۴ اردیبهشت
۴ اردیبهشت
۴ اردیبهشت
۴ اردیبهشت
۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
camera عکس نوشت؛ سفر حاجیان در شرایط کنونی، نه شرعی است و نه عاقلانه
o️ جان ۳۰هزار مومن ایرانی را به خطر نیندازید
✍ رضا صالحی
white_check_mark @asreiranian_ir
o️ جان ۳۰هزار مومن ایرانی را به خطر نیندازید
✍ رضا صالحی
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon وحدت حول محوریت رهبری انقلاب
o️ اعلان صریح مردم، نیروهای مسلح و مسئولین کشور از ممنوعیت مذاکرات تا لزوم مقابله با دشمنان
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️شنبه ۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon وحدت حول محوریت رهبری انقلاب
o️ اعلان صریح مردم، نیروهای مسلح و مسئولین کشور از ممنوعیت مذاکرات تا لزوم مقابله با دشمنان
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️سهشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon ایران، آمریکا را تحقیر کرد
o️ فریدریش مرتس، صدر اعظم آلمان: ایران قویتر از آن چیزی که تصور میشد، ظاهر شد
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️سهشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon ایران، آمریکا را تحقیر کرد
o️ فریدریش مرتس، صدر اعظم آلمان: ایران قویتر از آن چیزی که تصور میشد، ظاهر شد
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️ چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon ایران امام رضا (ع)
oتضعیف تاب آوری اقتصاد کشور در دوره آتش بس
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️ چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon ایران امام رضا (ع)
oتضعیف تاب آوری اقتصاد کشور در دوره آتش بس
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#سرخطاول | ایران امام رضا علیه السلام
o️ نگاهی به حماسه سازی ملت ایران در سه جنگ تحمیلی به پشتوانه حضرت امام رضا علیه اسلام
✍ رضا صالحی
white_small_square️ طنین نوحهی شورانگیز «ای میهن خدایی؛ صحن امام رضایی» حاج محمود کریمی در محرم امسال آن هم به درخواست رهبری شهیدمان در شب های عزاداری محرم و پسا جنگ ۱۲ روزه تنها یک همخوانی احساسی نبود؛ بلکه انعکاس حقیقتی سترگ بود که با گوشت، پوست و خون این ملت گره خورده بود و جنگ تحمیلی سوم نشان داد که تا ابد هم گره خورده است.
large_orange_diamond گره ای که خود انعکاسی است از ارادتی طولانی و هزار و چهارصد ساله ملت ایران، از زمانی که شرف میزبانی بهترین بندگان خدا و امام حق عالم را پیدا کرد تا روزگاری که توسل های هر روزه رزمندگان در جنگ تحمیلی هشت ساله و امداد و یاری ایشان در تمام روزهای حیات این انقلاب و جنگ هایی که علیه آن رقم خورد. این یاری و حراست هر روزه و هر لحظه ای حقیقتی است که نشان میدهد این سرزمین، در تمام روزهای سخت و زیر بمبارانِ کینهتوزیهای دشمنان، همواره در حصنِ امنِ علی بن موسیالرضا (ع) حراست شده است.
large_blue_diamond «ایرانِ امام رضایی» برای ما نه یک شعار و تعارف، که یک رسم، یک راه و یک مکتب است. ملتی که ایستادگی را از اهلبیت (ع) آموخته، در خیابانها و میدانها، با همین ارادت و معنویت به جنگ مستکبران میرود. این ملتی است که با نام «حیدر» میخروشد و در برابر بزرگترین طواغیت عالم قد علم میکند؛ ملتی که در اوج سختیها، دستبهدامان دشمن نمیشود، بلکه پای لانچرها و در میدان وعدهی صادق، با «الهی العفو» و اتکا به «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»، نصرت الهی را رقم میزند.
large_orange_diamond در روزگاری که تمام محاسبات مادی و دولتهای پرادعای غربی در برابر استکبار سر خم میکنند و تحقیر میشوند، این ایرانِ ذوالفقاری و عاشورایی است که معادلات مادی جهان را بر هم میزند. راز این ایستادگی در چیست؟ در همان کلام نورانی امام صادق (ع) که مختصات ظالمانهی نظام بینالملل را بهدقت ترسیم کردهاند. ایشان در توصیف زمانهای که حق مرده و جور و ستم همهجا را فرا گرفته، هشدار میدهند؛ روزگاری که سردمداران نظام سلطه به بدزبانی افتخار میکنند، شرارت را ترویج میدهند و با اتهامات واهی، کشورها را به خاک و خون میکشند. در چنین اتمسفر مسمومی که مناسبات ظالمانهی جهانی بر آن حاکم است، راهبردِ شیعه نه هضم شدن در این هاضمهی شیطانی، که قیام و تقابل با آن است.
large_blue_diamond اینجاست که مفهوم عظیم «بعثتِ یک ملت» معنا پیدا میکند. اگر بعثت غالباً مختص انبیاست، اما این ملت، مصداق همان قومی است که قرآن کریم دربارهشان میفرماید: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ». ملتی که در راه خدا مجاهدت میکند و از سرزنشِ هیچ سرزنشگری، اعم از امپراتوریهای رسانهای و جنگهای روانی دشمن، نمیهراسد. این ملتِ مبعوثشده، دست خدا را در حوادث میبیند و با تکیه بر وعدههای قطعی پروردگار، در تمام جبهههای مقاومت از شرق تا غرب، از ایران تا لبنان، مظلومان را یاری میدهد. اوج این بعثتِ تاریخی، در تقابل با طغیانگری صهیونیسم و بنیاسرائیل تجلی مییابد. قرآن کریم با قاطعیت وعده میدهد که: «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ ۚ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا».
large_orange_diamond این «عباداً لنا»، همین ملت امام رضایی است که با قدرتی نفوذناپذیر، خانه به خانه و کوچه به کوچه، هیمنهی پوشالی مفسدان را در هم میشکند. به تعبیر حکیمانهی مفسران بزرگی چون علامه جوادی آملی، این آیات صرفاً روایتی از تاریخ گذشته نیست، بلکه یک سنت قطعی و جاریِ الهی است. این ملت، سست نخواهد شد و تا زمانی که طومار ظلم و استکبار، بهویژه رژیم غاصب صهیونیستی را در هم نپیچد و داد مظلومان را نستاند، از پای نخواهد نشست. این، سرنوشت محتومِ ملتی است که جانش با نام و یاد علی بن موسیالرضا (ع) آمیخته است و به بیان رهبری شهیدمان ایران امام رضاست. ایرانی که پرچمدار و منتقم خونهای بهناحقریخته در مناسبات ظالمانهی جهانی بوده و خواهد بود.
white_check_mark @asreiranian_ir
o️ نگاهی به حماسه سازی ملت ایران در سه جنگ تحمیلی به پشتوانه حضرت امام رضا علیه اسلام
✍ رضا صالحی
white_small_square️ طنین نوحهی شورانگیز «ای میهن خدایی؛ صحن امام رضایی» حاج محمود کریمی در محرم امسال آن هم به درخواست رهبری شهیدمان در شب های عزاداری محرم و پسا جنگ ۱۲ روزه تنها یک همخوانی احساسی نبود؛ بلکه انعکاس حقیقتی سترگ بود که با گوشت، پوست و خون این ملت گره خورده بود و جنگ تحمیلی سوم نشان داد که تا ابد هم گره خورده است.
large_orange_diamond گره ای که خود انعکاسی است از ارادتی طولانی و هزار و چهارصد ساله ملت ایران، از زمانی که شرف میزبانی بهترین بندگان خدا و امام حق عالم را پیدا کرد تا روزگاری که توسل های هر روزه رزمندگان در جنگ تحمیلی هشت ساله و امداد و یاری ایشان در تمام روزهای حیات این انقلاب و جنگ هایی که علیه آن رقم خورد. این یاری و حراست هر روزه و هر لحظه ای حقیقتی است که نشان میدهد این سرزمین، در تمام روزهای سخت و زیر بمبارانِ کینهتوزیهای دشمنان، همواره در حصنِ امنِ علی بن موسیالرضا (ع) حراست شده است.
