اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
4Kدنبال کننده
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت)
http://hosseinieh.net
.
کانال دوبیتی و رباعی:
point_right @dobeity_robaey
.
خادم کانال:
point_right @addmin_roze
.
کانال‌های ما در ایتا:
point_right https://eitaa.com/hosseinieh_net
.
point_right https://eitaa.com/dobeity_robaey
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#امام_رضا_ع_مدح_و_ولادت
#استکبار_ستیزی

شوقِ نسیم بامدادت بی نظیر است
در صحنِ تو، حالِ عبادت بی نظیر است

خوشبخت، آن سائل که یادش کرده باشی
یادم کن آقا جان که یادت بی نظیر است

دور و برَت زائر، زیارتنامه، خادم...
اوضاعِ بر وفق مرادت بی نظیر است

می‌گفت: "از ما لحظه‌ای رو برنگردان"
حرفِ غلام خانه‌زادت بی نظیر است

از دست‌هایت هر چه پیش آید خوش آید
سلطانی و کم یا زیادت بی نظیر است

خورشید، بر گنبدطلایت بوسه‌ها زد
اینگونه اظهار ارادت بی نظیر است

دور است چشم زخم، از صحن و سرایت
نقّاره خوانْد و «إن یکاد»ت بی نظیر است

کلّ حرم لطف خودش را دارد اما،
آرامش باب ٱلجوادت بی نظیر است

برگِ برات از خواهرت باید بگیرم
إذنِ دخول از مادرت باید بگیرم
::

دل را جلا دادی؛ شدی ماهِ شب-افروز
شد دشمنت لبریز از آهِ جگرسوز

آمد شبِ میلادت ای شاهِ خراسان
از ماهِ ذی القعده گذشته یازده روز

روزی که صبحش چشم بر عالَم گشودی
عینِ بهار است و برایم هست نوروز

دورِ تو‌ می‌گردم اگر می‌بینی امروز
اجدادِ من دورِ تو می‌گشتند دیروز

هر جا کم آوردم نجاتم دادی از غم
هستم بدهکارت! شدم بسیار مقروض

هر کس تو را دارد، عجب سرمایه‌دار است
هر کس تو را دارد بخوانَش: ثروت‌اندوز

با آبِ سقّاخانه‌ات دریا وضو ساخت
علّامه‌ها دورِ ضریحت، دانش آموز...

شد پنجره فولاد هم‌آغوش ِگمراه
از رأفتِ تو ذوب شد آهن به والله
::

سلطان تویی! خورده گره این خاک با تو
این سرزمینِ مادری شد پاک با تو

هست از ازل تا به ابد واژه به واژه-
آیاتِ شمس و آیهٔ لولاک با تو

سوزانْد قرآن را و مسجد را شبانه
آقا سزایِ دشمن ِ هتّاک با تو

این پرچم ِ سبز و سفید و سرخ با من
مرگِ یهودِ نحس ِ وحشتناک، با تو

داغِ شهیدان می‌شود هر روز تازه...
ذکرِ تسلّایِ دلِ غمناک با تو

فرمانروایی کن به نفعِ شیعیانت
لشکرکشی از عالَم ِ افلاک با تو

فرزندِ تو تفسیری از حصنِ حصین است
حرزِ جوادت(ع) حافظِ ایران‌زمین است!

#مرضیه‌_عاطفی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

هیچ‌جا چون مرقدت با خویش راحت نیستم
آمدم زائر بمانم؛ فکر حاجت نیستم

خوب می‌دانم خودت آورده‌ای مشهد مرا
من وگرنه آنقَدَرهم بالیاقت نیستم

آب سقّاخانه کاسه کاسه مستم کرده‌ است
رعیت خود را ببخش، اهل رعایت نیستم

گفته‌ای آخر به داد زائرانت می‌رسی
قول تو قول است؛ پس فکر قیامت نیستم
::
می‌شود با یک غذای حضرتی مهمان شوم؟
تا سخن‌چینان نگویند آشنایت نیستم...

✍️ #رضا_یزدانی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_ولادت
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

خسته از دردهای بدموقع
پی آرامشی موقت بود
کمرش مهره‌مهره تیر کشید
باز هم وقت استراحت بود

جارویش را گذاشت روی زمین
روی جدول کنار کوچه نشست
دلهره، اضطراب، کار زیاد
لحظه‌ای چشم خسته‌اش را بست

سر هر کوچه موکب شادی
شربت و کیک دست مردم بود
اشک از روی گونه‌اش سُر خورد
شب جشن امام هشتم بود

پا شد از جا دوباره جارو کرد
جلوی موکب و خیابان را
خش‌خشِ جارویش عیان می‌کرد
دردهای همیشه پنهان را

اشک می‌ریخت زیر لب می‌گفت:
"من به قربان اسمتان آقا...
چندوقت است دورم از حرمت
من کجا و حریم پاک شما!"

