دعوا داشتن که چرا اینها باهم رقصیدن یا به شوهره می گه چرامنو اوردی چرا با زنها خندیدی خلاصه اوضاع جوری شده که دیگه خیلی جاها دعوت نمی شن اون هم باز باعث دعوای دیگه ای بین زنو شوهره شده
@tajrobeh_khanomiherb
༻༻༻༻༻༻༻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
من عاطفم، آقام بزور شوهرم داد و زندگیم رو به آتیش کشید، ولی مردی که عاشقش بودم اومد و زندگیمو قشنگ کرد!🥲
داستان من ازون روز شروع شد که یه راز 15 ساله رو فهمیدیم، خیانت آقای نامردم به ننه بیچارم که گناهش این بود دختر زاس!!🥺broken_heart
#عاطفه
بزن لایکو بریم پارتاشو بذاریم
داستان من ازون روز شروع شد که یه راز 15 ساله رو فهمیدیم، خیانت آقای نامردم به ننه بیچارم که گناهش این بود دختر زاس!!🥺broken_heart
#عاطفه
بزن لایکو بریم پارتاشو بذاریم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
زینت رفت سمته در که گفتم: راستی....
برگشت طرفم که لبخندی بهش زدم
_آبگوشته ظهریت بی نظیر بود، حرفای اعظمو گوش نکن از حسودیش همچین حرفی زد ،!
زینت خندید و رفت
حیف که نمیتونستم وگرنه با همین دستام میکشتمش،در قابلمه رو برداشتم و با دیدنه لوبیا پلو چشمام برق زد
گذاشتم رو گاز و زیرشو کم کردم ، یه گوشه نشستم و به دستام نگاه میکردم چقدر سبز شده بود که نفهمیدم چجوری خوابم برد،!
یهو با لگدی که محکم خورد به پهلوم از خواب پریدم: پاشوووووو ببینم..پاشو غذا سوخت!angry
ترسیده از جا پریدم و دره قابلمه رو برداشتم که برنجا سوخته بود،
_ اومدی اینجا خوابیدی؟؟؟!
زیرشو خاموش کردم و دستی به چشمام کشیدمو گفتم :ببخشید خیلی خسته بودم
_خسته بودی؟؟؟مگه کوه کندی از صبح تو خونه ؟؟چه غلطی میکردی ها
_کوه نکندم، یه کوه سبزی پاک میکردم
_پاشو ببینم تو غلط کردی خوابت برد که غذا بسوزه!
بی توجه بهش خواستم برم بیرونه آشپزخونه که دستمو گرفت و پیچوند که جیغی زدم و گفتم : آییییی آییییی نکن!
_حواست کدوم گوری بوده که زدی غذارو سوزوندی ها؟؟؟
-خوابم..ایییییی خوابم برد خسته بودم، آیییییی
_تو خیلی غلط کردی خوابت برد!
با دسته دیگش چنان زد تو گوشم که یه لحظه چشمام سیاهی رفت و گیج شدم.
_چیه؟؟چرا انقدر سرو صدا میکنین؟؟
صدای اعظمو که شنیدم انگار دنیارو بهم دادن، یه گوشه نشسته بودم و سرمو گذاشته بودم رو زانوهام.!
ناصر با عصبانیت گفت :اومدم میبینم مثه جنازه خوابیده و غذا هم سوخته ،خسته و کوفته از سره کار اومدم اونوقت بشینم غذایه سوخته بخورم!
برگشت طرفم که لبخندی بهش زدم
_آبگوشته ظهریت بی نظیر بود، حرفای اعظمو گوش نکن از حسودیش همچین حرفی زد ،!
زینت خندید و رفت
حیف که نمیتونستم وگرنه با همین دستام میکشتمش،در قابلمه رو برداشتم و با دیدنه لوبیا پلو چشمام برق زد
گذاشتم رو گاز و زیرشو کم کردم ، یه گوشه نشستم و به دستام نگاه میکردم چقدر سبز شده بود که نفهمیدم چجوری خوابم برد،!
یهو با لگدی که محکم خورد به پهلوم از خواب پریدم: پاشوووووو ببینم..پاشو غذا سوخت!angry
ترسیده از جا پریدم و دره قابلمه رو برداشتم که برنجا سوخته بود،
_ اومدی اینجا خوابیدی؟؟؟!
زیرشو خاموش کردم و دستی به چشمام کشیدمو گفتم :ببخشید خیلی خسته بودم
_خسته بودی؟؟؟مگه کوه کندی از صبح تو خونه ؟؟چه غلطی میکردی ها
_کوه نکندم، یه کوه سبزی پاک میکردم
_پاشو ببینم تو غلط کردی خوابت برد که غذا بسوزه!
