۹ خرداد
۹ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_54
-صورت چیشده؟!
فورا گفتم
+ هیچی!
لب زد
- با مامان دعوات شده؟
تند تند سرم و به نشونه ی نه تکون دادم
دندوناش و به هم فشار داد
- حالیش میکنم!
اینو گفت
تند تند رفت پایین
پشت سرش رفتم
+ کسری گوش بده، کسری
پیراهنش و چنگ زدم
ولی اهمیت نداد
رفت پایین
عربده کشید
+ مامان!
مامانش با ناراحتی نگاهش کرد
با چشمای به خون نشسته نگاهی به مادرش کرد
- به چه حقی زدیش؟!
مامانش رو برگردوند
لب زد
- به تو چه؟! به تو ربطی نداره، دوست داشتم
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
sparkles🪸
#paRT_54
-صورت چیشده؟!
فورا گفتم
+ هیچی!
لب زد
- با مامان دعوات شده؟
تند تند سرم و به نشونه ی نه تکون دادم
دندوناش و به هم فشار داد
- حالیش میکنم!
اینو گفت
تند تند رفت پایین
پشت سرش رفتم
+ کسری گوش بده، کسری
پیراهنش و چنگ زدم
ولی اهمیت نداد
رفت پایین
عربده کشید
+ مامان!
مامانش با ناراحتی نگاهش کرد
با چشمای به خون نشسته نگاهی به مادرش کرد
- به چه حقی زدیش؟!
مامانش رو برگردوند
لب زد
- به تو چه؟! به تو ربطی نداره، دوست داشتم
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
sparkles🪸
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
بـه بـه که چـه پـارتی آوردم بـراتون ..🥱thought_ballooncherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
۱۰ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_55
صدای دادش باعث شد شونه ام بالا بپره..
ترسیده نگاهش میکردم
رگ گردنش باد کرده بود
+ دستت بهش بخوره بار بعد ، بخواب فوش بدی بخواب ناراحت کنی همه چیز و زیر پا میزارم ..
مات شدم
داشت چی میگفت ؟!
من، من فکر میکردم فقط هوسه ولی حالا!
ناباور بودم
دستی به زیر چشمم کشیدم
حالم خوب نبود
داغون بودم
لبم و محکم گاز گرفتم که خودمو کنترل کنم
نزنم زیر گریه..
برگشت سمتم
منو کشید توی بغلش
سرم بوسید
مامانش ناباور اومد سمتمون
لب زد
+ تو پسر منی؟!
خیلی سخت بود
از بین من و اون ، کسری منو انتخاب کرده بود
برای هر مادری سخت بود
+بهش احترام بزار مامان! زنمه
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
sparkles🪸
#paRT_55
صدای دادش باعث شد شونه ام بالا بپره..
ترسیده نگاهش میکردم
رگ گردنش باد کرده بود
+ دستت بهش بخوره بار بعد ، بخواب فوش بدی بخواب ناراحت کنی همه چیز و زیر پا میزارم ..
مات شدم
داشت چی میگفت ؟!
من، من فکر میکردم فقط هوسه ولی حالا!
ناباور بودم
دستی به زیر چشمم کشیدم
حالم خوب نبود
داغون بودم
لبم و محکم گاز گرفتم که خودمو کنترل کنم
نزنم زیر گریه..
برگشت سمتم
منو کشید توی بغلش
سرم بوسید
مامانش ناباور اومد سمتمون
لب زد
+ تو پسر منی؟!
خیلی سخت بود
از بین من و اون ، کسری منو انتخاب کرده بود
برای هر مادری سخت بود
+بهش احترام بزار مامان! زنمه
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
sparkles🪸
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
۱۱ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
بریم برای یه پارت خفن؟scream_cat🦋fire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_56
اینو گفت
زنش بودم؟
خواهرش بودم
لب زدم
+ جمله ات و اصلاح کن ، خواهرتم!
اینو گفتم
رنگ و روم پریده بود
برگشت سمتم
با اخمای درهم گفت
- نزار ببرمت ، زن بودن و نشونت بدم.
وا رفتم
چشمام اشکی بود
حالم خیلی خراب بود
شکمم میپیچید..
حال بدی داشتم
از نظر روحی داغون بودم
جلوی مامانش خجالت کشیدم
سرم و انداختم پایین
مامانش لب زد
+ کسری شیرمو حلالت نمیکنم
لبم و گاز گرفتم
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
sparkles🪸
#paRT_56
اینو گفت
زنش بودم؟
خواهرش بودم
لب زدم
+ جمله ات و اصلاح کن ، خواهرتم!
اینو گفتم
رنگ و روم پریده بود
برگشت سمتم
با اخمای درهم گفت
- نزار ببرمت ، زن بودن و نشونت بدم.
وا رفتم
چشمام اشکی بود
حالم خیلی خراب بود
شکمم میپیچید..
حال بدی داشتم
از نظر روحی داغون بودم
جلوی مامانش خجالت کشیدم
سرم و انداختم پایین
مامانش لب زد
+ کسری شیرمو حلالت نمیکنم
لبم و گاز گرفتم
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
sparkles🪸
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
پـااارت جدید فسقلیــااا ... 🤪custard🫧"
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
بریم بی مقدمه پارت بخونیم؟smiling_impfire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_58
صدای کلید اومد
صدای باز شدن درب خونه
من داشتم از هوش میرفتم
که یکی از پشت بغلم کرد
وای نه!
نباییدد بغلم میکرد نباید!
مامانش با دیدن این صحنه بیشتر بغض کرد
ابدا
اصلا
نباید میگفت به بابام
به بابای خوبم.
یه قطره اشک ریخت روی گونه ام
برگشتم سمتش
از پایین نگاهش کردم
فکش سفت شده بود
کنار گوشم
با صدایی که میلرزید غرید
+ گریه کن تا جلوی بابات ، لبا تا و ببوسم.
وا رفتم
بب..و..سه
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
#paRT_58
صدای کلید اومد
صدای باز شدن درب خونه
من داشتم از هوش میرفتم
که یکی از پشت بغلم کرد
وای نه!
نباییدد بغلم میکرد نباید!
مامانش با دیدن این صحنه بیشتر بغض کرد
ابدا
اصلا
نباید میگفت به بابام
به بابای خوبم.
یه قطره اشک ریخت روی گونه ام
برگشتم سمتش
از پایین نگاهش کردم
فکش سفت شده بود
کنار گوشم
با صدایی که میلرزید غرید
+ گریه کن تا جلوی بابات ، لبا تا و ببوسم.
وا رفتم
بب..و..سه
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
۱۴ خرداد
۱۴ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_59
- نمیکنم ، گریه نمیکنم
لبخند کجی رد
اومد جلو
منو کشید توی بغلش
لب زد
+ آفرین بچه ..
آروم خمشد
بوسه کوتاهی روی لبم زد..
کنار کشید
نفس عمیقی کشیدم
صورتم سرخ شده بود
چشمام و کشیدم بالا
دوختم بهش
که خیره نگاهم میکرد
موهام و زد کنار و پچزد
+ تو چرا انقدر خوشگلی؟! همش دخترا آویزون منن ولی مثل تو خوشگل؟ نچ نیستن!
اینو گفت
که خجالت کشیدم
بابا اومد تو
پشت سرش مامان کسری بود..
بابا با دیدنم لبخندی زد
+ دختر بابا چطوره؟
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
#paRT_59
- نمیکنم ، گریه نمیکنم
لبخند کجی رد
اومد جلو
منو کشید توی بغلش
لب زد
+ آفرین بچه ..
آروم خمشد
بوسه کوتاهی روی لبم زد..
کنار کشید
نفس عمیقی کشیدم
صورتم سرخ شده بود
چشمام و کشیدم بالا
دوختم بهش
که خیره نگاهم میکرد
موهام و زد کنار و پچزد
+ تو چرا انقدر خوشگلی؟! همش دخترا آویزون منن ولی مثل تو خوشگل؟ نچ نیستن!
اینو گفت
که خجالت کشیدم
بابا اومد تو
پشت سرش مامان کسری بود..
بابا با دیدنم لبخندی زد
+ دختر بابا چطوره؟
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
پارت جدید دلبندم🥹blue_heartribbon
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ خرداد
۱۷ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_61
+ بابا دلم برات تنگ شده بود
بابا منو بغل کرد
من داشتم میسوختم
بچگیم که اونطوری گذشت
مادر نبود بالای سرم
الانم این مدلی..
اصلا حالم داغون بود
دستی به زیر چشمم کشیدم
+ جانن، دورت بگردم..
مامان کسری اومد جلو
برای ظاهر سازی تک خنده ای کرد
گفت
+ فکر کنم بومون زیاد لوس شده ، دلش گرفته..
حالم بد بود
خیلی بد بود
دستی به موهام کشیدم
لبم برچیدم
گفتم
+ کاش مامانم زنده بود مامان واقعیم..
ابروهای بابا بالا پرید
برگشت سمتش
- چیزی بهش گفتی؟!
به من اشاره کرد
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
#paRT_61
+ بابا دلم برات تنگ شده بود
بابا منو بغل کرد
من داشتم میسوختم
بچگیم که اونطوری گذشت
مادر نبود بالای سرم
الانم این مدلی..
اصلا حالم داغون بود
دستی به زیر چشمم کشیدم
+ جانن، دورت بگردم..
مامان کسری اومد جلو
برای ظاهر سازی تک خنده ای کرد
گفت
+ فکر کنم بومون زیاد لوس شده ، دلش گرفته..
حالم بد بود
خیلی بد بود
دستی به موهام کشیدم
لبم برچیدم
گفتم
+ کاش مامانم زنده بود مامان واقعیم..
ابروهای بابا بالا پرید
برگشت سمتش
- چیزی بهش گفتی؟!
به من اشاره کرد
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ خرداد
۱۹ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
آقـا بـریــم پـــارت بـخــونیــم؟!🫶🏻dancer🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#خونه_مجردی yumfire
#paRT_62
فورا هول شد
بابا رو دوست داشت
دلش نمیخواست بابا راجبس همچین فکری کنه
لب زد
+ نه!
برگشت به من نگاه کرد
- چیشده؟!
بغض کرده گفتم
+ هیچ کاری نکرده ، خیلی مهربونه ، من دلم برای مامانم تنگ شده.
مامانم بود نمیتونست بهم دست درازی کنه کسری..
اصلا کسرایی نبود
حال بدم به خاطر همین بود
داشتم میمردم
نفس عمیقی کشیدم
دلم داشت میپیچید..
- هیس گریه نکن دختر بابا.
روی موهام و بوسید
کسری اومد جلو
روی مبل نشست و دستاش و به زانوهایش تکیه داد
خیره نگاهمون کرد
کاش میتونستم به بابا بگم بگه بره
ولی میدونستم اینو بگم آبرو ریزی میشه..
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
#paRT_62
فورا هول شد
بابا رو دوست داشت
دلش نمیخواست بابا راجبس همچین فکری کنه
لب زد
+ نه!
برگشت به من نگاه کرد
- چیشده؟!
بغض کرده گفتم
+ هیچ کاری نکرده ، خیلی مهربونه ، من دلم برای مامانم تنگ شده.
مامانم بود نمیتونست بهم دست درازی کنه کسری..
اصلا کسرایی نبود
حال بدم به خاطر همین بود
داشتم میمردم
نفس عمیقی کشیدم
دلم داشت میپیچید..
- هیس گریه نکن دختر بابا.
روی موهام و بوسید
کسری اومد جلو
روی مبل نشست و دستاش و به زانوهایش تکیه داد
خیره نگاهمون کرد
کاش میتونستم به بابا بگم بگه بره
ولی میدونستم اینو بگم آبرو ریزی میشه..
•┅┅┅┅┅┅┅┅•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
پـارررت جدیــد نــخـودم . . .!!🥹🤍🤏🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
🤩فقط با انجام ماموریت های ساده، کلی تخفیف و جایزه بگیر 🤩
warning️ فرصت محدودwarning️
point_downبرای دریافت، وارد لینک زیر شوید و برنامه وینزی را نصب کنیدpoint_down
نصب برنامه و دریافت جایزه
warning️ فرصت محدودwarning️
point_downبرای دریافت، وارد لینک زیر شوید و برنامه وینزی را نصب کنیدpoint_down
نصب برنامه و دریافت جایزه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
۲۱ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
#Part . . !🫢🩷
.
.
پارت به دلیل هیجـfireeyesـانات بسیاررررر، تو محافظ کانالمون گذاشته میشود و هرگز اینجا قرار نخواهد گرفتrelaxed️bangbang️
https://rubika.ir/joinc/+EIDGAHAI0IQDBUIBSJUSWTXTQSHUNZWI
#نویسنده...no_mouth🌫corn
.
𝐉𝐨𝐢𝐧⤿roman •two_hearts🦢•
.
.
پارت به دلیل هیجـfireeyesـانات بسیاررررر، تو محافظ کانالمون گذاشته میشود و هرگز اینجا قرار نخواهد گرفتrelaxed️bangbang️
https://rubika.ir/joinc/+EIDGAHAI0IQDBUIBSJUSWTXTQSHUNZWI
#نویسنده...no_mouth🌫corn
.
𝐉𝐨𝐢𝐧⤿roman •two_hearts🦢•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
رمان خونه مجردی😜🔥💫
پارت جدید خدمت شما عسلا🤓cherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA1Kدنبال کننده
رمان عاشقونه 🩵cherry_blossom هکر شیاد من خونه مجردی رمان زنم نشی میدوزدمت شکنجه گر من از دستت نمیدم دانشجوی کمر باریک مزه ی دلبریات تو داداش شوهرمی دلارین مهرداد دل ضعفه ی منی گریه نکن عزیزم قاضی خشن دادگاه موهامو نزن نامرد خدمتکار عمارت سهم داغ منی خمار چشماتم دانش آموز اموز شیطونم خونه ته باغ
مشاهده کانال پیامرسان