بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
69دنبال کننده

green_heartgreen_heart
《افتخار من داشتن شماست》
تابع قوانین کشور عزیزم🥰
dizzyچنان به موی تو آشفته‌ ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم dizzy
رمان در حال تایپ:باوه
روند پارت گذاری:هرروز
نویسنده:Atena.Rvعضو رسمی انجمنD1v
عکس شخصیتامون
https://rubika.ir/bavenavel2023
لینک دعوت کانالمون
@BaveNavel
.
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۱۵ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
لفت ندیدcry
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۵ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
استوری جدید روبینوheart_eyes

https://rubika.ir/bavenavel2023💚
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
عشق یعنی
موقع آغوش کشیدنت
بوی تو را بگیرد ذره ذره ی وجودم...heartslink


‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heart
green_heart

#part71

امروز آف بودم و دوست داشتم کل روز و برای خودم وقت بگذرونم.
کتاب "دلقک" رو از کتابخونه برداشتم و شروع به خواندن کردم.
نیم‌ساعتی بود داشتم کتاب میخوندم.
با صدای زنگ متعجب بلند شدم و به سمت آیفون رفتم.
زن‌عمو بود.
عجیب بود.
از روز عروسی سرجمع سه الی چهار بار خونمون اومده بود اونم با دعوت.
الان کمی عجیب بود.
به خودم تو آینه نگاه کردم که ببینم چجوریم.
لباس های راحتی طرح باب‌اسفنجی
خب برای میزبان بودن کمی بد بود اما وقت کم بود.
با صدای زنگ ورودی آپارتمان در و باز کردم و بی‌توجه به دلخوری‌هام با روی باز ازش استقبال کردم.

- سلام زن‌عمو،خوش اومدی،بفرمایید

با نگاهی اسکن‌وار بهم "سلام" گفت و به طرف نشیمن رفت.
منم به طرف آشپزخونه رفتم.
خب توی این گرما چای خوب نبود‌،پس با یک تصمیم یهویی به سمت یخچال رفتم تا شربت درست کنم.
شربت های زعفرون رو به سمت زن‌عموی درحال کَنکاش خونه بردم.

- بفرمایید.

با آرامش داشت شربت میخورد و من خیلی کنجکاو بودم بدونم برای‌چی اومده.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
پارت جدیدheart_eyesheartheart

اتفاقای خوبی در راهه
لفت ندید🥺
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
باید یکی داشته باشی که خستگی روزتو بشوره ببره اینجوری heart_eyesheart️🤍

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
revolving_heartsleavesᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽrevolving_hearts

نگاه کردن بهت قشنگه❣
لمس دستات قشنگه❣
بغل کردنت❣
همه چیت واسم قشنگه❣
تویه پک کامل از قشنگیای دنیایheart_eyesheart️‍fireleaves

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
revolving_heartsleavesᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤഽrevolving_hearts

گمونم خيلي لذت بخشه وقتي ازش ميپرسي :
دوست داشتن يا عشق ؟
اونم مثل آقاي چاوشي جواب بده :
« دوست دارمت با عشق »heart️‍fire


°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
تو اگر رویای من باشی...
هر زمان بیایی...
ساعت عاشقی ست...
من...
هر شب
ساعت را
رأس رویای آمدن تو کوک می کنم!!!

°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
به قول سعدی :
تو مرجانی ،
تو در جانی ،
تو مروارید غلتانی ،
اگر قلبم صدف باشد میان آن تو پنهانی

°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
ترکا وقتی میخوان دعای خیر کنن میگن"اَلین یار بوینونا"
یعنی«بغل یار باشی»
به همین زیباییhearts

°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
یه روانشناسی بود
تکه کلام قشنگی داشت میگفت :
رفتار آدما انعکاس رنج هایی هست که کشیدن!
و بنظرم چقدر این جمله درسته :)

°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
اگر دچارِ غم شدی مرا به یاد آور ؛

من اینجا همیشه با تو
هستم تا غم‌ها را تقسیم کنیم ...hearts


°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بیشتر از چیزی که نشون میدم،
دلتنگتم
بیشتر از چیزی که میدونی ،
دوستت دارم...kissing_closed_eyes🥹heart_eyes


‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بستگی به رای خودتون داره
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heart
green_heart

#part72

- آرمین ساعت چند میاد؟؟

کاش میتونستم بهش بگم ساعت دقیقشو نمیدونم اما نمیشه،هعی.

- دیگه غروب میاد.

نگاه معناداری بهم انداخت و دوباره به دکوراسیون خونه چشم دوخت.
نمیدونم چی داشت که ولش نمیکرد.
بالاخره بعد از پنج دقیقه به حرف اومد.

- خواهرم داره برمیگرده.

- خوب به سلامت...چی خوا..خواهر یعنی ارغوان داره برمیگرده؟

متحیر نگاهش کردم اما اون بدون نگاه به وضعیتم شرح وقایع میداد.

- آره داره برمیگرده و اول از همه هم میاد اینجا.

دوباره متحیر پرسیدم

- اینجا؟؟!

با کلافگی جوابم رو داد.

- اینجا دیگه باوان.چرا خنگ‌بازی درمیاری.
اومدم که فقط بهت بگم زیاد بهش گیر ندی و مهمتر از همه بی‌احترامی نبینم بهش بکنی. دوروز میمونه و بعد میره دوروز تحمل کن بشنوم چیزی بهشگفتی حسابت با آرمین.

و بعد هم بی‌توجه به من با یک "خداحافظ" رفت.
انقد بی‌حس بودم که حال نداشتم تعارف کنم.
بیخیال خودش وضعیتم رو میدونه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
پارت جدیدheart_eyesheart_eyes
باز ارغوان اومدunamused
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
اگه ناراحته به جای ناراحت نباش بگو🫀:

- دوست داری راجبش حرف بزنیم؟
- قطعاً نمیتونم کامل درکت کنم و بفهمم چه ناراحتی یا سختی ای رو تحمل می‌کنی ولی کنارت میمونم تا حرفاتو گوش بدم.
- من اینجام برای تو. تا هروقت بخوای تایم دارم.
- اگه می‌خوای ناراحت بمونی بیا بغلم ناراحت بمون. اصلا باهم ناراحت میشیم.
- ناراحتی تو ناراحتی منم هست. و به همون اندازه برام مهمه تنها نیستی و کنار هم حلش میکنیم.
- شاید دوست نداشته باشی الان حرف بزنی ولی من همیشه مشتاق شنیدن توام.
- هیچکس حق نداره احساساتتو نادیده بگیره و ناراحتی تورو کوچیک و بی ارزش جلوه بده تو حق داری ناراحت باشی و من کنارتم.

°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
ولی غرق شدن اونجایی لذت بخشه که تو اعماق چشمای تو باشه:)

°°☆ @BaveNavel ☆°°
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heartgreen_heart
green_heartgreen_heart
green_heart

#part73

حدود ساعت ۸ آرمین اومد.
میدونستم که علافه زیادی به ارغوان داره.
البته اکه ازش متنفر هم بود برای درآوردن حرص من عاشقش میشد.
اما خب بالاخره خالش بود و من نمیتونستم چیزی بگم.

- آرمین

- بله

- زن‌عمو بهت زنگ زد

- نه،چرا

- مگه نمیدونی ارغوان داره برمیگرده؟

- آره

واای.از این بیخیالیش حرصم گرفته بود در حدی که قادر به خفه کردنش بودم.
اکه از اومدنش خبر داشت پس حتما میدونست که می‌خواهند بیان خونه ما.

- راستی میخوان بیان خونمون.ببین باوان یعنی دوست دارم یک بی‌احترامی کوچیک ازت ببینم اونوقت که بیچاره میکنم و از خونه پرتت میکنم بیرون.تو هم که جایی و نداری بری.دیدی که عمواینا هم جواب تلفنت و نمیدن چه برسه به اینکه خونشون راهت بدن

بعد از تموم شدن حرفاش بلند شد و به اتاق رفت.
رفت و ندید شکستنم و
رفت و ندید فروریختنم رو
رفت و ندید آوار شدنم و
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
پارت جدید

بیچاره باوانکمcry
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
🤍zap
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ شهریور
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
zaphearts
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
بـاوّهღ♡رمان،تکست،دلنوشته♡
69دنبال کننده

green_heartgreen_heart
《افتخار من داشتن شماست》
تابع قوانین کشور عزیزم🥰
dizzyچنان به موی تو آشفته‌ ام به بوی تو مست
که نیستم خبر از هر چه در دو عالم dizzy
رمان در حال تایپ:باوه
روند پارت گذاری:هرروز
نویسنده:Atena.Rvعضو رسمی انجمنD1v
عکس شخصیتامون
https://rubika.ir/bavenavel2023
لینک دعوت کانالمون
@BaveNavel
.
مشاهده کانال پیام‌رسان