۲ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
#ترفند برای مادرات
🥳واسه همه ما پیش میاد که لباسمون کثیف شه 🥳
space_invader با این ترفند کاربردی دیگ هیچ لباسی کثیف نمیمونه alien
boom🤓نوش جان نگاهتونdizzy
#قصه #بچه #شاد #محبت
@ghesenini
@ghesenini
🥳واسه همه ما پیش میاد که لباسمون کثیف شه 🥳
space_invader با این ترفند کاربردی دیگ هیچ لباسی کثیف نمیمونه alien
boom🤓نوش جان نگاهتونdizzy
#قصه #بچه #شاد #محبت
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
اهنگ و قصه های کودکانه
confetti_ball آهنگ سیب green_appleapple
love_letter کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم heart_decoration
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
boomاینا کین سیب سیب
anger ترش و شیرین طعمام balloon
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سیب #قرمز #زرد #ترش #شیرین #اموزش
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball آهنگ سیب green_appleapple
love_letter کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم heart_decoration
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
boomاینا کین سیب سیب
anger ترش و شیرین طعمام balloon
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سیب #قرمز #زرد #ترش #شیرین #اموزش
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
اهنگ و قصه کودکانه
confetti_ball اهنگ اعداد انگلیسی از یک تا ده
🛑با این اهنگ بچه ها راحت تر اعداد رو یاد میگیرن 🛑
fireبچه ها در سنین کم بهتر با موزیک ارتباط برقرار میکنن مخصوصا اگه ریتم باشه fire
#نامبر
#اعداد #انگلیسی #اهنگ #قصه #شیر #اموزش #وان #تو
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball اهنگ اعداد انگلیسی از یک تا ده
🛑با این اهنگ بچه ها راحت تر اعداد رو یاد میگیرن 🛑
fireبچه ها در سنین کم بهتر با موزیک ارتباط برقرار میکنن مخصوصا اگه ریتم باشه fire
#نامبر
#اعداد #انگلیسی #اهنگ #قصه #شیر #اموزش #وان #تو
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
به نام خدای کوچولوها cherry_blossom
lollipop اسم قصه: غر غر پلنگ
یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، غیر از خدا هیچکس نبود.
یه روزی، توی یه جنگل بزرگ و قشنگ، یه پلنگ زندگی میکرد که از صدای خودش خوشش نمیاومد.
هر وقت حرف میزد یا صدا درمیآورد، دلش میخواست یه صدای قشنگتر داشته باشه.
با خودش گفت:
«من باید برم یه صدای بهتر پیدا کنم!»
پس راه افتاد. رفت و رفت و رفت تا رسید به آقا سگه.
پلنگ گفت:
«آقا سگه، صداتو به من قرض میدی؟»
آقا سگه هم مهربون بود و گفت:
«باشه، چرا که نه!»
پلنگ از اون به بعد، به جای اینکه گرررر کنه، میگفت:
«هاپ هاپ هپ!»
ولی بچهها، پلنگ از این صدا هم خوشش نیومد.
برای همین، صدای آقا سگه رو پس داد و دوباره راه افتاد.
این بار رسید به آقا الاغه.
پلنگ گفت:
«آقا الاغه، صداتو به من قرض میدی؟»
آقا الاغه هم قبول کرد.
پلنگ حالا به جای غرررر کردن، میگفت:
«عرعر! عرعر!»
اما باز هم دلش خوش نشد.
پس صدای آقا الاغه رو هم پس داد و دوباره رفت.
رفت و رفت تا رسید به آقا ماره.
پلنگ گفت:
«آقا ماره، صداتو به من قرض میدی؟»
آقا ماره هم گفت:
«باشه.»
پلنگ از اون به بعد میگفت:
«هیسهیس!»
ولی این صدا هم به دلش ننشست.
پلنگ ناراحت شد و با خودش گفت:
«پس صدای خودم کجاست؟ من دیگه نمیتونم غرغر کنم!»
خیلی غصهدار شد. رفت زیر یه درخت نشست، سرش رو انداخت پایین و زد زیر گریه.
