۸ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
#فوری #مهم
sos آگاهی در زمان جنگ
xصدای انفجار برای بزرگسالها «خبر» است؛
xبرای بچهها «ترسِ ماندگار» میشود.
rotating_lightکودک با جملهی «نترس» آروم نمیشود؛
با آغوش، آرامشِ صدای شما، و حسِ امن بودن آرام میشود.
point_leftاین 3 کار را فراموش نکن:
angerخبرها و تصاویر ترسناک را جلوی بچه پخش نکن
angerبه او بگو: «من کنارت هستم»
angerروتین خواب و بازیاش را تا حد ممکن حفظ کن
hotsprings️hotsprings️بچهای که میترسد، لوس نیست؛
دارد فشار را زندگی میکند.
bangbang️مراقبت از روان کودک در جنگ، یک کار اضافی نیست؛
point_leftpoint_leftخودِ نجات است.
#بنیاد_پیشگیری_از_آسیبهای_اجتماعی
#امیر_حسین_راستینه_فناوری_اطلاعات_مجازی
earth_africa #انتشار_حداکثری_با_شما
@bonyadpishgirii
sos آگاهی در زمان جنگ
xصدای انفجار برای بزرگسالها «خبر» است؛
xبرای بچهها «ترسِ ماندگار» میشود.
rotating_lightکودک با جملهی «نترس» آروم نمیشود؛
با آغوش، آرامشِ صدای شما، و حسِ امن بودن آرام میشود.
point_leftاین 3 کار را فراموش نکن:
angerخبرها و تصاویر ترسناک را جلوی بچه پخش نکن
angerبه او بگو: «من کنارت هستم»
angerروتین خواب و بازیاش را تا حد ممکن حفظ کن
hotsprings️hotsprings️بچهای که میترسد، لوس نیست؛
دارد فشار را زندگی میکند.
bangbang️مراقبت از روان کودک در جنگ، یک کار اضافی نیست؛
point_leftpoint_leftخودِ نجات است.
#بنیاد_پیشگیری_از_آسیبهای_اجتماعی
#امیر_حسین_راستینه_فناوری_اطلاعات_مجازی
earth_africa #انتشار_حداکثری_با_شما
@bonyadpishgirii
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
یادداشت اختصاصی روانشناس برجسته دکتر احمد ایزدی طامه به صفحه اقتصاد
اصول بهزیستی زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی
در نوشته پیشین اشاره شد که کارکرد مثبت یا منفی خانواده، بستگی به ایفای موثر و کامل نقش هر کدام از اعضا دارد. این مطلب در ادامه و تکمیل نوشته قبلی است.
ایفای نقش هر کدام از اعضا خانواده، به دلایلی ممکن است به درستی انجام نشود. یکی از این دلایل به تعبیر اهالی سینما، عدم تناسب بین پارتنر ها است. کارگردان های حرفه ای در انتخاب افرادی که قرار است نقش مقابل یکدیگر را بازی کنند، بسیار دقت می کنند، چه در غیر این صورت،فیلم ساخته شده کیفیت لازم را نخواهد داشت و در انتقال مفهوم دچار مشکل خواهد شد.
در حوزه خانواده نیز، توانایی هم بازی شدن با طرف مقابل و به اصطلاح نقش مقابل را بازی کردن، بسیار اهمیت دارد. نکته مهم در این زمینه این است که هر مرد و زنی امکان همبازی شدن با یکدیگر برای ایفای موثر نقش خود در بازی زندگی را ندارند.
پاسخ به این پرسش که آیا شخصی که من قرار است او را به عنوان همسر انتخاب کنم، امکان بازی نقش مقابل من در جریان زندگی را دارد یا خیر، پرسش بسیار مهم و راهبردی در حوزه خانواده است و استفاده از خدمات مشاوره پیش از ازدواج، می تواند در این زمینه کمک کننده باشد.
عامل دیگری که بخصوص در کشور ما در پنج دهه گذشته، موجب تغییر هنجار ها، روابط، ارزش ها، فرهنگ و ساختار در خانواده ایرانی شد و بدنبال آن همسران و فرزندان را از ایفای نقش خود بازداشت و نیز موجب تداخل در نقش ها را فراهم ساخت را باید در آموزش های رسمی و غیر رسمی که توسط نهادهای فرهنگی و رسانه ها انجام شد، جستجو کرد.
تحلیل محتوای فیلم های خانوادگی و نیز سخنرانی هایی که در مجامع فرهنگی و رسانهای در دهههای اخیر در این زمینه اطلاعات خوبی در این زمینه در اختیار قرار می دهد.
مطالعه نقش پدر، فرزند، زن، عروس، داماد و نوه بعنوان اعضای خانواده در سریال های خانوادگی که در دهه های گذشته به نمایش درآمده اند به نوعی ساختار و فرهنگ حاکم بر خانواده ایرانی را به چالش کشید و از آنجا که هنجار و فرهنگ جدیدی نیز جایگزین آنها نشد، در حال حاضر شاهد نوعی نا هنجاری و در مواردی بی هنجاری در ایفای نقش ها در خانواده ایرانی هستیم.
این که در دنیا سنت، نقش هایی مردانه و نقش هایی زنانه بوده و در شرایط جدید، دختران و پسران آنها را بر نمی تابند، یک بحث است و تولید بی هنجاری و ناهنجاری در خانواده بحث دیگری است. اگر نتیجه ادعای نخست، افزایش ناهنجاری در خانواده شود، نتیجه آن افزایش خیانت، طلاق، تداخل نقش ها و پرخاشگری خواهد شد.
علاوه بر این سخنرانی های غالباً احساسی و سیاسی که عموماً توسط افراد غیر متخصص در حوزه خانواده صورت گرفت و فاقد یک رویکرد سیستماتیک به نهاد خانواده بود نیز، در به خوردن این نقش ها و افزایش ناهنجاری در خانواده موثر بودند.
برای مثال در سالهای گذشته گروهی از روحانیون بدون توجه به آثار سخنان خود و در نظر گرفتن فرهنگ و ساختار خانواده در ایران و نیز فارغ از یک نگاه کل نگر به دین و خانواده، با تاکید بر موضوعاتی مانند این که زن می تواند در خانه لباس نشوید؛ زن می تواند غذا نپزد؛ زن تنها وظیفه ارضا نیاز جنسی همسر را دارد؛ مرد می تواند بی نهایت زن صیغه کند و نظایر آن، به تداخل نقش، ابهام در نقش، تعارض در نقش در خانواده افزودند.
خانواده ای که در آن نقش ها به درستی انجام نشود، روابط بین اعضاء آسیب پذیر می شود و این سرآغاز گسترش آسیب های روانی و اجتماعی در جامعه است.
همچنان که در عالم سینما، هنرمندان حرفه ای به پارتنر خود در ایفای نقش، کمک می کنند، در خانواده نیز همسران باید این مهم را انجام دهند. با این وجود، این موضوع نباید موجب شود که فرد در ایفای نقش خود کم کاری نشان دهد.
دوستدار سعادت مردم ایران، ایزدی
@bonyadpishgirii
اصول بهزیستی زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی
در نوشته پیشین اشاره شد که کارکرد مثبت یا منفی خانواده، بستگی به ایفای موثر و کامل نقش هر کدام از اعضا دارد. این مطلب در ادامه و تکمیل نوشته قبلی است.
ایفای نقش هر کدام از اعضا خانواده، به دلایلی ممکن است به درستی انجام نشود. یکی از این دلایل به تعبیر اهالی سینما، عدم تناسب بین پارتنر ها است. کارگردان های حرفه ای در انتخاب افرادی که قرار است نقش مقابل یکدیگر را بازی کنند، بسیار دقت می کنند، چه در غیر این صورت،فیلم ساخته شده کیفیت لازم را نخواهد داشت و در انتقال مفهوم دچار مشکل خواهد شد.
در حوزه خانواده نیز، توانایی هم بازی شدن با طرف مقابل و به اصطلاح نقش مقابل را بازی کردن، بسیار اهمیت دارد. نکته مهم در این زمینه این است که هر مرد و زنی امکان همبازی شدن با یکدیگر برای ایفای موثر نقش خود در بازی زندگی را ندارند.
پاسخ به این پرسش که آیا شخصی که من قرار است او را به عنوان همسر انتخاب کنم، امکان بازی نقش مقابل من در جریان زندگی را دارد یا خیر، پرسش بسیار مهم و راهبردی در حوزه خانواده است و استفاده از خدمات مشاوره پیش از ازدواج، می تواند در این زمینه کمک کننده باشد.
عامل دیگری که بخصوص در کشور ما در پنج دهه گذشته، موجب تغییر هنجار ها، روابط، ارزش ها، فرهنگ و ساختار در خانواده ایرانی شد و بدنبال آن همسران و فرزندان را از ایفای نقش خود بازداشت و نیز موجب تداخل در نقش ها را فراهم ساخت را باید در آموزش های رسمی و غیر رسمی که توسط نهادهای فرهنگی و رسانه ها انجام شد، جستجو کرد.
تحلیل محتوای فیلم های خانوادگی و نیز سخنرانی هایی که در مجامع فرهنگی و رسانهای در دهههای اخیر در این زمینه اطلاعات خوبی در این زمینه در اختیار قرار می دهد.
مطالعه نقش پدر، فرزند، زن، عروس، داماد و نوه بعنوان اعضای خانواده در سریال های خانوادگی که در دهه های گذشته به نمایش درآمده اند به نوعی ساختار و فرهنگ حاکم بر خانواده ایرانی را به چالش کشید و از آنجا که هنجار و فرهنگ جدیدی نیز جایگزین آنها نشد، در حال حاضر شاهد نوعی نا هنجاری و در مواردی بی هنجاری در ایفای نقش ها در خانواده ایرانی هستیم.
این که در دنیا سنت، نقش هایی مردانه و نقش هایی زنانه بوده و در شرایط جدید، دختران و پسران آنها را بر نمی تابند، یک بحث است و تولید بی هنجاری و ناهنجاری در خانواده بحث دیگری است. اگر نتیجه ادعای نخست، افزایش ناهنجاری در خانواده شود، نتیجه آن افزایش خیانت، طلاق، تداخل نقش ها و پرخاشگری خواهد شد.
علاوه بر این سخنرانی های غالباً احساسی و سیاسی که عموماً توسط افراد غیر متخصص در حوزه خانواده صورت گرفت و فاقد یک رویکرد سیستماتیک به نهاد خانواده بود نیز، در به خوردن این نقش ها و افزایش ناهنجاری در خانواده موثر بودند.
برای مثال در سالهای گذشته گروهی از روحانیون بدون توجه به آثار سخنان خود و در نظر گرفتن فرهنگ و ساختار خانواده در ایران و نیز فارغ از یک نگاه کل نگر به دین و خانواده، با تاکید بر موضوعاتی مانند این که زن می تواند در خانه لباس نشوید؛ زن می تواند غذا نپزد؛ زن تنها وظیفه ارضا نیاز جنسی همسر را دارد؛ مرد می تواند بی نهایت زن صیغه کند و نظایر آن، به تداخل نقش، ابهام در نقش، تعارض در نقش در خانواده افزودند.
خانواده ای که در آن نقش ها به درستی انجام نشود، روابط بین اعضاء آسیب پذیر می شود و این سرآغاز گسترش آسیب های روانی و اجتماعی در جامعه است.
همچنان که در عالم سینما، هنرمندان حرفه ای به پارتنر خود در ایفای نقش، کمک می کنند، در خانواده نیز همسران باید این مهم را انجام دهند. با این وجود، این موضوع نباید موجب شود که فرد در ایفای نقش خود کم کاری نشان دهد.
دوستدار سعادت مردم ایران، ایزدی
@bonyadpishgirii
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
camera احساسات؛ موتورِ شایعات جنگی!
small_blue_diamond سوختِ شایعه: شایعه با «احساس» میتازد، نه منطق.
small_blue_diamond سلاحِ دشمن: خشم و نفرت، ابزارِ نفوذِ بیگانه است.
small_blue_diamond ترسِ جمعی: هر پیامِ دلهرهآور، ضربه به امنیت است.
small_blue_diamond مسئولیت: احساسات را مهار و سدِ راهِ شایعه شوید.
small_blue_diamond آرامشِ شما، قویترین سلاح است.
@bonyadpishgirii
small_blue_diamond سوختِ شایعه: شایعه با «احساس» میتازد، نه منطق.
small_blue_diamond سلاحِ دشمن: خشم و نفرت، ابزارِ نفوذِ بیگانه است.
small_blue_diamond ترسِ جمعی: هر پیامِ دلهرهآور، ضربه به امنیت است.
small_blue_diamond مسئولیت: احساسات را مهار و سدِ راهِ شایعه شوید.
small_blue_diamond آرامشِ شما، قویترین سلاح است.
@bonyadpishgirii
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
میگن روز قیامت بعضی از مردم؛
از خدا میخوان اون ها رو به دنیا
برگردونه تا اعمال بهتری انجام بدن🙃
اما جواب اینه که:
« تو هر روز صبح به این زندگی
برگردونده میشدی، چه کردی؟!» broken_heart
+فرصت ها رو نسوزونیم!
هر روز یک فرصت تازه اس seedling
@bonyadpishgirii
از خدا میخوان اون ها رو به دنیا
برگردونه تا اعمال بهتری انجام بدن🙃
اما جواب اینه که:
« تو هر روز صبح به این زندگی
برگردونده میشدی، چه کردی؟!» broken_heart
+فرصت ها رو نسوزونیم!
هر روز یک فرصت تازه اس seedling
@bonyadpishgirii
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
#گفتوگوهای_مشاورهای
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*چطور عزیزان رو از لاک تنهایی بیرون بیاریم و کمک کنیم در بین جمع بیان؟*
✍️دکتر آسیه شریعت مدار، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
*مراجع:* خواهر من تو این روزای جنگ همش تو اتاقشه و اصلا بیرون نمیاد. حتی برای ناهارم تو جمعمون شرکت نمیکنه. ما نگرانش هستیم.
*مشاور:* میفهمم شما نگرانید که خواهرتون تو تنهایی خودش غرق شه و از انرژی جمع خانوادگی بیبهره بمونه.
*مراجع:* بله نگرانم افسرده شه.
*مشاور:* چقدر خوبه که مراقب اعضای خانوادهتون هستین. اما بذارید بررسی کنم خواهر شما نوجوونه (ارزیابی اولیه)؟
*مراجع:* بله دکتر ۱۴ سالشه.
*مشاور:* شما خودت چند سالته؟
*مراجع:* ۲۳ سال.
*مشاور:* خب میخوام برای درک رفتار خواهرت به نوجوونی خودت برگردی و بگی تو این سن چطور بودی؟
*مراجع:* دکتر منم همینطور بودم ولی نه به این شدت. خواهرم از بس تو تنهایی خودشه، خیلی عصبیه و حتی پرخاشگری میکنه.
*مشاور: * آیا قبل این شرایط هم همینطور بوده؟
*مراجع:* بله ولی الان بیشتر شده.
*مشاور:* میدونید تو اتاقش چه کار میکنه؟
*مراجع: * بله اتاقمون یکیه. همش در حال چت با دوستاشه و تا میرم از اتاق بیرون، با اونا تماس تلفنی میگیره.
*مشاور:* به نظرم تا اینجای مطلبی که گفتی مسئلهای غیرعادی نمیبینم. اگر یادت بیاد حتما شما هم در نوجوانی مقداری تو لاک خودت رفته بودی. البته احتمالا یه تفاوتی بینتون هست. اینکه شما تو اتاقت تنها بودی و خلوت داشتی. و البته مطابق پرونده فرزند اول بودی. فرزند اول بیشتر تمایل داره توجه و مقبولیت پدر مادرو به خودش جلب کنه. اینم توضیح بدم که تو نوجوونی مقداری از خودمحوری طبیعیه. نوجوون فکر میکنه اطرافیانش خیلی روش زوم میکنن و از طرفی احساس م کنه دیگران درکش نمیکنن. برای همین تو لاک خودش میره.
*مراجع:* بله منم همینطور بودم.
*مشاور:* البته یه فرض هم دارم. اینکه خواهرتون وقتی شما تو اتاق نیستی، فرصتی برای خلوت خودش پیدا میکنه. اون تو این شرایط بحرانی به چیزهای مهمی فکر میکنه. اینکه چرا دنیا اینطوریه؟ چرا باید جنگ باشه؟ چرا ظلم و ستم در دنیا هست؟ و اینکه دنیای بهتر چطور میتونست باشه؟
*مراجع: *دکتر دقیقا همینطوره. خواهرم حتی در مورد رفتارهای ما هم حساسه و همه چیو زیر ذره بین میذاره.
*مشاور:* بله اون با این افکار میخواد دنیای دیگری رو بر اساس ایدهآل هاش تصور کنه. دنیایی که درش به جای جنگ و ظلم، صلح و برابری برای همه مهیا شه. این افکار، اهداف و جهانبینی آیندهشو شکل میده.
*مراجع:* بله اتفاقا گاهی در این مورد که حرف میزنیم میاد با ما گرم بحث میشه.
*مشاور:* خوبه. پس چیزهای مشترکی دارید که درش مشارکت کنه. آخرین چیزی که میخوام بگم اینه که نوجوون به حمایت دوستاش خیلی نیاز داره و الان او احتمالا از دیدن دوستاش محرومه.
*مراجع:* بله اکثرا یا مسافرتن، یا خانوادهشون از ترس اتفاقاتی که امروزا گرفتارشیم، اجازه نمیدن بچههاشون بیرون بیان.
*مشاور:* بله میفهمم. خب یه جمعبندی بکنیم. ما امروز در مورد مسائل مختلفی صحبت کردیم. به نظر شما مهمترین مسائل جلسهمون چی بود؟
*مراجع:* (مهمترین مسائل جلسه را جمعبندی میکند)
*یادداشت مشاور: اگر مراجع جلسه آینده مراجعه کرد، در مورد احتمال کنترلگری وی نسبت به خواهر نوجوانش بررسی خواهم کرد.)*
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*چطور عزیزان رو از لاک تنهایی بیرون بیاریم و کمک کنیم در بین جمع بیان؟*
✍️دکتر آسیه شریعت مدار، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
*مراجع:* خواهر من تو این روزای جنگ همش تو اتاقشه و اصلا بیرون نمیاد. حتی برای ناهارم تو جمعمون شرکت نمیکنه. ما نگرانش هستیم.
*مشاور:* میفهمم شما نگرانید که خواهرتون تو تنهایی خودش غرق شه و از انرژی جمع خانوادگی بیبهره بمونه.
*مراجع:* بله نگرانم افسرده شه.
*مشاور:* چقدر خوبه که مراقب اعضای خانوادهتون هستین. اما بذارید بررسی کنم خواهر شما نوجوونه (ارزیابی اولیه)؟
*مراجع:* بله دکتر ۱۴ سالشه.
*مشاور:* شما خودت چند سالته؟
*مراجع:* ۲۳ سال.
*مشاور:* خب میخوام برای درک رفتار خواهرت به نوجوونی خودت برگردی و بگی تو این سن چطور بودی؟
*مراجع:* دکتر منم همینطور بودم ولی نه به این شدت. خواهرم از بس تو تنهایی خودشه، خیلی عصبیه و حتی پرخاشگری میکنه.
*مشاور: * آیا قبل این شرایط هم همینطور بوده؟
*مراجع:* بله ولی الان بیشتر شده.
*مشاور:* میدونید تو اتاقش چه کار میکنه؟
*مراجع: * بله اتاقمون یکیه. همش در حال چت با دوستاشه و تا میرم از اتاق بیرون، با اونا تماس تلفنی میگیره.
*مشاور:* به نظرم تا اینجای مطلبی که گفتی مسئلهای غیرعادی نمیبینم. اگر یادت بیاد حتما شما هم در نوجوانی مقداری تو لاک خودت رفته بودی. البته احتمالا یه تفاوتی بینتون هست. اینکه شما تو اتاقت تنها بودی و خلوت داشتی. و البته مطابق پرونده فرزند اول بودی. فرزند اول بیشتر تمایل داره توجه و مقبولیت پدر مادرو به خودش جلب کنه. اینم توضیح بدم که تو نوجوونی مقداری از خودمحوری طبیعیه. نوجوون فکر میکنه اطرافیانش خیلی روش زوم میکنن و از طرفی احساس م کنه دیگران درکش نمیکنن. برای همین تو لاک خودش میره.
*مراجع:* بله منم همینطور بودم.
*مشاور:* البته یه فرض هم دارم. اینکه خواهرتون وقتی شما تو اتاق نیستی، فرصتی برای خلوت خودش پیدا میکنه. اون تو این شرایط بحرانی به چیزهای مهمی فکر میکنه. اینکه چرا دنیا اینطوریه؟ چرا باید جنگ باشه؟ چرا ظلم و ستم در دنیا هست؟ و اینکه دنیای بهتر چطور میتونست باشه؟
*مراجع: *دکتر دقیقا همینطوره. خواهرم حتی در مورد رفتارهای ما هم حساسه و همه چیو زیر ذره بین میذاره.
*مشاور:* بله اون با این افکار میخواد دنیای دیگری رو بر اساس ایدهآل هاش تصور کنه. دنیایی که درش به جای جنگ و ظلم، صلح و برابری برای همه مهیا شه. این افکار، اهداف و جهانبینی آیندهشو شکل میده.
*مراجع:* بله اتفاقا گاهی در این مورد که حرف میزنیم میاد با ما گرم بحث میشه.
*مشاور:* خوبه. پس چیزهای مشترکی دارید که درش مشارکت کنه. آخرین چیزی که میخوام بگم اینه که نوجوون به حمایت دوستاش خیلی نیاز داره و الان او احتمالا از دیدن دوستاش محرومه.
*مراجع:* بله اکثرا یا مسافرتن، یا خانوادهشون از ترس اتفاقاتی که امروزا گرفتارشیم، اجازه نمیدن بچههاشون بیرون بیان.
*مشاور:* بله میفهمم. خب یه جمعبندی بکنیم. ما امروز در مورد مسائل مختلفی صحبت کردیم. به نظر شما مهمترین مسائل جلسهمون چی بود؟
*مراجع:* (مهمترین مسائل جلسه را جمعبندی میکند)
*یادداشت مشاور: اگر مراجع جلسه آینده مراجعه کرد، در مورد احتمال کنترلگری وی نسبت به خواهر نوجوانش بررسی خواهم کرد.)*
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
#گفتوگوهای_مشاورهای
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*چیکار کنم مدام استرس نداشته باشم؟*
✍️دکتر آسیه شریعت مدار، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
*مراجع:* امروزا مدام با هر کس حرف میزنیم، اخبار نگرانکننده میشنویم. حتی اگر خودم سراغ اخبار نرم، هر کسی از راه میرسه یه چیزی میگه و دلهره میاندازه تو دل آدم. نمیدونم چه کاری برای آرامش خود میتونم انجام بدم که مدام استرس نداشته باشم؟
*مشاور:* من اینطور متوجه شدم که شما با وجود اینکه مراعات میکنید که سراغ اخبار منفی نرید، اما این روزا همه اینقدر در مورد خبرای ناگوار حرف میزنن که انگار گریزی از شنیدنشون نیست.
*مراجع:* بله، همه پای گوشین و اخباری رو که میخونن هی تعریف میکنن یا تلویزیون روشنه و اخبار از بمباران میگه.
*مشاور:* آهان پس مسئله اصلی شما اینه که چه کنی که وقتی خبر بدی میشنوی، به هم نریزی. خب ممکنه برام توضیح بدی که چه اخباری بیشتر تورو نگران و آشفته میکنه؟ (شروع مواجهه مراجع با عامل اضطرابآور)
*مراجع:* اگر بگم که حالم بد میشه.
*مشاور:* یعنی وقتی اخبارو گوش نمیکنی، نگرانیت برطرف میشه؟
*مراجع:* نه مدام در مورد ترسام فکر میکنم و صحنهها رو تصور میکنم.
*مشاور:* پس حتی وقتی خودتو از اخبار دور نگه میداری، افکار تو ذهنت هستن.
*مراجع:* بله. بهخصوص شبا که میخوام بخوابم.
*مشاور:* فکر میکنی چی میشه که شبا این افکار شدیدتر میشن؟
*مراجع:* (مدتی سکوت) چون میترسم اگه بهشون فکر کنم، نتونم بخوابم.
*مشاور:* آها پس وقتی شبا بیشتر نگرانی و میخوای از این تصاویر و افکار دور باشی، بیشتر سراغت میان. درست متوجه شدم؟
مراجع: بله.
*مشاور:* خب حالا که این افکار هستن و تلاشت برای دور بودن از اونا، کمک نمیکنه که ازشون دور باشی، میخوای یه بار تمرین کنی و ازشون فرار نکنی؟
*مراجع:* مگه میشه؟ خب دکتر فکر میکنم این افکار دیوونهم میکنه. چطور ازشون فرار نکنم؟
*مشاور:* اگر راهی به شما بگم که تو رو از شر ترسات خلاصت کنه، انجام میدی؟
*مراجع:* بله، من واقعا کلافهم از این وضعیت.
*مشاور:* خب حالا برام میگی بیشترین چیزی که آشفتهت میکنه چیه؟
*مراجع:* اممم اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها.
*مشاور:* خب مثلا در مورد همین اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها فکر کن و ببین که چه چیزی بیشتر از همه ناراحتت میکنه؟
*مراجع:* نگران مردن عزیزانم هستم و اینکه تنها بدون اونا چطور زندگی کنم. یا نگران مردن خودم هستم. اینکه عزیزانم اگر بمونن چقدر ناراحت میشن (گریه).
*مشاور:* (مدتی سکوت) آیا در این مورد تصاویری تو ذهنت داری؟
*مراجع:* (شروع به گفتن روایتهایش میکند و عملا به جای فرار از ترسها با آنها مواجه می شود.)
(در این روش به جای همدستی با مراجع در اجتناب از هیجان ترس، به تدریج او را با ترسهایش مواجه میکنیم. در ضمن او را وا میداریم در مورد تصاویر ذهنی نگرانکننده حرف بزند. این کار قدرت برانگیختن هیجانات منفی این تصاویر را کم میکند. با تکرار این تمرین و مواجهه با افکار ترسآور، هم تخلیه هیجانی صورت میگیرد و هم قدرت افکار در برانگیختن ترس به مرور کمتر میشود)
*مراجع:* امروزا مدام با هر کس حرف میزنیم، اخبار نگرانکننده میشنویم. حتی اگر خودم سراغ اخبار نرم، هر کسی از راه میرسه یه چیزی میگه و دلهره میاندازه تو دل آدم. نمیدونم چه کاری برای آرامش خود میتونم انجام بدم که مدام استرس نداشته باشم؟
*مشاور:* من اینطور متوجه شدم که شما با وجود اینکه مراعات میکنید که سراغ اخبار منفی نرید، اما این روزا همه اینقدر در مورد خبرای ناگوار حرف میزنن که انگار گریزی از شنیدنشون نیست.
*مراجع:* بله، همه پای گوشین و اخباری رو که میخونن هی تعریف میکنن یا تلویزیون روشنه و اخبار از بمباران میگه.
*مشاور:* آهان پس مسئله اصلی شما اینه که چه کنی که وقتی خبر بدی میشنوی، به هم نریزی. خب ممکنه برام توضیح بدی که چه اخباری بیشتر تورو نگران و آشفته میکنه؟ (شروع مواجهه مراجع با عامل اضطرابآور)
*مراجع:* اگر بگم که حالم بد میشه.
*مشاور:* یعنی وقتی اخبارو گوش نمیکنی، نگرانیت برطرف میشه؟
*مراجع:* نه مدام در مورد ترسام فکر میکنم و صحنهها رو تصور میکنم.
*مشاور:* پس حتی وقتی خودتو از اخبار دور نگه میداری، افکار تو ذهنت هستن.
*مراجع:* بله. بهخصوص شبا که میخوام بخوابم.
*مشاور:* فکر میکنی چی میشه که شبا این افکار شدیدتر میشن؟
*مراجع:* (مدتی سکوت) چون میترسم اگه بهشون فکر کنم، نتونم بخوابم.
#ادامه_دارد
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*چیکار کنم مدام استرس نداشته باشم؟*
✍️دکتر آسیه شریعت مدار، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
*مراجع:* امروزا مدام با هر کس حرف میزنیم، اخبار نگرانکننده میشنویم. حتی اگر خودم سراغ اخبار نرم، هر کسی از راه میرسه یه چیزی میگه و دلهره میاندازه تو دل آدم. نمیدونم چه کاری برای آرامش خود میتونم انجام بدم که مدام استرس نداشته باشم؟
*مشاور:* من اینطور متوجه شدم که شما با وجود اینکه مراعات میکنید که سراغ اخبار منفی نرید، اما این روزا همه اینقدر در مورد خبرای ناگوار حرف میزنن که انگار گریزی از شنیدنشون نیست.
*مراجع:* بله، همه پای گوشین و اخباری رو که میخونن هی تعریف میکنن یا تلویزیون روشنه و اخبار از بمباران میگه.
*مشاور:* آهان پس مسئله اصلی شما اینه که چه کنی که وقتی خبر بدی میشنوی، به هم نریزی. خب ممکنه برام توضیح بدی که چه اخباری بیشتر تورو نگران و آشفته میکنه؟ (شروع مواجهه مراجع با عامل اضطرابآور)
*مراجع:* اگر بگم که حالم بد میشه.
*مشاور:* یعنی وقتی اخبارو گوش نمیکنی، نگرانیت برطرف میشه؟
*مراجع:* نه مدام در مورد ترسام فکر میکنم و صحنهها رو تصور میکنم.
*مشاور:* پس حتی وقتی خودتو از اخبار دور نگه میداری، افکار تو ذهنت هستن.
*مراجع:* بله. بهخصوص شبا که میخوام بخوابم.
*مشاور:* فکر میکنی چی میشه که شبا این افکار شدیدتر میشن؟
*مراجع:* (مدتی سکوت) چون میترسم اگه بهشون فکر کنم، نتونم بخوابم.
*مشاور:* آها پس وقتی شبا بیشتر نگرانی و میخوای از این تصاویر و افکار دور باشی، بیشتر سراغت میان. درست متوجه شدم؟
مراجع: بله.
*مشاور:* خب حالا که این افکار هستن و تلاشت برای دور بودن از اونا، کمک نمیکنه که ازشون دور باشی، میخوای یه بار تمرین کنی و ازشون فرار نکنی؟
*مراجع:* مگه میشه؟ خب دکتر فکر میکنم این افکار دیوونهم میکنه. چطور ازشون فرار نکنم؟
*مشاور:* اگر راهی به شما بگم که تو رو از شر ترسات خلاصت کنه، انجام میدی؟
*مراجع:* بله، من واقعا کلافهم از این وضعیت.
*مشاور:* خب حالا برام میگی بیشترین چیزی که آشفتهت میکنه چیه؟
*مراجع:* اممم اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها.
*مشاور:* خب مثلا در مورد همین اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها فکر کن و ببین که چه چیزی بیشتر از همه ناراحتت میکنه؟
*مراجع:* نگران مردن عزیزانم هستم و اینکه تنها بدون اونا چطور زندگی کنم. یا نگران مردن خودم هستم. اینکه عزیزانم اگر بمونن چقدر ناراحت میشن (گریه).
*مشاور:* (مدتی سکوت) آیا در این مورد تصاویری تو ذهنت داری؟
*مراجع:* (شروع به گفتن روایتهایش میکند و عملا به جای فرار از ترسها با آنها مواجه می شود.)
(در این روش به جای همدستی با مراجع در اجتناب از هیجان ترس، به تدریج او را با ترسهایش مواجه میکنیم. در ضمن او را وا میداریم در مورد تصاویر ذهنی نگرانکننده حرف بزند. این کار قدرت برانگیختن هیجانات منفی این تصاویر را کم میکند. با تکرار این تمرین و مواجهه با افکار ترسآور، هم تخلیه هیجانی صورت میگیرد و هم قدرت افکار در برانگیختن ترس به مرور کمتر میشود)
*مراجع:* امروزا مدام با هر کس حرف میزنیم، اخبار نگرانکننده میشنویم. حتی اگر خودم سراغ اخبار نرم، هر کسی از راه میرسه یه چیزی میگه و دلهره میاندازه تو دل آدم. نمیدونم چه کاری برای آرامش خود میتونم انجام بدم که مدام استرس نداشته باشم؟
*مشاور:* من اینطور متوجه شدم که شما با وجود اینکه مراعات میکنید که سراغ اخبار منفی نرید، اما این روزا همه اینقدر در مورد خبرای ناگوار حرف میزنن که انگار گریزی از شنیدنشون نیست.
*مراجع:* بله، همه پای گوشین و اخباری رو که میخونن هی تعریف میکنن یا تلویزیون روشنه و اخبار از بمباران میگه.
*مشاور:* آهان پس مسئله اصلی شما اینه که چه کنی که وقتی خبر بدی میشنوی، به هم نریزی. خب ممکنه برام توضیح بدی که چه اخباری بیشتر تورو نگران و آشفته میکنه؟ (شروع مواجهه مراجع با عامل اضطرابآور)
*مراجع:* اگر بگم که حالم بد میشه.
*مشاور:* یعنی وقتی اخبارو گوش نمیکنی، نگرانیت برطرف میشه؟
*مراجع:* نه مدام در مورد ترسام فکر میکنم و صحنهها رو تصور میکنم.
*مشاور:* پس حتی وقتی خودتو از اخبار دور نگه میداری، افکار تو ذهنت هستن.
*مراجع:* بله. بهخصوص شبا که میخوام بخوابم.
*مشاور:* فکر میکنی چی میشه که شبا این افکار شدیدتر میشن؟
*مراجع:* (مدتی سکوت) چون میترسم اگه بهشون فکر کنم، نتونم بخوابم.
#ادامه_دارد
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
#گفتوگوهای_مشاورهای
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
چیکار کنم مدام استرس نداشته باشم؟ (#قسمت_دوم)
✍️دکتر آسیه شریعت مدار، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
مشاور: آها پس وقتی شبا بیشتر نگرانی و میخوای از این تصاویر و افکار دور باشی، بیشتر سراغت میان. درست متوجه شدم؟
مراجع: بله.
*مشاور:* خب حالا که این افکار هستن و تلاشت برای دور بودن از اونا، کمک نمیکنه که ازشون دور باشی، میخوای یه بار تمرین کنی و ازشون فرار نکنی؟
*مراجع:* مگه میشه؟ خب دکتر فکر میکنم این افکار دیوونهم میکنه. چطور ازشون فرار نکنم؟
*مشاور: *اگر راهی به شما بگم که تو رو از شر ترسات خلاصت کنه، انجام میدی؟
*مراجع:* بله، من واقعا کلافهم از این وضعیت.
*مشاور:* خب حالا برام میگی بیشترین چیزی که آشفتهت میکنه چیه؟
*مراجع:* اممم اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها.
*مشاور:* خب مثلا در مورد همین اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها فکر کن و ببین که چه چیزی بیشتر از همه ناراحتت میکنه؟
*مراجع:* نگران مردن عزیزانم هستم و اینکه تنها بدون اونا چطور زندگی کنم. یا نگران مردن خودم هستم. اینکه عزیزانم اگر بمونن چقدر ناراحت میشن (گریه).
*مشاور:* (مدتی سکوت) آیا در این مورد تصاویری تو ذهنت داری؟
*مراجع:* (شروع به گفتن روایتهایش میکند و عملا به جای فرار از ترسها با آنها مواجه می شود.)
(در این روش به جای همدستی با مراجع در اجتناب از هیجان ترس، به تدریج او را با ترسهایش مواجه میکنیم. در ضمن او را وا میداریم در مورد تصاویر ذهنی نگرانکننده حرف بزند. این کار قدرت برانگیختن هیجانات منفی این تصاویر را کم میکند. با تکرار این تمرین و مواجهه با افکار ترسآور، هم تخلیه هیجانی صورت میگیرد و هم قدرت افکار در برانگیختن ترس به مرور کمتر میشود)
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
چیکار کنم مدام استرس نداشته باشم؟ (#قسمت_دوم)
✍️دکتر آسیه شریعت مدار، هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
مشاور: آها پس وقتی شبا بیشتر نگرانی و میخوای از این تصاویر و افکار دور باشی، بیشتر سراغت میان. درست متوجه شدم؟
مراجع: بله.
*مشاور:* خب حالا که این افکار هستن و تلاشت برای دور بودن از اونا، کمک نمیکنه که ازشون دور باشی، میخوای یه بار تمرین کنی و ازشون فرار نکنی؟
*مراجع:* مگه میشه؟ خب دکتر فکر میکنم این افکار دیوونهم میکنه. چطور ازشون فرار نکنم؟
*مشاور: *اگر راهی به شما بگم که تو رو از شر ترسات خلاصت کنه، انجام میدی؟
*مراجع:* بله، من واقعا کلافهم از این وضعیت.
*مشاور:* خب حالا برام میگی بیشترین چیزی که آشفتهت میکنه چیه؟
*مراجع:* اممم اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها.
*مشاور:* خب مثلا در مورد همین اخبار مربوط به آوارها و بیرون آوردن جنازهها فکر کن و ببین که چه چیزی بیشتر از همه ناراحتت میکنه؟
*مراجع:* نگران مردن عزیزانم هستم و اینکه تنها بدون اونا چطور زندگی کنم. یا نگران مردن خودم هستم. اینکه عزیزانم اگر بمونن چقدر ناراحت میشن (گریه).
*مشاور:* (مدتی سکوت) آیا در این مورد تصاویری تو ذهنت داری؟
*مراجع:* (شروع به گفتن روایتهایش میکند و عملا به جای فرار از ترسها با آنها مواجه می شود.)
(در این روش به جای همدستی با مراجع در اجتناب از هیجان ترس، به تدریج او را با ترسهایش مواجه میکنیم. در ضمن او را وا میداریم در مورد تصاویر ذهنی نگرانکننده حرف بزند. این کار قدرت برانگیختن هیجانات منفی این تصاویر را کم میکند. با تکرار این تمرین و مواجهه با افکار ترسآور، هم تخلیه هیجانی صورت میگیرد و هم قدرت افکار در برانگیختن ترس به مرور کمتر میشود)
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ فروردین
آموزش و مشاوره پیشگیری
#گفتوگوهای_مشاورهای
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*با ابهام و احساس معلق بودن آتشبس چطور کنار بیاییم؟*
*مراجع:* من تازه داشتم به زندگی در جنگ عادت میکردم و راه خودمو پیدا میکردم. ترسم نسبتاً کمتر شده بود اما الان من گیجم.
*مشاور:* بله متوجهم. نگرانی از شرایط جنگ، زندگی روزمره رو بههم ریخته بود. با اینحال شما به مرور خودتو پیدا کردی. اما در مورد گیجیت بیشتر بگو.
*مراجع:* میدونید نمیتونم تغییرات شدید این روزها رو هضم کنم. شبی که ترامپ اعلام کرده بود، ایرانو با خاک یکسان میکنم، اصلاً نمیتونستم بخوابم. بعد یهو نصف شب اعلام میکنن آتشبس شده. انگار هیچ کنترلی رو زندگیمون نداریم. من تو بهت و حیرتم.
*مشاور:* فکر میکنی تو زندگیت نقش زیادی نداری و چیزای دیگه داره جریان زندگیت رو تعیین میکنه.
*مراجع:* بله همینطوره. خب من به مرور سعی کردم با ترسام کنار بیام. با همون ترسام درس میخوندم، کلاسام رو میرفتم، رو مقالهم کار میکردم. اما الان احساس ناامنی میکنم. انگار بین زمین و آسمون معلقم.
*مشاور:* یعنی فکر میکنی اون شرایط تهدید برات بهتره؟
*مراجع:* میدونید؟ اون یه قطعیتی داشت. میدونستی که قراره تموم شه. ولی الان دوباره شرایط مبهمه و منتظر و نگران نتیجه هستیم.
*مشاور:* من متوجه نشدم. با وجود اینکه میگی قرار بود تموم بشه ولی شب نمیتونستی بخوابی؟
*مراجع:* واقعیتش یکی از درگیریهای ذهنی من همینه. مدام با خودم فکر میکنم من چرا اون شرایط رو ترجیح میدم.
*مشاور:* داری از من میپرسی؟
*مراجع:* خب فکر میکنم غیرمنطقیه و نباید من تسلیم مرگ بشم.
*مشاور:* من برای اینکه بتونم ذهن شما رو بفهمم، یه سوال میپرسم: ممکنه برام بگی اون وضعیت چه مزایایی داشت؟ البته تا اینجا به دو مورد اشاره کردی: یکی اینکه زندگیت رو روال افتاده بود و دومی اینکه یه وضعیتی بود که آخرش برات مشخص بود. اما با وجود این، تردید داری و از من میپرسی چرا من اون شرایطو باید ترجیح بدم. پس لازمه از خودت بپرسم که بیشتر فکر کنی و ببینی چی تو ذهنت در مورد این دو موقعیت میگذره.
*مراجع:* (مدتی سکوت) راستش گفتم تازه زندگیم رو روال افتاده بود و الان با این تعلیق وضعیت و نگرانی، نظم زندگیم به هم خورد و نمیتونم برم سر کارهام و انگار همهش منتظرم ببینم چی میشه.
*مشاور:* دیگه؟
*مراجع:* تازه یاد گرفته بودم که میزان مشغولیتم به اخبارو کنترل کنم، اما الان دوباره مدام تو کانالای خبری میگردم و از کار و زندگی افتادهم. مردم تو این مدت خیلی با هم متحد بودن، الان کانالا پر از جر و بحثه. نگرانم این جنگ رو بدتر کنه.
*مشاور: *پس تو قبلا ًبا کنترل وقت سرزدن به اخبار و نظم دادن به زندگیت، تونسته بودی از اون فشارا عبور کنی و طبیعتاً الان در این دو مورد بیشتر مهارت داری. حالا ادامه سوال قبلی: آیا اعلام آتشبس مزایایی هم برات داشت؟
*مراجع:* بله راستش لحظه اول خوشحال شدم. یه نفس راحت کشیدم و انگار بدنم شل شد. بعد هم گرفتم خوابیدم.
*مشاور:* من این طور متوجه شدم که فشار تهدید اینقدر زیاد بود که تو رفتی تو لاک انکار و سرکوب ترس و اضطراب. ذهن اینطوری گول میخوره و پیشبینیپذیری دنیا رو حتی اگر پیشبینی مرگ هم باشه، ترجیح میده. ولی یه سؤال تو واقعا دلت میخواست بمیری؟
*مراجع:* (اشکش سرازیر میشود). نه واقعیتش. شاید به خاطر اینکه با شرایط انفجار و تخریب و آوار روبهرو نشم، انگار ناخودآگاه خودمو گول زده بودم که میمیری و تموم میشه.
*مشاور:* خب و آیا مزایای دیگهای هم وجود داره؟
*مراجع:* اممم... باید فکر کنم. فکر می کنم تو همین دو روز یه کم استرسم کمتر شده. بدنم کمتر دیگه منقبضه. شاید اگر اینقدر رو ابهام تمکرکز نکنم، بیشتر بتونم از این فرصت استفاده کنم و در واقع تجدید قوا کنم.
*مشاور:* میبینی. اتفاقاً اونطرف برات اینقدر فشارآور بود که تو راه فرار رو انتخاب کردهبودی و واقعا آمادگی عواقب اون چیزی رو که پذیرفته بودی، نداشتی.
*مراجع:* خب ولی اگر شرایط آتشبس بدون نتیجه دوباره تموم بشه چی؟
*مشاور: میفهمم. من فکر میکنم نگرانی تو از آتشبس دقیقاً همینه. و فکر میکنم میتونیم جلسه دیگه در مورد این با هم صحبت کنیم. موافقی؟*
*مراجع:* بله حتماً وقت میگیرم. من زندگیمو دوست دارم و نمیخوام این زندگی خراب شه.
*مشاور:* بله انشاءالله با ادامه جلسات با هم کمک میکنیم برای حفظ شادابی و سلامت زندگیت.
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*با ابهام و احساس معلق بودن آتشبس چطور کنار بیاییم؟*
*مراجع:* من تازه داشتم به زندگی در جنگ عادت میکردم و راه خودمو پیدا میکردم. ترسم نسبتاً کمتر شده بود اما الان من گیجم.
*مشاور:* بله متوجهم. نگرانی از شرایط جنگ، زندگی روزمره رو بههم ریخته بود. با اینحال شما به مرور خودتو پیدا کردی. اما در مورد گیجیت بیشتر بگو.
*مراجع:* میدونید نمیتونم تغییرات شدید این روزها رو هضم کنم. شبی که ترامپ اعلام کرده بود، ایرانو با خاک یکسان میکنم، اصلاً نمیتونستم بخوابم. بعد یهو نصف شب اعلام میکنن آتشبس شده. انگار هیچ کنترلی رو زندگیمون نداریم. من تو بهت و حیرتم.
*مشاور:* فکر میکنی تو زندگیت نقش زیادی نداری و چیزای دیگه داره جریان زندگیت رو تعیین میکنه.
*مراجع:* بله همینطوره. خب من به مرور سعی کردم با ترسام کنار بیام. با همون ترسام درس میخوندم، کلاسام رو میرفتم، رو مقالهم کار میکردم. اما الان احساس ناامنی میکنم. انگار بین زمین و آسمون معلقم.
*مشاور:* یعنی فکر میکنی اون شرایط تهدید برات بهتره؟
*مراجع:* میدونید؟ اون یه قطعیتی داشت. میدونستی که قراره تموم شه. ولی الان دوباره شرایط مبهمه و منتظر و نگران نتیجه هستیم.
*مشاور:* من متوجه نشدم. با وجود اینکه میگی قرار بود تموم بشه ولی شب نمیتونستی بخوابی؟
*مراجع:* واقعیتش یکی از درگیریهای ذهنی من همینه. مدام با خودم فکر میکنم من چرا اون شرایط رو ترجیح میدم.
*مشاور:* داری از من میپرسی؟
*مراجع:* خب فکر میکنم غیرمنطقیه و نباید من تسلیم مرگ بشم.
*مشاور:* من برای اینکه بتونم ذهن شما رو بفهمم، یه سوال میپرسم: ممکنه برام بگی اون وضعیت چه مزایایی داشت؟ البته تا اینجا به دو مورد اشاره کردی: یکی اینکه زندگیت رو روال افتاده بود و دومی اینکه یه وضعیتی بود که آخرش برات مشخص بود. اما با وجود این، تردید داری و از من میپرسی چرا من اون شرایطو باید ترجیح بدم. پس لازمه از خودت بپرسم که بیشتر فکر کنی و ببینی چی تو ذهنت در مورد این دو موقعیت میگذره.
*مراجع:* (مدتی سکوت) راستش گفتم تازه زندگیم رو روال افتاده بود و الان با این تعلیق وضعیت و نگرانی، نظم زندگیم به هم خورد و نمیتونم برم سر کارهام و انگار همهش منتظرم ببینم چی میشه.
*مشاور:* دیگه؟
*مراجع:* تازه یاد گرفته بودم که میزان مشغولیتم به اخبارو کنترل کنم، اما الان دوباره مدام تو کانالای خبری میگردم و از کار و زندگی افتادهم. مردم تو این مدت خیلی با هم متحد بودن، الان کانالا پر از جر و بحثه. نگرانم این جنگ رو بدتر کنه.
*مشاور: *پس تو قبلا ًبا کنترل وقت سرزدن به اخبار و نظم دادن به زندگیت، تونسته بودی از اون فشارا عبور کنی و طبیعتاً الان در این دو مورد بیشتر مهارت داری. حالا ادامه سوال قبلی: آیا اعلام آتشبس مزایایی هم برات داشت؟
*مراجع:* بله راستش لحظه اول خوشحال شدم. یه نفس راحت کشیدم و انگار بدنم شل شد. بعد هم گرفتم خوابیدم.
*مشاور:* من این طور متوجه شدم که فشار تهدید اینقدر زیاد بود که تو رفتی تو لاک انکار و سرکوب ترس و اضطراب. ذهن اینطوری گول میخوره و پیشبینیپذیری دنیا رو حتی اگر پیشبینی مرگ هم باشه، ترجیح میده. ولی یه سؤال تو واقعا دلت میخواست بمیری؟
*مراجع:* (اشکش سرازیر میشود). نه واقعیتش. شاید به خاطر اینکه با شرایط انفجار و تخریب و آوار روبهرو نشم، انگار ناخودآگاه خودمو گول زده بودم که میمیری و تموم میشه.
*مشاور:* خب و آیا مزایای دیگهای هم وجود داره؟
*مراجع:* اممم... باید فکر کنم. فکر می کنم تو همین دو روز یه کم استرسم کمتر شده. بدنم کمتر دیگه منقبضه. شاید اگر اینقدر رو ابهام تمکرکز نکنم، بیشتر بتونم از این فرصت استفاده کنم و در واقع تجدید قوا کنم.
*مشاور:* میبینی. اتفاقاً اونطرف برات اینقدر فشارآور بود که تو راه فرار رو انتخاب کردهبودی و واقعا آمادگی عواقب اون چیزی رو که پذیرفته بودی، نداشتی.
*مراجع:* خب ولی اگر شرایط آتشبس بدون نتیجه دوباره تموم بشه چی؟
*مشاور: میفهمم. من فکر میکنم نگرانی تو از آتشبس دقیقاً همینه. و فکر میکنم میتونیم جلسه دیگه در مورد این با هم صحبت کنیم. موافقی؟*
*مراجع:* بله حتماً وقت میگیرم. من زندگیمو دوست دارم و نمیخوام این زندگی خراب شه.
*مشاور:* بله انشاءالله با ادامه جلسات با هم کمک میکنیم برای حفظ شادابی و سلامت زندگیت.
@bonyadpishgirii
سلامت روان در جنگ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ اردیبهشت
آموزش و مشاوره پیشگیری
#گفتوگوهای_مشاورهای
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*در چگونه به مراجعان آسیب دیده از جنگ کمک کنیم به زندگی برگردند؟*
*مراجع:* ما منزل کناریمون موشک خورده و میگن خونهمون غیر قابل سکونت شده. چون ترکای عمیقی برداشته و خطر داره. مجبور شدیم بریم خونه مادرم. من اونجا راحتم، اما همسرم سختشه و میگه گاهی بریم خونه مادرش. بچههام قبول نمیکنن و میگن ما اینجا آزادتریم و تازه حوصله نداریم هی از اینور به اونور بریم. به اندازه کافی کلافه هستیم. موندم وسط اونا. درسته خونه مادرمم، ولی انگار اوارهایم و بلاتکلیف.
*مشاور:* شرایط سختیه. شما هم زندگی و خونهتو از دست دادی و هم بین همسر و بچههات گیر کردی.
*مراجع:* (بغض میکند) انگار من این بلا رو سر زندگیمون آوردم. درک نمیکنن. چرا همه فشار باید روی من باشه؟ تازه خودم گاهی دلم برای یه جای خلوت لهله میزنه. اما تا بخوام برم تو اتاق تنها بشینم، مادرم با نگرانی میاد در اتاقو باز میکنه و میگه چرا تنها نشستی؟ البته بنده خدا دلنگران منه.
*مشاور:* پس تو احساس میکنی همه بار این شرایط رو دوش توه و حتی یه جوری مراقب مادرتم هستی و فرصت خلوت نداری.
*مراجع:* بله میدونین من دوست دارم موقع ناراحتی، تنها باشم. خب الان همه تو یه اتاقیم و وقتی هم مثلا میرم میشینم تو پذیرایی یا مادرم با نگرانی میاد یا بچهها.
*مشاور:* گفتی موقع ناراحتی یکی از راههای آروم شدنت خلوت کردنه. حالا میخوام سوال کنم که راه دیگهای غیر از خونه برای خلوت کردن داری؟ یا حتی راه دیگه برای آروم شدنت؟
*مراجع:* میدونید الان واقعیتش دل و دماغ کاریو ندارم و انگار نشستم که سرنوشتم معلوم شه.
*مشاور:* اوهوم الان شرایطت ابهام داره و سردرگمی. نمیدونی چی میشه.
*مراجع:* بله همسرم میگه ساختن خونه فقط با من نیست و طبقات دیگه باید جمع شیم و تصمیم بگیریم. بعضیاشون میگن پول نداریم بسازیم، فقط بازسازی کنیم. البته میگن دولت کمک میکنه ولی همسایهها میگن ممکنه هم برای وسایل و هم ساخت کمک نکنن و وسطش بمونیم.
*مشاور:* متوجهم پس حل مشکل فقط دست شما نیست و لازمه بین اهل ساختمون هماهنگی ایجاد بشه. اما یه سوال: اگر منتظر سرنوشتت بشینی، اتفاقی میافته؟ هر چه بگذره، اگر کاری نکنی، این شرایط وجود دارن.
*مراجع:* دکتر برای همین میگم کلافهم و حوصله کاری ندارم؟
*مشاور:* خب بذار سوالمو طور دیگهای بپرسم: الان انتظارت از مشاوره چیه؟
*مراجع:* یه کاری کنید حالم خوب شه.
*مشاور:* اوهوم تو شرایط زندگیت طوری شده که احساس میکنی کنترلتو بر زندگی از دست دادی و باید کسی برات کاری انجام بده، درست فهمیدم؟
*مراجع:* (به علامت تایید سر تکان میدهد)
*مشاور:* شاید لازم باشه یه توضیحی بدم. کار مشاور اینه که کمکت کنه خودت تلاشی بکنی و زندگیتو بهتر کنی. منتها اول لازمه از این حال بد بیای بیرون. گفتی خلوت کردن سخته. من پرسیدم که آیا راه دیگهای هست که حالتو خوب کنه؟
*مراجع:* (مدتی سکوت) وقتی سر خاک پدرم برم، خیلی حالم بهتر میشه. اتفاقا شب عید به خاطر جنگ و روزه نرفتیم. الان خیلی نیاز دارم برم باش درددل کنم (شاید بهتر باشه ابتدا از گزینه رفتن سر خاک پدرش شروع نکند).
*مشاور:* دیگه؟
*مراجع:* من بهارو دوست دارم. رفتن به باغ گل رو هم دوست دارم. راستی مادرم همیشه میگه کاش کسی مثل باباتون دوباره این خونه رو پر گل و سبزه کنه.
*مشاور:* چی شد این یادت افتاد؟
*مراجع:* فکر کردم برم باغ گل چند گلدون بگیرم، هم ببرم سر خاک پدرم و هم بیارم خونه پاسیوی خونه مامان خالی شده.
*مشاور:* (یاد پدر گویا در او انگیزه تزریق کرد) این کارو انجام میدی؟
*مراجع:* فکر میکنم بله. تو این موقع که وضعیتمون معلوم نیست، شاید سرگرمی خوبی باشه.
*مشاور:* میمونه اصل مسئلهای که گفتی. هماهنگی شما با همسر و بچهها. آیا همسرتون میان مشاوره؟
*مراجع:* ام... دکتر فکر کنم فعلا لازم نباشه. من چون خلقم خیلی تنگ بود (جالبه تغییر از همین الان شروع شده. میگه چون خلقم تنگ بود)، گاهی بش گیر میدادم که مثلا چرا جلوی مادرم سیگار میکشی، اونم کلافه شده بود. فکر کنم اگر توجهمو رو گلدونا بذارم و بش گیر ندم، اونم کمتر گیر بده.
*مشاور:* پس هفته دیگه میبینمت. حتما تو همین هفته تصمیمتو عملی کن.
*مراجع:* بله حتما سعیمو میکنم.
@bonyadpishgirii
لیست سوالات پرتکرار مراجعین تلفنی به سامانه 4030 در اختیار اساتید قرار گرفته و به مرور پاسخ های مبسوط به این سوالات پر تکرار در این کانال قرار خواهد گرفت.
همراه #سلامت_روان_در_جنگ باشید.
*در چگونه به مراجعان آسیب دیده از جنگ کمک کنیم به زندگی برگردند؟*
*مراجع:* ما منزل کناریمون موشک خورده و میگن خونهمون غیر قابل سکونت شده. چون ترکای عمیقی برداشته و خطر داره. مجبور شدیم بریم خونه مادرم. من اونجا راحتم، اما همسرم سختشه و میگه گاهی بریم خونه مادرش. بچههام قبول نمیکنن و میگن ما اینجا آزادتریم و تازه حوصله نداریم هی از اینور به اونور بریم. به اندازه کافی کلافه هستیم. موندم وسط اونا. درسته خونه مادرمم، ولی انگار اوارهایم و بلاتکلیف.
*مشاور:* شرایط سختیه. شما هم زندگی و خونهتو از دست دادی و هم بین همسر و بچههات گیر کردی.
*مراجع:* (بغض میکند) انگار من این بلا رو سر زندگیمون آوردم. درک نمیکنن. چرا همه فشار باید روی من باشه؟ تازه خودم گاهی دلم برای یه جای خلوت لهله میزنه. اما تا بخوام برم تو اتاق تنها بشینم، مادرم با نگرانی میاد در اتاقو باز میکنه و میگه چرا تنها نشستی؟ البته بنده خدا دلنگران منه.
*مشاور:* پس تو احساس میکنی همه بار این شرایط رو دوش توه و حتی یه جوری مراقب مادرتم هستی و فرصت خلوت نداری.
*مراجع:* بله میدونین من دوست دارم موقع ناراحتی، تنها باشم. خب الان همه تو یه اتاقیم و وقتی هم مثلا میرم میشینم تو پذیرایی یا مادرم با نگرانی میاد یا بچهها.
*مشاور:* گفتی موقع ناراحتی یکی از راههای آروم شدنت خلوت کردنه. حالا میخوام سوال کنم که راه دیگهای غیر از خونه برای خلوت کردن داری؟ یا حتی راه دیگه برای آروم شدنت؟
*مراجع:* میدونید الان واقعیتش دل و دماغ کاریو ندارم و انگار نشستم که سرنوشتم معلوم شه.
*مشاور:* اوهوم الان شرایطت ابهام داره و سردرگمی. نمیدونی چی میشه.
*مراجع:* بله همسرم میگه ساختن خونه فقط با من نیست و طبقات دیگه باید جمع شیم و تصمیم بگیریم. بعضیاشون میگن پول نداریم بسازیم، فقط بازسازی کنیم. البته میگن دولت کمک میکنه ولی همسایهها میگن ممکنه هم برای وسایل و هم ساخت کمک نکنن و وسطش بمونیم.
*مشاور:* متوجهم پس حل مشکل فقط دست شما نیست و لازمه بین اهل ساختمون هماهنگی ایجاد بشه. اما یه سوال: اگر منتظر سرنوشتت بشینی، اتفاقی میافته؟ هر چه بگذره، اگر کاری نکنی، این شرایط وجود دارن.
*مراجع:* دکتر برای همین میگم کلافهم و حوصله کاری ندارم؟
*مشاور:* خب بذار سوالمو طور دیگهای بپرسم: الان انتظارت از مشاوره چیه؟
*مراجع:* یه کاری کنید حالم خوب شه.
*مشاور:* اوهوم تو شرایط زندگیت طوری شده که احساس میکنی کنترلتو بر زندگی از دست دادی و باید کسی برات کاری انجام بده، درست فهمیدم؟
*مراجع:* (به علامت تایید سر تکان میدهد)
*مشاور:* شاید لازم باشه یه توضیحی بدم. کار مشاور اینه که کمکت کنه خودت تلاشی بکنی و زندگیتو بهتر کنی. منتها اول لازمه از این حال بد بیای بیرون. گفتی خلوت کردن سخته. من پرسیدم که آیا راه دیگهای هست که حالتو خوب کنه؟
*مراجع:* (مدتی سکوت) وقتی سر خاک پدرم برم، خیلی حالم بهتر میشه. اتفاقا شب عید به خاطر جنگ و روزه نرفتیم. الان خیلی نیاز دارم برم باش درددل کنم (شاید بهتر باشه ابتدا از گزینه رفتن سر خاک پدرش شروع نکند).
*مشاور:* دیگه؟
*مراجع:* من بهارو دوست دارم. رفتن به باغ گل رو هم دوست دارم. راستی مادرم همیشه میگه کاش کسی مثل باباتون دوباره این خونه رو پر گل و سبزه کنه.
*مشاور:* چی شد این یادت افتاد؟
*مراجع:* فکر کردم برم باغ گل چند گلدون بگیرم، هم ببرم سر خاک پدرم و هم بیارم خونه پاسیوی خونه مامان خالی شده.
*مشاور:* (یاد پدر گویا در او انگیزه تزریق کرد) این کارو انجام میدی؟
*مراجع:* فکر میکنم بله. تو این موقع که وضعیتمون معلوم نیست، شاید سرگرمی خوبی باشه.
*مشاور:* میمونه اصل مسئلهای که گفتی. هماهنگی شما با همسر و بچهها. آیا همسرتون میان مشاوره؟
*مراجع:* ام... دکتر فکر کنم فعلا لازم نباشه. من چون خلقم خیلی تنگ بود (جالبه تغییر از همین الان شروع شده. میگه چون خلقم تنگ بود)، گاهی بش گیر میدادم که مثلا چرا جلوی مادرم سیگار میکشی، اونم کلافه شده بود. فکر کنم اگر توجهمو رو گلدونا بذارم و بش گیر ندم، اونم کمتر گیر بده.
*مشاور:* پس هفته دیگه میبینمت. حتما تو همین هفته تصمیمتو عملی کن.
*مراجع:* بله حتما سعیمو میکنم.
@bonyadpishgirii
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ اردیبهشت
آموزش و مشاوره پیشگیری
small_orange_diamondافزایش یکباره قیمت خودرو منطقی نیست
وزیر صمت:
small_blue_diamondشایعهسازی برای فروش بیشتر و خالی کردن جیب مردم به بهانه نبود ورقهای فولادی خارج از وفاق و همدلی در کشور است.
small_blue_diamond نگرانی برای تامین ورقهای فولادی مورد نیاز خودروها وجود ندارد.
small_blue_diamondبرنامه عملیاتی برای تامین ورقهای فولادی توسط مجموعه فولاد مبارکه و سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران صورت گرفته و مشکلی در این زمینه نیست.
white_check_mark پایگاه خبری صفحه اقتصاد
sosچه کسی باید پاسخگوی ملت صبور ایران باشد؟وزیر محترم صمت ؛به نظر میرسد شما در جایگاهی هستید که باید از حق و حقوق این ملت دفاع کنید به جای اطلاع رسانی به مردم و خون کردن دلشان در این شرایط؛ پیگیر حقوقشان باشید.مردم اگر خودشان توان گرفتن حقشان را داشتند شما بر مسند وزارت نبودید.
@bonyadpishgirii
وزیر صمت:
small_blue_diamondشایعهسازی برای فروش بیشتر و خالی کردن جیب مردم به بهانه نبود ورقهای فولادی خارج از وفاق و همدلی در کشور است.
small_blue_diamond نگرانی برای تامین ورقهای فولادی مورد نیاز خودروها وجود ندارد.
small_blue_diamondبرنامه عملیاتی برای تامین ورقهای فولادی توسط مجموعه فولاد مبارکه و سازمان توسعه و نوسازی معادن و صنایع معدنی ایران صورت گرفته و مشکلی در این زمینه نیست.
white_check_mark پایگاه خبری صفحه اقتصاد
sosچه کسی باید پاسخگوی ملت صبور ایران باشد؟وزیر محترم صمت ؛به نظر میرسد شما در جایگاهی هستید که باید از حق و حقوق این ملت دفاع کنید به جای اطلاع رسانی به مردم و خون کردن دلشان در این شرایط؛ پیگیر حقوقشان باشید.مردم اگر خودشان توان گرفتن حقشان را داشتند شما بر مسند وزارت نبودید.
@bonyadpishgirii
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ اردیبهشت
آموزش و مشاوره پیشگیری
red_circleبالاخره روز جهانی پسر شد
small_blue_diamond۱۶ می روز جهانی پسر است.
امسال تمرکز این روز بر ایجاد عزت نفس در پسران است و بر لزوم دیده شدن و شنیده شدن آنها در خانواده و جامعه نیز تاکید دارد.
large_blue_diamondگل پسر مظلومم که در آسمانها نظاره گر ما هستی
روزت مبارکheart️برای همه پسرای این سرزمین دعا کن🖤🖤
#امیر_حسین_راستینه_فناوری_اطلاعات_مجازی_شهید_وطن
small_blue_diamond۱۶ می روز جهانی پسر است.
امسال تمرکز این روز بر ایجاد عزت نفس در پسران است و بر لزوم دیده شدن و شنیده شدن آنها در خانواده و جامعه نیز تاکید دارد.
large_blue_diamondگل پسر مظلومم که در آسمانها نظاره گر ما هستی
روزت مبارکheart️برای همه پسرای این سرزمین دعا کن🖤🖤
#امیر_حسین_راستینه_فناوری_اطلاعات_مجازی_شهید_وطن
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA88دنبال کننده
بنیاد پیشگیری از آسیبها ی اجتماعی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
مشاهده کانال پیامرسان