۲۱ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
یکی از شروط دهگانهی ایران که مبنای مذاکرات است: «توقف جنگ در همه جبهه ها از جمله علیه مقاومت اسلامی قهرمان لبنان»
رژیم قطعا به این بند پایبند نیست. ایران هشدار مربوطه را صادر کرده.
نباید #دکترین_ضاحیه تکرار شود.
virasty.com/haerizadeh/1775637801888422076
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
رژیم قطعا به این بند پایبند نیست. ایران هشدار مربوطه را صادر کرده.
نباید #دکترین_ضاحیه تکرار شود.
virasty.com/haerizadeh/1775637801888422076
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
anger از حیث بینالمللی ، به دلایل زیر طرح موضوع آتشبس عملاً ضرورت یافت :
white_small_square️۱- بیشترین آسیب از بسته بودن تنگه در کوتاه مدت به برخی کشورهای دوست مانند عراق وارد میشد. باید ایران به نحوی مراعات اینان را میکرد.
white_small_square️۲- چین قطعنامه اخیر شورای امنیت علیه ایران را وتو کرد. در عین حال، از بسته بودن تنگه هرمز نیز آسیب دیده است. طبعاً انتظار دارد مراعات او شود. یکی از عناصر مهم پشت صحنهی آتشبس، چین بوده است.
white_small_square️۳- جو غالب در جهان این بود که ایران برای یک درگیری منطقهای، اقتصاد جهان را گروگان گرفته است. در عین حال برخی کشورهای اروپایی در جنگ علیه ایران همراهی نکردند (لااقل به صورت رسمی) انتظار داشتند که ایران مراعات آنان را کند.
small_orange_diamond بنابراین ایران با ابتکار دهبندی خود برای آتشبس، حجت را برای این سه گروه تمام کرد. بسیاری از این کشورها متعاقباً این سازوکار را تأیید و تشویق کردند.
red_circle اما اکنون که شروط اولیه توسط رژیم و آمریکا نقض شده، ایران در سطح بینالمللی دیگر بدهکار این سه گروه نیست. بنابراین اکنون ادامهی رژیم مدنظر ایران بر تنگه هرمز در سطح بینالمللی موجه خواهد بود. این دستاورد، حاصل ترکیب جنگ و آتشبس توسط ایران بوده است. مسوولیت نقض آتشبس هم به صورت علنی و واضح بر گردن طرف مقابل افتاد.
100 جنگ ادامه دارد. آمادگی خود را حفظ کنید.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
white_small_square️۱- بیشترین آسیب از بسته بودن تنگه در کوتاه مدت به برخی کشورهای دوست مانند عراق وارد میشد. باید ایران به نحوی مراعات اینان را میکرد.
white_small_square️۲- چین قطعنامه اخیر شورای امنیت علیه ایران را وتو کرد. در عین حال، از بسته بودن تنگه هرمز نیز آسیب دیده است. طبعاً انتظار دارد مراعات او شود. یکی از عناصر مهم پشت صحنهی آتشبس، چین بوده است.
white_small_square️۳- جو غالب در جهان این بود که ایران برای یک درگیری منطقهای، اقتصاد جهان را گروگان گرفته است. در عین حال برخی کشورهای اروپایی در جنگ علیه ایران همراهی نکردند (لااقل به صورت رسمی) انتظار داشتند که ایران مراعات آنان را کند.
small_orange_diamond بنابراین ایران با ابتکار دهبندی خود برای آتشبس، حجت را برای این سه گروه تمام کرد. بسیاری از این کشورها متعاقباً این سازوکار را تأیید و تشویق کردند.
red_circle اما اکنون که شروط اولیه توسط رژیم و آمریکا نقض شده، ایران در سطح بینالمللی دیگر بدهکار این سه گروه نیست. بنابراین اکنون ادامهی رژیم مدنظر ایران بر تنگه هرمز در سطح بینالمللی موجه خواهد بود. این دستاورد، حاصل ترکیب جنگ و آتشبس توسط ایران بوده است. مسوولیت نقض آتشبس هم به صورت علنی و واضح بر گردن طرف مقابل افتاد.
100 جنگ ادامه دارد. آمادگی خود را حفظ کنید.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
hotsprings️ تحلیل آتشبس با مدل تشدید وخامت
anger قاعده: نباید روند تشدید وخامت اوضاع، علیه ایران باشد. هر گاه این گونه شد باید با در دست گرفتن ابتکار عمل، روند را شکست.
name_badge تشخیص روند:
بازی آتشبس را باید در مدل «مدیریت تشدید وخامت» [رویکرد وخامتمدار] تحلیل کرد. در روزهای منتهی به آتشبس، وخامت اوضاع در همه سطوح و ابعاد و برای همه طرفهای درگیر در حال تشدید فزاینده بود. یا باید روند همین طور پیش میرفت، یا ابتکاری به صحنه میآمد تا تشدید «همافزا و منسجم» در همه ابعاد و همه طرفها، بشکند و «ناهمگون و نامنسجم» گردد. بر این اساس، با مخابرهی آتشبس از سوی ایران معادلهی تشدید، دستخوش تغییر شد.
small_orange_diamond برآورد راهبردی:
۱- ایران مدیریت وخامت اوضاع با جهان صورت داد.
ایران متهم بود اقتصاد کل جهان را گروگان گرفته است. با ابتکار آتشبس، به چین و جهان سیگنال مثبت داد.
۲- مدیریت وخامت اوضاع با آمریکا صورت داد.
با روایتی که ایران از «دهبند» داد، ترامپ در موضع بسیار بدی قرار گرفت و مورد نقد و تمسخر و تحقیر واقع شد. به همین دلیل کلا زیر همه چیز زد. اما به هر حال سطح وخامت نظامی کاهش و به میدان سیاسی منتقل شد.
۳- وخامت نظامی با رژیم در جبهه ایران کاهش، در جبهه لبنان [در قالب دکترین عملیات کثیف] افزایش یافت. از این حیث، آتشبس ماهیت فرصت، تله یا فریب پیدا نمود.
* (در حاشیه ، طرف عربی و طرف براندازان هم مطرح هستند که برای عدم اطالهی کلام اشاره نمیکنم.)
white_check_mark تجویز راهبردی:
one در طرف رژیم: با توجه به این که به احتمال زیاد رژیم عملیات کثیف خود علیه لبنان را ادامه دهد، ایران باید از همین حالا رژیم را بکوبد؛ چرا که از این به بعد درباره تبعات احتمالی ادامه درگیری با رژیم در برابر جهان حجت دارد: ایران آتشبس کرد اما رژیم ادامه داد. مگر این که فشارها به رژیم، سطح وخامت نظامی را در لبنان کاهش دهد. [امثال فرانسه، انگلیس، استرالیا و بلژیک گفتهاند لبنان باید جزو آتشبس باشد. ترامپ هم میتواند در نقش محبوب خود به عنوان آشتیآفرین وارد شود.]
two در طرف آمریکایی: با آمریکا وخامت در سطح سیاسی باقی بماند. مگر این که آمریکا مجدد اقدام نظامی کند که ایران هم به فاز نظامی مستقیم با آمریکا بازمیگردد.
three در طرف عربی: اعراب در قالب «دکترین مهار» در تنگه، مدیریت تشدید وخامت شوند.
sparkle️ جمعبندی
مدیریت تشدید وخامت فراتر از یک استراتژی ، «هنر یک استراتژیست» است. ایران برای خلق چنین شاهکار هنری ، باید به صورت کاملا فعال ، تهاجمی و خلاقانه عمل کند و ابتکارهای متنوعی برای انواع جبههها و طرفهای درگیر به صورت روزآمد ارائه کند و فقط به توقف در الگوی جنگ یا آتشبس اکتفا نکند. وگرنه به سرعت و در کمتر از یک روز کل معادله میتواند علیه ایران بچرخد.
100 جنگ ادامه دارد. برای افزایش پیچیدگیها آمادگی خود را حفظ کنید.
#خط_روند | ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
anger قاعده: نباید روند تشدید وخامت اوضاع، علیه ایران باشد. هر گاه این گونه شد باید با در دست گرفتن ابتکار عمل، روند را شکست.
name_badge تشخیص روند:
بازی آتشبس را باید در مدل «مدیریت تشدید وخامت» [رویکرد وخامتمدار] تحلیل کرد. در روزهای منتهی به آتشبس، وخامت اوضاع در همه سطوح و ابعاد و برای همه طرفهای درگیر در حال تشدید فزاینده بود. یا باید روند همین طور پیش میرفت، یا ابتکاری به صحنه میآمد تا تشدید «همافزا و منسجم» در همه ابعاد و همه طرفها، بشکند و «ناهمگون و نامنسجم» گردد. بر این اساس، با مخابرهی آتشبس از سوی ایران معادلهی تشدید، دستخوش تغییر شد.
small_orange_diamond برآورد راهبردی:
۱- ایران مدیریت وخامت اوضاع با جهان صورت داد.
ایران متهم بود اقتصاد کل جهان را گروگان گرفته است. با ابتکار آتشبس، به چین و جهان سیگنال مثبت داد.
۲- مدیریت وخامت اوضاع با آمریکا صورت داد.
با روایتی که ایران از «دهبند» داد، ترامپ در موضع بسیار بدی قرار گرفت و مورد نقد و تمسخر و تحقیر واقع شد. به همین دلیل کلا زیر همه چیز زد. اما به هر حال سطح وخامت نظامی کاهش و به میدان سیاسی منتقل شد.
۳- وخامت نظامی با رژیم در جبهه ایران کاهش، در جبهه لبنان [در قالب دکترین عملیات کثیف] افزایش یافت. از این حیث، آتشبس ماهیت فرصت، تله یا فریب پیدا نمود.
* (در حاشیه ، طرف عربی و طرف براندازان هم مطرح هستند که برای عدم اطالهی کلام اشاره نمیکنم.)
white_check_mark تجویز راهبردی:
one در طرف رژیم: با توجه به این که به احتمال زیاد رژیم عملیات کثیف خود علیه لبنان را ادامه دهد، ایران باید از همین حالا رژیم را بکوبد؛ چرا که از این به بعد درباره تبعات احتمالی ادامه درگیری با رژیم در برابر جهان حجت دارد: ایران آتشبس کرد اما رژیم ادامه داد. مگر این که فشارها به رژیم، سطح وخامت نظامی را در لبنان کاهش دهد. [امثال فرانسه، انگلیس، استرالیا و بلژیک گفتهاند لبنان باید جزو آتشبس باشد. ترامپ هم میتواند در نقش محبوب خود به عنوان آشتیآفرین وارد شود.]
two در طرف آمریکایی: با آمریکا وخامت در سطح سیاسی باقی بماند. مگر این که آمریکا مجدد اقدام نظامی کند که ایران هم به فاز نظامی مستقیم با آمریکا بازمیگردد.
three در طرف عربی: اعراب در قالب «دکترین مهار» در تنگه، مدیریت تشدید وخامت شوند.
sparkle️ جمعبندی
مدیریت تشدید وخامت فراتر از یک استراتژی ، «هنر یک استراتژیست» است. ایران برای خلق چنین شاهکار هنری ، باید به صورت کاملا فعال ، تهاجمی و خلاقانه عمل کند و ابتکارهای متنوعی برای انواع جبههها و طرفهای درگیر به صورت روزآمد ارائه کند و فقط به توقف در الگوی جنگ یا آتشبس اکتفا نکند. وگرنه به سرعت و در کمتر از یک روز کل معادله میتواند علیه ایران بچرخد.
100 جنگ ادامه دارد. برای افزایش پیچیدگیها آمادگی خود را حفظ کنید.
#خط_روند | ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
no_entry_sign روایت مخاطبان اینترنشنال از آتشبس
#بدون_شرح
تصاویر پیوست را ببینید؛ خواندنیست 🙃
#مبلسین
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
#بدون_شرح
تصاویر پیوست را ببینید؛ خواندنیست 🙃
#مبلسین
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
۲۶ فروردین
۲۶ فروردین
۲۶ فروردین
۲۶ فروردین
۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
anger درک پیچیدگیها و پرهیز از سادهسازی صحنهی جنگ
#بخش_نخست : چین
برای شناخت گوشهای از #پیچیدگی بسیار بالای روابط و مناسبات فعلی در منطقه، شما را دعوت میکنم به مطالعهی بخشی منتخب از مقاله دویچهوله با عنوان «نقش پنهان و آشکار چین در پشت صحنه توافق ایران».
100 حتما چند دقیقه وقت بگذارید و بخوانید pray
o️ تلاش چین برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره
اقدام عملی چین در راستای پایان جنگ ایران عمدتا با تشدید فعالیتهای پاکستان گره خورد و تاثیرات معینی داشت، تا جایی که دونالد ترامپ نیز برای چین نقش قائل شد. تنها چند ساعت پس از آنکه شامگاه سهشنبه ۷ آوریل (۱۸ فروردین) نخستوزیر پاکستان، به همراه آمریکا و ایران توافق آتشبس را اعلام کردند، ترامپ در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه بهطور کوتاه به نقش چین اشاره کرد و گفت: «بله، فکر میکنم چین به کشاندن ایران به پای میز مذاکره کمک کرده است؛ حداقل چیزی که من شنیدهام همین است.»
گزارشها حاکی از آن است که چین حتی تا اواخر شامگاه سهشنبه نیز بر ایران فشار وارد کرده است. برخی منابع هم از نقش محوری پکن در تلاشهای منتهی به آتشبس خبر دادهاند. برخلاف میانجیگریهای سبک غربی، چین بهصورت بیسروصدا عمل کرده است. در همین ارتباط، حضور فعال ژای یون، فرستاده ویژه چین، در هفتههای اخیر در منطقه هم کمتر توجهبرانگیز و رسانهای شده بود.
مناسباتی گسترده با جنوب خلیج فارس
چین در این معادله پیچیده موقعیتی خاص دارد. این کشور از یکسو روابط نزدیکی با ایران دارد؛ در شرایط تحریمهای غرب، چین به مهمترین شریک تجاری ایران تبدیل شده است. حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین میرود و در مقابل، نفت ایران حدود ۱۴ درصد از واردات نفتی چین را تشکیل میدهد، حتی اگر بخشی از این تجارت بهصورت غیرمستقیم انجام شود.
با این حال، حدود ۵۰ درصد این تجارت از طریق تنگه هرمز عبور میکند. باز بودن این مسیر برای پکن اهمیت حیاتی دارد، به ویژه که در مجموع ۵۰ درصد نفت مورد نیاز چین از حوزه خلیج فارس تأمین میشود.
از سوی دیگر، چین با بسیاری از بازیگران خلیج فارس و نیز اسرائیل روابط اقتصادی و سیاسی تنگاتنگی دارد و اهمیت و ارزش راهبردی این مناسبات بسیار فراتر از ارزش تبادلات با ایران منزوی، زیر تحریم و بیرون افتاده از چرخه اقتصادی جهان است. این که چین چند سال پیش به رغم حساسیت ایران حاضر شد پای بیانیه مشترک با کشورهای خلیج فارس در تایید مناقشه ارضی امارات با ایران بر سر جزایر سه گانه امضاء بگذارد، نشانهای از تفاوت وزن و اهمیت مناسبات با دو سوی خلیج فارس برای چین است.
همزمان، پکن و واشنگتن در رقابتی جهانی برای قدرت و نفوذ قرار دارند. با این حال، در حال حاضر نوعی کاهش تنش میان آنها مشاهده میشود.
سفر برنامهریزیشده ترامپ به پکن برای دیدار با شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، که قرار بود در پایان ماه مارس انجام شود، به اواسط ماه مه موکول شد. ترامپ به دلیل جنگ ایران خواستار این تعویق شده بود و گفته بود که حضورش در واشنگتن ضروری است.
گفته میشود در پکن نیز از این تأخیر چندان ناراضی نبودند، زیرا روند آمادهسازی این دیدار با اشاره به وضعیت واشنگتن، "آشفته" توصیف شده بود.
اینکه تاریخ جدید این دیدار حدود دو هفته پیش تثبیت شد، نشانهای بود از اینکه ترامپ انتظار دارد حضورش در آن زمان در واشنگتن ضروری نباشد. تعویق دوباره چنین دیدار مهمی بسیار غیرمعمول خواهد بود.
memo ادامه در پست بعدی
#تفکر_راهبردی
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
#بخش_نخست : چین
برای شناخت گوشهای از #پیچیدگی بسیار بالای روابط و مناسبات فعلی در منطقه، شما را دعوت میکنم به مطالعهی بخشی منتخب از مقاله دویچهوله با عنوان «نقش پنهان و آشکار چین در پشت صحنه توافق ایران».