بی توجه بهش خواستم برم بیرونه آشپزخونه که دستمو گرفت و پیچوند که جیغی زدم و گفتم : آییییی آییییی نکن!
_حواست کدوم گوری بوده که زدی غذارو سوزوندی ها؟؟؟
-خوابم..ایییییی خوابم برد خسته بودم، آیییییی
_تو خیلی غلط کردی خوابت برد!
با دسته دیگش چنان زد تو گوشم که یه لحظه چشمام سیاهی رفت و گیج شدم.
_چیه؟؟چرا انقدر سرو صدا میکنین؟؟
صدای اعظمو که شنیدم انگار دنیارو بهم دادن، یه گوشه نشسته بودم و سرمو گذاشته بودم رو زانوهام.!
ناصر با عصبانیت گفت :اومدم میبینم مثه جنازه خوابیده و غذا هم سوخته ،خسته و کوفته از سره کار اومدم اونوقت بشینم غذایه سوخته بخورم!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
اعظم نگاهه وحشتناکی بهم کرد و گفت :راست میگه پسرم؟؟؟
_خسته بودم نفهمیدم چجوری خوابم برد..
اشکامو پاک کردم که اعظم اومد طرفم و لگدی به پهلوم زد!
_بلند شو...بلند شو آبغوره نگیر برو یه املتی چیزی درست کن. یه امشبو ناصر بخاطره من ازت میگذره!
-دستم درد میکنه....
_چیشده؟؟
-دستمو پیچوند
اعظم نگاهی به دستم کرد و گفت : بلند شو ادا اصول در نیار، دردش یادت باشه تا دیگه نخوابی..حواست جمع باشه بلند شو تا دوباره اعصابش خورد نشده!!
به سختی بلند شدم و صورتمو شستم!!
گوجه هارو رنده کردم و ریختم تو تابه ناصر از خونه رفته بود بیرون دلم میخواست با همین ماهیتابه بزنم تو سرش ، حیف که جراتشو نداشتم...!
هنوز از سیلی که خورده بودم شقیقه هام نبض میزد و سرم درد میکرد ، ناصر اومد و براش سفره ی شامو انداختم
_چرا خودت نمیخوری؟؟؟
نگاهه پر نفرتی بهش کردم و گفتم: نمیخوام!
_به جهنم...
شامشو که خورد سفره رو جمع کردم و ظرفارو شستم، دستم بشدت درد میکرد و طاقت نداشتم!
با یه روسری محکم بستم تا یکم دردش آرومتر بشه گوشه ی خونه بالشت گذاشتم و دراز کشیدم، چقدر دلم الان زینتو میخواست...مهربونی هاشو...خواهرانه هاشو دلم مامانو نگرانی هاشو میخواست
تاصبح از درد خواب نیفتادم، بعد نماز صبح بود که چشمام گرم شد با صدای داد و بیداد اعظم از خواب پریدم..!!
نگاهی به اطراف کردم که چادره نمازم هنوز سرم بود و ناصر خواب بود.،
زیره لب خدارو شکری گفتم و سریع از جام بلند شدم کتری رو آب کردم و گذاشتم رو گاز و سفره ی صبحانه رو پهن کردم.!!
_خسته بودم نفهمیدم چجوری خوابم برد..
اشکامو پاک کردم که اعظم اومد طرفم و لگدی به پهلوم زد!
_بلند شو...بلند شو آبغوره نگیر برو یه املتی چیزی درست کن. یه امشبو ناصر بخاطره من ازت میگذره!
-دستم درد میکنه....
_چیشده؟؟
-دستمو پیچوند
اعظم نگاهی به دستم کرد و گفت : بلند شو ادا اصول در نیار، دردش یادت باشه تا دیگه نخوابی..حواست جمع باشه بلند شو تا دوباره اعصابش خورد نشده!!
به سختی بلند شدم و صورتمو شستم!!
گوجه هارو رنده کردم و ریختم تو تابه ناصر از خونه رفته بود بیرون دلم میخواست با همین ماهیتابه بزنم تو سرش ، حیف که جراتشو نداشتم...!
هنوز از سیلی که خورده بودم شقیقه هام نبض میزد و سرم درد میکرد ، ناصر اومد و براش سفره ی شامو انداختم
_چرا خودت نمیخوری؟؟؟
نگاهه پر نفرتی بهش کردم و گفتم: نمیخوام!
_به جهنم...
شامشو که خورد سفره رو جمع کردم و ظرفارو شستم، دستم بشدت درد میکرد و طاقت نداشتم!
با یه روسری محکم بستم تا یکم دردش آرومتر بشه گوشه ی خونه بالشت گذاشتم و دراز کشیدم، چقدر دلم الان زینتو میخواست...مهربونی هاشو...خواهرانه هاشو دلم مامانو نگرانی هاشو میخواست
تاصبح از درد خواب نیفتادم، بعد نماز صبح بود که چشمام گرم شد با صدای داد و بیداد اعظم از خواب پریدم..!!
نگاهی به اطراف کردم که چادره نمازم هنوز سرم بود و ناصر خواب بود.،
زیره لب خدارو شکری گفتم و سریع از جام بلند شدم کتری رو آب کردم و گذاشتم رو گاز و سفره ی صبحانه رو پهن کردم.!!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
فقط ۱۷ساله بودم.
قرار بود زن بابام منو بده به حاج اسمال پیرمرد بوگندو اما پولدار دهات،اما در ازای اون پسر خودش از زندون خلاص بشه.
شب خواستگاری توی اتاق اون سر حیاط خان عموم داشتم گریه میکردم که پسر جوون و شهری که دوست پسرعموم بود وارد اتاق شد و گفت:
_زار نزن دختر جون،خودم صوری عقدت میکنم که دست اون پیر مرد هیز به ناخنت هم نخوره
من فقط محو چشمهای اون پسر بود که مثل یه منجی از راه رسیده بود.
اما این شروع ماجرای من بود🥲
سرگذشت جواهر خیلی قشنگه.
یه داستان متفاوت با یه قلم قویpoint_down
point_leftادامه داستان point_right
point_leftادامه داستانpoint_right
قرار بود زن بابام منو بده به حاج اسمال پیرمرد بوگندو اما پولدار دهات،اما در ازای اون پسر خودش از زندون خلاص بشه.
شب خواستگاری توی اتاق اون سر حیاط خان عموم داشتم گریه میکردم که پسر جوون و شهری که دوست پسرعموم بود وارد اتاق شد و گفت:
_زار نزن دختر جون،خودم صوری عقدت میکنم که دست اون پیر مرد هیز به ناخنت هم نخوره
من فقط محو چشمهای اون پسر بود که مثل یه منجی از راه رسیده بود.
اما این شروع ماجرای من بود🥲
سرگذشت جواهر خیلی قشنگه.
یه داستان متفاوت با یه قلم قویpoint_down
point_leftادامه داستان point_right
point_leftادامه داستانpoint_right
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
questionآن چیست که از عسل شیرین تر است ، از خورشید سوزان تر است ، شاه نیازش دارد ، گدا آن را دارد و هر کس آن را بخورد خواهد مرد؟
.
جواب معما arrow_right️
.
point_leftعضو کانال اصلی point_right
point_leftعضو کانال اصلی point_right
.
جواب معما arrow_right️
.
point_leftعضو کانال اصلی point_right
point_leftعضو کانال اصلی point_right
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
از همون بچگی که خودم شناختم پدر مادر نداشتم و زیر دست زنعمو عفریتم بزرگ شدم🥺
خیلی وقتا زیر کتکهاش له شدم تحقیر شدم فوش و ناسزا شنیدم ولی دم نزدم و کنیزیش و کردمpensive
بزور لباس سفیدی تنم کرد و منو سر سفره عقد نشوند به خودم که اومدم دیدم زن پسر معلولی شدم که حتی نمیزاشت بهش نزدیک بشم...fire
یشب شوهر معلولم اسرار کرد تو برو چاییتو بخور من با پدرم میرم حموم، برام عجیب بود چرا با هر بهانه ای سعی داشت ازم دوری کنه، حوله برداشتم تا ببرم پشت در حموم بزارم براش که با چیزی که شنیدم موهای تنم سیخ شد این امکان نداشتfirescreampoint_down
point_leftادامه داستان point_right
point_leftادامه داستانpoint_right
سرگذشت دخترِ یتیمی به نام لالهbroken_heart
خیلی وقتا زیر کتکهاش له شدم تحقیر شدم فوش و ناسزا شنیدم ولی دم نزدم و کنیزیش و کردمpensive
بزور لباس سفیدی تنم کرد و منو سر سفره عقد نشوند به خودم که اومدم دیدم زن پسر معلولی شدم که حتی نمیزاشت بهش نزدیک بشم...fire
یشب شوهر معلولم اسرار کرد تو برو چاییتو بخور من با پدرم میرم حموم، برام عجیب بود چرا با هر بهانه ای سعی داشت ازم دوری کنه، حوله برداشتم تا ببرم پشت در حموم بزارم براش که با چیزی که شنیدم موهای تنم سیخ شد این امکان نداشتfirescreampoint_down
point_leftادامه داستان point_right
point_leftادامه داستانpoint_right
سرگذشت دخترِ یتیمی به نام لالهbroken_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
تجربه ی رابطه با مرد متاهل :
شاید بدردتون بخوره ، میرم سر اصل مطلب
من از یه آقایی خوشم اومد ایشون زنم داشت و بچه هم همینطور ولی خب من بد دوسش داشتم و انقد اذیت شدم که یه روز تصمیم گرفتم برم بهش پیام بدم و بگم حسمو اول بگم من یه دختر پونزده سالم ، خلاصه که وقتی رفتم پیام دادم خیلی پیگیر شد که من کی هستم و این حرفا تا دیگه انقد خستم کرد گفتم و اونم فهمید ، اولاش که اصلا مقاومت نکرد و میگفت من چه کمکی میتونم بهت بکنم و هیچوقت نشد حرف از مزاحم نشو و من زندگی دارمو اینا بزنه و خب منم اینو دوست داشتم بعد چند وقت نمیدونم چی شد ....
ادامه تجربه arrow_right️arrow_right️
شاید بدردتون بخوره ، میرم سر اصل مطلب
من از یه آقایی خوشم اومد ایشون زنم داشت و بچه هم همینطور ولی خب من بد دوسش داشتم و انقد اذیت شدم که یه روز تصمیم گرفتم برم بهش پیام بدم و بگم حسمو اول بگم من یه دختر پونزده سالم ، خلاصه که وقتی رفتم پیام دادم خیلی پیگیر شد که من کی هستم و این حرفا تا دیگه انقد خستم کرد گفتم و اونم فهمید ، اولاش که اصلا مقاومت نکرد و میگفت من چه کمکی میتونم بهت بکنم و هیچوقت نشد حرف از مزاحم نشو و من زندگی دارمو اینا بزنه و خب منم اینو دوست داشتم بعد چند وقت نمیدونم چی شد ....
ادامه تجربه arrow_right️arrow_right️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
مشاوره🌷 تجربیات خانومانه 🌷 تجربه زناشویی زنان
واريس چيست؟ screamscream
red_circle وقتي كه جريان گردش خون به درستي انجام نشود، رگها براثر جمع شدن خون در آنها برجسته مي شوند كه بيشتر در پاها و رانها ديده مي شود كه به آنها واريس گفته مي شودred_circle که اگه درمان نشه منجر به اتفاقات ناخوشایندی می شودcry
white_check_mark اگه از ظاهر رگ های واریسی خسته شدی و ظاهر بدنت رو خراب کردهpensivewhite_check_mark اگه درد و سنگینی پاهات اذیتت میکنه...سریع وارد این کانال شو و برای درمان از خانم گنجی با چند سال سابقه کاری مشاوره بگیر و برای همیشه با واریس خداحافظی کن🤩winkpoint_down
کانال اطلاع رسانی:
https://rubika.ir/joinc/+DIIEDDAI0SWZOLJMIESNHECPYXBUDJXV
red_circle وقتي كه جريان گردش خون به درستي انجام نشود، رگها براثر جمع شدن خون در آنها برجسته مي شوند كه بيشتر در پاها و رانها ديده مي شود كه به آنها واريس گفته مي شودred_circle که اگه درمان نشه منجر به اتفاقات ناخوشایندی می شودcry
white_check_mark اگه از ظاهر رگ های واریسی خسته شدی و ظاهر بدنت رو خراب کردهpensivewhite_check_mark اگه درد و سنگینی پاهات اذیتت میکنه...سریع وارد این کانال شو و برای درمان از خانم گنجی با چند سال سابقه کاری مشاوره بگیر و برای همیشه با واریس خداحافظی کن🤩winkpoint_down
کانال اطلاع رسانی:
https://rubika.ir/joinc/+DIIEDDAI0SWZOLJMIESNHECPYXBUDJXV
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA78Kدنبال کننده
206731
برای ارسال #تجربیات #سرگذشت #مشاوره اینجا پیام بدهpoint_downpoint_down
purple_heartballoonpoint_down🏻
درمورد رل،خودکشی و..نفرستین
درخواست سوال پزشکی نکنید @idealist
#تجربیات #مشاوره #مشاوره
تجربه مشاوره سرگذشت☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
diamonds️diamonds️diamonds️diamonds️diamonds️diamonds️
اجرای تبلیغ در کانال #تجربیات خانومانه:
https://rubika.ir/joinc/DHAHICAF0BAZYGLFZFWKHIGXGWPQRGLW
مشاهده کانال پیامرسانبرای ارسال #تجربیات #سرگذشت #مشاوره اینجا پیام بدهpoint_downpoint_down
purple_heartballoonpoint_down🏻
درمورد رل،خودکشی و..نفرستین
درخواست سوال پزشکی نکنید @idealist
#تجربیات #مشاوره #مشاوره
تجربه مشاوره سرگذشت☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
diamonds️diamonds️diamonds️diamonds️diamonds️diamonds️
اجرای تبلیغ در کانال #تجربیات خانومانه:
https://rubika.ir/joinc/DHAHICAF0BAZYGLFZFWKHIGXGWPQRGLW