دانلود روبیکا
۱۵ فروردین
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
به نام حاضر مانا

سلام و وقت بخیر خدمت شما همراهان همیشگیheart
امیدوارم که همگی سالم و سلامت باشید.
دلتون آروم باشه و نور و صلح هرچه سریع‌تر دوباره به کشور عزیزمون برگرده.

این کانال تنها راه ارتباطی ما با شما حین انتظار برای اتصال مجدد به اینترنت بین‌الملل و تلگرام هستش.
لطفا توجه کنید که رمان‌های ایوای جاوید، کلاویه‌های زنگ زده و جنگل ماهون برای پارت گذاری نیاز به دسترسی ما به پارت‌های قبلی در کانال وی‌آی‌پی‌های تلگرام داره و تا زمان اتصال مجدد امکان پارت گذاری از هیچکدومشون رو نداریم.

ارادتمند شما، بهار محمدیpray
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ فروردین
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
1
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ فروردین
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ فروردین
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
3. من با این پیام هم گریه کردم و هم خندیدم:)
چی بگم؟
زبونم بند اومده...

روزهای عجیبی رو داریم هممون به چشم می‌بینیم.
شرایط سختیه.
و توی این شرایط وقتی یکی یه پیام اینطوری از ته دلش می‌نویسه، موقع خوندنش به جرئت می‌تونم بگم قلبم گرم می‌شه...🫠heart️‍🩹

با خودم می‌گم ارزشش‌و داره
هربار که خسته شدم
هربار که گفتم ولش کنم
هربار که با جون کندن دوباره برگشتم به نوشتن
یه پیام اینجوری همه خستگیام‌و در می‌کنه‌‌‌...
شبیه درد رباس حرفاتون
انرژی‌هاتون
بی‌نهایت دوستتون دارم
و خیلی خداروشاکرم که هستید تو این شرایط و توی این روزا باعث دلگرمیم می‌شید🥹🤍


#برای‌_همه‌تون heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
" آخرین نگهبان زمین مر/ده! "

تر//س و و//حشت پشت این جمله رو فقط ساحره‌هایی می‌دونن که از جـــ//ـــنگ چندهزارساله‌ی بین خیر و شر باخبر هستن!

مر//گِ آخرین نگهبان زمین یعنی شکسته شدن مهر و موم تابو//ت یک اهر//یمن باستانی که هزار ساله توی یه جنگل متروک دفــ//ــــنه...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
این شما و این اهر/یمن باستانیِ بسی جذابمون که هزارسال توی یه تا//بوت مهر و موم بوده🫠fire
پادشاه اهر/یمن‌ها، اَخگَر!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
درست همون لحظه‌ای که آخرین نگهبان از دنیا می‌ره و طلـ//ــسم محافظ شکسته می‌شه، یه گروه چهار نفره به سردستگی " پری‌زاد " خانم قصه‌مون وارد اون جنگل‌ متروک می‌شه...
پری‌زاد چندتا کتاب باستانی داره...

توی اون کتاب‌های باستانی عکس یه غاری رو دیده بود...
غاری به نام " بهشت گم‌شده! "

همه می‌گفتن افسانه‌ست و همچین جایی وجود خارجی نداره اما پری‌زاد مطمئن بود که احساسش اشتباه نمی‌کنه!
کفش آهنین به پا کرد و طبق اطلاعات محدودی که داشت، با سه تا از دوستاش به اون جنگل رفتن و درست همون شب بود که به جنگل‌ رسیدن!

همون شبی که طــ//ـلسم شکسته شد...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
راستی گفته بودیم پری‌زاد خانوم ما یه رازی داره؟🤫

یه رازی که جز خودش، هیچکس ازش با خبر نیست!

پری‌زاد یه دختر بیست و دو ساله‌اس...
اما با یک تفاوت بزرگ با هم‌سن‌هاش!

اون از بچگی‌ یه قدرت عجیب داشت...
اون می‌تونست با لـ//ــمس کردن اشخاص یا اشیاء، خاطرات اونا رو ببینه!fearful

البته که این قدرتش ضعف و محدودیت‌هایی هم داشت اما، اون شب پری‌زاد ورودی غار رو لـ//ــمس کرد و چیزی رو دید که نباید!

اون تا/بو/ت سنگی‌ یک اهر//یمن باستانی رو دید...
اون دید جایی که تابو//ت دفـ//ــن شده، درست زیر بهشت گم‌شده‌ است!
یعنی جایی که اونا بودنscreamcold_sweat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
سعی کرد به دوستاش اخطار بده!

سعی کرد بهشون بگه چی دیده و چه خطر بزرگی زیر اون به اصطلاح بهشت گم‌شده دفنه...

اما چطور می‌تونست راز بیست و دو ساله‌ش رو یک باره بهشون بگه؟

اصلا اگه می‌گفت باور می‌کردن؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
و در آخر اتفاقی که نباید افتاد!

پری‌زاد نتونست به موقع به دوستاش هشـ.ــدار بده و اونا وارد غار شدن...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
پری‌زاد برای کمک به دوستاش و نجاتشون، وارد بهشت گم‌شده شد.
اما به جای این‌که دوستاش‌و پیدا کنه، خودش گم شد...

درست وقتی که داشت دنبال راه خروج می‌گشت، به تا/بو/ت اهر/یمن باستانی قصه‌مون برخورد کرد...

انگار که با شکستن طـ//ــلسم، نیروهای اخگر آزاد شده بود و اون عمدا دخترمون رو به سمت تا/بو/تش هدایت کرده بود...scream🤯
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
پری‌زاد ناخواسته تابوت اخگر رو لــ///ـمـ//ـس می‌کنه و همین لــ///ـمـ//ـس، کار خودش‌و می‌کنه!

اخگر به دست پری‌زاد، آزاد می‌شه....


اما وقتی از تا/بو/ت بیرون می‌آد، به جای این‌که از دخترمون واسه آزادیش تشکر کنه، بهش حـ///ــملـ//ــه می‌کنه!unamusedunamused

ولی داستان به همین‌جا ختم نمی‌شه!

اخگری که هزارسال توی تا/بو/ت بوده، پری‌زادو می‌شناسه!🤯🤯🤯

چطور ممکنه یه اهر//یمن باستانی، پری‌زادی که فقط بیست و دوساله‌ش هست‌و بشناسه؟🤔


مگه این‌که....grimacingghost
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
تا این‌جا چطور بود داستان؟relieved
دوست داشتیییید؟grinribbon
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
پارت‌گذاری این داستان‌ از امروز داخل کانالمون توی بله شروع شده.
برای خوندن پارت هاش می‌تونید روی لــ.ـینک زیر کلیک کنیدpoint_down
ble.ir/join/2v1mTLsEXK

اگر لـ..ــینک بالا براتون باز نشد تگ زیر رو توی بله سرچ کنیدpoint_down
@baharnovelss

یا توی قسمت جستجوهای بله " رمان های بهار محمدی " رو سرچ کنید و به لـ.ــینک مستقیم رمانمون دسترسی پیدا کنیدfireheart_eyes

امیدوارم که تا پایان این داستان کنارمون باشید و با بودنتون انگیزه‌ی ادامه دادنم بشید...🥹🤍sparkles
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
شروع معرفی رمان تابوت اخگرfire
( اخگر و پری‌زاد )
ژانر: عاشقانه_ فانتزی_ دارک رومنس
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
نحوه‌ی خوندن تابوت اخگرfire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
خوشگلا پارت گذاری کانال‌های عمومی مجدد شروع شدهheart
وی‌آی‌پی ها هم به زووودی شروع می‌شه🥹
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
sparkles طلایی‌ترین فرصت خرید sparkles

closed_book کتاب: حوالی هیچستان
memo نویسنده: بهار محمدی
book تعداد صفحات: ۳۶۴ صفحه
white_check_mark فروش ما : ۵۴۶/۰۰۰ تومان
🛒 ارسال : ۱۰۰ تومان
🛍 امضای نویسنده، بوکمارک اختصاصی، گیفت ویژه

bookmark معرفی کتاب :‌

طنین مهرگان هشت‌ساله بود که پدرش را از دست داد. مادرش خیلی زود با یکی از سیاستمداران ثروتمند ازدواج کرد؛ مردی که پسری بیست‌وسه ساله به نام آهیل افخم داشت. از همان روز اول، طنین و آهیل، هر فرصتی را برای آزار یکدیگر غنیمت شمردند…
اما سال‌ها بعد، همه‌چیز تغییر می‌کند.
وقتی آهیل شکست خورده، با کودکی چهار ساله، بعد از مرگ پدرش به ایران بازمی‌گردد نخستین مقصدش، قبرستان است؛ جایی که دختری ناشناس را کنار مزار پدرش می‌بیند و بی‌اختیار مجذوبش می‌شود.
بی‌خبر از آن‌که دختر، کسی نیست جز طنین مهرگانی که او را از همان نگاه اول شناخته و این بار، قرار است با نامی جعلی در صدد انتقام از تمام سال‌های گذشته، به آهیل نزدیک شود.

🧑‍computer از این جا سفارش بده  :
🏍 @eynakkaghazi
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ خرداد
رمان های بهار محمدی
رمان های بهار محمدی
اطلاعیه رمان‌ها:

red_circle رمان حوالی هیچستان چاپ شده.

red_circle رمان‌های دیواری به ضخامت سکوت، مربای پرتقال و قایم موشک تمام شده و در دست چاپ هستند. ( x️فایل فروشی ندارندx️ )

red_circle رمان‌های ایوای جاوید، کلاویه‌های زنگ‌زده، جنگل ماهون و تابوت اخگر درحال تایپ هستند و وی‌آی‌پی دارند.

red_circle رمان نفرین سالوادور فعلا پارت گذاری ندارد.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA