۲۵ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت
✍️ رسالت مداحی و زبان حقیقی این هنر
مداحی، پیش از آنکه صرفاً یک اجرا و یک هنر و یا مجموعهای از نغمات و آواها باشد، رسالتی است بر دوش کسی که نام و یاد پاکترین انسانها را روایت میکند. مداح، وارثِ امانتی است که او را در مرحلهی نخست، به حقگویی، حقمحوری و حقخواهی فرا میخواند. تریبونی که در اختیار اوست، تنها جایگاه خواندن مرثیه یا روایتِ مصیبت نیست؛ پلی است میان مردم، مطالبات اجتماعی آنان و مسوولانی که باید صدای این مردم را بشنوند. مداحِ امامحسین، اگر به راستی تاسی از صاحبِ مدح خویش داشته باشد، باید در صف حق بایستد، حق را مطالبه کند و در برابر هرگونه سکوت یا انفعال، زبان روشنگر جامعه باشد.
اما آنسوی این رسالت، ابزار و زبانِ مداحی قرار دارد و بیتردید، زبان اصلی این هنر، شعر است. مداحی بدون اتکا به شعر، بدون آشنایی با ادبیات آیینی، پایداری و میراث سترگ ادبیات فارسی، ناقص و ناتمام است. یک مداح، اگر میخواهد صدای او جانِ مخاطب را بلرزاند، باید کلمه را بشناسد؛ باید مطالعه کند، تاریخ بداند، به اسناد معتبر روایی رجوع کند و در عین حال، شعر را نه بهعنوان زینتِ مداحی، بلکه بهمثابه روحِ آن بشناسد. شعر است که روایت را جاندار میکند؛ شعر است که معنا را بالا میبرد و مداحی را از یک خوانش ساده به یک هنر اثرگذار تبدیل میکند.
امروز، پس از مدتها، به لطف و دعوت مهربانانهی برادرم جناب جوادجان حسینخانی عزیز، دیداری صمیمی با جمعی از مداحان هماستانی داشتم؛ جمعی که دورهمیمان به دلایلی چندسال به تعویق افتاده بود. نشستیم، گفتیم، شنیدیم؛ از گلایهها تا خاطرات، از بحثهای جدی تا شوخیهای دوستانه. همهی آنچه در این محفل گذشت، حال دلمان را عوض کرد و یادمان آورد که این مسیر، هرچند دشوار، اما شیرین و پر برکت است.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
✍️ رسالت مداحی و زبان حقیقی این هنر
مداحی، پیش از آنکه صرفاً یک اجرا و یک هنر و یا مجموعهای از نغمات و آواها باشد، رسالتی است بر دوش کسی که نام و یاد پاکترین انسانها را روایت میکند. مداح، وارثِ امانتی است که او را در مرحلهی نخست، به حقگویی، حقمحوری و حقخواهی فرا میخواند. تریبونی که در اختیار اوست، تنها جایگاه خواندن مرثیه یا روایتِ مصیبت نیست؛ پلی است میان مردم، مطالبات اجتماعی آنان و مسوولانی که باید صدای این مردم را بشنوند. مداحِ امامحسین، اگر به راستی تاسی از صاحبِ مدح خویش داشته باشد، باید در صف حق بایستد، حق را مطالبه کند و در برابر هرگونه سکوت یا انفعال، زبان روشنگر جامعه باشد.
اما آنسوی این رسالت، ابزار و زبانِ مداحی قرار دارد و بیتردید، زبان اصلی این هنر، شعر است. مداحی بدون اتکا به شعر، بدون آشنایی با ادبیات آیینی، پایداری و میراث سترگ ادبیات فارسی، ناقص و ناتمام است. یک مداح، اگر میخواهد صدای او جانِ مخاطب را بلرزاند، باید کلمه را بشناسد؛ باید مطالعه کند، تاریخ بداند، به اسناد معتبر روایی رجوع کند و در عین حال، شعر را نه بهعنوان زینتِ مداحی، بلکه بهمثابه روحِ آن بشناسد. شعر است که روایت را جاندار میکند؛ شعر است که معنا را بالا میبرد و مداحی را از یک خوانش ساده به یک هنر اثرگذار تبدیل میکند.
امروز، پس از مدتها، به لطف و دعوت مهربانانهی برادرم جناب جوادجان حسینخانی عزیز، دیداری صمیمی با جمعی از مداحان هماستانی داشتم؛ جمعی که دورهمیمان به دلایلی چندسال به تعویق افتاده بود. نشستیم، گفتیم، شنیدیم؛ از گلایهها تا خاطرات، از بحثهای جدی تا شوخیهای دوستانه. همهی آنچه در این محفل گذشت، حال دلمان را عوض کرد و یادمان آورد که این مسیر، هرچند دشوار، اما شیرین و پر برکت است.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت روز
به بهانه ۲۵ اردیبهشت
✍️ سیسال رنجِ یک مرد؛ برای زندهماندنِ یک زبان
روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی تنها یادبودِ یک شعرسرا نیست؛ بزرگداشتِ مردی است که با سیسال رنج، نه تنها نامهای سترگ سرود، که مردمانی را از فراموشی رهانید. حکیم ابوالقاسم فردوسی، در روزگاری که زبان فارسی زیر سایه سنگینِ بیگانگی رو به فراموشی میرفت، ایستاد و با خونِ دل، شاهنامه را آفرید؛ نامهای که نه تنها دفتر شعر، که نشانِ هستی و شناسنامه یک سرزمین است.
فردوسی، شعر را با دلاوری درآمیخت و دلاوری را با خرد. او بازگوی پهلوانانی شد که هر یک نماد آزادگی، پیمانداری، جوانمردی و مهر به میهن بودند. از دل داستانهای کهن ایران، گذشتهای را بیرون کشید که اگر خامه او نبود، شاید در گرد و غبارِ زمان ناپدید میشد. شاهنامه تنها آوردگاهِ رستم و سهراب یا سیاوش و افراسیاب نیست؛ آوردگاهِ زبان فارسی با فراموشی است، و در این آوردگاه، فردوسی سرافراز بیرون آمد.
پاسداشت زبان فارسی، امروز بیش از هر زمان، باری بر دوش همگان است. زبانی که با آن میاندیشیم، مینویسیم و مهر میورزیم، گنجینهای فرهنگی و تاریخی است؛ گنجینهای که نباید آن را به آسانی و از سرِ سستی یا خودنمایی، خدشهدار کنیم. راه دادن بیرویه واژههای بیگانه، آن هم به بهانههایی چون نشان دادن چیرگی بر زبانی دیگر یا آنچه به نادرست «با کلاس سخن گفتن» پنداشته میشود، نه نشان پیشرفت که نشانه بیتوجهی به توان و شکوه زبان خویش است.
بیگمان، آشنایی با زبانهای دیگر، کاری بایسته و سودمند است؛ اما هر زبان، جایگاه و ارج خویش را دارد. آنگاه که بینیاز و بیدلیل، واژههای بیگانه را به جای واژههای ریشهدار و توانمند فارسی مینشانیم، در حقیقت از دارایی خود چشم میپوشیم. فردوسی با سیسال رنج، به ما آموخت که زبان، ستونِ هستی یک ملت است؛ اگر این ستون سست شود، بنای فرهنگ نیز لرزان خواهد شد.
امروز، در روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی، یادآوری آن سیسال رنج، تنها درود فرستادن به یک شعرسرا نیست؛ نو کردنِ پیمان با زبانی است که ما را «ما» کرده است. زبان فارسی، امانتی در دست ماست؛ امانتی که باید آن را پاکیزه، زنده و استوار به آیندگان بسپاریم.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
به بهانه ۲۵ اردیبهشت
✍️ سیسال رنجِ یک مرد؛ برای زندهماندنِ یک زبان
روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی تنها یادبودِ یک شعرسرا نیست؛ بزرگداشتِ مردی است که با سیسال رنج، نه تنها نامهای سترگ سرود، که مردمانی را از فراموشی رهانید. حکیم ابوالقاسم فردوسی، در روزگاری که زبان فارسی زیر سایه سنگینِ بیگانگی رو به فراموشی میرفت، ایستاد و با خونِ دل، شاهنامه را آفرید؛ نامهای که نه تنها دفتر شعر، که نشانِ هستی و شناسنامه یک سرزمین است.
فردوسی، شعر را با دلاوری درآمیخت و دلاوری را با خرد. او بازگوی پهلوانانی شد که هر یک نماد آزادگی، پیمانداری، جوانمردی و مهر به میهن بودند. از دل داستانهای کهن ایران، گذشتهای را بیرون کشید که اگر خامه او نبود، شاید در گرد و غبارِ زمان ناپدید میشد. شاهنامه تنها آوردگاهِ رستم و سهراب یا سیاوش و افراسیاب نیست؛ آوردگاهِ زبان فارسی با فراموشی است، و در این آوردگاه، فردوسی سرافراز بیرون آمد.
پاسداشت زبان فارسی، امروز بیش از هر زمان، باری بر دوش همگان است. زبانی که با آن میاندیشیم، مینویسیم و مهر میورزیم، گنجینهای فرهنگی و تاریخی است؛ گنجینهای که نباید آن را به آسانی و از سرِ سستی یا خودنمایی، خدشهدار کنیم. راه دادن بیرویه واژههای بیگانه، آن هم به بهانههایی چون نشان دادن چیرگی بر زبانی دیگر یا آنچه به نادرست «با کلاس سخن گفتن» پنداشته میشود، نه نشان پیشرفت که نشانه بیتوجهی به توان و شکوه زبان خویش است.
بیگمان، آشنایی با زبانهای دیگر، کاری بایسته و سودمند است؛ اما هر زبان، جایگاه و ارج خویش را دارد. آنگاه که بینیاز و بیدلیل، واژههای بیگانه را به جای واژههای ریشهدار و توانمند فارسی مینشانیم، در حقیقت از دارایی خود چشم میپوشیم. فردوسی با سیسال رنج، به ما آموخت که زبان، ستونِ هستی یک ملت است؛ اگر این ستون سست شود، بنای فرهنگ نیز لرزان خواهد شد.
امروز، در روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و پاسداشت زبان فارسی، یادآوری آن سیسال رنج، تنها درود فرستادن به یک شعرسرا نیست؛ نو کردنِ پیمان با زبانی است که ما را «ما» کرده است. زبان فارسی، امانتی در دست ماست؛ امانتی که باید آن را پاکیزه، زنده و استوار به آیندگان بسپاریم.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
diamond_shape_with_a_dot_insideمراسم "روز پاسداشت زبان فارسی" و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
booksسخنران: دکتر حامد حسینخانی
heavy_check_mark️همراه با شعرخوانی شاعران استان
small_red_triangle_downزمان: شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵_ ساعت ۱۷
small_red_triangle_downمکان: کرمان، خیابان شهید رجایی( خورشید)، کتابخانه مرکزی
"چشم به راه حضور ارزشمند شما هستیم"
✍️ ارادتمند: محمدرضا براهام، مدیر موسسه فرهنگی و هنری "تمدن جاوید"
small_orange_diamond️به کانال خبری لوار بپیوندید
point_right @lovarjonoub_ir
booksسخنران: دکتر حامد حسینخانی
heavy_check_mark️همراه با شعرخوانی شاعران استان
small_red_triangle_downزمان: شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵_ ساعت ۱۷
small_red_triangle_downمکان: کرمان، خیابان شهید رجایی( خورشید)، کتابخانه مرکزی
"چشم به راه حضور ارزشمند شما هستیم"
✍️ ارادتمند: محمدرضا براهام، مدیر موسسه فرهنگی و هنری "تمدن جاوید"
small_orange_diamond️به کانال خبری لوار بپیوندید
point_right @lovarjonoub_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
بوی باروت و سرمه و باران،
چشم های سیاه کشمیری
دختری با لباس مردابی،
ابروانی عجیب شمشیری
"گندم نوروزی"
به کانالِ رسمیِ شاعر بپیوندیدpoint_down
@gandomnoroozi
چشم های سیاه کشمیری
دختری با لباس مردابی،
ابروانی عجیب شمشیری
"گندم نوروزی"
به کانالِ رسمیِ شاعر بپیوندیدpoint_down
@gandomnoroozi
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یاداشت روز
✍️ ۲۵ سال زندگی، ۱۷ سال امامت؛ پیشگام گفتوگوی آزاد، حقخواهی و مبارزه با دیندارنمایی
به مناسبت سالروز شهادت امامجواد(علیهالسلام)
زندگی کوتاه اما درخشان امام جواد علیهالسلام، جلوهای کمنظیر از پیوند «علم، شجاعت و گفتوگوی آزاد» در اوج فشار سیاسی است. آن حضرت در نوجوانی به امامت رسید. زمانی که دستگاه خلافت میکوشید با ظاهری دینی و چهرهای آراسته و بزکشده، حقیقت را در سایه نفاق و دورنگی پنهان کند. امام، میدان را به صحنه تبیین حق تبدیل کرد.
امام جواد علیهالسلام را میتوان پیشگام گفتوگوی آزاد و مناظرههای علمی سامانمند دانست؛ نشستن در برابر عالمان درباری و پاسخگویی مستدل به پیچیدهترین پرسشها، نهتنها نمایش دانش الهی او بود، بلکه تثبیت یک روش بود: حق از مواجهه منطقی هراس ندارد. او بهجای حذف صداها، میدان بحث را گشود تا حقیقت در پرتو استدلال آشکار شود. این شیوه، هم مشروعیت علمی اهلبیت علیهمالسلام را نمایان ساخت و هم هیمنه ساختگی قدرت را شکست.
در همان حال که امام زیر نظر و محدودیت شدید قرار داشت، شبکه ارتباطی شیعه گسترش یافت؛ نظام وکالت، پاسخگویی به مسائل مردم و هدایت فکری جامعه، نشان میداد که گفتوگوی آزاد برای او صرفاً یک مناظره نبود، بلکه راهبردی برای آگاهسازی عمومی و سازماندهی هوشمندانه جامعه مؤمنان بود.
درس بزرگ امام جواد علیهالسلام این است که در برابر قدرتهای ریاکار، باید هم بصیرت داشت و هم منطق. اگر دشمن آشکار باشد، مقابله آسانتر است؛ اما وقتی با نقاب دینداری ظاهر میشود، این روشنگری و گفتوگوی مستدل است که چهره نفاق را کنار میزند. حقخواهی او در کلام و عمل و ایستادگیاش در برابر باطل، سرانجام چنان اثرگذار شد که وجودش را در ۲۵ سالگی تاب نیاوردند.
۲۵ سال زندگی و ۱۷ سال امامت، الگویی ماندگار به جا گذاشت: جامعهای زنده با گفتوگوی آزاد، رهبری آگاه و مردمی بیدار؛ راهی که همچنان میتواند چراغ هدایت امروز ما باشد. انشاالله
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
✍️ ۲۵ سال زندگی، ۱۷ سال امامت؛ پیشگام گفتوگوی آزاد، حقخواهی و مبارزه با دیندارنمایی
به مناسبت سالروز شهادت امامجواد(علیهالسلام)
زندگی کوتاه اما درخشان امام جواد علیهالسلام، جلوهای کمنظیر از پیوند «علم، شجاعت و گفتوگوی آزاد» در اوج فشار سیاسی است. آن حضرت در نوجوانی به امامت رسید. زمانی که دستگاه خلافت میکوشید با ظاهری دینی و چهرهای آراسته و بزکشده، حقیقت را در سایه نفاق و دورنگی پنهان کند. امام، میدان را به صحنه تبیین حق تبدیل کرد.
امام جواد علیهالسلام را میتوان پیشگام گفتوگوی آزاد و مناظرههای علمی سامانمند دانست؛ نشستن در برابر عالمان درباری و پاسخگویی مستدل به پیچیدهترین پرسشها، نهتنها نمایش دانش الهی او بود، بلکه تثبیت یک روش بود: حق از مواجهه منطقی هراس ندارد. او بهجای حذف صداها، میدان بحث را گشود تا حقیقت در پرتو استدلال آشکار شود. این شیوه، هم مشروعیت علمی اهلبیت علیهمالسلام را نمایان ساخت و هم هیمنه ساختگی قدرت را شکست.
در همان حال که امام زیر نظر و محدودیت شدید قرار داشت، شبکه ارتباطی شیعه گسترش یافت؛ نظام وکالت، پاسخگویی به مسائل مردم و هدایت فکری جامعه، نشان میداد که گفتوگوی آزاد برای او صرفاً یک مناظره نبود، بلکه راهبردی برای آگاهسازی عمومی و سازماندهی هوشمندانه جامعه مؤمنان بود.
درس بزرگ امام جواد علیهالسلام این است که در برابر قدرتهای ریاکار، باید هم بصیرت داشت و هم منطق. اگر دشمن آشکار باشد، مقابله آسانتر است؛ اما وقتی با نقاب دینداری ظاهر میشود، این روشنگری و گفتوگوی مستدل است که چهره نفاق را کنار میزند. حقخواهی او در کلام و عمل و ایستادگیاش در برابر باطل، سرانجام چنان اثرگذار شد که وجودش را در ۲۵ سالگی تاب نیاوردند.
۲۵ سال زندگی و ۱۷ سال امامت، الگویی ماندگار به جا گذاشت: جامعهای زنده با گفتوگوی آزاد، رهبری آگاه و مردمی بیدار؛ راهی که همچنان میتواند چراغ هدایت امروز ما باشد. انشاالله
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یاداشت روز
روابط عمومی؛ هنر شنیدن، آیین گفتن
به بهانه ۲۷ اردیبهشت
در روزی که به نام «روابط عمومی» آراسته شده است، فرصتی است برای پاسداشت آنان که بیهیاهو، اما اثرگذار، پل میان مردم و سازمانها را استوار نگاه میدارند؛ آنان که هنر شنیدن را با آیین گفتن درهم میآمیزند و از دل واژهها، اعتماد میآفرینند.
روابط عمومی، تنها یک عنوان اداری نیست؛ مسئولیتی است سترگ در مسیر شفافیت، پاسخگویی و تکریم اربابرجوع. هر پیام، هر خبر و هر توضیح، گامی است در جهت روشنیبخشی و همدلی. در این راه، بردباری، دقت، صداقت و تعهد، سرمایههای اصلیاند.
بهطور ویژه، به تلاشگران عرصه روابط عمومی ایران بزرگ و کرمان سربلند، این روز را تبریک و تهنیت عرض میکنم.
پیوند عمیق و تنگاتنگ روابط عمومی با رسانهها، نقشی حیاتی در انعکاس صحیح اخبار و رویدادها ایفا میکند. روابط عمومی، با فراهم آوردن بستری برای اطلاعرسانی شفاف و بههنگام، از طریق رسانههای جمعی، به درک متقابل میان سازمانها و مخاطبانشان کمک شایانی مینماید. این تعامل دوسویه، نه تنها به اعتلای جایگاه هر دو حوزه یاری میرساند، بلکه در نهایت به ارتقای سطح آگاهی عمومی و اعتمادسازی در جامعه منجر خواهد شد.
مدیریت هوشمندانه این ارتباطات، پاسخگویی بهموقع و انتقال درست پیامها از کانال رسانهها، نقشی تعیینکننده در تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی دارد؛ و این مهم، جز با همت و مسئولیتپذیری همه شما عزیزان میسر نمیشود.
روز روابط عمومی را تبریک میگویم و برایتان توفیق روزافزون، سلامت و سربلندی آرزو دارم. باشد که همواره در مسیر روشنگری و خدمت، پایدار و مؤثر باشید.
با احترام
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
روابط عمومی؛ هنر شنیدن، آیین گفتن
به بهانه ۲۷ اردیبهشت
در روزی که به نام «روابط عمومی» آراسته شده است، فرصتی است برای پاسداشت آنان که بیهیاهو، اما اثرگذار، پل میان مردم و سازمانها را استوار نگاه میدارند؛ آنان که هنر شنیدن را با آیین گفتن درهم میآمیزند و از دل واژهها، اعتماد میآفرینند.
روابط عمومی، تنها یک عنوان اداری نیست؛ مسئولیتی است سترگ در مسیر شفافیت، پاسخگویی و تکریم اربابرجوع. هر پیام، هر خبر و هر توضیح، گامی است در جهت روشنیبخشی و همدلی. در این راه، بردباری، دقت، صداقت و تعهد، سرمایههای اصلیاند.
بهطور ویژه، به تلاشگران عرصه روابط عمومی ایران بزرگ و کرمان سربلند، این روز را تبریک و تهنیت عرض میکنم.