همون نزدیکی، کنار درخت یه گودال آب بود.
ناگهان از توی گودال یه صدا اومد:
«غررررر!»
پلنگ یهدفعه سرش رو بالا آورد و نگاه کرد. دید صدای خودش توی گوداله!
با خوشحالی گفت:
«آخ جون! صدای خودم اینجاست!»
بعد صدای خودش رو از گودال پس گرفت و دوباره مال خودش شد.
پلنگ خیلی خوشحال شد. از جا پرید و توی جنگل دوید و با صدای بلند گفت:
«غررررر! غررررر!»
حیوانهای جنگل هم صدایش رو شنیدن و فهمیدن که پلنگ بالاخره صدای خودش رو پیدا کرده.
از اون روز به بعد، پلنگ با خیال راحت توی جنگل میدوید و غر غر میکرد.
میخوای صوت این قصه رو بشنوی؟🤗روی شکلک ها کلیک کن(leopardleopardleopard)
#قصه_متنی
@ghesenini
@ghesenini
lollipop اسم قصه: غر غر پلنگ
یکی بود، یکی نبود، زیر گنبد کبود، غیر از خدا هیچکس نبود.
یه روزی، توی یه جنگل بزرگ و قشنگ، یه پلنگ زندگی میکرد که از صدای خودش خوشش نمیاومد.
هر وقت حرف میزد یا صدا درمیآورد، دلش میخواست یه صدای قشنگتر داشته باشه.
با خودش گفت:
«من باید برم یه صدای بهتر پیدا کنم!»
پس راه افتاد. رفت و رفت و رفت تا رسید به آقا سگه.
پلنگ گفت:
«آقا سگه، صداتو به من قرض میدی؟»
آقا سگه هم مهربون بود و گفت:
«باشه، چرا که نه!»
پلنگ از اون به بعد، به جای اینکه گرررر کنه، میگفت:
«هاپ هاپ هپ!»
ولی بچهها، پلنگ از این صدا هم خوشش نیومد.
برای همین، صدای آقا سگه رو پس داد و دوباره راه افتاد.
این بار رسید به آقا الاغه.
پلنگ گفت:
«آقا الاغه، صداتو به من قرض میدی؟»
آقا الاغه هم قبول کرد.
پلنگ حالا به جای غرررر کردن، میگفت:
«عرعر! عرعر!»
اما باز هم دلش خوش نشد.
پس صدای آقا الاغه رو هم پس داد و دوباره رفت.
رفت و رفت تا رسید به آقا ماره.
پلنگ گفت:
«آقا ماره، صداتو به من قرض میدی؟»
آقا ماره هم گفت:
«باشه.»
پلنگ از اون به بعد میگفت:
«هیسهیس!»
ولی این صدا هم به دلش ننشست.
پلنگ ناراحت شد و با خودش گفت:
«پس صدای خودم کجاست؟ من دیگه نمیتونم غرغر کنم!»
خیلی غصهدار شد. رفت زیر یه درخت نشست، سرش رو انداخت پایین و زد زیر گریه.
همون نزدیکی، کنار درخت یه گودال آب بود.
ناگهان از توی گودال یه صدا اومد:
«غررررر!»
پلنگ یهدفعه سرش رو بالا آورد و نگاه کرد. دید صدای خودش توی گوداله!
با خوشحالی گفت:
«آخ جون! صدای خودم اینجاست!»
بعد صدای خودش رو از گودال پس گرفت و دوباره مال خودش شد.
پلنگ خیلی خوشحال شد. از جا پرید و توی جنگل دوید و با صدای بلند گفت:
«غررررر! غررررر!»
حیوانهای جنگل هم صدایش رو شنیدن و فهمیدن که پلنگ بالاخره صدای خودش رو پیدا کرده.
از اون روز به بعد، پلنگ با خیال راحت توی جنگل میدوید و غر غر میکرد.
میخوای صوت این قصه رو بشنوی؟🤗روی شکلک ها کلیک کن(leopardleopardleopard)
#قصه_متنی
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
اهنگ و قصه کودکانه
confetti_ball ارزوهای ادما تمومی نداره در لحظه از نعمت هایی که دارین شُکر گذار باشین🤍🫠
#آرزو
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#عشق #رفیق #دخترمن
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball ارزوهای ادما تمومی نداره در لحظه از نعمت هایی که دارین شُکر گذار باشین🤍🫠
#آرزو
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#عشق #رفیق #دخترمن
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
اهنگ و قصه کودکانه
confetti_ball تموم لحظه هایی که از اینده میخوام🤍🫠
#آرزو
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#عشق #رفیق #دخترمن
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball تموم لحظه هایی که از اینده میخوام🤍🫠
#آرزو
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#عشق #رفیق #دخترمن
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
۸ خرداد
۸ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
اهنگ و قصه کودکانه
confetti_ball اموزش بازی با بچه ها و فواید ان 🤍🫠
#بازی
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball اموزش بازی با بچه ها و فواید ان 🤍🫠
#بازی
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانه
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
bell اهنگ و قصه کودکانه
confetti_ball
اهنگ داداشم 🤍🫠
#اهنگ
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone داداشم جون منی
🥁 اخه هم خون منی
musical_keyboard اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانهpostal_horn
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball
اهنگ داداشم 🤍🫠
#اهنگ
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone داداشم جون منی
🥁 اخه هم خون منی
musical_keyboard اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانهpostal_horn
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
bell اهنگ و قصه کودکانه
confetti_ball یه توم دارم قلقلیه 🤍🫠
#اهنگ
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone سرخ و سفید وابیه
🥁 میزنم زمین هوا میره
musical_keyboard اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانهpostal_horn
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball یه توم دارم قلقلیه 🤍🫠
#اهنگ
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone سرخ و سفید وابیه
🥁 میزنم زمین هوا میره
musical_keyboard اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانهpostal_horn
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
دوستان عزیز روزتون بخیر و شادی
یک نظر سنجی تو پست بعدی منتشر میشه لطفا حتما شرکت کنین
balloonموضوع نظر سنجی
ایا تمایل دارین جدا از فیلم های کودکانه
موارد از تربیت کودک هم بزاریم؟
@ghesenini
@ghesenini
یک نظر سنجی تو پست بعدی منتشر میشه لطفا حتما شرکت کنین
balloonموضوع نظر سنجی
ایا تمایل دارین جدا از فیلم های کودکانه
موارد از تربیت کودک هم بزاریم؟
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
musical_keyboard اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانهpostal_horn
confetti_ball انیمیشن حکایت شیر و موش point_up_2 🤍🫠
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone
#داستان_تصویری
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball انیمیشن حکایت شیر و موش point_up_2 🤍🫠
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone
#داستان_تصویری
#اهنگ #شاد #کودک #کارتونی
#سرگرمی #بازی #فواید
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
«اگه نمیخوای فرزندت از بی توجهی معلم اذیت شه این قصه رو واسش بخون.»
روزی روزگاری در شهر قشنگ ،موشها موشی به نام "مشکی" زندگی میکرد. مشکی یه عالمه خواهر و برادر کوچکتر داشت که عاشق همه شون بود.
یک روز مشکی خیلی شاد بود و با خواهر برادراش یک عالمه بازی کرد. خوشحال بود چون از فردا قرار بود مدرسه بره.
مشکی صبح زود که از خواب بیدار شد با کلی ذوق و شوق کیفشو برداشت و مدرسه رفت بعد یکی از دوستاش اومد و گفت: مشکی سلام بیا بریم اونجا کلاس ماست مشکی باخوشحالی دوید و وارد کلاس شد اولش خیلی تعجب کرد چون یک عالمه همکلاسی داشت یکم بعد معلم وارد کلاس شد و همه بچه ها به احترام معلم از جاشون بلند شدن بعد یکی از بچه ها بلند گفت: " برجا!". و بعد همه بچه ها سر جاشون نشستن معلم با بچه ها سلام و احوالپرسی کرد. مشکی به چشمای معلمش نگاه میکرد اما معلم انگار به اون توجهی نداشت. واسه همین مشکی با خودش گفت نکنه دوسم نداره!".