100 حتما چند دقیقه وقت بگذارید و بخوانید pray
o️ تلاش چین برای کشاندن ایران به پای میز مذاکره
اقدام عملی چین در راستای پایان جنگ ایران عمدتا با تشدید فعالیتهای پاکستان گره خورد و تاثیرات معینی داشت، تا جایی که دونالد ترامپ نیز برای چین نقش قائل شد. تنها چند ساعت پس از آنکه شامگاه سهشنبه ۷ آوریل (۱۸ فروردین) نخستوزیر پاکستان، به همراه آمریکا و ایران توافق آتشبس را اعلام کردند، ترامپ در گفتوگو با خبرگزاری فرانسه بهطور کوتاه به نقش چین اشاره کرد و گفت: «بله، فکر میکنم چین به کشاندن ایران به پای میز مذاکره کمک کرده است؛ حداقل چیزی که من شنیدهام همین است.»
گزارشها حاکی از آن است که چین حتی تا اواخر شامگاه سهشنبه نیز بر ایران فشار وارد کرده است. برخی منابع هم از نقش محوری پکن در تلاشهای منتهی به آتشبس خبر دادهاند. برخلاف میانجیگریهای سبک غربی، چین بهصورت بیسروصدا عمل کرده است. در همین ارتباط، حضور فعال ژای یون، فرستاده ویژه چین، در هفتههای اخیر در منطقه هم کمتر توجهبرانگیز و رسانهای شده بود.
مناسباتی گسترده با جنوب خلیج فارس
چین در این معادله پیچیده موقعیتی خاص دارد. این کشور از یکسو روابط نزدیکی با ایران دارد؛ در شرایط تحریمهای غرب، چین به مهمترین شریک تجاری ایران تبدیل شده است. حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران به چین میرود و در مقابل، نفت ایران حدود ۱۴ درصد از واردات نفتی چین را تشکیل میدهد، حتی اگر بخشی از این تجارت بهصورت غیرمستقیم انجام شود.
با این حال، حدود ۵۰ درصد این تجارت از طریق تنگه هرمز عبور میکند. باز بودن این مسیر برای پکن اهمیت حیاتی دارد، به ویژه که در مجموع ۵۰ درصد نفت مورد نیاز چین از حوزه خلیج فارس تأمین میشود.
از سوی دیگر، چین با بسیاری از بازیگران خلیج فارس و نیز اسرائیل روابط اقتصادی و سیاسی تنگاتنگی دارد و اهمیت و ارزش راهبردی این مناسبات بسیار فراتر از ارزش تبادلات با ایران منزوی، زیر تحریم و بیرون افتاده از چرخه اقتصادی جهان است. این که چین چند سال پیش به رغم حساسیت ایران حاضر شد پای بیانیه مشترک با کشورهای خلیج فارس در تایید مناقشه ارضی امارات با ایران بر سر جزایر سه گانه امضاء بگذارد، نشانهای از تفاوت وزن و اهمیت مناسبات با دو سوی خلیج فارس برای چین است.
همزمان، پکن و واشنگتن در رقابتی جهانی برای قدرت و نفوذ قرار دارند. با این حال، در حال حاضر نوعی کاهش تنش میان آنها مشاهده میشود.
سفر برنامهریزیشده ترامپ به پکن برای دیدار با شی جین پینگ، رئیسجمهور چین، که قرار بود در پایان ماه مارس انجام شود، به اواسط ماه مه موکول شد. ترامپ به دلیل جنگ ایران خواستار این تعویق شده بود و گفته بود که حضورش در واشنگتن ضروری است.
گفته میشود در پکن نیز از این تأخیر چندان ناراضی نبودند، زیرا روند آمادهسازی این دیدار با اشاره به وضعیت واشنگتن، "آشفته" توصیف شده بود.
اینکه تاریخ جدید این دیدار حدود دو هفته پیش تثبیت شد، نشانهای بود از اینکه ترامپ انتظار دارد حضورش در آن زمان در واشنگتن ضروری نباشد. تعویق دوباره چنین دیدار مهمی بسیار غیرمعمول خواهد بود.
memo ادامه در پست بعدی
#تفکر_راهبردی
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
anger درک پیچیدگیها و پرهیز از سادهسازی صحنهی جنگ
#بخش_دوم : نقش پاکستان در ترکیب با چین
برای شناخت گوشهای از #پیچیدگی بسیار بالای روابط و مناسبات فعلی در منطقه، شما را دعوت میکنم به مطالعهی بخشی منتخب از مقاله دویچهوله با عنوان «نقش پنهان و آشکار چین در پشت صحنه توافق ایران».
100 حتما چند دقیقه وقت بگذارید و بخوانید pray
o️ میانجی جدید به نام پاکستان و ارتباط تنگاتنگش با چین
در این میان، این واقعیت که پاکستان نقشی میانجیگر در جنگ جاری را به عهده گرفت و نوع مناسبات تاریخی و تنگاتنگ آن با چین نیز در معادلات مربوط به آتشبس و مذاکرات صلح حائز اهمیت است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، سهشنبه شب در شبکه ایکس از ترامپ خواست ضربالاجل خود را دو هفته تمدید کند. سپس در همان شب، او توافق آتشبس را اعلام کرد و همزمان از دو طرف برای حضور در اسلامآباد در روز جمعه دعوت کرد تا مذاکرات بیشتری "برای دستیابی به یک توافق نهایی" انجام شود.
اینکه اسلامآباد به نقش میانجی اصلی رسیده، تا حدی به روابط جدید و نزدیک آن با واشنگتن مربوط میشود. از زمان آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، این روابط بهطور مداوم تقویت شده است.
ترامپ حتی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، که قدرتمندترین فرد در این کشور محسوب میشود را "مارشال مورد علاقهاش" نامیده است؛ موضوعی که موجب نارضایتی هند، رقیب دیرینه پاکستان، شده است.
در عین حال، چین نیز از مدتها پیش روابط نزدیکی با پاکستان دارد و پروژههای عظیم زیرساختی در این کشور اجرا میکند. پکن همچنین در حال حاضر در درگیری میان پاکستان و افغانستان نیز نقش میانجی دارد.
در زمینه دیپلماسی ایران نیز چین و پاکستان اخیراً هماهنگ عمل کردهاند. کمتر از ۱۰ روز پیش ، این دو کشور یک طرح پنجمادهای را پیش بردند که خواستار برقراری آتشبس بود.
آنها روز سهشنبه ۳۱ مارس (۱۱ فروردین) در پکن این طرح را برای کاهش تنش در منطقه ارائه کردند که در آن بر توقف فوری درگیریها، باز شدن مسیر دیپلماسی، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی و ازسرگیری کشتیرانی عادی در تنگه هرمز تاکید شده بود.
در بیانیه مشترک دو کشور آمده است "گفتوگو و دیپلماسی تنها راههای عملی برای حل مناقشهها" هستند. چین و پاکستان همچنین اعلام کردند از آغاز مذاکرات میان طرفهای درگیر حمایت میکنند و همه طرفها باید متعهد شوند اختلافات خود را از راههای مسالمتآمیز حل کنند.
گرچه بیانیه در وجه عمده به صورت تلویحی با "اقدامات دفاعی" ایران در بستن تنگه هرمز یا منطقهای کردن جنگ مخالفت میکند، ولی تأکید آن بر لزوم پایان درگیریها که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شروع شد و حل اختلافات از راههای مسالمتآمیز نهایتا پشتوانه تلاشی شد که پاکستان پیگیر آن بود و حالا به آتشبسی منجر شده است که به رغم وضعیت ابهامآمیز آن، راه را برای مذاکرات میان تهران و واشنگتن گشوده است.
#تفکر_راهبردی
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
#بخش_دوم : نقش پاکستان در ترکیب با چین
برای شناخت گوشهای از #پیچیدگی بسیار بالای روابط و مناسبات فعلی در منطقه، شما را دعوت میکنم به مطالعهی بخشی منتخب از مقاله دویچهوله با عنوان «نقش پنهان و آشکار چین در پشت صحنه توافق ایران».
100 حتما چند دقیقه وقت بگذارید و بخوانید pray
o️ میانجی جدید به نام پاکستان و ارتباط تنگاتنگش با چین
در این میان، این واقعیت که پاکستان نقشی میانجیگر در جنگ جاری را به عهده گرفت و نوع مناسبات تاریخی و تنگاتنگ آن با چین نیز در معادلات مربوط به آتشبس و مذاکرات صلح حائز اهمیت است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، سهشنبه شب در شبکه ایکس از ترامپ خواست ضربالاجل خود را دو هفته تمدید کند. سپس در همان شب، او توافق آتشبس را اعلام کرد و همزمان از دو طرف برای حضور در اسلامآباد در روز جمعه دعوت کرد تا مذاکرات بیشتری "برای دستیابی به یک توافق نهایی" انجام شود.
اینکه اسلامآباد به نقش میانجی اصلی رسیده، تا حدی به روابط جدید و نزدیک آن با واشنگتن مربوط میشود. از زمان آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، این روابط بهطور مداوم تقویت شده است.
ترامپ حتی عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، که قدرتمندترین فرد در این کشور محسوب میشود را "مارشال مورد علاقهاش" نامیده است؛ موضوعی که موجب نارضایتی هند، رقیب دیرینه پاکستان، شده است.
در عین حال، چین نیز از مدتها پیش روابط نزدیکی با پاکستان دارد و پروژههای عظیم زیرساختی در این کشور اجرا میکند. پکن همچنین در حال حاضر در درگیری میان پاکستان و افغانستان نیز نقش میانجی دارد.
در زمینه دیپلماسی ایران نیز چین و پاکستان اخیراً هماهنگ عمل کردهاند. کمتر از ۱۰ روز پیش ، این دو کشور یک طرح پنجمادهای را پیش بردند که خواستار برقراری آتشبس بود.
آنها روز سهشنبه ۳۱ مارس (۱۱ فروردین) در پکن این طرح را برای کاهش تنش در منطقه ارائه کردند که در آن بر توقف فوری درگیریها، باز شدن مسیر دیپلماسی، حفاظت از غیرنظامیان و زیرساختهای غیرنظامی و ازسرگیری کشتیرانی عادی در تنگه هرمز تاکید شده بود.
در بیانیه مشترک دو کشور آمده است "گفتوگو و دیپلماسی تنها راههای عملی برای حل مناقشهها" هستند. چین و پاکستان همچنین اعلام کردند از آغاز مذاکرات میان طرفهای درگیر حمایت میکنند و همه طرفها باید متعهد شوند اختلافات خود را از راههای مسالمتآمیز حل کنند.
گرچه بیانیه در وجه عمده به صورت تلویحی با "اقدامات دفاعی" ایران در بستن تنگه هرمز یا منطقهای کردن جنگ مخالفت میکند، ولی تأکید آن بر لزوم پایان درگیریها که با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران شروع شد و حل اختلافات از راههای مسالمتآمیز نهایتا پشتوانه تلاشی شد که پاکستان پیگیر آن بود و حالا به آتشبسی منجر شده است که به رغم وضعیت ابهامآمیز آن، راه را برای مذاکرات میان تهران و واشنگتن گشوده است.
#تفکر_راهبردی
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
🛡 آمریکا میخواهد توسط محاصره دریایی ایران در فضای بیرون تنگه، با محاصره دریایی انجام شده توسط ایران که ابتکار قبلی ما بوده مقابله به مثل کند.
#برآورد_استراتژیک
small_red_triangle_downاین یک «راهکار متقارن» است و فقط منجر به پیچیدهتر شدن وضعیت و احتمالا تشدید وخامت میگردد. قطعا هیچ کمکی به آزاد شدن تنگه نکرده و بدتر ایران را بر کنترل بیشتر آن مصرّتر میکند تا این اهرم فشار را محکمتر در دست بفشارد.
name_badge زمان علیه ترامپ است!
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
#برآورد_استراتژیک
small_red_triangle_downاین یک «راهکار متقارن» است و فقط منجر به پیچیدهتر شدن وضعیت و احتمالا تشدید وخامت میگردد. قطعا هیچ کمکی به آزاد شدن تنگه نکرده و بدتر ایران را بر کنترل بیشتر آن مصرّتر میکند تا این اهرم فشار را محکمتر در دست بفشارد.
name_badge زمان علیه ترامپ است!
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
100 پنجره فرصت ترکیه برای ایران
small_red_triangle_downهاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه اخیرا گفته اگر رژیم صهیونسیتی از سد ایران بگذرد، بدون دشمن نمیتواند بماند و قطعا دشمن دومش ترکیه است.
small_red_triangleدر سالهای اخیر، اشتباه غیر قابل جبران ترکیه در ماجرای سوریه، باعث تعمیق فاصله بین ایران و ترکیه شد. اما رقابت استراتژیک این دو در سوریه و در نتیجه ستیزهجویانهتر شدن ادبیات نتانیاهو نسبت به ترکیه باعث نزدیکتر شدن این کشور به ایران شده است و این فرصت و گشایشی برای ایران فراهم نموده است.
#ارزیابی_راهبردی
memo البته برای درک بهتر این پنجره فرصت استراتژیک در منطقه، باید روند تحول روابط ترکیه و رژیم را در حدود نیم قرن گذشته بدانیم. برای این منظور، مقالهای در نوشتهی بعدی منتشر خواهم کرد انشاءالله.
warning️ سناریوی محتمل: سرنوشت روابط ترکیه و رژیم از جهاتی میتواند برای کشورهای عربی هم رقم بخورد تا محیط برای رژیم داغتر شود.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
small_red_triangle_downهاکان فیدان وزیر خارجه ترکیه اخیرا گفته اگر رژیم صهیونسیتی از سد ایران بگذرد، بدون دشمن نمیتواند بماند و قطعا دشمن دومش ترکیه است.
small_red_triangleدر سالهای اخیر، اشتباه غیر قابل جبران ترکیه در ماجرای سوریه، باعث تعمیق فاصله بین ایران و ترکیه شد. اما رقابت استراتژیک این دو در سوریه و در نتیجه ستیزهجویانهتر شدن ادبیات نتانیاهو نسبت به ترکیه باعث نزدیکتر شدن این کشور به ایران شده است و این فرصت و گشایشی برای ایران فراهم نموده است.
#ارزیابی_راهبردی
memo البته برای درک بهتر این پنجره فرصت استراتژیک در منطقه، باید روند تحول روابط ترکیه و رژیم را در حدود نیم قرن گذشته بدانیم. برای این منظور، مقالهای در نوشتهی بعدی منتشر خواهم کرد انشاءالله.
warning️ سناریوی محتمل: سرنوشت روابط ترکیه و رژیم از جهاتی میتواند برای کشورهای عربی هم رقم بخورد تا محیط برای رژیم داغتر شود.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
part_alternation_mark️ روندشناسی تحول روابط ترکیه – اسرائیل (۱۹۸۰–۲۰۲۶)
small_red_triangle_down از شراکت راهبردی تا تقابل منطقهای
و درسهای آن برای شرایط جدید غرب آسیا پس از جنگ رمضان
#خط_روند
بخش یکم
روابط ترکیه و اسرائیل طی چهار دههٔ اخیر از یکی از عمیقترین شراکتهای راهبردی منطقهای به سمت رقابت ژئوپلیتیکی، سپس تضاد ساختاری، و نهایتاً تقابل محدود شیفت کرده است. این مسیر نتیجهٔ تغییرات ساختاری در نظم منطقهای، افزایش وزن بازیگران جدید در منطقه و تحول در جهتگیریهای ژئوپلیتیکی ترکیه پس از جنگ سرد قدیم، و به عبارت دیگر شکلگیری #جنگ_سرد_جدید است.
anger خلاصه پنج دوره:
این یادداشت با رویکرد روندشناسی، دورهبندی زیر را برای روابط ترکیه–اسرائیل پیشنهاد میدهد:
one پیش از ۱۹۹۶: دوره «شراکت پنهان»
two ۱۹۹۶–۲۰۰۸: دوره «شراکت راهبردی رسمی»
three ۲۰۰۸–۲۰۱۶: افول شراکت و تبدیل به «رقابت منطقهای»
four ۲۰۱۶–۲۰۲۰: رقابت سخت و آغاز «خصومت ژئوپلیتیکی»
five ۲۰۲۰–۲۰۲۴: تقابل محدود، واگرایی ساختاری، شکلگیری «احتمال دشمنی»
warning️ در جمعبندی نهایی، الگویی ارایه میشود که نشان میدهد چگونه مسیر ترکیه–اسرائیل میتواند «هشدار راهبردی» برای دولتهای عربی باشد که طی یک دههی اخیر مسیر نرمالیزاسیون با رژیم را طی کردهاند.
one دوره یکم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: تا پیش از ۱۹۹۶
white_small_square️شراکت پنهان، همکاری اطلاعاتی، ضدسوریه–ضدایران
- ترکیه و رژیم صهیونسیتی در دهه هشتاد متحد طبیعی غرب بودند.
