بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
1Kدنبال کننده
رمان رومان عقد قلابی شاگرد مغازه بابام کلاهک هسته ای دنیای من پرستار بی حیا کریض کوچولو معلم خشن من دستیار شیطون بلا مرد پیگیر من دختر کوچه بغلی طراح نخودی آبنبات چوبی میخوری بی عفتم نکن دستمال خونی دختر شیرین زبونم عشق خاکستری استاکر جذاب من
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۲۴ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
اینم از پارت جدید امروز🧡cat
ری اکشنا بترکه بریم پارت بعدی سریــععع!!yumfire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
چطوور مطوورید دخترام؟!dancerstrawberry
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پارت داریم هااscream_cateyes
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
sunflower🥂 •• #بــے‌_عفتـــم‌_نکُن
ledger •• #پارت_8

+ از روی دلسوزی اسم تورو اورد..
که یک هفته بری ویلا و از این محیط دور شی حالت باز شه!!

با تعجب و چشمای از حدقه بیرون زده زل زدم به مامان..
- بعد تو بستیش به فحش و تلفن و قطع کردی دیگه اره!؟

+ وا دختر دیوانم!؟
چرا باید همچین کاری کنم.. اتفاقا موافقت کردم.

از جا پریدم عین فنر، دردم و به کل فراموش کردم.

- ماماااان.. تو موااافقت کردی!؟
یعنی واقعا میتونم یک هفته تنهایی برم جایی بمونم!؟

+ خب اول باید از بابات بپرسم ولی خب..

پریدم یه ماچ گنده از لپش گرفتم که چندشش شد و محکم زد توی صورتم..

وای داشتم بال بال میزدم!
تایپ شخصیتیم INFP هست و کسایی که این تایپن عاشق جنگل و درخت و وزیدن باد لای برگان..

عاخ!!!
اونم ویلای عموم که پولش از پارو بالا میره!!
حتما خیلی لوکسهه!!

انقدر ذوق داشتم که موقع اومدن بابا هم ناغافل پریدم بغلش و تند تند ماچش کردم..
( به همراه یکم چاپلوسی!! )

+ نه دختر نمیشه!!
هق زدم
- ولییی باباا...

+ گفتم نه!
یه دختر تنها تو جنگل برهوت اصلا اونجا انتن داره!؟ چجوری بهت زنگ بزنم!؟

مامان از اونور خونه حرف زد
+ داره داره کامران..
نگران نباش یه تلفن وصل داره که هر لحظه بخاد هرجایی میتونه زنگ بزنه.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بنـــااازم پــارت جــدیدو ... yumfirehotsprings
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۱ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
سلاااممم..yumstrawberry
بریم پارت فسقلیstuck_out_tongue_closed_eyesrevolving_hearts
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۱ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
sunflower🥂 •• #بــے‌_عفتـــم‌_نکُن
ledger •• #پارت_9

بابا خم به ابرو نیورد
+ چرا خانوادگی نریم!؟
دخترتو تنها بفرستی که چی بشه؟

- بابا لطفاا.. من یک هفته ی دیگه کنکورمه..
اینجوری میتونم ببرم کتابام و اونجا به دور از سر و صدا یه مطالعه کنم!!
تو مگه نمیخاستی پزشکی قبول شم؟

یه دنده جواب داد
+ همینقدری تا الان خوندی بسه، بعدم کی کمکت مادرت بده؟ عروسی داداشت نزدیکه کار زیاد داریم نه!

وااای خدا..
ماتم زده پاشدم و رفتم توی اتاق..

یه بارم ننه ما راضی یه تفریح تنهایی برم اونم بابا نمیزاره اه..

روی تخت لم داده بودم که در زده شد
+ ربکا..

مامان بود..
اومد داخل...

+ چی بهم میدی باباتو راضی!؟

شیطون چشمکی بهش زدم
- یه بوس آبدار و یه بغل درست و حسابی کارو در میاره!؟

+ خخ..
پاشو وسایلت و جمع کن.. راضیش کردم؛
چه جوریش به تو ربط نداره!! فقط عجله کن عمو عصر میاد دنبالت..

جیغ یهویی زدم و از جا پریدم
دوییدمش سمتش گونه های تپلشو یه ماچ گنده ازینور و ازونور کردم..

دردام و از خوشحالی یادم رفت.
عمو و زن عمو ساعتای 7 اینا اومدن دنبالم، از ذوق زیاد دوتا چمدون گنده بسته بودم..

+ اوووه اینا چیه ربکا، فقط 3 روز میری..
- عیب نداره عمو من یکم سوسولم ، تجهیزاتم کامل نباشه نمیتونم جایی بمونم.

+ اره خب، دختر خونگی همینش بده!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۱ اردیبهشت
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پارت جدید قلب من . . . yumheartpulse🫧
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
سلاممم...🥹cherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
sunflower🥂 •• #بــے‌_عفتـــم‌_نکُن
ledger •• #پارت_10

در قبال شعورش چند ثانیه سکوت: نفس عمیقی!!

دل تو دلم نبود که زودتر بریم ویلا
ولی دیر وقت بود و شب باید خونه ی عمو میموندم..

+ مهدیار!!
ما اومدیم..

نمیدونم چرا الزایمر گرفته بودم و تا اون لحظه اصلا یادم نبود این مهدیار سگ هم تو این خونه زندگی میکنه..

لبم و از استرس گاز گرفتم
صحنه های دیشب از جلو چشمم رد شد..

- سلام!
تا چشمش به من خورد کزنمکیش زد بالا..
- بههه سلام دختر عموی یکی یدونه ی خودم..
رو به راهی!؟

حرفاش نیش داشت و میدونستم از چیه..
نزدیکش شدم که سلام بدم که یهو ناغافل دستی ساکم که جلوم گرفته بودم رو گرفت و منو همزمان باهاش کشید جلو..

توی گوشم پچ زد
- تو اینجا چه غلطی میکنی!؟

با پوزخند نگاش کردم
- شاید به عمو گفتم چه غلطی کردی و بخاطر همینه که الان اینجام..

زن و عمو ازمون فاصله گرفتن و این شرایط رو برای مهدیار اسون و برای من سخت کرد..

دستش رفت دور گردنم
نمادین به حالت خفه کردن گردنم و چنگ زد
- اگه دهن نجستو باز کرده بودی ، که الان زندت نزاشته بودم دختر عمو!!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پـارت جـدید قوربونت بشم ..yumfire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بریم پارت بخونیممم؟!yumstrawberry
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
sunflower🥂 •• #بــے‌_عفتـــم‌_نکُن
ledger •• #پارت_11

دستش رفت سمت یقم که جیغ خفیفی کشیدم و خودم و کشیدم عقب

- آشغاال؛ حتی فکرشم نکن..

- اخی چقدر پاک و مظلوم، فکر کردی من 5 سالمه!؟ نمیفهمم امثال تو اونم این سن برای بودن با یه پسر و حال کردن باهاش له له میزنن..
خب راستش آتوی خوبی هم ازم داری، میتونم بجاش بهت یه حالی بدم..

از حرص پوست لبام و ذره ذره با تک تک کلماتش جوییدم، جلو رفتم و یه عالمه تف تو دهنم جمع کردم و انداختم توی صورتش..

- تف به ذاتت عوضی!

یهو خشم کل صورتش و پر کرد
بدون اینکه چیزی بگه با انگشت مایع تفم و پاک کرد و رفت.

نفس عمیقی کشیدم..
اصلا امشب با وجود همچین ادم پستی خوابم نمیبرد..

*
*

- عمو میشه چمدونم و بیاری!؟

+ صبر کن عزیزم
مهدیاااار!؟ چمدون ربکارو ببر داخل..

صورتم از حرص جمع شد
گفتم خودت نه پسر عوضیت، همینکه این اشغال تا دم کلبه باهامون اومده بود خودش بزرگترین عذاب و بهم وارد کرد.

نمیتونستم ریختشو تحمل کنم.

چمدون رو گذاشت داخل کلبه
چشم چرخوند و اطرافو برانداز کرد، سوت بلبلی زد

- اینجارو بااش!!
عجب منظره ای عجب دکوری، مفت خوری بهت حسابی حال میده ها دختر عمو..

- بزار چمدونم و همینجا و برو..
- باشه!
یعنی ده دقیقه توی کلبه ای که پدرم پولشو داده نمیتونم بمونم!؟

با درد پلکام و روی هم فشردم..
اصلا تحمل نداشتم ببینمش..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پارت امشبمون حبـه انگــورم gringrapes"
ری اکشنا بترکهههه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
آقـا بـریــم پـــارت بـخــونیــم؟!🫶🏻dancer🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
sunflower🥂 •• #بــے‌_عفتـــم‌_نکُن
ledger •• #پارت_12

سرم و کردم توی گوشی و وجودشو نادیده گرفتم..
اه.. اینجا آنتنم نیست.

خوبه چندتا کتاب و دفتر و قلم با خودم اوردم سرگرم بشم.

زیر چشمی مهدیارو و میپاییدم
چرا انقد پیگیره!؟ زره زره همه جارو چک میکرد..

- مهدیار مامان بابات رفتن..
قدم زد سمت در ولی قبل از اینکه بره بیرون پچ زد:

- پشت کلبه یه در مخفی هست.
یادت نره شبا قفلش کنی دختر عمو، گرگ نیاد بخورتت!!

حرفش طعنه انگیز و عجیب بود.
ولی اهمیت ندادم..

با روشن شدن ماشین عمو رفتم بیرون
خداحافظی مفصلی کردم ، سوییچ یه ماشین چهارچرخ جنگلی رو بهم داد.
گفت که پشت کلبه اس.. اگه خواستم میتونم باهاش برم داخل شهر..

بعد فاصله گرفتنشون و ازادیی مطلق جیغی زدم و دوییدم وسط محوطه..

- وااای خدایا..
چقدر اینجا خوشگله اخه!

گل های بهاری
سنگ فرش جلوی کلبه..
دریاچه ای که فقط 20 متر از کلبه فاصله داشت، انگار توی بهشت بودم.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پـارررت جدیــد نــخـودم . . .!!🥹🤍🤏🏻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پارت داریما قلبمeyes🩵
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
sunflower🥂 •• #بــے‌_عفتـــم‌_نکُن
ledger •• #پارت_13

ذوق زده دوییدم داخل..
دست کردم و از ساکم یه نیم تنه مخصوص شنا و ش . و رت شنام رو در اوردم..

- بریم یه تنی به آب بزنیم..

تنم کردم و با جیغ بلند دوییدم سمت دریاچه خودم و پرت کردم داخلش..

واااای... یخ بستممم..
آبش چقدر سرد بود...
کم کم دمای بدنم تنظیم شد و دیگه فقط این عشق و حالی بود که سه روز اینجا مهمونشم!!

پشتک وارو میزدم و تو حال خودم بودم

((تیک..تق..تلکک))

سرم و از اب اوردم بیرون.
حس کردم صدایی شنیدم.
- سلااام!!

چند ثانیه مکث کردم، ولی چیزی نشنیدم.
- آهااای..
کسی اونجاست!؟

نمیدونم.. احتمالا صدای شلپ شلپ آب بوده.
عینکمو دوباره روی چشمام تنظیم کردم..

ولی متوجه یه چیزی شدم.
هوا داشت تاریک میشد..

اه! عمو و اون مهیار عوضی انقد وقت تلف کردن که کل روزم گذشت..

اومدم بیرون و از فرط سرما دوییدم داخل..
یه لباس گرم تنم کردم..
اوممم شومینه هم داره اینجا.

جلوش اروم نشستم..
((تیک..تق..تلکک))
((تیک..تق..تلکک))

دوباره همون صدا..
با وحشت سرجام وایسادم.

- کسی اونجااست!؟
مهیار؟؟ تویی نکنه میخای اذیتم کنی..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پارت جدیدد‌ جـونمkissing_closed_eyesfirecherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
🤩فقط با انجام ماموریت های ساده، کلی تخفیف و جایزه بگیر 🤩


warning️ فرصت محدودwarning

point_downبرای دریافت، وارد لینک زیر شوید و برنامه وینزی را نصب کنیدpoint_down
نصب برنامه و دریافت جایزه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۱ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
سلام نازدونه هاrelieved🩷
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۱ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
#Part . . !🫢🩷

.


.

پارت  به دلیل هیجـfireeyesـانات بسیاررررر، تو  محافظ کانالمون گذاشته میشود  و هرگز اینجا قرار نخواهد گرفتrelaxedbangbang
https://rubika.ir/joinc/+EIDGAHAI0IQDBUIBSJUSWTXTQSHUNZWI



#نویسنده...no_mouth‍🌫corn


.

𝐉𝐨𝐢𝐧⤿roman  •two_hearts🦢•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۱ خرداد
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
پارت جدید خدمت شما عسلا🤓cherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
بی عفَـتم نکُن 📛😈 >>>
1Kدنبال کننده
رمان رومان عقد قلابی شاگرد مغازه بابام کلاهک هسته ای دنیای من پرستار بی حیا کریض کوچولو معلم خشن من دستیار شیطون بلا مرد پیگیر من دختر کوچه بغلی طراح نخودی آبنبات چوبی میخوری بی عفتم نکن دستمال خونی دختر شیرین زبونم عشق خاکستری استاکر جذاب من
مشاهده کانال پیام‌رسان