زنگ تفریح خورد و همه بیرون رفتن مشکی هنوز فکرش مشغول بود و ناراحت بود با خودش گفت خب بزار یه چیزی بگم اگه جوابمو بده و بهم نگاه کنه یعنی از من هم خوشش میاد!". زنگ کلاسها خورد و مشکی منتظر معلم بود که ناگهان معلم وارد کلاس شد. دوباره مشکی به چشمهای معلم نگاه کرد، اما باز هم معلم به او نگاه نکرد معلم با عجله ماژیک رو برداشت و گفت: "خب، میخوام قوانین کلاس رو بگم و بنویسم. خوب گوش کنید.
بعد سمت تخته کلاس رفت و مشغول نوشتن شد یه دفعه یک قانون خوب به ذهن مشکی رسید مشکی گفت اجازه!؟ ما قانونمون رو بگیم؟". اما معلم مشغول نوشتن بود و به مشکی اصلا توجه نکرد. مشکی خیلی ناراحت شد و با خودش گفت: " فهمیدم معلمم اصلا منو دوست نداره وگرنه به منم نگاه میکرد!".
تا زنگ آخر، مشکی هیچ حرفی نزد و خیلی ناراحت بود. بعد زنگ آخر خورد و مشکی با ناراحتی به خونه برگشت. وقتی به خونه رسید، خواهر برادراش با خوشحالی بهش چسبیدن و گفتن به ما درس بده معلم ما باش زود باش مشکی قبول کرد و بعد میخواست کاردستی بهشون یاد بده مقوا و قیچی و چسب رو برداشت و مشغول ساختن شد. یکی از خواهراش گفت : " یه درختم درست کن معلم. مشکی چون مشغول بود، نتونست به خواهرش نگاه کنه و جواب بده.
وقتی کاردستی تموم شد خواهر مشکی خیلی ناراحت یه گوشه نشست مشکی جلو رفت و گفت: چی شده؟ ناراحتی!". خواهرش گفت : " تو اصلا بهم نگاه نکردی تو دوسم نداری!". مشکی خواهرش رو بغل کرد و گفت من که خیلی دوست دارم اونجا چون مشغول بودم نتونستم نگات کنم. عذر میخوام!". بعد مشکی یاد خودش و معلمش افتاد.
مشکی با خودش گفت خب پس معلمم منو دوست داره ولی چون بچه ها زیادن و مشغول درس دادن میشه واسه همین همیشه نمیتونه بهم نگاه کنه! از اون روز به بعد، مشکی با خوشحالی مدرسه میرفت. چون میدونست چه معلمش بهش نگاه کنه، چه نگاه نکنه اون بچه دوست داشتنی هستش. حالا وقتی معلم نگاش نمیکرد با خودش میگفت: " خب الان کار داره مطمینم منو دوست داره و بعد با خوشحالی به درسش گوش میکرد.
#قصه_آموزشی
@ghesenini
@ghesenini
روزی روزگاری در شهر قشنگ ،موشها موشی به نام "مشکی" زندگی میکرد. مشکی یه عالمه خواهر و برادر کوچکتر داشت که عاشق همه شون بود.
یک روز مشکی خیلی شاد بود و با خواهر برادراش یک عالمه بازی کرد. خوشحال بود چون از فردا قرار بود مدرسه بره.
مشکی صبح زود که از خواب بیدار شد با کلی ذوق و شوق کیفشو برداشت و مدرسه رفت بعد یکی از دوستاش اومد و گفت: مشکی سلام بیا بریم اونجا کلاس ماست مشکی باخوشحالی دوید و وارد کلاس شد اولش خیلی تعجب کرد چون یک عالمه همکلاسی داشت یکم بعد معلم وارد کلاس شد و همه بچه ها به احترام معلم از جاشون بلند شدن بعد یکی از بچه ها بلند گفت: " برجا!". و بعد همه بچه ها سر جاشون نشستن معلم با بچه ها سلام و احوالپرسی کرد. مشکی به چشمای معلمش نگاه میکرد اما معلم انگار به اون توجهی نداشت. واسه همین مشکی با خودش گفت نکنه دوسم نداره!".
زنگ تفریح خورد و همه بیرون رفتن مشکی هنوز فکرش مشغول بود و ناراحت بود با خودش گفت خب بزار یه چیزی بگم اگه جوابمو بده و بهم نگاه کنه یعنی از من هم خوشش میاد!". زنگ کلاسها خورد و مشکی منتظر معلم بود که ناگهان معلم وارد کلاس شد. دوباره مشکی به چشمهای معلم نگاه کرد، اما باز هم معلم به او نگاه نکرد معلم با عجله ماژیک رو برداشت و گفت: "خب، میخوام قوانین کلاس رو بگم و بنویسم. خوب گوش کنید.
بعد سمت تخته کلاس رفت و مشغول نوشتن شد یه دفعه یک قانون خوب به ذهن مشکی رسید مشکی گفت اجازه!؟ ما قانونمون رو بگیم؟". اما معلم مشغول نوشتن بود و به مشکی اصلا توجه نکرد. مشکی خیلی ناراحت شد و با خودش گفت: " فهمیدم معلمم اصلا منو دوست نداره وگرنه به منم نگاه میکرد!".
تا زنگ آخر، مشکی هیچ حرفی نزد و خیلی ناراحت بود. بعد زنگ آخر خورد و مشکی با ناراحتی به خونه برگشت. وقتی به خونه رسید، خواهر برادراش با خوشحالی بهش چسبیدن و گفتن به ما درس بده معلم ما باش زود باش مشکی قبول کرد و بعد میخواست کاردستی بهشون یاد بده مقوا و قیچی و چسب رو برداشت و مشغول ساختن شد. یکی از خواهراش گفت : " یه درختم درست کن معلم. مشکی چون مشغول بود، نتونست به خواهرش نگاه کنه و جواب بده.
وقتی کاردستی تموم شد خواهر مشکی خیلی ناراحت یه گوشه نشست مشکی جلو رفت و گفت: چی شده؟ ناراحتی!". خواهرش گفت : " تو اصلا بهم نگاه نکردی تو دوسم نداری!". مشکی خواهرش رو بغل کرد و گفت من که خیلی دوست دارم اونجا چون مشغول بودم نتونستم نگات کنم. عذر میخوام!". بعد مشکی یاد خودش و معلمش افتاد.
مشکی با خودش گفت خب پس معلمم منو دوست داره ولی چون بچه ها زیادن و مشغول درس دادن میشه واسه همین همیشه نمیتونه بهم نگاه کنه! از اون روز به بعد، مشکی با خوشحالی مدرسه میرفت. چون میدونست چه معلمش بهش نگاه کنه، چه نگاه نکنه اون بچه دوست داشتنی هستش. حالا وقتی معلم نگاش نمیکرد با خودش میگفت: " خب الان کار داره مطمینم منو دوست داره و بعد با خوشحالی به درسش گوش میکرد.
#قصه_آموزشی
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
تو دوران کودکی با بچه هاتون" صحبت کنید"، تا اونها هم تو دوران نوجوانی با شما "صحبت کنند".
اصولاً دوران نوجوانی زمان صحبت کردن با فرزندان نیست؛ زمان گوش دادنه !
کاری که ما کاملا برعکس انجام میدیم؛ دوران کودکی رو مورد غفلت قرار میدیم
و در دوران نوجوانی با نصیحت کردن قصد جبران داریم.
@ghesenini
@ghesenini
اصولاً دوران نوجوانی زمان صحبت کردن با فرزندان نیست؛ زمان گوش دادنه !
کاری که ما کاملا برعکس انجام میدیم؛ دوران کودکی رو مورد غفلت قرار میدیم
و در دوران نوجوانی با نصیحت کردن قصد جبران داریم.
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
baby🏼mouseدختر خنده رو و موش زبلmousebaby🏼
یکی بود، یکی نبود. دختری بود که شبیه هیچ کس نبود.
