ادبیات فارسی متوسطه ی اول
11دنبال کننده
تدریس درس به درس ادبیات فارسی متوسطه ی اول
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
با سلام و احترام به شما عزیزان
در این کانال تمامی دروس ادبیات فارسی متوسطه ی اول به صورت درس به درس همراه با آزمون لحاظ خواهد شد .
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
تدریس درس امام خمینی فارسی هفتم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
point_up_2point_up_2point_up_2point_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
قابل توجه دانش آموزان کلاس هشتم
تدریس دانش زبانی درس پرچمداران
آماده ی پاسخ گویی به سوالات شما در این درس هستم .point_up_2point_up_2point_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
فایل صوتی درس پرچمداران کلاس هشتم .
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
نکته ی ادبی درس 12 پیام آور رحمت فارسی کلاس نهم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۷ اسفند
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
درس هفتم: زندگی همین لحظه‌هاست
صفحه۶۵
تردید: شک
دقایق: جمع دقیقه 
دل آِزرده: ناراحت
اثنا: میانه‌ها
حیرت: سرگشتگی/شگفت‌زده شدن
حک کردن: تراشیدن
صاحبان قبور: کسانی که مرده‌اند و ودر گور دفن شده‌اند.
نظر: نگاه/دیدگاه
خفتن: خوابیدن
اعظم: بزرگ/ بزرگتر
غفلت: بی‌خبری
دی: دیروز
نامده: نیامده
الکی: غیر جدی/دروغی
اضطراب: نگرانی/پریشان‌حالی
گره از کار دیگران گشودن: کنایه از بر طرف کردن مشکل
مصاحبت: هم‌نشینی/گفت و گو
اعجاب: شگفتی و تعجب
تامّل: اندیشیدن/ فکر کردن
عبرت: پند/ اندرز
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامده است فریاد مکن
از روزی که گذشته دیگر صحبت نکن و آن را
فراموش کن.
به خاطر آینده که نیامده بی‌جهت داد و فریاد نکن.
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
بر آینده و روزهای گذشته تکیه نکن اعتنایی نداشته باش. اکنون خوش حال و شاد باش و عمر خود را بیهوده تلف نکن.
عباس اقبال‌‎آشتیانی متولد ۱۲۷۵وفات ۱۳۲۸ از نویسندگان، محققان و مورخان معاصر، استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود
تاریخ مغول، وزراء سلاجقه از آثار اوست.
خودارزیابی ص۶۷
۱-چرا می‌گویند:« وقت از طلا گران‌بهاتر است»؟
زیرا با صرف وقت می‌توان طلا به دست آورد، ولی دقایق تلف شده را با طلا نمی‌توان خرید.
۲-منظور از «عمرحقیقی را شناسنامۀ ما تعیین نمی‌کند» چیست؟
زیستن و زندگی زیبا، فقط همان فرصت‌هایی است که با رفتارهایی زیبا و کارهای بزرگ می‌گذرد. بقّیه روزها و سال‌های ما جزء عمر واقعی ما محسوب نمی‌شوند.
۳- پیام اصلی این درس چیست؟
ما باید از وقت خود بهترین استفاده را ببریم و نگذاریم وقتمان تلف شود.
دانش های زبانی و ادبی ص ۶۸
مسند:
به صفت یا حالتی می‌گویند که به کمک فعل‌های اسنادی به نهاد نسبت داده می‌شوند.
فعل‌هایِ اسنادی (ربطی) عبارتند از:
«است، بود، بُوَد، شد، گشت، شَوَد، باشد، باد، هست، نیست»
*روشِ پیدا کردنِ مُسند:
به اوّل فعلِ اسنادی، کلمه‌هایِ«چگونه؟» یا «چی؟» اضافه می‌کنیم و مُسند را به دست می‌آوریم؛
مانند: انقلابِ دینی و فرهنگی در آثارِ
نویسندگانِ پس از انقلابِ اسلامی نیز جلوه‌گر شد.
چگونه شد؟ جلوه‌گر = مُسند
مثال: هم‌نشینِ نیک، بهتر از تنهایی است.
نهاد.(همنشین) مسند(بهتر) است (فعلِ اسنادی (ربطی)
در مورد مسند بیشتر بدانیم
(جهت مطالعه)
همۀ فعلها مفهوم یکسان ندارند. بعضی از آنها مفهوم انجام گرفتن کار را می‌رسانند.
مثل: خوردم، نوشتی، می‌سازید و...
وقتی این فعلها را می‌شنویم، کاری در ذهنمان نقش می‌بندد.
مثال: رضا امروز به مدرسه می‌رود.
در این جمله، فعل می‌رود نشان می‌دهد که رضا کاری انجام داده‌ است.
به این دسته از فعلها، فعل خاص می‌گوییم.
دسته‌ای دیگر از افعال، مفهوم انجام کار را نمی‌رسانند.
مثل: شد، بودم، است
وقتی این فعلها را می‌شنویم، کاری در ذهنمان نقش نمی‌بندد.
به این دسته از فعلها، فعل اسنادی (عام یا ربطی) می‌گوییم.
نکته‌ها:
۱- فعلهای اسنادی روی دادن حالت را بیان می‌کنند.
مانند: رضا خسته شد. هوا سرد شد.
در این جمله رضا کاری انجام نداده بلکه حالتی را پذیرفته است.
۲- فعلهای اسنادی کم هستند و عبارتند از:
است، بود، شد (گشت، گردید: در صورتی که به معنی شد بیاید.)
۳- این فعلها با نهاد به تنهایی یک جمله کامل نمی‌سازند. مثلا وقتی می‌گوییم: علی شد (است–بود) جمله کامل نیست و شنونده فوراً می‌پرسد: علی چطور شد (بود، است)؟
و وقتی جمله دارای معنی کامل می‌شود که ما حالت را هم بیان کنیم. یعنی مثلا بگوییم: علی تشنه شد (بود–است).
این حالت را که همراه فعل اسنادی می‌آید و به نهاد نسبت داده می‌شود، مسند می‌نامیم.
بنابر این مسند، حالتی است که به وسیلۀ فعل اسنادی به نهاد نسبت داده می‌شود.
نکته‌ها
۱- جمله‌هایی که دارای فعل اسنادی و مسند هستند را جمله اسنادی (اسمیه) می‌نامند.
۲- فعلهای اسنادی را گذرا به مسند می‌نامیم چون حتماً باید مسند داشته باشند تا یک جمله کامل بسازند.
۳- فعلهای (گشت- گردید) اگر به معنی گردش کرد، بیاید، فعل خاص است نه اسنادی.
مثال: زمین به دور خورشید می‌گردد=
گردش می‌کند: فعل خاص است.
علی در شهر گشت = گردش کرد
فعل خاص است.
علی خشمگین شد(است، بود)= فعل اسنادی است.
۴- فعل شد، اگر به معنای رفت باشد، فعل خاص است و اسنادی نیست. مثال:
پیامبر به مکه شد = رفت/ فعل خاص
اگر در خانه‌ای شوی= بروی/ فعل خاص
۵- فعلهای (است ، بود) اگر به معنی وجود داشتن، قرار داشتن، حضور داشتن بیاید فعل خاص است و اسنادی نیست. مثال:
کتاب در کیف است = قرار دارد/ خاص
علی در کلاس بود= حضور داشت/ خاص
پول در بانک است = وجود دارد/ خاص
۶- گاهی اوقات فعل اسنادی به صورت شکسته می‌آید و ما از مفهوم جمله به آن پی می‌بریم. مثال:
من اینجا چون نگهبانم= هستم
تو خوشحالی= هستی
۷- فعل اسنادی هم مانند سایر فعلها دارای زمانهای گذشته، حال و آینده است.
مثال: هوا سرد شد (می‌شود، خواهد شد).
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
ادبیات فارسی متوسطه ی اول
11دنبال کننده
تدریس درس به درس ادبیات فارسی متوسطه ی اول
مشاهده کانال پیام‌رسان