۲۱ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
leaves*کاهش درد و رنج انسان های جامعه، هدیه ای بزرگ و ارزشمند به آنان است*
✍️
اگر نیک بیندیشیم و بنگریم در جامعه ای ک شهروندانِ آن دچار انبوهی از درد و رنج های گوناگون شده اند کاهش این درد و رنج ها هدیه ای بزرگ و ارزشمند به آنان است.
فرد بیکاری که از بیکاری رنج می برد و درد می کشد با به دست آوردن شغلی هرچند موقتی و به نسبت مناسب اندکی از درد و رنج اَش کاسته می شود.
فرد بیماری که از بیماری اَش درد می کشد و رنج می برد کمک برای درمان بیماری اَش یعنی کاستن از درد و رنجی که می کشد و می برد!!
فقیری که از فقر و نداری دچار تلخ کامی و فلاکت شده است و در انتظار دستان یاریگری است که وی را از این تیره بختی نجات دهد تو گویی که درد و رنج های بی پایان وی کاسته شده و هدیه ای بس بزرگ و ارزشمند دریافت کرده است!!
نا امیدی که که از همه جا و همه کس امیدش بریده شده اگر کورسوی امیدی ببیند جان و جهان اَش زنده می شود!!
بزرگ ترین خدمت و هدیه به انسان هایی که دچار درد و رنج های گوناگون شده اند
در گام نخست کاستن از درد و رنج های شان است که چنین اقدام بنیادین و مهم زندگی ارزشمند، خوش و خوبی را نیز برای آنان رقم خواهد زد.
چنین اقدامی هم در قالب فعالیت ها و کنش گری های فردی و جمعی قابل انجام است و هم در قالب فعالیت های سازمان یافتۀ نهادها و سازمان های دست اندرکار جامعه!! اگر چه بخش مهمی از شهروندان از بسیاری از نهادها و سازمان های موجود نا امید شده اند و به روی گردانی از آنان نیز اقدام کرده اند. در این میان می ماند دست های یاریگر افراد و گروه ها و انجمن های نیکوکار که این جا و آن جا و در گوشه و کنار کشور به صورت خودجوش و بدون هیچ گونه چشم داشتی برای کاهش درد و رنج های بی شمار شهروندان به ویژه در مناطق فقیر و محروم به فعالیت های ارزشمندی دست می زنند.
اکنون کودکان خیابانی، فقیران، خیابان خواب ها، بیکاران، بیماران، حاشیه نشینان، مستأجرانِ فاقد مسکن، بد مسکن ها، زنان سرپرست خانوار، مهاجرین تازه وارد به کلان شهرها، معتادان، زندانیانِ بدهکار، دانش آموزان مناطق محروم، شهروندان ساکن در مناطق محروم، معلولین، سالمندان تنها و بدون حمایت، و بسیاری دیگر از گروه هایی که درد و رنج های فراوانی را تحمل می کنند همگی چشم انتظار اَند تا درد و رنج های شان کاهش یابد و از حقارت های انسان شکنانه ای که بر جسم و روان شان تحمیل می شود رهایی یابند. اگرچه ریشه یابی دقیق و اساسی بروز و ظهور چنین وضعیت دردناکی کاملاً ضرورت دارد تا راه کارهای منطقی و عقلانی نیز از پَسِ آن ارائه شود اما تا آن زمان اقدام فوری و فوتی هرچند کوچک و ناچیز نیز می تواند دست کم بخشی از در د و رنج های این زنان و مردان و کودکان و نوجوانان و جوانان و سالمندان را کاهش دهد و هرگز شایسته نیست که از دادنِ چنین هدیۀ بزرگ و ارزشمندی به آنان دریغ شود
«هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید»
شیخ خرقانی..
گروه رسانه
*صندوق خیریه همیاران سوتلق: *
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
✍️
اگر نیک بیندیشیم و بنگریم در جامعه ای ک شهروندانِ آن دچار انبوهی از درد و رنج های گوناگون شده اند کاهش این درد و رنج ها هدیه ای بزرگ و ارزشمند به آنان است.
فرد بیکاری که از بیکاری رنج می برد و درد می کشد با به دست آوردن شغلی هرچند موقتی و به نسبت مناسب اندکی از درد و رنج اَش کاسته می شود.
فرد بیماری که از بیماری اَش درد می کشد و رنج می برد کمک برای درمان بیماری اَش یعنی کاستن از درد و رنجی که می کشد و می برد!!
فقیری که از فقر و نداری دچار تلخ کامی و فلاکت شده است و در انتظار دستان یاریگری است که وی را از این تیره بختی نجات دهد تو گویی که درد و رنج های بی پایان وی کاسته شده و هدیه ای بس بزرگ و ارزشمند دریافت کرده است!!
نا امیدی که که از همه جا و همه کس امیدش بریده شده اگر کورسوی امیدی ببیند جان و جهان اَش زنده می شود!!
بزرگ ترین خدمت و هدیه به انسان هایی که دچار درد و رنج های گوناگون شده اند
در گام نخست کاستن از درد و رنج های شان است که چنین اقدام بنیادین و مهم زندگی ارزشمند، خوش و خوبی را نیز برای آنان رقم خواهد زد.
چنین اقدامی هم در قالب فعالیت ها و کنش گری های فردی و جمعی قابل انجام است و هم در قالب فعالیت های سازمان یافتۀ نهادها و سازمان های دست اندرکار جامعه!! اگر چه بخش مهمی از شهروندان از بسیاری از نهادها و سازمان های موجود نا امید شده اند و به روی گردانی از آنان نیز اقدام کرده اند. در این میان می ماند دست های یاریگر افراد و گروه ها و انجمن های نیکوکار که این جا و آن جا و در گوشه و کنار کشور به صورت خودجوش و بدون هیچ گونه چشم داشتی برای کاهش درد و رنج های بی شمار شهروندان به ویژه در مناطق فقیر و محروم به فعالیت های ارزشمندی دست می زنند.