او روی سرش اصلا مو نداشت. اما یک کله گرد و قشنگ داشت. دخترک خیلی کم می خندید، اما وقتی می خندید، چهار تا پروانه رنگارنگ، بال بال زنان می آمدند و خنده اش را تماشا می کردند.
یک روز، دخترک، موش زبلی را دید که یک سیب را قل قل هول می داد تا به لانه اش ببرد. سیب قل می خورد و این طرف می رفت. بعد قل می خورد و آن طرف می رفت.
موشی، دنبال سیب این طرف می دوید و بعد هم آن طرف می دوید. دخترک از کارهای موشی آنقدر خندید آنقدر خندید که ده تا پروانه آمدند و خنده اش را تماشا کردند!
موشی صدای خنده دخترک را شنید و به او نگاه کرد: «وای! چه دختر قشنگی!» بعد برای اینکه بتواند دخترک را بهتر ببیند، سرش را بالا گرفت و عقب عقب رفت تا اینکه تالاپ، از پشت افتاد روی زمین!
این طرفی شد، آن طرفی شد، تا بالاخره از جایش بلند شد. دخترک به سر موشی دستی کشید و دوباره خندید.
این بار بیست پروانه دیگر هم آمدند و خنده قشنگ او را تماشا کردند.
موشی با خودش فکر کرد که اگر از سیب بالا برود و روی آن بنشیند، می تواند دخترک را بهتر ببیند، پس تصمیم گرفت از سیب بالا برود، اما همین که سوار سیب شد، سیب قل خورد و موشی هم با سیب قل خورد و رفت و رفت آن طرف اتاق.
صدای خنده دخترک همه جا پیچید و یک لحظه بعد، اتاق پر شد از پروانه. آنها روی سر و شانه های دخترک نشستند.
موشی هیچ وقت دختری به این قشنگی ندیده بود. موش، سیب را رها کرد و رفت جلوی پای دخترک ایستاد و دست هایش را بالا گرفت.
دخترک موش را از زمین برداشت و به او نگاه کرد. موش خندید و آنها با هم دوست شدند.
حالا یک دختر بود که شبیه هیچ کس نبود. یک موش بود که زبل و بامزه بود! و یک عالمه پروانه بودند که همه با هم خوش و خندان و شاد، زندگی می کردند!
#قصه
@ghesenini
@ghesenini
یکی بود، یکی نبود. دختری بود که شبیه هیچ کس نبود.
او روی سرش اصلا مو نداشت. اما یک کله گرد و قشنگ داشت. دخترک خیلی کم می خندید، اما وقتی می خندید، چهار تا پروانه رنگارنگ، بال بال زنان می آمدند و خنده اش را تماشا می کردند.
یک روز، دخترک، موش زبلی را دید که یک سیب را قل قل هول می داد تا به لانه اش ببرد. سیب قل می خورد و این طرف می رفت. بعد قل می خورد و آن طرف می رفت.
موشی، دنبال سیب این طرف می دوید و بعد هم آن طرف می دوید. دخترک از کارهای موشی آنقدر خندید آنقدر خندید که ده تا پروانه آمدند و خنده اش را تماشا کردند!
موشی صدای خنده دخترک را شنید و به او نگاه کرد: «وای! چه دختر قشنگی!» بعد برای اینکه بتواند دخترک را بهتر ببیند، سرش را بالا گرفت و عقب عقب رفت تا اینکه تالاپ، از پشت افتاد روی زمین!
این طرفی شد، آن طرفی شد، تا بالاخره از جایش بلند شد. دخترک به سر موشی دستی کشید و دوباره خندید.
این بار بیست پروانه دیگر هم آمدند و خنده قشنگ او را تماشا کردند.
موشی با خودش فکر کرد که اگر از سیب بالا برود و روی آن بنشیند، می تواند دخترک را بهتر ببیند، پس تصمیم گرفت از سیب بالا برود، اما همین که سوار سیب شد، سیب قل خورد و موشی هم با سیب قل خورد و رفت و رفت آن طرف اتاق.
صدای خنده دخترک همه جا پیچید و یک لحظه بعد، اتاق پر شد از پروانه. آنها روی سر و شانه های دخترک نشستند.
موشی هیچ وقت دختری به این قشنگی ندیده بود. موش، سیب را رها کرد و رفت جلوی پای دخترک ایستاد و دست هایش را بالا گرفت.
دخترک موش را از زمین برداشت و به او نگاه کرد. موش خندید و آنها با هم دوست شدند.
حالا یک دختر بود که شبیه هیچ کس نبود. یک موش بود که زبل و بامزه بود! و یک عالمه پروانه بودند که همه با هم خوش و خندان و شاد، زندگی می کردند!
#قصه
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
musical_keyboard اهنگ کوکانه شعر و قصه بچه گانهpostal_horn
confetti_ball 🤍🫠
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone
#داستان_تصویری
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
confetti_ball 🤍🫠
کودکان و بچه ها با اهنگ شاد بهتر یادمیگرند و بهتره این فضا رو براشون درست کنیم
guitarsaxophone
#داستان_تصویری
نوش جان نگاهاتون confetti_ball
#کارتون
#بچه #شعر #قصه #داستان
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
۱۱ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
چه کنم تا کودکم به حرفم گوش کند؟
white_check_markچند گزینه در اختیار او قرار دهید
وقتی کودکتان حاضر نیست کاری انجام دهد یا دست از انجام کاری بکشد، دلیل اصلی داشتن اختیار و اقتدار است که شما آن را در اختیار دارید و او آن را می خواهد. بنابراین گاهی با دادن چند گزینه محدود این اختیار را به او بدهید. به جای آنکه به او دستور دهید اتاقش را تمیز کند از او بپرسید: «اول کدام را سر جایش بگذاریم. کتاب ها یا عروسک هایت را » این گزینه ها باید محدود، معین و برای شما هم قابل پذیرش باشند. عبارت «از کجا شروع به تمیز کردن کنیم » ممکن است برای کودک گیج کننده باشد و گزینه ای هم که برای شما قابل قبول نباشد دعوا و جر و بحث دیگری را دامن خواهد زد.
@ghesenini
@ghesenini
white_check_markچند گزینه در اختیار او قرار دهید
وقتی کودکتان حاضر نیست کاری انجام دهد یا دست از انجام کاری بکشد، دلیل اصلی داشتن اختیار و اقتدار است که شما آن را در اختیار دارید و او آن را می خواهد. بنابراین گاهی با دادن چند گزینه محدود این اختیار را به او بدهید. به جای آنکه به او دستور دهید اتاقش را تمیز کند از او بپرسید: «اول کدام را سر جایش بگذاریم. کتاب ها یا عروسک هایت را » این گزینه ها باید محدود، معین و برای شما هم قابل پذیرش باشند. عبارت «از کجا شروع به تمیز کردن کنیم » ممکن است برای کودک گیج کننده باشد و گزینه ای هم که برای شما قابل قبول نباشد دعوا و جر و بحث دیگری را دامن خواهد زد.
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
۱۳ خرداد
۱۳ خرداد
۱۳ خرداد
قصه شعر و اهنگ کودکانه
انتخاب بچه ها اون چیزیه که بیشتر تو دست والدینشون میبینن
مامان و باباها حواستون باشه
اگه شما زیاد سرتون تو گوشی و فضای مجازیه باعث میشید این علاقمندی به تلفن همراه رو تو فرزندتون ایجاد کنید
گاهی باید گوشیتون رو کنار بزارید و برای فرزندتون وقت بزارید و بازی کنید🥰
@ghesenini
@ghesenini
مامان و باباها حواستون باشه
اگه شما زیاد سرتون تو گوشی و فضای مجازیه باعث میشید این علاقمندی به تلفن همراه رو تو فرزندتون ایجاد کنید
گاهی باید گوشیتون رو کنار بزارید و برای فرزندتون وقت بزارید و بازی کنید🥰
@ghesenini
@ghesenini
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد