۳۱ اردیبهشت
سلطان نصیر
« پریان و ارباب دریاها »
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که در اعماق تاریک و اسرارآمیز دریاها، چه موجوداتی نفس میکشند.. ؟
ocean🧜 این قسمت، پرده از دنیای پریان بحری برمیدارد و پیوند شگفتانگیز آنها را با داستان حضرت یونس (ع)، کبوترِ آسمانی، ستارگانِ کهن و حروفِ حاملِ قدرتِ مطلق آشکار میسازد
سفری به مرزهای واقعیت و وهم☠.....
_پارت دوم
برای شنیدن پارتهای بعدی، هر هفته جمعهها منتظر ما باشید. 🗓️
رادیو مصباح را دنبال کنید:
ایتا: calling https://eitaa.com/radio_mesbah
روبیکا: id @radio_mesbah
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که در اعماق تاریک و اسرارآمیز دریاها، چه موجوداتی نفس میکشند.. ؟
ocean🧜 این قسمت، پرده از دنیای پریان بحری برمیدارد و پیوند شگفتانگیز آنها را با داستان حضرت یونس (ع)، کبوترِ آسمانی، ستارگانِ کهن و حروفِ حاملِ قدرتِ مطلق آشکار میسازد
سفری به مرزهای واقعیت و وهم☠.....
_پارت دوم
برای شنیدن پارتهای بعدی، هر هفته جمعهها منتظر ما باشید. 🗓️
رادیو مصباح را دنبال کنید:
ایتا: calling https://eitaa.com/radio_mesbah
روبیکا: id @radio_mesbah
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۱ اردیبهشت
سلطان نصیر
پادکست پریان بخش دوم
تقدیم شما
برای اطلاعات بیشتر به متن پریان ۲ در کانال مراجعه کنیدheart️
تقدیم شما
برای اطلاعات بیشتر به متن پریان ۲ در کانال مراجعه کنیدheart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ خرداد
سلطان نصیر
شجره برخی از پیامبران از حضرت آدم (ع) تا حضرت محمد (ص)
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ خرداد
سلطان نصیر
#توصیه
صلوات ضراب اصفهانی
و دعای سمات
در عصر جمعه
نزدیک غروب آفتاب
را فراموش نکنید.
متن صلوات ضراب اصفهانی
@soltannasir
صلوات ضراب اصفهانی
و دعای سمات
در عصر جمعه
نزدیک غروب آفتاب
را فراموش نکنید.
متن صلوات ضراب اصفهانی
@soltannasir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
سلطان نصیر
ادامه تا دقایقی دیگر...hourglass_flowing_sand
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
سلطان نصیر
6- تحول افکار در اقوام بنی اسرائیل
تحول افکار ملتها امری عادی و طبیعی است و عبرانیان در خلال کوچ و جابه جایی تحت تاءثیر اندیشه های ملل گوناگون قرار می گرفتند. در سوره اعراف ، آیه 138 آمده است که بنی اسرائیل هنگام خروج از دریا و نجات از دست فرعون ، به گروهی بت پرست برخوردند. آنان از حضرت موسی (ع ) تقاضا کردند برای ایشان نیز بتی قرار دهد و این خواسته به شدت رد شد. همچنین هنگامی که در مصر مستقر بودند، باورهای مصریان در آنان تاءثیر گذاشته بود، به گونه ای که پس از ترک آن سرزمین ، به تقلید مصریان که گاو را مقدس می دانستند، آنان نیز گوساله ای ساختند و به عبادت آن مشغول شدند.
#یهود
تحول افکار ملتها امری عادی و طبیعی است و عبرانیان در خلال کوچ و جابه جایی تحت تاءثیر اندیشه های ملل گوناگون قرار می گرفتند. در سوره اعراف ، آیه 138 آمده است که بنی اسرائیل هنگام خروج از دریا و نجات از دست فرعون ، به گروهی بت پرست برخوردند. آنان از حضرت موسی (ع ) تقاضا کردند برای ایشان نیز بتی قرار دهد و این خواسته به شدت رد شد. همچنین هنگامی که در مصر مستقر بودند، باورهای مصریان در آنان تاءثیر گذاشته بود، به گونه ای که پس از ترک آن سرزمین ، به تقلید مصریان که گاو را مقدس می دانستند، آنان نیز گوساله ای ساختند و به عبادت آن مشغول شدند.
#یهود
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
سلطان نصیر
7- حضرت موسی (ع )
در باب دوم سفر خروج تورات می خوانیم که یک تن از بنی اسرائیل (*) با یکی از دختران قبیله خود ازدواج کرد و دارای پسری شد. مادر نوزاد به منظور نجات وی از چنگال ماءموران فرعون او را مدت سه ماه پنهان کرد. از آنجا که مخفی نگه داشتن کودک برای همیشه ممکن نبود، مادرش صندوقی تهیه کرد و منافذ آن را با قیر اندود و کودک زا در آن نهاد و در میان نیزارهای رود نیل رها کرد. خواهر وی در آن حوالی ایستاد تا ببیند چه بر سر او خواهد آمد.
اندکی پس از آن ، دختر فرعون که برای شستشو به سوی نیل آمده بود، صندوق را مشاهده کرد و یک تن از کنیزان خود را به دنبال صندوق فرستاد. هنگامی که صندوق را برای وی آوردند، آن را گشود و دید کودکی در آن گریه می کند. دل او بر آن کودک سوخت و گفت معلوم می شود این کودک از بنی اسرائیل است . در آن حال خواهر کودک جلو آمد و پیشنهاد کرد زنی را برای شیر دادن وی بیاورد. دختر فرعون پذیرفت و خواهر کودک مادر خود را نزد آنان آورد. دختر فرعون به او گفت این کودک را با خود ببر و شیر بده ، من نیز مزد تو را خواهم داد. پس از چند سال وقتی کودک بزرگ شد مادرش او را نزد دختر فرعون برد. دختر فرعون او را به پسری پذیرفت و نام موسی (موشه در عبری یعنی : از آب کشیده شده ) را بر او نهاد. این داستان با آنچه خداوند متعال در سوره قصص فرموده است ، بسیار نزدیک است . بر اساس برخی محاسبات تاریخی ، این حادثه در حدود 1250 ق .م . رخ داده است .
به هر حال حضرت موسی (ع ) امور قوم خود را سامان داد و آنان را برای مبارزه با کافران آماده کرد و احکام خدا را به آنان تعلیم داد. وی قوم بنی اسرائیل را برکت داد و در صد و بیست سالگی در مکانی به نام موآب ، حوالی دریای میت ، درگذشت و بنی اسرائیل برای او سی روز عزاداری کردند. این جریان در آخر سفر تثنیه یافت می شود و تورات بدان پایان می یابد:
(5) پس موسی بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند مرد (6) و او را در زمین موآب در مقابل بیت فعور در دره دفن کرد (3) و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است (7) و موسی چون وفات یافت ، صد و بیست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش کم شده بود (8) و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحه گری برای موسی سپری گشت (9) و یوشع بن نون از روح حکمت مملو بود، چون که موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند و بر حسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود عمل کردند (10) و نبیی مثل موسی تا به حال در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد (11) در جمیع آیات و معجزاتی که خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید (12) و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همه اسرائیل نمود (تثنیه 34: 5 - 12).
پینوشت ( * ) :
*- نام وی در احادیث اسلامی عمران و در تورات عمرام بن قهات بن لاوی بن یعقوب است (خروج 6: 14-20)
#یهود
در باب دوم سفر خروج تورات می خوانیم که یک تن از بنی اسرائیل (*) با یکی از دختران قبیله خود ازدواج کرد و دارای پسری شد. مادر نوزاد به منظور نجات وی از چنگال ماءموران فرعون او را مدت سه ماه پنهان کرد. از آنجا که مخفی نگه داشتن کودک برای همیشه ممکن نبود، مادرش صندوقی تهیه کرد و منافذ آن را با قیر اندود و کودک زا در آن نهاد و در میان نیزارهای رود نیل رها کرد. خواهر وی در آن حوالی ایستاد تا ببیند چه بر سر او خواهد آمد.
اندکی پس از آن ، دختر فرعون که برای شستشو به سوی نیل آمده بود، صندوق را مشاهده کرد و یک تن از کنیزان خود را به دنبال صندوق فرستاد. هنگامی که صندوق را برای وی آوردند، آن را گشود و دید کودکی در آن گریه می کند. دل او بر آن کودک سوخت و گفت معلوم می شود این کودک از بنی اسرائیل است . در آن حال خواهر کودک جلو آمد و پیشنهاد کرد زنی را برای شیر دادن وی بیاورد. دختر فرعون پذیرفت و خواهر کودک مادر خود را نزد آنان آورد. دختر فرعون به او گفت این کودک را با خود ببر و شیر بده ، من نیز مزد تو را خواهم داد. پس از چند سال وقتی کودک بزرگ شد مادرش او را نزد دختر فرعون برد. دختر فرعون او را به پسری پذیرفت و نام موسی (موشه در عبری یعنی : از آب کشیده شده ) را بر او نهاد. این داستان با آنچه خداوند متعال در سوره قصص فرموده است ، بسیار نزدیک است . بر اساس برخی محاسبات تاریخی ، این حادثه در حدود 1250 ق .م . رخ داده است .
به هر حال حضرت موسی (ع ) امور قوم خود را سامان داد و آنان را برای مبارزه با کافران آماده کرد و احکام خدا را به آنان تعلیم داد. وی قوم بنی اسرائیل را برکت داد و در صد و بیست سالگی در مکانی به نام موآب ، حوالی دریای میت ، درگذشت و بنی اسرائیل برای او سی روز عزاداری کردند. این جریان در آخر سفر تثنیه یافت می شود و تورات بدان پایان می یابد:
(5) پس موسی بنده خداوند در آنجا به زمین موآب برحسب قول خداوند مرد (6) و او را در زمین موآب در مقابل بیت فعور در دره دفن کرد (3) و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است (7) و موسی چون وفات یافت ، صد و بیست سال داشت و نه چشمش تار و نه قوتش کم شده بود (8) و بنی اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحه گری برای موسی سپری گشت (9) و یوشع بن نون از روح حکمت مملو بود، چون که موسی دستهای خود را بر او نهاده بود و بنی اسرائیل او را اطاعت نمودند و بر حسب آنچه خداوند به موسی امر فرموده بود عمل کردند (10) و نبیی مثل موسی تا به حال در اسرائیل برنخاسته است که خداوند او را روبرو شناخته باشد (11) در جمیع آیات و معجزاتی که خداوند او را فرستاد تا آنها را در زمین مصر به فرعون و جمیع بندگانش و تمامی زمینش بنماید (12) و در تمامی دست قوی و جمیع آن هیبت عظیم که موسی در نظر همه اسرائیل نمود (تثنیه 34: 5 - 12).
پینوشت ( * ) :
*- نام وی در احادیث اسلامی عمران و در تورات عمرام بن قهات بن لاوی بن یعقوب است (خروج 6: 14-20)
#یهود
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
سلطان نصیر
8. تاءسیس یهودیت
در باب سوم سفر خروج می خوانیم که حضرت موسی (ع ) در بیابان حوریب در دامته کوه ، صدای خدای متعال را از میان آتشی از بوته خار شنید که با او سخن می گوید.
در قرآن مجید نخستین سخن خداوند از درختی در بیابان طوی چنین آمده است :
فلما اءتاها نودی یا موسی . انی اءنا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی . و اءنا اخترتک فاستمع لما یوحی . اننی اءنا الله لا اله الا اءنا فاعبدنی و اءقم الصلوة لذکری . ان الساعة آتیه اءکاد اخفیها لتجزی کل نفس بما تسعی . فلا یصدنک عنها من لا یومن بها و اتبع هواه فتردی (طه : 11 - 16).
تورات می گوید خداوند به حضرت موسی (ع ) وعده داد بنی اسرائیل را از دست مصریان نجات دهد و سرزمین کنعان و حدود آن را که اماکن پر برکتی بودند، به ایشان عطا کند. از این رو، حضرت موسی (ع ) رسالت یافت نزد فرعون برود و از او بخواهد که بنی اسرائیل را رها کند. وی با معجزاتی عازم مصر شد و مقرر گردید حضرت هارون (ع ) به وی کمک کند.
به گفته تورات ، خدای متعال به حضرت موسی (ع ) قدرت داد تا به اعجاز، عصای خود و برادرش را به اژدها تبدیل کند و نیز از دست خود نور سفیدی ساطع نماید. فرعون جمعی از جادوگران را گرد آورد تا با حضرت موسی (ع ) مسابقه بدهند. اژدهای مزبور تمامی آلات و ادوات آنان را بلعید و آنان دانستند که کار آن حضرت جادو نیست . به فرموده قرآن مجید آنان بدون ترسی از فرعون به حضرت موسی (ع ) ایمان آوردند. پس از این معجزات چند عذاب بر مصریان فرود آمد و هر بار فرعون قول می داد بنی اسرائیل را مرخص کند، اما به قول خود عمل نمی کرد. تورات ده نوع عذاب را برشمارد:
1. تبدیل شدن آبهای مصریان به خون ؛
2. زیاد شدن قورباغه میان آنها؛
3. زیاد شدن پشه ؛
4. زیاد شدن مگس ؛
5. مرگ حیوانات مصریان بر اثر وبا؛
6. مبتلا شدن مصریان و چارپایان آنان به دمل ؛
7. فرود آمدن تگرگ بر آنان و تلف شدن مقدار زیادی از حیوانات و مزارع ؛
8. زیاد شدن ملخ ؛
9. تاریک شدن مساکن مصریان تا سه روز؛
10. هلاک شدن نخست زادگان انسان و حیوان همه مصریان حتی نخست زاده خود فرعون .
قرآن مجید نشانه های حضرت موسی (ع ) را نه عدد می داند (اسراء: 101) و ظاهرا مقصود تنها نشانه هایی است که برای فرعون آورده بوده و گرنه به صریح قرآن کریم و تورات معجزات آن حضرت بیش از این عدد بوده است . برخی از این عذابها در قرآن مجید به گونه ای مذکور است (اعراف : 130 و 133).
به گفته تورات ، فرعون سرانجام تسلیم شد و حضرت موسی (ع ) و هارون (ع ) را شبانه طلبید و به آنان گفت با بنی اسرائیل به هر جا که می خواهید بروید. پس آنان به سوی دریای سرخ در شرق مصر کوچ کردند و آنجا اردو زدند. قوم موسی از دور آمدن فرعونیان را مشاهده کردند. در آن هنگام حضرت موسی (ع ) دست خود را به طرف دریا دراز کرد و دریا شکافته شد و خشک گردید و بنی اسرائیل به آسانی از آن عبور کردند.(*) آنگاه لشکریان فرعون وارد شدند و حضرت موسی (ع ) به امر خداوند با اشاره دست ، آنان را غرق کرد. تورات درباره غرق شدن شخص فرعون چیزی نگفته است .
از قرآن مجید و احادیث اسلامی بر می آید که بنی اسرائیل به امر خدا از مصر خارج شدند، نه به اذن فرعون (شعراء:52). همچنین به صریح قرآن کریم ، حضرت موسی (ع ) به فرمان الهی عصای خود را به دریا زد، نه اینکه دستش را به سوی دریا دراز کند.
بنی اسرائیل در حوالی شبه جزیره سینا توقف کردند و در آنجا برای آنان از آسمان چیزی مانند شبنم و نیز مرغ بلدرچین که به عربی سلوی نامیده می شود، فرود می آمد و آنان آنها را می خوردند. این جریان تا چهل سال یعنی در تمام مدت سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان ادامه داشت . تورات می گوید آن غذای شبنم گونه من نامیده شد؛ زیرا بنی اسرائیل با دیدن آن به زبان عبری پرسیدند: ((مان هوء)) یعنی آن چیست ؟
پینوشت (*) :
*-از نظر اهل کتاب دریایی که بنی اسرائیل از آن عبور کردند دریای سرخ بود که در مرز مصر قرار داشت . جمعی از مسلمانان این دریا را رود نیل دانسته اند.
#یهود
در باب سوم سفر خروج می خوانیم که حضرت موسی (ع ) در بیابان حوریب در دامته کوه ، صدای خدای متعال را از میان آتشی از بوته خار شنید که با او سخن می گوید.
در قرآن مجید نخستین سخن خداوند از درختی در بیابان طوی چنین آمده است :
فلما اءتاها نودی یا موسی . انی اءنا ربک فاخلع نعلیک انک بالواد المقدس طوی . و اءنا اخترتک فاستمع لما یوحی . اننی اءنا الله لا اله الا اءنا فاعبدنی و اءقم الصلوة لذکری . ان الساعة آتیه اءکاد اخفیها لتجزی کل نفس بما تسعی . فلا یصدنک عنها من لا یومن بها و اتبع هواه فتردی (طه : 11 - 16).
تورات می گوید خداوند به حضرت موسی (ع ) وعده داد بنی اسرائیل را از دست مصریان نجات دهد و سرزمین کنعان و حدود آن را که اماکن پر برکتی بودند، به ایشان عطا کند. از این رو، حضرت موسی (ع ) رسالت یافت نزد فرعون برود و از او بخواهد که بنی اسرائیل را رها کند. وی با معجزاتی عازم مصر شد و مقرر گردید حضرت هارون (ع ) به وی کمک کند.
به گفته تورات ، خدای متعال به حضرت موسی (ع ) قدرت داد تا به اعجاز، عصای خود و برادرش را به اژدها تبدیل کند و نیز از دست خود نور سفیدی ساطع نماید. فرعون جمعی از جادوگران را گرد آورد تا با حضرت موسی (ع ) مسابقه بدهند. اژدهای مزبور تمامی آلات و ادوات آنان را بلعید و آنان دانستند که کار آن حضرت جادو نیست . به فرموده قرآن مجید آنان بدون ترسی از فرعون به حضرت موسی (ع ) ایمان آوردند. پس از این معجزات چند عذاب بر مصریان فرود آمد و هر بار فرعون قول می داد بنی اسرائیل را مرخص کند، اما به قول خود عمل نمی کرد. تورات ده نوع عذاب را برشمارد:
1. تبدیل شدن آبهای مصریان به خون ؛
2. زیاد شدن قورباغه میان آنها؛
3. زیاد شدن پشه ؛
4. زیاد شدن مگس ؛
5. مرگ حیوانات مصریان بر اثر وبا؛
6. مبتلا شدن مصریان و چارپایان آنان به دمل ؛
7. فرود آمدن تگرگ بر آنان و تلف شدن مقدار زیادی از حیوانات و مزارع ؛
8. زیاد شدن ملخ ؛
9. تاریک شدن مساکن مصریان تا سه روز؛
10. هلاک شدن نخست زادگان انسان و حیوان همه مصریان حتی نخست زاده خود فرعون .
قرآن مجید نشانه های حضرت موسی (ع ) را نه عدد می داند (اسراء: 101) و ظاهرا مقصود تنها نشانه هایی است که برای فرعون آورده بوده و گرنه به صریح قرآن کریم و تورات معجزات آن حضرت بیش از این عدد بوده است . برخی از این عذابها در قرآن مجید به گونه ای مذکور است (اعراف : 130 و 133).
به گفته تورات ، فرعون سرانجام تسلیم شد و حضرت موسی (ع ) و هارون (ع ) را شبانه طلبید و به آنان گفت با بنی اسرائیل به هر جا که می خواهید بروید. پس آنان به سوی دریای سرخ در شرق مصر کوچ کردند و آنجا اردو زدند. قوم موسی از دور آمدن فرعونیان را مشاهده کردند. در آن هنگام حضرت موسی (ع ) دست خود را به طرف دریا دراز کرد و دریا شکافته شد و خشک گردید و بنی اسرائیل به آسانی از آن عبور کردند.(*) آنگاه لشکریان فرعون وارد شدند و حضرت موسی (ع ) به امر خداوند با اشاره دست ، آنان را غرق کرد. تورات درباره غرق شدن شخص فرعون چیزی نگفته است .
از قرآن مجید و احادیث اسلامی بر می آید که بنی اسرائیل به امر خدا از مصر خارج شدند، نه به اذن فرعون (شعراء:52). همچنین به صریح قرآن کریم ، حضرت موسی (ع ) به فرمان الهی عصای خود را به دریا زد، نه اینکه دستش را به سوی دریا دراز کند.
بنی اسرائیل در حوالی شبه جزیره سینا توقف کردند و در آنجا برای آنان از آسمان چیزی مانند شبنم و نیز مرغ بلدرچین که به عربی سلوی نامیده می شود، فرود می آمد و آنان آنها را می خوردند. این جریان تا چهل سال یعنی در تمام مدت سرگردانی بنی اسرائیل در بیابان ادامه داشت . تورات می گوید آن غذای شبنم گونه من نامیده شد؛ زیرا بنی اسرائیل با دیدن آن به زبان عبری پرسیدند: ((مان هوء)) یعنی آن چیست ؟
پینوشت (*) :
*-از نظر اهل کتاب دریایی که بنی اسرائیل از آن عبور کردند دریای سرخ بود که در مرز مصر قرار داشت . جمعی از مسلمانان این دریا را رود نیل دانسته اند.
#یهود
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
۴ خرداد
۴ خرداد
سلطان نصیر
بسم الله الرحمن الرحیم
کارت های تاروت
قسمت دوم
کارت های تاروت
قسمت دوم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ خرداد
سلطان نصیر
@soltannasir
{کارت های تاروت 2 }
ادامه از کتاب تاریخ جادوگری ...point_downpoint_down
{ ...در زمان ژبلین همه مجذوب مصر شده بودند ; کشوری که ادبیات و آثارش تا آن زمان بدون پی گیری در پرده اسرار مانده بود . مصر سرزمین اسرار بود و برای آگاهی از تمدن آن ناچار به نویسندگان قدیمی چون پلوتارک و هرودت و یامبلیخوس تکیه می شد .فقدان اسناد و شواهد ایجاد احتمالات و حدسیات را پیش می آورد ، به طوری که ژبلین با تخیل قوی خود به این نتیجه رسیده بود که تاروت چیزی نیست مگر همان تحوتی _ هرمس ، نویسنده فرضی قدیمی ترین کتابهای هرمسی نسبت می داد ; کسی که کیمیاگران او را استاد اعظم خود می نامیدند .
تحوتی _هرمس مبتکر جادو ، مخترع زبان و خط و نقاشی بود به روایت اساطیر ، همه خدایان را نقاشی کرده بود . کتاب نگاره های رازوارانه او «A_Rosh» نامیده می شد . «A» به معنای اصول عقاید و مکتب و «Rosh» به معنای آغاز . { واژه «rosh» واژه ای عبرانی است که در ادبیات عبری «ראש» به معنای «سر » (sar)است .
که معادل عربی آن واژه «رأس » می باشد . از آنجایی که «سر.» انسان اولین بخش بدن انسان است . در اصطلاح واژه «ראש» به معنای آغاز به کار می رود (فقیر)}
نگاره های تاروت از A_Rosh الهام گرفته است و ژبلین می گوید که خود کلمه تاروت از دو واژه« تار Tar» به معنی راه و «رو Ro » یا «Roy» به معنی سلطنت یا شاهانه مشتق شده است . به این ترتیب تاروت به مفهوم راه شاهانه خواهد بود .
گر چه احساس همه تئوری های ژبلین بر شن روان است ، اما او را می توان مروج و مشوق علاقه و بذل توجه به تمدن مصر دانست . تنها یازده سال پس از انتشار کتاب «جهان آغازین » اثر ژبلین بود که در نتیجه اکتشافات جدید ، پرتو نوری بر قلمرو تاریک فرضیات تابید . در سال 1799 سنگ نوشته ای در شهر روزتا (Rosetta) در کرانه نیل بدست آمد . بر این قطعه سنگ بازالت ، دو نوشته وجود داشت : یکی به یونانی و دیگری خط هیروگلیف ، و مقایسه این دو متن به ظاهر همانند پس از قرنها ،نخستین ارتباط علمی با حروف خط هیروگلیف مصر باستان را امکان پذیر نمود .
اکثر نویسندگان تحت تاثیر ژبلین ادعا کردند که تاروت منشأ مصری دارد .آلیت (Alliete) (1750_1810حدود) سازنده کلاه گیس با نام مستعار اتیلا( Etteilla) سلسله مقالاتی درباره تاروت منتشر کرد . آلیت در نخستین اقدام خود کوشید تا شکل اصلی تصاویر تاروت را که حکاکان ژبلین از ریخت انداخته بودند به آنها باز گرداند . او که بیشتر افکار و اندیشه های هنرمندانه داشت تا علمی ، ورقهای تاروت را مطابق سلیقه زمان خویش تزئین کرد در ضمن صفات و نشان هایی کاملا جدید و غیر معمولی هم به آنها نسبت داد و احکام نجومی و کابالا را هم به این فال افزود .
واقعا جالب است که بدانیم چند نفر از عالمان علم مکتوم ، معترف و معتقدند که اصل یک دانش سری از میان هزاره ها گذشته و آنچه به آنها رسیده ، روایاتی هستند که خود آنها اکنون کمر به تحریف یا نابودی آن بسته اند . ظاهرا آقایان فراموش می کنند که چنین عادتهای بدی قبل از آنها هم همیشه وجود داشته ، و به همین دلیل خاص است که هیچ مکتب و نظریه ای به شکل اصلی خود به ما نرسیده است و اگر دانشی سری تا امروز باقی مانده باشد ، مطمئنا چنان تغییر شکل یافته است که حتی مبتکرین آن هم قادر به شناختش نخواهند بود .
آلیت ، آرایشگر از خود راضی و گزافه گو ، تصمیم گرفت که ورقهای تاروت بایستی اصلاح شده به شکل شکوهمند اولیه خود باز گردانیده شوند .
و با این نیت توالی ورقها را تغییر داد ، بعضی از آنها را حذف کرد و ورقهای جدید _که مدعی بود نگاره های قدیمی هستند که در گذرشان از مصر به اروپا از میان رفته اند _ به آنها افزود . در یک کلام ، همه چیز را کاملا به هم ریخت . اما اصلاحات آلیت ، در خلال سالهای قرن نوزدهم مردود شناخته شدند و ورقهای قدیمی بار دیگر جای آنها را گرفت . معهذا همه کسانی که با تاروت سر و کار داشتند ، به نحوی در آن دخالت کرده و هیچ یک از افزودن تزئینات و شاخ و برگ جدید به تصاویر آن کوتاهی نکرده اند . مثلا اوزوالد ویرث (Oswald Wirth) شاگرد مغ (جادوگر ) مشهور ستانیسلاس دوگویتا (Stanislas de Guita) (1860_1897) مانند ژبلین تصاویر تاروت خود را _ با این باور که یک اشتباه قدیمی را اصلاح کند _ بکلی زیر و رو کرد ، و طرح هایی به آن افزود که همه مبتنی بر استنباطات خود اوست . با مقایسه ورق «اعتدال» او با ورق اولیه متوجه خواهیم شد که ویرث به منظور مراعات سلیقه افراطی زمان خویش صلاح دانسته است که مثلا زمینه تمثیل را به رنگ طلایی در آورد و یا به جای بوته کوچکی که در تصویر اصلی وجود دارد ، یک گل قرار دهد و یا آنکه دو کوزه را که در اصل همانند به نظر می رسند . }
ادامه دارد ...
#تاروت #دشمنان #هیروگلیف #مصر
#هرمس
@soltannasir
first_quarter_moon_with_facelast_quarter_moon_with_facefirst_quarter_moon_with_facelast_quarter_moon_with_facefirst_quarter_moon_with_face
{کارت های تاروت 2 }
ادامه از کتاب تاریخ جادوگری ...point_downpoint_down
{ ...در زمان ژبلین همه مجذوب مصر شده بودند ; کشوری که ادبیات و آثارش تا آن زمان بدون پی گیری در پرده اسرار مانده بود . مصر سرزمین اسرار بود و برای آگاهی از تمدن آن ناچار به نویسندگان قدیمی چون پلوتارک و هرودت و یامبلیخوس تکیه می شد .فقدان اسناد و شواهد ایجاد احتمالات و حدسیات را پیش می آورد ، به طوری که ژبلین با تخیل قوی خود به این نتیجه رسیده بود که تاروت چیزی نیست مگر همان تحوتی _ هرمس ، نویسنده فرضی قدیمی ترین کتابهای هرمسی نسبت می داد ; کسی که کیمیاگران او را استاد اعظم خود می نامیدند .
تحوتی _هرمس مبتکر جادو ، مخترع زبان و خط و نقاشی بود به روایت اساطیر ، همه خدایان را نقاشی کرده بود . کتاب نگاره های رازوارانه او «A_Rosh» نامیده می شد . «A» به معنای اصول عقاید و مکتب و «Rosh» به معنای آغاز . { واژه «rosh» واژه ای عبرانی است که در ادبیات عبری «ראש» به معنای «سر » (sar)است .
که معادل عربی آن واژه «رأس » می باشد . از آنجایی که «سر.» انسان اولین بخش بدن انسان است . در اصطلاح واژه «ראש» به معنای آغاز به کار می رود (فقیر)}
نگاره های تاروت از A_Rosh الهام گرفته است و ژبلین می گوید که خود کلمه تاروت از دو واژه« تار Tar» به معنی راه و «رو Ro » یا «Roy» به معنی سلطنت یا شاهانه مشتق شده است . به این ترتیب تاروت به مفهوم راه شاهانه خواهد بود .
گر چه احساس همه تئوری های ژبلین بر شن روان است ، اما او را می توان مروج و مشوق علاقه و بذل توجه به تمدن مصر دانست . تنها یازده سال پس از انتشار کتاب «جهان آغازین » اثر ژبلین بود که در نتیجه اکتشافات جدید ، پرتو نوری بر قلمرو تاریک فرضیات تابید . در سال 1799 سنگ نوشته ای در شهر روزتا (Rosetta) در کرانه نیل بدست آمد . بر این قطعه سنگ بازالت ، دو نوشته وجود داشت : یکی به یونانی و دیگری خط هیروگلیف ، و مقایسه این دو متن به ظاهر همانند پس از قرنها ،نخستین ارتباط علمی با حروف خط هیروگلیف مصر باستان را امکان پذیر نمود .
اکثر نویسندگان تحت تاثیر ژبلین ادعا کردند که تاروت منشأ مصری دارد .آلیت (Alliete) (1750_1810حدود) سازنده کلاه گیس با نام مستعار اتیلا( Etteilla) سلسله مقالاتی درباره تاروت منتشر کرد . آلیت در نخستین اقدام خود کوشید تا شکل اصلی تصاویر تاروت را که حکاکان ژبلین از ریخت انداخته بودند به آنها باز گرداند . او که بیشتر افکار و اندیشه های هنرمندانه داشت تا علمی ، ورقهای تاروت را مطابق سلیقه زمان خویش تزئین کرد در ضمن صفات و نشان هایی کاملا جدید و غیر معمولی هم به آنها نسبت داد و احکام نجومی و کابالا را هم به این فال افزود .
واقعا جالب است که بدانیم چند نفر از عالمان علم مکتوم ، معترف و معتقدند که اصل یک دانش سری از میان هزاره ها گذشته و آنچه به آنها رسیده ، روایاتی هستند که خود آنها اکنون کمر به تحریف یا نابودی آن بسته اند . ظاهرا آقایان فراموش می کنند که چنین عادتهای بدی قبل از آنها هم همیشه وجود داشته ، و به همین دلیل خاص است که هیچ مکتب و نظریه ای به شکل اصلی خود به ما نرسیده است و اگر دانشی سری تا امروز باقی مانده باشد ، مطمئنا چنان تغییر شکل یافته است که حتی مبتکرین آن هم قادر به شناختش نخواهند بود .
آلیت ، آرایشگر از خود راضی و گزافه گو ، تصمیم گرفت که ورقهای تاروت بایستی اصلاح شده به شکل شکوهمند اولیه خود باز گردانیده شوند .
و با این نیت توالی ورقها را تغییر داد ، بعضی از آنها را حذف کرد و ورقهای جدید _که مدعی بود نگاره های قدیمی هستند که در گذرشان از مصر به اروپا از میان رفته اند _ به آنها افزود . در یک کلام ، همه چیز را کاملا به هم ریخت . اما اصلاحات آلیت ، در خلال سالهای قرن نوزدهم مردود شناخته شدند و ورقهای قدیمی بار دیگر جای آنها را گرفت . معهذا همه کسانی که با تاروت سر و کار داشتند ، به نحوی در آن دخالت کرده و هیچ یک از افزودن تزئینات و شاخ و برگ جدید به تصاویر آن کوتاهی نکرده اند . مثلا اوزوالد ویرث (Oswald Wirth) شاگرد مغ (جادوگر ) مشهور ستانیسلاس دوگویتا (Stanislas de Guita) (1860_1897) مانند ژبلین تصاویر تاروت خود را _ با این باور که یک اشتباه قدیمی را اصلاح کند _ بکلی زیر و رو کرد ، و طرح هایی به آن افزود که همه مبتنی بر استنباطات خود اوست . با مقایسه ورق «اعتدال» او با ورق اولیه متوجه خواهیم شد که ویرث به منظور مراعات سلیقه افراطی زمان خویش صلاح دانسته است که مثلا زمینه تمثیل را به رنگ طلایی در آورد و یا به جای بوته کوچکی که در تصویر اصلی وجود دارد ، یک گل قرار دهد و یا آنکه دو کوزه را که در اصل همانند به نظر می رسند . }
ادامه دارد ...
#تاروت #دشمنان #هیروگلیف #مصر
#هرمس
@soltannasir
first_quarter_moon_with_facelast_quarter_moon_with_facefirst_quarter_moon_with_facelast_quarter_moon_with_facefirst_quarter_moon_with_face
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
سلطان نصیر
قسمت سوم ساعت ۲۱ بارگزاری میشهhourglass_flowing_sand
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
۷ خرداد
سلطان نصیر
بسم الله الرحمن الرحیم
عاشورا در وادی این موجودات
عالم الاسد³
عاشورا در وادی این موجودات
عالم الاسد³
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
سلطان نصیر
{عاشورا در وادی این موجودات9 }
{ عالم الاسد 3}
ادامه...point_down
نکته 4: عده ای اعراب که بعضاً از دشمنان حضرتش بودند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را قتال العرب نامیدند. و این بدلیل این بود که بسیاری از اعراب اعم از کفار و مشرکین و جهودان عرب زبان شبه جزیره در جنگ های عمدتا تحمیلی و غزوات رسول خدا صلّ اللّه و آله وسلّم توسط حضرتش به درک واصل شدند. طبیعی است که آنچه در سیره ها و تواریخ صحیحه آمده اکثر قریب به اتفاق این جنگ ها رویکرد دفاعی داشته و در دوران خلافت حضرتش نیز پیش از شروع جنگ ها ابتدا نصیحت صورت میگرفته است و دشمنان را دعوت به بازگشت از راهی که در پیش گرفته اند می نمودند و سپس پس از اتمام حجت و شروع جنگ توسط دشمنان جنگ ها آغاز میشده است. اما علی ای حال یکی دیگر از القاب حضرت امیرالمومنین علیه السلام اسدالله است. و شیر با برج اسد و با کوکب شمس ارتباط دارد. و برج اسد در تنجیم بیت شمس است. و حضرت امیر علیه السلام شمس الله نیز می باشند. کوکب مهم صورت فلکی اسد قلب الاسد قتاله هست. که بر شجاعت و جنگجویی و پیروزی در جنگ تاثیر بسزایی دارد. و این صفت در حد کمال در حضرت امیر وجود داشته است.
نکته 5: به توضیحات صورت فلکی شیر کوچک از کتاب صورتهای فلکی دکتر گری مکلر صفحه 136 توجه فرمایید : point_down
{صورت فلکی شیر کوچک(Lmi ) اسد اصغر
زمان رسیدن به نصف النهار : 21 فروردین
مساحت: 232 درجهٔ مربع
این یکی از چند صورت فلکی قرن های اخیر (حدود سال 1687 م) می باشد که برای پر کردن بخشی از آسمان شمالی که در یونانی به اسم «بی شکل ها» به مفهوم «شکل نگرفته» یا «بدون شکل» معروف بوده، به وجود آمده است. تصور می شود که این ستاره ها نزد point_left اعراب باستانی، نشان دهندهٔ point_left غزال بوده است. این ستارگان در روایات قومی مردم چین گاهی با ستارگان صورت اصلی اسد نزدیک می شدند تا با هم یک صورت عظیم اژدها مانند را بسازند و در پاره ای دیگر از نقش و نگارهای کهن، به صورت ارابه در نظر گرفته شده است. ستاره های کم فروغ شیر کوچک در بین دو صورت فلکی مشخص: اسد در جنوب و دب اکبر در شمال واقع شده است. در مجموع ستارگان این صورت فلکی، تنها یک ستاره، آن هم بتا (B) دارای حروف یونانی می باشد. }
همچنین به فقرات زیر از کتاب صور الکواکب عبدالرحمن صوفی فصل مربوط به کواکب دُب اکبر _که بالای صورت فلکی اسد است_ توجه نمایید: point_down
{ کواکب دُب اکبر بیست و هفت است از نقش صورت و هشت خارج از صورت بر موجب قول بطلمیوس. ....و عرب آن چهار کوکب روشن را که بر شکل مربعی مستطیلند و این سه کوکب دنبال را بنات نعش خوانند از آن جمله چهار را که بر مربعند و آن شانزدهم و هفدهم و هژدهم و نوزدهم است، نعش خوانند و چهار نعش را بعضی سریر نبات نعش نیز خوانند سه کوکب دنبال را بنات و از بنات آن کوکب را که بر طرف دنبال است قاید خوانند و آن را که بر میانهٔ دنبال است عناق و آن را که بر بن و دنبال است جون. و بالای عناق کوکبی خُرد است ملاصق او که عرب آن را سهی خوانند و به بعضی لغت ها سُنا و صیدق و بُعیش نیز خوانند و بطلمیوس او را یاد نکرده است و اوست آن کوکب که نور چشم به او امتحان کنند. و در مثل گویند «اُریه السهی و یُرینی القمر» یعنی من سُها به او می نمایم و او قمر به من می نماید و آن شش کوکب را که بر سه قدمند و بر هر قدمی دو، و جمله از یک قدرند و آن دوازدهم و سیزدهم است که بر دست چپند و بیستم و بیست و یکم که بر پای چپند و بیست و سیم و بیست و چهارم که بر پای راستند قفزات طبا یعنی جستن آهو، هر دو از آن یک قفزه است که به نشان دو زنگلهٔ آهو ماند که در موضع جستن پدید آید. قفزهٔ اول که بر پای راست است که در پیش صرفه و ضفیره است و صرفه آن ستارهٔ روشنی است که بر دنبال اسد است و ضفیره آن ستارگان به هم در شده ای که بالای صرفه اند و عرب آن را هُلبه خوانند و میان هلبه و قفزهٔ اول هم چندان بعد است که میان دو قفزه.
عرب گویند: point_leftشیر (صورت فلکی اسد) دنبال بر زمین زد، point_leftآهوان برمیدند و بجستند و بعضی قفزات را ثعیلبات یعنی روباهگان و قراین یعنی دو دو قرین خوانند. و آن هفت کوکب را که بر گردن و سینه و دو رکبهٔ صورتند. }
همانگونه که ملاحظه می نمایید دکتر گری مکلر نویسنده کتاب صورت های فلکی کواکبی را که امروزه شیر کوچک می شناسیم را بر طبق نجوم اعراب آهوان می داند که احتمالا منبع ایشان همین کتاب صور الکواکب بوده است. (در این امر اطمینان ندارم اما محتمل است) اما عبدالرحمن صوفی شش کوکبی را که بر دست چپ و پای چپ و پای راست دُب اکبر قرار دارد را آهوان می داند. فقیر نمی دانم آیا دکتر گری مکلر از همین کتاب صور الکواکب به عنوان منبع استفاده نموده و در فهم مطلبش اشتباه نموده یا اینکه از کتاب دیگری استفاده نموده است ?! اما آنچه که مسلم است اعراب دُب اکبر را نمی شناخته اند.
ادامه دارد...
@soltannasir
sun_with_face🦁
{ عالم الاسد 3}
ادامه...point_down
نکته 4: عده ای اعراب که بعضاً از دشمنان حضرتش بودند. حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام را قتال العرب نامیدند. و این بدلیل این بود که بسیاری از اعراب اعم از کفار و مشرکین و جهودان عرب زبان شبه جزیره در جنگ های عمدتا تحمیلی و غزوات رسول خدا صلّ اللّه و آله وسلّم توسط حضرتش به درک واصل شدند. طبیعی است که آنچه در سیره ها و تواریخ صحیحه آمده اکثر قریب به اتفاق این جنگ ها رویکرد دفاعی داشته و در دوران خلافت حضرتش نیز پیش از شروع جنگ ها ابتدا نصیحت صورت میگرفته است و دشمنان را دعوت به بازگشت از راهی که در پیش گرفته اند می نمودند و سپس پس از اتمام حجت و شروع جنگ توسط دشمنان جنگ ها آغاز میشده است. اما علی ای حال یکی دیگر از القاب حضرت امیرالمومنین علیه السلام اسدالله است. و شیر با برج اسد و با کوکب شمس ارتباط دارد. و برج اسد در تنجیم بیت شمس است. و حضرت امیر علیه السلام شمس الله نیز می باشند. کوکب مهم صورت فلکی اسد قلب الاسد قتاله هست. که بر شجاعت و جنگجویی و پیروزی در جنگ تاثیر بسزایی دارد. و این صفت در حد کمال در حضرت امیر وجود داشته است.
نکته 5: به توضیحات صورت فلکی شیر کوچک از کتاب صورتهای فلکی دکتر گری مکلر صفحه 136 توجه فرمایید : point_down
{صورت فلکی شیر کوچک(Lmi ) اسد اصغر
زمان رسیدن به نصف النهار : 21 فروردین
مساحت: 232 درجهٔ مربع
این یکی از چند صورت فلکی قرن های اخیر (حدود سال 1687 م) می باشد که برای پر کردن بخشی از آسمان شمالی که در یونانی به اسم «بی شکل ها» به مفهوم «شکل نگرفته» یا «بدون شکل» معروف بوده، به وجود آمده است. تصور می شود که این ستاره ها نزد point_left اعراب باستانی، نشان دهندهٔ point_left غزال بوده است. این ستارگان در روایات قومی مردم چین گاهی با ستارگان صورت اصلی اسد نزدیک می شدند تا با هم یک صورت عظیم اژدها مانند را بسازند و در پاره ای دیگر از نقش و نگارهای کهن، به صورت ارابه در نظر گرفته شده است. ستاره های کم فروغ شیر کوچک در بین دو صورت فلکی مشخص: اسد در جنوب و دب اکبر در شمال واقع شده است. در مجموع ستارگان این صورت فلکی، تنها یک ستاره، آن هم بتا (B) دارای حروف یونانی می باشد. }
همچنین به فقرات زیر از کتاب صور الکواکب عبدالرحمن صوفی فصل مربوط به کواکب دُب اکبر _که بالای صورت فلکی اسد است_ توجه نمایید: point_down
{ کواکب دُب اکبر بیست و هفت است از نقش صورت و هشت خارج از صورت بر موجب قول بطلمیوس. ....و عرب آن چهار کوکب روشن را که بر شکل مربعی مستطیلند و این سه کوکب دنبال را بنات نعش خوانند از آن جمله چهار را که بر مربعند و آن شانزدهم و هفدهم و هژدهم و نوزدهم است، نعش خوانند و چهار نعش را بعضی سریر نبات نعش نیز خوانند سه کوکب دنبال را بنات و از بنات آن کوکب را که بر طرف دنبال است قاید خوانند و آن را که بر میانهٔ دنبال است عناق و آن را که بر بن و دنبال است جون. و بالای عناق کوکبی خُرد است ملاصق او که عرب آن را سهی خوانند و به بعضی لغت ها سُنا و صیدق و بُعیش نیز خوانند و بطلمیوس او را یاد نکرده است و اوست آن کوکب که نور چشم به او امتحان کنند. و در مثل گویند «اُریه السهی و یُرینی القمر» یعنی من سُها به او می نمایم و او قمر به من می نماید و آن شش کوکب را که بر سه قدمند و بر هر قدمی دو، و جمله از یک قدرند و آن دوازدهم و سیزدهم است که بر دست چپند و بیستم و بیست و یکم که بر پای چپند و بیست و سیم و بیست و چهارم که بر پای راستند قفزات طبا یعنی جستن آهو، هر دو از آن یک قفزه است که به نشان دو زنگلهٔ آهو ماند که در موضع جستن پدید آید. قفزهٔ اول که بر پای راست است که در پیش صرفه و ضفیره است و صرفه آن ستارهٔ روشنی است که بر دنبال اسد است و ضفیره آن ستارگان به هم در شده ای که بالای صرفه اند و عرب آن را هُلبه خوانند و میان هلبه و قفزهٔ اول هم چندان بعد است که میان دو قفزه.
عرب گویند: point_leftشیر (صورت فلکی اسد) دنبال بر زمین زد، point_leftآهوان برمیدند و بجستند و بعضی قفزات را ثعیلبات یعنی روباهگان و قراین یعنی دو دو قرین خوانند. و آن هفت کوکب را که بر گردن و سینه و دو رکبهٔ صورتند. }
همانگونه که ملاحظه می نمایید دکتر گری مکلر نویسنده کتاب صورت های فلکی کواکبی را که امروزه شیر کوچک می شناسیم را بر طبق نجوم اعراب آهوان می داند که احتمالا منبع ایشان همین کتاب صور الکواکب بوده است. (در این امر اطمینان ندارم اما محتمل است) اما عبدالرحمن صوفی شش کوکبی را که بر دست چپ و پای چپ و پای راست دُب اکبر قرار دارد را آهوان می داند. فقیر نمی دانم آیا دکتر گری مکلر از همین کتاب صور الکواکب به عنوان منبع استفاده نموده و در فهم مطلبش اشتباه نموده یا اینکه از کتاب دیگری استفاده نموده است ?! اما آنچه که مسلم است اعراب دُب اکبر را نمی شناخته اند.
ادامه دارد...
@soltannasir
sun_with_face🦁
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
سلطان نصیر
"پریان در تقابل با ایزدان شیطانی"
همیشه به ما گفتند پریان فقط قصهی مادربزرگهاست.
اما اگر بهتون بگم ردِ پای آنها در حساسترین نقاطِ تاریخِ اسلام و اسطورههای ایرانی، با مدرک و روایت ثبت شده است چی؟
خاندان «آتیما»؛ از بیعت در طائف تا حضور در کربلا و در نهایت، کوچ به سواحل مهگرفتهی شمال ایران. این جابهجایی، یک مهاجرت ساده نبود؛ یک «گمشدنِ برنامهریزیشده» بود
_پارت سوم
برای شنیدن پارتهای بعدی، هر هفته جمعهها منتظر ما باشید. 🗓️
رادیو مصباح را دنبال کنید:
ایتا: calling https://eitaa.com/radio_mesbah
روبیکا: id @radio_mesbah
همیشه به ما گفتند پریان فقط قصهی مادربزرگهاست.
اما اگر بهتون بگم ردِ پای آنها در حساسترین نقاطِ تاریخِ اسلام و اسطورههای ایرانی، با مدرک و روایت ثبت شده است چی؟
خاندان «آتیما»؛ از بیعت در طائف تا حضور در کربلا و در نهایت، کوچ به سواحل مهگرفتهی شمال ایران. این جابهجایی، یک مهاجرت ساده نبود؛ یک «گمشدنِ برنامهریزیشده» بود
_پارت سوم
برای شنیدن پارتهای بعدی، هر هفته جمعهها منتظر ما باشید. 🗓️
رادیو مصباح را دنبال کنید:
ایتا: calling https://eitaa.com/radio_mesbah
روبیکا: id @radio_mesbah
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
سلطان نصیر
قسمت سوم
از سری پادکست های پریان خدمت شماheart️
از سری پادکست های پریان خدمت شماheart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
سلطان نصیر
آی،همه امت احمد !
بشتابید و بیایید و ببینید ...
«همه دست علی را
به سر دست محمد»
•
#عید_غدیر
•
رسانھفرهنگےهنرےامتداد
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
بشتابید و بیایید و ببینید ...
«همه دست علی را
به سر دست محمد»
•
#عید_غدیر
•
رسانھفرهنگےهنرےامتداد
‹ @EMTEDAD_MEDIA ›
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
سلطان نصیر
'' پریانِ آتیما و روز عاشورا''
وقتی پادشاه جنها به کربلا رسید…
در ظهر عاشورا، وقتی تمام چشمهای اهل زمین به نینوا بود، در «عالمِ غیب» چه گذشت؟
روایتِ «زعفر جنی»؛ فرمانروای شیعیانِ جن که با شنیدن خبر کربلا، سپاه ۹۰ هزار نفریاش را به دشت نینوا کشاند. اما وقتی رسید، با صحنهای مواجه شد که نفس را در سینهاش حبس کرد…
در اپیزود جدید، پرده را کنار میزنیم و به «پشتصحنهی» عاشورا میرویم.
_پارت چهارم
برای شنیدن پارتهای بعدی، هر هفته جمعهها منتظر ما باشید. 🗓️
رادیو مصباح را دنبال کنید:
ایتا: calling https://eitaa.com/radio_mesbah
روبیکا: id @radio_mesbah
وقتی پادشاه جنها به کربلا رسید…
در ظهر عاشورا، وقتی تمام چشمهای اهل زمین به نینوا بود، در «عالمِ غیب» چه گذشت؟
روایتِ «زعفر جنی»؛ فرمانروای شیعیانِ جن که با شنیدن خبر کربلا، سپاه ۹۰ هزار نفریاش را به دشت نینوا کشاند. اما وقتی رسید، با صحنهای مواجه شد که نفس را در سینهاش حبس کرد…
در اپیزود جدید، پرده را کنار میزنیم و به «پشتصحنهی» عاشورا میرویم.
_پارت چهارم
برای شنیدن پارتهای بعدی، هر هفته جمعهها منتظر ما باشید. 🗓️
رادیو مصباح را دنبال کنید:
ایتا: calling https://eitaa.com/radio_mesbah
روبیکا: id @radio_mesbah
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
سلطان نصیر
اپیزود چهارم از سری پادکست های پریان heart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
458دنبال کننده
آدرس این کانال در پیام رسان ایتا:
https://eitaa.com/soltannasir
موضوع کانال: ادیان و عرفان و اسطوره و علوم خفیه و نجوم و دشمن شناسی با رویکرد آخرالزمانی و ظهور حضرت صاحب عج
آدرس جیمیل ما :
Soltan313nasir@gmail.com
کپی تنها با ذکر منبع مجاز است.
مشاهده کانال پیامرسانhttps://eitaa.com/soltannasir
موضوع کانال: ادیان و عرفان و اسطوره و علوم خفیه و نجوم و دشمن شناسی با رویکرد آخرالزمانی و ظهور حضرت صاحب عج
آدرس جیمیل ما :
Soltan313nasir@gmail.com
کپی تنها با ذکر منبع مجاز است.