- ترکیه عضو ناتو بود و اسرائیل متحد برتر آمریکا.
- اما هر دو نگران سوریه حافظ اسد و نفوذ شوروی در دمشق بودند.
- در نتیجه ترکیه و رژیم، همکاریهای امنیتی، اطلاعاتی، و ارتباطات غیرعلنی در حوزه کردها، سوریه و لبنان با هم برقرار کردند.
محرکهای این مناسبات دو طرفه بین ترکیه و رژیم:
- دشمن مشترک: سوریه
- نگرانی از اتحادهای عربی
- رقابت با ایران پس از انقلاب اسلامی
- جنگ ایران–عراق و هراس ترکیه از بیثباتی مرزهای شرقی
بنابراین؛
در این دوره بنیان همکاری گذاشته شد اما پنهان بود، چون جامعه ترکیه و ارتشِ کمالیستی نسبت به عادیسازی آشکار با اسرائیل حساسیت داشتند.
two دوره دوم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۱۹۹۶–۲۰۰۸
white_small_square️شراکت راهبردی رسمی – اوج همکاریهای امنیتی
این دوره نقطه اوج روابط دو رژیم است.
نقطه عطف: توافق راهبردی ۱۹۹۶
Military Cooperation Agreement و Intelligence Sharing Agreement
این توافقات علنی، رسمی و در ترکیه بیسابقه بودند. شامل:
- رزمایش هوایی مشترک
- دسترسی اسرائیل به حریم هوایی ترکیه
- همکاری علیه «تروریسم» (کد مشترک برای سوریه و حزبالله)
- نوسازی جنگندههای F‑4 ترکیه توسط صنایع دفاعی اسرائیل
- همکاری در جنگ الکترونیک و اطلاعاتی SIGINT
محرکهای اصلی:
- ضعف سوریه پس از ۱۹۹۱ (فروپاشی شوروی)
- نیاز ترکیه به فناوریهای نظامی پیشرفته در راستای رقابتهای تسلیحاتی جدید بین کشورهای غرب آسیا
- فشار آمریکا برای ایجاد محور ترکیه–اسرائیل در برابر محور سوریه–ایران–حزبالله
رویدادهای مهم:
- سفرهای متعدد فرماندهان ارتش و موساد به آنکارا
- رزمایش سهجانبه ترکیه–آمریکا–اسرائیل
- همکاری اطلاعاتی علیه حزبالله
- نقش اسرائیل در «فشار غیرمستقیم» به سوریه برای اخراج عبدالله اوجالان (۱۹۹۸)
توهم تثبیت قدرت و اتحاد استراتژیک:
این دوره «ماهعسل استراتژیک» بود. ترکیه و اسرائیل درک میکردند که هر دو در یک محور قرار دارند:
«محور غربمحور سکولار علیه محور مقاومت».
memo ادامه روندشناسی را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
small_red_triangle_down از شراکت راهبردی تا تقابل منطقهای
و درسهای آن برای شرایط جدید غرب آسیا پس از جنگ رمضان
#خط_روند
بخش یکم
روابط ترکیه و اسرائیل طی چهار دههٔ اخیر از یکی از عمیقترین شراکتهای راهبردی منطقهای به سمت رقابت ژئوپلیتیکی، سپس تضاد ساختاری، و نهایتاً تقابل محدود شیفت کرده است. این مسیر نتیجهٔ تغییرات ساختاری در نظم منطقهای، افزایش وزن بازیگران جدید در منطقه و تحول در جهتگیریهای ژئوپلیتیکی ترکیه پس از جنگ سرد قدیم، و به عبارت دیگر شکلگیری #جنگ_سرد_جدید است.
anger خلاصه پنج دوره:
این یادداشت با رویکرد روندشناسی، دورهبندی زیر را برای روابط ترکیه–اسرائیل پیشنهاد میدهد:
one پیش از ۱۹۹۶: دوره «شراکت پنهان»
two ۱۹۹۶–۲۰۰۸: دوره «شراکت راهبردی رسمی»
three ۲۰۰۸–۲۰۱۶: افول شراکت و تبدیل به «رقابت منطقهای»
four ۲۰۱۶–۲۰۲۰: رقابت سخت و آغاز «خصومت ژئوپلیتیکی»
five ۲۰۲۰–۲۰۲۴: تقابل محدود، واگرایی ساختاری، شکلگیری «احتمال دشمنی»
warning️ در جمعبندی نهایی، الگویی ارایه میشود که نشان میدهد چگونه مسیر ترکیه–اسرائیل میتواند «هشدار راهبردی» برای دولتهای عربی باشد که طی یک دههی اخیر مسیر نرمالیزاسیون با رژیم را طی کردهاند.
one دوره یکم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: تا پیش از ۱۹۹۶
white_small_square️شراکت پنهان، همکاری اطلاعاتی، ضدسوریه–ضدایران
- ترکیه و رژیم صهیونسیتی در دهه هشتاد متحد طبیعی غرب بودند.
- ترکیه عضو ناتو بود و اسرائیل متحد برتر آمریکا.
- اما هر دو نگران سوریه حافظ اسد و نفوذ شوروی در دمشق بودند.
- در نتیجه ترکیه و رژیم، همکاریهای امنیتی، اطلاعاتی، و ارتباطات غیرعلنی در حوزه کردها، سوریه و لبنان با هم برقرار کردند.
محرکهای این مناسبات دو طرفه بین ترکیه و رژیم:
- دشمن مشترک: سوریه
- نگرانی از اتحادهای عربی
- رقابت با ایران پس از انقلاب اسلامی
- جنگ ایران–عراق و هراس ترکیه از بیثباتی مرزهای شرقی
بنابراین؛
در این دوره بنیان همکاری گذاشته شد اما پنهان بود، چون جامعه ترکیه و ارتشِ کمالیستی نسبت به عادیسازی آشکار با اسرائیل حساسیت داشتند.
two دوره دوم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۱۹۹۶–۲۰۰۸
white_small_square️شراکت راهبردی رسمی – اوج همکاریهای امنیتی
این دوره نقطه اوج روابط دو رژیم است.
نقطه عطف: توافق راهبردی ۱۹۹۶
Military Cooperation Agreement و Intelligence Sharing Agreement
این توافقات علنی، رسمی و در ترکیه بیسابقه بودند. شامل:
- رزمایش هوایی مشترک
- دسترسی اسرائیل به حریم هوایی ترکیه
- همکاری علیه «تروریسم» (کد مشترک برای سوریه و حزبالله)
- نوسازی جنگندههای F‑4 ترکیه توسط صنایع دفاعی اسرائیل
- همکاری در جنگ الکترونیک و اطلاعاتی SIGINT
محرکهای اصلی:
- ضعف سوریه پس از ۱۹۹۱ (فروپاشی شوروی)
- نیاز ترکیه به فناوریهای نظامی پیشرفته در راستای رقابتهای تسلیحاتی جدید بین کشورهای غرب آسیا
- فشار آمریکا برای ایجاد محور ترکیه–اسرائیل در برابر محور سوریه–ایران–حزبالله
رویدادهای مهم:
- سفرهای متعدد فرماندهان ارتش و موساد به آنکارا
- رزمایش سهجانبه ترکیه–آمریکا–اسرائیل
- همکاری اطلاعاتی علیه حزبالله
- نقش اسرائیل در «فشار غیرمستقیم» به سوریه برای اخراج عبدالله اوجالان (۱۹۹۸)
توهم تثبیت قدرت و اتحاد استراتژیک:
این دوره «ماهعسل استراتژیک» بود. ترکیه و اسرائیل درک میکردند که هر دو در یک محور قرار دارند:
«محور غربمحور سکولار علیه محور مقاومت».
memo ادامه روندشناسی را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
part_alternation_mark️ روندشناسی تحول روابط ترکیه – اسرائیل (۱۹۸۰–۲۰۲۶)
small_red_triangle_down از شراکت راهبردی تا تقابل منطقهای
و درسهای آن برای شرایط جدید غرب آسیا پس از جنگ رمضان
#خط_روند
بخش دوم
three دوره سوم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۲۰۰۸–۲۰۱۶
white_small_square️فروپاشی شراکت، آغاز رقابت منطقهای بین دو رژیم
این دوره، نقطه تغییر بنیادین است.
black_small_square️۱. ماجرای کشتی نجات ماوی مرمره (۲۰۱۰)
این کشتی خیریه، مأمور رساندن کمکهای انسانی و شکستن محاصره غزه بود. نیروهای اسرائیلی به این کشتی امدادی حمله کردند؛ ۱۰ شهروند ترکیه کشته شدند.
ترکیه سفیر اسرائیل را اخراج کرد و همکاریهای نظامی و اطلاعاتی مخدوش شدند و به نماد تقابل اردوغان با اسرائیل تبدیل شد.
پایان «دورهٔ طلایی» روابط استراتژیک آنکارا–تلآویو (۱۹۹۶–۲۰۱۰) و آغاز فاز جدید رقابت ژئوپلیتیکی دو رژیم شد. رژیم صهیونسیتی به سمت یونان و قبرس (محور ضدترکیه در مدیترانه) چرخش دیپلماتیک انجام داد.
black_small_square️۲. ادعای اردوغان بهعنوان رهبر «اسلام سیاسی» !
اردوغان میخواست ترکیه را به رهبر جهان سنی در برابر اسرائیل تبدیل کند. نماد این ادعا، ماجرای «وان مینت» در اجلاس داووس ۲۰۰۹ در برابر شیمون پرز توسط اردوغان بود. همچنین مواضع کلامی اردوغان درباره فلسطین اوج گرفت.
black_small_square️۳. جنگ سوریه:
در ماجرای سوریه رقابت ژئوپلیتیک علنی میشود.
ترکیهی اردوغان میخواست دمشقِ پس از اسد را به سمت اخوانالمسلمین ببرد. از طرف دیگر اسرائیل خواهان تضعیف محور ایران - سوریه - حزبالله بود. این دو هدف عملا همپوشانی داشتند اما در عین حال، ترکیه دنبال هژمونی منطقهای بود و این تهدیدی برای اسرائیل محسوب شد.
black_small_square️۴. سقوط «پروژه اخوان»:
با شکست اخوان در مصر (۲۰۱۳) و بنبست سوریه و پیروزی محور ایران، ترکیه موقعیت خود را از دست داد.
white_square_button نتیجه:
رابطه از شراکت به رقابت تبدیل شد.
اما هنوز خصومت آشکار نبود.
four دوره چهارم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۲۰۱۶–۲۰۲۰
white_small_square️رقابت سخت، واگرایی ژئوپلیتیک، تقابل در مدیترانه
چند تحول کلیدی:
black_small_square️۱. کودتای ۲۰۱۶ علیه اردوغان و تغییر رویکرد سیاست خارجی ترکیه به شرقگرایی:
ترکیه آمریکا را متهم به کودتا کرد. نزدیکی آنکارا به روسیه، ایران و قطر آغاز شد. از طرف دیگر، پارادایم «نئوعثمانیگری» تقویت شد.
black_small_square️۲. رقابت سخت در مدیترانه شرقی:
اینجا ترکیه به تهدید مستقیم برای منافع انرژی اسرائیل تبدیل شد.
- پروژه گاز اسرائیل–قبرس–یونان (EastMed)
- سیاست «Mavi Vatan» (میهن آبی) ترکیه
- تقابل نیروی دریایی دو طرف
black_small_square️۳. پیشرفهای «بومی» نظامی ترکیه:
ترکیه تبدیل شد به تولیدکننده پهپادهای رزمی که میتوانست
معادله برتری کیفی اسرائیل در منطقه را تهدید کند (نقض عملی سیاست راهبردی QME آمریکا و رژیم).
black_small_square️۴. همکاری اسرائیل با یونان و قبرس علیه ترکیه:
این یک جابهجایی تاریخی بود: یونان که قبلاً طرف نزدیک ترکیه پس از عثمانی بود، اکنون شریک دفاعی اسرائیل شد.
white_square_button نتیجه:
رابطه از رقابت به خصومت ژئوپلیتیکی محدود شیفت کرد.
five دوره پنجم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۲۰۲۰–تا کنون
white_small_square️ تقابل محدود، احتمال دشمنی، واگرایی ساختاری
این دوره نتیجهٔ دو روند موازی است:
black_small_square️۱. روند اول: جنگ غزه (۲۰۲۱ و ۲۰۲۳ تا کنون)
ترکیه لحنش به سمت تقابل شدیدتر رفت.
- اردوغان اسرائیل را «دولت تروریست» نامید.
- هاکان فیدان در اخیرا هشدار داد:
«اگر اسرائیل از سد ایران بگذرد، ترکیه دشمن دوم خواهد بود.»
black_small_square️۲. روند دوم: جابهجایی نظم بینالملل
- افول هژمونی آمریکا
- شکلگیری پارادایم جنگ سرد جدید
- پیگیری سخت طرح «اسرائیل بزرگ» توسط رژیم
black_small_square️روند سوم: ارتقاء جایگاه و قدرت ایران
ترکیه در سالهای ۲۰۲۰ به بعد به ویژه پس از شکست کودتای آمریکایی علیه او و کمکهای ایران، در برخی پروندهها به سمت همکاری تاکتیکی با ایران حرکت کرد. این موضوع اسرائیل را نگران کرد.
black_small_square️نتیجه:
روابط آنکارا - تلآویو به مرحله تقابل محدود رسیده، با امکان شیفت به دشمنی رسمی.
anger جمعبندی
میتوان تحولات مناسبت ترکیه–اسرائیل را از ۱۹۹۶ تا کنون در چهار مرحله خلاصه نمود:
one شراکت امنیتی (تا ۲۰۰۸)
همراستایی کامل امنیتی–غربی.
two رقابت ژئوپلیتیکی (۲۰۰۸–۲۰۱۶)
رقابت در سوریه و جهان عرب.
three تبدیل به حریف منطقهای (۲۰۱۶–۲۰۲۰)
تقابل در مدیترانه، انرژی، شرق مدیترانه، پهپادها، محورهای منطقهای.
four تقابل سیاسی و احتمال دشمنی (۲۰۲۰–تا کنون)
تغییر هندسه قدرت جهانی، جنگ غزه، تغییر هندسه قدرت منطقهای، افسانهی نوعثمانیگری، نزدیکی تاکتیکی ترکیه با ایران.
small_red_triangle_downاین روند یک «منحنی U معکوس» است:
صعود ← اوج ← سقوط ← واگرایی ← تقابل.
warning️ مهم: مسیر طی شده بین ترکیه و رژیم، الگوییست که میتواند در روند عادیسازی روابط اعراب و رژیم نیز تکرار شود.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
small_red_triangle_down از شراکت راهبردی تا تقابل منطقهای
و درسهای آن برای شرایط جدید غرب آسیا پس از جنگ رمضان
#خط_روند
بخش دوم
three دوره سوم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۲۰۰۸–۲۰۱۶
white_small_square️فروپاشی شراکت، آغاز رقابت منطقهای بین دو رژیم
این دوره، نقطه تغییر بنیادین است.
black_small_square️۱. ماجرای کشتی نجات ماوی مرمره (۲۰۱۰)
این کشتی خیریه، مأمور رساندن کمکهای انسانی و شکستن محاصره غزه بود. نیروهای اسرائیلی به این کشتی امدادی حمله کردند؛ ۱۰ شهروند ترکیه کشته شدند.
ترکیه سفیر اسرائیل را اخراج کرد و همکاریهای نظامی و اطلاعاتی مخدوش شدند و به نماد تقابل اردوغان با اسرائیل تبدیل شد.
پایان «دورهٔ طلایی» روابط استراتژیک آنکارا–تلآویو (۱۹۹۶–۲۰۱۰) و آغاز فاز جدید رقابت ژئوپلیتیکی دو رژیم شد. رژیم صهیونسیتی به سمت یونان و قبرس (محور ضدترکیه در مدیترانه) چرخش دیپلماتیک انجام داد.
black_small_square️۲. ادعای اردوغان بهعنوان رهبر «اسلام سیاسی» !
اردوغان میخواست ترکیه را به رهبر جهان سنی در برابر اسرائیل تبدیل کند. نماد این ادعا، ماجرای «وان مینت» در اجلاس داووس ۲۰۰۹ در برابر شیمون پرز توسط اردوغان بود. همچنین مواضع کلامی اردوغان درباره فلسطین اوج گرفت.
black_small_square️۳. جنگ سوریه:
در ماجرای سوریه رقابت ژئوپلیتیک علنی میشود.
ترکیهی اردوغان میخواست دمشقِ پس از اسد را به سمت اخوانالمسلمین ببرد. از طرف دیگر اسرائیل خواهان تضعیف محور ایران - سوریه - حزبالله بود. این دو هدف عملا همپوشانی داشتند اما در عین حال، ترکیه دنبال هژمونی منطقهای بود و این تهدیدی برای اسرائیل محسوب شد.
black_small_square️۴. سقوط «پروژه اخوان»:
با شکست اخوان در مصر (۲۰۱۳) و بنبست سوریه و پیروزی محور ایران، ترکیه موقعیت خود را از دست داد.
white_square_button نتیجه:
رابطه از شراکت به رقابت تبدیل شد.
اما هنوز خصومت آشکار نبود.
four دوره چهارم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۲۰۱۶–۲۰۲۰
white_small_square️رقابت سخت، واگرایی ژئوپلیتیک، تقابل در مدیترانه
چند تحول کلیدی:
black_small_square️۱. کودتای ۲۰۱۶ علیه اردوغان و تغییر رویکرد سیاست خارجی ترکیه به شرقگرایی:
ترکیه آمریکا را متهم به کودتا کرد. نزدیکی آنکارا به روسیه، ایران و قطر آغاز شد. از طرف دیگر، پارادایم «نئوعثمانیگری» تقویت شد.
black_small_square️۲. رقابت سخت در مدیترانه شرقی:
اینجا ترکیه به تهدید مستقیم برای منافع انرژی اسرائیل تبدیل شد.
- پروژه گاز اسرائیل–قبرس–یونان (EastMed)
- سیاست «Mavi Vatan» (میهن آبی) ترکیه
- تقابل نیروی دریایی دو طرف
black_small_square️۳. پیشرفهای «بومی» نظامی ترکیه:
ترکیه تبدیل شد به تولیدکننده پهپادهای رزمی که میتوانست
معادله برتری کیفی اسرائیل در منطقه را تهدید کند (نقض عملی سیاست راهبردی QME آمریکا و رژیم).
black_small_square️۴. همکاری اسرائیل با یونان و قبرس علیه ترکیه:
این یک جابهجایی تاریخی بود: یونان که قبلاً طرف نزدیک ترکیه پس از عثمانی بود، اکنون شریک دفاعی اسرائیل شد.
white_square_button نتیجه:
رابطه از رقابت به خصومت ژئوپلیتیکی محدود شیفت کرد.
five دوره پنجم مناسبات ترکیه و رژیم صهیونسیتی: ۲۰۲۰–تا کنون
white_small_square️ تقابل محدود، احتمال دشمنی، واگرایی ساختاری
این دوره نتیجهٔ دو روند موازی است:
black_small_square️۱. روند اول: جنگ غزه (۲۰۲۱ و ۲۰۲۳ تا کنون)
ترکیه لحنش به سمت تقابل شدیدتر رفت.
- اردوغان اسرائیل را «دولت تروریست» نامید.
- هاکان فیدان در اخیرا هشدار داد:
«اگر اسرائیل از سد ایران بگذرد، ترکیه دشمن دوم خواهد بود.»
black_small_square️۲. روند دوم: جابهجایی نظم بینالملل
- افول هژمونی آمریکا
- شکلگیری پارادایم جنگ سرد جدید
- پیگیری سخت طرح «اسرائیل بزرگ» توسط رژیم
black_small_square️روند سوم: ارتقاء جایگاه و قدرت ایران
ترکیه در سالهای ۲۰۲۰ به بعد به ویژه پس از شکست کودتای آمریکایی علیه او و کمکهای ایران، در برخی پروندهها به سمت همکاری تاکتیکی با ایران حرکت کرد. این موضوع اسرائیل را نگران کرد.
black_small_square️نتیجه:
روابط آنکارا - تلآویو به مرحله تقابل محدود رسیده، با امکان شیفت به دشمنی رسمی.
anger جمعبندی
میتوان تحولات مناسبت ترکیه–اسرائیل را از ۱۹۹۶ تا کنون در چهار مرحله خلاصه نمود:
one شراکت امنیتی (تا ۲۰۰۸)
همراستایی کامل امنیتی–غربی.
two رقابت ژئوپلیتیکی (۲۰۰۸–۲۰۱۶)
رقابت در سوریه و جهان عرب.
three تبدیل به حریف منطقهای (۲۰۱۶–۲۰۲۰)
تقابل در مدیترانه، انرژی، شرق مدیترانه، پهپادها، محورهای منطقهای.
four تقابل سیاسی و احتمال دشمنی (۲۰۲۰–تا کنون)
تغییر هندسه قدرت جهانی، جنگ غزه، تغییر هندسه قدرت منطقهای، افسانهی نوعثمانیگری، نزدیکی تاکتیکی ترکیه با ایران.
small_red_triangle_downاین روند یک «منحنی U معکوس» است:
صعود ← اوج ← سقوط ← واگرایی ← تقابل.
warning️ مهم: مسیر طی شده بین ترکیه و رژیم، الگوییست که میتواند در روند عادیسازی روابط اعراب و رژیم نیز تکرار شود.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
bulbدرسهایی که اعراب از ترکیه باید بگیرند:
part_alternation_mark️ روندشناسی تحول روابط ترکیه – اسرائیل (۱۹۸۰–۲۰۲۶)
small_red_triangle_down از شراکت راهبردی تا تقابل منطقهای
#خط_روند
بخش سوم
روند:
hotsprings️ پس از حدود یک قرن از #فروپاشی_عثمانی و شکلگیری نظم جدید در منطقه غرب آسیا، اکنون به نظر میرسد در شرایط پس از جنگ رمضان، این منطقه در آستانه تغییرات تاریخی بنیادین قرار گرفته است.
نقطه کلیدی این تغییر، رژیم صهیونسیتی و مناسبات آن با کشورهای منطقه است.
پیشینه:
o️ در طول یک قرن پیش، به مرور رژیم صهیونسیتی به عنوان «پاسگاه» نظم هژمونیک غرب به ویژه آمریکا در منطقه جعل شد.
در پی شکستهای متعدد اعراب از رژیم، ترکیه فرصت را مهیا دید و برای پذیرفته شدن در اتحادیه اروپا و فرو رفتن هر چه بیشتر در نظام تمدنی غرب، به توسعه روابط با رژیم صهیونسیتی پرداخت. اما عملا پس از نیم قرن، به تقابل لاجرم با یکدیگر کشیده شدهاند. امری که هیچ یک از دو طرف نخواسته و نمیخواهند؛ اما الزامات جهانی و منطقهای بر آنان تحمیل شدهاست.
الگو:
anger به نظر میرسد کشورهای عربی منطقه دقیقا همان مسیر را در پیش گرفتهاند؛ در سودای هضم شدن در هاضمهی تمدن غرب و غربیشدن، سیاست برقراری رابطه با رژیم را تعقیب کردند:
one شراکت پنهانی: ابتدا شکلگیری همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی به صورت پنهانی. (درست مانند مرحله یکم مناسبات ترکیه-اسراییل.)
two شراکت علنی و راهبردی: سپس علنی کردن رابطه و توسعه مناسبات به سطح تعاملات اقتصادی و سیاسی و نظامی. (مانند پیمان ابراهیم و توافقات نرمالیزاسیون عبری - عربی)
معمولا هر شراکت با اسرائیل در ابتدا اقتصادی و امنیتی شروع میشود. (مانند دهه ۹۰ ترکیه).
three فروپاشی شراکت و آغاز رقابت محدود: با تغییر ساختار قدرت جهانی و منطقهای، شراکتهای گذشته علیرغم میل باطنی! به رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل میشود. (مانند اتفاقی که برای ترکیه در ماجرای محور مقاومت و سوریه و داعش و کردها افتاد و امروز برای اعراب پس از طوفان الاقصی و جنگ رمضان محتمل است.)
four تبدیل رقابت به تقابل محدود ژئوپلیتیک: پس از توسعه و قویتر شدن کشورهای عربی، رقابتهای ژئوپلیتیک آنان با رژیم صهیونسیتی برجسته خواهد شد. به ویژه با توجه به رقابتهای جدی که بین عربستان و امارات شکل گرفته، روند انتقال قدرت از غرب به شرق، بحرانهای درونی و جهانی غرب و ... میتواند روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونسیتی را علیرغم میل باطنی! از سطح رقابت بر سر منافع، به سطح منازعات ژئوپلیتیک بکشاند. (درست مانند ماجرای شکلگیری محور یونان–قبرس–اسرائیل علیه ترکیه و متحدانش، منازعات ژئوپلیتیک در سوریهی پس از بشار اسد، تلاش ترکیه برای گسترش حوزه نفوذ نوعثمانیگری و ...)
five گسترش تقابل و قرار گرفتن در آستانه تخاصم ژئوپلیتیک: با تضعیف آمریکا و غرب، توسعه شرقگرایی، توسعهطلبی منطقهای و فرامنطقهای برخی کشورهای عربی مانند عربستان و امارات، طرح اسراییل بزرگ رژیم صهیونسیتی و ... تقابل رژیم صهیونسیتی با کشورهای عربی میتواند به سطح خصومت هم برسد. (مانند تنشهای جدی که در ماجرای جنگ رمضان بین ترکیه و رژیم صهیونسیتی به وجود آمده است.)
low_brightness در نهایت محتمل است کشورهای عربی شبیه روندی که ترکیه طی کرده است، از شریک ← رقیب ← حریف ← (دشمن) را در نسبت با رژیم صهیونسیتی بپیمایند.
white_check_mark تجویز راهبردی:
در این مسیر، جنگ رمضان و قدرتنمایی ایران یک تیغ دولبه است: هم میتواند منجر به همگرایی این کشورها با یکدیگر و رژیم صهیونسیتی شود، هم میتواند منجر به واگرایی آنان با رژیم گردد. هدایت این مسیر به سمت واگرایی منطقه با رژیم، نیاز به سیاست جامع، پیچیده و بسیار فعالانهی ایران در نسبت با رژیم و کشورهای منطقه دارد.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
part_alternation_mark️ روندشناسی تحول روابط ترکیه – اسرائیل (۱۹۸۰–۲۰۲۶)
small_red_triangle_down از شراکت راهبردی تا تقابل منطقهای
#خط_روند
بخش سوم
روند:
hotsprings️ پس از حدود یک قرن از #فروپاشی_عثمانی و شکلگیری نظم جدید در منطقه غرب آسیا، اکنون به نظر میرسد در شرایط پس از جنگ رمضان، این منطقه در آستانه تغییرات تاریخی بنیادین قرار گرفته است.
نقطه کلیدی این تغییر، رژیم صهیونسیتی و مناسبات آن با کشورهای منطقه است.
پیشینه:
o️ در طول یک قرن پیش، به مرور رژیم صهیونسیتی به عنوان «پاسگاه» نظم هژمونیک غرب به ویژه آمریکا در منطقه جعل شد.
در پی شکستهای متعدد اعراب از رژیم، ترکیه فرصت را مهیا دید و برای پذیرفته شدن در اتحادیه اروپا و فرو رفتن هر چه بیشتر در نظام تمدنی غرب، به توسعه روابط با رژیم صهیونسیتی پرداخت. اما عملا پس از نیم قرن، به تقابل لاجرم با یکدیگر کشیده شدهاند. امری که هیچ یک از دو طرف نخواسته و نمیخواهند؛ اما الزامات جهانی و منطقهای بر آنان تحمیل شدهاست.
الگو:
anger به نظر میرسد کشورهای عربی منطقه دقیقا همان مسیر را در پیش گرفتهاند؛ در سودای هضم شدن در هاضمهی تمدن غرب و غربیشدن، سیاست برقراری رابطه با رژیم را تعقیب کردند:
one شراکت پنهانی: ابتدا شکلگیری همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی به صورت پنهانی. (درست مانند مرحله یکم مناسبات ترکیه-اسراییل.)
two شراکت علنی و راهبردی: سپس علنی کردن رابطه و توسعه مناسبات به سطح تعاملات اقتصادی و سیاسی و نظامی. (مانند پیمان ابراهیم و توافقات نرمالیزاسیون عبری - عربی)
معمولا هر شراکت با اسرائیل در ابتدا اقتصادی و امنیتی شروع میشود. (مانند دهه ۹۰ ترکیه).
three فروپاشی شراکت و آغاز رقابت محدود: با تغییر ساختار قدرت جهانی و منطقهای، شراکتهای گذشته علیرغم میل باطنی! به رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل میشود. (مانند اتفاقی که برای ترکیه در ماجرای محور مقاومت و سوریه و داعش و کردها افتاد و امروز برای اعراب پس از طوفان الاقصی و جنگ رمضان محتمل است.)
four تبدیل رقابت به تقابل محدود ژئوپلیتیک: پس از توسعه و قویتر شدن کشورهای عربی، رقابتهای ژئوپلیتیک آنان با رژیم صهیونسیتی برجسته خواهد شد. به ویژه با توجه به رقابتهای جدی که بین عربستان و امارات شکل گرفته، روند انتقال قدرت از غرب به شرق، بحرانهای درونی و جهانی غرب و ... میتواند روابط کشورهای عربی با رژیم صهیونسیتی را علیرغم میل باطنی! از سطح رقابت بر سر منافع، به سطح منازعات ژئوپلیتیک بکشاند. (درست مانند ماجرای شکلگیری محور یونان–قبرس–اسرائیل علیه ترکیه و متحدانش، منازعات ژئوپلیتیک در سوریهی پس از بشار اسد، تلاش ترکیه برای گسترش حوزه نفوذ نوعثمانیگری و ...)
five گسترش تقابل و قرار گرفتن در آستانه تخاصم ژئوپلیتیک: با تضعیف آمریکا و غرب، توسعه شرقگرایی، توسعهطلبی منطقهای و فرامنطقهای برخی کشورهای عربی مانند عربستان و امارات، طرح اسراییل بزرگ رژیم صهیونسیتی و ... تقابل رژیم صهیونسیتی با کشورهای عربی میتواند به سطح خصومت هم برسد. (مانند تنشهای جدی که در ماجرای جنگ رمضان بین ترکیه و رژیم صهیونسیتی به وجود آمده است.)
low_brightness در نهایت محتمل است کشورهای عربی شبیه روندی که ترکیه طی کرده است، از شریک ← رقیب ← حریف ← (دشمن) را در نسبت با رژیم صهیونسیتی بپیمایند.
white_check_mark تجویز راهبردی:
در این مسیر، جنگ رمضان و قدرتنمایی ایران یک تیغ دولبه است: هم میتواند منجر به همگرایی این کشورها با یکدیگر و رژیم صهیونسیتی شود، هم میتواند منجر به واگرایی آنان با رژیم گردد. هدایت این مسیر به سمت واگرایی منطقه با رژیم، نیاز به سیاست جامع، پیچیده و بسیار فعالانهی ایران در نسبت با رژیم و کشورهای منطقه دارد.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
bookmark
small_red_triangle_downبرگرفته از یک توئیت:
small_red_triangle_downبرگرفته از یک توئیت:
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
small_red_triangle_downsmall_red_triangle_down
امروز صادقانه از یک مقام ایرانی در ایران پرسیدم:unamuseddisappointed_relieved
interrobang️«آیا آنها لبنان را رها کردهاند؟»
beginnerاین پاسخ او بود و واقعاً از اینکه چنین سؤال احمقانهای پرسیدم، احساس شرمندگی میکنم.
point_leftلطفاً بخوانید:
interrobang️آیا ایران لبنان را رها کرده است؟
small_orange_diamondآنها جلوی ساخت نیروگاهها توسط ایران را گرفتند تا لبنان به خودکفایی انرژی برسد، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها مانع ساخت سدها توسط ایران شدند، ابتدا در مناطق مسیحی، و پشتپرده درخواست پول کردند تا خودشان آنها را بسازند، اما همانطور که بخش زیادی از کمکها را دزدیدند، این پولها را هم اختلاس کردند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها مانع ورود مهندسان و پزشکان ایرانی به لبنان برای بازسازی شدند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها حسابهای بانکی ایران در لبنان را به بهانه تحریمهای آمریکا مسدود کردند و مانع رسیدن میلیاردها دلار به آسیبدیدگان و کسانی شدند که خانههایشان ویران شده بود، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها پروازهای ایرانی به لبنان را متوقف کردند، و پیش از آن نیز مانع سوختگیری هواپیماهای ایرانی در فرودگاه بیروت شدند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها مسیر زمینی ارتباط ایران با لبنان را قطع کردند (برای مثال حمله در کحاله)، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها سفیر لبنان را از ایران فراخواندند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها سفیر ایران را از لبنان اخراج کردند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها کمکهای انسانی و نظامی ایران، به میزان صدها تُن، را از رسیدن به لبنان بازداشتند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها با پاکستان تماس گرفتند تا مانع از آن شوند که ایران اعتبار برقراری آتشبس در لبنان را به دست آورد، و در عوض آتش و کشتار علیه مردم لبنان را ادامه دادند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها هر کاری که توانستند انجام دادند، و حتی کارهایی که نمیتوانم اینجا بیان کنم، فقط برای اینکه بعداً بگویند ایران شما را رها کرده است.
ok_handنه، و هزار بار نه: ایران هرگز مقاومت در لبنان را رها نکرده و نخواهد کرد. این شما هستید که انسانیت، عزت و مردم خود را رها کردید و به آغوش آمریکا پناه بردید تا برای چیزی که ایران آماده بود به تمام لبنان بدهد، التماس کنید، اما از روی لجاجت آن را رد کردید، همانطور که همیشه.
four_leaf_cloverاین حقایق باید برای همه روشن شود...
id شناسه نظام معترض در ایتا، بله و روبیکا:
ꞋꞌꞋ✎ @MaysamAzarbakhsh
༺𑁍︎𑁍︎𑁍︎𑁍︎༻
امروز صادقانه از یک مقام ایرانی در ایران پرسیدم:unamuseddisappointed_relieved
interrobang️«آیا آنها لبنان را رها کردهاند؟»
beginnerاین پاسخ او بود و واقعاً از اینکه چنین سؤال احمقانهای پرسیدم، احساس شرمندگی میکنم.
point_leftلطفاً بخوانید:
interrobang️آیا ایران لبنان را رها کرده است؟
small_orange_diamondآنها جلوی ساخت نیروگاهها توسط ایران را گرفتند تا لبنان به خودکفایی انرژی برسد، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها مانع ساخت سدها توسط ایران شدند، ابتدا در مناطق مسیحی، و پشتپرده درخواست پول کردند تا خودشان آنها را بسازند، اما همانطور که بخش زیادی از کمکها را دزدیدند، این پولها را هم اختلاس کردند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها مانع ورود مهندسان و پزشکان ایرانی به لبنان برای بازسازی شدند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها حسابهای بانکی ایران در لبنان را به بهانه تحریمهای آمریکا مسدود کردند و مانع رسیدن میلیاردها دلار به آسیبدیدگان و کسانی شدند که خانههایشان ویران شده بود، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها پروازهای ایرانی به لبنان را متوقف کردند، و پیش از آن نیز مانع سوختگیری هواپیماهای ایرانی در فرودگاه بیروت شدند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها مسیر زمینی ارتباط ایران با لبنان را قطع کردند (برای مثال حمله در کحاله)، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها سفیر لبنان را از ایران فراخواندند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها سفیر ایران را از لبنان اخراج کردند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها کمکهای انسانی و نظامی ایران، به میزان صدها تُن، را از رسیدن به لبنان بازداشتند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها با پاکستان تماس گرفتند تا مانع از آن شوند که ایران اعتبار برقراری آتشبس در لبنان را به دست آورد، و در عوض آتش و کشتار علیه مردم لبنان را ادامه دادند، سپس گفتند ایران شما را رها کرده است.
small_orange_diamondآنها هر کاری که توانستند انجام دادند، و حتی کارهایی که نمیتوانم اینجا بیان کنم، فقط برای اینکه بعداً بگویند ایران شما را رها کرده است.
ok_handنه، و هزار بار نه: ایران هرگز مقاومت در لبنان را رها نکرده و نخواهد کرد. این شما هستید که انسانیت، عزت و مردم خود را رها کردید و به آغوش آمریکا پناه بردید تا برای چیزی که ایران آماده بود به تمام لبنان بدهد، التماس کنید، اما از روی لجاجت آن را رد کردید، همانطور که همیشه.
four_leaf_cloverاین حقایق باید برای همه روشن شود...
id شناسه نظام معترض در ایتا، بله و روبیکا:
ꞋꞌꞋ✎ @MaysamAzarbakhsh
༺𑁍︎𑁍︎𑁍︎𑁍︎༻
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ فروردین
مشق استراتژی | حائری زاده
anger معماری امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی از ۱۹۴۸ تا امروز
بخش یکم
exclamation️رژیم صهیونیستی در جهان غرب، یک «استثنا» است. توضیح چرایی این موضوع در یادداشت جداگانهای ارائه خواهد شد انشاءالله. یادداشت کنونی تشریح اجمالی «کیفیت» این استثناگرایی فقط در بعد امنیتی و نظامی است. هر گونه طراحی برای مواجهه با این رژیم نیاز به اشراف کامل به این ساختار دارد.
small_red_triangle_downدر این بین، روابط اسرائیل و ایالات متحده از همه خاصتر است و یک «معماری چند بعدی، چندلایهای و چندمرحلهای» است که طی ۷۵ سال تکامل یافته و امروز به شکلی رسیده که رژیم صهیونیستی:
100 برترین شریک امنیتی آمریکا در جهان
100 تنها دارندهی قانون الزامآور «برتری کیفی نظامی QME»
100 تنها غیرناتویی با دسترسی به فناوریهای فوقحساس
100 و تنها کشوری که روابطش با آمریکا در چند سطح حقوقی، امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی و فناورانه نهادینه شده است.
small_orange_diamond کمی واضحتر:
اسرائیل تنها کشوری در جهان است که:
one برتری نظامی کیفیاش (QME) توسط کنگرهی آمریکا الزام قانونی دارد و رئیسجمهور آمریکا «مکلف» است آن را حفظ کند. هیچ کشور دیگری در جهان چنین حجم قوانین حمایتی الزامآوری برای دولت آمریکا ندارد!!
two کمک نظامی «ثابت، بلندمدت، تضمینشده و غیرمشروط» از دولت دریافت میکند. این مدل را آمریکا در بین همه کشورهای جهان فقط برای اسرائیل دارد!!
three نخستین غیرناتوییای است که به بسیاری از پروژههای مشترک دفاعی حساس دسترسی دارد. هیچ کشور دیگری شبیه این موقعیت نیست؛ حتی انگلیس به فناوریهای فوقحساس مثل F-35I با آزادی اسرائیل دسترسی ندارد!!
four شریک عملیاتهای سایبری و اطلاعاتی فوقمحرمانه است. در برخی حوزههای سایبری و هوش مصنوعی، ایالات متحده، اسرائیل را همسطح خود قرار داده است!!
five در ساختار فرماندهی عملیاتی ارتش آمریکا (CENTCOM) ادغام شده است. هیچ کشوری در جهان این کیفیت از ادغام در ساختار نظامی آمریکا را ندارد!!
six ذخایر نظامی آمریکا را با پروتکلی متفاوت در خاک خود دارد (WRSA-I).
seven در اسناد رسمی و کلان NSS، NDS و اسناد پنتاگون، امنیت اسرائیل بخشی از امنیت ملی آمریکا تعریف شده است و این در مورد هیچ کشور دیگری صادق نیست!!
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
small_red_triangleبرای فهم این مناسبات استثنایی امنیتی و نظامی پیچیده، عمیق و بسیار راهبردی، بین آمریکا و رژیم صهیونیستی، باید روند ساخت تاریخی آنها را مرحلهبهمرحله بازسازی کرد. این بازسازی، شامل انواعی از توافقها، قوانین و اسناد رسمی است که در پیامهای بعدی شرح داده خواهند شد انشاءالله.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
بخش یکم
exclamation️رژیم صهیونیستی در جهان غرب، یک «استثنا» است. توضیح چرایی این موضوع در یادداشت جداگانهای ارائه خواهد شد انشاءالله. یادداشت کنونی تشریح اجمالی «کیفیت» این استثناگرایی فقط در بعد امنیتی و نظامی است. هر گونه طراحی برای مواجهه با این رژیم نیاز به اشراف کامل به این ساختار دارد.
small_red_triangle_downدر این بین، روابط اسرائیل و ایالات متحده از همه خاصتر است و یک «معماری چند بعدی، چندلایهای و چندمرحلهای» است که طی ۷۵ سال تکامل یافته و امروز به شکلی رسیده که رژیم صهیونیستی:
100 برترین شریک امنیتی آمریکا در جهان
100 تنها دارندهی قانون الزامآور «برتری کیفی نظامی QME»
100 تنها غیرناتویی با دسترسی به فناوریهای فوقحساس
100 و تنها کشوری که روابطش با آمریکا در چند سطح حقوقی، امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی و فناورانه نهادینه شده است.
small_orange_diamond کمی واضحتر:
اسرائیل تنها کشوری در جهان است که:
one برتری نظامی کیفیاش (QME) توسط کنگرهی آمریکا الزام قانونی دارد و رئیسجمهور آمریکا «مکلف» است آن را حفظ کند. هیچ کشور دیگری در جهان چنین حجم قوانین حمایتی الزامآوری برای دولت آمریکا ندارد!!
two کمک نظامی «ثابت، بلندمدت، تضمینشده و غیرمشروط» از دولت دریافت میکند. این مدل را آمریکا در بین همه کشورهای جهان فقط برای اسرائیل دارد!!
three نخستین غیرناتوییای است که به بسیاری از پروژههای مشترک دفاعی حساس دسترسی دارد. هیچ کشور دیگری شبیه این موقعیت نیست؛ حتی انگلیس به فناوریهای فوقحساس مثل F-35I با آزادی اسرائیل دسترسی ندارد!!
four شریک عملیاتهای سایبری و اطلاعاتی فوقمحرمانه است. در برخی حوزههای سایبری و هوش مصنوعی، ایالات متحده، اسرائیل را همسطح خود قرار داده است!!
five در ساختار فرماندهی عملیاتی ارتش آمریکا (CENTCOM) ادغام شده است. هیچ کشوری در جهان این کیفیت از ادغام در ساختار نظامی آمریکا را ندارد!!
six ذخایر نظامی آمریکا را با پروتکلی متفاوت در خاک خود دارد (WRSA-I).
seven در اسناد رسمی و کلان NSS، NDS و اسناد پنتاگون، امنیت اسرائیل بخشی از امنیت ملی آمریکا تعریف شده است و این در مورد هیچ کشور دیگری صادق نیست!!
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
small_red_triangleبرای فهم این مناسبات استثنایی امنیتی و نظامی پیچیده، عمیق و بسیار راهبردی، بین آمریکا و رژیم صهیونیستی، باید روند ساخت تاریخی آنها را مرحلهبهمرحله بازسازی کرد. این بازسازی، شامل انواعی از توافقها، قوانین و اسناد رسمی است که در پیامهای بعدی شرح داده خواهند شد انشاءالله.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ اردیبهشت
مشق استراتژی | حائری زاده
anger درهمتنیدگی امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول ۷۵ سال
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش دوم
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
small_red_triangleروابط اسرائیل و ایالات متحده، فراتر از یک اتحاد، درهمتنیدگی است؛ یک «معماری چندلایه، چندبعدی و چندمرحلهای» که ۷۵ سال طول کشیده تا تکامل یافته و به کیفیت کنونی برسد. امروز اسراییل بدون آمریکا نمیتواند باشد، آمریکا هم بدون اسراییل دچار شکست امنیت ملی است.
small_red_triangle_downبرای فهم این وضعیت «استثنایی»، باید مسیر تاریخی–ساختاری این رابطه متقابل را مرحلهبهمرحله بازسازی کرد.
black_medium_small_square️مرحله یکم: از ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۷
«دوره تأسیس سیاسی و حمایت محدود امنیتی»
دورهای که اسرائیل بیشتر از اروپا سلاح میگرفت، اما از آمریکا «مشروعیت سیاسی»
one نقش آمریکا در تأسیس دولت اسرائیل
- آمریکا در ۱۴ مه ۱۹۴۸، تنها ۱۱ دقیقه پس از اعلام استقلال، اسرائیل را به رسمیت شناخت.
- واشنگتن، با استفاده از نفوذ خود بر بلوک آمریکای لاتین و فرانسه، رأی کافی برای قطعنامههای سازمان ملل فراهم نمود.
- جامعه یهودیان آمریکا و «صهیونیسم مسیحی» در حوزه سیاسی نقشی کلیدی داشتند.
two چرا کمک نظامی آمریکا در این دوره کم بود؟
دو دلیل ساختاری:
- واشنگتن تا دهه ۶۰ میلادی، اصولاً سیاست ارسال سلاح به خاورمیانه نداشت (Containment Policy «سیاست مهار» شوروی).
- آمریکا نگران بود کمک نظامی به اسرائیل، جنگ سرد را تشدید کند و شوروی را به سمت اعراب نزدیکتر کند.
بنابراین، اسرائیل در این دوران:
- هواپیماها و موشکهایش را عمدتاً از فرانسه و تا حدی بریتانیا گرفت.
- برنامه هستهایاش را فرانسه ساخت (ریاکتور دیمونا ۱۹۵۶–۶۳)
- ماجراهای نظامی مهم مثل سوئز ۱۹۵۶، تقریباً تمامش اروپایی بود.
اینها هیچکدام با نقش سیاسی آمریکا در سازمان ملل تناقض ندارد:
آمریکا عمدتا حامی سیاسی بود تا امنیتی.
three توافقهای رسمی دهه ۵۰ و ۶۰
در این دوره تنها توافقهای «نرم» شکل گرفت:
- کمکهای اقتصادی اولیه USAID (از مجموعه کمکهای خارجی آمریکا)
- همکاریهای کشاورزی و فنی
- توافقهای کوچک راداری
- نخستین خطوط تبادل اطلاعات سطح پایین
- آغاز فروش رسمی تسلیحات آمریکا به اسرائیل از ۱۹۶۶ مانند سامانه Hawk، فروش محدود هواپیماهای A‑4 و F‑4.
این دوره، هنگامی تمام میشود که اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ با اعراب پیروز شد و از نگاه آمریکا به «دارایی استراتژیک ضدشوروی» تبدیل گردید.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش دوم
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
small_red_triangleروابط اسرائیل و ایالات متحده، فراتر از یک اتحاد، درهمتنیدگی است؛ یک «معماری چندلایه، چندبعدی و چندمرحلهای» که ۷۵ سال طول کشیده تا تکامل یافته و به کیفیت کنونی برسد. امروز اسراییل بدون آمریکا نمیتواند باشد، آمریکا هم بدون اسراییل دچار شکست امنیت ملی است.
small_red_triangle_downبرای فهم این وضعیت «استثنایی»، باید مسیر تاریخی–ساختاری این رابطه متقابل را مرحلهبهمرحله بازسازی کرد.
black_medium_small_square️مرحله یکم: از ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۷
«دوره تأسیس سیاسی و حمایت محدود امنیتی»
دورهای که اسرائیل بیشتر از اروپا سلاح میگرفت، اما از آمریکا «مشروعیت سیاسی»
one نقش آمریکا در تأسیس دولت اسرائیل
- آمریکا در ۱۴ مه ۱۹۴۸، تنها ۱۱ دقیقه پس از اعلام استقلال، اسرائیل را به رسمیت شناخت.
- واشنگتن، با استفاده از نفوذ خود بر بلوک آمریکای لاتین و فرانسه، رأی کافی برای قطعنامههای سازمان ملل فراهم نمود.
- جامعه یهودیان آمریکا و «صهیونیسم مسیحی» در حوزه سیاسی نقشی کلیدی داشتند.
two چرا کمک نظامی آمریکا در این دوره کم بود؟
دو دلیل ساختاری:
- واشنگتن تا دهه ۶۰ میلادی، اصولاً سیاست ارسال سلاح به خاورمیانه نداشت (Containment Policy «سیاست مهار» شوروی).
- آمریکا نگران بود کمک نظامی به اسرائیل، جنگ سرد را تشدید کند و شوروی را به سمت اعراب نزدیکتر کند.
بنابراین، اسرائیل در این دوران:
- هواپیماها و موشکهایش را عمدتاً از فرانسه و تا حدی بریتانیا گرفت.
- برنامه هستهایاش را فرانسه ساخت (ریاکتور دیمونا ۱۹۵۶–۶۳)
- ماجراهای نظامی مهم مثل سوئز ۱۹۵۶، تقریباً تمامش اروپایی بود.
اینها هیچکدام با نقش سیاسی آمریکا در سازمان ملل تناقض ندارد:
آمریکا عمدتا حامی سیاسی بود تا امنیتی.
three توافقهای رسمی دهه ۵۰ و ۶۰
در این دوره تنها توافقهای «نرم» شکل گرفت:
- کمکهای اقتصادی اولیه USAID (از مجموعه کمکهای خارجی آمریکا)
- همکاریهای کشاورزی و فنی
- توافقهای کوچک راداری
- نخستین خطوط تبادل اطلاعات سطح پایین
- آغاز فروش رسمی تسلیحات آمریکا به اسرائیل از ۱۹۶۶ مانند سامانه Hawk، فروش محدود هواپیماهای A‑4 و F‑4.
این دوره، هنگامی تمام میشود که اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ با اعراب پیروز شد و از نگاه آمریکا به «دارایی استراتژیک ضدشوروی» تبدیل گردید.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ اردیبهشت
مشق استراتژی | حائری زاده
anger درهمتنیدگی امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول ۷۵ سال
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش سوم
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
black_medium_small_square️مرحله دوم: ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳
«دوره ایجاد پیوند امنیتی؛ پیش از نهادینه شدن کامل»
جنگ یومکیپور، گلدا مایر، کیسینجر و تولد پارادایم QME
one جنگ ششروزه ۱۹۶۷
این جنگ با پیروزی رژیم صهیونیستی پایان یافت. پیروزی اسرائیل بر مصر، سوریه و اردن، وزن راهبردی اسرائیل را در نگاه آمریکا تغییر داد.
نتیجه:
- افزایش فروش سلاحهای مهم
- افزایش سطح تبادلات اطلاعاتی
- همکاری امنیتی محدود در مدیترانه
- و آغاز ارزیابیهای استراتژیک آمریکا درباره قابلیتهای نظامی اسرائیل
اما هنوز «اتحاد ساختاری» شکل نگرفته بود.
two جنگ یومکیپور ۱۹۷۳
این جنگ، نقطه عطف واقعی روابط شد.
در جریان جنگ یوم کیپور، اسرائیل در آستانه شکست نهایی قرار گرفته بود و معلوم شد بدون کمک آمریکا امکان دوام ندارد. گلدا مایر نخستوزیر رژیم صهیونیستی در خانهی خود، کیسینجر وزیر وقت خارجه آمریکا را ملاقات کرده و ضمن اذعان به این موضوع، حمایت تمام عیار نظامی آمریکا را دریافت نمود و از فروپاشی نجات یافت.
دکترین کیسینجر: اسرائیل نباید هیچوقت دوباره در چنین وضعیتی قرار گیرد.
three عملیات «نیکل گرس» (Nickel Grass)
بزرگترین پل هوایی نظامی آمریکا از جنگ جهانی دوم تا جنگ یوم کیپور
- ارسال بیش از ۸۰۰۰ تن سلاح
- تحویل ۲۲٬۰۰۰ قبضه مهمات
- ارسال تانک، قطعات فانتوم، موشکهای هوابهزمین
- انتقال شبانهروزی با هواپیماهای C‑5 و C‑141
اهمیت تاریخی:
- برای نخستینبار آمریکا بهصورت عملیاتی برای نجات اسرائیل مداخله کرد.
- این عملیات بذر تعهد امنیتی رسمی را کاشت.
- کیسینجر بعداً گفت: «از این پس، امنیت اسرائیل، بخشی از امنیت ملی آمریکا است.»
four تولد چهارچوب «برتری کیفی نظامی» اسراییل
QME = Qualitative Military Edge
پس از جنگ یوم کیپور، واشنگتن به این جمعبندی رسید:
۱. اگر کشورهای عرب چند برابر اسرائیل جمعیت دارند،
۲. و از شوروی سلاح انبوه میگیرند،
۳. پس باید اسرائیل نیز همیشه «یک نسل» جلوتر از اعراب باشد.
این اصل به سیاست ثابت امنیت ملی آمریکا تبدیل شد:
«اسرائیل باید در هر زمان، هر مکان و در هر حوزهٔ نظامی، یک شکاف تکنولوژیک ساختاری نسبت به همسایگان خود داشته باشد.»
این دکترین، بنیان قانونی–عملی QME شد.
این چهارچوب ابتدا غیررسمی (غیر حقوقی) بود از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹.
بعدها تبدیل شد به:
- قانون ۱۹۷۹
- قانون ۱۹۸۵
- و قانون تقویتشدهی ۱۹۹۹ و ۲۰۱۸
five توافقهای رسمی دوره ۶۷–۷۳
- تحویل تسلیحات سنگین پس از ۱۹۶۷
- ایجاد خط ارتباطی امنیتی مستقیم
- عقد توافق ۱۹۷۳ درباره هماهنگی امنیتی
- تقویت انتقال سلاحهای پیشرفته
- شکلگیری پیشنویس سیاست QME
- تاسیس توافق امنیتی ۱۹۷۵ (پیشدرآمد کمپ دیوید)
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش سوم
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
black_medium_small_square️مرحله دوم: ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۳
«دوره ایجاد پیوند امنیتی؛ پیش از نهادینه شدن کامل»
جنگ یومکیپور، گلدا مایر، کیسینجر و تولد پارادایم QME
one جنگ ششروزه ۱۹۶۷
این جنگ با پیروزی رژیم صهیونیستی پایان یافت. پیروزی اسرائیل بر مصر، سوریه و اردن، وزن راهبردی اسرائیل را در نگاه آمریکا تغییر داد.
نتیجه:
- افزایش فروش سلاحهای مهم
- افزایش سطح تبادلات اطلاعاتی
- همکاری امنیتی محدود در مدیترانه
- و آغاز ارزیابیهای استراتژیک آمریکا درباره قابلیتهای نظامی اسرائیل
اما هنوز «اتحاد ساختاری» شکل نگرفته بود.
two جنگ یومکیپور ۱۹۷۳
این جنگ، نقطه عطف واقعی روابط شد.
در جریان جنگ یوم کیپور، اسرائیل در آستانه شکست نهایی قرار گرفته بود و معلوم شد بدون کمک آمریکا امکان دوام ندارد. گلدا مایر نخستوزیر رژیم صهیونیستی در خانهی خود، کیسینجر وزیر وقت خارجه آمریکا را ملاقات کرده و ضمن اذعان به این موضوع، حمایت تمام عیار نظامی آمریکا را دریافت نمود و از فروپاشی نجات یافت.
دکترین کیسینجر: اسرائیل نباید هیچوقت دوباره در چنین وضعیتی قرار گیرد.
three عملیات «نیکل گرس» (Nickel Grass)
بزرگترین پل هوایی نظامی آمریکا از جنگ جهانی دوم تا جنگ یوم کیپور
- ارسال بیش از ۸۰۰۰ تن سلاح
- تحویل ۲۲٬۰۰۰ قبضه مهمات
- ارسال تانک، قطعات فانتوم، موشکهای هوابهزمین
- انتقال شبانهروزی با هواپیماهای C‑5 و C‑141
اهمیت تاریخی:
- برای نخستینبار آمریکا بهصورت عملیاتی برای نجات اسرائیل مداخله کرد.
- این عملیات بذر تعهد امنیتی رسمی را کاشت.
- کیسینجر بعداً گفت: «از این پس، امنیت اسرائیل، بخشی از امنیت ملی آمریکا است.»
four تولد چهارچوب «برتری کیفی نظامی» اسراییل
QME = Qualitative Military Edge
پس از جنگ یوم کیپور، واشنگتن به این جمعبندی رسید:
۱. اگر کشورهای عرب چند برابر اسرائیل جمعیت دارند،
۲. و از شوروی سلاح انبوه میگیرند،
۳. پس باید اسرائیل نیز همیشه «یک نسل» جلوتر از اعراب باشد.
این اصل به سیاست ثابت امنیت ملی آمریکا تبدیل شد:
«اسرائیل باید در هر زمان، هر مکان و در هر حوزهٔ نظامی، یک شکاف تکنولوژیک ساختاری نسبت به همسایگان خود داشته باشد.»
این دکترین، بنیان قانونی–عملی QME شد.
این چهارچوب ابتدا غیررسمی (غیر حقوقی) بود از ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹.
بعدها تبدیل شد به:
- قانون ۱۹۷۹
- قانون ۱۹۸۵
- و قانون تقویتشدهی ۱۹۹۹ و ۲۰۱۸
five توافقهای رسمی دوره ۶۷–۷۳
- تحویل تسلیحات سنگین پس از ۱۹۶۷
- ایجاد خط ارتباطی امنیتی مستقیم
- عقد توافق ۱۹۷۳ درباره هماهنگی امنیتی
- تقویت انتقال سلاحهای پیشرفته
- شکلگیری پیشنویس سیاست QME
- تاسیس توافق امنیتی ۱۹۷۵ (پیشدرآمد کمپ دیوید)
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ اردیبهشت
مشق استراتژی | حائری زاده
anger درهمتنیدگی امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول ۷۵ سال
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش چهارم
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
black_medium_small_square️مرحله سوم: ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۱
«دوره نهادینهسازی و تثبیت اتحاد امنیتی–نظامی بین آمریکا و اسراییل»
در این مرحله پرده عوض میشود: رابطه از «حمایت سیاسی و نظامی» به اتحاد استراتژیک و «ساختاری» امنیتی–نظامی تبدیل میشود.
100 این مهمترین مرحله در کل تاریخ روابط آمریکا و رژیم است.
one محور نخست: توافق امنیتی ۱۹۷۵
U.S.–Israel Memorandum of Understanding
نخستین تعهد رسمی آمریکا به امنیت اسرائیل
این همان سندی است که بعد از توافق جداسازی نیروها بین اسرائیل و مصر (Sinai II) صادر شد و آمریکا در آن متعهد شد:
- هیچ فشار سیاسی عمده بدون هماهنگی بر اسرائیل وارد نکند،
- کمکهای نظامی جبرانی بدهد،
- اسرائیل را وارد یک چارچوب همکاری امنیتی پایدار کند.
warning️ یعنی آمریکا تعیین کرد زمین، امنیت، جنگ، صلح و مرزهای اسرائیل، بخشی از سیاست امنیت ملی ایالات متحده است.
در یک کلام:
🛡اسرائیل از یک متحد خارجی به عنوان یک «موضوع سیاست خارجی»، تبدیل شد به: «مؤلفهی داخلیِ امنیت ملی آمریکا و یک مولفهٔ ثابت در معماری امنیت ملی آمریکا در منطقهی موسوم به خاورمیانه.
به بیان دیگر، از منظر آمریکا:
قبل از ۱۹۷۵؛ اسرائیل = دوستی که ازش حمایت میکنی!
بعد از ۱۹۷۵؛ اسرائیل = اندامی که اگر آسیب ببیند، خودت فلج میشوی!
این تفاوتِ حمایت، با ادغام امنیتی است.
two محور دوم: کمپ دیوید (۱۹۷۸–۷۹)
کمپ دیوید به عنوان چهارچوب توافقی بین مصر و رژیم (Camp David Accords) – سپتامبر 1978، که منجر به معاهدهی بین دو رژیم شد (Israel–Egypt Peace Treaty) – مارس 1979:
ما به ازای خروج مصر از جنگ، رژیم صهیونیستی ضمانت امنیت دریافت کرد و آمریکا ضلع سوم امنیت اسرائیل شد.
پس از کمپ دیوید، آمریکا برای اسراییل:
- شبکه کمک نظامی ثابت ایجاد کرد،
- خط ارتباطی اطلاعاتی تقویت شد،
- هماهنگی پنتاگون–وزارت دفاع رژیم IDF رسمی شد،
- نظارت آمریکا بر ترتیبات امنیتی سینا دائمی شد.
warning️ این نخستینبار بود که «معماری امنیتی آمریکا در خاورمیانه» با «امنیت اسرائیل» گره خورد.
three محور سوم: تعیین وضعیت MNNA (۱۹۸۱)
MNNA = Major Non-NATO All
دو سال پس از انقلاب اسلامی ایران یعنی در سال ۱۹۸۱ ، رژیم صهیونیستی به سطح «متحدِ اصلی و عمدهی غیرناتو» (Designation as MNNA) برای آمریکا درآمد.
warning️ تعیین این عنوان، یک انقلاب حقوقی در روابط آمریکا و اسراییل بود:
مبتنی بر بخشی از قانون Title 10 U.S. Code و بخش 517 از قانون کمک خارجی آمریکا (Foreign Assistance Act, FAA) این وضعیت (Status) در سال 1987 توسط کنگره ایجاد شد و بعدها گسترش یافت. اعطای این وضعیت به یک کشور خارجی در اختیار رئیسجمهور آمریکا است. به این ترتیب رژیم صهیونیستی بدون این که عضو ناتو باشد از مزایای امنیتی ویژه و حتی بالاتر از سطح ناتو برخوردار است:
دسترسی اسرائیل به:
- تسلیحات سطحبالای آمریکا،
- پروژههای مشترک تحقیقاتی،
- مشارکت در برنامههای دفاع موشکی،
- حق ذخایر نظامی آمریکا در خاک اسرائیل (WRSA-I).
هیچ کشور غیرناتویی چنین موقعیتی ندارد جز معدود کشورها؛
100 اما نسخه اسرائیل فراتر از نسخهٔ عمومی MNNA است.
four محور چهارم: توافق همکاری راهبردی (۱۹۸۳)
U.S.–Israel Strategic Cooperation Agreement
(پس از تجاوز اسرائیل به لبنان در ۱۹۸۲ و در اثنای تدوین دکترین ریگان برای مهار شوروی)؛
نخستین سند رسمی که اسرائیل را «شریک استراتژیک» (Strategic Partner) آمریکا تعریف کرد.
شامل:
- تشکیل «گروه مشترک سیاسی–نظامی» (JPWG)
- هماهنگی در سیاستهای منطقهای
- مقابله مشترک با تهدید «قدرتهای خارجی» در خاورمیانه (ضدشوروی)
- تبادل اطلاعات سطح بالا
- ایجاد مخازن پیشجنگی آمریکا در اسرائیل (WRSA‑I) برای ذخیرهسازی مهمات، سوخت، خودروهای زرهی و تجهیزات
- نخستین همکاری رسمی در جنگ الکترونیک
- تعهد آمریکا به تقویت توان بازدارندگی اسرائیل
در این مرحله، بذر QME کاشته شد که بعدها در ۱۹۸۷، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۸ تبدیل به قانون شد.
five محور پنجم: آغاز کمک نظامی ثابت (۱۹۸۵)
- «سالانه و ثابت» شد،
- حدود ۳.۵ تا ۴ میلیارد دلار تضمینشده،
- یکسوم قابل خرج در صنایع نظامی اسرائیل (حمایت از صنایع بومی رژیم)
o️ این دوره یک «تغییر پارادایم» بود؛
چون از این دوره به بعد، رابطه دیگر فقط تصمیم رئیسجمهور یا وزیرخارجه نیست؛
بلکه یک ساختار حکومتی ثابت در پنتاگون، سیا، وزارت خارجه، کنگره و صنایع نظامی با رژیم صهیونیستی است.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش چهارم
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
black_medium_small_square️مرحله سوم: ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۱
«دوره نهادینهسازی و تثبیت اتحاد امنیتی–نظامی بین آمریکا و اسراییل»
در این مرحله پرده عوض میشود: رابطه از «حمایت سیاسی و نظامی» به اتحاد استراتژیک و «ساختاری» امنیتی–نظامی تبدیل میشود.
100 این مهمترین مرحله در کل تاریخ روابط آمریکا و رژیم است.
one محور نخست: توافق امنیتی ۱۹۷۵
U.S.–Israel Memorandum of Understanding
نخستین تعهد رسمی آمریکا به امنیت اسرائیل
این همان سندی است که بعد از توافق جداسازی نیروها بین اسرائیل و مصر (Sinai II) صادر شد و آمریکا در آن متعهد شد:
- هیچ فشار سیاسی عمده بدون هماهنگی بر اسرائیل وارد نکند،
- کمکهای نظامی جبرانی بدهد،
- اسرائیل را وارد یک چارچوب همکاری امنیتی پایدار کند.
warning️ یعنی آمریکا تعیین کرد زمین، امنیت، جنگ، صلح و مرزهای اسرائیل، بخشی از سیاست امنیت ملی ایالات متحده است.
در یک کلام:
🛡اسرائیل از یک متحد خارجی به عنوان یک «موضوع سیاست خارجی»، تبدیل شد به: «مؤلفهی داخلیِ امنیت ملی آمریکا و یک مولفهٔ ثابت در معماری امنیت ملی آمریکا در منطقهی موسوم به خاورمیانه.
به بیان دیگر، از منظر آمریکا:
قبل از ۱۹۷۵؛ اسرائیل = دوستی که ازش حمایت میکنی!
بعد از ۱۹۷۵؛ اسرائیل = اندامی که اگر آسیب ببیند، خودت فلج میشوی!
این تفاوتِ حمایت، با ادغام امنیتی است.
two محور دوم: کمپ دیوید (۱۹۷۸–۷۹)
کمپ دیوید به عنوان چهارچوب توافقی بین مصر و رژیم (Camp David Accords) – سپتامبر 1978، که منجر به معاهدهی بین دو رژیم شد (Israel–Egypt Peace Treaty) – مارس 1979:
ما به ازای خروج مصر از جنگ، رژیم صهیونیستی ضمانت امنیت دریافت کرد و آمریکا ضلع سوم امنیت اسرائیل شد.
پس از کمپ دیوید، آمریکا برای اسراییل:
- شبکه کمک نظامی ثابت ایجاد کرد،
- خط ارتباطی اطلاعاتی تقویت شد،
- هماهنگی پنتاگون–وزارت دفاع رژیم IDF رسمی شد،
- نظارت آمریکا بر ترتیبات امنیتی سینا دائمی شد.
warning️ این نخستینبار بود که «معماری امنیتی آمریکا در خاورمیانه» با «امنیت اسرائیل» گره خورد.
three محور سوم: تعیین وضعیت MNNA (۱۹۸۱)
MNNA = Major Non-NATO All
دو سال پس از انقلاب اسلامی ایران یعنی در سال ۱۹۸۱ ، رژیم صهیونیستی به سطح «متحدِ اصلی و عمدهی غیرناتو» (Designation as MNNA) برای آمریکا درآمد.
warning️ تعیین این عنوان، یک انقلاب حقوقی در روابط آمریکا و اسراییل بود:
مبتنی بر بخشی از قانون Title 10 U.S. Code و بخش 517 از قانون کمک خارجی آمریکا (Foreign Assistance Act, FAA) این وضعیت (Status) در سال 1987 توسط کنگره ایجاد شد و بعدها گسترش یافت. اعطای این وضعیت به یک کشور خارجی در اختیار رئیسجمهور آمریکا است. به این ترتیب رژیم صهیونیستی بدون این که عضو ناتو باشد از مزایای امنیتی ویژه و حتی بالاتر از سطح ناتو برخوردار است:
دسترسی اسرائیل به:
- تسلیحات سطحبالای آمریکا،
- پروژههای مشترک تحقیقاتی،
- مشارکت در برنامههای دفاع موشکی،
- حق ذخایر نظامی آمریکا در خاک اسرائیل (WRSA-I).
هیچ کشور غیرناتویی چنین موقعیتی ندارد جز معدود کشورها؛
100 اما نسخه اسرائیل فراتر از نسخهٔ عمومی MNNA است.
four محور چهارم: توافق همکاری راهبردی (۱۹۸۳)
U.S.–Israel Strategic Cooperation Agreement
(پس از تجاوز اسرائیل به لبنان در ۱۹۸۲ و در اثنای تدوین دکترین ریگان برای مهار شوروی)؛
نخستین سند رسمی که اسرائیل را «شریک استراتژیک» (Strategic Partner) آمریکا تعریف کرد.
شامل:
- تشکیل «گروه مشترک سیاسی–نظامی» (JPWG)
- هماهنگی در سیاستهای منطقهای
- مقابله مشترک با تهدید «قدرتهای خارجی» در خاورمیانه (ضدشوروی)
- تبادل اطلاعات سطح بالا
- ایجاد مخازن پیشجنگی آمریکا در اسرائیل (WRSA‑I) برای ذخیرهسازی مهمات، سوخت، خودروهای زرهی و تجهیزات
- نخستین همکاری رسمی در جنگ الکترونیک
- تعهد آمریکا به تقویت توان بازدارندگی اسرائیل
در این مرحله، بذر QME کاشته شد که بعدها در ۱۹۸۷، ۱۹۹۸ و ۲۰۰۸ تبدیل به قانون شد.
five محور پنجم: آغاز کمک نظامی ثابت (۱۹۸۵)
- «سالانه و ثابت» شد،
- حدود ۳.۵ تا ۴ میلیارد دلار تضمینشده،
- یکسوم قابل خرج در صنایع نظامی اسرائیل (حمایت از صنایع بومی رژیم)
o️ این دوره یک «تغییر پارادایم» بود؛
چون از این دوره به بعد، رابطه دیگر فقط تصمیم رئیسجمهور یا وزیرخارجه نیست؛
بلکه یک ساختار حکومتی ثابت در پنتاگون، سیا، وزارت خارجه، کنگره و صنایع نظامی با رژیم صهیونیستی است.
memo ادامه را در نوشتهی بعدی بخوانید...
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ اردیبهشت
مشق استراتژی | حائری زاده
anger درهمتنیدگی امنیتی آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول ۷۵ سال
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش پنجم و پایانی
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
مرحله چهارم: ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱
«دوره ادغام کامل فناوری و اطلاعاتی بین آمریکا و رژیم صهیونیستی»
گذار از عصر «جنگ سرد» به جهان جدید
white_small_square️زمینه ساختاری:
«سیاست خاورمیانهای آمریکا» پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروی روی سه محور تعریف شد:
۱. مهار ایران که از جنگ تحمیلی بیرون آمده بود،
۲. مدیریت روند صلح در نقاط باقیماندهی درگیری به نفع آمریکا،
۳. مقابله با اشاعه موشکی و فناوریهای حساس.
white_small_square️اسرائیل در این معماری، تبدیل شد به:
- شریک اصلی در مانیتورینگ منطقه،
- شریک اصلی در پروژههای ضد موشکی،
- شریک اصلی در ارزیابی تهدیدات منطقه.
small_red_triangleدستاوردهای ساختاری به نفع رژیم:
- قانون «منع فروش سلاح به دشمنان اسرائیل»
- همکاری اطلاعاتی سطح بالا (علیه ایران، عراق، سوریه)
- تبادل دادههای ماهوارهای
- شروع همکاریهای سایبری اولیه NSA–Unit8200
- کمک مالی مهاجرت یهودیان شوروی
- تقویت قانون QME ۱۹۹۹
- همکاریهای ضدموشکی مانند توافق امنیتی ۱۹۹۶ Anti‑Missile Cooperation Agreement و برنامه موشکی ضد بالستیک Arrow-2
مرحله پنجم: ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶
«یکیسازی امنیت داخلی آمریکا با اسرائیل»
2001 - Joint Counterterrorism Agreement
پس از ۱۱ سپتامبر، در دوره به اصطلاح «جنگ علیه ترور» ساختار همکاری وارد سطح جدید شد: توافقنامه ضدتروریسم مشترک در سال ۲۰۰۱.
white_small_square️در این دوره، اسرائیل تبدیل شد به بهترین شریک آمریکا برای:
- شناخت محیط تهدیدات خاورمیانه
- مقابله با شبکههای غیردولتی
- فناوریهای ضدترور
- امنیت فرودگاهی
- سایبر و جنگ الکترونیک
small_red_triangleدستاوردهای ساختاری برای رژیم:
- همکاری سایبری عمیق NSA–Unit8200 مانند پروژه Stuxnet.
- همکاری FBI–Shin Bet
- گسترش تبادل دادههای فضایی
- پروژههای مشترک سقوط پهپادها، حسگرها، جنگ الکترونیک
- گسترش همکاری امنیت داخلی آمریکا–اسرائیل (Homeland Security)
- پروژههای پهپادی
- برنامههای گسترده ضد موشکی مانند:
Arrow Program (و پیکان ۳) برنامه پیکان
David’s Sling فلاخن داود
Iron Dome گنبد آهنین
این پروژهها با بودجه مشترک آمریکا–اسرائیل توسعه یافتهاند.
bangbang️ اسراییل برای آمریکا فراتر از هر کشور دیگر:
کنگره آمریکا در 2014 اسرائیل را به عنوان (MSP) Major Strategic Partner معرفی کرد. این جایگاه حتی از (MNNA) Major Non‑NATO Ally که مرزبانی به تحولات دوره سوم بود هم بالاتر است!
مرحله ششم: ۲۰۱۶ تا امروز
«دوره قفل شدن ساختاری»
رابطه به حالت «نظام حکمرانی مشترک» رسیده است.
این مرحله ادامهٔ منطقی ۵ مرحله قبل است، اما عمیقتر و ادغامشدهتر.
white_small_square️محورهای کلیدی
۱. یادداشت تفاهم MOU دهساله ۲۰۱۶:
۳۸ میلیارد دلار کمک تضمینشده
(بزرگترین بسته کمک نظامی آمریکا در تاریخ)
اسرائیل قرار آمریکا تنها کشوری است که:
کمک نظامی چندسالهی تضمینشده،
و بدون نیاز به درخواست سالانه،
دریافت میکند.
۲. تقویت QME (قانون ۲۰۱۸)
- هر فروش تسلیحاتی به عربستان، امارات، مصر، ترکیه باید سطح پایینتر از نسخه اسرائیلی باشد.
- در صورت فروش مشابه، آمریکا موظف است سطح تسلیحات اسرائیل را بالاتر ببرد.
۳. انتقال اسرائیل به سنتکام (۲۰۲۱)
- ادغام کامل اسرائیل در معماری عملیاتی آمریکا
- دسترسی به شبکه راداری و هشدار زودهنگام
- هماهنگی علیه تهدیدات منطقهای
🟧 جمعبندی نهایی
تکامل ۷۵ سالهی روابط آمریکا و اسرائیل، چهار «پرش ساختاری» داشته است:
one ۱۹۴۸–۶۷: بهرسمیتشناسی سیاسی + حمایت محدود امنیتی،
two ۶۷–۷۳: پیوند امنیتی و تولد QME،
three ۷۳–۹۱: نهادینهسازی اتحاد امنیتی–نظامی،
four ۹۱–۲۰۱۶: ادغام اطلاعاتی–فناورانه،
five ۲۰۱۶ تا امروز: قفلشدن ساختاری و الزام قانونی.
در طول این مسیر، دهها توافق امنیتی و قانون رسمی (بالغ بر ۴۰ مورد) ستون فقرات این معماری را ساختهاند و نتیجه نهایی:
اسرائیل از میان تمام کشورهای جهان، نزدیکترین و ممتازترین شریک امنیتی آمریکا است.
🟨 این «استثنا» محصول دههها ساختوساز لایهبهلایهی امنیتی در «سیاست خاورمیانهای آمریکا» است؛ سیاستی که امنیت اسرائیل را کاملا متناسب با تحولات نظام جهانی و نظم منطقهای، بخشی از امنیت ملی آمریکا تعریف کرده است.
small_orange_diamond علاوه بر نظام امنیتی، بین آمریکا و رژیم صهیونیستی، پیوندهای اقتصادی، علمی، تکنولوژیک، صنعتی و ... نیز وجود دارند که در یادداشتهای ارزیابی راهبردی بعدی اشاره خواهند شد انشاءالله.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
interrobang️ چگونه و چرا اسرائیل در ساختار غربی به یک «استثنا» تبدیل شد؟
بخش پنجم و پایانی
#ارزیابی_راهبردی (Strategic Assessment)
مرحله چهارم: ۱۹۹۱ تا ۲۰۰۱
«دوره ادغام کامل فناوری و اطلاعاتی بین آمریکا و رژیم صهیونیستی»
گذار از عصر «جنگ سرد» به جهان جدید
white_small_square️زمینه ساختاری:
«سیاست خاورمیانهای آمریکا» پس از جنگ سرد و فروپاشی شوروی روی سه محور تعریف شد:
۱. مهار ایران که از جنگ تحمیلی بیرون آمده بود،
۲. مدیریت روند صلح در نقاط باقیماندهی درگیری به نفع آمریکا،
۳. مقابله با اشاعه موشکی و فناوریهای حساس.
white_small_square️اسرائیل در این معماری، تبدیل شد به:
- شریک اصلی در مانیتورینگ منطقه،
- شریک اصلی در پروژههای ضد موشکی،
- شریک اصلی در ارزیابی تهدیدات منطقه.
small_red_triangleدستاوردهای ساختاری به نفع رژیم:
- قانون «منع فروش سلاح به دشمنان اسرائیل»
- همکاری اطلاعاتی سطح بالا (علیه ایران، عراق، سوریه)
- تبادل دادههای ماهوارهای
- شروع همکاریهای سایبری اولیه NSA–Unit8200
- کمک مالی مهاجرت یهودیان شوروی
- تقویت قانون QME ۱۹۹۹
- همکاریهای ضدموشکی مانند توافق امنیتی ۱۹۹۶ Anti‑Missile Cooperation Agreement و برنامه موشکی ضد بالستیک Arrow-2
مرحله پنجم: ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۶
«یکیسازی امنیت داخلی آمریکا با اسرائیل»
2001 - Joint Counterterrorism Agreement
پس از ۱۱ سپتامبر، در دوره به اصطلاح «جنگ علیه ترور» ساختار همکاری وارد سطح جدید شد: توافقنامه ضدتروریسم مشترک در سال ۲۰۰۱.
white_small_square️در این دوره، اسرائیل تبدیل شد به بهترین شریک آمریکا برای:
- شناخت محیط تهدیدات خاورمیانه
- مقابله با شبکههای غیردولتی
- فناوریهای ضدترور
- امنیت فرودگاهی
- سایبر و جنگ الکترونیک
small_red_triangleدستاوردهای ساختاری برای رژیم:
- همکاری سایبری عمیق NSA–Unit8200 مانند پروژه Stuxnet.
- همکاری FBI–Shin Bet
- گسترش تبادل دادههای فضایی
- پروژههای مشترک سقوط پهپادها، حسگرها، جنگ الکترونیک
- گسترش همکاری امنیت داخلی آمریکا–اسرائیل (Homeland Security)
- پروژههای پهپادی
- برنامههای گسترده ضد موشکی مانند:
Arrow Program (و پیکان ۳) برنامه پیکان
David’s Sling فلاخن داود
Iron Dome گنبد آهنین
این پروژهها با بودجه مشترک آمریکا–اسرائیل توسعه یافتهاند.
bangbang️ اسراییل برای آمریکا فراتر از هر کشور دیگر:
کنگره آمریکا در 2014 اسرائیل را به عنوان (MSP) Major Strategic Partner معرفی کرد. این جایگاه حتی از (MNNA) Major Non‑NATO Ally که مرزبانی به تحولات دوره سوم بود هم بالاتر است!
مرحله ششم: ۲۰۱۶ تا امروز
«دوره قفل شدن ساختاری»
رابطه به حالت «نظام حکمرانی مشترک» رسیده است.
این مرحله ادامهٔ منطقی ۵ مرحله قبل است، اما عمیقتر و ادغامشدهتر.
white_small_square️محورهای کلیدی
۱. یادداشت تفاهم MOU دهساله ۲۰۱۶:
۳۸ میلیارد دلار کمک تضمینشده
(بزرگترین بسته کمک نظامی آمریکا در تاریخ)
اسرائیل قرار آمریکا تنها کشوری است که:
کمک نظامی چندسالهی تضمینشده،
و بدون نیاز به درخواست سالانه،
دریافت میکند.
۲. تقویت QME (قانون ۲۰۱۸)
- هر فروش تسلیحاتی به عربستان، امارات، مصر، ترکیه باید سطح پایینتر از نسخه اسرائیلی باشد.
- در صورت فروش مشابه، آمریکا موظف است سطح تسلیحات اسرائیل را بالاتر ببرد.
۳. انتقال اسرائیل به سنتکام (۲۰۲۱)
- ادغام کامل اسرائیل در معماری عملیاتی آمریکا
- دسترسی به شبکه راداری و هشدار زودهنگام
- هماهنگی علیه تهدیدات منطقهای
🟧 جمعبندی نهایی
تکامل ۷۵ سالهی روابط آمریکا و اسرائیل، چهار «پرش ساختاری» داشته است:
one ۱۹۴۸–۶۷: بهرسمیتشناسی سیاسی + حمایت محدود امنیتی،
two ۶۷–۷۳: پیوند امنیتی و تولد QME،
three ۷۳–۹۱: نهادینهسازی اتحاد امنیتی–نظامی،
four ۹۱–۲۰۱۶: ادغام اطلاعاتی–فناورانه،
five ۲۰۱۶ تا امروز: قفلشدن ساختاری و الزام قانونی.
در طول این مسیر، دهها توافق امنیتی و قانون رسمی (بالغ بر ۴۰ مورد) ستون فقرات این معماری را ساختهاند و نتیجه نهایی:
اسرائیل از میان تمام کشورهای جهان، نزدیکترین و ممتازترین شریک امنیتی آمریکا است.
🟨 این «استثنا» محصول دههها ساختوساز لایهبهلایهی امنیتی در «سیاست خاورمیانهای آمریکا» است؛ سیاستی که امنیت اسرائیل را کاملا متناسب با تحولات نظام جهانی و نظم منطقهای، بخشی از امنیت ملی آمریکا تعریف کرده است.
small_orange_diamond علاوه بر نظام امنیتی، بین آمریکا و رژیم صهیونیستی، پیوندهای اقتصادی، علمی، تکنولوژیک، صنعتی و ... نیز وجود دارند که در یادداشتهای ارزیابی راهبردی بعدی اشاره خواهند شد انشاءالله.
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ اردیبهشت
مشق استراتژی | حائری زاده
no_entry_sign تناقض جنگ؛ وسط میدان، به زور به جهنم نرویم!
⚔ در میانهی یک جنگ تمامعیار،
هزاران جوان، با آرزوهای بزرگ، خودشان را برای کنکور آماده میکنند؛ برای ورود به دانشگاه.
برای نشستن در کلاسهایی که قرار است به آنها «علوم انسانی» یاد بدهند.
flushed بیش از نیمی از دانشجویان کشور در رشتههای علوم انسانی تحصیل میکنند؛
یعنی میلیونها ذهن جوان!
interrobang️اما کدام علوم انسانی؟
questionتا چه بخوانند؟
warning️ همان علومی که مبانیاش در همان تمدنی شکل گرفته که امروز مقابل ما ایستاده است.
همان دستگاه فکریای که انسان را نه «عبد خدا»، بلکه «حیوانانگاری» از انسان دارد. تمام رشتههای علوم انسانی، انسان را حیوان، البته حیوانی پیچیدهتر تعریف کردهاند. (حیوان ناطق، حیوان مدنی، حیوان خداشونده، حیوان ...) در حالی که به تعبیر علامه جوادی، انسان «حیّ متألّه» است.
x اینجاست که تناقض شروع میشود:
از یک طرف میگوییم در جنگ تمدنی هستیم. از طرف دیگر، فرزندانمان را میفرستیم تا ذهنشان را با نظریهها و مبانی همان تمدن پر کنند!
name_badge امام شهید، ۲۹ مهر ۱۳۸۹ هشدار داد:
«علوم انسانی غربی ذاتاً مسموم است.»
🦠 مسموم یعنی علمی که ظاهرش قشنگ و قانعکننده است، اما در حقیقت اغواکننده است. چون «مبنایش مادی، غیر الهی و غیر توحیدی است.» (امام خامنهای، ۱۳۹۳)
no_entry️ خطر علم فاسد از هر فسادی بدتر است؛
چون جهل میسازد،
جاهل فقط کسی نیست که چیزی نداند. بلکه جاهل کسی است که غلط بداند و خیال کند درست میداند.
و جهل، در مقابل عقل، انسان را جهنمی میکند.
@haerizadeh_h
memo این متن از علامه جوادی آملی را حتما بخوانید تا ببینید:
sparkles چقدر «ساده» میشود بهشتی شد، در حالی که نظام دانشگاهی چقدر پیچیده، به اجبار به جهنم میبرد.
scream تحصیلکردهها کمتر به بهشت میروند!
خیلی از افراد هستند که به بهشت میروند؛ اما تحصیلکرده نیستند، این، برابر همان فطرتی که میداند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است عمل میکند. بیش از این هم که نیست، اکثری مردم هم همین هستند.
green_heart اکثر اهل بهشت افراد ساده هستند
خدا مرحوم حکیم خواجه طوسی را غریق رحمت کند! ایشان در شرح اشارات این حدیث را خوب معنا کرده است که «أَکْثَرُ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْبُلْه» نه «بُلَهاء»! «بُلْه» جمع اَبله است. «أَکْثَرُ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْبُلْه»، نه «بُلَهاء»، «بُلَهاء» استعمال نشد. «بُلْه» جمع اَبله است. فرمود اکثر اهل بهشت همین افراد ساده هستند. اینها هر چه که مراجعشان گفتند عمل میکنند، دیگر چه میخواستند بگویند. حالا مطالب علمی را نمیداند؛ اما این شخص نه بیراهه میرود نه راه کسی را میبندد. «اَبله»؛ یعنی «سلیم الصدر»؛ یعنی نقشه بکشد، حیله بزند، امروز این طور، فردا آن طور، این طور نیست. یا کشاورز است یا دامدار است، یا پیشهور است یا کاسب است، همین کار خودش را انجام میدهد. اکثر اهل بهشت اینها هستند.
hotsprings️ بازار مکّارهی علم و دانشجویی
[در آن سو،] در روایات ما هم هست که عالم «علی شفا حفرة من النار» حرکت میکند؛ یعنی همین لبه جهنم است که اگر یک وقت افتاد، میافتد در آتش... بنابراین اکثر اهل بهشت همین مردم مؤمن هستند. وجوهات شرعی خود را میدهد، نماز خود را هم میخواند، روزه خود را هم میگیرد، حالا ممکن است چهار تا گناه صغیره هم بکند. در این بخشها هم فرمود کسانی که گناه کبیره ندارند، اگر مختصر لغزشی کردند ما میبخشیم: ﴿إِن تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُم﴾؛ سیّئات یعنی سیّئات صغیره. در همین بحث در آیه ۳۲ هم دارد که ﴿الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ﴾؛ یعنی گناهان صغیره دارند، ما میبخشیم. این وعده الهی است. بیتوبه! چون با توبه که گناهان کبیره را هم میبخشد، این خداست! آن وقت با این لطف الهی آدم جهنم برود تعجب است. فرمود ما بهشت را برای عادل خلق نکردیم، عادل آن است که نه گناه کبیره دارد نه گناه صغیره؛ اما اینها که گناه کبیره ندارند، یک اشتباهات جزئی دارند ما میبخشیم، ﴿الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ﴾ که اینها هم یک گناهان کبیره مخصوص هستند، ﴿إِلاَّ اللَّمَمَ﴾، یک گناهان جزئی مرتکب شدهاند، ﴿إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ﴾، البته بیتوبه، چون با توبه گناهان کبیره را هم میبخشد، این خداست! لذا وجود مبارک امام سجاد فرمود: من تعجب میکنم که کسی برود جهنم! «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَه»؛ وای به حال کسی که با این همه رحمت الهی، جهنم برود، چون گناه، یک کیفر دارد؛ اما هر یک حسنه، دَه پاداش دارد. فرمود چگونه میشود که یکیها بر دَه تاها پیروز میشود؟
تفسیر تسنیم؛ سوره نجم، ذیل آیات ۳۰ تا ۳۲
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
⚔ در میانهی یک جنگ تمامعیار،
هزاران جوان، با آرزوهای بزرگ، خودشان را برای کنکور آماده میکنند؛ برای ورود به دانشگاه.
برای نشستن در کلاسهایی که قرار است به آنها «علوم انسانی» یاد بدهند.
flushed بیش از نیمی از دانشجویان کشور در رشتههای علوم انسانی تحصیل میکنند؛
یعنی میلیونها ذهن جوان!
interrobang️اما کدام علوم انسانی؟
questionتا چه بخوانند؟
warning️ همان علومی که مبانیاش در همان تمدنی شکل گرفته که امروز مقابل ما ایستاده است.
همان دستگاه فکریای که انسان را نه «عبد خدا»، بلکه «حیوانانگاری» از انسان دارد. تمام رشتههای علوم انسانی، انسان را حیوان، البته حیوانی پیچیدهتر تعریف کردهاند. (حیوان ناطق، حیوان مدنی، حیوان خداشونده، حیوان ...) در حالی که به تعبیر علامه جوادی، انسان «حیّ متألّه» است.
x اینجاست که تناقض شروع میشود:
از یک طرف میگوییم در جنگ تمدنی هستیم. از طرف دیگر، فرزندانمان را میفرستیم تا ذهنشان را با نظریهها و مبانی همان تمدن پر کنند!
name_badge امام شهید، ۲۹ مهر ۱۳۸۹ هشدار داد:
«علوم انسانی غربی ذاتاً مسموم است.»
🦠 مسموم یعنی علمی که ظاهرش قشنگ و قانعکننده است، اما در حقیقت اغواکننده است. چون «مبنایش مادی، غیر الهی و غیر توحیدی است.» (امام خامنهای، ۱۳۹۳)
no_entry️ خطر علم فاسد از هر فسادی بدتر است؛
چون جهل میسازد،
جاهل فقط کسی نیست که چیزی نداند. بلکه جاهل کسی است که غلط بداند و خیال کند درست میداند.
و جهل، در مقابل عقل، انسان را جهنمی میکند.
@haerizadeh_h
memo این متن از علامه جوادی آملی را حتما بخوانید تا ببینید:
sparkles چقدر «ساده» میشود بهشتی شد، در حالی که نظام دانشگاهی چقدر پیچیده، به اجبار به جهنم میبرد.
scream تحصیلکردهها کمتر به بهشت میروند!
خیلی از افراد هستند که به بهشت میروند؛ اما تحصیلکرده نیستند، این، برابر همان فطرتی که میداند چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است عمل میکند. بیش از این هم که نیست، اکثری مردم هم همین هستند.
green_heart اکثر اهل بهشت افراد ساده هستند
خدا مرحوم حکیم خواجه طوسی را غریق رحمت کند! ایشان در شرح اشارات این حدیث را خوب معنا کرده است که «أَکْثَرُ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْبُلْه» نه «بُلَهاء»! «بُلْه» جمع اَبله است. «أَکْثَرُ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْبُلْه»، نه «بُلَهاء»، «بُلَهاء» استعمال نشد. «بُلْه» جمع اَبله است. فرمود اکثر اهل بهشت همین افراد ساده هستند. اینها هر چه که مراجعشان گفتند عمل میکنند، دیگر چه میخواستند بگویند. حالا مطالب علمی را نمیداند؛ اما این شخص نه بیراهه میرود نه راه کسی را میبندد. «اَبله»؛ یعنی «سلیم الصدر»؛ یعنی نقشه بکشد، حیله بزند، امروز این طور، فردا آن طور، این طور نیست. یا کشاورز است یا دامدار است، یا پیشهور است یا کاسب است، همین کار خودش را انجام میدهد. اکثر اهل بهشت اینها هستند.
hotsprings️ بازار مکّارهی علم و دانشجویی
[در آن سو،] در روایات ما هم هست که عالم «علی شفا حفرة من النار» حرکت میکند؛ یعنی همین لبه جهنم است که اگر یک وقت افتاد، میافتد در آتش... بنابراین اکثر اهل بهشت همین مردم مؤمن هستند. وجوهات شرعی خود را میدهد، نماز خود را هم میخواند، روزه خود را هم میگیرد، حالا ممکن است چهار تا گناه صغیره هم بکند. در این بخشها هم فرمود کسانی که گناه کبیره ندارند، اگر مختصر لغزشی کردند ما میبخشیم: ﴿إِن تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنکُمْ سَیِّئَاتِکُم﴾؛ سیّئات یعنی سیّئات صغیره. در همین بحث در آیه ۳۲ هم دارد که ﴿الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلاَّ اللَّمَمَ﴾؛ یعنی گناهان صغیره دارند، ما میبخشیم. این وعده الهی است. بیتوبه! چون با توبه که گناهان کبیره را هم میبخشد، این خداست! آن وقت با این لطف الهی آدم جهنم برود تعجب است. فرمود ما بهشت را برای عادل خلق نکردیم، عادل آن است که نه گناه کبیره دارد نه گناه صغیره؛ اما اینها که گناه کبیره ندارند، یک اشتباهات جزئی دارند ما میبخشیم، ﴿الَّذینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ﴾ که اینها هم یک گناهان کبیره مخصوص هستند، ﴿إِلاَّ اللَّمَمَ﴾، یک گناهان جزئی مرتکب شدهاند، ﴿إِنَّ رَبَّکَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ﴾، البته بیتوبه، چون با توبه گناهان کبیره را هم میبخشد، این خداست! لذا وجود مبارک امام سجاد فرمود: من تعجب میکنم که کسی برود جهنم! «وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ آحَادُهُ أَعْشَارَه»؛ وای به حال کسی که با این همه رحمت الهی، جهنم برود، چون گناه، یک کیفر دارد؛ اما هر یک حسنه، دَه پاداش دارد. فرمود چگونه میشود که یکیها بر دَه تاها پیروز میشود؟
تفسیر تسنیم؛ سوره نجم، ذیل آیات ۳۰ تا ۳۲
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ اردیبهشت
مشق استراتژی | حائری زاده
🏴 بسم الله الرحمن الرحیم
arrow_backward️ بررسی آخرین تحولات جنگ رمضان ، برای نوجوانان manschool womanschool
alarm_clock امشب حدود ساعت ۲۳
tv شبکه امید
bookmark برنامه اشاره
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
arrow_backward️ بررسی آخرین تحولات جنگ رمضان ، برای نوجوانان manschool womanschool
alarm_clock امشب حدود ساعت ۲۳
tv شبکه امید
bookmark برنامه اشاره
🖋✍مشق استراتژی | حسام الدین حائری زاده
@haerizadeh_h
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA201دنبال کننده
حسام الدین حائری زاده
معاون و عضو هیأت علمی مرکز بررسیهای دکترینال (اندیشکده یقین)
youtube.com/@haerizadeh
aparat.com/haerizadeh
Instagram.com/haerizadeh_h
twitter.com/haerizadeh_h
t.me/haerizadeh_h
eitaa.com/haerizadeh_h
ble.ir/haerizadeh_h
rubika.ir/haerizadeh_h
rubika.ir/haerizadeh_hh
مشاهده کانال پیامرسانمعاون و عضو هیأت علمی مرکز بررسیهای دکترینال (اندیشکده یقین)
youtube.com/@haerizadeh
aparat.com/haerizadeh
Instagram.com/haerizadeh_h
twitter.com/haerizadeh_h
t.me/haerizadeh_h
eitaa.com/haerizadeh_h
ble.ir/haerizadeh_h
rubika.ir/haerizadeh_h
rubika.ir/haerizadeh_hh