"کاش جاروکشِ حرم بودم
صبح تا شب میانِ گوهرشاد
می‌گرفتم غبارِ صحنت را
هم‌قدم با نسیم و همدمِ باد

غصه دارم به قدرِ چند کتاب
درد دارم به قدرِ ده دفتر
دلِ من تنگ و بی‌قرارِ شماست
دستِ من را بگیر محکم‌تر"

جارویش را کشید روی زمین
مرد بی‌تاب استراحت بود
کوچه اما پر از زباله و او
گیرِ یک جرعه خوابِ راحت بود

باد پیچید و لحظه‌ای حس کرد
فارغ از غصه‌ها و درد و غم است
مردمِ شهر زائر و او هم
خادمِ افتخاریِ حرم است

#متین_پسندیده

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#حماسه_مردم

سرمه‌ی چشمان خود کردم غبار توس را
هر زمان از او گرفتم رخصت پابوس را

باز هم طی می‌کنم این راه را با اشک و آه
ای خدا از من نگیر این شعله‌ی فانوس را

این‌که جا دارد درون سینه‌ام، اعجاز اوست
قطره‌ای در قلب خود جا داده اقیانوس را

شعر می‌خوانم میان صحن و می‌گویم به خود
زندگی کن بیت‌های زنده‌ی ملموس را

بنده‌ی شاه خراسان بود فردوسی که ساخت
شاهکار رستم و سهراب و کیکاووس را

حق‌حقِ نقاره‌‌اش دارد مسلمان می‌کند
یک به یک دلداده‌های نغمه‌ی ناقوس را

خادمش تا بازدارد زائری را از خطا
می‌کشد بر شانه‌ی زائر پَر طاووس را

بارگاه حضرت سلطان امید آخر است
مردم درمانده‌ی از این و آن مأیوس را

من که در گلدسته‌ها و گنبد او یافتم
آشکارا جلوه‌ی یانور و یاقدّوس را

جان یک عالم به قربانش که زیر پرچمش
امنیت داده‌ست و عزت، امت مبعوث را

می‌روم اما دلم را می‌گذارم در حرم
این دلِ با پنجره‌فولاد او مأنوس را

#علی_سلیمیان

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#شعار_راهپیمایی
#شعر_پایداری
#وعده_صادق

(ما امام‌ رضا داریم)

ما نور خدا داریم / ما مهرِ ولا داریم
پیوسته ندا داریم / ما امام‌ رضا داریم

ما مور سلیمانیم/ ما گدای سلطانیم
ما دستِ تهی سوی/ مهر هل‌أتا داریم

پشت پنجره فولاد/ می‌زنم ز دل فریاد
از غبار این گلشن/ دارو و دوا داریم

ما که رضوی هستیم/ پس کجا تهی‌دستیم
گنجینۀ پُر نوری / از مهر رضا داریم

ما مُحب زهرائیم/ ما غلام مولائیم
عزت و شرافت از / پور مرتضی داریم

گر ز کربلا دوریم / مهمان گل نوریم
در مشهد این مولا / اجر کربلا داریم

ما را چه غم از نیران / ما را چه غم از میزان
در غریبی محشر/ چون که آشنا داریم
::
در دفاعِ از میهن / در مقابل دشمن
ما تکیه به الطاف/ آل مصطفی داریم

ما مردم بی‌باکیم / ما مدافع خاکیم
انتظار پیروزی / از آل عبا داریم

ما آیۀ والفجریم / ما معنی والنصریم
در تمام عمر خود / رو سوی خدا داریم

ای ولی عصر ما / ای صاحب نصر ما
آرزوی دیدارِ / چهرۀ تو را داریم

#سیدهاشم_وفایی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
broken_heartزبان‌حال #شهید_امام_خامنه‌ای با #امام_رضا علیه‌السلام

عمری نهادم سر به خاک آستانت
اینک شدم‌ با روی گلگون میهمانت

ای خاک کویت توتیای چشم‌هایم
ای اشک چشمم چلچراغ کهکشانت

این دل که عمری جَلد بامت بود ای دوست!
پر می‌کشد اینک بر اوج آسمانت

سر خم نکردم پیش اهل ظلم یک دم
تا سر نهادم روز و شب بر آستانت

آن لحظه‌ی آخر که دیدم کربلا را
لبّیک‌ها گفتم به جدّ تشنه‌جانت

«نصرٌ من الله» است نقش پرچم تو
«فتحٌ قریب» اینک نصیب عاشقانت

عمری به دامان تو اشک شوق بودم
اکنون من و آغوش گرمِ مهربانت

من از تو گفتم...از تو گفتم...تا سرانجام
فصلی شدم از فصل‌های داستانت

#محمدمهدی_سیار

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ point_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
بر ذکر رضا همیشه ایمان داریم
بر حفظ وطن شوق فراوان داریم
#جمهوری_اسلامی_ایران یعنی
در کشور خود حضرت سلطان داریم