اکنون کودکان خیابانی، فقیران، خیابان خواب ها، بیکاران، بیماران، حاشیه نشینان، مستأجرانِ فاقد مسکن، بد مسکن ها، زنان سرپرست خانوار، مهاجرین تازه وارد به کلان شهرها، معتادان، زندانیانِ بدهکار، دانش آموزان مناطق محروم، شهروندان ساکن در مناطق محروم، معلولین، سالمندان تنها و بدون حمایت، و بسیاری دیگر از گروه هایی که درد و رنج های فراوانی را تحمل می کنند همگی چشم انتظار اَند تا درد و رنج های شان کاهش یابد و از حقارت های انسان شکنانه ای که بر جسم و روان شان تحمیل می شود رهایی یابند. اگرچه ریشه یابی دقیق و اساسی بروز و ظهور چنین وضعیت دردناکی کاملاً ضرورت دارد تا راه کارهای منطقی و عقلانی نیز از پَسِ آن ارائه شود اما تا آن زمان اقدام فوری و فوتی هرچند کوچک و ناچیز نیز می تواند دست کم بخشی از در د و رنج های این زنان و مردان و کودکان و نوجوانان و جوانان و سالمندان را کاهش دهد و هرگز شایسته نیست که از دادنِ چنین هدیۀ بزرگ و ارزشمندی به آنان دریغ شود
«هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید»
شیخ خرقانی..
گروه رسانه
*صندوق خیریه همیاران سوتلق: *
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن.
که در شریعتِ ما غیر از این گناهی نیست.
حافظ
که در شریعتِ ما غیر از این گناهی نیست.
حافظ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
مولانا در اشعار خود به مفاهیمی مانند
"عشق"، "صداقت"، "ارزشهای انسانی"، و «اخلاق در زندگی» اشاره کرده است.
او بارها این اصول را به عنوان راهنمایی برای زندگی و روابط انسانی، حتی در کار و تلاش روزمره، بیان کرده است. در اینجا چند نمونه از اشعار مولانا که میتوانند الهامبخش مفهوم صداقت و عشق در زندگی وکسبوکار باشند آورده شده است:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
این بیت به قانون بازگشت یا همان کارما اشاره دارد. مولانا میگوید اعمال ما همچون صدایی هستند که در کوه تکرار میشوند و به خودمان بازمیگردند. در کسبوکار، اگر با صداقت و نیت پاک عمل کنیم، نتیجهاش نیز به همان شکل به خودمان باز خواهد گشت.
از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
این بیت به قدرت محبت و عشق در تغییر و بهبود اشاره دارد. در دنیای کسبوکار، اگر با عشق و نیت خوب عمل کنیم، حتی کارهای سخت و پیچیده به نتایج مثبت تبدیل میشوند.
هر چه کنی به خود کنی
گر همه نیک و بد کنی
این بیت به این موضوع اشاره دارد که هر عمل و کار خوبی یا بدی که انجام میدهیم، به خود ما برمیگردد. در دنیای کسبوکار، این به معنای اهمیت رفتارهای اخلاقی و صادقانه است، زیرا نتایج کارهای ما به خود ما بازخواهد گشت.
باده از ما مست شد نی ما از او
قالب از ما هست شد نی ما از او
مولانا در اینجا به این مفهوم اشاره دارد که ما در اصل به جوهر درونی خود زندهایم و این جوهر، اخلاق و ارزشهای انسانی ماست. در کسبوکار، اگر ما با ارزشهای خودمان هماهنگ باشیم، روابط و نتایج کاری نیز به همان نسبت واقعی و پایدار خواهند بود.
این ابیات مولانا به ما یادآوری میکنند که "عشق"، "صداقت"، و" نیت پاک" در کارها و تلاشهای روزمره اهمیت دارند و در نهایت این اصول به ما بازمیگردند.
گروه رسانه
«کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق»
id شناسه:
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
"عشق"، "صداقت"، "ارزشهای انسانی"، و «اخلاق در زندگی» اشاره کرده است.
او بارها این اصول را به عنوان راهنمایی برای زندگی و روابط انسانی، حتی در کار و تلاش روزمره، بیان کرده است. در اینجا چند نمونه از اشعار مولانا که میتوانند الهامبخش مفهوم صداقت و عشق در زندگی وکسبوکار باشند آورده شده است:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
این بیت به قانون بازگشت یا همان کارما اشاره دارد. مولانا میگوید اعمال ما همچون صدایی هستند که در کوه تکرار میشوند و به خودمان بازمیگردند. در کسبوکار، اگر با صداقت و نیت پاک عمل کنیم، نتیجهاش نیز به همان شکل به خودمان باز خواهد گشت.
از محبت تلخها شیرین شود
وز محبت مسها زرین شود
این بیت به قدرت محبت و عشق در تغییر و بهبود اشاره دارد. در دنیای کسبوکار، اگر با عشق و نیت خوب عمل کنیم، حتی کارهای سخت و پیچیده به نتایج مثبت تبدیل میشوند.
هر چه کنی به خود کنی
گر همه نیک و بد کنی
این بیت به این موضوع اشاره دارد که هر عمل و کار خوبی یا بدی که انجام میدهیم، به خود ما برمیگردد. در دنیای کسبوکار، این به معنای اهمیت رفتارهای اخلاقی و صادقانه است، زیرا نتایج کارهای ما به خود ما بازخواهد گشت.
باده از ما مست شد نی ما از او
قالب از ما هست شد نی ما از او
مولانا در اینجا به این مفهوم اشاره دارد که ما در اصل به جوهر درونی خود زندهایم و این جوهر، اخلاق و ارزشهای انسانی ماست. در کسبوکار، اگر ما با ارزشهای خودمان هماهنگ باشیم، روابط و نتایج کاری نیز به همان نسبت واقعی و پایدار خواهند بود.
این ابیات مولانا به ما یادآوری میکنند که "عشق"، "صداقت"، و" نیت پاک" در کارها و تلاشهای روزمره اهمیت دارند و در نهایت این اصول به ما بازمیگردند.
گروه رسانه
«کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق»
id شناسه:
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
حکیم ابوالقاسم حسن پور علی توسی (طوسی) مشهور به فردوسی (نزدیک به سال 319 هجری خورشیدی) در دامنه توس خراسان،،روستای پاژ دیده به جهان گشود
فردوسی دهقان و دهقانزاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و همزمان با جنبش استقلالطلبی و هویتخواهی در میان ایرانیان سپری کرد.
شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، زمانهای درخشان را برای پرورش زبان و اندیشه ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همه آنانی است که در سدههای سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهرهگیری از آن سرمایه، توانست گفتار خود را چنین درخشان بپردازد.
شاهنامه، حماسهای منظوم، بر حسب دستنوشتههای موجود دربرگیرنده نزدیک به 50000 تا 61000 بیت و یکی از بزرگترین و برجستهترین سرودههای حماسی جهان، اثر فردوسی است که سرایش آن دستآورد دستکم، سی سال کار پیوسته این سخنسرای ایرانی است.
موضوع این اثر، اسطورهها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران در سده هفتم میلادی است که در چهار دودمان پادشاهیِ پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان گنجانده میشود.
شاهنامه نفوذ بسیاری در جهتگیری فرهنگ فارسی و نیز بازتابهای شکوهمندی در ادبیات جهان داشته است و شاعرانی مانند گوته و ویکتور هوگو از آن به نیکی یاد کردهاند.
شاهنامه بزرگترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به بسیاری از زبانهای زنده جهان ترجمه شده است.
نخستین بار در سال 601 خورشیدی، بُنداری اصفهانی شاهنامه را به زبان عربی برگرداند و پس از آن برگردانهای دیگری از این اثر، ازجمله برگردانِ ژول مُل به زبان فرانسوی، انجام گرفت.
گروه رسانه
«کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق»
id شناسه:
بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
فردوسی دهقان و دهقانزاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و همزمان با جنبش استقلالطلبی و هویتخواهی در میان ایرانیان سپری کرد.
شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، زمانهای درخشان را برای پرورش زبان و اندیشه ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همه آنانی است که در سدههای سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهرهگیری از آن سرمایه، توانست گفتار خود را چنین درخشان بپردازد.
شاهنامه، حماسهای منظوم، بر حسب دستنوشتههای موجود دربرگیرنده نزدیک به 50000 تا 61000 بیت و یکی از بزرگترین و برجستهترین سرودههای حماسی جهان، اثر فردوسی است که سرایش آن دستآورد دستکم، سی سال کار پیوسته این سخنسرای ایرانی است.
موضوع این اثر، اسطورهها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب به ایران در سده هفتم میلادی است که در چهار دودمان پادشاهیِ پیشدادیان، کیانیان، اشکانیان و ساسانیان گنجانده میشود.
شاهنامه نفوذ بسیاری در جهتگیری فرهنگ فارسی و نیز بازتابهای شکوهمندی در ادبیات جهان داشته است و شاعرانی مانند گوته و ویکتور هوگو از آن به نیکی یاد کردهاند.
شاهنامه بزرگترین کتاب به زبان پارسی است که در همه جای جهان مورد توجه قرار گرفته و به بسیاری از زبانهای زنده جهان ترجمه شده است.
نخستین بار در سال 601 خورشیدی، بُنداری اصفهانی شاهنامه را به زبان عربی برگرداند و پس از آن برگردانهای دیگری از این اثر، ازجمله برگردانِ ژول مُل به زبان فرانسوی، انجام گرفت.
گروه رسانه
«کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق»
id شناسه:
بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
گروه رسانه
«کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق»
id شناسه:
بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
«کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق»
id شناسه:
بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
rainbowفال حافظ
heavy_check_mark️دوشنبه 28 اردیبهشت 1405
green_heartفال حافظ امروز متولدین اردیبهشت :
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود.
وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود.
نقش میبستم که گيرم گوشهای زان چشم مست.
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود.
seedlingتعبیر:
در صدد این هستید که گذشته را جبران کنید و به عافیت برسید. به خاطر این پشتکار مژده ای به شما می دهند که نشان دهنده ی به پایان رسیدن غم ها و تاریکی هاست. در راه خدا بخشش کنید. پریشانی را از خود دور نماید تا برای رسیدن به مقصود قویتر و استوارتر باشید.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
heavy_check_mark️دوشنبه 28 اردیبهشت 1405
green_heartفال حافظ امروز متولدین اردیبهشت :
یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود.
وز لب ساقی شرابم در مذاق افتاده بود.
نقش میبستم که گيرم گوشهای زان چشم مست.
طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود.
seedlingتعبیر:
در صدد این هستید که گذشته را جبران کنید و به عافیت برسید. به خاطر این پشتکار مژده ای به شما می دهند که نشان دهنده ی به پایان رسیدن غم ها و تاریکی هاست. در راه خدا بخشش کنید. پریشانی را از خود دور نماید تا برای رسیدن به مقصود قویتر و استوارتر باشید.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
leavesداستان بوسه و سیلی، داستان زندگی...!!
ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود. ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و سیلی. هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشت
خانم جوان در دل گفت: از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم
مادربزرگ به خود گفت: از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم
ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند.
endزندگی کوپه قطاری است و ما انسانها مسافران آن. هرکدام از ما آنچه را می بینیم و می شنویم بر اساس پیش فرضها و حدسیات و معتقدات خود ارزیابی و معنی می کنیم. غافل از اینکه ممکن است برداشت ما از واقعیت منطبق بر آن نباشد.
«ما میگوییم حقیقت را دوست داریم
اما اغلب چیزهایی را که دوست داریم، حقیقت می نامیم»
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
ژنرال و ستوان جوان زیردستش سوار قطار شدند. تنها صندلی های خالی در کوپه، روبروی خانمی جوان و زیبا و مادربزرگش بود. ژنرال و ستوان روبروی آن خانمها نشستند. قطار راه افتاد و وارد تونلی شد. حدود ده ثانیه تاریکی محض بود. در آن لحظات سکوت، کسانی که در کوپه بودند 2 چیز شنیدند: صدای بوسه و سیلی. هریک از افرادی که در کوپه بودند از اتفاقی که افتاده بود تعبیر خودش را داشت
خانم جوان در دل گفت: از اینکه ستوان مرا بوسید خوشحال شدم اما از اینکه مادربزرگم او را کتک زد خیلی خجالت کشیدم
مادربزرگ به خود گفت: از اینکه آن جوانک نوه ام را بوسید کفرم درامد اما افتخار میکنم که نوه ام جرات تلافی کردن داشت
ژنرال آنجا نشسته بود و فکر کرد ستوان جسارت زیادی نشان داد که آن دختر را بوسید اما چرا اشتباهی من سیلی خوردم
ستوان تنها کسی بود که میدانست واقعا چه اتفاقی افتاده است. در آن لحظات تاریکی او فرصت را غنیمت شمرده که دختر زیبا را ببوسد و به ژنرال سیلی بزند.
endزندگی کوپه قطاری است و ما انسانها مسافران آن. هرکدام از ما آنچه را می بینیم و می شنویم بر اساس پیش فرضها و حدسیات و معتقدات خود ارزیابی و معنی می کنیم. غافل از اینکه ممکن است برداشت ما از واقعیت منطبق بر آن نباشد.
