شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
3Kدنبال کننده

مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ (نشر دیجیتال) در زمینه پژوهش در حکمت متعالیه و الهیات با مبانی معرفت نفس و خودشناسی فعالیت می نماید.rose
پایگاه اصلی:point_down
🇮🇷 www.saqeb.ir
رسانه شِهابٌ ثاقِبْ point_down
earth_africaWww.Shahab-saqeb.com
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۷ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
مولوی، غزلیات (دیوان شمس)، غزل شمارهٔ ۲۵۳۷

مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری
هر آنچ دوش می‌گفتم ز بی‌خویشی و بیماری

وگر ناگه قضاء الله از این‌ها بشنود آن مه
خود او داند که سودایی چه گوید در شب تاری

چو نبود عقل در خانه پریشان باشد افسانه
گهی زیر و گهی بالا گهی جنگ و گهی زاری

اگر شور مرا یزدان کند توزیع بر عالم
نبینی هیچ یک عاقل شوند از عقل‌ها عاری

مگر ای عقل تو بر من همه وسواس می‌ریزی
مگر ای ابر تو بر من شراب شور می‌باری

مسلمانان مسلمانان شما دل‌ها نگهدارید
مگردا کس به گرد من نه نظاره نه دلداری


fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ


@Saqeb786 | saqeb.ir interrobang️ 

«کانال آرشیو سوالات خودشناسی»

rose @shahab_saqeb
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
دل بريان شده‌ام حاصل عرفان من است
ارمغانى‌ست كه از جانب جانان من است

بس‌كه در كوره‌ى عشقش به فغان آمده‌ام
مشت من سينه‌ى من چكّش و سندان من است

سر خود گير ايا پادشه با كر و فر!
كه خداوند نگهدار و نگهبان من است

چه وعيدم دهى اى واعظ دلمرده ز مرگ‌؟
كاين سراى سپرى يكسره زندان من است

وارداتى كه به دل مى‌رسد از عالم غيب
روح و ريحان من و روضه‌ى رضوان من است

آنچه دل گفت بگو گفته‌ام از لطف اله
شاهد صادق من مصحف فرقان من است

دگرم وحشت تنهايى و تاريكى نيست
نور قرآن محمّد به دل و جان من است

يار گفتا سخن نغز دهان حسنم
شِكَر است و شكر كلك نيستان من است



rose @shahab_saqeb
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
#نکته675
صدر المتالهین در آغاز فصل سوم باب یازدهم نفس اسفار فرماید:
فالاعتقاد بحشر الابدان يوم القيامة هو أن يبعث ابدان من القبور اذا رأى أحد كل واحد واحد منها يقول:
هذا فلان بعينه و هذا بهمان بعينه. أو هذا بدن فلان و هذا بدن بهمان (ص14 152)، اقول يعنى أن يبعث ابدان مكسوبة برزخية من الابدان الطبيعية لان وزان القبور وزان الابدان و التفاوت بالنقص و الكمال، فتبصر.
ثم قوله اذا رأى أحد الخ قد تقدم نحوه في آخر الفصل الثامن من عاشر النفس ايضا (114 ج (4) حيث قال: و الحق أن المعاد في المعاد هو هذا الشخص بعينه نفسا و بدنا فالنفس هذه النفس بعينها، و البدن هذا البدن بعینه بحيث لقلت انه بعينه فلان الذي كان في الدنيا. انتهى ما اردنا من نقل كلامه.
اقول: كلامه هذا ناظر الى الحديث المروى عن صادق آل محمد صلوات الله عليهم و هو من غرر الاحاديث و هو الحديث الاربعون من كتاب الاربعين لأبي الفضائل الشیخ البهائی قدس سره الشريف رواه باسناده عن أبي بصير قال سألت أبا عبد الله جعفر بن محمد الصادق عليه السلام عن ارواح المؤمنين؟ فقال في الجنة على صور أبدانهم لو رأيته لقلت فلان انتهى.
اقول: من الطائف هذا الحديث القويم أن أبا بصير يسأله عن ارواح
المؤمنين، و هو عليه السلام يجيبه بانهم في الجنة على صور أبدانهم.
فتبصر ان رزقت البصيرة.
ثم ان الجنة ذات مراتب على حسب مراتب الايمان فالمؤمنون على اختلاف مراتبهم في الجنات على صور ابدانهم و هذه لطيفة أخرى.

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
الهى بحرمت راز و نیاز اهل راز و نیازت این نا اهل را سوز و گداز ده.


fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
غزل ٥٤

ماه رمضان آمد نور دل و جان آمد
نور دل و جان آمد ماه رمضان آمد

به به رم از آن آمد یکسر همه دیوان را
یکسر همه دیوان را به به رم از آن آمد

نیروی روان آمد مر سالک صادق را
مر سالک صادق را نیروی روان آمد

عاشق به فغان آمد، از شوق سحرخیزی
از شوق سحرخیزی عاشق به فغان آمد

از سوی جنان آمد، آن را که دلت خواهد
آن را که دلت خواهد از سوی جنان آمد

چون بند گران آمد بر گردن محرومان
یر گردن محرومان چون بند گران آمد

از عالم جان آمد قرآن کریم این مه
قرآن کریم این مه از عالم جان آمد

سعدان به قران آمد از قدرش و قرآنش
از قدرش و قرآنش سعدان به قران آمد

در مهد امان آمد زین مه حسن نجمش
زین مه حسن نجمش در مهد امان آمد

نام غزل: مهد امانfire

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
مولوی، غزلیات (دیوان شمس)، غزل شمارهٔ ۲۵۳۸

حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
جمال خویش بنمایی که سبحان الذی اسری

شراب عشق می‌جوشی از آن سوتر ز بی‌هوشی
هزاران عقل بربایی که سبحان الذی اسری

نهی بر فرق جان تاجی بری دل را به معراجی
ز دو کونش برافزایی که سبحان الذی اسری

بپرد دل بیابان‌ها شود پیش از همه جان‌ها
به ناگاهش تو پیش آیی که سبحان الذی اسری

هر آن کس را که برداری به اجلالش فرود آری
در آن بستان بی‌جایی که سبحان الذی اسری

دلم هر لحظه می‌پرد لباس صبر می‌درد
از آن شادی که با مایی که سبحان الذی اسری

ز هر شش سوی بگریزم در آن حضرت درآویزم
که بس دلبند و زیبایی که سبحان الذی اسری

حیاتی داد جان‌ها را به رقص آورده دل‌ها را
عدم را کرده سودایی که سبحان الذی اسری

گریزان شو به علیین دلا یعنی صلاح الدین
چو تو بی‌دست و بی‌پایی که سبحان الذی اسری

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ


@Saqeb786 | saqeb.ir interrobang️ 

«کانال آرشیو سوالات خودشناسی»

rose @shahab_saqeb
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
#نکته676
نه وجهی که در کتاب امثله گفته شد از مصدر باز میگردند، مجموع صیغ آنها علی است و عدد نه هم بی لطف نیست و شاید گوینده بی قصد نبود، چنانکه مرحوم اشکوری نام مجموعه اش را دو چوب و یک سنگ گذاشت که رمزی از علی است به این بیان که نقطه يك سنگ است و دو چوب رقم ریاضی یازده که 11 با نقطه 110 میشود.

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
الهى توفیق شب خیزى و اشک ریزى به حسن ده.

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
غزل ٥٥
روز سه شنبه ۶۷ ۱ سنه ى ١٤١٢ د. برابر ٦ شهریور ۱۳۷۰.ش.
در قم بعد از درس صبح حالم سخت دگرگون شد؛ به نحوی که
مقدمات کفن و دفنم را فراهم کرده بودم و این غزل را از رویداد
آن حال گفته ام:

مژده ای دل که شب هجر به پایان آمد
پیک روح القدس از جانب جانان آمد

زان دلارا که در این باغ وجودت آراست
جنت ذات طلب کردی و خواهان آمد

جز خداوند نبوده ست در اندیشه ی تو
که جزای تو خداوند به احسان آمد

سنگ زیرین رحی بوده ای از گردش چرخ
عرصه ی گردش تو روضه ی رضوان آمد

هر چه بد محنت ایام زبد بود و برفت
هر چه باقی ست همه منحت یزدان آمد

آنچه در مزرع دل تخم وفا کاشته ای
همه نور و همه حور و همه غلمان آمد

آفرین بر قلم صنع که لوح و قلمی
همه برهان همه عرفان همه قرآن آمد

چشمه ی آب حیات است دهانی که از او
همه درس و همه بحث و همه تبیان آمد

تن خاکی به سوی خاک روان است ولی
دل عرشی به سوی عرش خرامان آمد

ای عزیزان من این نشأه ی دنیاوی ما
به مثل این که چو زندان و چو زهدان آمد

چو به گورم بسپردید نشینید به سور
نه که در سوگ کسی باشد و نالان آمد

خویش را بهر ابد نیک بسازید به علم
عمل و علم دو سازنده ی انسان آمد

حمد الله که حسن تا زندای خوش دوست
ارجعی را بشنیده ست غزل خوان آمد

نام غزل: انا الله و انا اليه راجعونfire

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
مولوی، غزلیات (دیوان شمس)، غزل شمارهٔ ۲۵۳۹

یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
چه باشد گر به سوی ما کند هر روز پروازی

دراندازد به جان عاقلان بی‌خبر سوزی
بسازد بهر مشتاقان به رسم مطربان سازی

کند هنبازی طوطی صبا را از برای شه
که او را نیست در پاکی و بیناییش هنبازی

بجوشد بار دیگر از جمالش شادی تازه
درآید بار دیگر از وصالش در فلک تازی

به ناگاهان نماید روی آن پشت و پناه من
ببینی عقل ترسان را به پای عشق سربازی

همه عاشق شوندش زار هم بی‌دین و هم بادین
همه صادق شوند او را نماند هیچ طنازی

شود گوش طبیعت هم ز سر غیب‌ها واقف
شود دیده فروبسته ز خاک پای او بازی

شود بازار مه رویان از آن مه رو فروبسته
شود دروازه عشرت از آن می‌روی در بازی

شود شب‌های تاریک فراق آن صنم روشن
بگوید وصل خوش نکته به گوش هجر یک رازی

که رسم و قاعده غم‌ها ز جان خلق بردارند
رسیده عمر ما آخر نهد از عیش آغازی

درون بحر بی‌پایان مرگ و نیستی جان‌ها
بود ایمن چو بر دریا بود مرغاب یا قازی

به غیر ناطقه غیرت نبودت هیچ بدگویی
نبودستت بجز هم مشک زلفین تو غمازی

که از عشقت بسی جان‌ها چو چوب خشک می‌سوزد
ز غیرت گشته با خلقان یکی بدگو و همازی

الا ای آنک یک پرتو از آن رخسار بنمایی
خنک گردد همه دل‌ها نماند حسرت و آزی

الا ای کان ربانی شمس الدین تبریزی
رخ همچون زرم دارد برای وصل تو گازی

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
#نکته677
این نکته مقالتی بسیار ارزشمند در استخراج غایت تعديل قمر به برهان هندسی بقلم مبارك خریت در صناعت هیأت و نجوم و ریاضیات عالیه عالم جلیل جناب محمد باقر بن زین- العابدین یزدی رضوان الله تعالى عليه
میباشد. این مقاله گرانقدر را از روی نسخهای که ظاهر آن چنین مینماید که خط شریف خود آن جناب است استنساخ کرده‌ام.
نسخه‌اي خطی از کشکول ابو الفضائل شيخ بهائی، کامل و نفیس، و نوشته آن پایان یافته در روز یکشنبه شانزدهم ماه ذی قعده سنه هزار و پنجاه و يك هجری در اصفهان در تملك راقم است که مقاله یاد شده مقالتی زاید و الحاقی است که در آخر مجلد اول آن چهار صفحه بياض
داشته است قریب دو سال پس از کتابت کشکول نوشته شده است. و مرحوم یزدی در آخر مقاله مرقوم فرمود: «نمقه مؤلفه الفقير محمد باقر امتثالا لامر صاحب الكتاب خلد ظله العالي بجاه أجداده الطاهرين المعصومين في شهور سنة 1053».
این عبارت حاکی است که نسخه کشکول یاد شده برای کتابخانه یکی از شخصیتهای عصرش نوشته شده است کیف کان مقاله تعديل بسیار وزین و برای اهلیش مغتنم است که تمامت آن را بدون يك حرف کم یا زیاد، نقل مینماییم و آن این است:
بسم الله الرحمن الرحيم و به ثقتی یا من جعل الشمس ضياء، و القمر نورا صل على من ظهر بنورهم الكائنات ظهورا، واجعلنا من ينقلب الى اهله مسرورا.
و بعد يقول العبد المفتقر الى رحمة ربه الغني محمد باقر بن زين العابدين اليزدى عامله الله بفضله السرمدى هذه مقالة بينت فيها استخراج غاية تعديل القمر بالبرهان الهندسي الذي لا يحوم
حوله شك و لا ارتیاب الهمنيه ملهم الصواب و قد تصدى لحله أجلة
الاصحاب من اولى الالباب فلم يجد أحد عليه دليلا و لم يهتد الى حله سبيلا.
فقد قال الفاضل القوشجي في شرحه للزيج الجديد في الباب السادس في معرفة النطاقات و غایت تعدیل آفتاب بر دو طرف خطی بود که به مرکز عالم گذرد- الى قوله و همچنین برهان داریم بر آنکه غایت تعدیل قمر بر دو طرف خط مذکور نیست بلکه بر دو موضع است فروتر از آن دو موضع یعنی از آن دو موضع به حضیض حامل نزدیکتر است. و چون مرکز تدویر از طرف خط مذکور به حضیض حامل توجه شود، تعدیل اول همچنان در تزاید بود تا آنگاه که بغایت رسد و آن موضع که تعدیل در او به نهایت میرسد جز به استقراء معلوم نشود، بعد از آن تعدیل متناقص شود تا در حضیض منتفی گردد.
و در نصف دیگر چون مرکز تدوير از حضیض به اوج متوجه شود. تعدیل متعاظم گردد تا آنگاه که مرکز تدوير بنقطه رسد که بعد او از حضیض مثل بعد نقطه بود در نصف اول که تعدیل درو بغایت رسیده بود. بعد از آن تعديل متناقص میشود تا در اوج منتفی گردد انتهی.
و قاسه اکثر شراح كتاب التذكرة و غير هم على غاية تعديل الشمس، وطن أن الغاية عند طرفى عمود يخرج من نقطة المحاذة على الخط المار بمركزي العالم و الحامل و حسبه برهانا و انما هو و هم كما نبینه تبیانا و ها أنا أشرع في المقصود متوكلا على مفيض الخير و الجود.
white_check_markادامه دارد...

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
الهى امروز بیناتر از من کیست که تو را مىبینم و شنواتر از من کیست که سخن تو را میشنوم و گویاتر از من کیست که از تو سخن میگویم و داراتر از من کیست که تو را دارم.

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
بسم الله الرحمن الرحیم
heart️‍fireغز ل (٥٦)

کشف محمدی گرت بارقه ای عطا کند

ناطقه ادعای از لو كشف الغطا كند

نفس نفیس احمدى جامع لوح سرمدی

نَفث صد و چهارده سورت دلگشا کند

نور ولایت ولى وصىّ مصطفى على

فسحت عرصه ی دلت نزهت ماسوا کند

سورت هل اتی به سرّ غایت صورتش دهد

طلعت طينت تو را فضه ی هل اتی کند

درد مجازی آن بود چاره ی او دوا کند

درد حقیقی آن بود چاره ی او دعا کند

این همه لطف خواجه با بندگی مجاز ماست

ار به حقیقت آن بود خواجه به ما چه ها کند

هر که لسان قال او وفق زبان حال او

حاجت خود ادا کند حاجت او روا کند

مظهر اسم هادی است آن که تو را صفا دهد

کیست مُضلّت آن که دور از صفت صفا کند

چشمه ی خور نه در خور شب پره چشم آمده است

سرّ قدر که یاردش عرضه ی برملا کند؟

غافر و تائب آمدند طالب مذنب از ازل


بی شمر اسم حق همی این سمت اقتضا کند

تشنه به سوی آب و خود تشنه ی تشنه است آب

خدا گدا گدا کند گدا خدا خدا کند

مایه ی عزت حسن آمده لطف ذوالمنن

هر چه بدو قَدَر دهد هر چه برو قضا کند

cherry_blossomنام غزل: کشف محمدی

#دیوان
(حضرت آقا روحی فداه )

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
مولوی، غزلیات (دیوان شمس)، غزل شمارهٔ ۲۵۴۰

چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
عسل از شیر نگریزد تو هم باید که نگریزی

اگر نالایقم جانا شوم لایق به فر تو
وگر ناچیز و معدومم بیابم از تو من چیزی

یکی قطره شود گوهر چو یابد او علف از تو
که قافی شود ذره چو دربندی و بستیزی

همه خاکیم روینده ز آب ذکر و باد دم
گلی که خندد و گرید کز او فکری بینگیزی

گلستانی کنش خندان و فرمانی به دستش ده
که ای گلشن شدی ایمن ز آفت‌های پاییزی

گهی در صورت آبی بیایی جان دهی گل را
گهی در صورت بادی به هر شاخی درآویزی

درختی بیخ او بالا نگونه شاخه‌های او
به عکس آن درختانی که سعدی‌اند و شونیزی

گهی گویی به گوش دل که در دوغ من افتادی
منم جان همه عالم تو چون از جان بپرهیزی

گهی زانوت بربندم چو اشتر تا فروخسپی
گهی زانوت بگشایم که تا از جای برخیزی

منال ای اشتر و خامش به من بنگر به چشم هش
که تمییز نوت بخشم اگر چه کان تمییزی

تویی شمع و منم آتش چو افتم در دماغت خوش
یکی نیمه فروسوزی یکی نیمه فروریزی

به هر سوزی چو پروانه مشو قانع بسوزان سر
به پیش شمع چون لافی این سودای دهلیزی

اگر داری سر مستان کله بگذار و سر بستان
کله دارند و سرها نی کلهداران پالیزی

سر آن‌ها راست که با او درآوردند سر با سر
کم از خاری که زد با گل ز چالاکی و سرتیزی

تو هر چیزی که می‌جویی مجویش جز ز کان او
که از زر هم زری یابند و از ارزیز ارزیزی

خمش کن قصه عمری به روزی کی توان گفتن
کجا آید ز یک خشتک گریبانی و تیریزی

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ


@Saqeb786 | saqeb.ir interrobang️ 

«کانال آرشیو سوالات خودشناسی»

rose @shahab_saqeb
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
مقدمة
كل نقطتين فرضنا على قطر من أقطار دائرة و كان بعد كل منهما من المركز معلوما فلنا أن نجد نقطتين من المحيط عن جنبتى ذلك القطر، تكون الزاوية الحادثة عند كل منهما من خطين يخرجان
من تينك النقطتين الى كل منهما اعظم من كل زاوية تحدث عند المحيط من خطين يخرجان منهما اليه.
و لیکن لبيانه دائرة - ا ب ح- على مرکز- د- و على قطر - د ح- منها نقطتا - ه ر و ده، د ط- معلومین، و لنجد بالحادي عشر من سادسة الاصول الخطوط - د ح- نصف القطر، و ده ما بين المركز واحدى النقطتين و در - ما بينه و النقطة الاخرى رابعا في النسبة. فلان - د ح- اعظم من در فبالرابع عشر من خامسة الاصول، یکون ده- اعظم من ذلك الخط الرابع.
و لنفصل من در دى - مساويا لذلك الخط بالثالث من اولى ذلك الكتاب. و‌ تنصف - ه ر- على- ح- بالعاشر منها، و نخرج من ح- عمود- ح ط- على - ر بالحادي عشر منها، و نرسم على- ه- ببعد نصف - ی ح- قوسا تقطع عمود- حط - على ط و نصل - ط ه، ط ر - فهما متساويان بالرابع من اولى الاصول و ذلك لان في مثلثی ه ح ط، رح ط- ضلع -ح ط - مشترك، و ضلعی- ه ح، ر ح- متساویان و زاویتی- ه ح ط، رح ط‌قائمتان و نرسم على ط - و ببعد - ط ر - دائرة - ه ر ب- فهي تمر بنقطتی-
ه ر و تماس دائرة- ا ب ح- على نقطة - ب-.
و ذلك لانا نصل - د ط و نخرجه الى أن يقطع محیط - ه رب على نقطتی- ك ب فلان سطح - ده - في - در - يساوي.
الاصول، و يساوی سطح - دب- في د ك- بالرابع و الثلاثين أو الخامس و الثلاثين من ثالثة كتاب اقلیدس، و- ك ب- ضعف - ط ه- فهو مساو لحی فدك - يساوی - دی- بل - دب- يساوى - د ح و الا لكان دك - اما أصغر من دی و یکون دب ايضا أصغر من د ح لكونه مركبا من دك - الذي هو اصغر من- دی- و - ك ب- المساوى لح ی- فدب- في- دك - اصغر من- د ح- في دی و كان مساويا له.
و اما أعظم منه فدب- الذي هو اعظم من د ح- لما مر في دك - الذي هو اعظم من دی مساولد ج- فی- دی- و كلاهما خلف.
و اذ قد بينا تساوى دك- و- دی، و تساوی دب- و- د ج- فب على محيط الدائرتين و لان ط ب اقصر الخطوط الخارجة من نقطة - ط - التي هي غير مركز دائرة - ا ب ح- الى محيطها بالسابع من ثالثة الاصول و هو نصف‌قطر دائرة- ه ر ب- فالخطوط الخارجة من نقطة- ط- الى محيط دائرة .
ر ب و هي انصاف اقطارها لا تلاقى محیط دائرة - ا ب ح- فدائرة- ه ر ب- مماسة لدائرة- ا ب ح- على نقطة -

او نقول خط- دب- مار بمركزيهما، و ينتهى بنقطة مشتركة بين محيطيهما فلا يمكن أن تكونا متقاطعتين و الا فاذا وصلنا بين نقطتی تقاطعيهما كان الخط الواصل و ترا لكليهما فالعمود الخارج من منتصف ذلك الوتر يمر بمركزيهما بالثالث من ثالثة الاصول و يكون منصفا لكل من القسى الاربعة الواقعة بين التقاطعين بالتاسع والعشرين من تلك المقالة فلا يمكن مع مرور خط - د ط ب- بالمركزين و النقطة المشتركة أن يكونا متقاطعين فاذن هما متماستان.
و لان مثلث د ط ح- القائم الزاوية الاضلاع، و نسبة - د ط - الى - ط ح- كنسبة الجيب الاعظم الى جيب زاوية - ط د ح- فقوس - ح ب- التي هي قدر زاوية- ح ب- معلومة. ثم نقول اذا وصلنا بين نقطة - ب- و كل واحدة من نقطتي - ه ر- بخطی- ب ه، ب ر- فزاوية- ه ب ر - اعظم من كل زاوية تقع على محیط - ا ب ح- في نصف- ا ب ح- بين خطين يخرجان من نقطتي - ه، ر - اليه و لنفرض على نصف- ا ب ح نقطة - ل- کیف اتفقت و نصل - ه ل، ر ل- و ليكن نقطة - م- تقاطع أحدهما مع محيط دائرة - ه ر ب- و نصل - هم - ا و ر م - فزاوية - ه م ر - المساوية الزاوية - . ب ر- خارجة زاوية - ل - فهى اعظم منها بالسادس عشر من اولى الاصول.
ثم نقول لاستعلام زاوية - ه ب ر - نضرب ما بين المركز و احدی نقطتی- ه- ر فيما بينه و النقطة الاخرى، و نقسم الحاصل على نصف القطر فالخارج- د ی نزیده على نصف القطر اذا كان المركز فيما بين ه ر- و تنقصه من نصف القطر اذا كان خارجا عن ه ر - ليحصل قطر دائرة- ه ر ب و لان نسبة - رط نصف قطر الدائرة الصغرى، الى نصف هر - كنسبة الجيب كله الى جيب زاوية - ر ط ح- التي هي نصف زاوية - رط ه- التي هي ضعف زاوية ه بر - المحيطية، فزاوية - رط ح-مساوية لزاوية- ر به بالتاسع عشر من ثالثة الاصول، فنقسم نصف - .ر على نصف قطر الدائرة الصغری منحطا، او - ه ر - على القطر كذلك يصير جيب زاوية- ر ب ه- بل هي معلومة.
و لاستعلام قوس - ح ب- نقول: مربع ه ط - مساو لمجموع مربعی- ه ح، ح بالعروس، فاذا نقصنا مربع نصف هر من مربع . ط - نصف ی ح- يبقى مربع ح ط- و جذره هو - حط - ثم تجمع مربعی- د ج- ما بين المركز و منتصف - ه ر - و عمود- ح ط- و ناخذ جذر المجتمع فهو - د ط. و لان نسبة - د ط - الى - طح - كنسبة نصف القطر الى جيب زاوية - ح د ب- فنقسم - حط - على- د ط - منحطا ليخرج جيب زاوية - ح د ب.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
و لاستعلام زاوية - ح ه ب- نقول: لان مثلث - ده ط - معلومة الاضلاع كذا معلوم الاضلاع ظ)، و نسبة - ده - الى ه ط - كنسبة جيب زاوية - د ط ه- الى جيب زاوية - ه د ط - المعلومة فاذا اضربنا - ده - في جيب زاوية - ه د ط - و قسمنا الحاصل على - ه ط - يخرج جيب زاوية - ه ط د - فهى معلومة، فتصير قوس - كه ر - معلومة، ننقصها من نصف الدور تبقى قوس رب وتر زاوية - ره ب - المحيطية معلومة، و ننصف قوس- ر ب- فهی قدر زاوية - ر ه ب.

white_check_markادامه دارد...

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
الهى این بنده ات را از نیت گناه حفظ کن.

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
بسم الله الرحمن الرحیم
heart️‍fireغزل( ٥٧)

باز به دل شورش بی حد و بی مرّ بود

كز اثر پرتو جلوه ی دلبر بود

محشر تو آخر طول زمانی و من

هر دمی ام محشر دیگری از سر بود

نیست در این آب و گل موطن اصلی دل

لاجرم اندر ره کشور دیگر بود

کو قلمی تا کزو شرح تواند رَوَد

زانچه که در عاشق سوخته مضمر بود؟

آخر تو نیست جز آنچه بود اوّلت

این که بود اوّلت تا چه در آخــر بــود؟

مُرده اگر نیستی زنده نه ای چیستی؟

زنده بود آن که او مُرده ی دلبر بود

مرد خدایی اگر از چه نداری صفا؟

مرد خدا را کجا قلب مکدر بود؟

پیر جوان بخت ما گفت حضوری طلب

خواهی اگر جان تو جان منوّر بود

بیم تو از دوزخ و نجم ز خود بیمناک

شاهد گفتار او قول پیمبر بود


hibiscusنام غزل: عاشق سوخته
جمعه ۲۱ تیر ۱۳٤٧ ه.ش.

#دیوان
(حضرت آقا روحی فداه )

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
مولوی، غزلیات (دیوان شمس)، غزل شمارهٔ ۲۵۴۱

الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی
الا ای کان کان کان چو با مایی چه می‌ترسی

ز لا و لم مسلم شو به هر سو کت کشم می‌رو
به قدوست کشم آخر که خانه زاده قدسی

چه در بحث اصولی تو چه دربند فصولی تو
چه جنس و نوع می‌جویی کز این نوعی و زین جنسی

اگر دامان جان گیری به ترک این و آن گیری
که از جمله مبرایی نه از جنی نه از انسی

fireشِهابٌ ثاقِبْfire
Www.Shahab-saqeb.com
hibiscus @Shahab_saqeb | saqeb.ir
ear_of_rice
blossombouquetleaves
ear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossom
bouquetleavesear_of_riceblossombouquetleavesear_of_riceblossombouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ


@Saqeb786 | saqeb.ir interrobang️ 

«کانال آرشیو سوالات خودشناسی»

rose @shahab_saqeb
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
شِهابٌ ثاقِبْ
شِهابٌ ثاقِبْ
3Kدنبال کننده

مجموعه فرهنگی رسانه ای شِهابٌ ثاقِبْ (نشر دیجیتال) در زمینه پژوهش در حکمت متعالیه و الهیات با مبانی معرفت نفس و خودشناسی فعالیت می نماید.rose
پایگاه اصلی:point_down
🇮🇷 www.saqeb.ir
رسانه شِهابٌ ثاقِبْ point_down
earth_africaWww.Shahab-saqeb.com
مشاهده کانال پیام‌رسان