#مجتبی_رافعی
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
#محاوره

سلام گرم عاشقونه‌ی من
روونه شد به سوی مشهد تو
باز دل تنگم شبیه کبوتر
نشسته روبروی گنبد تو

همیشه وقتی که دلم می‌گیره
لباس تنهاییامو می‌پوشم
میام حرم تا بار غصه‌هامو
کبوترا بردارن از رو دوشم

خدای مهربونیا! نگام کن
باز تو دلم درد نهفته دارم
هر موقع که میام زیارت تو
یه دنیا حرفای نگفته دارم

رضا شدی واسه رضایت ما
پیش تو نا امیدی خیلی زشته
صحن و سرات معدن آرامشه
حرم نگو یه تیکه از بهشته

آبی که از سقاخونه می‌نوشم
کام منو پر از عسل می‌کنه
وقتی کنار تو نماز می‌خونم
خدا خودش منو بغل می‌کنه

هر کی یه گوشه خیره به گنبده
چشمای گریونش پر از خواهشه
بدون اینکه به زبون بیاره
ازش خبر داری، می‌دونی چشه

بزرگترین حاجت قلبم تویی
هرچی به جز تو واسه من حقیره
الهی که روا نشه هیچ موقع
حاجتی که تو رو ازم می‌گیره

حرف دل سائلت‌و می‌دونی
پس دیگه هرچی بگه حرّافیه
هیچی ندادیم ندادی ولی
فقط یه کربلا بدی کافیه

#علی_ذوالقدر

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

ای که دل غریب من، با تو شد آشنا، رضا
اشک من است پنجه در پنجرۀ تو یا رضا
من که کبوتر دلم انس گرفته با رضا
می‌شنوم ز قدسیان زمزمۀ رضا رضا

ای به فدای جان تو، جانِ به لب رسیده‌ام
من که گل بهشت را از حرم تو چیده‌ام
من به بهای هستی‌ام، مهر تو را خریده‌ام
عشق تو می‌برد مرا، تا حرمِ خدا، رضا

ای که به باغ مکرمت، گل تویی و گلاب، تو
ذکر تویی، دعا تویی، اجر تویی، ثواب، تو
علم تویی، حلم تویی، فاتحة الکتاب، تو
می‌دمد از ضریح تو جلوۀ ربنا، رضا

آن‌که وجود را به خود، از عدم آوَرَد تویی
بارقۀ امید ما روز نشاط و غم تویی
مروه تویی، صفا تویی، قبله تویی، حرم تویی
تویی شمیم سورۀ کوثر و هل‌اَتی، رضا

فدای خاک پای تو، خدای را ولی تویی
تداوم ولایت مطلقۀ علی تویی
مراد اهل بینش از ذکر «سینجلی» تویی
بی‌تو کسی نمی‌برد، ره به سوی خدا، رضا

شبی که سر زد از افق جمال ماهت آمدم
پناه ماسوا تویی، که در پناهت آمدم
کبوترانه پر زدم، بر سر راهت آمدم
اگر ز در برانی‌ام، کجا روم، کجا رضا؟

به پیشگاه قدس تو اگر چه دست‌خالی‌ام
اگر کسی نمی‌خورد، غم شکسته‌بالی‌ام
هست اگرچه اشک من، گواه خسته‌حالی‌ام
خوشم که دارم از جهان ولایت تو را رضا

ای که به این شکسته‌دل فرصت آه داده‌ای
ای که مرا به این حرم خوانده و راه داده‌ای
اگرچه در جوار خود مرا پناه داده‌ای
بخوان مرا به دیدن روضۀ کربلا، رضا

#محمدجواد_غفورزاده

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

اگر مُکدّر اگر شاد، دوستت دارم
اگر اسیر اگر آزاد‌، دوستت دارم

کنار پنجره فولاد عاشقت هستم
میان صحن گُهرشاد، دوستت دارم

شبیه بارش باران بی‌مقدمه‌ای،
در اولین شب مرداد، دوستت دارم

به سمت صحن و سرایت گشوده‌ام پر و بال
من این کبوترِ در باد، دوستت‌ دارم

زمان آمدنم مادرم گریست فقط
پدر سلام فرستاد؛ دوستت‌ دارم

اگرچه زمزمه خوب است، خوش به حال کسی
که زد به عشق تو فریاد: دوستت دارم

#سعید_مبشر

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

هرکس که در حریم رضا پا گذاشته
پا در حریم عرش معلی گذاشته

خود را میان‌ آینه‌کاری شکسته است
دل را میان صحن و سرا جا گذاشته

از گریه‌های پای ضریحش مشخص است
او را دلش به حال رضا وا گذاشته

ای نا امیدِ سر به بیابان گذاشته
این خانه را خدای تو اینجا گذاشته

می‌خواست با بهشت کمی آشنا شویم
این بارگاه را به تماشا گذاشته

بر شانه‌های پنجره فولاد سرگذار
او دست لطف روی سر ما گذاشته

اینجا پناه هر که ندارد پناهگاه
در را رضا به روی همه وا گذاشته

#روح‌الله_راوی‌_نیا

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_ولادت

آن‌قدر تابیده در هرجای کشور، آفتاب
سهم ما حالا شده چندین برابر آفتاب
سفره‌های نور در این‌خاک پهن است و به‌ما
می‌رسد ازخانه‌ی موسی‌بن‌جعفر آفتاب
یک‌طرف ازسمت مشهد، یک‌طرف ازسمت قم
اذن می‌گیرد از این خواهر-برادر آفتاب
چون سه‌تا در باز مانده رو به ایران از بهشت
خاک ما هرگوشه‌ای دارد سراسر آفتاب
جرعه‌جرعه نور می‌نوشد در اوج تشنگی
از هوای این حرم، ساغر به ساغر آفتاب
آن‌قدر شوق زیارت دارد این‌جا که هنوز
در مسیر از شوق، پا نشناخت از سر آفتاب
در کنار آب و باد و خاک زائر می‌شود
بر فراز هر حرم یک‌جور دیگر آفتاب
در پناه سایه‌ی لطفش شفاعت می‌شویم
در پی سوزاندن ما نیست محشر آفتاب

آسمان در این حرم عرض ارادت می‌کند
شب‌به‌شب در کنج ایوان‌ها عبادت می‌کند

هرکسی در راه این درگاه زائر می‌شود
در حقیقت فی سبیل‌الله زائر می‌شود
باز کلب آستان شاه می‌آید حرم؟!
یا دوباره ناصرالدین‌شاه زائر می‌شود؟!
می‌شود تکثیر در آیینه‌‌کاری‌های صحن
در رواق آینه تا ماه زائر می‌شود
در نگاه لطف او فرقی ندارد در حرم
بنده زائر می‌شود یا شاه زائر می‌شود
معنی حج فقیران بودنش این‌ است که
در بساط هرکه باشد "آه" زائر می‌شود
حاجتش را می‌دهد هرکس که از باب‌الجواد
گرچه حتی لحظه‌ای کوتاه زائر می‌شود
بر امام مهربان خود پناه آورده است
هر گرفتار غمی هرگاه زائر می‌شود
مطمئناً تو به دیدارش سه‌دفعه می‌روی
آن‌که یک‌نوبت بر این درگاه زائر می‌شود

نیست جمع ناامیدان را امیدی غیر تو
تا نصیب هریک ازما شد سه‌چندان خیر تو

چون‌که سلطان خراسان لطف‌هایش بی‌حد است
قبله‌ی حاجات ما دائم به‌سوی مشهد است
دور یا نزدیک فرقی نیست بین زائران
با سلام از هرکجا دل زائر این مرقد است
مبدأش هر جای این عالَم که باشد باز هم
هرکه دارد حاجتی، این شهر او را مقصد است
دست خالی برنمی‌گردد کسی از این‌حرم
چشم بارانی زائرها به سمت گنبد است
قطعه‌ای را از بهشت آورد‌‌‌ه بر روی زمین
اتفاقی نیست این رخ‌داد، لطفِ ایزد است
خوش‌به‌حال خادم درگاه قدسی رضا
در قیامت هم دوباره صاحب این‌مسند است
صاحب این‌خانه درهم می‌پذیرد میهمان
روزوشب دور ضریحش جای هرخوب‌وبد است
«آمدم ای شاه...»، آه! از راه دوری آمدم!
باز کن آغوش گرمت را، گدایت آمده‌ست

ما رعیت‌ها خوشیم از این‌که شاهِ ما تویی
در هجوم بی‌پناهی‌ها، پناه ما تویی

در دل ما روزنی از نور پیدا می‌شود
تا چراغ گنبدت از دور پیدا می‌شود
با نمک‌هایی که در صحن تو نذری می‌دهند
در دل افسرده‌ی ما شور پیدا می‌شود
تو سلیمانی و در خیل گدایان درت
نه فقط آهو، که حتی مور پیدا می‌شود
زائری که بین غم‌ها گم شود دور حرم
در کنار مضجعت کیفور پیدا می‌شود
این‌چنین مستی که ما درصحن تو داریم، کِی
در شراب کهنه‌ی انگور پیدا می‌شود؟
در میان خادمانت «چهره‌ها» خاکی‌ترند
بین گمنامان تو، مشهور پیدا می‌شود
کفر اگر یک‌شب شود گم بین صحنت تا سحر
صبح‌دم در سجده‌اش مشکور پیدا می‌شود
این‌که من هم خادمت هستم به این‌معناست که
بین خوبان وصله‌ی ناجور پیدا می‌شود.

باوجود این‌که کوهی از گناهان با من است
تو رئوفی و دلم از رأفت تو روشن است

آمدم پابوس تو، شد هردو چشمم باز، تر
مشت دل را می‌کنم پیش تو آقا بازتر
غصه‌ها را در حرم با گریه می‌گویم به‌تو
گنبد تو می‌شود از مادرم هم‌رازتر
از تو و صحن تو محرم‌تر ندیدم در جهان
«باید این‌جا کرد درد خویش را ابرازتر»
بار‌ها از درد با او گفتم و گشتم، نبود
از کنار از پنجره فولاد تو دم‌سازتر!
گشته‌ام هرجای ایران را، ولی چشمم ندید
هیچ‌جا را قم‌تر و مشهدتر و شیرازتر
درحرم مضمون فراوان است پس با این‌حساب
می‌شود شاعر کنارت قافیه‌پردازتر
هم دل صیاد را، هم صید را باهم زدی
نیست در تاریخ از چشم تو تیراندازتر
کو در این‌دنیای ما از مکتب تو مکتبی
بامحبت‌ساز و آقاساز و انسان‌سازتر؟

از من دل‌مرده اکنون «آن‌چه هستم» را بگیر
من دلم تنگ ضریح توست...، دستم را بگیر

از نسیم لطف تو تا شمّه‌ای رو می‌شود
خار: گل، دیوانه: عاقل، گرگ: آهو می‌شود
در ضریحت تا زمان گردگیری می‌رسد
پلک‌هایم: دستمال و مژّه: جارو می‌شود
باد تا راهش می‌افتد سمت ایوان طلا
مثل ما دیوانه‌ها سرگرم هوهو می‌شود
آدم از ابراز حاجت‌ها خجالت می‌کشد
دست دل اما به‌لطف اشک‌ها رو می‌شود
هرکسی یک‌بار می‌آید اسیرش می‌کنی
در حیاط صحن آزادی هیاهو می‌شود
هر زمان پای ضریح توست، با یاد بقیع
آرزوی مادرم «نذر النگو» می‌شود...
دربه‌در در گوش هردیوار عهدی خوانده‌ام
حرف‌هایم غالباً این‌جا دوپهلو می‌شود
دل که در این‌سال‌ها با هیچ‌کس هم‌سو نشد
یک‌نفر می‌آید و این‌بار با او، می‌شود.

تا دل تاریک ما روشن به نور مهدی است
در حرم تنهای دعای ما ظهور مهدی است

✍ شاعران:
#مجتبی_خرسندی (بند اول و آخر)، #علی_کاوند، #عباس_گودرزی، #میثم_کاوسی، #سجاد_روانمرد

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

آسمان بود از زمین در هر قدم نزدیک‌تر
روبرویت بودم و می‌شد حرم نزدیک‌تر

مثل عطر گل که می‌پیچد در آغوش نسیم
می‌شود عطر مسیحا دم به دم نزدیک‌تر

بارها از راه دور آقا سلامت کرده‌ام
تا جوابم را بگیرم آمدم نزدیک‌تر

محو در آیینه‌هایم، تا نگاهم می‌کنی
من تو را حس می‌کنم از خویش هم نزدیک‌تر

ذره‌ی پابوس صحنت آفتاب و می‌شود-
تابش خورشید در ملک عجم نزدیک‌تر

دور بودم از تو اما شعر دستم را گرفت
می‌توان با یک غزل شد صد قدم نزدیک‌تر

#محمد_غفاری

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

هرچند که مسکین و تهی‌دستم من
از سُکر سلام بر شما مستم من
گویند سلام مستحب است، آری
مشتاق جواب واجبش هستم من

#محمدجواد_غفورزاده
@dobeity_robaey
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
شعرخوانی رضوی آقای #محسن_کاویانی با طعم دهه ۶۰ در حضور #شهید_امام_خامنه‌ای broken_heart


آن روزها دستِ پدرها بس که خالی بود
یک مشهدِ ساده برامان خوش خیالی بود

از چاه‌های نفت سهمِ ما علاءالدین
از عیشِ دنیا سهمِ ما چایِ ذغالی بود

کفشِ دوخطِ میخی و آتاری و تیله
دار و ندارم کارت‌های فوتبالی بود

عکسِ حرم را بوسه می‌زد کودکی‌هایم
عکسی که روی سکه‌های صد ریالی بود

عکسی که هرشب پیشِ چشمِ مادرم تا صبح
تنها دلیلِ گریه‌های پشتِ قالی بود

دستِ پدر از قلکِ من بود خالی‌تر
آری همیشه مادرم بُغضَش سُفالی بود

گاهی پدر از طُرقبه می‌گفت اما حیف
هرسال جیبِ او دچارِ خشکسالی بود

نه اهلِ مشهد نه ولیکن ریشه‌ام آنجاست
جایی که شوقِ سال‌های نونهالی بود

همراهِ اتوبوسِ بنزِ سیصد و دو، گاه
می‌رفت تا مشهد دلم! بَه بَه! چه حالی بود

آقا نوارِ " لاله‌ی خوشبو رضا " بُگْذار
فامیلیِ آقای راننده وصالی بود

یک فرفره، یک زنجبیلِ پیچی و یک عطر
سوغاتِ خوبِ روزهای خردسالی بود

با پرده‌ی نقاشی صحنِ حرم عکسی…
انداختیم و من لباسم خال خالی بود

یَخمَک به دستم بود و می‌رفتم حرم سرمَست
لب‌هام غرقِ خنده‌های پرتقالی بود

با اولین پرواز امروز آمدم مشهد
جای منِ آن روزها، بدجور خالی بود

مادر! دوباره گم شدم در کوچه‌ی سرشور
کو آن مسافرخانه‌ای که این حوالی بود

مادر! به جای تو زیارت کردم آقا را
بابا! هوای طرقبه امروز عالی بود…!

#محسن_کاویانی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ point_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

«کار مرا به گردش چشمی تمام کن»
«گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن»

از هفت خط جام ولایت چشید‌ه‌ام
اکنون مرا خمار به شُرب مدام کن

عمری است قلب من شده «دارالولایه‌»ات
این خانه را برای غریبه حرام کن

بگذار لحن اشک بگیرد زیارتم
مثل همیشه فارغم از هر کلام کن

حالا بگو مرا به حرم راه می‌دهی؟
این انتظار و دلهره‌ را مستدام کن

سنگی نشست گوشه ایوان‌طلای تو
ای کعبه‌ی امید، مرا استلام کن!

از بارگاه خواهرتان پیک آمده
لطفی بر این کبوتر بر روی بام کن

عمری پی زیارت مخصوص بوده‌ است،
او را دوباره زائر مخصوص، نام کن

صیاد و آهویی به پناهت رسیده‌اند
این عقل و عشق را خودت آرام و رام کن

گوشم چرا نمی‌شنود پاسخ تو را؟
لطفی بر «السّلام» و «علیکَ السّلام» کن

چشمم اسیر مستی با دور باطل است
«کار مرا به گردش چشمی تمام کن»

از حکم «لا» به حکمت «الا» رسیده‌ام
عزم مرا غیور در این یک دو گام کن

من کشته‌ی فراز «بِالاَیدی وَ الاَلْسُن»ام
آگاهم از حقیقت این یک پیام کن

دست قنوت... ،«اوف لنا الکیل...»، ای عزیز...
فکری برای این غزل ناتمام کن

#سیدمهدی_حسینی_رکن‌_آبادی

پی‌نوشت:
مصراع‌های برجسته‌شده، برگرفته از غزل رضوی رهبر شهیدمان است و تضمین آن.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات

دردی که در دل ماست، درمان نمی‌پذیرد
این سر - بدون اغراق - سامان نمی‌پذیرد

ما را به روزگاران، مهری نشسته بر دل
بیرون نمی‌توان کرد، نقصان نمی‌پذیرد

دانه اگر نپاشد، مهرش اگر نباشد
خونی که در رگ ماست، جریان نمی‌پذیرد

چشمان اشکبارم، روح گناهکارم
گوید: مرو... ولی دل، فرمان نمی‌پذیرد

فهمیدم از خراسان، از حجّ این فقیران
کاینجا به‌جز گدا را سلطان نمی‌پذیرد

حال زیارتش را با عاقلان مگویید
عاقل خبر ندارد، دیوانه می‌پذیرد

آقا! خیال خامی‌ست کز ما تو را بگیرند
دنیا نمی‌تواند، ایران نمی‌پذیرد

آهن‌رباست مشهد، آدم‌رباست مشهد
آغاز ماست مشهد، پایان نمی‌پذیرد

رفتم به مشهد اما، دیدم بدون اذنش
مهمان‌پذیرها هم، مهمان نمی‌پذیرد

#عباس_احمدی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_رضا_ع_مدح_و_ولادت

نگاه دیگری از خورشید کران‌کران متولد شد
برای دفعه هشتم بود که آسمان متولد شد

چه گفته‌اند درِ گوشش که شد گذشته فراموشش
و روزگار چروکیده چنین جوان متولد شد

هر آسمان که می‌آمد باز، دریچه‌ی دگری شد باز
نگو یکی به جهان آمد، بگو جهان متولد شد

در این هزارهٔ تاریکی، تویی تمدن خورشیدی
که روشنایی چشمانت، برای‌مان متولد شد

کتیبه‌های رواقت را، ببین عجب ادبیّاتی
کنار تو چه غزل‌هایی که ناگهان متولد شد

چه خوب دست پدر در دست، میان صحن تو یادم هست
که شوق کودکی‌ام اینجا دوان‌دوان متولد شد

چقدر صحبت دل‌سنگی، چقدر گریهٔ دلتنگی
در این مکان متحول شد، در این مکان متولد شد

#جعفر_عباسی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_زمان_عج_مناجات
#جمهوری_اسلامی_ایران
#حماسه_مردم
#ماکان_نصیری

أینَ صاحِبُ یَومِ الفَتحِ و ناشِرُ رایَةِ الهُدیٰ

فراق و حسرت و دلتنگی و پریشانی...
گرفته هجر تو از عاشقت چه تاوانی!

علاجِ این همه اندوه، کار هرکس نیست
دوای درد دلم را، تو خوب می‌دانی!

بهار، بی تو برایم خزان‌ترین فصل است
گُلی شکوفه نداده‌ست بینِ گلدانی

عذابِ بی‌کسی‌ات مایه‌ی عذاب من است
میان مایی و از چشم خلق پنهانی

وَ قصّه‌ی نرسیدن ادامه‌دار شده‌ست
کجاست جمعه‌ی آخر، کجاست پایانی!

"بنا نبود که عاشق کنی، محل ندهی"
بنا نبود ببینی و رو بِگردانی!

نشد که اشک بریزم، سَبُک شوم آقا!
نمی‌شود که بیایی مرا بِگریانی؟!

نشسته‌ام سر این کوچه بلکه برگردی
نشسته‌ام برسد دست من به دامانی

چه سخت می‌گذرد روزگار من بی تو
چه زود می‌گذرد عُمر من به آسانی

تمام هَمّ و غمت، شیعه‌خانه‌ی زهراست
به فکر کشور مایی، به فکر ایرانی

تو مرهمی به دلِ مادران مینابی
سیاهپوش غُبارِ لباس ماکانی

همیشه سینه‌ات از داغ شیعه شعله‌ور است
تو آن یگانه‌صبورِ تمام دورانی

هنوز باورم این است، هر قَدَم، هر شب!
تو در کنار منی، در دل خیابانی

مرا میان شلوغی بِکِش در آغوشت
مرا که خسته‌ام از این فراق طولانی

هزار مرتبه گفتم که: دوستت دارم!
تو دلپذیرترینی، تو راحتِ جانی

ببین که آرزویم رفتنِ نجف با توست...
میان صحن علی، روبه روی ایوانی

علی‌ست مُشت گره کرده‌ی عزیزِ شهید
علی‌ست ارثیه‌ی رهبرِ خراسانی

چِقَدر سیّدعلی خواست کربلا برود...
رسید بالأخره جانِ ما به جانانی
::
هزار و نهصد و پنجاه سال می‌گِریَم
که بوریا بغلش کرد وقت عُریانی

#بردیا_محمدی

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#شعار_راهپیمایی

دست خدا همیشه بر سر ماست
امام رضا صاحب کشور ماست
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
با دیدن گنبدت هوایی شده‌ام
در گوشه‌ای از حرم، خدایی شده‌ام
آنقدر بها گرفته‌ام در مشهد
انگار که من شیخ بهایی شده‌ام

#عباس_صادقی_زرینی
seedling #امام_رضا_ع_مدح_و_مناجات
@dobeity_robaey
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب

هر چند نامِ نیک، فراوان شنیده‌ایم
نامی، به باشکوهی زینب، ندیده‌ایم

ارث از دلِ شجاع تو برده‌ست، یا علی!
نامش گره به نام تو خورده‌ست، یا علی!

پیوندِ عقل روشن و بیداریِ دل است
شاگردیِ تو کرده، که استادِ کامل است

قانونِ عقل و عشقِ جهان را به هم زند
وقتی عقیلةالعرب، از عشق، دم زند

زینب به بند، بندگی یار می‌کند
گیراست زلفِ یار و گرفتار می‌کند

از چشمِ یار، قامت دلدار، دیدنی‌ست
نام حسین، از لب زینب، شنیدنی‌ست

آن شیرزن که زینت شیر خدا شود،
باید امیر قافله‌ی کربلا شود

از خطبه، لرزه بر در و دیوار دیده‌اید؟
غرش، به سبک حیدر کرّار دیده‌اید؟

زن دیده‌اید از همه‌ی شهر، مردتر؟
از هر چه مردِ عشق، بیابان نَوَردتر؟

زن دیده‌اید در سخنش، برق ذوالفقار؟
بر ذوالجناحِ غیرت و آزادگی سوار؟

زن دیده‌اید اُسوه‌ی هر مرد و زن شود؟
زن دیده‌اید مثل علی بت‌شکن شود؟

شد پیشِ حق، دلیلِ مباهات اهل بَیت
وقتی که نور چشم علی، گفت: «ما رَاَیت...»

با «ما رَاَیت...»، بندگی‌اش را تمام کرد
حمدی نشسته خواند و دو عالم قیام کرد

«از هر چه بگذری، سخنِ دوست خوشتر است»
این دخترت، علی! چه قَدَر، شکل مادر است!

هر بار، تا صدا زده‌ای نام زینبت
انگار نام دیگر زهراست، بر لبت

زینب، طلوع دیگری از نور فاطمه‌ست
یک جلوه، از حقیقتِ مستور فاطمه‌ست

آن زهره‌ای که چادرِ زهراست بر سرش
ناموس کبریاست، شبستانِ معجرش

باغِ حیاست، کوچ بیابانی‌اش مبین
فخرُالنساست، بی سر و سامانی‌اش مبین
::
چون حیدر است، شرحِ طناب و اسیری‌اش
چون فاطمه‌ست، یک شبه، جریان پیریش

روزی که دل، مجاورِ بانوی عشق بود
حس کرد، قبر فاطمه هم در دمشق بود

#قاسم_صرافان

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_حسین_ع_شهادت
#امام_حسین_ع_روز_عاشورا
تضمین ابیاتی از مرحوم #مقبل_کاشانی

بر آن شهیدِ غریبِ به خاک و خون غلطان
رواست چشم جهان تا ابد شود گریان
چرا که گریه کند روز و شب، امام زمان

(روایت است که چون تنگ شد بر او میدان
بمانْد از حرِکت ذوالجناح و از جولان)

نه قلب اهل حرم تاب آن مصیبت داشت
نه چشم‌های عطش‌خیز، خواب راحت داشت
نه آن امام دگر یاوری به غربت داشت

(نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت
نه سید الشهدا بر جدال طاقت داشت)

هجوم نیزه و شمشیرها فزون گردید
صدای هلهله از شش جهت برون گردید
زمین به لرزه درآمد به رنگ خون گردید

(هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید
عزیز فاطمه از اسب واژگون گردید)

ز خاتم همه پیغمبران نگین افتاد
شکوه قامت آن محشرآفرین افتاد
ز جمع آل کسا نور پنجمین افتاد

(بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد
اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد)

#میثم_مومنی_نژاد

memo #اشعار_آیینی_حسینیه‌ | عضو شویدpoint_down
@hosseinieh_net
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
#امام_حسین_ع_مناجات
#شب_جمعه

دور از توأم و غمت شده هم‌رازم
شد عطر حرم بال و پر پروازم
با اشک میان قاب چشمم امشب
تصویر زیارت تو را می‌سازم

#یوسف_رحیمی
@dobeity_robaey
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ اردیبهشت
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
گرفتارم، گرفتارم ابالفضل
گره افتاده در کارم ابالفضل
دعایی کن، دوباره چند وقتی‌ست
هوای کربلا دارم ابالفضل

#سیدمحمدجواد_شرافت
@dobeity_robaey
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
اشعار آیینی حسینیه
اشعار آیینی حسینیه
4Kدنبال کننده
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت)
http://hosseinieh.net
.
کانال دوبیتی و رباعی:
point_right @dobeity_robaey
.
خادم کانال:
point_right @addmin_roze
.
کانال‌های ما در ایتا:
point_right https://eitaa.com/hosseinieh_net
.
point_right https://eitaa.com/dobeity_robaey
مشاهده کانال پیام‌رسان