۵ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ293
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- رفتی درس بخونی یا ه.... زگی کنی دختره عوضی؟ رفتی برا من شوهر کردی اره؟
زندتون نمیزارم
با پای خودت میری طلاقت میگیری بر میگردی ایران عقد پسر عموت...
نیک عصبی گوشی رو از دستم کشید.
- نیلو تا وقتی خودش نخواد هیچ جا نمیاد
کسی نمیتونه مجبورش کنه طلاق بگیره، مگه اینکه از روی جنازه من رد بشین
دوروز دیگه دعوتت میکنم بیای نوه خوشگلت رو ببینی.
گوشی رو قطع کرد و روی میز انداخت.
- سیمکارتت رو عوض میکنی...
حوصله ندارم تهدیدت کنه، هر آشغالی میخواد باشه، تو زن منی نیلو تا خودم و خودت نخوای عمرا بزارم ازم جدات کنن.
مکثی کرد.
- اگه قرار باشه کسی تهدیدت کنه...
انگشتش روی ل/..//بم نشست و جلوتر اومد.
- خودم به چیزای بهتری تهدیدت میکنم.
خجالت زده خواستم از تو دستش فرار کنم که دستش پشت کم//./رم نشست و به خودش چسپوند.
- اوکیه؟
خجالت زده اره آرومی گفتم که سرش تو صورتم خ/
.//م شد و گوشه ل//..//..بمو بوسید
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- رفتی درس بخونی یا ه.... زگی کنی دختره عوضی؟ رفتی برا من شوهر کردی اره؟
زندتون نمیزارم
با پای خودت میری طلاقت میگیری بر میگردی ایران عقد پسر عموت...
نیک عصبی گوشی رو از دستم کشید.
- نیلو تا وقتی خودش نخواد هیچ جا نمیاد
کسی نمیتونه مجبورش کنه طلاق بگیره، مگه اینکه از روی جنازه من رد بشین
دوروز دیگه دعوتت میکنم بیای نوه خوشگلت رو ببینی.
گوشی رو قطع کرد و روی میز انداخت.
- سیمکارتت رو عوض میکنی...
حوصله ندارم تهدیدت کنه، هر آشغالی میخواد باشه، تو زن منی نیلو تا خودم و خودت نخوای عمرا بزارم ازم جدات کنن.
مکثی کرد.
- اگه قرار باشه کسی تهدیدت کنه...
انگشتش روی ل/..//بم نشست و جلوتر اومد.
- خودم به چیزای بهتری تهدیدت میکنم.
خجالت زده خواستم از تو دستش فرار کنم که دستش پشت کم//./رم نشست و به خودش چسپوند.
- اوکیه؟
خجالت زده اره آرومی گفتم که سرش تو صورتم خ/
.//م شد و گوشه ل//..//..بمو بوسید
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ294
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- ثبت نام ترم جدید شروع شده همه کلاساتو با خودم بر میداری...
- نیک تو واقعا دانشجویی؟
خندید موهامو پشت گوشم زد.
- خودت چی فکر میکنی؟
- نمیدونم...
- اره دانشجوعم یکم دیر شروع کردم.
دستمو دورش حلقه کردم.
- خداراشکر دارمت...
من اگه تو رو نداشتم بابام بیشتر از این اذیتم میکرد.
- بهش اجازه نمیدم.
سرمو بالا گرفتم.
- نیک میشه به خاطر من دیگه جاهای خطرناک نری؟ کارای خطرناک نکنی؟
- بهش فکر میکنم.
اخمی کردم.
- نه ازت خواهش نکردم دیگه حق نداری..
خندید بیشتر تو صورتم خم شد.
- اثر هم نشینی با من روت اثر کرده.
- اره دیگه...
یکم فکر کرد.
- به یه شرط حرفتو قبول می کنم.
- نه نه باید قبول کنی نیک
شرط برای من نزار
- من قصد داشتم، وقتی بچه داشتم کارم ول کنم برای همیشه تا دخترم هیچوقت دردی ک من کشیدم نکشه.
- یعنی برات دختر بیارم دیگه کار خطرناک نمیکنی؟
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- ثبت نام ترم جدید شروع شده همه کلاساتو با خودم بر میداری...
- نیک تو واقعا دانشجویی؟
خندید موهامو پشت گوشم زد.
- خودت چی فکر میکنی؟
- نمیدونم...
- اره دانشجوعم یکم دیر شروع کردم.
دستمو دورش حلقه کردم.
- خداراشکر دارمت...
من اگه تو رو نداشتم بابام بیشتر از این اذیتم میکرد.
- بهش اجازه نمیدم.
سرمو بالا گرفتم.
- نیک میشه به خاطر من دیگه جاهای خطرناک نری؟ کارای خطرناک نکنی؟
- بهش فکر میکنم.
اخمی کردم.
- نه ازت خواهش نکردم دیگه حق نداری..
خندید بیشتر تو صورتم خم شد.
- اثر هم نشینی با من روت اثر کرده.
- اره دیگه...
یکم فکر کرد.
- به یه شرط حرفتو قبول می کنم.
- نه نه باید قبول کنی نیک
شرط برای من نزار
- من قصد داشتم، وقتی بچه داشتم کارم ول کنم برای همیشه تا دخترم هیچوقت دردی ک من کشیدم نکشه.
- یعنی برات دختر بیارم دیگه کار خطرناک نمیکنی؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ295
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- نه قسم میخورم..
محکم زدمش که متعجب گفت:
- چت شد؟
- از الان داری نشون میدی دخترت برات عزیز تره؟ من اینجا پشمم نیک؟
گمشو برو اصلا برات بچه نمیارم.
خندید و منو تو بغلش کشید.
- از الان حسودیت شد؟ مگه رفیق نیستیم.
چپ چپ نگاش کردم.
- آدم از رفیقش باردار میشه؟
قه قه ای زد.
- وقتی زن و شوهر شدیم چرا نشی؟
- برو برو نمیخوامت...
یهو چشماش برق زد.
- از قبل میخواستیم مگه؟
جیغ زد.
- نیک مگه نگفتی باید ترم جدید ثبت نام کنیم؟ بجنب دیگه...
- تو همیشه از من فرار کن بالاخره یه جا گیرت میندازم
- ازت نمیترسم.
- نترسیدن تو خونته...
...
ترم جدید شروع شده بود و سرکلاس نشسته بودم قرار بود هیچکس از رابطمون خبر نداشته باشه.
هرکی وارد کلاس میشد با دیدن نیک ذوق زده نزدیک ترین صندلی رو کنار مینشستن
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- نه قسم میخورم..
محکم زدمش که متعجب گفت:
- چت شد؟
- از الان داری نشون میدی دخترت برات عزیز تره؟ من اینجا پشمم نیک؟
گمشو برو اصلا برات بچه نمیارم.
خندید و منو تو بغلش کشید.
- از الان حسودیت شد؟ مگه رفیق نیستیم.
چپ چپ نگاش کردم.
- آدم از رفیقش باردار میشه؟
قه قه ای زد.
- وقتی زن و شوهر شدیم چرا نشی؟
- برو برو نمیخوامت...
یهو چشماش برق زد.
- از قبل میخواستیم مگه؟
جیغ زد.
- نیک مگه نگفتی باید ترم جدید ثبت نام کنیم؟ بجنب دیگه...
- تو همیشه از من فرار کن بالاخره یه جا گیرت میندازم
- ازت نمیترسم.
- نترسیدن تو خونته...
...
ترم جدید شروع شده بود و سرکلاس نشسته بودم قرار بود هیچکس از رابطمون خبر نداشته باشه.
هرکی وارد کلاس میشد با دیدن نیک ذوق زده نزدیک ترین صندلی رو کنار مینشستن
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ296
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•
پارت 296 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•
پارت 296 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ296
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
سر کلاس اصلا بهم محل نمیداد همونقدر جدی مثل قبل بود..
با ورود هنری چشمامو چرخوندم اصلا حوصلشو نداشتم
مستقیم هم اومد کنار من نشست.
نگاه خیره نیک رو احساس میکردم.
دستشو پشت صندلیم گذاشت.
- چطوری نیلو
اخمی کردم هنوز یادم نمیره چه بلایی سرم اورده بود.
- برو یه جای دیگه بشین اینجا جای دوستمه...
خندید.
- مگه مدرسه است؟
- اره بلند شو برو حوصلتو ندارم.
نگاهی به نیک انداخت.
- شما دوتا چرا از هم دورید؟
مگه عاشق هم نیستین؟
همه بچه ها به سمتمون چرخیدن.
- برا چی زر مفت میزنی بلند شو برو.
خندید.
- وا عجیبه نمیخواین کسی بفهمه؟
صدای اندرو بلند شد، لای در ایستاده بود
- هنری دنبال توجهی؟
هر آدمی که جون یکی رو نجات بده عاشقشه؟
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
سر کلاس اصلا بهم محل نمیداد همونقدر جدی مثل قبل بود..
با ورود هنری چشمامو چرخوندم اصلا حوصلشو نداشتم
مستقیم هم اومد کنار من نشست.
نگاه خیره نیک رو احساس میکردم.
دستشو پشت صندلیم گذاشت.
- چطوری نیلو
اخمی کردم هنوز یادم نمیره چه بلایی سرم اورده بود.
- برو یه جای دیگه بشین اینجا جای دوستمه...
خندید.
- مگه مدرسه است؟
- اره بلند شو برو حوصلتو ندارم.
نگاهی به نیک انداخت.
- شما دوتا چرا از هم دورید؟
مگه عاشق هم نیستین؟
همه بچه ها به سمتمون چرخیدن.
- برا چی زر مفت میزنی بلند شو برو.
خندید.
- وا عجیبه نمیخواین کسی بفهمه؟
صدای اندرو بلند شد، لای در ایستاده بود
- هنری دنبال توجهی؟
هر آدمی که جون یکی رو نجات بده عاشقشه؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ297
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- هر آدمی که نه...
اما نیک هر آدمی نیست که جون کسی رو نجات بده.
خدا لعنتت کنه همه نگاه ها روی من بود؟
یسریا متعجب یسریا با اخم...
تنها گیرم بیارن پدرمو در میارن
نیک از همین موضوع میترسید.
اندرو دستمو کشید که هنری خندید.
- ببینم چند تا چند تا دوست دختر داری؟
امیلی؟ نیلو؟
- نیلو دوستمه خوش ندارم بشینی اذیتش کنی، نیک زبون باز کن بگو با این دختر هیچ صنمی نداری؟
امیدوارم نیک یهم قاط نزنه بگه زنمه!
پا روی پا انداخت.
- این بحثا برام اهمیتی نداره
همیشه شایعه دورم بوده.
هنری پوزخندی زد.
- سری بعدی اگه با مدرک اومدم چی؟
نیک بیخیال نگاش کرد.
- بی کاری یا دوست داری تو کـو.... بقیه باشی؟
یسریا خندیدن که عصبی دستشو مشت کرد.
هنری هم کم طرفدار نداشت حالا به جون هم افتاده بودن..
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- هر آدمی که نه...
اما نیک هر آدمی نیست که جون کسی رو نجات بده.
خدا لعنتت کنه همه نگاه ها روی من بود؟
یسریا متعجب یسریا با اخم...
تنها گیرم بیارن پدرمو در میارن
نیک از همین موضوع میترسید.
اندرو دستمو کشید که هنری خندید.
- ببینم چند تا چند تا دوست دختر داری؟
امیلی؟ نیلو؟
- نیلو دوستمه خوش ندارم بشینی اذیتش کنی، نیک زبون باز کن بگو با این دختر هیچ صنمی نداری؟
امیدوارم نیک یهم قاط نزنه بگه زنمه!
پا روی پا انداخت.
- این بحثا برام اهمیتی نداره
همیشه شایعه دورم بوده.
هنری پوزخندی زد.
- سری بعدی اگه با مدرک اومدم چی؟
نیک بیخیال نگاش کرد.
- بی کاری یا دوست داری تو کـو.... بقیه باشی؟
یسریا خندیدن که عصبی دستشو مشت کرد.
هنری هم کم طرفدار نداشت حالا به جون هم افتاده بودن..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ298
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
نیک عصبی به میز کوبید که همه خفه خون گرفتن، فدای ابهتت بشم مرد...
هنوز زبون باز نکرده کل کلاس ساکت شدن.
نیک جلوی همه دستمو کشید و ل0بـ.. رو ل0بـ... گذاشت که چشمام گرد شد و صدای هین همه بلند شد.
- خب دیگه به خودت زحمت مدرک نده...
من هرکاری دلم بخواد میکنم
اندرو عصبی هلش داد.
- غلط کردی بوسیدیش.
پوزخندی زد که من فقط شوکه شدم
الان به همه فهموند که بینمون چیزیه یا معنی دیگه ای داشت!
نگاهی به من انداخت و از کلاس بیرون رفت.
چند تا دختر ناله وار گفتن:
- چه خر شانیه دختره عوضی
کاش یکی سر من اینجوری لجبازی میکرد.
اندرو یقه دختره رو محکم گرفت که از ترس زرد کرد.
- اخرین بارت باشه با نیلو اینجوری حرف میزنی
هلش داد و عصبی داد زد.
- از این به بعد فقط یک نفر بخواد با نیلو بد رفتاری کنه با من طرفه، جوری از دانشگاه پرتش کنم که تا عمر داره بشینه گریه کنه
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
نیک عصبی به میز کوبید که همه خفه خون گرفتن، فدای ابهتت بشم مرد...
هنوز زبون باز نکرده کل کلاس ساکت شدن.
نیک جلوی همه دستمو کشید و ل0بـ.. رو ل0بـ... گذاشت که چشمام گرد شد و صدای هین همه بلند شد.
- خب دیگه به خودت زحمت مدرک نده...
من هرکاری دلم بخواد میکنم
اندرو عصبی هلش داد.
- غلط کردی بوسیدیش.
پوزخندی زد که من فقط شوکه شدم
الان به همه فهموند که بینمون چیزیه یا معنی دیگه ای داشت!
نگاهی به من انداخت و از کلاس بیرون رفت.
چند تا دختر ناله وار گفتن:
- چه خر شانیه دختره عوضی
کاش یکی سر من اینجوری لجبازی میکرد.
اندرو یقه دختره رو محکم گرفت که از ترس زرد کرد.
- اخرین بارت باشه با نیلو اینجوری حرف میزنی
هلش داد و عصبی داد زد.
- از این به بعد فقط یک نفر بخواد با نیلو بد رفتاری کنه با من طرفه، جوری از دانشگاه پرتش کنم که تا عمر داره بشینه گریه کنه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ299
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
دست منو کشید و از کلاس بیرون رفتیم
خیلی عصبی بود.
- وای اندرو تو رو خدا آروم باش.
آروم جوری که خودم بشنوم گفت:
- نیک مستقیم نمیتونه مراقبت باشه
زیاد از جلو چشمم دور نشو
غیر من چند نفر دیگه هم هواتو دارن.
- مرسی اندرو نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم.
لبخندی زد.
- تو با خواهرم فرقی نداری نیلو
ارزشت برام خیلی بالاست.
لبخندی زدم.
- الان همه فهمیدن بین من و نیک چیزیه؟
- نه بابا، نیک مثل خواست قلدریش رو نشون بده که هر کاری دلش بخواد میتونه انجام بده و از چیزی ترس نداره.
الان رفته کافه
میدونم خبرا مثل بمب میپیچه و عکستون رد و بدل میشه برو کافه یکم سرش سرو صدا کن چرا ب00وسیدتت که فکر نکنن از خدات بوده.
محکم زدمش.
- واقعا از خدام نبوده.
- شکلات بدم بهت؟
- گمشو اندرو
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
دست منو کشید و از کلاس بیرون رفتیم
خیلی عصبی بود.
- وای اندرو تو رو خدا آروم باش.
آروم جوری که خودم بشنوم گفت:
- نیک مستقیم نمیتونه مراقبت باشه
زیاد از جلو چشمم دور نشو
غیر من چند نفر دیگه هم هواتو دارن.
- مرسی اندرو نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم.
لبخندی زد.
- تو با خواهرم فرقی نداری نیلو
ارزشت برام خیلی بالاست.
لبخندی زدم.
- الان همه فهمیدن بین من و نیک چیزیه؟
- نه بابا، نیک مثل خواست قلدریش رو نشون بده که هر کاری دلش بخواد میتونه انجام بده و از چیزی ترس نداره.
الان رفته کافه
میدونم خبرا مثل بمب میپیچه و عکستون رد و بدل میشه برو کافه یکم سرش سرو صدا کن چرا ب00وسیدتت که فکر نکنن از خدات بوده.
محکم زدمش.
- واقعا از خدام نبوده.
- شکلات بدم بهت؟
- گمشو اندرو
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ300
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
امیلی بدو بدو بهمون نزدیک شد.
- لعنتی این عکسا چی میگه؟
نیک احمق شده؟
مگه قرار نبود کسی نفهمه؟
- اندرو بهش توضیح بده من میرم کافه، بعدش بیان کمکم چون عاشقای نیکم خفم میکنن.
موهامو مرتب کردم و به سمت کافه راه افتادم.
قبلنا باهاش لج بودم الان که عاشقشم چطوری سرش داد و بی داد راه بندازم...
وارد کافه شدم دوباره همه مثل قورباغه بهم خیره شدن.
وای نیک چرا قهوه سفارش دادی؟
من اینو چه جوری روی لباست خالی کنم.
نفس عمیقی کشیدم.
برا موقعیت دوتامون مجبورم..
به سمت میزش رفتم و قهوه رو از تو دستش کشیدم..
دلم نیومد کلش رو روش خالی کنم نصفش رو روی میز ریختم و باقیش رو روی لباسش خالی کردم که کثیف کثیف شد.
ولی خدا قیافه اش دیدنی بود!
اگه رابطه ای بیمون نبود منو میکشت
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
امیلی بدو بدو بهمون نزدیک شد.
- لعنتی این عکسا چی میگه؟
نیک احمق شده؟
مگه قرار نبود کسی نفهمه؟
- اندرو بهش توضیح بده من میرم کافه، بعدش بیان کمکم چون عاشقای نیکم خفم میکنن.
موهامو مرتب کردم و به سمت کافه راه افتادم.
قبلنا باهاش لج بودم الان که عاشقشم چطوری سرش داد و بی داد راه بندازم...
وارد کافه شدم دوباره همه مثل قورباغه بهم خیره شدن.
وای نیک چرا قهوه سفارش دادی؟
من اینو چه جوری روی لباست خالی کنم.
نفس عمیقی کشیدم.
برا موقعیت دوتامون مجبورم..
به سمت میزش رفتم و قهوه رو از تو دستش کشیدم..
دلم نیومد کلش رو روش خالی کنم نصفش رو روی میز ریختم و باقیش رو روی لباسش خالی کردم که کثیف کثیف شد.
ولی خدا قیافه اش دیدنی بود!
اگه رابطه ای بیمون نبود منو میکشت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ301
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•
پارت 301 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EBFHCJGF0MIAAOEABGEUFPDHECKOUTMX
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•
پارت 301 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EBFHCJGF0MIAAOEABGEUFPDHECKOUTMX
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#پارت_کامل_PDFرمان eyesangerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#PΛЯƬ301
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- به چه حقی منو بو000سیدی هاا!
به س00ینه اش ضربه زدم که مچ دستمو تو بغلش کشید.
- تو که باید از خدات باشه کوچولو؟
مگه پیش هنری پر نکردی که عاشقمی؟
باهمیم؟ هوم؟
- دیوونم عاشق تو باشم، ولم کن احمق.
خندید و نگاهی به ل000بم انداخت.
- لابد دیوونه ای که با من در افتادی؟
رو به همه گفت:
- به این جوجه کسی نگفته من کیم؟
اندرو و امیلی هم نمایشی نفس نفس وارد کافه شدن.
اندرو داد زد.
- ولش کن.
نیک خندید.
- ولش کنم؟ ولی دوستت تنش میخاره...
چرا اینقدر دستمو محکم گرفته بود
مرد نمایشی چرا اینقدر تو نقشش فرو رفته
انگار همون نیک بدجنس چند ماه پیشه که اذیتم میکرد.
- نیک ولش کن داری اذیتش میکنی؟
یهو هنری دست زنون وارد کافه شد.
↜ هــاࢪﻮﺍﺭﺩpeach🧝🏻♂️ ↝
•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'•'
- به چه حقی منو بو000سیدی هاا!
به س00ینه اش ضربه زدم که مچ دستمو تو بغلش کشید.
- تو که باید از خدات باشه کوچولو؟
مگه پیش هنری پر نکردی که عاشقمی؟
باهمیم؟ هوم؟
- دیوونم عاشق تو باشم، ولم کن احمق.
خندید و نگاهی به ل000بم انداخت.
- لابد دیوونه ای که با من در افتادی؟
رو به همه گفت:
- به این جوجه کسی نگفته من کیم؟
اندرو و امیلی هم نمایشی نفس نفس وارد کافه شدن.
اندرو داد زد.
- ولش کن.
نیک خندید.
- ولش کنم؟ ولی دوستت تنش میخاره...
چرا اینقدر دستمو محکم گرفته بود
مرد نمایشی چرا اینقدر تو نقشش فرو رفته
انگار همون نیک بدجنس چند ماه پیشه که اذیتم میکرد.
- نیک ولش کن داری اذیتش میکنی؟
یهو هنری دست زنون وارد کافه شد.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان هاروارد 😈🍫
#پارت_کامل_PDFرمان eyesangerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA11Kدنبال کننده
رمان عاشقانه گوسفند منه هاروارد کاپیتان بیرحم دخترک لال پسر پولدار دانشگاه رمان برادرزاده ناتنی پیتزا کی بودی اشرافی خنگول رئیس بانک جذاب تتو آرتیست قلدر سرپرست وحشی رستا مو حنایی گناهم باش مرد دیوونه ای من قناری زبون بسته خلبان غیرتی تب تند داشتنت یا بمون یا نگهت میدارم دلبرک شاه دزد عقرب
مشاهده کانال پیامرسان