۲۰ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
#قرص_قمـcrescent_moonـر!!🧡
#پارت_صد_سیوهشت
ولی بازم اهورا بود که میون اون همه آدمِ به اصطلاح فامیل و آشنا و همخون..
لب باز کرد و با لحن بدی گفت:
_درست حرف بزن باهاش!!
و من بازم احساس کردم اهورا رو میتونم تا ثانیه اخر عمرم دوست داشته باشم
میون همه بی توجهیش..
جوری پشتم درمیومد که دلم میخواست خودم و تو بغلش حل کنم
تا در امان بمونم!
درست حرف بزن باهاش..
اهورا اینو به نامزدم گفت!!
اتفاقی که برای هرکی تعریف کنی؛ به عقلت شک میکنه.
استاد اهورا..
با صدای امیرعلی از اون خلسه بیرون اومدم
چشم از اهورا گرفتم
امیرعلی:
_من تو مسئله زن و شوهری شما دخالت میکنم اهورا خان؟!
پ نپر وسط..
و دستشو روی بازوم گزاشت و گفت:
_توام راه بیوفت.. اینجا جای شوآف نیست!
گوشیم و تو جیبش گذاشته بود
اون عکسا رو تو لپتابمم داشتم
ولی سماجت کردم
با حرص گفتم:
_گوشیم و بده، میترسی همون اهورا اینجا چالت کنه؟!
بده اگه نمیترسی..
ادامه پارت هیجانی تو چنل زیر گذاشته میشود smiling_impسریع عضو شید🥶point_down🏻
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - 🫕
#پارت_صد_سیوهشت
ولی بازم اهورا بود که میون اون همه آدمِ به اصطلاح فامیل و آشنا و همخون..
لب باز کرد و با لحن بدی گفت:
_درست حرف بزن باهاش!!
و من بازم احساس کردم اهورا رو میتونم تا ثانیه اخر عمرم دوست داشته باشم
میون همه بی توجهیش..
جوری پشتم درمیومد که دلم میخواست خودم و تو بغلش حل کنم
تا در امان بمونم!
درست حرف بزن باهاش..
اهورا اینو به نامزدم گفت!!
اتفاقی که برای هرکی تعریف کنی؛ به عقلت شک میکنه.
استاد اهورا..
با صدای امیرعلی از اون خلسه بیرون اومدم
چشم از اهورا گرفتم
امیرعلی:
_من تو مسئله زن و شوهری شما دخالت میکنم اهورا خان؟!
پ نپر وسط..
و دستشو روی بازوم گزاشت و گفت:
_توام راه بیوفت.. اینجا جای شوآف نیست!
گوشیم و تو جیبش گذاشته بود
اون عکسا رو تو لپتابمم داشتم
ولی سماجت کردم
با حرص گفتم:
_گوشیم و بده، میترسی همون اهورا اینجا چالت کنه؟!
بده اگه نمیترسی..
ادامه پارت هیجانی تو چنل زیر گذاشته میشود smiling_impسریع عضو شید🥶point_down🏻
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - 🫕
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
#قرص_قمـcrescent_moonـر!!🧡
#پارت_صد_سیونه
با این حرفم..
اهورا از جاش بلند شد!
بابا هم پشت سر اون..
امیرعلی نگاهی بهشون انداخت و زیرلب طوری که فقط من بشنوم
گفت:
_احمق..
ما چیزی که میخواستیم و گرفتیم، همون ویلا واسه هفت نسلمون بسه..
فکر کردی دیگه چیزی برام مهمه؟!
از شدت حرص، تند تند نفس میکشیدم
به جهنم که ویلا رو داده
به جهنم که به هدفشون رسیدن!
من برای خلاص شدن خودم تلا میکردم؛ اهورا چرا باید تو همچین وضعیتی ویلا رو به نام ساره بزنه..
که من بخوام بهش فکر کنم؟!
با عصبانیت گفتم:
_گوشیم و بده امیرعلی!
اهورا جلو اومد
جدی گفت:
_بده بهش..
امیرعلی دوباره تکرار کرد
_تو دخالت نکن؛ چندبار باید بگم؟!
بین من و زنمه.. بکش کنار!!
چشمام و محکم بستم
این داره صبر منو میسنجه؟!
من واقعا تو شرایطی نبودم که این بازی ها رو تحمل کنم..
پشمام neutral_faceرمان اول نویسنده خوندید!؟sobfire
در مورد دختری که با برادر شوهرش ازدواج میکنه ولی وقتی باردار میشه زن اولش بهش حسودی میکنه و تو چایش زعفران میریزه و ...sobsobx
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
ناراحتی قلبی داری نخونneutral_facex
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - •
🫕
#پارت_صد_سیونه
با این حرفم..
اهورا از جاش بلند شد!
بابا هم پشت سر اون..
امیرعلی نگاهی بهشون انداخت و زیرلب طوری که فقط من بشنوم
گفت:
_احمق..
ما چیزی که میخواستیم و گرفتیم، همون ویلا واسه هفت نسلمون بسه..
فکر کردی دیگه چیزی برام مهمه؟!
از شدت حرص، تند تند نفس میکشیدم
به جهنم که ویلا رو داده
به جهنم که به هدفشون رسیدن!
من برای خلاص شدن خودم تلا میکردم؛ اهورا چرا باید تو همچین وضعیتی ویلا رو به نام ساره بزنه..
که من بخوام بهش فکر کنم؟!
با عصبانیت گفتم:
_گوشیم و بده امیرعلی!
اهورا جلو اومد
جدی گفت:
_بده بهش..
امیرعلی دوباره تکرار کرد
_تو دخالت نکن؛ چندبار باید بگم؟!
بین من و زنمه.. بکش کنار!!
چشمام و محکم بستم
این داره صبر منو میسنجه؟!
من واقعا تو شرایطی نبودم که این بازی ها رو تحمل کنم..
پشمام neutral_faceرمان اول نویسنده خوندید!؟sobfire
در مورد دختری که با برادر شوهرش ازدواج میکنه ولی وقتی باردار میشه زن اولش بهش حسودی میکنه و تو چایش زعفران میریزه و ...sobsobx
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
ناراحتی قلبی داری نخونneutral_facex
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - •
🫕
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
#قرص_قمـcrescent_moonـر!!🧡
#پارت_صد_چهل
با نفس تندی که از حرص کشدار شده بود
صدام و بالا بردم
و در نهایت..
اون غده ای که سر دلم مونده بود و با جیغ به زبون آوردم!
_امیرعلی و ساره باهم را...
بطه دارن!!
و بوووم...
گفتم!!
گفتم و نفسم رو رها کردم
چشمای روی همه چرخ زد..
اهورا با فک منقبض شده، خیره بود بهم!!
امیرعلی ماتش برده بود بابا.
به زمین نگاه میکرد
سمیرا و مامانم و خاله..
همه نگاهشون بین ساره و امیرعلی میچرخید!
سمت اهورا رفتم
زل زدم به مردمک چشماش..
بی پروا!!
چون دیگه اینجا تهه خط بود
برای بار دوم این حرف و زده بودم
ولی اینبار باید ثابت میکردم!!
برای همین با قاطعیت گفتم:
_اگه باور نداری، گوشیم و ازش بگیر.. عکسارو ببین!
قبل از اینکه اهورا با اون نگاه به خون افتادش، حرفی بزنه
ساره جیغ زد:
_ عوووضی..
میکشمت آیماان..
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - •🫕
#پارت_صد_چهل
با نفس تندی که از حرص کشدار شده بود
صدام و بالا بردم
و در نهایت..
اون غده ای که سر دلم مونده بود و با جیغ به زبون آوردم!
_امیرعلی و ساره باهم را...
بطه دارن!!
و بوووم...
گفتم!!
گفتم و نفسم رو رها کردم
چشمای روی همه چرخ زد..
اهورا با فک منقبض شده، خیره بود بهم!!
امیرعلی ماتش برده بود بابا.
به زمین نگاه میکرد
سمیرا و مامانم و خاله..
همه نگاهشون بین ساره و امیرعلی میچرخید!
سمت اهورا رفتم
زل زدم به مردمک چشماش..
بی پروا!!
چون دیگه اینجا تهه خط بود
برای بار دوم این حرف و زده بودم
ولی اینبار باید ثابت میکردم!!
برای همین با قاطعیت گفتم:
_اگه باور نداری، گوشیم و ازش بگیر.. عکسارو ببین!
قبل از اینکه اهورا با اون نگاه به خون افتادش، حرفی بزنه
ساره جیغ زد:
_ عوووضی..
میکشمت آیماان..
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - •🫕
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
#قرص_قمـcrescent_moonـر!!🧡
#پارت_صد_چهلویک
سمتم هجوم اورد
از شدت جیغ و گریه صورتش قرمز شده بود..
و جوری حق به جانب جلو اومد
که انگار واقعا همچین کاری نکرده!!
تو دلم اعتراف کردم بازیگر خوبیه..
چنان گریه میکرد و زجه میزد، که هرکی میدید.
میگفت حق با سارهس!!
یه قدم مونده بود بهم برسه و با اون دستاش چنگ بزنه..
که هیکل اهورا جلوش ایستاد!
پشت به من..
ساره با گریه گفت:
_اهورا.. بخدا دروغ میگه!!
من.. من تورو دوست دارم
پوزخندی زدم
خیلی دوست داشت.. قدر یه ویلا اهورا رو دوست داشت!
ولی از یه طرف خیلی کنجکاو بودم
ساره چرا با اینکه ویلا رو گرفته، هنوزم داره نقش عاشق پیشه های شوهر دوست و بازی میکنه؟!
نکنه پول زیادی میخواد؟
اوه..
ساره دندون گرد از آب دراومد.
با حض خیره اون زجه ها و التماساش بودم
چون اهورا کوچکترین واکنشی نشون نمیداد
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - •'🫕
#پارت_صد_چهلویک
سمتم هجوم اورد
از شدت جیغ و گریه صورتش قرمز شده بود..
و جوری حق به جانب جلو اومد
که انگار واقعا همچین کاری نکرده!!
تو دلم اعتراف کردم بازیگر خوبیه..
چنان گریه میکرد و زجه میزد، که هرکی میدید.
میگفت حق با سارهس!!
یه قدم مونده بود بهم برسه و با اون دستاش چنگ بزنه..
که هیکل اهورا جلوش ایستاد!
پشت به من..
ساره با گریه گفت:
_اهورا.. بخدا دروغ میگه!!
من.. من تورو دوست دارم
پوزخندی زدم
خیلی دوست داشت.. قدر یه ویلا اهورا رو دوست داشت!
ولی از یه طرف خیلی کنجکاو بودم
ساره چرا با اینکه ویلا رو گرفته، هنوزم داره نقش عاشق پیشه های شوهر دوست و بازی میکنه؟!
نکنه پول زیادی میخواد؟
اوه..
ساره دندون گرد از آب دراومد.
با حض خیره اون زجه ها و التماساش بودم
چون اهورا کوچکترین واکنشی نشون نمیداد
• - - - - - - - - - - - - sunrise- - - - - - - - - - - - •'🫕
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
....◞ #قرص قمر smiling_impblue_book ◜
#𝗣𝗮𝗿𝘁_42
پارت امشب خیلی هیجـان
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
رفتید پاک کنم!؟ heart️firescream
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
...
#𝗣𝗮𝗿𝘁_42
پارت امشب خیلی هیجـان
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
رفتید پاک کنم!؟ heart️firescream
https://rubika.ir/joinc/EHCJEHGG0DLMVXQFWROQCDPFUTTCODPW
...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
.....◞ # قرص قمر smiling_impblue_book ◜
#𝗣𝗮𝗿𝘁_43
پارت امشب خیلی هیجـان
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
رفتید پاک کنم!؟ heart️firescream
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
...
#𝗣𝗮𝗿𝘁_43
پارت امشب خیلی هیجـان
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
رفتید پاک کنم!؟ heart️firescream
https://rubika.ir/joinc/FAAJDBDC0NFHOAABHZEYZNMIHAFHXUUM
...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
۲۱ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
خیالت راحت، هر لباسی دلت بخوها اینجاست! 🫠🫠🫠🫠🫠🫠
از مجلسی و شیک برای مهمونیای لاکچری گرفتهheart_eyesrevolving_heartsheartpulse🤭🥹
تا مدلای خونگی راحت و شیک برای دورهمیای خودمونی🫶🥰heart_eyesdancerdancer
حتی مدلای محرمی🖤و بیرون. دیگه نیا گشتی تو ویترینا، همه چی رو با یه کلیک ببین🫶🥰heartpulsedancerdancerdancerdancerdancer
https://rubika.ir/joinc/CJEFJIJE0UZBUGMURBMTLZDJLNVPHEPM
از مجلسی و شیک برای مهمونیای لاکچری گرفتهheart_eyesrevolving_heartsheartpulse🤭🥹
تا مدلای خونگی راحت و شیک برای دورهمیای خودمونی🫶🥰heart_eyesdancerdancer
حتی مدلای محرمی🖤و بیرون. دیگه نیا گشتی تو ویترینا، همه چی رو با یه کلیک ببین🫶🥰heartpulsedancerdancerdancerdancerdancer
https://rubika.ir/joinc/CJEFJIJE0UZBUGMURBMTLZDJLNVPHEPM
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
رمان قرص قمر🥹🩷🌙
کاملا معتبر کانال خودمهwhite_check_markwhite_check_markwhite_check_markwhite_check_mark
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA1Kدنبال کننده
بسم الله الرحمن الرحيم
╭ 𓂃﷽𓏲࣪ .cherry_blossom'..
↫❀وَ مِـن شَراً حاسِداٍ اِذا حَسَد❀↬
#تابع.قوانین.کشورم.ایران🇮🇷.
شروع انواع رمان عاشقانه
جهت انتقاد و تبلیغ @Vbxnzjdks
تعرفه تبلیغات
https://rubika.ir/joinc/DFHEDHGC0EJCHRLEIIMBRITMPJHNDYIZ
مشاهده کانال پیامرسان╭ 𓂃﷽𓏲࣪ .cherry_blossom'..
↫❀وَ مِـن شَراً حاسِداٍ اِذا حَسَد❀↬
#تابع.قوانین.کشورم.ایران🇮🇷.
شروع انواع رمان عاشقانه
جهت انتقاد و تبلیغ @Vbxnzjdks
تعرفه تبلیغات
https://rubika.ir/joinc/DFHEDHGC0EJCHRLEIIMBRITMPJHNDYIZ