پیوند عمیق و تنگاتنگ روابط عمومی با رسانهها، نقشی حیاتی در انعکاس صحیح اخبار و رویدادها ایفا میکند. روابط عمومی، با فراهم آوردن بستری برای اطلاعرسانی شفاف و بههنگام، از طریق رسانههای جمعی، به درک متقابل میان سازمانها و مخاطبانشان کمک شایانی مینماید. این تعامل دوسویه، نه تنها به اعتلای جایگاه هر دو حوزه یاری میرساند، بلکه در نهایت به ارتقای سطح آگاهی عمومی و اعتمادسازی در جامعه منجر خواهد شد.
مدیریت هوشمندانه این ارتباطات، پاسخگویی بهموقع و انتقال درست پیامها از کانال رسانهها، نقشی تعیینکننده در تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی دارد؛ و این مهم، جز با همت و مسئولیتپذیری همه شما عزیزان میسر نمیشود.
روز روابط عمومی را تبریک میگویم و برایتان توفیق روزافزون، سلامت و سربلندی آرزو دارم. باشد که همواره در مسیر روشنگری و خدمت، پایدار و مؤثر باشید.
با احترام
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
۲۷ اردیبهشت
به سه دوست عزیز عرصهی روابط عمومی از همه بیشتر مبارک باشهwink
محمدرضانژادحیدری عزیز
محمدرضا براهام عزیز
عبدالرحیم عبدالکریمی عزیز
ارتباطتون پاینده، روزگارتون خوش
@mimaram_ir
به سه دوست عزیز عرصهی روابط عمومی از همه بیشتر مبارک باشهwink
محمدرضانژادحیدری عزیز
محمدرضا براهام عزیز
عبدالرحیم عبدالکریمی عزیز
ارتباطتون پاینده، روزگارتون خوش
@mimaram_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت روز
یکم ذیالحجه؛ روزی برای ازدواج، و فرصتی برای بازاندیشی
یکم ذیالحجه، سالروز پیوند آسمانی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، بیتردید از مبارکترین روزهای تاریخ اسلام است؛ روزی که میتوان آن را نماد پاکی، سادگی، معنویت، مسئولیتپذیری و آغاز یک زندگی بر مدار ایمان دانست. این روز، و اساساً هر روزی که با عنوان «روز ازدواج» یا «روز خانواده» در تقویم ما ثبت میشود، فرصتی است برای یادآوری یکی از مهمترین سنتهای حسنه و نهادهای بنیادین حیات اجتماعی.
اما در کنار پاسداشت این مناسبتهای ارزشمند، یک پرسش جدی نیز پیش روی ماست: آیا صرف نامگذاری و تقویمسازی، برای حل مسائل پیچیده ازدواج و خانواده کافی است؟
بیتردید پاسخ منفی است. اگر مناسبتها تنها در حد شعار، پیام تبریک و چند جمله رسمی باقی بمانند، از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرند. نامگذاریِ یک روز، زمانی معنا مییابد که به گفتوگو، آموزش، سیاستگذاری، اصلاح نگاهها و حل مسئله بینجامد؛ وگرنه در بهترین حالت، به یک نماد محترم اما کماثر تبدیل میشود.
امروز، جامعه ما — بهویژه نسل جوان — با مجموعهای از چالشهای جدی در مسیر ازدواج روبهروست؛ از فشارهای اقتصادی و دشواریهای معیشتی گرفته تا تغییرات فرهنگی، ترس از مسئولیت، ضعف مهارتهای ارتباطی، و بالا رفتن انتظارات و حساسیتهای غیرواقعبینانه. در کنار اینها، باید به علل شناختیِ ناکامی در ازدواجهای امروز نیز توجه کرد؛ از جمله ناآگاهی از حقیقت زندگی مشترک، اشتباه گرفتن عشق با هیجان زودگذر، فقدان مهارت گفتوگو و حل تعارض، و تصورهای غیرواقعی از زندگی زناشویی.
از سوی دیگر، در جامعهای که خود را دینی میداند، این پرسش نیز جدی است که چرا الگوپذیری از سیره درست و واقعی اهلبیت(ع) در زندگی خانوادگی ما آنگونه که باید، تحقق نیافته است؟ آیا ما از سیره آنان فقط نامها و مناسبتها را گرفتهایم، یا توانستهایم روح آن سیره را — یعنی سادگی، احترام، مهر، مسئولیت، قناعت و عقلانیت — در زندگی امروز بازآفرینی کنیم؟
واقعیت این است که بخشی از بحران ازدواج، نه فقط در بیرون از خانه، بلکه در درون نگاهها، آموزشها و سیاستهاست. باید بهطور جدی بررسی کرد که چرا جوانان کمتر به ازدواج گرایش پیدا میکنند؛ چه موانعی پیش پای آنان قرار دارد؛ و چگونه میتوان این موانع را با حمایتهای واقعی، آموزشهای کاربردی، تسهیلات مؤثر و اصلاح نگرشهای اجتماعی کاهش داد.
در این میان، نظام قضایی و مشاورهای خانواده نیز نیازمند بازنگری جدی است. اگر پیشگیری از طلاق در اولویت قرار نگیرد، اگر شکافها و خلاهای قانونی در دادگاههای خانواده جدی گرفته نشود، و اگر مداخلات تخصصی و پیشگیرانه بر رسیدگیهای صرفاً پسینی غلبه نکند، طبیعی است که بسیاری از آسیبها دیر تشخیص داده شوند و دیرتر نیز علاج گردند. خانواده، پیش از آنکه به پرونده بدل شود، نیازمند حمایت، آموزش، میانجیگری و مراقبت است.
پس، اگر این روز را گرامی میداریم — که باید هم گرامی بداریم — شایسته است آن را تنها به سطح تبریک و نامگذاری فرو نکاهیم. روز ازدواج، روز یادآوری یک سنت مقدس است؛ اما همزمان، روز بازنگری در عملکردها، سیاستها، آموزشها و حتی فهم ما از ازدواج نیز هست.
باشد که این مناسبتهای نورانی، از تقویم فراتر روند و به تحول در نگاه، اصلاح در عمل و تقویت در بنیان خانواده بینجامند.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
۲۹ اردیبهشت۱۴۰۵
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
یکم ذیالحجه؛ روزی برای ازدواج، و فرصتی برای بازاندیشی
یکم ذیالحجه، سالروز پیوند آسمانی حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س)، بیتردید از مبارکترین روزهای تاریخ اسلام است؛ روزی که میتوان آن را نماد پاکی، سادگی، معنویت، مسئولیتپذیری و آغاز یک زندگی بر مدار ایمان دانست. این روز، و اساساً هر روزی که با عنوان «روز ازدواج» یا «روز خانواده» در تقویم ما ثبت میشود، فرصتی است برای یادآوری یکی از مهمترین سنتهای حسنه و نهادهای بنیادین حیات اجتماعی.
اما در کنار پاسداشت این مناسبتهای ارزشمند، یک پرسش جدی نیز پیش روی ماست: آیا صرف نامگذاری و تقویمسازی، برای حل مسائل پیچیده ازدواج و خانواده کافی است؟
بیتردید پاسخ منفی است. اگر مناسبتها تنها در حد شعار، پیام تبریک و چند جمله رسمی باقی بمانند، از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرند. نامگذاریِ یک روز، زمانی معنا مییابد که به گفتوگو، آموزش، سیاستگذاری، اصلاح نگاهها و حل مسئله بینجامد؛ وگرنه در بهترین حالت، به یک نماد محترم اما کماثر تبدیل میشود.
امروز، جامعه ما — بهویژه نسل جوان — با مجموعهای از چالشهای جدی در مسیر ازدواج روبهروست؛ از فشارهای اقتصادی و دشواریهای معیشتی گرفته تا تغییرات فرهنگی، ترس از مسئولیت، ضعف مهارتهای ارتباطی، و بالا رفتن انتظارات و حساسیتهای غیرواقعبینانه. در کنار اینها، باید به علل شناختیِ ناکامی در ازدواجهای امروز نیز توجه کرد؛ از جمله ناآگاهی از حقیقت زندگی مشترک، اشتباه گرفتن عشق با هیجان زودگذر، فقدان مهارت گفتوگو و حل تعارض، و تصورهای غیرواقعی از زندگی زناشویی.
از سوی دیگر، در جامعهای که خود را دینی میداند، این پرسش نیز جدی است که چرا الگوپذیری از سیره درست و واقعی اهلبیت(ع) در زندگی خانوادگی ما آنگونه که باید، تحقق نیافته است؟ آیا ما از سیره آنان فقط نامها و مناسبتها را گرفتهایم، یا توانستهایم روح آن سیره را — یعنی سادگی، احترام، مهر، مسئولیت، قناعت و عقلانیت — در زندگی امروز بازآفرینی کنیم؟
واقعیت این است که بخشی از بحران ازدواج، نه فقط در بیرون از خانه، بلکه در درون نگاهها، آموزشها و سیاستهاست. باید بهطور جدی بررسی کرد که چرا جوانان کمتر به ازدواج گرایش پیدا میکنند؛ چه موانعی پیش پای آنان قرار دارد؛ و چگونه میتوان این موانع را با حمایتهای واقعی، آموزشهای کاربردی، تسهیلات مؤثر و اصلاح نگرشهای اجتماعی کاهش داد.
در این میان، نظام قضایی و مشاورهای خانواده نیز نیازمند بازنگری جدی است. اگر پیشگیری از طلاق در اولویت قرار نگیرد، اگر شکافها و خلاهای قانونی در دادگاههای خانواده جدی گرفته نشود، و اگر مداخلات تخصصی و پیشگیرانه بر رسیدگیهای صرفاً پسینی غلبه نکند، طبیعی است که بسیاری از آسیبها دیر تشخیص داده شوند و دیرتر نیز علاج گردند. خانواده، پیش از آنکه به پرونده بدل شود، نیازمند حمایت، آموزش، میانجیگری و مراقبت است.
پس، اگر این روز را گرامی میداریم — که باید هم گرامی بداریم — شایسته است آن را تنها به سطح تبریک و نامگذاری فرو نکاهیم. روز ازدواج، روز یادآوری یک سنت مقدس است؛ اما همزمان، روز بازنگری در عملکردها، سیاستها، آموزشها و حتی فهم ما از ازدواج نیز هست.
باشد که این مناسبتهای نورانی، از تقویم فراتر روند و به تحول در نگاه، اصلاح در عمل و تقویت در بنیان خانواده بینجامند.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
۲۹ اردیبهشت۱۴۰۵
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
گر مِی نخوری، طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری
صد لقمه خوری که مِی، غلامست آن را
۲۸ اردیبهشت
روز حکیم عمر #خیام نیشابوری
@mimaram_ir
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که مِی مینخوری
صد لقمه خوری که مِی، غلامست آن را
۲۸ اردیبهشت
روز حکیم عمر #خیام نیشابوری
@mimaram_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت روز
✍️موزه؛ از طاقچههای کودکی تا حافظهی یک تمدن
به بهانه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
از کودکی، علاقهای عجیب به جمعکردن خاطرهها داشتم؛ انگار دلمشغولیام فقط نگهداشتن چیزها نبود، بلکه حفظ ردّی از گذشته بود. طاقچهها و کتیبههای اتاق سه در چهار خانهی پدری، همیشه پر بود از وسایلی که وقتی کنار هم چیده میشدند، در مقیاسی کوچک، برای خودشان موزهای بودند و مجموعهای از میراث. من آن روزها گمان میکردم این عادت، فقط از آنِ من است؛ نوعی شیطنت کودکانه. یادم هست یک بار، در کنار جمعآوری کودکانهها، چند میوه کاج را هم برای ساختن یک کاردستی بیارزش جمع کرده بودم که پدرم گفت:
«سیر نمیشوی از این جلغوزبازی!؟...»
اما بعدها فهمیدم این، فقط یک خصلت شخصی نبود؛ بلکه غریزهای پنهان در وجود بشر است. انسان، از دیرباز، دلبستهی نگهداری نشانههای گذشته بوده است؛ چه آن یادگارهای کوچک و سادهی کودکی، چه آثار سترگ و ماندگار پیشینیان. از همان لحظهای که بشر فهمید چیزی را باید نگه دارد تا فراموش نشود، موزه و میراث فرهنگی، بهمثابه بخشی از حافظهی جمعی او، معنا پیدا کرد.
این گرایش، آنقدر عمیق و اثرگذار است که بخش مهمی از تاریخ جهان را دربرگرفته و در بسیاری از کشورها، بهویژه در جوامع شرقی، حتی در ساختار دولتها نیز برای آن جایگاه تعریف شده است؛ تا آنجا که وزارتخانه، نهاد، قانون، ثبت ملی و ثبت جهانی، همه برای پاسداری از همین حافظهی تاریخی شکل گرفتهاند. چرا که موزه، فقط محل نگهداری اشیا نیست؛ موزه، خانهی روایتهاست، پناهگاه هویت است، و جایی است که گذشته، بیآنکه کهنه شود، به اکنون معنا میبخشد.
و مگر میشود از موزه و میراث فرهنگی سخن گفت و از ایران نگفت؟ از این سرزمین کهن، با تمدنی سترگ، با ریشههایی عمیق در تاریخ، با آثار باستانی، معماریهای ماندگار، سنگنوشتهها، شهرهای باستانی، و حافظهای که در دل خاک و سنگ و سفال و بنا نفس میکشد. ایران، سرزمین بزرگان، اندیشمندان، اهالی قلم و علم، و میراثداران تمدنی است که نه فقط در گذشته، بلکه در امروز نیز همچنان حرف برای گفتن دارد. این خاک، روایتگر نژاد و فرهنگی است که قرنها بر مدار خرد، زیبایی، هنر و معنا زیسته است.
روز جهانی موزه و میراث فرهنگی، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای آنکه دوباره به یاد بیاوریم: ما وارثان حافظهای بزرگ هستیم، و اگر گذشته را پاس نداریم، آینده نیز چیزی برای تکیهکردن نخواهد داشت.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
✍️موزه؛ از طاقچههای کودکی تا حافظهی یک تمدن
به بهانه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
از کودکی، علاقهای عجیب به جمعکردن خاطرهها داشتم؛ انگار دلمشغولیام فقط نگهداشتن چیزها نبود، بلکه حفظ ردّی از گذشته بود. طاقچهها و کتیبههای اتاق سه در چهار خانهی پدری، همیشه پر بود از وسایلی که وقتی کنار هم چیده میشدند، در مقیاسی کوچک، برای خودشان موزهای بودند و مجموعهای از میراث. من آن روزها گمان میکردم این عادت، فقط از آنِ من است؛ نوعی شیطنت کودکانه. یادم هست یک بار، در کنار جمعآوری کودکانهها، چند میوه کاج را هم برای ساختن یک کاردستی بیارزش جمع کرده بودم که پدرم گفت:
«سیر نمیشوی از این جلغوزبازی!؟...»
اما بعدها فهمیدم این، فقط یک خصلت شخصی نبود؛ بلکه غریزهای پنهان در وجود بشر است. انسان، از دیرباز، دلبستهی نگهداری نشانههای گذشته بوده است؛ چه آن یادگارهای کوچک و سادهی کودکی، چه آثار سترگ و ماندگار پیشینیان. از همان لحظهای که بشر فهمید چیزی را باید نگه دارد تا فراموش نشود، موزه و میراث فرهنگی، بهمثابه بخشی از حافظهی جمعی او، معنا پیدا کرد.
این گرایش، آنقدر عمیق و اثرگذار است که بخش مهمی از تاریخ جهان را دربرگرفته و در بسیاری از کشورها، بهویژه در جوامع شرقی، حتی در ساختار دولتها نیز برای آن جایگاه تعریف شده است؛ تا آنجا که وزارتخانه، نهاد، قانون، ثبت ملی و ثبت جهانی، همه برای پاسداری از همین حافظهی تاریخی شکل گرفتهاند. چرا که موزه، فقط محل نگهداری اشیا نیست؛ موزه، خانهی روایتهاست، پناهگاه هویت است، و جایی است که گذشته، بیآنکه کهنه شود، به اکنون معنا میبخشد.
و مگر میشود از موزه و میراث فرهنگی سخن گفت و از ایران نگفت؟ از این سرزمین کهن، با تمدنی سترگ، با ریشههایی عمیق در تاریخ، با آثار باستانی، معماریهای ماندگار، سنگنوشتهها، شهرهای باستانی، و حافظهای که در دل خاک و سنگ و سفال و بنا نفس میکشد. ایران، سرزمین بزرگان، اندیشمندان، اهالی قلم و علم، و میراثداران تمدنی است که نه فقط در گذشته، بلکه در امروز نیز همچنان حرف برای گفتن دارد. این خاک، روایتگر نژاد و فرهنگی است که قرنها بر مدار خرد، زیبایی، هنر و معنا زیسته است.
روز جهانی موزه و میراث فرهنگی، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ فرصتی است برای آنکه دوباره به یاد بیاوریم: ما وارثان حافظهای بزرگ هستیم، و اگر گذشته را پاس نداریم، آینده نیز چیزی برای تکیهکردن نخواهد داشت.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۱ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#هوالفاطر
روزی میرسد که غزلهایمان شهادت میدهند
که حق با که بود…
و در این دهکده، کُت تنِ کیست؟
ما خیلی وقت است که آبرویمان را گرو گذاشتیم تا آرمانمان بماند؛
حرمتِ رفاقت، حالیمان بود که سکوت کردیم.
فصلِ امتحان سپری شد…
و نشستیم تا فصلِ انتخاب سر برسد.
ما برونگراها، به انتخاب و خردِ جمعی، احترامِ ویژهای قائلیم.
خلاصه اینکه به قول ملکالشعرای دیارِ کریمان:
«میرسد روز تلافی؛ ارفع! این خط، این نشان؛
آی بیدردان! بیازارید اهلِ درد را…»
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
روزی میرسد که غزلهایمان شهادت میدهند
که حق با که بود…
و در این دهکده، کُت تنِ کیست؟
ما خیلی وقت است که آبرویمان را گرو گذاشتیم تا آرمانمان بماند؛
حرمتِ رفاقت، حالیمان بود که سکوت کردیم.
فصلِ امتحان سپری شد…
و نشستیم تا فصلِ انتخاب سر برسد.
ما برونگراها، به انتخاب و خردِ جمعی، احترامِ ویژهای قائلیم.
خلاصه اینکه به قول ملکالشعرای دیارِ کریمان:
«میرسد روز تلافی؛ ارفع! این خط، این نشان؛
آی بیدردان! بیازارید اهلِ درد را…»
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۱ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#غزل
مسِ وجود مرا کیمیا بفرمایید
به حال خستهی شاعر دعا بفرمایید
مرا به ساحت معصوم عاشقی ببرید
سپس به حیله همانجا رها بفرمایید
دلم هوای جنون کرده، با کرامت خود
عقالِ عقل ز پایم جدا بفرمایید
شما که «خاک را به نظر کیمیا کنید»
نگاهِ مرحمتی هم به ما بفرمایید
مباد پیش عُلوِّ شما سری به تنم
قضای سرخ سرم را شما بفرمایید
دگر شبیه شما نیستم؛ به جان خودم
حساب قصهی من را سوا بفرمایید
از این مغالطهها و توهمات عجیب
مرا به جانِ بزرگان جدا بفرمایید
شما که عمر مدیدیست؛ مدعی بودید
چرا سکوت؟... چرا؟... ادعا بفرمایید
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
مسِ وجود مرا کیمیا بفرمایید
به حال خستهی شاعر دعا بفرمایید
مرا به ساحت معصوم عاشقی ببرید
سپس به حیله همانجا رها بفرمایید
دلم هوای جنون کرده، با کرامت خود
عقالِ عقل ز پایم جدا بفرمایید
شما که «خاک را به نظر کیمیا کنید»
نگاهِ مرحمتی هم به ما بفرمایید
مباد پیش عُلوِّ شما سری به تنم
قضای سرخ سرم را شما بفرمایید
دگر شبیه شما نیستم؛ به جان خودم
حساب قصهی من را سوا بفرمایید
از این مغالطهها و توهمات عجیب
مرا به جانِ بزرگان جدا بفرمایید
شما که عمر مدیدیست؛ مدعی بودید
چرا سکوت؟... چرا؟... ادعا بفرمایید
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۱ اردیبهشت
محمدعلی عربنژاد(آرام)
حضور در ویراستی یک قدم مانده به خرداد ۱۴۰۵
https://virasty.com/mimaram_ir
پیشاپیش خیر مقدمgreen_heart🤍heart️
https://virasty.com/mimaram_ir
پیشاپیش خیر مقدمgreen_heart🤍heart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت روز
آزادی، آزادگی، آزادسازی: سهگانهای در تار و پودِ تاریخ ایران
✍️به بهانه دوم و سوم خرداد
تاریخِ ایران، گواهِ فراز و فرودهایی است که در هر دوران، مفاهیمِ بنیادینِ هویتِ ملی را به محکِ آزمون کشیده است. دوم و سوم خرداد، روزهایی نمادیناند که در حافظهی جمعی ما، با مفاهیمی چون «آزادی» و «ایثار» گره خوردهاند. این ایام، فرصتی مغتنم است تا به بازخوانیِ سه واژهی کلیدی بپردازیم: «آزادی»، «آزادگی» و «آزادسازی».
