۱۴ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
☸ مازوخیسم جمعی ایرانیان و دو راهکار شخصی
black_small_squareتجربه عجیبی در سخنرانیها و ارائه ها در جاهای مختلف پیدا کرده ام و آن میل شدید جامعه به طرح نکات منفی و ناامیدکننده در مورد ایران است. هرچقدر از مشکلات و وخیم بودن شرایط صحبت کنی مورد استقبال بیشتری قرار میگیری. هرچقدر بذر ناامیدی بیشتری نسبت به آینده پراکنده کنی عالم تر قلمداد میشوی. اگر نقاط مثبت را هم بگویی یا چشم اندازهای پیشرفت را هم بیان کنی، چنان با دیده تردید در تو مینگرند که گویی از حکومت پول گرفته ای تا به مردم اطلاعات نادرست دهی. شگفت است که ما از آزار خود لذت میبریم و به آن عادت کرده ایم.
بله باید مشکلات را گفت ولی پیشرفت ها را هم دید. آدمی احساس می کند که مردم تلافی رفتار حکومت در دهه های گذشته را می خواهد درآورد. در گذشته حکومت صرفا پیشرفت ها را گزارش میکرد و مشکلات را انکار مینمود حالا جامعه از این سمت به موضعگیری افتاده و صرفاً بر تاریکی ها چشم دوخته است.
واقعیت این است که در کنار تاریکی، روشنی ها هم هست و باید این روشنایی ها را هم دید. خدا نگذرد از کسانی که ما را به جایی رساندند که خوبی های ایران را کم نمایی و خوبی های غرب را بیش نمایی (overestimate ) می کنیم و به عکس بدی های خودمان را بیش نمایی و بدی های غرب را کم انگاری میکنیم.
white_check_mark تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم نوشته دکتر علی سرزعیم مشاور مرکز بررسی های استراتژیک بود. من نیز تجربه ای به شدت مشابه با وی دارم.
نمی خواهم من هم دوباره از ایران و ایرانی انتقاد کنم. بس است! فقط این نکته را بگویم که آنقدر جو ناامیدی سنگین است که در جمع های مختلف حتی نمی شود از نشانه های قطعی پیشرفت نیز سخن گفت. به محض شنیدن یک بهبود رتبه یا افزایش یک شاخص شروع می کنند به زیر سوال بردن آمار و ارقام حتی شاخص های بین المللی را. انگار یک ولع خاصی دارند که شما از ناامیدی، فلاکت و بدبختی بگویید. وقتی صحبت از مشکلات می کنید همه به دیده تحسین در شما می نگرند و شما احساس روشنفکری می کنید اما وقتی در مورد پیشرفت ها می گویید همه به شما به دیده جیره خوار حکومت نگاه می کنند.
امیل سیوران فیلسوف اهل رومانی جمله ای گفته است که سخت باید به آن اندیشید: ناامیدی جمعی مهمترین عامل انهدام ملتها است. ملتی كه دچار آن شود هرگز نخواهد توانست دوباره روی پای خود بایستد.
من دو راهکار/تکنیک را گاهی (و نه همیشه) برای خودم استفاده می کنم و از آن جواب گرفته ام که با شما نیز در میان می گذارم.
راهکار اول: هر گاه مشکلی را مطرح می کنم، برای آن راه حل ارایه می کنم. این گونه باعث می شود که ذهنم را ورزش دهم که راه حل محور (solution minded) باشد و همچنین از تلخی انتقاد بکاهم و دریچه ای رو به حل مساله و روشنایی در کنار نشان دادن یک تاریکی باز کنم.
راهکار دوم: اگر مشکلی را در جامعه می بینم قبل از آنکه از آن انتقاد کنم. خودم آن را ترک می کنم. مثلا به جای آن که در مورد آشغال ریختن در خیایان صحبت کنم خودم آن را ترک می کنم و سپس در مورد آن سخن می گویم. اگر نتوانستم آن را رعایت کنم، دیگر انتقاد نمی کنم. مثلا من چون خودم بد رانندگی می کنم هیچگاه در جمع از رانندگی بد دیگران یا رفتارهای زشت ترافیکی انتقاد نمی کنم چون خودم هنوز تبدیل به یک راننده منظم و قاعده مند نشده ام.
تاکید می کنم که در کنار همه مشکلات، وضعیت کشور با بیست سال پیش قابل مقایسه نیست. من تصمیم گرفته ام به جای آن که یک روشنفکر منفی نگر محبوب باشم یک تحلیل گر مثبت اندیش و واقعیت گرا باشم. شما را نیز به مثبت اندیشی و مبارزه با مازوخسیم جمعی دعوت می کنم.
✍🏿مجتبی لشکر بلوکی
میدانستید بزرگترین مرکز تبادل کتاب جهان در تهران است؟
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
black_small_squareتجربه عجیبی در سخنرانیها و ارائه ها در جاهای مختلف پیدا کرده ام و آن میل شدید جامعه به طرح نکات منفی و ناامیدکننده در مورد ایران است. هرچقدر از مشکلات و وخیم بودن شرایط صحبت کنی مورد استقبال بیشتری قرار میگیری. هرچقدر بذر ناامیدی بیشتری نسبت به آینده پراکنده کنی عالم تر قلمداد میشوی. اگر نقاط مثبت را هم بگویی یا چشم اندازهای پیشرفت را هم بیان کنی، چنان با دیده تردید در تو مینگرند که گویی از حکومت پول گرفته ای تا به مردم اطلاعات نادرست دهی. شگفت است که ما از آزار خود لذت میبریم و به آن عادت کرده ایم.
بله باید مشکلات را گفت ولی پیشرفت ها را هم دید. آدمی احساس می کند که مردم تلافی رفتار حکومت در دهه های گذشته را می خواهد درآورد. در گذشته حکومت صرفا پیشرفت ها را گزارش میکرد و مشکلات را انکار مینمود حالا جامعه از این سمت به موضعگیری افتاده و صرفاً بر تاریکی ها چشم دوخته است.
واقعیت این است که در کنار تاریکی، روشنی ها هم هست و باید این روشنایی ها را هم دید. خدا نگذرد از کسانی که ما را به جایی رساندند که خوبی های ایران را کم نمایی و خوبی های غرب را بیش نمایی (overestimate ) می کنیم و به عکس بدی های خودمان را بیش نمایی و بدی های غرب را کم انگاری میکنیم.
white_check_mark تحلیل و تجویز راهبردی:
آنچه در بالا خواندیم نوشته دکتر علی سرزعیم مشاور مرکز بررسی های استراتژیک بود. من نیز تجربه ای به شدت مشابه با وی دارم.
نمی خواهم من هم دوباره از ایران و ایرانی انتقاد کنم. بس است! فقط این نکته را بگویم که آنقدر جو ناامیدی سنگین است که در جمع های مختلف حتی نمی شود از نشانه های قطعی پیشرفت نیز سخن گفت. به محض شنیدن یک بهبود رتبه یا افزایش یک شاخص شروع می کنند به زیر سوال بردن آمار و ارقام حتی شاخص های بین المللی را. انگار یک ولع خاصی دارند که شما از ناامیدی، فلاکت و بدبختی بگویید. وقتی صحبت از مشکلات می کنید همه به دیده تحسین در شما می نگرند و شما احساس روشنفکری می کنید اما وقتی در مورد پیشرفت ها می گویید همه به شما به دیده جیره خوار حکومت نگاه می کنند.
امیل سیوران فیلسوف اهل رومانی جمله ای گفته است که سخت باید به آن اندیشید: ناامیدی جمعی مهمترین عامل انهدام ملتها است. ملتی كه دچار آن شود هرگز نخواهد توانست دوباره روی پای خود بایستد.
من دو راهکار/تکنیک را گاهی (و نه همیشه) برای خودم استفاده می کنم و از آن جواب گرفته ام که با شما نیز در میان می گذارم.
راهکار اول: هر گاه مشکلی را مطرح می کنم، برای آن راه حل ارایه می کنم. این گونه باعث می شود که ذهنم را ورزش دهم که راه حل محور (solution minded) باشد و همچنین از تلخی انتقاد بکاهم و دریچه ای رو به حل مساله و روشنایی در کنار نشان دادن یک تاریکی باز کنم.
راهکار دوم: اگر مشکلی را در جامعه می بینم قبل از آنکه از آن انتقاد کنم. خودم آن را ترک می کنم. مثلا به جای آن که در مورد آشغال ریختن در خیایان صحبت کنم خودم آن را ترک می کنم و سپس در مورد آن سخن می گویم. اگر نتوانستم آن را رعایت کنم، دیگر انتقاد نمی کنم. مثلا من چون خودم بد رانندگی می کنم هیچگاه در جمع از رانندگی بد دیگران یا رفتارهای زشت ترافیکی انتقاد نمی کنم چون خودم هنوز تبدیل به یک راننده منظم و قاعده مند نشده ام.
تاکید می کنم که در کنار همه مشکلات، وضعیت کشور با بیست سال پیش قابل مقایسه نیست. من تصمیم گرفته ام به جای آن که یک روشنفکر منفی نگر محبوب باشم یک تحلیل گر مثبت اندیش و واقعیت گرا باشم. شما را نیز به مثبت اندیشی و مبارزه با مازوخسیم جمعی دعوت می کنم.
✍🏿مجتبی لشکر بلوکی
میدانستید بزرگترین مرکز تبادل کتاب جهان در تهران است؟
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
پدر خیال میکرد آدم وقتی در حجرهی خودش تنها باشد، تنهاست. نمیدانست که تنهایی را فقط در شلوغی میشود حس کرد!
point_leftاز کتاب: سمفونی مردگان
point_leftنوشته: عباس معروفی
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
point_leftاز کتاب: سمفونی مردگان
point_leftنوشته: عباس معروفی
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
سلام
ممنون از پیامهای دلگرمکنندهای که برای ما میفرستید. باید بگم ما همشونو بدون استثنا در همه صفحات مجازیمون اعم از اینستا و بله و روبیکا و ...میخونیم. کلاس هم نمیذاریم که ببخشید پیامها زیاده و فلان وبهمان
ما همشونو میخونیم وجواب میدیم و خوشحالیم که کتاب اینقدر در میان شما محبوب است.
بازم تاکید میکنیم که ممکنه کتابهایی که معرفی میکنیم در مجموعه خودمان موجود نباشه یا زود تمام بشه ولی فروش کتاب برای ما اولویت نیست بلکه کتاب وکتابخوانی مهم است.
از همتون ممنونیم و در ادامه چندتا پیام را اینجا میذارم که بدونید پیامهاتون خونده میشه.pray🤲
ممنون از پیامهای دلگرمکنندهای که برای ما میفرستید. باید بگم ما همشونو بدون استثنا در همه صفحات مجازیمون اعم از اینستا و بله و روبیکا و ...میخونیم. کلاس هم نمیذاریم که ببخشید پیامها زیاده و فلان وبهمان
ما همشونو میخونیم وجواب میدیم و خوشحالیم که کتاب اینقدر در میان شما محبوب است.
بازم تاکید میکنیم که ممکنه کتابهایی که معرفی میکنیم در مجموعه خودمان موجود نباشه یا زود تمام بشه ولی فروش کتاب برای ما اولویت نیست بلکه کتاب وکتابخوانی مهم است.
از همتون ممنونیم و در ادامه چندتا پیام را اینجا میذارم که بدونید پیامهاتون خونده میشه.pray🤲
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
#پیامهای_مخاطبان
قصههای کوتاه که میفرستید خیلی جالبه. میشه بیشتر بفرستید؟
+چشم
کتابی را که شما معرفی کردید ارزانترش را پیدا کردم
+پاسخ: هر کتابی که ارزانتر دیدید به ما اطلاع بدید تا قیمت را تعدیل کنیم. بنای ما بر فروش کتاب با قیمت پایینتر در بازار است
میشه کتاب برای نوجوانان معرفی کنید؟
+قبلا این کارو کردیم. بازم چشم
سلام
از شما خیلی خیلی ممنونم که کتاب آبلوموف را معرفی کردید.sunflower
کتاب زیاد خواندم ولی تا حالا اسم این کتاب به گوشم هم نخورده بود. تا توضیحات و نقد را خواندم سریع شروع کردم به خوندنش.
خیلی عالیه ☘️
+ممنوناز توجه شما. بله کتاب خوبیه
فایلهای صوتی کتابها را میشه کامل بفرستید؟
+خوانش صوتی هر کتابی نیاز به مجوز از ناشر یا صاحب اثر دارد. شاید در آینده بیشتر به این سمت حرکت کنیم
میشه منم کتاب معرفی کنم وبفرستم؟
+بله، حتما. خوشحال هممیشیم
هرچیزی که در روبیکا میزنید در سایر صفحات مجازی هم هست؟
+تقریبا بله. مگر اینکه امکان فنی آن نباشد.
اون آقایی که کتاب معرفی میکرد چرا دوباره نمیاد؟
+ بهشون میگیم. کمی حجم فعالیتمان به دلیل شلوغی مرکز زیاد شده و نیازمند یک تیم مستقل است که انشاالله گسترش میدیم.
چرا مرکز تعطیله؟
+تعطیل رسمیه دیگهblush همکاران ما تمام طول هفته حتی روزهای تعطیل هم سرکار هستن. واقعا به خاطر عشق به کارشون میان. گفتیمچند روز به مراسمات وکارهای شخصی برسن. انشاالله یکی دو روز دیگه باز میکنیمدوباره
tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
قصههای کوتاه که میفرستید خیلی جالبه. میشه بیشتر بفرستید؟
+چشم
کتابی را که شما معرفی کردید ارزانترش را پیدا کردم
+پاسخ: هر کتابی که ارزانتر دیدید به ما اطلاع بدید تا قیمت را تعدیل کنیم. بنای ما بر فروش کتاب با قیمت پایینتر در بازار است
میشه کتاب برای نوجوانان معرفی کنید؟
+قبلا این کارو کردیم. بازم چشم
سلام
از شما خیلی خیلی ممنونم که کتاب آبلوموف را معرفی کردید.sunflower
کتاب زیاد خواندم ولی تا حالا اسم این کتاب به گوشم هم نخورده بود. تا توضیحات و نقد را خواندم سریع شروع کردم به خوندنش.
خیلی عالیه ☘️
+ممنوناز توجه شما. بله کتاب خوبیه
فایلهای صوتی کتابها را میشه کامل بفرستید؟
+خوانش صوتی هر کتابی نیاز به مجوز از ناشر یا صاحب اثر دارد. شاید در آینده بیشتر به این سمت حرکت کنیم
میشه منم کتاب معرفی کنم وبفرستم؟
+بله، حتما. خوشحال هممیشیم
هرچیزی که در روبیکا میزنید در سایر صفحات مجازی هم هست؟
+تقریبا بله. مگر اینکه امکان فنی آن نباشد.
اون آقایی که کتاب معرفی میکرد چرا دوباره نمیاد؟
+ بهشون میگیم. کمی حجم فعالیتمان به دلیل شلوغی مرکز زیاد شده و نیازمند یک تیم مستقل است که انشاالله گسترش میدیم.
چرا مرکز تعطیله؟
+تعطیل رسمیه دیگهblush همکاران ما تمام طول هفته حتی روزهای تعطیل هم سرکار هستن. واقعا به خاطر عشق به کارشون میان. گفتیمچند روز به مراسمات وکارهای شخصی برسن. انشاالله یکی دو روز دیگه باز میکنیمدوباره
tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
این تعریف یک خطی قانون پنج ثانیه را داشته باشید:
"اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشتهاید
تا پنج ثانیه مهلت دارید به حرکت درآیید،
در غیر اینصورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد."
point_leftاز کتاب: قانون پنج ثانیه
point_leftنوشته: مل رابینز
مرکز تبادل کتابbooks
@tabadollketab
"اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشتهاید
تا پنج ثانیه مهلت دارید به حرکت درآیید،
در غیر اینصورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد."
point_leftاز کتاب: قانون پنج ثانیه
point_leftنوشته: مل رابینز
مرکز تبادل کتابbooks
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
سلام به همه همراهای تبادل 🥰
امروز یه نکته جالبی رو دوباره دیدم که گفتم شاید برای شما هم کارساز باشه.
point_leftاین جمله و تکنیکی که توش هست، خیلی به من برای شروع کارهایی که ازشون میترسم کمک کرده،
این ترسی که میگم منظورم وحشت نیستها،
اون استرسی هست که نمیذاره شروع کنی و باعث میشه همیشه اهمالکار بشی و کارهات رو بخاطر استرس و ترس از شروعشون عقب بندازی،
یه خرده اوایلش شاید به نظرتون عجیب باشه، ولی کمکم میبینید که جدی جدی کار میکنه!:
**"اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشتهاید
تا پنج ثانیه مهلت دارید به حرکت درآیید،
در غیر اینصورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد."**
flushedخیلی جمله عمیق و جالبیهها!
این هدف قرار نیست خیلی هم بزرگ باشه،
یه وقتی توی یه روز تعطیل ولی شلوغ و پربرنامه، چشمهامون رو باز میکنیم و میخوایم که بلندشیم و به کارهامون برسیم،
نکته اینجاست که فقط پنج ثانیه وقت داریم!
اگر توی اون پنچ ثانیه طلایی از خواب بیدار شدیم که هیچ، اگر نه، مغزمون قانعمون میکنه که: "بیخیال بابا! یه روز تعطیل رو حالا 3 ساعت بیشتر بخواب، آسمون که به زمین نمیاد!"
و میخوابیم و شب همون روز رو باید تا آخر وقت بیداری بکشیم و فردا کسل سرکار باشیم چون اجازه دادیم که مغزمون توجیهمون کنه!
book الان یهو به نظرت اومد که بری فلان کتابت رو برداری و ده صفحه از روش بخونی که بشه همون تایم مطالعه ای که تو روز براش برنامه ریختی،
یادت نره "فقط پنج ثانیه" زمان داری که از جات بلند شی و بدون فکر اضافه کتابت رو توی دستت بگیری و شروع کنی، وگرنه مغزت توجیهت میکنه که امروز تو اینستا نرفتی!
اون چیزی که من همیشه پشت گوش مینداختم، مرتب کردن تخت بود:
تا از خواب بیدار میشم کاری که تو سه ثانیه میتونم انجام بدم رو نمیذارم مغزم توجیهم کنه،
البته اینو از کتاب "رختخوابت رو مرتب کن" یاد گرفتمgrin
که کارهای انجام شده ی هرچند کوچیک در ابتدای روز، میتونه نتایج خوبی در طول روز برامون رقم بزنه،
اون کتاب هم سر فرصت بهتون معرفی میکنمwink
اسم این کتابی که قانون پنج ثانیه رو توش توضیح میده توی پیام قبلی براتون گذاشتم.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
ارتباط با ما:
@admin_tbk
امروز یه نکته جالبی رو دوباره دیدم که گفتم شاید برای شما هم کارساز باشه.
point_leftاین جمله و تکنیکی که توش هست، خیلی به من برای شروع کارهایی که ازشون میترسم کمک کرده،
این ترسی که میگم منظورم وحشت نیستها،
اون استرسی هست که نمیذاره شروع کنی و باعث میشه همیشه اهمالکار بشی و کارهات رو بخاطر استرس و ترس از شروعشون عقب بندازی،
یه خرده اوایلش شاید به نظرتون عجیب باشه، ولی کمکم میبینید که جدی جدی کار میکنه!:
**"اگر برای رسیدن به هدفی خیز برداشتهاید
تا پنج ثانیه مهلت دارید به حرکت درآیید،
در غیر اینصورت مغز شما آن ایده را نابود خواهد کرد."**
flushedخیلی جمله عمیق و جالبیهها!
این هدف قرار نیست خیلی هم بزرگ باشه،
یه وقتی توی یه روز تعطیل ولی شلوغ و پربرنامه، چشمهامون رو باز میکنیم و میخوایم که بلندشیم و به کارهامون برسیم،
نکته اینجاست که فقط پنج ثانیه وقت داریم!
اگر توی اون پنچ ثانیه طلایی از خواب بیدار شدیم که هیچ، اگر نه، مغزمون قانعمون میکنه که: "بیخیال بابا! یه روز تعطیل رو حالا 3 ساعت بیشتر بخواب، آسمون که به زمین نمیاد!"
و میخوابیم و شب همون روز رو باید تا آخر وقت بیداری بکشیم و فردا کسل سرکار باشیم چون اجازه دادیم که مغزمون توجیهمون کنه!
book الان یهو به نظرت اومد که بری فلان کتابت رو برداری و ده صفحه از روش بخونی که بشه همون تایم مطالعه ای که تو روز براش برنامه ریختی،
یادت نره "فقط پنج ثانیه" زمان داری که از جات بلند شی و بدون فکر اضافه کتابت رو توی دستت بگیری و شروع کنی، وگرنه مغزت توجیهت میکنه که امروز تو اینستا نرفتی!
اون چیزی که من همیشه پشت گوش مینداختم، مرتب کردن تخت بود:
تا از خواب بیدار میشم کاری که تو سه ثانیه میتونم انجام بدم رو نمیذارم مغزم توجیهم کنه،
البته اینو از کتاب "رختخوابت رو مرتب کن" یاد گرفتمgrin
که کارهای انجام شده ی هرچند کوچیک در ابتدای روز، میتونه نتایج خوبی در طول روز برامون رقم بزنه،
اون کتاب هم سر فرصت بهتون معرفی میکنمwink
اسم این کتابی که قانون پنج ثانیه رو توش توضیح میده توی پیام قبلی براتون گذاشتم.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
ارتباط با ما:
@admin_tbk
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
«زندگی بیشتر رنج است تا لذت؛ و حکمت واقعی در این است که انتظار رنج را داشته باشیم و با آن کنار بیاییم.»
point_leftاز کتاب: درباب حکمت زندگی
point_leftنوشته: آرتور شوپنهاور
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شما books
@tabadollketab
point_leftاز کتاب: درباب حکمت زندگی
point_leftنوشته: آرتور شوپنهاور
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شما books
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
تا زمستان نگذرد گندم نمیروید ز خاک
قد کشیدنهای ما پاداش جان فرسودن است
صائب تبریزی
نشر: نگاه
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
قد کشیدنهای ما پاداش جان فرسودن است
صائب تبریزی
نشر: نگاه
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
معرفی کتاب "رختخوابت رو مرتب کن"
بر اساس سخنرانی مشهور فارغالتحصیلی دانشگاه تگزاس در سال 2014
دریاسالار بازنشسته، ویلیام مکریون، توی این کتاب از تجارب ارزشمندش میگه و اینکه:
«اگر میخوای دنیا رو تغییر بدی، اول از تختخوابت شروع کن.»
این کتاب نهایتا 100 صفحه اس و به نظرم انتخاب خوبی برای عصر یه روز تعطیله، من این کتاب رو از نشر کولهپشتی خوندمش و ترجمهی خوبی داشت،
نکتههای جالبی رو توی این کتاب گوشزد میکنه که واقعا عمل کردن بهشون خیلی میتونه کمک کننده باشه.
چندتا از نکاتش رو طی روز همینجا براتون میذارم blush
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
ارتباط با ما:
@admin_tbk
بر اساس سخنرانی مشهور فارغالتحصیلی دانشگاه تگزاس در سال 2014
دریاسالار بازنشسته، ویلیام مکریون، توی این کتاب از تجارب ارزشمندش میگه و اینکه:
«اگر میخوای دنیا رو تغییر بدی، اول از تختخوابت شروع کن.»
این کتاب نهایتا 100 صفحه اس و به نظرم انتخاب خوبی برای عصر یه روز تعطیله، من این کتاب رو از نشر کولهپشتی خوندمش و ترجمهی خوبی داشت،
نکتههای جالبی رو توی این کتاب گوشزد میکنه که واقعا عمل کردن بهشون خیلی میتونه کمک کننده باشه.
چندتا از نکاتش رو طی روز همینجا براتون میذارم blush
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
ارتباط با ما:
@admin_tbk
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
https://www.youtube.com/watch?v=pxBQLFLei70
این لینک ویدیوی سخنرانی فارغالتحصیلی هستش که کتاب رو از روش نوشتن، اگر خواستید میتونید تماشا کنید.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
ارتباط با ما:
@admin_tbk
این لینک ویدیوی سخنرانی فارغالتحصیلی هستش که کتاب رو از روش نوشتن، اگر خواستید میتونید تماشا کنید.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
ارتباط با ما:
@admin_tbk
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
این کتاب رو نشرهای زیادی به چاپ رسوندن که روی سایت مجموعه میتونید به راحتی اطلاعات خرید رو چک بفرمایید
مرکز تبادل کتاب books
www.tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
www.tabadolketab.com
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
گاهی سختترین بخشِ مواجهه با یک احساس، خودِ احساس نیست؛ فرار نکردن از آن است.
point_leftبیشتر ما از کودکی یاد گرفتهایم بعضی احساسات را پنهان کنیم، بعضی را انکار کنیم و بعضی دیگر را هرچه سریعتر از بین ببریم.
غم را با مشغولیت میپوشانیم،
خشم را فرو میبریم،
ترس را پشت منطقی بودن پنهان میکنیم و تنهایی را با شلوغی و سرگرمی پر میکنیم.
اما احساسات، وقتی نادیده گرفته میشوند از بین نمیروند. آنها فقط شکل عوض میکنند؛
point_leftگاهی به اضطراب،
point_leftگاهی به بیحوصلگی،
point_leftگاهی به تنشهای بدنی،
point_leftو گاهی به خستگیای تبدیل میشوند که
دلیلش را نمیدانیم!
«نشستن با یک احساس» یعنی به جای جنگیدن با آن، لحظهای کنارش بنشینیم.
نه برای اینکه دوستش داشته باشیم، نه برای اینکه در آن غرق شویم، بلکه برای اینکه بشنویم چه پیامی برای ما دارد.
شاید پشت خشم، زخمی قدیمی پنهان باشد.
شاید پشت اضطراب، نیازی برآوردهنشده.
شاید پشت غم، عشقی که هنوز در قلب ما زندگی میکند.
وقتی با کنجکاوی و مهربانی به احساساتمان نگاه میکنیم، آنها از دشمن به راهنما تبدیل میشوند.
احساسات قرار نیست ما را کنترل کنند؛ قرار است چیزی را به ما نشان دهند.
گاهی التیام از لحظهای آغاز میشود که به جای فرار کردن از آنچه درونمان میگذرد، آرام مینشینیم و به خودمان میگوییم:
«میبینمت... میفهممت... و فعلاً لازم نیست تغییرت بدهم.»
✍️لیلا ثابت؛ رواندرمانگر
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
point_leftبیشتر ما از کودکی یاد گرفتهایم بعضی احساسات را پنهان کنیم، بعضی را انکار کنیم و بعضی دیگر را هرچه سریعتر از بین ببریم.
غم را با مشغولیت میپوشانیم،
خشم را فرو میبریم،
ترس را پشت منطقی بودن پنهان میکنیم و تنهایی را با شلوغی و سرگرمی پر میکنیم.
اما احساسات، وقتی نادیده گرفته میشوند از بین نمیروند. آنها فقط شکل عوض میکنند؛
point_leftگاهی به اضطراب،
point_leftگاهی به بیحوصلگی،
point_leftگاهی به تنشهای بدنی،
point_leftو گاهی به خستگیای تبدیل میشوند که
دلیلش را نمیدانیم!
«نشستن با یک احساس» یعنی به جای جنگیدن با آن، لحظهای کنارش بنشینیم.
نه برای اینکه دوستش داشته باشیم، نه برای اینکه در آن غرق شویم، بلکه برای اینکه بشنویم چه پیامی برای ما دارد.
شاید پشت خشم، زخمی قدیمی پنهان باشد.
شاید پشت اضطراب، نیازی برآوردهنشده.
شاید پشت غم، عشقی که هنوز در قلب ما زندگی میکند.
وقتی با کنجکاوی و مهربانی به احساساتمان نگاه میکنیم، آنها از دشمن به راهنما تبدیل میشوند.
احساسات قرار نیست ما را کنترل کنند؛ قرار است چیزی را به ما نشان دهند.
گاهی التیام از لحظهای آغاز میشود که به جای فرار کردن از آنچه درونمان میگذرد، آرام مینشینیم و به خودمان میگوییم:
«میبینمت... میفهممت... و فعلاً لازم نیست تغییرت بدهم.»
✍️لیلا ثابت؛ رواندرمانگر
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
از من خبر داشت
همین...
مثل مردمی که میدانند جایی از جهان جنگ است.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
همین...
مثل مردمی که میدانند جایی از جهان جنگ است.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
و تو عزیز من، هنگامی که به جای ریشه یک فرد، عاشق گل و شکوفههایش میشوی،
در پاییز چه خواهی کرد؟
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
در پاییز چه خواهی کرد؟
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
_چرا فرار میکنی؟
+میترسم.
_از من؟
_نه، از عشق.
+مرد که نباید بترسد.
_برای خودم نه، برای تو.
+غصه مرا نخور...!
point_left از کتاب: سال بلوا
point_left نوشته: عباس معروفی
مرکز تبادل کتابbooks
@tabadollketab
+میترسم.
_از من؟
_نه، از عشق.
+مرد که نباید بترسد.
_برای خودم نه، برای تو.
+غصه مرا نخور...!
point_left از کتاب: سال بلوا
point_left نوشته: عباس معروفی
مرکز تبادل کتابbooks
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
آدم خوب را پیدا کن فرصت ساختن نیست
فئودور داستایفسکی (۱۸۲۱–۱۸۸۱) نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار روس بود که از او بهعنوان یکی از بزرگترین رماننویسان تاریخ ادبیات جهان یاد میشود.
او در شهر مسکو متولد شد و در جوانی به دلیل فعالیتهای سیاسی دستگیر و به اعدام محکوم شد؛ اما درست چند لحظه پیش از اجرای حکم، مجازاتش به تبعید و چند سال زندان در سیبری تغییر یافت.
این تجربه سخت، نگاه او را به زندگی، ایمان، رنج و ماهیت انسان برای همیشه دگرگون کرد.
داستایفسکی در آثارش به عمیقترین لایههای ذهن و روان انسان میپرداخت و موضوعاتی مانند گناه، وجدان، آزادی، عشق، اخلاق و معنای زندگی را با قدرتی کمنظیر به تصویر میکشید. شخصیتهای داستانهای او پیچیده، واقعی و از نظر روانشناختی بسیار عمیق هستند؛ به همین دلیل بسیاری او را پیشگام رمان روانشناختی میدانند.
میدانستید بزرگترین مرکز تبادل کتاب جهان در تهران است؟
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
فئودور داستایفسکی (۱۸۲۱–۱۸۸۱) نویسنده، فیلسوف و روزنامهنگار روس بود که از او بهعنوان یکی از بزرگترین رماننویسان تاریخ ادبیات جهان یاد میشود.
او در شهر مسکو متولد شد و در جوانی به دلیل فعالیتهای سیاسی دستگیر و به اعدام محکوم شد؛ اما درست چند لحظه پیش از اجرای حکم، مجازاتش به تبعید و چند سال زندان در سیبری تغییر یافت.
این تجربه سخت، نگاه او را به زندگی، ایمان، رنج و ماهیت انسان برای همیشه دگرگون کرد.
داستایفسکی در آثارش به عمیقترین لایههای ذهن و روان انسان میپرداخت و موضوعاتی مانند گناه، وجدان، آزادی، عشق، اخلاق و معنای زندگی را با قدرتی کمنظیر به تصویر میکشید. شخصیتهای داستانهای او پیچیده، واقعی و از نظر روانشناختی بسیار عمیق هستند؛ به همین دلیل بسیاری او را پیشگام رمان روانشناختی میدانند.
میدانستید بزرگترین مرکز تبادل کتاب جهان در تهران است؟
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
مطالعهکنید، موسیقی خوب بشنوید و شعر بخوانید
وقتی با اینها مانوس نباشیم مثل کودکی هستیم که شیشهشیر را کنار نمیگذارد و از خانه بیرون نمیرود. او فکر میکند که لذت میبرد ولی در حقیقت، مکانها و مزههای بسیار دلچسبتر را از دست داده است.
هر حادثه، هرمکان، هر ساعت، هر موسیقی و هر انسان، درس یا خاطرهای متعلق به خویش دارد که آن را در ذهن ما و در خود ذخیره میکند.
آدمی هم با آرزوهای ریز و درشت و نوستالوژیهای ماندگارش زنده است.
باید کتاب خواند و با آدمهای نازنین معاشرت کرد. اینها ما را با مزههای جدید زندگی آشنا میکنند.
البته آدم و کتاب خوب جستجوکردنی است، دم دستی نیست. پیشپا نیست.
وظیفه ما ساختن ورشد خودمان است.ما فرصت ساختن دیگران را نداریم.
خوبها را باید سوا کرد و معاشرت کرد وگرنه هرگز از شیشهشیر خام دوران کودکی جدا نمیشویم حتی اگر ظاهرا لذتبخش باشد
میدانستید بزرگترین مرکز تبادل کتاب جهان در تهران است؟
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
وقتی با اینها مانوس نباشیم مثل کودکی هستیم که شیشهشیر را کنار نمیگذارد و از خانه بیرون نمیرود. او فکر میکند که لذت میبرد ولی در حقیقت، مکانها و مزههای بسیار دلچسبتر را از دست داده است.
هر حادثه، هرمکان، هر ساعت، هر موسیقی و هر انسان، درس یا خاطرهای متعلق به خویش دارد که آن را در ذهن ما و در خود ذخیره میکند.
آدمی هم با آرزوهای ریز و درشت و نوستالوژیهای ماندگارش زنده است.
باید کتاب خواند و با آدمهای نازنین معاشرت کرد. اینها ما را با مزههای جدید زندگی آشنا میکنند.
البته آدم و کتاب خوب جستجوکردنی است، دم دستی نیست. پیشپا نیست.
وظیفه ما ساختن ورشد خودمان است.ما فرصت ساختن دیگران را نداریم.
خوبها را باید سوا کرد و معاشرت کرد وگرنه هرگز از شیشهشیر خام دوران کودکی جدا نمیشویم حتی اگر ظاهرا لذتبخش باشد
میدانستید بزرگترین مرکز تبادل کتاب جهان در تهران است؟
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
چرا زندگی نزیسته، همیشه زیباتر به نظر میرسه؟🧐
پذیرش این نکته که، هرررر تصمیمی، لذتها و حسرتهایی در پیش داره، یکی از مهمترین چیزهایی هست که تو زندگی باید بهش برسیم.
حسرتِ راههای نرفته، جزئی از زندگیه که نمیتونیم از خودمون جداش کنیم؛ بعضی چیزها رو هم فقط باید بپذیریم دیگه…
point_leftتوی این ویدیوی کوتاه، یه راه حل خوب برای لذت بردن از زندگیمون هست
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
پذیرش این نکته که، هرررر تصمیمی، لذتها و حسرتهایی در پیش داره، یکی از مهمترین چیزهایی هست که تو زندگی باید بهش برسیم.
حسرتِ راههای نرفته، جزئی از زندگیه که نمیتونیم از خودمون جداش کنیم؛ بعضی چیزها رو هم فقط باید بپذیریم دیگه…
point_leftتوی این ویدیوی کوتاه، یه راه حل خوب برای لذت بردن از زندگیمون هست
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
اگر خیلی باهوشی پس چرا پولدار نیستی؟
شاید همهاش شانس باشه! 🤔
برای جواب این سوال، مطلب زیر رو بخونید که از مقالهای چاپ شده در مجلهی Jornal of MIT Technology review خلاصه کردیم.
point_leftبرای خوندن کامل مطلب هم میتونید که شماره 18 فصلنامه فرهنگ و اندیشه، ترجمان علوم انسانی مراجعه کنید.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خوانده شده شماbooks
@tabadollketab
شاید همهاش شانس باشه! 🤔
برای جواب این سوال، مطلب زیر رو بخونید که از مقالهای چاپ شده در مجلهی Jornal of MIT Technology review خلاصه کردیم.
point_leftبرای خوندن کامل مطلب هم میتونید که شماره 18 فصلنامه فرهنگ و اندیشه، ترجمان علوم انسانی مراجعه کنید.
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خوانده شده شماbooks
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
point_leftتوزیع ثروت از الگوی شناخته شدهای پیروی میکند که گاهی آن را قانون ۲۰-۸۰ میگویند یعنی ۲۰ درصد آدمها صاحب ۸۰ در درصد ثروت موجود هستند نقطه برای نمونه سال پیش در گزارشی آمده بود فقط ثروت ۸ نفر معادل ثروت ۳.۸ یلیارد نفر از فقیرترین انسانهای جهان است به نظر میرسد این وضعیت در همه جوامع با هر ابعادی وجود داشته باشد.
با این حال، پدیده توزیع ثروت یکی از مناقشه برانگیزترین این پدیدههاست؛ چرا که پای مسائلی مثل عدالت و شایستگی را میان میکشد:
چرا عدهای اندک باید مالک این حجم از ثروت باشند؟
point_leftآقای آلسانرو پلوچینو و همکارانش در دانشگاه کاتانیای ایتالیا مدلی طراحی کردندcomputer
مدل کامپیوتری آقای پلوچینو برای هر فرد، زندگی کاریِ ۴۰ ساله تعیین میکند،
در طول این بازه در مواقعی شانس در خانه افراد را میزند اگر آنها به اندازه کافی باهوش باشند ر را به رویش باز میکنند و این گونه میتوانند ثروتشان را افزایش بدهند.
هرچند افراد بدبیاریهایی را هم از سر میگذرانند و ثروتشان کاهش مییابد.
در مجموع این اتفاقها به طور تصادفی رخ میدهد.
به نظر ناعادلانه یا عجیب نخواهد بود اگر ۲۰ درصد ثروتمندان همانهایی باشند که بیشترین استعداد را هم دارند اما چنین نیست!
ثروتمندترین افراد معمولاً با استعدادترینها یا حتی نزدیک به آنها هم نیستند؛ بیشترین حد از موفقیت هیچگاه با بیشترین حد از استعداد مطابقت ندارد و همینطور برعکس.
پس اگر استعداد نیست چه عاملی این توزیع ثروت نابرابر را رقم زده است؟🤔
جواب:
xpoint_left لوچینو و همکارانش میگویند مدل شبیه سازی شده ما به وضوح نشان داد که این عامل فقط و فقط شانس محض است.
point_leftاز:
Jornal of MIT Technology review
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خوانده شده شماbooks
@tabadollketab
با این حال، پدیده توزیع ثروت یکی از مناقشه برانگیزترین این پدیدههاست؛ چرا که پای مسائلی مثل عدالت و شایستگی را میان میکشد:
چرا عدهای اندک باید مالک این حجم از ثروت باشند؟
point_leftآقای آلسانرو پلوچینو و همکارانش در دانشگاه کاتانیای ایتالیا مدلی طراحی کردندcomputer
مدل کامپیوتری آقای پلوچینو برای هر فرد، زندگی کاریِ ۴۰ ساله تعیین میکند،
در طول این بازه در مواقعی شانس در خانه افراد را میزند اگر آنها به اندازه کافی باهوش باشند ر را به رویش باز میکنند و این گونه میتوانند ثروتشان را افزایش بدهند.
هرچند افراد بدبیاریهایی را هم از سر میگذرانند و ثروتشان کاهش مییابد.
در مجموع این اتفاقها به طور تصادفی رخ میدهد.
به نظر ناعادلانه یا عجیب نخواهد بود اگر ۲۰ درصد ثروتمندان همانهایی باشند که بیشترین استعداد را هم دارند اما چنین نیست!
ثروتمندترین افراد معمولاً با استعدادترینها یا حتی نزدیک به آنها هم نیستند؛ بیشترین حد از موفقیت هیچگاه با بیشترین حد از استعداد مطابقت ندارد و همینطور برعکس.
پس اگر استعداد نیست چه عاملی این توزیع ثروت نابرابر را رقم زده است؟🤔
جواب:
xpoint_left لوچینو و همکارانش میگویند مدل شبیه سازی شده ما به وضوح نشان داد که این عامل فقط و فقط شانس محض است.
point_leftاز:
Jornal of MIT Technology review
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خوانده شده شماbooks
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
انگیزه اصلی بسیاری از خشونتها، حدس و گمان درباره نیات دیگران است!
همدلی توانایی بسیار مهمی در انسان است و به هنگام خشونت، نیروی بازدارنده قدرتمندی است.
خشونت نتیجه برهمکنشِ نیروهای عاطفی و فرایندهای خنثیکننده ذهن است، اولی میل به پرخاشگری را تولید میکند و دومی در برابر عمل پرخاشگرانه مقاومت میکند.
در بسیاری از ما حتی کمی آگاهی نسبت به عواقب پرخاشگری که در ذهن داریم، چنان احساسات منفیای تولید میکند که نمیگذارد آن عمل خشونتآمیز را به انجام برسانیم.
تصور کنید قرار بود به کسی که بیش از همه دوستش دارید، حملهای خشونتآمیز کنید!
احتمالا بلافاصله بعد از این فکر، از تصور وحشتی که در واکنش آن افراد هست، از دردی که متحمل میشوند و از احساس بُهتشان و گیجی که به آنها دست میدهد، منزجر میشوید.
بنابراین فکر کردن به هیجانات قربانی، کافی است تا تکانههای خشونتآمیز در بسیاری از افراد به واقعیت تبدیل نشود.
وقتی ترس همه وجودمان را فرا بگیرد، برای اینکه زنده بمانیم، ترازوی نگرانی درباره خودمان و دیگران، فقط به نفع خودمان سنگینتر میشود؛ در نتیجه تاثیر پیشبینیِ رنج قربانی، که عاملی بازدارنده است، رنگ میبازد
.
همدلی چیزی نیست که مجرمان نداشته باشند و باقی افراد داشته باشند؛ در همه ما و حتی در بیشتر مجرمان، میزان همدلی با دیگران، باتوجه به شرایط، مدام در حال تغییر است.
point_leftاز کتاب: ذهنهای خطرناک؛ جستجوی یک روانپزشک جنایی برای درک خشونت
point_leftنوشته: تاج نیتن
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
همدلی توانایی بسیار مهمی در انسان است و به هنگام خشونت، نیروی بازدارنده قدرتمندی است.
خشونت نتیجه برهمکنشِ نیروهای عاطفی و فرایندهای خنثیکننده ذهن است، اولی میل به پرخاشگری را تولید میکند و دومی در برابر عمل پرخاشگرانه مقاومت میکند.
در بسیاری از ما حتی کمی آگاهی نسبت به عواقب پرخاشگری که در ذهن داریم، چنان احساسات منفیای تولید میکند که نمیگذارد آن عمل خشونتآمیز را به انجام برسانیم.
تصور کنید قرار بود به کسی که بیش از همه دوستش دارید، حملهای خشونتآمیز کنید!
احتمالا بلافاصله بعد از این فکر، از تصور وحشتی که در واکنش آن افراد هست، از دردی که متحمل میشوند و از احساس بُهتشان و گیجی که به آنها دست میدهد، منزجر میشوید.
بنابراین فکر کردن به هیجانات قربانی، کافی است تا تکانههای خشونتآمیز در بسیاری از افراد به واقعیت تبدیل نشود.
وقتی ترس همه وجودمان را فرا بگیرد، برای اینکه زنده بمانیم، ترازوی نگرانی درباره خودمان و دیگران، فقط به نفع خودمان سنگینتر میشود؛ در نتیجه تاثیر پیشبینیِ رنج قربانی، که عاملی بازدارنده است، رنگ میبازد
.
همدلی چیزی نیست که مجرمان نداشته باشند و باقی افراد داشته باشند؛ در همه ما و حتی در بیشتر مجرمان، میزان همدلی با دیگران، باتوجه به شرایط، مدام در حال تغییر است.
point_leftاز کتاب: ذهنهای خطرناک؛ جستجوی یک روانپزشک جنایی برای درک خشونت
point_leftنوشته: تاج نیتن
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
بمان در ایمان، حتی وقتی چیزی نمیبینی…
تو در پناه خدایی و خداوند هرگز دیر نمیکندcherry_blossom
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
تو در پناه خدایی و خداوند هرگز دیر نمیکندcherry_blossom
مرکز تبادل کتاب، محلی برای تبادل کتابهای خواندهشده شماbooks @tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
بزرگترین فریب نفس آن است که گمان کند برای نجات دیگران آفریده شده است.
نفس حتی خیرخواهی را نیز به ابزاری برای برتری تبدیل میکند.
او دوست دارد آموزگار باشد، اصلاحگر و نجات دهنده باشد تا هیچگاه ناچار نشود شاگرد حقیقت بماند.
از همین روست که انسان گاه که در حال ساختن جهان است، ویرانی خویش را نمیبیند.
booksمرکز تبادل کتاب
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
نفس حتی خیرخواهی را نیز به ابزاری برای برتری تبدیل میکند.
او دوست دارد آموزگار باشد، اصلاحگر و نجات دهنده باشد تا هیچگاه ناچار نشود شاگرد حقیقت بماند.
از همین روست که انسان گاه که در حال ساختن جهان است، ویرانی خویش را نمیبیند.
booksمرکز تبادل کتاب
آدرس اینستاگرام
https://www.instagram.com/tabadolketab.ir?igsh=bzdsa2EzeTVhZGFw
small_blue_diamondآدرس روبیکا
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
آدمها مثل کتابند!
از روی بعضیها بایدمشق نوشت و آموخت
از روی بعضیها بایدجریمه نوشت و عبرت گرفت،
بعضیها را بایدنخوانده کنارگذاشت،
و بعضیها را باید چندبار خواند تا معنیشان را فهمید.
tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
از روی بعضیها بایدمشق نوشت و آموخت
از روی بعضیها بایدجریمه نوشت و عبرت گرفت،
بعضیها را بایدنخوانده کنارگذاشت،
و بعضیها را باید چندبار خواند تا معنیشان را فهمید.
tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ تیر
مرکز تبادل کتاب📚
#قصه_کوتاه
چند سال پیش و حدودا در میانه دهه نود، وقتی هنوز کشور اینقدر سیاسی نشده بود دوستی داشتم که در یکی از موسسات مالی سمتی به دست آورد و از من دعوت کرد که به او کمک کنم.
روزهای اول همکاری بسیار خوشحال بودم که به دنبال تخلفات پیشینیان بود و از اجرای عدالت سخن می گفت.
فضای ما بسیار دوست داشتنی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی بسیار شیرین بود و من بدون چشم داشت، شبانه روزم را فدای مبارزه کردم و در این راه به شدت هم تحت فشار قرار گرفتم، زخم ها خوردم و دلتنگی ها کشیدم
کار که به پایان رسید و متخلفان کنار رفتند و تیم جدید شکل گرفت، آرام آرام فضای آن دوست هم تغییر کرد
گرفتن امتیازات، دوری از کارکنان، جلسات شبانه، تفریحات اضافه با پول اداره، مسافرت های ماموریت نما، رانت های مالی و ... تقریبا برای کادر اصلی یک روند ثابت شد
یک روز وقتی خسته از این اتفاقات به او اعتراض کردم، متوجه شدم که من هم دیگر آن دوست سابق نیستم. در واقع از حس و اعتقاد من برای کار بدون وقفه سواستفاده شده بود
در واقع من وسیله ای برای قدرت یافتن تیم جدید بودم که قرار بود بدون ترس از مرگ در میدان مبارزه شمشیر بزنم چون این کار بسیار سخت و دلهره آور بود.
صبح یک روز کاری تصمیم نهایی خودم را گرفتم و این جملات را روی کاغذ نوشتم و روی میز دوستم که حالا مدیر شناخته شده ای بود گذاشتم.
" سلام
من و تو روزی یک راه پر از امید را شروع کردیم. من برای مبارزه با ظلم و رانت خواری . اما تو برای مبارزه با ظالم و بی عدالتی در رانت گیری.
در حقیقت مساله تو ظلم نبود بلکه با فرد ظالم دشمنی داشتی.
سوال من این بود که چرا رانت می خورند اما سوال تو این بود که چرا رانت را به من نمی دهند؟
من می خواستم ریشه درخت حق را محکم کنم اما تو می خواستی میوه درختش را برای خودت بچینی.
بیچاره مردمی که به شعار عدالت خواهی تو دل خوش کردند و تاسف بارتر آنکه قرن هاست عوام الناس را با همین شعارها فریب داده اند"
پ.ن: همه شعارها را باور نکنید. خیلی از مدعیان مبارزه با ظلم، دنبال سهم خودشان هستند نه حق مردم
ب.ت:آن دوستم یکی دوسال بعد به جرم اختلاس گرفتار شد.
#داستان_زندگی
tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
چند سال پیش و حدودا در میانه دهه نود، وقتی هنوز کشور اینقدر سیاسی نشده بود دوستی داشتم که در یکی از موسسات مالی سمتی به دست آورد و از من دعوت کرد که به او کمک کنم.
روزهای اول همکاری بسیار خوشحال بودم که به دنبال تخلفات پیشینیان بود و از اجرای عدالت سخن می گفت.
فضای ما بسیار دوست داشتنی و مبارزه با ظلم و بی عدالتی بسیار شیرین بود و من بدون چشم داشت، شبانه روزم را فدای مبارزه کردم و در این راه به شدت هم تحت فشار قرار گرفتم، زخم ها خوردم و دلتنگی ها کشیدم
کار که به پایان رسید و متخلفان کنار رفتند و تیم جدید شکل گرفت، آرام آرام فضای آن دوست هم تغییر کرد
گرفتن امتیازات، دوری از کارکنان، جلسات شبانه، تفریحات اضافه با پول اداره، مسافرت های ماموریت نما، رانت های مالی و ... تقریبا برای کادر اصلی یک روند ثابت شد
یک روز وقتی خسته از این اتفاقات به او اعتراض کردم، متوجه شدم که من هم دیگر آن دوست سابق نیستم. در واقع از حس و اعتقاد من برای کار بدون وقفه سواستفاده شده بود
در واقع من وسیله ای برای قدرت یافتن تیم جدید بودم که قرار بود بدون ترس از مرگ در میدان مبارزه شمشیر بزنم چون این کار بسیار سخت و دلهره آور بود.
صبح یک روز کاری تصمیم نهایی خودم را گرفتم و این جملات را روی کاغذ نوشتم و روی میز دوستم که حالا مدیر شناخته شده ای بود گذاشتم.
" سلام
من و تو روزی یک راه پر از امید را شروع کردیم. من برای مبارزه با ظلم و رانت خواری . اما تو برای مبارزه با ظالم و بی عدالتی در رانت گیری.
در حقیقت مساله تو ظلم نبود بلکه با فرد ظالم دشمنی داشتی.
سوال من این بود که چرا رانت می خورند اما سوال تو این بود که چرا رانت را به من نمی دهند؟
من می خواستم ریشه درخت حق را محکم کنم اما تو می خواستی میوه درختش را برای خودت بچینی.
بیچاره مردمی که به شعار عدالت خواهی تو دل خوش کردند و تاسف بارتر آنکه قرن هاست عوام الناس را با همین شعارها فریب داده اند"
پ.ن: همه شعارها را باور نکنید. خیلی از مدعیان مبارزه با ظلم، دنبال سهم خودشان هستند نه حق مردم
ب.ت:آن دوستم یکی دوسال بعد به جرم اختلاس گرفتار شد.
#داستان_زندگی
tabadolketab.com
مرکز تبادل کتاب books
@tabadollketab
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKAمرکز تبادل کتاب📚
6Kدنبال کننده
اولین و بزرگترین مرکز تبادل کتاب ایران
تأسیس ۱۳۹۴
globe_with_meridians tabadolketab.com
شما میتونید کتابهاتون رو به ما بدید و با فروششون از مرکز ما کتاب جدید بخرید
حتی میتونید بدون تحویل کتاب هم خرید کنید و تا ۷۰٪ تخفیف بگیرید
ارتباط با ما
@admin_tbk
.
phone️ ۰۲۱۶۶۱۷۷۹۰۷ | ۰۹۹۶۰۹۹۳۸۷۲
.
instagram.com/tabadolketab.ir
مشاهده کانال پیامرسانتأسیس ۱۳۹۴
globe_with_meridians tabadolketab.com
شما میتونید کتابهاتون رو به ما بدید و با فروششون از مرکز ما کتاب جدید بخرید
حتی میتونید بدون تحویل کتاب هم خرید کنید و تا ۷۰٪ تخفیف بگیرید
ارتباط با ما
@admin_tbk
.
phone️ ۰۲۱۶۶۱۷۷۹۰۷ | ۰۹۹۶۰۹۹۳۸۷۲
.
instagram.com/tabadolketab.ir