۲۴ فروردین
۲۴ فروردین
۲۴ فروردین
۲۴ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
هعب نداره که امشب خدا تورو به مامان بابات و عزیزات هدیه داده نبینم ناراحت باشیا دختر
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ فروردین
۲۴ فروردین
۲۵ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
تولدت مبارککککککککککک جانانم
امروز تقدیر سرنوشت برای
بار ۱۶ م متولدت کرد حتی علم
افلاطون هم نتوانست زیبایی تورو درک
کنه ......
حتی فرشته ها درگیرن چون یک فرشته
امروز بهشون اضافه شده
یک فرشته که باید باقدرت
ادامه بده برای تموم آرزو هاش
برات بهترین هارو میخوام بهترین ها
چون لایق بهترین ها هستی
بدون همیشه یک مبینا هست که عاشقانه مخلصانه دوست داره کنارتت
امروز تقدیر سرنوشت برای
بار ۱۶ م متولدت کرد حتی علم
افلاطون هم نتوانست زیبایی تورو درک
کنه ......
حتی فرشته ها درگیرن چون یک فرشته
امروز بهشون اضافه شده
یک فرشته که باید باقدرت
ادامه بده برای تموم آرزو هاش
برات بهترین هارو میخوام بهترین ها
چون لایق بهترین ها هستی
بدون همیشه یک مبینا هست که عاشقانه مخلصانه دوست داره کنارتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ فروردین
۲۵ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
الهی من دورتبگردم بهترینم دردت ب جونم قلبم مرسی از این دعا و تبریک زیبات خیلی خیلی خیلی خوشحال شدم مرسی از اینکه پیشم هستی و تنهام نمیذاری بدون ک خیلی دوست دارم و افتخار میکنم به داشتنت
تو دختر دایی نیستی بهترین رفیق و بهترین خواهر دنیایی
ممنونم ازت قلبم 🤍heart_decorationheart_eyes🦋ribbon🥹
تو دختر دایی نیستی بهترین رفیق و بهترین خواهر دنیایی
ممنونم ازت قلبم 🤍heart_decorationheart_eyes🦋ribbon🥹
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
#استادخشن.من
#پارت۲۵۴
گوشی آیفون برداشتم گفتم : بله
دامور بود داداش بی معرفتم بود
گفت : ارغوان حاظر شو بیا دم در باید یک جایی ببرمت
گله دار گفتم : عجبه اسممو فراموش نکردی سرشو انداخت پایین
گفت : الان وقتش نیست اصلا باید بریم یک جایی ناخودآگاه وجودم لرزید
گفتم : مامان بابا خوبن منو یادشون شده لکه ننگشونو یادشون شده گفت: ارغوان با روان من بازی نکن
کجا میخوای ببریم گفت : ارغوان ازت خواهش میکنم بیا بریم
وقت نداریم گفتم چی شده چرا اینجوری حرف میزنی
کسی حالش بد شده سرشو آورد بالا چشماش قرمز بود گفت : بابا حالش خوب نیست
بیمارستان میخواد تو رو ببیننه پاهام سست شده لبام باز بسته میشدند
ولی صدایی ازم در نمیومد دامور گفت : ارغوان چی شد خوبی
به خودم اومدم دیدم کل صورتم خیس خودمو به سختی کشیدم سمت اتاق یک
#پارت۲۵۴
گوشی آیفون برداشتم گفتم : بله
دامور بود داداش بی معرفتم بود
گفت : ارغوان حاظر شو بیا دم در باید یک جایی ببرمت
گله دار گفتم : عجبه اسممو فراموش نکردی سرشو انداخت پایین
گفت : الان وقتش نیست اصلا باید بریم یک جایی ناخودآگاه وجودم لرزید
گفتم : مامان بابا خوبن منو یادشون شده لکه ننگشونو یادشون شده گفت: ارغوان با روان من بازی نکن
کجا میخوای ببریم گفت : ارغوان ازت خواهش میکنم بیا بریم
وقت نداریم گفتم چی شده چرا اینجوری حرف میزنی
کسی حالش بد شده سرشو آورد بالا چشماش قرمز بود گفت : بابا حالش خوب نیست
بیمارستان میخواد تو رو ببیننه پاهام سست شده لبام باز بسته میشدند
ولی صدایی ازم در نمیومد دامور گفت : ارغوان چی شد خوبی
به خودم اومدم دیدم کل صورتم خیس خودمو به سختی کشیدم سمت اتاق یک
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
#استادخشن.من
#پارت۲۵۷
مانتو پوشیدم یک شال انداختم سرم اصلا برام مهم نبود شلوار آبی آسمانی پام
یک صدا تو مغزم اکو میشد بابا بیمارستان بستری زدم بیرون
نه گوشی برداشتم نه در خونه قفل کردم دامور دیدم تو ماشین نشسته
تند تند راه میرفتم منی که دکتر گفته بود باید دورانی راه برم
در ماشین باز کردم سوار شدم چهره ش خیلی خراب شده بود موهای بهم ریخته
ریش های بلند شده پیراهن تنش که ۳ تا دکمه بالا ش باز بود
گفتم : بابا چی شده بهم نگاه نمیکرد گفت : بد کردی ارغوان بد زندگی
همه مونو نابود کردی کمر بابا رو شکوندی از کی بگم از چی بگم از بابایی که چند بار سکته کرد سکته آخرش
باعث شد ۳ هفته تو کوماه باشه یا از مامانی که یک چشمش اشک یک چشمش خون
صداشو برد بالا گفت : ریدی به همه زندگی مون ریدی به غیرت من بی غیرت ریدی
چرا نمیفهمید خودم به اندازه کافی داغونم
ادامه داد نگاهی به شکمم انداخت
گفت : خوب توله هاشو داری حمل میکنی خیلی خوب
داد زدم : بسه بسه تو یکی بس کن حرف از غیرت مردانگی که برا من یکی نزن داداش جان
تو با غیرت بود پشت خواهرت بودی چی رو دیدی ها منی که تو این سن
به اندازه یک زن ۵۰ ساله کشیدم از همه از همه میدونی
چیه با خودم هر لحظه سر صبح آخر شب میگم
ارغوان برا چی زنده ای همون شب اول با خودمو میکشم
همون شب اول چی شد زندگیم مادر پدری که ولم کردن حتی یکبار نپرسیدن
حیون چه بلای سرت اومده کی این
#پارت۲۵۷
مانتو پوشیدم یک شال انداختم سرم اصلا برام مهم نبود شلوار آبی آسمانی پام
یک صدا تو مغزم اکو میشد بابا بیمارستان بستری زدم بیرون
نه گوشی برداشتم نه در خونه قفل کردم دامور دیدم تو ماشین نشسته
تند تند راه میرفتم منی که دکتر گفته بود باید دورانی راه برم
در ماشین باز کردم سوار شدم چهره ش خیلی خراب شده بود موهای بهم ریخته
ریش های بلند شده پیراهن تنش که ۳ تا دکمه بالا ش باز بود
گفتم : بابا چی شده بهم نگاه نمیکرد گفت : بد کردی ارغوان بد زندگی
همه مونو نابود کردی کمر بابا رو شکوندی از کی بگم از چی بگم از بابایی که چند بار سکته کرد سکته آخرش
باعث شد ۳ هفته تو کوماه باشه یا از مامانی که یک چشمش اشک یک چشمش خون
صداشو برد بالا گفت : ریدی به همه زندگی مون ریدی به غیرت من بی غیرت ریدی
چرا نمیفهمید خودم به اندازه کافی داغونم
ادامه داد نگاهی به شکمم انداخت
گفت : خوب توله هاشو داری حمل میکنی خیلی خوب
داد زدم : بسه بسه تو یکی بس کن حرف از غیرت مردانگی که برا من یکی نزن داداش جان
تو با غیرت بود پشت خواهرت بودی چی رو دیدی ها منی که تو این سن
به اندازه یک زن ۵۰ ساله کشیدم از همه از همه میدونی
چیه با خودم هر لحظه سر صبح آخر شب میگم
ارغوان برا چی زنده ای همون شب اول با خودمو میکشم
همون شب اول چی شد زندگیم مادر پدری که ولم کردن حتی یکبار نپرسیدن
حیون چه بلای سرت اومده کی این
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
از خودم فعالیت دارم خوشحال میشم ببینمتونsparkleskiss
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ فروردین
۳۰ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
#استادخشن.من
#پارت۲۵۸
صداشو برد بالا گفت : بسه خفه شو پوزخندی زدم گفتم : ارع همیشه خفه
دختر بودن جرم نباید نفس بکشی که مردم میگن دختره زیاد نفس میکشع
اینجوری نکن اونو نپوش با اون نرو بیرون اون حرفو نزن میگن دختره سبکه
دختره خرابه بلند نخند تو کوچه خیابون اگرم یک پسر به یک دختر
تجاوز کنه دختره خراب بوده دختره کرم داشته بد کی
زندگیش گوه کشیده میشه دختر چون دختره چون تو این کشور
مرد سالاری فقط دخترو زنو فقط یک جنس میبینین که برا نیاز من ریدم
تو این نیاز سینه م به خس خس افتاده بود
هق هق میکردم واقعا دیگه تحمل نداشتم نداشتم
سرمو تیکه دادم به شیشه فقط گریه کردم انگار بچه ها
هم دلشون برا مادرشون سوخته بود که لقد میزدن
#پارت۲۵۸
صداشو برد بالا گفت : بسه خفه شو پوزخندی زدم گفتم : ارع همیشه خفه
دختر بودن جرم نباید نفس بکشی که مردم میگن دختره زیاد نفس میکشع
اینجوری نکن اونو نپوش با اون نرو بیرون اون حرفو نزن میگن دختره سبکه
دختره خرابه بلند نخند تو کوچه خیابون اگرم یک پسر به یک دختر
تجاوز کنه دختره خراب بوده دختره کرم داشته بد کی
زندگیش گوه کشیده میشه دختر چون دختره چون تو این کشور
مرد سالاری فقط دخترو زنو فقط یک جنس میبینین که برا نیاز من ریدم
تو این نیاز سینه م به خس خس افتاده بود
هق هق میکردم واقعا دیگه تحمل نداشتم نداشتم
سرمو تیکه دادم به شیشه فقط گریه کردم انگار بچه ها
هم دلشون برا مادرشون سوخته بود که لقد میزدن
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ فروردین
🫀🍷✨استاد خشن من
#استادخشن.من
#پارت۲۵۹
با وایستادن ماشین نگاهم به محوطه بیمارستان افتاد
پیاده شدم منتظرش موندم هیچ کدوم حرف نمیزدیم دنبالش فقط راه میرفتم
نفهمیدم اصلا کی رسیدم پشت در یک اتاق تقه به در زد وارد شد
پشت سرش رفتم سرم پایین بود همون جلو در میخ کوب شدم که صدای
بابا اومد : ارغوان ارغوان بابا دلم تنگ شده بود ناخودآگاه سرمو بلند کردم
خیره ش شدم گفت : بیا بابا بیا رفتم خودمو انداختم تو بغلش دلم تنگ بود
برا بغلش همراهم گریه میکرد
#پارت۲۵۹
با وایستادن ماشین نگاهم به محوطه بیمارستان افتاد
پیاده شدم منتظرش موندم هیچ کدوم حرف نمیزدیم دنبالش فقط راه میرفتم
نفهمیدم اصلا کی رسیدم پشت در یک اتاق تقه به در زد وارد شد
پشت سرش رفتم سرم پایین بود همون جلو در میخ کوب شدم که صدای
بابا اومد : ارغوان ارغوان بابا دلم تنگ شده بود ناخودآگاه سرمو بلند کردم
خیره ش شدم گفت : بیا بابا بیا رفتم خودمو انداختم تو بغلش دلم تنگ بود
برا بغلش همراهم گریه میکرد
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ فروردین
۱ اردیبهشت
۱ اردیبهشت
۵ اردیبهشت
🫀🍷✨استاد خشن من
🩸🩸🩸فوری فوری 🩸🩸🩸
. ) )l
l l
l l
l l . - ' ' .
l / _ \
l l /, l
( \\ _. '
. - - - ' .
/Y . . Y\
// l l \\
// l . l \\
' ) l l (
l l ' l l
l l l l
l l l l
l l l l
/ l l \
- ' - `
میدونین جرمش چی بود؟
فعال نبود توکانال
ری اکشن نمیزد 🥴
فقط میومد نگاه میکرد و میرفتneutral_face
مدیر هم خفش کرد
فعال باشینneutral_facejoy
. ) )l
l l
l l
l l . - ' ' .
l / _ \
l l /, l
( \\ _. '
. - - - ' .
/Y . . Y\
// l l \\
// l . l \\
' ) l l (
l l ' l l
l l l l
l l l l
l l l l
/ l l \
- ' - `
میدونین جرمش چی بود؟
فعال نبود توکانال
ری اکشن نمیزد 🥴
فقط میومد نگاه میکرد و میرفتneutral_face
مدیر هم خفش کرد
فعال باشینneutral_facejoy
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ اردیبهشت
🫀🍷✨استاد خشن من
#استادخشن.من
#پارت۲۶۰
به خودم اومدم دیدم کل پیراهن بابا خیسه سرمو گذاشتم
رو شونه ش با هق هق گفتم : خیلی دوست دارم بابا ببخشید
براهمه چیز ببخشید دستی به موهام کشید گفت : من بی غیرت بودم دختر مو ول کردم منو ببخش بابا جان ناحقی کردم در حقت ببخش
دختر مو ول کردم همون لحظه در اتاق باز شد پرستار اومد داخل
گفت : چرا بلند شدید به ویرچل اشاره کرد گفت : لطفا بشینید
دکتر بیهوشی منتظر شماست
......
پشت در اتاق عمل منتظر بودیم مامان اومده بود حتی نگا هم به صورتم نمی انداخت
وا گوشی یکی از پرستار ها به امیرعلی زنگ زدم که دیدم داره میاد سمت
بلند شدم خودمو انداختم تو بغلش از ته دل گریه کردم با گریه گفتم : امیر. اگه کاریش بشه چیکار کنم ها
پشت مو نوازش میکرد میگفت : آروم عزیزم ارو عشقم آروم
چرا اتفاقی بیوفته هیچ اتفاقی نمیوفته بیا بریم بشینیم
اومدیم رو صندلی روبه رو مامان نشستیم که امیر سلامی کرد
#پارت۲۶۰
به خودم اومدم دیدم کل پیراهن بابا خیسه سرمو گذاشتم
رو شونه ش با هق هق گفتم : خیلی دوست دارم بابا ببخشید
براهمه چیز ببخشید دستی به موهام کشید گفت : من بی غیرت بودم دختر مو ول کردم منو ببخش بابا جان ناحقی کردم در حقت ببخش
دختر مو ول کردم همون لحظه در اتاق باز شد پرستار اومد داخل
گفت : چرا بلند شدید به ویرچل اشاره کرد گفت : لطفا بشینید
دکتر بیهوشی منتظر شماست
......
پشت در اتاق عمل منتظر بودیم مامان اومده بود حتی نگا هم به صورتم نمی انداخت
وا گوشی یکی از پرستار ها به امیرعلی زنگ زدم که دیدم داره میاد سمت
بلند شدم خودمو انداختم تو بغلش از ته دل گریه کردم با گریه گفتم : امیر. اگه کاریش بشه چیکار کنم ها
پشت مو نوازش میکرد میگفت : آروم عزیزم ارو عشقم آروم
چرا اتفاقی بیوفته هیچ اتفاقی نمیوفته بیا بریم بشینیم
اومدیم رو صندلی روبه رو مامان نشستیم که امیر سلامی کرد
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ اردیبهشت
🫀🍷✨استاد خشن من
اینو فور بزن چنل دختری که اول یه دوست بود ؛ الان همه چیزته🩵.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ اردیبهشت
۴ خرداد
۴ خرداد
1Kدنبال کننده
هر کجا او بود بهشت عدن است 🦋🦋
رمان آنلاین #استادخشن من 🫂sparkles
تابع کشورم 🇮🇷
هر گونه کپی حرام است پیگیری قانونی دارد heavy_multiplication_x️
https://daigo.ir/secret/51196090506
ناشناسمون خوشگلا 🫀
مشاهده کانال پیامرسانرمان آنلاین #استادخشن من 🫂sparkles
تابع کشورم 🇮🇷
هر گونه کپی حرام است پیگیری قانونی دارد heavy_multiplication_x️
https://daigo.ir/secret/51196090506
ناشناسمون خوشگلا 🫀