دوم خرداد: جرقهای برای اندیشیدن به آزادی
دوم خرداد ۱۳۷۶، رویدادی بود که بازتابِ گستردهای در جامعهی ایران داشت و موجب شد تا مفهومِ «آزادی»، بهویژه «آزادی بیان»، بیش از پیش در کانونِ توجه قرار گیرد. این روز، سرآغازِ بحثها و گفتمانهای گستردهتری شد و دربارهی چیستیِ این واژهی مقدس و نحوهی بهکارگیریِ درست و نادرستِ آن حرفهای فراوان، مقالات رنگارنگ و اخبار متنوع منتشر شد. این پیروزی، گرچه برای جریانی سیاسی و هواداران این جریان اهمیتِ ویژهای داشته و دارد، اما همچنان در بطنِ خود، پرسشهایی اساسی را دربارهی آزادی مطرح میکند. آزادی، این واژهی پرطنین و مقدس که از شعارهایِ اولیه انقلاب نیز بوده، پس از انتخابات دوم خرداد هفتاد و شش، بار دیگر در جامعه، با برداشتها و تفاسیرِ گوناگون، اما با ضرورتی انکارناپذیر، موردِ بحث قرار گرفت. تحولاتِ آن دوره، نشان داد که چگونه پرداختن به مفهومِ آزادی میتواند بسترسازِ شکوفاییِ اندیشه و گفتگو در جامعه گردد. هرچند این مفهوم، گاه با سوءبرداشتها و استفادههایِ نادرست نیز همراه بود، اما در نهایت، ضرورتِ طرحِ آن و تأثیر اساسی بر رخدادهایِ آن دوران، انکارناپذیر بوده و میتوان گفت بسترسازِ شکوفاییِ اندیشه و گفتگو در جامعه نیز گردید.
آزادگی: گامی فراتر از آزادی، به سوی تعالیِ درون
اگر آزادی به معنایِ نبودِ محدودیتهایِ بیرونی باشد، «آزادگی» به معنایِ رهایی از بندهایِ درونی است. آزادی یعنی «کسی بر کسی تسلط نداشته باشد»، اما آزادگی یعنی «انسان بر خویشتن تسلط یابد». در این منظر، آزادگی، مرتبهای والاتر از صرفِ آزادی است. آزادی، پیشنیازِ شکوفاییِ آزادگی است؛ اما آزادگی، خود، اصلِ بزرگِ انسانی و مقامی است که فرد را به تعالی میرساند. هر دو، زمانی که با تعقل و بدونِ افراط و تفریط تعریف شوند، راهگشایِ رشدِ فردی و اجتماعی خواهند بود. آزادگی، یعنی تواناییِ انتخابِ درست، حتی در نبودِ فشارِ بیرونی؛ یعنی خودساختگی و رهایی از اسارتِ نفس.
آزادسازی: حماسهی میهن و فداکاری برای ماندگاری
و اما «آزادسازی»، مفهومی است که در ادبیاتِ پایداریِ ملتِ ما، جلوهای حماسی به خود میگیرد. آزادسازی، تنها به معنایِ رهاییِ سرزمینی از اشغال نیست؛ بلکه تجلیِ «وطنخواهی»، «ملیگرایی»، «دینمحوری» و «هممیهندوستی» است. این مفهوم، با خود، بارِ سنگینی از «فداکاری» و «ایثار» را به همراه دارد. آزادسازی، حاصلِ مقاومتِ جمعی، ارادهی پولادین و عشق به سرزمینی است که هویتِ ما را شکل داده است. سوم خرداد، سالروزِ آزادسازیِ خرمشهر، نمادی روشن از این مفهومِ حماسی است؛ روزی که غیرتِ مردان و زنانِ این سرزمین، حماسهای بزرگ آفرید و طنینِ «ما میتوانیم» را در گوشِ تاریخ طنینانداز کرد.
پیوندِ سهگانهی ماندگار
این سه مفهوم، گرچه در ظاهر متفاوتند، اما تار و پودِ یک حقیقتِ واحد را تشکیل میدهند: انسانِ بالنده و جامعهی پویا. آزادی، زمینهسازِ شکوفاییِ اندیشه است. آزادگی، گوهرِ درونیِ انسانِ وارسته است. و آزادسازی، اوجِ تجلیِ غیرتِ ملی و ایثارِ جمعی است. درکِ عمیقِ این سه واژه، و بهکارگیریِ درستِ آنها، راه را برای ساختنِ ایرانی سربلند، هموار میسازد؛ ایرانی که در آن، آزادی، محملی برای آزادگی و آزادگی، انگیزهای برای آزادسازیِ حقیقت و وطن است.
با درک عمیق و بهکارگیری درستِ آزادی، آزادگی و آزادسازی، میتوانیم پیوندهایِ ناگسستنیِ هویتِ ملی را مستحکمتر کرده و آیندهای روشنتر برای ایرانِ سربلند بسازیم.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
آزادی، آزادگی، آزادسازی: سهگانهای در تار و پودِ تاریخ ایران
✍️به بهانه دوم و سوم خرداد
تاریخِ ایران، گواهِ فراز و فرودهایی است که در هر دوران، مفاهیمِ بنیادینِ هویتِ ملی را به محکِ آزمون کشیده است. دوم و سوم خرداد، روزهایی نمادیناند که در حافظهی جمعی ما، با مفاهیمی چون «آزادی» و «ایثار» گره خوردهاند. این ایام، فرصتی مغتنم است تا به بازخوانیِ سه واژهی کلیدی بپردازیم: «آزادی»، «آزادگی» و «آزادسازی».
دوم خرداد: جرقهای برای اندیشیدن به آزادی
دوم خرداد ۱۳۷۶، رویدادی بود که بازتابِ گستردهای در جامعهی ایران داشت و موجب شد تا مفهومِ «آزادی»، بهویژه «آزادی بیان»، بیش از پیش در کانونِ توجه قرار گیرد. این روز، سرآغازِ بحثها و گفتمانهای گستردهتری شد و دربارهی چیستیِ این واژهی مقدس و نحوهی بهکارگیریِ درست و نادرستِ آن حرفهای فراوان، مقالات رنگارنگ و اخبار متنوع منتشر شد. این پیروزی، گرچه برای جریانی سیاسی و هواداران این جریان اهمیتِ ویژهای داشته و دارد، اما همچنان در بطنِ خود، پرسشهایی اساسی را دربارهی آزادی مطرح میکند. آزادی، این واژهی پرطنین و مقدس که از شعارهایِ اولیه انقلاب نیز بوده، پس از انتخابات دوم خرداد هفتاد و شش، بار دیگر در جامعه، با برداشتها و تفاسیرِ گوناگون، اما با ضرورتی انکارناپذیر، موردِ بحث قرار گرفت. تحولاتِ آن دوره، نشان داد که چگونه پرداختن به مفهومِ آزادی میتواند بسترسازِ شکوفاییِ اندیشه و گفتگو در جامعه گردد. هرچند این مفهوم، گاه با سوءبرداشتها و استفادههایِ نادرست نیز همراه بود، اما در نهایت، ضرورتِ طرحِ آن و تأثیر اساسی بر رخدادهایِ آن دوران، انکارناپذیر بوده و میتوان گفت بسترسازِ شکوفاییِ اندیشه و گفتگو در جامعه نیز گردید.
آزادگی: گامی فراتر از آزادی، به سوی تعالیِ درون
اگر آزادی به معنایِ نبودِ محدودیتهایِ بیرونی باشد، «آزادگی» به معنایِ رهایی از بندهایِ درونی است. آزادی یعنی «کسی بر کسی تسلط نداشته باشد»، اما آزادگی یعنی «انسان بر خویشتن تسلط یابد». در این منظر، آزادگی، مرتبهای والاتر از صرفِ آزادی است. آزادی، پیشنیازِ شکوفاییِ آزادگی است؛ اما آزادگی، خود، اصلِ بزرگِ انسانی و مقامی است که فرد را به تعالی میرساند. هر دو، زمانی که با تعقل و بدونِ افراط و تفریط تعریف شوند، راهگشایِ رشدِ فردی و اجتماعی خواهند بود. آزادگی، یعنی تواناییِ انتخابِ درست، حتی در نبودِ فشارِ بیرونی؛ یعنی خودساختگی و رهایی از اسارتِ نفس.
آزادسازی: حماسهی میهن و فداکاری برای ماندگاری
و اما «آزادسازی»، مفهومی است که در ادبیاتِ پایداریِ ملتِ ما، جلوهای حماسی به خود میگیرد. آزادسازی، تنها به معنایِ رهاییِ سرزمینی از اشغال نیست؛ بلکه تجلیِ «وطنخواهی»، «ملیگرایی»، «دینمحوری» و «هممیهندوستی» است. این مفهوم، با خود، بارِ سنگینی از «فداکاری» و «ایثار» را به همراه دارد. آزادسازی، حاصلِ مقاومتِ جمعی، ارادهی پولادین و عشق به سرزمینی است که هویتِ ما را شکل داده است. سوم خرداد، سالروزِ آزادسازیِ خرمشهر، نمادی روشن از این مفهومِ حماسی است؛ روزی که غیرتِ مردان و زنانِ این سرزمین، حماسهای بزرگ آفرید و طنینِ «ما میتوانیم» را در گوشِ تاریخ طنینانداز کرد.
پیوندِ سهگانهی ماندگار
این سه مفهوم، گرچه در ظاهر متفاوتند، اما تار و پودِ یک حقیقتِ واحد را تشکیل میدهند: انسانِ بالنده و جامعهی پویا. آزادی، زمینهسازِ شکوفاییِ اندیشه است. آزادگی، گوهرِ درونیِ انسانِ وارسته است. و آزادسازی، اوجِ تجلیِ غیرتِ ملی و ایثارِ جمعی است. درکِ عمیقِ این سه واژه، و بهکارگیریِ درستِ آنها، راه را برای ساختنِ ایرانی سربلند، هموار میسازد؛ ایرانی که در آن، آزادی، محملی برای آزادگی و آزادگی، انگیزهای برای آزادسازیِ حقیقت و وطن است.
با درک عمیق و بهکارگیری درستِ آزادی، آزادگی و آزادسازی، میتوانیم پیوندهایِ ناگسستنیِ هویتِ ملی را مستحکمتر کرده و آیندهای روشنتر برای ایرانِ سربلند بسازیم.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
شماره ۲۲۲ هفته نامه بنیاد جهانی سخن گستران سبزمنش
چهارم #خرداد ۱۴۰۵
حس نابِ نشر عاشقانههای کرمان
تا باد چنین بادا
@mimaram_ir
چهارم #خرداد ۱۴۰۵
حس نابِ نشر عاشقانههای کرمان
تا باد چنین بادا
@mimaram_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت روز
✍️عرفه؛ فرصت بازگشت به خویشتن، راهی به سوی خدا و حسین(ع)
روز عرفه، تنها یک روز در تقویمِ مناسک نیست؛ لحظهای است برای ایستادن، مکث کردن و بازگشتن به خویشتن. عرفه، دعوتی است به تأمل در آن لایههای پنهانِ وجود که در هیاهوی زندگی، کمتر مجالِ شنیده شدن مییابند. این روز، بیش از آنکه صرفاً روزِ دعا و نیایش باشد، روزِ شناخت است: شناختِ خویشتن، شناختِ نسبتِ انسان با خدا، و شناختِ راهی که انسانِ مؤمن در پرتو آن، به کرامت و آزادگی میرسد.
در سنتِ دینی ما، خودشناسی مقدمهی خداشناسی است؛ زیرا انسان تا خویشتن را در آینهی ضعفها، نیازها، محدودیتها و استعدادهایش نبیند، عظمتِ مبدأ هستی را نیز چنانکه باید درنمییابد. عرفه از این منظر، فرصتی است برای بازخوانیِ خویش؛ برای پرسیدن از اینکه «من که هستم؟ از کجا آمدهام؟ در کجا ایستادهام؟ و به کدام سوی باید بروم؟» این پرسشها، نه از سرِ فلسفهپردازیِ صرف، بلکه از متنِ زندگیِ معنوی برمیخیزند. انسانِ بیپرسش، انسانِ بیسفر است؛ و عرفه، آغازِ سفری درونی است که مقصدش، روشنتر شدنِ نسبتِ انسان با حقیقت است.
نیایش در روز عرفه، اگرچه یکی از برجستهترین جلوههای این روز است، اما همهی آن نیست. دعا در عرفه باید ریشه در تفکر داشته باشد و به تأمل منتهی شود؛ باید از سطحِ الفاظ فراتر رود و به عمقِ تعلق برسد. نیایشِ بیتأمل، اگرچه ارزشمند است، اما در صورتی به کمال میرسد که بر پایهی فهم، شناخت و حضورِ آگاهانه استوار باشد. عرفه زمانی معنا مییابد که دعا، تنها بیانِ حاجت نباشد، بلکه به گفتوگویی صادقانه با خویشتن و با خدا تبدیل شود؛ گفتوگویی که در آن، انسان هم فقرِ وجودیِ خود را درمییابد و هم غنایِ بیکرانِ پروردگار را.
دعای عرفهی امام حسین(ع)، یکی از ژرفترین متونِ معنوی و معرفتیِ میراثِ اسلامی است؛ متنی که در آن، خودشناسی، خداشناسی و حسینشناسی در یک سیرِ پیوسته به هم میرسند. در این دعا، انسان نهتنها با عظمتِ آفرینش و وابستگیِ محضِ خود به خدا روبهرو میشود، بلکه با چهرهای از انسانِ کامل نیز آشنا میگردد: انسانی که در اوجِ عبودیت، به اوجِ آزادگی رسیده است. حسین(ع) در دعای عرفه، تنها یک نام در تاریخ نیست؛ او نشانهی یک راه است. راهی که مقصدش، کرامتِ انسان و پرهیز از سرسپردگی است. حسینشناسی، در این افق، یعنی فهمِ این حقیقت که هدفِ متعالیِ او، تنها شهادت نبود، بلکه تثبیتِ مرزِ میانِ عزت و ذلت بود؛ مرزی که مؤمن را از تسلیم شدن در برابرِ ظلم و فرومایگی بازمیدارد.
از اینرو، عرفه مدرسهی بازگشت است؛ بازگشت از غفلت به آگاهی، از پراکندگی به حضور، از خودفراموشی به خودشناسی، و از خودشناسی به خداشناسی. و در این مسیر، حسین(ع) راهنمایی است که نشان میدهد چگونه میتوان بنده بود و در عین حال، سرسپردهی غیرِ حق نشد؛ چگونه میتوان در نهایتِ عبودیت، به بلندترین قلههای آزادگی رسید.
عرفه، اگر درست فهم شود، ما را به این نتیجه میرساند که دعا پایانِ تفکر نیست، بلکه آغازِ آن است؛ و اشک، اگر از آگاهی برخاسته باشد، نه نشانهی ضعف، که نشانهی بیداریِ دل است. این روز، فرصتی است برای آنکه انسان دوباره خود را در برابرِ حقیقت ببیند و با صداقت بپذیرد که راهِ رسیدن به خدا، از شناختِ خویش و اقتدایِ آگاهانه به حسین(ع) میگذرد.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
✍️عرفه؛ فرصت بازگشت به خویشتن، راهی به سوی خدا و حسین(ع)
روز عرفه، تنها یک روز در تقویمِ مناسک نیست؛ لحظهای است برای ایستادن، مکث کردن و بازگشتن به خویشتن. عرفه، دعوتی است به تأمل در آن لایههای پنهانِ وجود که در هیاهوی زندگی، کمتر مجالِ شنیده شدن مییابند. این روز، بیش از آنکه صرفاً روزِ دعا و نیایش باشد، روزِ شناخت است: شناختِ خویشتن، شناختِ نسبتِ انسان با خدا، و شناختِ راهی که انسانِ مؤمن در پرتو آن، به کرامت و آزادگی میرسد.
در سنتِ دینی ما، خودشناسی مقدمهی خداشناسی است؛ زیرا انسان تا خویشتن را در آینهی ضعفها، نیازها، محدودیتها و استعدادهایش نبیند، عظمتِ مبدأ هستی را نیز چنانکه باید درنمییابد. عرفه از این منظر، فرصتی است برای بازخوانیِ خویش؛ برای پرسیدن از اینکه «من که هستم؟ از کجا آمدهام؟ در کجا ایستادهام؟ و به کدام سوی باید بروم؟» این پرسشها، نه از سرِ فلسفهپردازیِ صرف، بلکه از متنِ زندگیِ معنوی برمیخیزند. انسانِ بیپرسش، انسانِ بیسفر است؛ و عرفه، آغازِ سفری درونی است که مقصدش، روشنتر شدنِ نسبتِ انسان با حقیقت است.
نیایش در روز عرفه، اگرچه یکی از برجستهترین جلوههای این روز است، اما همهی آن نیست. دعا در عرفه باید ریشه در تفکر داشته باشد و به تأمل منتهی شود؛ باید از سطحِ الفاظ فراتر رود و به عمقِ تعلق برسد. نیایشِ بیتأمل، اگرچه ارزشمند است، اما در صورتی به کمال میرسد که بر پایهی فهم، شناخت و حضورِ آگاهانه استوار باشد. عرفه زمانی معنا مییابد که دعا، تنها بیانِ حاجت نباشد، بلکه به گفتوگویی صادقانه با خویشتن و با خدا تبدیل شود؛ گفتوگویی که در آن، انسان هم فقرِ وجودیِ خود را درمییابد و هم غنایِ بیکرانِ پروردگار را.
دعای عرفهی امام حسین(ع)، یکی از ژرفترین متونِ معنوی و معرفتیِ میراثِ اسلامی است؛ متنی که در آن، خودشناسی، خداشناسی و حسینشناسی در یک سیرِ پیوسته به هم میرسند. در این دعا، انسان نهتنها با عظمتِ آفرینش و وابستگیِ محضِ خود به خدا روبهرو میشود، بلکه با چهرهای از انسانِ کامل نیز آشنا میگردد: انسانی که در اوجِ عبودیت، به اوجِ آزادگی رسیده است. حسین(ع) در دعای عرفه، تنها یک نام در تاریخ نیست؛ او نشانهی یک راه است. راهی که مقصدش، کرامتِ انسان و پرهیز از سرسپردگی است. حسینشناسی، در این افق، یعنی فهمِ این حقیقت که هدفِ متعالیِ او، تنها شهادت نبود، بلکه تثبیتِ مرزِ میانِ عزت و ذلت بود؛ مرزی که مؤمن را از تسلیم شدن در برابرِ ظلم و فرومایگی بازمیدارد.
از اینرو، عرفه مدرسهی بازگشت است؛ بازگشت از غفلت به آگاهی، از پراکندگی به حضور، از خودفراموشی به خودشناسی، و از خودشناسی به خداشناسی. و در این مسیر، حسین(ع) راهنمایی است که نشان میدهد چگونه میتوان بنده بود و در عین حال، سرسپردهی غیرِ حق نشد؛ چگونه میتوان در نهایتِ عبودیت، به بلندترین قلههای آزادگی رسید.
عرفه، اگر درست فهم شود، ما را به این نتیجه میرساند که دعا پایانِ تفکر نیست، بلکه آغازِ آن است؛ و اشک، اگر از آگاهی برخاسته باشد، نه نشانهی ضعف، که نشانهی بیداریِ دل است. این روز، فرصتی است برای آنکه انسان دوباره خود را در برابرِ حقیقت ببیند و با صداقت بپذیرد که راهِ رسیدن به خدا، از شناختِ خویش و اقتدایِ آگاهانه به حسین(ع) میگذرد.
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#مادر #عرفه و...
امسال برای من، عرفه در همین بنرِ کوچک خلاصه شد؛ جایی که نامِ مادرم را همجوار نامِ حضرتِ فاطمه(س) دیدم.
هفده سال است که در کرمان، در بوستانِ شهریار، دعای عرفه را با بچههای هیات امام علی(ع) و مردم باصفای شهرک ۵۰۰ دستگاه میخوانم.
اما امسال، مهربانی و لطف بچههای هیات، در یک گوشه از این محفل، آنقدر برایم پررنگ و عزیز بود که بدون اغراق هرچه صفای دعای عرفه بود، در برابرش کم میآمد...
راستش غافلگیر شدم
روح مادرم شاد
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
امسال برای من، عرفه در همین بنرِ کوچک خلاصه شد؛ جایی که نامِ مادرم را همجوار نامِ حضرتِ فاطمه(س) دیدم.
هفده سال است که در کرمان، در بوستانِ شهریار، دعای عرفه را با بچههای هیات امام علی(ع) و مردم باصفای شهرک ۵۰۰ دستگاه میخوانم.
اما امسال، مهربانی و لطف بچههای هیات، در یک گوشه از این محفل، آنقدر برایم پررنگ و عزیز بود که بدون اغراق هرچه صفای دعای عرفه بود، در برابرش کم میآمد...
راستش غافلگیر شدم
روح مادرم شاد
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
📸 گزارش تصویری از رفقای رسانهای پانصد دستگاه کرمان...
بماند به یادگار
#عرفه و #خرداد ۱۴۰۵
@mimaram_ir
بماند به یادگار
#عرفه و #خرداد ۱۴۰۵
@mimaram_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#یادداشت روز
قربانی؛ از آیینِ تقرب تا ذبحِ منیت
✍️به مناسبت عید قربان
عید قربان، تنها یک مناسکِ سالانه و یک ذبحِ ظاهری نیست؛ این عید، نشانهای است از یک حقیقتِ ژرفتر در ساحتِ ایمان و معنویت: تقرب به خدا از راه بریدن از هر آنچه انسان را اسیر میکند. قربانی در منطق دین، پیش از آنکه به گوشت و خون و تقسیمِ نذریها مربوط باشد، به نیت، معرفت و تسلیم مربوط است. از همین رو، اگر فلسفهی قربانی را درست بفهمیم، درمییابیم که این عمل عبادی بیش از آنکه برای مردگان باشد، برای زندهها و برای تربیت جانِ انسانِ زنده است.
در نگاه فقهی و روایی، قربانی یک عمل عبادی است که باید با نیتِ قربت و در چارچوبِ معتبر شرعی انجام شود. بنابراین، نمیتوان هر رسم و عادتِ رایج در جامعه را بهنام قربانیِ دینی پذیرفت. برخی رفتارها که در فرهنگ عامه جا افتادهاند ــ مانند رد کردن عروس و داماد از خون حیوان یا کشتن گوسفند پیش پای مسافر ــ بیشتر از سنخِ باورهای عرفی و ولایمههای مردمیاند، نه از جنسِ «قربانی شرعی». اینگونه آیینها هرچند ممکن است در ذهن برخی رنگ و بوی تقدس گرفته باشند، اما از منظر علم فقه، باید میان آنچه واقعاً حکم شرع است و آنچه صرفاً عادت اجتماعی است تفکیک قائل شد. دین، برای هر عمل عبادی، معنا و ضابطه دارد و نمیتوان هر رسمِ عوامانه را در جایگاه عبادت نشاند.
از سوی دیگر، آنچه گاه به نام قربانی برای درگذشتگان انجام میشود نیز نیازمند دقت است. اگر مقصود، صدقه دادن، اطعام، یا اهدا کردن ثواب به روحِ اموات باشد، این معنا در چارچوبی روشن قابل فهم است؛ اما قربانی، در اصلِ خود، برای زنده نگهداشتنِ روحِ بندگی در انسانِ زنده تشریع شده است. قربانی، مدرسهی تربیت است؛ مدرسهای که به انسان میآموزد چگونه از خود عبور کند، چگونه تعلقات را بشکند، و چگونه در برابر ارادهی الهی سر فرود آورد. بنابراین، باید مراقب بود که حقیقت قربانی در لابهلای برداشتهای نادرست و رسوم بیپشتوانه گم نشود.
اما لایهی عمیقتر و بلندترِ این مناسک، همان است که در پیام معنوی عید قربان جلوه میکند: قربانی کردنِ منیت. حقیقت قربانی، فقط کشتنِ یک حیوان نیست؛ بلکه نمادی از قطع دلبستگیها و وابستگیها و جلوهای از ایثار مال و جان در راه محبوب واقعی و رضای خداوند است. انسان تا وقتی اسیرِ خواهشهای خود، غرورِ خویش، و بتِ «من» باشد، هنوز به مقامِ قرب نرسیده است. عید قربان، انسان را دعوت میکند که از خویشتنِ محدود و خودخواه عبور کند و به افقی برسد که در آن، رضای خدا بر خواستِ نفس مقدم است.
در همین معناست که «ذبح عظیم» تنها به یک رخداد بیرونی فروکاستنی نیست، بلکه نشانهی یک انقلاب درونی است؛ انقلابی که در آن، انسان به جای آنکه دل در گروِ دنیا و خویش داشته باشد، دل به حقیقت میسپارد. قربانی، در این سطح، نوعی رهایی است: رهایی از حرص، از خودمحوری، از دلبستگیهای فرساینده، و از هر آنچه پردهای میان انسان و خدا میشود. اینجاست که قربانی، از یک عمل آیینی فراتر میرود و به سبک زندگیِ مؤمنانه تبدیل میشود؛ سبکی که در آن، مال، جان، خواسته، و اراده، همه در مسیر بندگی معنا مییابند.
پس عید قربان، اگر درست فهم شود، عیدِ گذشتن از خویش است؛ عیدِ فهمِ این حقیقت که راهِ خدا، از میانِ خودخواهی نمیگذرد، بلکه از مسیرِ ایثار، اخلاص و تسلیم میگذرد. قربانیِ واقعی آن است که انسان، پیش از آنکه حیوانی را ذبح کند، نفسِ سرکشِ خویش را قربانی کند. و چه زیباست که این عید، هر سال به ما یادآوری میکند: بزرگترین قربانی، قربانیِ «من» است در برابر «او».
به امید قربانیِ منیت
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
قربانی؛ از آیینِ تقرب تا ذبحِ منیت
✍️به مناسبت عید قربان
عید قربان، تنها یک مناسکِ سالانه و یک ذبحِ ظاهری نیست؛ این عید، نشانهای است از یک حقیقتِ ژرفتر در ساحتِ ایمان و معنویت: تقرب به خدا از راه بریدن از هر آنچه انسان را اسیر میکند. قربانی در منطق دین، پیش از آنکه به گوشت و خون و تقسیمِ نذریها مربوط باشد، به نیت، معرفت و تسلیم مربوط است. از همین رو، اگر فلسفهی قربانی را درست بفهمیم، درمییابیم که این عمل عبادی بیش از آنکه برای مردگان باشد، برای زندهها و برای تربیت جانِ انسانِ زنده است.
در نگاه فقهی و روایی، قربانی یک عمل عبادی است که باید با نیتِ قربت و در چارچوبِ معتبر شرعی انجام شود. بنابراین، نمیتوان هر رسم و عادتِ رایج در جامعه را بهنام قربانیِ دینی پذیرفت. برخی رفتارها که در فرهنگ عامه جا افتادهاند ــ مانند رد کردن عروس و داماد از خون حیوان یا کشتن گوسفند پیش پای مسافر ــ بیشتر از سنخِ باورهای عرفی و ولایمههای مردمیاند، نه از جنسِ «قربانی شرعی». اینگونه آیینها هرچند ممکن است در ذهن برخی رنگ و بوی تقدس گرفته باشند، اما از منظر علم فقه، باید میان آنچه واقعاً حکم شرع است و آنچه صرفاً عادت اجتماعی است تفکیک قائل شد. دین، برای هر عمل عبادی، معنا و ضابطه دارد و نمیتوان هر رسمِ عوامانه را در جایگاه عبادت نشاند.
از سوی دیگر، آنچه گاه به نام قربانی برای درگذشتگان انجام میشود نیز نیازمند دقت است. اگر مقصود، صدقه دادن، اطعام، یا اهدا کردن ثواب به روحِ اموات باشد، این معنا در چارچوبی روشن قابل فهم است؛ اما قربانی، در اصلِ خود، برای زنده نگهداشتنِ روحِ بندگی در انسانِ زنده تشریع شده است. قربانی، مدرسهی تربیت است؛ مدرسهای که به انسان میآموزد چگونه از خود عبور کند، چگونه تعلقات را بشکند، و چگونه در برابر ارادهی الهی سر فرود آورد. بنابراین، باید مراقب بود که حقیقت قربانی در لابهلای برداشتهای نادرست و رسوم بیپشتوانه گم نشود.
اما لایهی عمیقتر و بلندترِ این مناسک، همان است که در پیام معنوی عید قربان جلوه میکند: قربانی کردنِ منیت. حقیقت قربانی، فقط کشتنِ یک حیوان نیست؛ بلکه نمادی از قطع دلبستگیها و وابستگیها و جلوهای از ایثار مال و جان در راه محبوب واقعی و رضای خداوند است. انسان تا وقتی اسیرِ خواهشهای خود، غرورِ خویش، و بتِ «من» باشد، هنوز به مقامِ قرب نرسیده است. عید قربان، انسان را دعوت میکند که از خویشتنِ محدود و خودخواه عبور کند و به افقی برسد که در آن، رضای خدا بر خواستِ نفس مقدم است.
در همین معناست که «ذبح عظیم» تنها به یک رخداد بیرونی فروکاستنی نیست، بلکه نشانهی یک انقلاب درونی است؛ انقلابی که در آن، انسان به جای آنکه دل در گروِ دنیا و خویش داشته باشد، دل به حقیقت میسپارد. قربانی، در این سطح، نوعی رهایی است: رهایی از حرص، از خودمحوری، از دلبستگیهای فرساینده، و از هر آنچه پردهای میان انسان و خدا میشود. اینجاست که قربانی، از یک عمل آیینی فراتر میرود و به سبک زندگیِ مؤمنانه تبدیل میشود؛ سبکی که در آن، مال، جان، خواسته، و اراده، همه در مسیر بندگی معنا مییابند.
پس عید قربان، اگر درست فهم شود، عیدِ گذشتن از خویش است؛ عیدِ فهمِ این حقیقت که راهِ خدا، از میانِ خودخواهی نمیگذرد، بلکه از مسیرِ ایثار، اخلاص و تسلیم میگذرد. قربانیِ واقعی آن است که انسان، پیش از آنکه حیوانی را ذبح کند، نفسِ سرکشِ خویش را قربانی کند. و چه زیباست که این عید، هر سال به ما یادآوری میکند: بزرگترین قربانی، قربانیِ «من» است در برابر «او».
به امید قربانیِ منیت
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ خرداد
۷ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
rotating_light loudspeaker هشدار؛ سوءاستفاده از شماره تماس
دوستان عزیز!
با درود فراوان
متأسفانه متوجه شدم دقایقی قبل، با شماره همراه اول بنده (که در هیچ شبکه اجتماعی فعال نیست)، یک اکانت جعلی در «روبیکا» ساخته شده است.
این موضوع از طریق مراجع قانونی در حال پیگیری است، اما به دلیل محدودیت فنی پلتفرم، حذف اکانت حداقل ۱۰ روز زمان میبرد. لذا در این مدت انتشار هرگونه پیامی از این اکانت با نام و مشخصات بنده، کذب محض است. لطفاً به هیچ پیامی پاسخ ندهید و در صورت دریافت، موضوع را به بنده اطلاع دهید.
سپاس از همراهی شما
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
PV: @mohammadaliarabnejad
دوستان عزیز!
با درود فراوان
متأسفانه متوجه شدم دقایقی قبل، با شماره همراه اول بنده (که در هیچ شبکه اجتماعی فعال نیست)، یک اکانت جعلی در «روبیکا» ساخته شده است.
این موضوع از طریق مراجع قانونی در حال پیگیری است، اما به دلیل محدودیت فنی پلتفرم، حذف اکانت حداقل ۱۰ روز زمان میبرد. لذا در این مدت انتشار هرگونه پیامی از این اکانت با نام و مشخصات بنده، کذب محض است. لطفاً به هیچ پیامی پاسخ ندهید و در صورت دریافت، موضوع را به بنده اطلاع دهید.
سپاس از همراهی شما
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
PV: @mohammadaliarabnejad
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
سلام دوستان جان!
پیرو اطلاعیه قبلی، با راهنمایی و همکاری دوستان محترم پلیس فتا و همچنین همراهی پاسخگوی پشتیبان روبیکا، کاربری(اکانت) جعلی ایجادشده با شماره همراه اینجانب شناسایی و در وضعیت تعلیق قرار گرفت.
توضیح اینکه:
بر اساس بررسیهای انجامشده، علت ایجاد این اکانت، نصب یکی از لینکهای فیلترشکن (VPN) ارسالی از سوی یکی از مخاطبین بوده است. با توجه به وصل اینترنت بینالملل، افزایش استفاده از فیلترشکن و احتمال بروز چنین مواردی برای سایر دوستان و نیز برای اطلاع و استفاده عموم، مراحل انجامشده به شرح زیر اعلام میشود:
۱. تماس فوری با پلیس فتا و اعلام موضوع
۲. حذف نصب VPN موردنظر
۳. شمارهگیری *999# با شماره همراه مربوطه
۴. انتخاب عدد ۲ (پشتیبانی)
۵. انتخاب عدد ۱ (غیرفعال کردن)
۶. تماس با شماره 99977
۷. انتخاب عدد ۰ و اتصال به پاسخگو و اعلام موضوع، بهمنظور پیشگیری از مسائل احتمالی قانونی
پینوشت:
ـ از همکاری مؤثر پلیس محترم فتا و پاسخگویی مناسب پشتیبان روبیکا صمیمانه تشکر میکنم.
ـ از کلیک روی لینکهای نصب VPN، حتی اگر از سوی دوستان نزدیک ارسال شده باشند، خودداری شود؛ چرا که ممکن است حساب ارسالکننده نیز بدون اطلاع او هک شده باشد.
ـ ضمن تشکر از همراهی دوستان عزیز، همچنان خواهشمند است از پاسخ به کاربری روبیکایی به شماره 09132429909 خودداری فرمایند و در صورت دریافت هرگونه پیام، بنده را مطلع کنند.
با احترام
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
پیرو اطلاعیه قبلی، با راهنمایی و همکاری دوستان محترم پلیس فتا و همچنین همراهی پاسخگوی پشتیبان روبیکا، کاربری(اکانت) جعلی ایجادشده با شماره همراه اینجانب شناسایی و در وضعیت تعلیق قرار گرفت.
توضیح اینکه:
بر اساس بررسیهای انجامشده، علت ایجاد این اکانت، نصب یکی از لینکهای فیلترشکن (VPN) ارسالی از سوی یکی از مخاطبین بوده است. با توجه به وصل اینترنت بینالملل، افزایش استفاده از فیلترشکن و احتمال بروز چنین مواردی برای سایر دوستان و نیز برای اطلاع و استفاده عموم، مراحل انجامشده به شرح زیر اعلام میشود:
۱. تماس فوری با پلیس فتا و اعلام موضوع
۲. حذف نصب VPN موردنظر
۳. شمارهگیری *999# با شماره همراه مربوطه
۴. انتخاب عدد ۲ (پشتیبانی)
۵. انتخاب عدد ۱ (غیرفعال کردن)
۶. تماس با شماره 99977
۷. انتخاب عدد ۰ و اتصال به پاسخگو و اعلام موضوع، بهمنظور پیشگیری از مسائل احتمالی قانونی
پینوشت:
ـ از همکاری مؤثر پلیس محترم فتا و پاسخگویی مناسب پشتیبان روبیکا صمیمانه تشکر میکنم.
ـ از کلیک روی لینکهای نصب VPN، حتی اگر از سوی دوستان نزدیک ارسال شده باشند، خودداری شود؛ چرا که ممکن است حساب ارسالکننده نیز بدون اطلاع او هک شده باشد.
ـ ضمن تشکر از همراهی دوستان عزیز، همچنان خواهشمند است از پاسخ به کاربری روبیکایی به شماره 09132429909 خودداری فرمایند و در صورت دریافت هرگونه پیام، بنده را مطلع کنند.
با احترام
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#غزل
من تشنهی سلوکم و راهی به آب نیست
در پیشِ چشمِ من خبری جز سراب نیست
گفتم: خدا کند که شوی مبتلا چو من
گفتی: دعایِ همچو تویی مستجاب نیست
گفتم: بمان، اگر پیِ یک عشقِ بیحدی
گفتی: که جایِ دل، وسطِ منجلاب نیست
گفتم: به انتقامِ خدا فکر میکنی؟
گفتی: خیالِ خامِ تو جز وَهم و خواب نیست
از زخمهای خویش نگفتم؛ ولی بدان
کارِ خدایِ ما و شما بیحساب نیست
دنیایِ انتقام، چنین گرد و کوچک است:
هر تهمتی زدند به ما، بیعقاب نیست
کارِ خدا صبوری و کارِ جهان جفاست
در کار و بارِ حق، اثری از شتاب نیست
- آرامِ جانِ من! ز چه رو در تلاطمی؟
- در این سکوتِ تلخ، مجالِ جواب نیست
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
من تشنهی سلوکم و راهی به آب نیست
در پیشِ چشمِ من خبری جز سراب نیست
گفتم: خدا کند که شوی مبتلا چو من
گفتی: دعایِ همچو تویی مستجاب نیست
گفتم: بمان، اگر پیِ یک عشقِ بیحدی
گفتی: که جایِ دل، وسطِ منجلاب نیست
گفتم: به انتقامِ خدا فکر میکنی؟
گفتی: خیالِ خامِ تو جز وَهم و خواب نیست
از زخمهای خویش نگفتم؛ ولی بدان
کارِ خدایِ ما و شما بیحساب نیست
دنیایِ انتقام، چنین گرد و کوچک است:
هر تهمتی زدند به ما، بیعقاب نیست
کارِ خدا صبوری و کارِ جهان جفاست
در کار و بارِ حق، اثری از شتاب نیست
- آرامِ جانِ من! ز چه رو در تلاطمی؟
- در این سکوتِ تلخ، مجالِ جواب نیست
محمدعلی عربنژاد
(میم.آرام)
globe_with_meridians mimaram.ir
id️ @mimaram_ir
speech_balloon 10000110009909
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
محمدعلی عربنژاد(آرام)
#شنبه_ها
#معرفی_کتاب
... به زبان فرانسه به آنها خوش آمد گفتم و افراد حاضر را طبق معمول به آنها معرفی کردم.
مادام در حدود ۳۵ تا ۴۰ سال داشت و راهبه در حدود ۴۰ تا ۴۵ سال . پس از پذیرائیهای لازم اطاقهایی که به سبك تركي فرش شده بود، مورد بازدید ایشان قرار گرفت و کاملا مورد توجه آنها واقع شد.
راهبه تقاضا کرد که سوره مریم از قرآن کریم تلاوت شود آیاتی از این سوره مبارکه ، درباره حضرت مريم و حضرت زکریا خوانده شد و من به زبان فرانسه، ترجمه کردم...
books #زنان_قهرمان
🖋 #احمد_بهشتی
✍️ پ.ن:
_ این روزها، در میانِ انبوهِ کتابها، طبقِ عادتی که از سالهای بیمادری در من شکل گرفته، سری به کتابهای شخصیِ #مادر زدم و خواندنِ این کتاب، بیش از هرِ کتابِ دیگری، مرا به خود جلب کرد.
این کتاب، با کاغذهای کاهی که سری اولِ آن در سه جلد و به قیمت هشتاد ریال در دهه پنجاه منتشر شده، ظاهرا همان روزها در اعوان جوانی جزو سبد خریدهای مادرم بوده…
_ به تمامِ علاقهمندان به تاریخ، بهویژه بانوانِ ارجمند، توصیه میکنم این کتاب را تهیه کرده و بخوانید.
@mimaram_ir
#معرفی_کتاب
... به زبان فرانسه به آنها خوش آمد گفتم و افراد حاضر را طبق معمول به آنها معرفی کردم.
مادام در حدود ۳۵ تا ۴۰ سال داشت و راهبه در حدود ۴۰ تا ۴۵ سال . پس از پذیرائیهای لازم اطاقهایی که به سبك تركي فرش شده بود، مورد بازدید ایشان قرار گرفت و کاملا مورد توجه آنها واقع شد.
راهبه تقاضا کرد که سوره مریم از قرآن کریم تلاوت شود آیاتی از این سوره مبارکه ، درباره حضرت مريم و حضرت زکریا خوانده شد و من به زبان فرانسه، ترجمه کردم...
books #زنان_قهرمان
🖋 #احمد_بهشتی
✍️ پ.ن:
_ این روزها، در میانِ انبوهِ کتابها، طبقِ عادتی که از سالهای بیمادری در من شکل گرفته، سری به کتابهای شخصیِ #مادر زدم و خواندنِ این کتاب، بیش از هرِ کتابِ دیگری، مرا به خود جلب کرد.
این کتاب، با کاغذهای کاهی که سری اولِ آن در سه جلد و به قیمت هشتاد ریال در دهه پنجاه منتشر شده، ظاهرا همان روزها در اعوان جوانی جزو سبد خریدهای مادرم بوده…
_ به تمامِ علاقهمندان به تاریخ، بهویژه بانوانِ ارجمند، توصیه میکنم این کتاب را تهیه کرده و بخوانید.
@mimaram_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA5Kدنبال کننده