«ما میگوییم حقیقت را دوست داریم
اما اغلب چیزهایی را که دوست داریم، حقیقت می نامیم»
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
ای دل چو زمانه میکند غمناکت
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
خیام نیشاپوری
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بردمد از خاکت
خیام نیشاپوری
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
با توجه به اوضاع اقتصادی و شیوه زندگی هموطنان عزیز ، رسیدگی به انسانهای نیازمند ، ساخت اماکن عمومی ، فضاهای آموزشی و ایجاد اشتغال و سرمایه گذاری می تواند در رفع محرومیت بخشی از سوتلقی های عزیز ، تحول ایجاد نماید .و جهت رفع آنها حمایت و یاری هموطنان و خیرین سراسر ایران بخصوص سوتلقی های عزیز که در هرکجای جهان زندگی میکنند را خواستاریم.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
نیکی و نیکوکاری، امری پسندیده و ستودنی است. یکی از اساسی ترین وجهه خوب بودن ، در حوزه اخلاق اجتماعی، نیکوکاری است. نیکی شامل هرگونه خدمت رسانی به دیگران می شود؛ تا جایی که می توان مقام نیکی را از والاترین فضایل دانست. حتی بسیاری از مردمان با آنکه خود را اهل نیکی نمی شمارند ولی به اهل آن احترام ویژه ای می گذارند و نیکوکاران، از سوی همه بشر، مورد توجه و ستایش هستند.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
آهنگ و موسیقی کمک کردن به انسانها
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
بنام خدا
باسلام و احترام
به اطلاع اهالی محترم روستای سوتلق میرساند ، فردا (روز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۵/۲/۳۰) سرکار خانم اسکندری جهت تخصیص وام برکت، راس ساعت ۴ بعد از ظهر در مدرسه روستای سوتلق حضور خواهند داشت ، لذا متقاضیان محترم واجد شرایط میتوانند جهت گرفتن وام ادوات کشاورزی و همچنین وام گلِ محمدی به محل مدرسه سوتلق مراجعه نماید.
باتشکر
دهیاری روستای سوتلق
باسلام و احترام
به اطلاع اهالی محترم روستای سوتلق میرساند ، فردا (روز چهارشنبه مورخ ۱۴۰۵/۲/۳۰) سرکار خانم اسکندری جهت تخصیص وام برکت، راس ساعت ۴ بعد از ظهر در مدرسه روستای سوتلق حضور خواهند داشت ، لذا متقاضیان محترم واجد شرایط میتوانند جهت گرفتن وام ادوات کشاورزی و همچنین وام گلِ محمدی به محل مدرسه سوتلق مراجعه نماید.
باتشکر
دهیاری روستای سوتلق
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ اردیبهشت
۳۰ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
leaves نقش موسسات خیریه ومردم نهاد در تاب آوری اجتماعی بخصوص بانوان مبتلا به بیماری های مزمن و صعب العلاج
در روزهایی که بیماریهای مزمن و صعبالعلاج، آرام و بیصدا بخشی از توان جسم، آرامش روح و روان و امنیت زندگی را با خود میبرند، رنج تنها در درد بیماری خلاصه نمیشود؛ گاهی نگرانی از هزینههای درمان، احساس تنهایی، فاصله گرفتن از اجتماع و کمرنگ شدن امید، بار سنگینتری از خود بیماری بر دوش انسان میگذارد.
برای بسیاری از زنان، این مسیر دشوار با مسئولیتهای خانوادگی، دغدغه فرزندان و نگرانی برای حفظ نقشهای زندگی در هم میآمیزد و رنج و درد بیماری را عمیقتر میکند.
لذا، در چنین لحظاتی، حضور مؤسسات و صندوقهای خیریه تنها یک حمایت اجتماعی نیست؛ گاه نوری است در میانه روزهای فرساینده، گاه دستی است که پیش از فرو افتادن، انسان را به ایستادن دعوت میکند. این نهادها، فراتر از کمکهای مالی، پیامآور همدلی، کرامت انسانی و یادآور این حقیقتاندکه هیچ رنجی نباید در تنهایی تحمل شود.
مؤسسات خیریه، با فراهم کردن حمایتهای درمانی، روانی، معیشتی و اجتماعی، بخشی از بار سنگین بیماری را از دوش زنان برمیدارند.
کمک به تأمین هزینههای درمان، ارائه مشاوره و فراهم کردن بستر ارتباط با افرادی که تجربهای مشابه دارند، تنها بخشی از نقش ارزشمند این موسسات است. آنان تلاش میکنند بیماری، پایان احساس تعلق و امید نباشد.
گاه یک حمایت مالی، تنها پرداخت هزینه دارو نیست؛ بازگرداندن آرامشی است که زیر فشار نگرانی های اقتصادی رنگ باخته است. احیای امیدی است که در سکوت درد فراموش شده و گاه حضور یک موسسه خیریه، فقط ارائه خدمت نیست؛ اثبات این حقیقت است که جامعه هنوز توان همدلی را دارد.
زنان مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج، بیش از هر چیز نیاز دارند، احساس کنند همچنان بخشی ارزشمند از جامعهاند؛ دیده میشوند، شنیده میشوند و در مسیر دشوار درمان، تنها رها نشدهاند.
مؤسسات خیریه با تقویت پیوندهای اجتماعی و کاهش احساس انزوا، زمینه شکلگیری تابآوری اجتماعی را فراهم میکنند؛ همان توان برخاستن پس از فرسودگی، ادامه دادن در میانه دشواری و حفظ امید با وجود رنج.
شاید بزرگترین رسالت آنها درمان بیماری نباشد؛ بلکه زنده نگه داشتن امید در دل کسانی باشد که هر روز با چالشی بزرگ روبهرو هستند.
زیرا گاهی انسان، پیش از نیاز به درمان، به اطمینان نیاز دارد؛ اطمینان به اینکه هنوز دستهایی برای یاری، دلهایی برای همدلی و انسانهایی برای همراهی وجود دارند.
و این، همان جایی است که مهربانی سازمانیافته، به نیرویی برای التیام درد و بازسازی زندگی تبدیل میشود.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
در روزهایی که بیماریهای مزمن و صعبالعلاج، آرام و بیصدا بخشی از توان جسم، آرامش روح و روان و امنیت زندگی را با خود میبرند، رنج تنها در درد بیماری خلاصه نمیشود؛ گاهی نگرانی از هزینههای درمان، احساس تنهایی، فاصله گرفتن از اجتماع و کمرنگ شدن امید، بار سنگینتری از خود بیماری بر دوش انسان میگذارد.
برای بسیاری از زنان، این مسیر دشوار با مسئولیتهای خانوادگی، دغدغه فرزندان و نگرانی برای حفظ نقشهای زندگی در هم میآمیزد و رنج و درد بیماری را عمیقتر میکند.
لذا، در چنین لحظاتی، حضور مؤسسات و صندوقهای خیریه تنها یک حمایت اجتماعی نیست؛ گاه نوری است در میانه روزهای فرساینده، گاه دستی است که پیش از فرو افتادن، انسان را به ایستادن دعوت میکند. این نهادها، فراتر از کمکهای مالی، پیامآور همدلی، کرامت انسانی و یادآور این حقیقتاندکه هیچ رنجی نباید در تنهایی تحمل شود.
مؤسسات خیریه، با فراهم کردن حمایتهای درمانی، روانی، معیشتی و اجتماعی، بخشی از بار سنگین بیماری را از دوش زنان برمیدارند.
کمک به تأمین هزینههای درمان، ارائه مشاوره و فراهم کردن بستر ارتباط با افرادی که تجربهای مشابه دارند، تنها بخشی از نقش ارزشمند این موسسات است. آنان تلاش میکنند بیماری، پایان احساس تعلق و امید نباشد.
گاه یک حمایت مالی، تنها پرداخت هزینه دارو نیست؛ بازگرداندن آرامشی است که زیر فشار نگرانی های اقتصادی رنگ باخته است. احیای امیدی است که در سکوت درد فراموش شده و گاه حضور یک موسسه خیریه، فقط ارائه خدمت نیست؛ اثبات این حقیقت است که جامعه هنوز توان همدلی را دارد.
زنان مبتلا به بیماریهای صعبالعلاج، بیش از هر چیز نیاز دارند، احساس کنند همچنان بخشی ارزشمند از جامعهاند؛ دیده میشوند، شنیده میشوند و در مسیر دشوار درمان، تنها رها نشدهاند.
مؤسسات خیریه با تقویت پیوندهای اجتماعی و کاهش احساس انزوا، زمینه شکلگیری تابآوری اجتماعی را فراهم میکنند؛ همان توان برخاستن پس از فرسودگی، ادامه دادن در میانه دشواری و حفظ امید با وجود رنج.
شاید بزرگترین رسالت آنها درمان بیماری نباشد؛ بلکه زنده نگه داشتن امید در دل کسانی باشد که هر روز با چالشی بزرگ روبهرو هستند.
زیرا گاهی انسان، پیش از نیاز به درمان، به اطمینان نیاز دارد؛ اطمینان به اینکه هنوز دستهایی برای یاری، دلهایی برای همدلی و انسانهایی برای همراهی وجود دارند.
و این، همان جایی است که مهربانی سازمانیافته، به نیرویی برای التیام درد و بازسازی زندگی تبدیل میشود.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
با هر طلوعِ تازه
دنیا دیگر، همان دنیای روز قبل نیست
و تو هم دیگر، همان آدمی که بودی نیستی، منظورم را میفهمی؟
*هاروکی موراکامی
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
دنیا دیگر، همان دنیای روز قبل نیست
و تو هم دیگر، همان آدمی که بودی نیستی، منظورم را میفهمی؟
*هاروکی موراکامی
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۰ اردیبهشت
۳۰ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
*«پلهایی به باریکی یک تار مو»*
نشستهام و به لیست کسانی که پست را دیدهاند نگاه میکنم؛ عددها بالا میروند، اما من دنبال آن «نشانه» میگردم. همان شکلک کوچکی که زیر کلماتم بنشیند و به من بگوید که این بار، حرفم راهش را به دل کسی پیدا کرده است.
وقتی ریاکشن «قلب» میآید، یک لحظه مکث میکنم. با خودم میگویم: یعنی واقعاً دوستش داشت؟ یا فقط از روی عادت انگشتش را روی صفحه نگه داشت؟ اما بعد، اسمش را میبینم و لبخند میزنم. همین که در این هیاهو، چند ثانیه وقت گذاشته تا بین آن همه گزینه، یکی را انتخاب کند، برایم کافیست. شبیه این است که در یک مهمانی شلوغ، کسی از دور برایم چشمک بزند.
خودم هم گاهی ساعتها روی یک پست خاص مکث میکنم. انگشتم را روی پیام نگه میدارم، منوی ریاکشنها باز میشود... دستم روی «خنده» میرود، اما بعد پشیمان میشوم. میگویم شاید فکر کند دارم مسخرهاش میکنم! دستم را روی «گل» میبرم، باز نگران میشوم که نکند زیادی صمیمی باشد. آخر سر، همان «لایک» یا «آفرین» را میگذارم و با خودم فکر میکنم: «ای کاش میفهمید چقدر با این حرفش موافقم و این شکلک مصنوعی، حق مطلب را ادا نمیکند.»
عجیب است؛ گاهی یک «ریاکشن» اشتباه از طرف کسی که دوستش داریم، کل روزمان را کدر میکند و گاهی یک «آتش» یا «ایول» از یک آدم غریبه، چنان انگیزهای به جانمان میاندازد که انگار مدال افتخار گرفتهایم.
حقیقت این است که ما پشت این شیشههای سرد، تشنهی همین نشانههای کوچکیم. ریاکشنها شاید تمام حس ما را نرسانند، اما تنها پلهایی هستند که در لحظه داریم؛ پلهایی به باریکی یک تار مو، بین تنهایی من و دنیای شما.
اما کاش یادمان بماند که این پلها فقط برای عبور کردنند، نه برای ماندن. بیایید گاهی از این دنیای پیکسلها بیرون بزنیم و به چیزهایی پل بزنیم که عطر دارند، صدا دارند و لمس میشوند. به طنین گرمِ یک تماس تلفنی که در آن لرزش صدا، هزار برابر یک ایموجی حرف برای گفتن دارد. به قرار یک فنجان چای لبسوز که بخارش، تمام سوءتفاهمهای مجازی را میشوید و میبرد. به نگاه مستقیمِ چشم در چشم که هیچ فیلتری نمیتواند عمق مهربانی یا حتی اندوهش را جعل کند.
بیایید به «حقیقت حضور» برگردیم؛ به همان جایی که آغوشها آیکون نیستند و لبخندها، واقعاً گوشهی لبها را تکان میدهند. زندگی واقعی، درست در میان همان لحظههای نابی جریان دارد که هیچگاه در فهرست ریاکشنها ثبت نمیشوند، اما تا ابد در عمق جانمان تهنشین میشوند.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
نشستهام و به لیست کسانی که پست را دیدهاند نگاه میکنم؛ عددها بالا میروند، اما من دنبال آن «نشانه» میگردم. همان شکلک کوچکی که زیر کلماتم بنشیند و به من بگوید که این بار، حرفم راهش را به دل کسی پیدا کرده است.
وقتی ریاکشن «قلب» میآید، یک لحظه مکث میکنم. با خودم میگویم: یعنی واقعاً دوستش داشت؟ یا فقط از روی عادت انگشتش را روی صفحه نگه داشت؟ اما بعد، اسمش را میبینم و لبخند میزنم. همین که در این هیاهو، چند ثانیه وقت گذاشته تا بین آن همه گزینه، یکی را انتخاب کند، برایم کافیست. شبیه این است که در یک مهمانی شلوغ، کسی از دور برایم چشمک بزند.
خودم هم گاهی ساعتها روی یک پست خاص مکث میکنم. انگشتم را روی پیام نگه میدارم، منوی ریاکشنها باز میشود... دستم روی «خنده» میرود، اما بعد پشیمان میشوم. میگویم شاید فکر کند دارم مسخرهاش میکنم! دستم را روی «گل» میبرم، باز نگران میشوم که نکند زیادی صمیمی باشد. آخر سر، همان «لایک» یا «آفرین» را میگذارم و با خودم فکر میکنم: «ای کاش میفهمید چقدر با این حرفش موافقم و این شکلک مصنوعی، حق مطلب را ادا نمیکند.»
عجیب است؛ گاهی یک «ریاکشن» اشتباه از طرف کسی که دوستش داریم، کل روزمان را کدر میکند و گاهی یک «آتش» یا «ایول» از یک آدم غریبه، چنان انگیزهای به جانمان میاندازد که انگار مدال افتخار گرفتهایم.
حقیقت این است که ما پشت این شیشههای سرد، تشنهی همین نشانههای کوچکیم. ریاکشنها شاید تمام حس ما را نرسانند، اما تنها پلهایی هستند که در لحظه داریم؛ پلهایی به باریکی یک تار مو، بین تنهایی من و دنیای شما.
اما کاش یادمان بماند که این پلها فقط برای عبور کردنند، نه برای ماندن. بیایید گاهی از این دنیای پیکسلها بیرون بزنیم و به چیزهایی پل بزنیم که عطر دارند، صدا دارند و لمس میشوند. به طنین گرمِ یک تماس تلفنی که در آن لرزش صدا، هزار برابر یک ایموجی حرف برای گفتن دارد. به قرار یک فنجان چای لبسوز که بخارش، تمام سوءتفاهمهای مجازی را میشوید و میبرد. به نگاه مستقیمِ چشم در چشم که هیچ فیلتری نمیتواند عمق مهربانی یا حتی اندوهش را جعل کند.
بیایید به «حقیقت حضور» برگردیم؛ به همان جایی که آغوشها آیکون نیستند و لبخندها، واقعاً گوشهی لبها را تکان میدهند. زندگی واقعی، درست در میان همان لحظههای نابی جریان دارد که هیچگاه در فهرست ریاکشنها ثبت نمیشوند، اما تا ابد در عمق جانمان تهنشین میشوند.
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳۱ اردیبهشت
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
leaves برای دیگران
«پول» یا «زمان» خرج کنید تا شاد شوید
مایکل نورتن، دانشیار بازاریابی دانشکده کسب و کار هارواردمیگوید:
تحقیقات نشان داده که پول خرج کردن یازمان خرج کردن برای دیگران افراد را خوشحالتر میکند.
یکی از دلایل این اتفاق این است که این کار باعث بوجود آمدن ارتباطات اجتماعی میشود.
اگر شما یک خودروی زیبا و یک خانه بزرگ در یک جزیره داشته باشید و تنها باشید، خوشحال نخواهید بود زیرا که برای خوشحال بودن به دیگران نیاز دارید.
اما با بخشش به فرد دیگر، در واقع یک ارتباط و مکالمه با آن فرد برقرار میکنید و اینها مواردی هستند که برای خوشحالی ضرورت دارند
«دوستی واقعی به سرمایه گذاری نیاز دارد.»
این سرمایه گذاری الزاما نباید پول باشد، اما بیشک زمان بخشی مهم از آن است.
افرادی که واقعا خوشحال هستند از زمان و پول برای روابطشان هزینه میکنند........
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
«پول» یا «زمان» خرج کنید تا شاد شوید
مایکل نورتن، دانشیار بازاریابی دانشکده کسب و کار هارواردمیگوید:
تحقیقات نشان داده که پول خرج کردن یازمان خرج کردن برای دیگران افراد را خوشحالتر میکند.
یکی از دلایل این اتفاق این است که این کار باعث بوجود آمدن ارتباطات اجتماعی میشود.
اگر شما یک خودروی زیبا و یک خانه بزرگ در یک جزیره داشته باشید و تنها باشید، خوشحال نخواهید بود زیرا که برای خوشحال بودن به دیگران نیاز دارید.
اما با بخشش به فرد دیگر، در واقع یک ارتباط و مکالمه با آن فرد برقرار میکنید و اینها مواردی هستند که برای خوشحالی ضرورت دارند
«دوستی واقعی به سرمایه گذاری نیاز دارد.»
این سرمایه گذاری الزاما نباید پول باشد، اما بیشک زمان بخشی مهم از آن است.
افرادی که واقعا خوشحال هستند از زمان و پول برای روابطشان هزینه میکنند........
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ خرداد
۱ خرداد
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
*در امتداد یک بخشش*
هدیه، آنگونه که ما میپنداریم، تنها جابهجایی یک شیء از دستی به دست دیگر نیست؛ نفوذ بیصدای یک روح در خلوت روحی دیگر است؛ تلاشی برای نقض تنهایی و کشیدن پلی میان دو دنیای متمایز. گاهی این پل با چنان «حیرتی» بنا میشود که تمام معادلات منطقی را بر هم میزند؛ مثل دریافت چیزی که حتی در دورترین لایههای خیال هم انتظارش را نداشتی، هدیهای که نه برای تقویم، که برای «بودنت» نازل شده و ناگهان درخشش عجیبی به چشمانت میبخشد، انگار که کائنات بیهوا نامت را صدا زده باشد.اما در پس این غافلگیری، گاهی هدیه از جنس «تسکین» است؛ همان چیزی که ثانیهها را برای لمسش شمردهای، حفرهای خالی در وجودت که تنها با همان قطعهی خاص پر میشد و وقتی بالاخره میرسد، انگار لنگری بزرگ در تلاطم بیقراریهایت رها میشود.
عمیقترین هدیهها اما، آنها هستند که از «بُنِ دل» جوشیدهاند؛ نانی که هنوز گرمای دست پزنده را دارد یا واژههایی که روی کاغذ، لرزش انگشتان بخشنده را پنهان کردهاند. اینها هدیههایی هستند که «جان» دارند و چنان اصالتی به لحظه میبخشند که حتی با عبور سالها، گرمای نهفته در آنها چون آتشی زیر خاکستر، قلبت را روشن نگه میدارد.
در مقابل، گاهی هدیهای را در آغوش میگیری که هیچ نسبتی با دنیای تو ندارد؛ لباسی که به تنت نمینشیند یا کتابی که زبانش را نمیفهمی. در آن لحظه، لبخندی نرم بر لبت مینشیند؛ نه برای خود هدیه، بلکه برای «تلاش ناشیانهی یک انسان» برای دوست داشتنت، که حتی در همین غریبگی هم تماشایی است.
و چه ساده و صمیمیاند هدیههایی که تنها برای «چشیدن» آمدهاند؛ یک فنجان قهوه یا میوهی نوبرانهای که لذتی آنی را به کامت میریزد تا یادت بیاورد زندگی در همین طعمهای کوچک و گذرا خلاصه شده است.
اما در خلوتترین لایهی این بخششها، هدیهای است که «خودت به خودت» میدهی؛ هدیهای که نه از سر خودخواهی، که از سر «آشتی با خویشتن» است. وقتی پس از طوفانهای سهمگین، برای خودت شاخه گلی میخری یا خودت را در کنجی خلوت به جرعهای دمنوش آرامش دعوت میکنی یا ساعتی سکوت تجویر میکنی، در واقع به روحت میگویی: «من تو را میبینم و تو برای من کافی هستی.» این هدیه، همان آغوش امنی است که هیچکس دیگری نمیتواند به تو ببخشد.
و سرانجام، میرسیم به مقدسترین و سنگینترین هدیه: «یادگاری عزیز از دست رفته». شیئی که دیگر یک کالا نیست، بلکه تکهای از حضور اوست که در غیابش، بار سنگین خاطرات را به دوش میکشد. تماشای آن، آمیزهای از «دلتنگی و ابدیت» است؛ پلی میان زمین و آسمان که به تو اطمینان میدهد مرگ پایان پیوند نیست. این هدیه، میراث ماندگار کسی است که حتی در نبودنش، همچنان به تو میبخشد و تو را در آغوش میگیرد.
ما در میان این جعبههای مرئی و نامرئی، نه به دنبال اشیاء، که به دنبال «معنای گمشدهی خویش» میگردیم؛ چرا که هر هدیه، آینهای است که به ما میگوید چقدر دیده شدهایم، چقدر فهمیده شدهایم و در کجای جغرافیای قلب دیگری، و کجای خلوت خودمان ایستادهایم.
اما بگو تو چه هدایای دیگری میشناسی؟
شاید هدیهای برای *«آشتی»*، که سنگینی یک سوتفاهم کهنه را با یک حرکت ساده فرو میریزد...
یا هدیهای برای *«بدرقه»*، که در کولهپشتی مسافر گذاشته میشود تا در غربت، بوی خانه را از یاد نبرد...
شاید هم هدیهای از جنس *«گذشت»*، که نثار کسی میکنی که لایقش نیست، اما تو برای رهایی قلب خودت آن را میبخشی...
راستی، تو در کجای این نقشهی بخشش ایستاده ای؟
اما فراتر از همه این هدیه ها، هدیه بدون توقع و هیچگونه انتظاری از دیگران است، بخشش و هدیه جوانمردی یعنی هدیه به صندوق های خیریه که نمیدانی طرف مقابل چه انسانی است ؟
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
هدیه، آنگونه که ما میپنداریم، تنها جابهجایی یک شیء از دستی به دست دیگر نیست؛ نفوذ بیصدای یک روح در خلوت روحی دیگر است؛ تلاشی برای نقض تنهایی و کشیدن پلی میان دو دنیای متمایز. گاهی این پل با چنان «حیرتی» بنا میشود که تمام معادلات منطقی را بر هم میزند؛ مثل دریافت چیزی که حتی در دورترین لایههای خیال هم انتظارش را نداشتی، هدیهای که نه برای تقویم، که برای «بودنت» نازل شده و ناگهان درخشش عجیبی به چشمانت میبخشد، انگار که کائنات بیهوا نامت را صدا زده باشد.اما در پس این غافلگیری، گاهی هدیه از جنس «تسکین» است؛ همان چیزی که ثانیهها را برای لمسش شمردهای، حفرهای خالی در وجودت که تنها با همان قطعهی خاص پر میشد و وقتی بالاخره میرسد، انگار لنگری بزرگ در تلاطم بیقراریهایت رها میشود.
عمیقترین هدیهها اما، آنها هستند که از «بُنِ دل» جوشیدهاند؛ نانی که هنوز گرمای دست پزنده را دارد یا واژههایی که روی کاغذ، لرزش انگشتان بخشنده را پنهان کردهاند. اینها هدیههایی هستند که «جان» دارند و چنان اصالتی به لحظه میبخشند که حتی با عبور سالها، گرمای نهفته در آنها چون آتشی زیر خاکستر، قلبت را روشن نگه میدارد.
در مقابل، گاهی هدیهای را در آغوش میگیری که هیچ نسبتی با دنیای تو ندارد؛ لباسی که به تنت نمینشیند یا کتابی که زبانش را نمیفهمی. در آن لحظه، لبخندی نرم بر لبت مینشیند؛ نه برای خود هدیه، بلکه برای «تلاش ناشیانهی یک انسان» برای دوست داشتنت، که حتی در همین غریبگی هم تماشایی است.
و چه ساده و صمیمیاند هدیههایی که تنها برای «چشیدن» آمدهاند؛ یک فنجان قهوه یا میوهی نوبرانهای که لذتی آنی را به کامت میریزد تا یادت بیاورد زندگی در همین طعمهای کوچک و گذرا خلاصه شده است.
اما در خلوتترین لایهی این بخششها، هدیهای است که «خودت به خودت» میدهی؛ هدیهای که نه از سر خودخواهی، که از سر «آشتی با خویشتن» است. وقتی پس از طوفانهای سهمگین، برای خودت شاخه گلی میخری یا خودت را در کنجی خلوت به جرعهای دمنوش آرامش دعوت میکنی یا ساعتی سکوت تجویر میکنی، در واقع به روحت میگویی: «من تو را میبینم و تو برای من کافی هستی.» این هدیه، همان آغوش امنی است که هیچکس دیگری نمیتواند به تو ببخشد.
و سرانجام، میرسیم به مقدسترین و سنگینترین هدیه: «یادگاری عزیز از دست رفته». شیئی که دیگر یک کالا نیست، بلکه تکهای از حضور اوست که در غیابش، بار سنگین خاطرات را به دوش میکشد. تماشای آن، آمیزهای از «دلتنگی و ابدیت» است؛ پلی میان زمین و آسمان که به تو اطمینان میدهد مرگ پایان پیوند نیست. این هدیه، میراث ماندگار کسی است که حتی در نبودنش، همچنان به تو میبخشد و تو را در آغوش میگیرد.
ما در میان این جعبههای مرئی و نامرئی، نه به دنبال اشیاء، که به دنبال «معنای گمشدهی خویش» میگردیم؛ چرا که هر هدیه، آینهای است که به ما میگوید چقدر دیده شدهایم، چقدر فهمیده شدهایم و در کجای جغرافیای قلب دیگری، و کجای خلوت خودمان ایستادهایم.
اما بگو تو چه هدایای دیگری میشناسی؟
شاید هدیهای برای *«آشتی»*، که سنگینی یک سوتفاهم کهنه را با یک حرکت ساده فرو میریزد...
یا هدیهای برای *«بدرقه»*، که در کولهپشتی مسافر گذاشته میشود تا در غربت، بوی خانه را از یاد نبرد...
شاید هم هدیهای از جنس *«گذشت»*، که نثار کسی میکنی که لایقش نیست، اما تو برای رهایی قلب خودت آن را میبخشی...
راستی، تو در کجای این نقشهی بخشش ایستاده ای؟
اما فراتر از همه این هدیه ها، هدیه بدون توقع و هیچگونه انتظاری از دیگران است، بخشش و هدیه جوانمردی یعنی هدیه به صندوق های خیریه که نمیدانی طرف مقابل چه انسانی است ؟
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
۵ خرداد
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
بنام خدا
جناب آقای حسن خزایی
موضوع: تقدیر و تشکر
درودی خالصانه محضر شما که مظهر مهر هستید و از تبار باران، فروغ مهرتان روشنی بخش حریم مهرورزی و ریزش ابر کرامتتان رویش زندگی است.
از اینکه هزینه مراسم اولین سالگرد درگذشت مادر گرامیتان مرحومه، *سرکار خانم جنت بختیاری* را به صندوق خیریه همیاران سوتلق هدیه کردید، سپاسگزاریم.
روح آن عزیز سفر کرده شاد و مورد قرین رحمت الهی قرار گیرند.
هیئت امنائ
صندوق خیریه همیاران سوتلق
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
جناب آقای حسن خزایی
موضوع: تقدیر و تشکر
درودی خالصانه محضر شما که مظهر مهر هستید و از تبار باران، فروغ مهرتان روشنی بخش حریم مهرورزی و ریزش ابر کرامتتان رویش زندگی است.
از اینکه هزینه مراسم اولین سالگرد درگذشت مادر گرامیتان مرحومه، *سرکار خانم جنت بختیاری* را به صندوق خیریه همیاران سوتلق هدیه کردید، سپاسگزاریم.
روح آن عزیز سفر کرده شاد و مورد قرین رحمت الهی قرار گیرند.
هیئت امنائ
صندوق خیریه همیاران سوتلق
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
۲۶ می (مطابق با ۵ خرداد) هفته ملی بدون دخانیات گرامی باد
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق
اطلاعیه مراسم یادبود اولین سالگرد مرحومه، سرکار خانم جنت بختیاری( مادر گرامی خانواده محترم خزایی)
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
کانال صندوق خیریه همیاران سوتلق:
در روبیکا
https://rubika.ir/hamyaranesootlagh
در ایتا
https://eitaa.com/hamyaransootlagh
در بله
https://ble.ir/hamyaranesootlagh
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA