رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
1Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom رمان شاگرد مغازه ی بابام پسر شر شرر فامیل فینگلی مدرسمون گیلاسات مال منه آبرومو نبر ابرومو نبر کارگردان هیز سوگولی سوگلی عمارت رو اعصابم نرو رقیب عشقی حسابدار ریزه میزه میلیاردر مغرور من سهامدار هفت خط نمک زندگیم باش دختر روستایی معمار باکلاس با کلاس خشگله کلاسمون خشگل کلاسمون
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۱۸ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
پارت امشبمون حبـه انگــورم gringrapes"
ری اکشنا بترکهههه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
آقـا بـریــم پـــارت بـخــونیــم؟!🫶🏻dancer🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_45

یک تای ابروشو داد بالا

شیطون زل زد تو چشمام..

تاحالا فرهاد و اینطوری ندیده بودم.

پسر خوشگلی بود..

چشم ابرو مشکی و چهارشونه، قابلیت داشت دل هر دختری می‌خواد و راحت ببره
دکترم که بود..

ولی من...
دوست نداشتم کلا تو محیط کارم با کسی اشنا بشم.

میدونستم بعدا اگه جدا بشم فقط تو عذابم

هول شده بودم .
نگاهش خیلی تیز شیطون بود..

لب زد
- خاستم بگم از قابل بدونی قهوه که نشد ولی بریم امشب باهم شام بخوریم .

باید قبول میکردم؟

اونم با این اشفتگی ذهنم؟

ولی دلم نمیومد نه بگم بهش...

- نظرت چیه نُوا؟

اروم لب زدم:
+ باشه ،بریم.

بهم لبخند زد و گفت:
+ساعت ۸ بعد از بیمارستان تو ماشینم منتظرتم...

مثل خودش جوابشو با لحن مهربون دادم:
- باشه دکتر ، میبینمت.

پسر با شعوری بود.

این بارها بهم ثابت شده بود...

فرهاد و پیج کردن.
+ خب مثل اینکه من باید برم.
فعلا.

- فعلا

پاشدم برم رهای عو...ضی رو پیدا کنم...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
پـارررت جدیــد نــخـودم . . .!!🥹🤍🤏🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
پارت داریما قلبمeyes🩵
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_46

داشتم دنبالش میگشتم.

بلاخره دیدمش لا...شی خانوم وایساده بود پیش یک پسری که پشتش بهم بود.

رها ام با عشوه و ناز داشت باهاش حرف میزد...

کنجکاو شدم،رفتم جلو.

صداش کردم ...

پسره ام به طرفم برگشت.

رها یک طوری با اخم نگام کرد انگار خروس بی محل بودم .

خندم گرفته بود..

پسر عموش بود به چشم خواهری جذاب و خوشگل بود.

اخی بچم چقد تو نگاهش ذوق بود..

با خنده سلام کردم .

جوابمو جفتشون همزمان دادند.

رها از پشت داشت برام ادا و اشاره درمی‌آورد که سوتی ندم .

حقش بود طلافی میکردم ولی زیاد مهربونم، دلم نیومد...

به طرفشون رفتم.

شروع کردم به احوال پرسی...

به رها نگاه کردم شیطون لب زدم:
+ معرفی نمیکنی رها جون؟

چشم غره بهم رفت:
+ پسر عموممه عزیزم.

دروغ نگم چشم غرش ترسناک بود.

ولی از رو نرفتم لبخندم گشاد تر شد...

پسرعموش رو به رها گفت:
- رها جان معرفی نمیکنی خانومو؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
پارت جدیدد‌ جـونمkissing_closed_eyesfirecherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
سلام نازدونه هاrelieved🩷
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_47

رهای بیشـ...ــرف با عشوه لب زد:
+ دوستم نواعه مهراد

مهراد لبخند رها کُشی زد و گفت:
- اها راجبتون شنیده بودم!

یهو از دهنم پرید و گفتم
+ همچین

رها و مهراد جفتشون باهم ماتشون برد.

سوتی دادم اونم بد..

مهراد یک تای ابروشو بالا داد.

شیطون زل زد توچشام:
+حالا طبیعیه من دوست رها رو بشناسم، گاهی از بیمارستان برام تعریف میکنه.
ولی منطقی نی شما منو بشناسی...

رها همچنان مات بود و رنگش پریده بود از سوتی که دادم...

لبخند مصنوعی زدم:
- حالا مگه چی گفتم جناب،همچین اومد تو دهنم
جدی نگیرید.

مشکوک نگاهم کرد

رها داشت با ابرو بهم میگفت رفع زحمت کنم تا به لا...س زدن برسه

بهتر بود صحنه رو خالی کنم
وگرنه با سوتی که دادم و مزاحمشم میشدم قورتم میداد..

خندیدم
+ خب دیگه با اجازتون من برم، رها خانوم کارت تموم حتما صدام کن عزیزم کارت دارم.

خودشو میدونست میخوام خفش کنم...
- باشه عزیزم بروو!

ساعت نگاه کردم ۶.۳۰بود،کم کم باید میرفتم .

استرس داشتم...

با اینکه میدونستم قراره چی بگه، ولی خودم نمیدونستم با خودم چندچندم.

گوشیم زنگ خورد، مامان بود.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
پارت جدید خدمت شما عسلا🤓cherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_48

جواب دادم
+ الو سلام جانم؟

صدای عصبانی مامان بلند شد:
-سلام کوفت ورپریده برای چی بازی رفتی بیمارستان؟ میخوای مریض کنی خودتو همش کار کار

خودمو لوس کردم
+مامان عصبانی نباش کار واجب بود.

-درد و واجب بود. یکم برو بگرد تفریح کن همش سر کاری

+چشم قربونت بشم ،حرص نخور
چیکارم داشتی؟

با حرص گفت:
-میخوایم بریم عیادت ،خونه شریک بابات
کی میای خونه؟

نچی کردم
+میشه من نیام؟

- نه نمیشه بابات ناراحت میشه، زشته

-  فردا بریم ،امشب با دوستم شام  میرم بیرون.

+ خیلی خب زود بیا خونه

گوشیو قطع کرد روم، چیز خاصی نیست،بچه سر راهیم من!

رفتم لباسمو عوض کردم داشت دیر میشد.
یک آرایش خیلی ملیحم کردم.

هیجان داشتم ...

به شماره ی فرهاد پیام دادم.
+ سلام دکتر
نوام من آماده شدم بریم؟

-سلام نوا جان دم در بیمارستان تو ماشین منتظرتم...

سیس ددی جذاب گرفته بود تو ماشین.

سیس جذابش بدرک ...

الان باید جلو می‌نشستم یا عقب؟

مگه اسنپم بود بشینم عقب؟ مگه نسبتی داشتیم بشینم جلو؟

حس میکنم خودش فهمید....
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
پارت جدید قلبم🦋🩷🥺
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
بدووو بیا که پی دی اف رمانمون رو اوردم قند عسلممم!yumstuck_out_tongue_closed_eyes
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
#پارت_کامل_PDFرمان hotspringseyesfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر


بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
وارد ســایت زیـــر شــیدpoint_down🏻


FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر underageحـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
یکی از دخترامممممم ک پارتامونو اولین نفر گرفتتتت🥹🦋

شما هم سریع برید بگیرید اصلا کار سختی نیستتتت🫠

فقط به دلیل هیجانات زیادno_entry_sign نیاز به احراز هویت هست ک سنتون ۱۸سال شده باشهههه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
قشنگام با بعضی از شماره ها پی‌دی‌اف رو واستون نمیاره اگه پی دی اف واستون نیومد داخل سایت بالا خروج بزنید و دوباره با سایتمون وارد شین و شماره دیگه رو وارد کنید تا واستون باز شه green_heartribbonheart_eyes
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
بعضی کانال ها میان روزی 1پارت میزارن مردمو اذیت میکننneutral_faceneutral_face

فقط با ثبت نام    پارت اول تا پایانی را در  پی دی اف مطالعه کنpoint_up
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
● اگه زیر ۱۸ سالید و شماره به اسم خودتون نیست میتونید از شماره والدینتون استفاده کنید و احراز رو انجام بدین
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
دارای محدودیت زمانی تا فردا پاک میشه🫀flushed
پس همین الان بزن رو لینک و وارد سایت شو زیباااااgreen_heartkissing_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
قربونتون برم من وظیفمه قشنگام cherry_blossom🤭
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
عشقاممم به ضررمه که سایتو گذاشتم ولی دیگ بخاطر شما گذاشتمش تمامی پی دی اف کامل رمـان های روبیکا رو داخلش میتونی پیدا کنی فقط فقط با احراز هویت ساده🤤yum
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
دیگه پارت گزاری تو چنل انجام نمیشه و امشب تا ساعت ۱۲ شب آخرین فرصته پی دی اف رمان دریافت کنیدbangbang
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
#پارت_کامل_PDFرمان hotspringseyesfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر


بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
وارد ســایت زیـــر شــیدpoint_down🏻


FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire
FAIL.PDF.ROMANpoint_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر underageحـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
یکی از دخترامممممم ک پارتامونو اولین نفر گرفتتتت🥹🦋

شما هم سریع برید بگیرید اصلا کار سختی نیستتتت🫠

فقط به دلیل هیجانات زیادno_entry_sign نیاز به احراز هویت هست ک سنتون ۱۸سال شده باشهههه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
دیگه فعالیتی قرار نبود صورت بگیره بخاطر یکسری از دخترام ک گفتن تا فرداشبم وقت بده باز گذاشتم سریع وردارید بزودی پاک میشهbangbang
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
رمان پرستار بی حیا 🩺🥵📵
1Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom رمان شاگرد مغازه ی بابام پسر شر شرر فامیل فینگلی مدرسمون گیلاسات مال منه آبرومو نبر ابرومو نبر کارگردان هیز سوگولی سوگلی عمارت رو اعصابم نرو رقیب عشقی حسابدار ریزه میزه میلیاردر مغرور من سهامدار هفت خط نمک زندگیم باش دختر روستایی معمار باکلاس با کلاس خشگله کلاسمون خشگل کلاسمون
مشاهده کانال پیام‌رسان