large_blue_diamond «ایرانِ امام رضایی» برای ما نه یک شعار و تعارف، که یک رسم، یک راه و یک مکتب است. ملتی که ایستادگی را از اهلبیت (ع) آموخته، در خیابانها و میدانها، با همین ارادت و معنویت به جنگ مستکبران میرود. این ملتی است که با نام «حیدر» میخروشد و در برابر بزرگترین طواغیت عالم قد علم میکند؛ ملتی که در اوج سختیها، دستبهدامان دشمن نمیشود، بلکه پای لانچرها و در میدان وعدهی صادق، با «الهی العفو» و اتکا به «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»، نصرت الهی را رقم میزند.
large_orange_diamond در روزگاری که تمام محاسبات مادی و دولتهای پرادعای غربی در برابر استکبار سر خم میکنند و تحقیر میشوند، این ایرانِ ذوالفقاری و عاشورایی است که معادلات مادی جهان را بر هم میزند. راز این ایستادگی در چیست؟ در همان کلام نورانی امام صادق (ع) که مختصات ظالمانهی نظام بینالملل را بهدقت ترسیم کردهاند. ایشان در توصیف زمانهای که حق مرده و جور و ستم همهجا را فرا گرفته، هشدار میدهند؛ روزگاری که سردمداران نظام سلطه به بدزبانی افتخار میکنند، شرارت را ترویج میدهند و با اتهامات واهی، کشورها را به خاک و خون میکشند. در چنین اتمسفر مسمومی که مناسبات ظالمانهی جهانی بر آن حاکم است، راهبردِ شیعه نه هضم شدن در این هاضمهی شیطانی، که قیام و تقابل با آن است.
large_blue_diamond اینجاست که مفهوم عظیم «بعثتِ یک ملت» معنا پیدا میکند. اگر بعثت غالباً مختص انبیاست، اما این ملت، مصداق همان قومی است که قرآن کریم دربارهشان میفرماید: «فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ». ملتی که در راه خدا مجاهدت میکند و از سرزنشِ هیچ سرزنشگری، اعم از امپراتوریهای رسانهای و جنگهای روانی دشمن، نمیهراسد. این ملتِ مبعوثشده، دست خدا را در حوادث میبیند و با تکیه بر وعدههای قطعی پروردگار، در تمام جبهههای مقاومت از شرق تا غرب، از ایران تا لبنان، مظلومان را یاری میدهد. اوج این بعثتِ تاریخی، در تقابل با طغیانگری صهیونیسم و بنیاسرائیل تجلی مییابد. قرآن کریم با قاطعیت وعده میدهد که: «بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ ۚ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا».
large_orange_diamond این «عباداً لنا»، همین ملت امام رضایی است که با قدرتی نفوذناپذیر، خانه به خانه و کوچه به کوچه، هیمنهی پوشالی مفسدان را در هم میشکند. به تعبیر حکیمانهی مفسران بزرگی چون علامه جوادی آملی، این آیات صرفاً روایتی از تاریخ گذشته نیست، بلکه یک سنت قطعی و جاریِ الهی است. این ملت، سست نخواهد شد و تا زمانی که طومار ظلم و استکبار، بهویژه رژیم غاصب صهیونیستی را در هم نپیچد و داد مظلومان را نستاند، از پای نخواهد نشست. این، سرنوشت محتومِ ملتی است که جانش با نام و یاد علی بن موسیالرضا (ع) آمیخته است و به بیان رهبری شهیدمان ایران امام رضاست. ایرانی که پرچمدار و منتقم خونهای بهناحقریخته در مناسبات ظالمانهی جهانی بوده و خواهد بود.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ اردیبهشت
عصر ایرانیان
*#یادداشت | از توهم تغییر حکومت تا محاصره در آتش بس*
✍ ایوب سحاب نژاد
heavy_check_mark️ بخش اول
white_small_square️ انتشار مقاله جدید ریچارد نفیو، معمار تحریمهای هوشمند ایالات متحده، در نشریه «فارن افرز» (۲۸ آوریل ۲۰۲۶)، فراتر از یک تحلیل رسانهای، رونمایی از یک «نقشه راه جدید» برای مواجهه با قدرت فزاینده ایران در دوران پس از جنگ های اخیر است. نفیو در این نوشتار، به نقد رویکرد شتابزده دولت ترامپ پرداخته و مدعی است که ایالات متحده باید از «جنگ سخت» به سمت «فرسایش نرم و ساختاری» تغییر جهت دهد. این مقاله را میتوان بیانیه عبور واشنگتن از توهم «تغییر رژیم از بیرون» و ورود به فاز «محاصره در وضعیت آتشبس» دانست.
*
1. اعتراف به ناکارآمدی ابزار نظامی
*
نخستین لایه تحلیلی مقاله نفیو، پذیرش یک واقعیت بنیادین در جغرافیای سیاسی منطقه است: نظام سیاسی در ایران از طریق ابزارهای نظامی کلاسیک و بمباران فرو نمیپاشد. نفیو صراحتاً هشدار میدهد که تداوم تنش نظامی نه تنها باعث تضعیف حاکمیت نمیشود، بلکه به «انسجام نخبگان» و «تثبیت قدرت نظامیان» منجر شده است. او با اشاره به تجربیات تلخ آمریکا در لیبی و عراق، به سیاستگذاران کاخ سفید یادآور میشود که هرگونه خلاء قدرت در ایران میتواند پیامدهای فاجعهباری برای منافع جهانی داشته باشد. این بخش از تحلیل نفیو، در واقع اعتراف به بلوغ قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران است که واشنگتن را ناچار ساخته تا استراتژی خود را از «سرنگونی» به «مهار» تغییر دهد.
*
2. چالش «اسلحه یا کره»؛ میدان جدید نبرد*
نفیو نقطه ثقل نبرد را از میدانهای نظامی به لایههای زیرساختی و معیشتی منتقل میکند. او بر این باور است که ایرانِ پس از جنگ، با چالش بازسازی مواجه است و ایالات متحده نباید با امضای هرگونه «توافق جامع» که منجر به لغو گسترده تحریمها شود، به تهران اجازه تنفس اقتصادی بدهد. راهبرد پیشنهادی او مبتنی بر ایجاد یک دوگانه کاذب میان «هزینههای دفاعی» و «رفاه اجتماعی» است. نفیو معتقد است اگر تحریمها در حوزههای کلیدی حفظ شوند، ایران مجبور خواهد بود میان بازسازی توان ارتش و تأمین خدمات عمومی (آب، برق و گاز) یکی را انتخاب کند. این دقیقاً همان نقطهای است که او امیدوار است به نارضایتیهای اجتماعی دامن بزند. در واقع، نفیو پیشنهاد میکند که «فقر اقتصادی» به عنوان مکمل «فشار سیاسی»، مأموریتی را انجام دهد که بمبهای آمریکایی از انجام آن بازماندند.
*
3. هراس از «حاکمیت یکپارچه» و حذف جریانهای متمایل به غرب*
یکی از بخشهای مهم مقاله، ابراز نگرانی نفیو از تغییر آرایش قدرت در داخل ایران است. او اشاره میکند که نسل جدید رهبران و فرماندهان که اکنون سکان هدایت کشور را در دست دارند، برخلاف اسلاف خود، از “واقعگرایی متمایل به غرب” فاصله گرفته و بر اصول خودکفایی و ایستادگی تاکید دارند. نفیو از این موضوع تحت عنوان «رادیکالتر شدن» یاد میکند، اما در تحلیل لایههای پنهان متن، مشخص است که واشنگتن از اتمام عصر «نفوذ» و «دوقطبیسازی» در بدنه حاکمیت ایران هراس دارد. او اعتراف میکند که حتی چهرههای میانهرو نیز در ساختار جدید قدرت، تحت تأثیر گفتمان غالب بازدارندگی قرار گرفتهاند. لذا پیشنهاد میدهد که آمریکا نباید با دادن امتیازات اقتصادی، به تثبیت این حاکمیت یکپارچه کمک کند.
white_check_mark @asreiranian_ir
✍ ایوب سحاب نژاد
heavy_check_mark️ بخش اول
white_small_square️ انتشار مقاله جدید ریچارد نفیو، معمار تحریمهای هوشمند ایالات متحده، در نشریه «فارن افرز» (۲۸ آوریل ۲۰۲۶)، فراتر از یک تحلیل رسانهای، رونمایی از یک «نقشه راه جدید» برای مواجهه با قدرت فزاینده ایران در دوران پس از جنگ های اخیر است. نفیو در این نوشتار، به نقد رویکرد شتابزده دولت ترامپ پرداخته و مدعی است که ایالات متحده باید از «جنگ سخت» به سمت «فرسایش نرم و ساختاری» تغییر جهت دهد. این مقاله را میتوان بیانیه عبور واشنگتن از توهم «تغییر رژیم از بیرون» و ورود به فاز «محاصره در وضعیت آتشبس» دانست.
*
1. اعتراف به ناکارآمدی ابزار نظامی
*
نخستین لایه تحلیلی مقاله نفیو، پذیرش یک واقعیت بنیادین در جغرافیای سیاسی منطقه است: نظام سیاسی در ایران از طریق ابزارهای نظامی کلاسیک و بمباران فرو نمیپاشد. نفیو صراحتاً هشدار میدهد که تداوم تنش نظامی نه تنها باعث تضعیف حاکمیت نمیشود، بلکه به «انسجام نخبگان» و «تثبیت قدرت نظامیان» منجر شده است. او با اشاره به تجربیات تلخ آمریکا در لیبی و عراق، به سیاستگذاران کاخ سفید یادآور میشود که هرگونه خلاء قدرت در ایران میتواند پیامدهای فاجعهباری برای منافع جهانی داشته باشد. این بخش از تحلیل نفیو، در واقع اعتراف به بلوغ قدرت دفاعی و بازدارندگی ایران است که واشنگتن را ناچار ساخته تا استراتژی خود را از «سرنگونی» به «مهار» تغییر دهد.
*
2. چالش «اسلحه یا کره»؛ میدان جدید نبرد*
نفیو نقطه ثقل نبرد را از میدانهای نظامی به لایههای زیرساختی و معیشتی منتقل میکند. او بر این باور است که ایرانِ پس از جنگ، با چالش بازسازی مواجه است و ایالات متحده نباید با امضای هرگونه «توافق جامع» که منجر به لغو گسترده تحریمها شود، به تهران اجازه تنفس اقتصادی بدهد. راهبرد پیشنهادی او مبتنی بر ایجاد یک دوگانه کاذب میان «هزینههای دفاعی» و «رفاه اجتماعی» است. نفیو معتقد است اگر تحریمها در حوزههای کلیدی حفظ شوند، ایران مجبور خواهد بود میان بازسازی توان ارتش و تأمین خدمات عمومی (آب، برق و گاز) یکی را انتخاب کند. این دقیقاً همان نقطهای است که او امیدوار است به نارضایتیهای اجتماعی دامن بزند. در واقع، نفیو پیشنهاد میکند که «فقر اقتصادی» به عنوان مکمل «فشار سیاسی»، مأموریتی را انجام دهد که بمبهای آمریکایی از انجام آن بازماندند.
*
3. هراس از «حاکمیت یکپارچه» و حذف جریانهای متمایل به غرب*
یکی از بخشهای مهم مقاله، ابراز نگرانی نفیو از تغییر آرایش قدرت در داخل ایران است. او اشاره میکند که نسل جدید رهبران و فرماندهان که اکنون سکان هدایت کشور را در دست دارند، برخلاف اسلاف خود، از “واقعگرایی متمایل به غرب” فاصله گرفته و بر اصول خودکفایی و ایستادگی تاکید دارند. نفیو از این موضوع تحت عنوان «رادیکالتر شدن» یاد میکند، اما در تحلیل لایههای پنهان متن، مشخص است که واشنگتن از اتمام عصر «نفوذ» و «دوقطبیسازی» در بدنه حاکمیت ایران هراس دارد. او اعتراف میکند که حتی چهرههای میانهرو نیز در ساختار جدید قدرت، تحت تأثیر گفتمان غالب بازدارندگی قرار گرفتهاند. لذا پیشنهاد میدهد که آمریکا نباید با دادن امتیازات اقتصادی، به تثبیت این حاکمیت یکپارچه کمک کند.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ اردیبهشت
عصر ایرانیان
*از توهم تغییر حکومت تا محاصره در آتش بس*
heavy_check_mark️ بخش دوم
*
4. توافق کوچک؛ تلهای برای انجماد قدرت ایران*
پیشنهاد نفیو مبنی بر رد «توافق جامع» و جایگزینی آن با یک «آتشبس محدود»، یک تله استراتژیک است. او میخواهد آمریکا را از بنبست جنگی خارج کند و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز را بدون پرداخت بهای واقعی (لغو تحریمهای اصلی) به دست آورد. این مدل که میتوان آن را «امنیت در برابر هیچ» نامید، به دنبال آن است که ایران را در یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نگه دارد. در این وضعیت، ایران از مواهب بازرگانی جهانی محروم میماند، اما تعهدات امنیتی را برای آرامش بازارهای جهانی انرژی میپذیرد. نفیو به وضوح بیان میکند که نباید اجازه داد «پول نقد» به دست لایههای مولد و نهادهای راهبردی ایران برسد، چرا که این منابع مستقیماً صرف تقویت زنجیره ارزش دفاعی و خنثیسازی دائمی تحریمها خواهد شد.
*
5. تحلیل نهایی: ضرورت هوشیاری در دوران گذار*
مقاله ریچارد نفیو نشان میدهد که دشمن در سال ۲۰۲۶، به دنبال جایگزینی «جنگ پرهزینه» با «صلح مسلح و فقیرکننده» است. دکترین «بگذارید ایران خودش را شکست دهد»، بر پایه این فرض غلط استوار است که نظام سیاسی در برابر فشارهای اقتصادی طولانیمدت تاب نخواهد آورد. اما این تحلیل یک متغیر کلیدی را نادیده میگیرد: توانمندی ایران در چرخش به سمت نظم جدید جهانی و بیاثر کردن ابزار تحریم از طریق پیوندهای راهبردی با محور شرق. نفیو همچنان در چارچوب نظم تکقطبی میاندیشد، در حالی که واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تهران با عبور از شوکهای اولیه، در حال بازتعریف جایگاه خود به عنوان یک قدرت منطقهای مستقل است.
جمعبندی:
مقاله نفیو نه از موضع قدرت، بلکه از موضع «استیصال در انتخاب راهبرد» نوشته شده است. او با رد گزینههای ترامپ، به دنبال راهی میانبر برای حفظ هژمونی در حال زوال آمریکا در خلیج فارس است. برای مقابله با این دکترین جدید، حفظ یکپارچگی حاکمیتی، تمرکز بر اقتصاد مقاومتی و تبدیل «آتشبس نظامی» به «تهاجم اقتصادی در بازارهای غیرغربی»، ضروریترین پاسخ استراتژیک خواهد بود. واشنگتن میخواهد ایران را در اتاق انتظار تاریخ معطل نگه دارد؛ پاسخی که این نقشه را نقش بر آب میکند، حرکت پرشتاب به سمت تثبیت دستاوردهای میدانی در سفره مردم و تقویت زیرساختهای ملی است.
white_check_mark @asreiranian_ir
heavy_check_mark️ بخش دوم
*
4. توافق کوچک؛ تلهای برای انجماد قدرت ایران*
پیشنهاد نفیو مبنی بر رد «توافق جامع» و جایگزینی آن با یک «آتشبس محدود»، یک تله استراتژیک است. او میخواهد آمریکا را از بنبست جنگی خارج کند و امنیت دریانوردی در تنگه هرمز را بدون پرداخت بهای واقعی (لغو تحریمهای اصلی) به دست آورد. این مدل که میتوان آن را «امنیت در برابر هیچ» نامید، به دنبال آن است که ایران را در یک وضعیت «نه جنگ و نه صلح» نگه دارد. در این وضعیت، ایران از مواهب بازرگانی جهانی محروم میماند، اما تعهدات امنیتی را برای آرامش بازارهای جهانی انرژی میپذیرد. نفیو به وضوح بیان میکند که نباید اجازه داد «پول نقد» به دست لایههای مولد و نهادهای راهبردی ایران برسد، چرا که این منابع مستقیماً صرف تقویت زنجیره ارزش دفاعی و خنثیسازی دائمی تحریمها خواهد شد.
*
5. تحلیل نهایی: ضرورت هوشیاری در دوران گذار*
مقاله ریچارد نفیو نشان میدهد که دشمن در سال ۲۰۲۶، به دنبال جایگزینی «جنگ پرهزینه» با «صلح مسلح و فقیرکننده» است. دکترین «بگذارید ایران خودش را شکست دهد»، بر پایه این فرض غلط استوار است که نظام سیاسی در برابر فشارهای اقتصادی طولانیمدت تاب نخواهد آورد. اما این تحلیل یک متغیر کلیدی را نادیده میگیرد: توانمندی ایران در چرخش به سمت نظم جدید جهانی و بیاثر کردن ابزار تحریم از طریق پیوندهای راهبردی با محور شرق. نفیو همچنان در چارچوب نظم تکقطبی میاندیشد، در حالی که واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تهران با عبور از شوکهای اولیه، در حال بازتعریف جایگاه خود به عنوان یک قدرت منطقهای مستقل است.
جمعبندی:
مقاله نفیو نه از موضع قدرت، بلکه از موضع «استیصال در انتخاب راهبرد» نوشته شده است. او با رد گزینههای ترامپ، به دنبال راهی میانبر برای حفظ هژمونی در حال زوال آمریکا در خلیج فارس است. برای مقابله با این دکترین جدید، حفظ یکپارچگی حاکمیتی، تمرکز بر اقتصاد مقاومتی و تبدیل «آتشبس نظامی» به «تهاجم اقتصادی در بازارهای غیرغربی»، ضروریترین پاسخ استراتژیک خواهد بود. واشنگتن میخواهد ایران را در اتاق انتظار تاریخ معطل نگه دارد؛ پاسخی که این نقشه را نقش بر آب میکند، حرکت پرشتاب به سمت تثبیت دستاوردهای میدانی در سفره مردم و تقویت زیرساختهای ملی است.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️ پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon شرط غرامت
o نگاهی به یکی از مهمترین شروط رهبر معظم انقلاب در خصوص پایان جنگ
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️ پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon شرط غرامت
o نگاهی به یکی از مهمترین شروط رهبر معظم انقلاب در خصوص پایان جنگ
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#سرخطاول | چگونگی تحقق غرامت
✍ حمید لشگری
white_small_square️ گرفتن غرامت از دشمن وحشی متجاوز، امروز باید مقدم بر هر موضوعی پشت میزهای مذاکره باشد. همان طور که رهبری معظم در پیام بیستم فروردین ماه خود تصریح کردند: «حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد» و در پیام 21 اسفند سال گذشته خود فرمودند: «به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد». لذا مطرح کردن بحث هستهای همانطور که نبویان، عضو هیئت مذاکرهکننده اذعان کرد، خطایی راهبردی بود.
large_orange_diamond جنگ در جریان بود و هفتهها از التماس دشمن آمریکایی برای مذاکره میگذشت. مسئولین از جمله ریاست مجلس صریحا مینوشت: «رژیم صهیونیستی حیات ننگین خود را در استمرار چرخهٔ “جنگ-مذاکره-آتشبس و سپس دوباره جنگ” میبیند تا سلطهٔ خود را تثبیت کند. این چرخه را خواهیم شکست». دست برتر میدان با ایران بود که در صحنه نبرد، اف35 و آواکس میزد و چنگال شاهدهای ایرانی چشمان راداری آمریکا را در منطقه کور کرده بود. البته هر جنگی، آن هم جنگ در برابر قدرت اول نظامی دنیا، و قدرت نظامی منطقه، که توسط برخی کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج فارس هم پشتیبانی میشدند خسارات دارد.
large_blue_diamond از غیرنظامیان و نفرات ارزشمند، در صدر آنها رهبر شهید انقلاب گرفته، تا تجهیزات و تاسیسات؛ برای دشمن مستاصل که به هیچکدام از اهداف راهبردی خود در جنگ نرسیده بود، خط قرمزی وجود نداشت. از مدرسه میناب گرفته تا ساختمان پژوهشگاه فضایی که وظیفه مطالعه، طراحی و ساخت ماهوارههای مخابراتی و سنجشی، ناوبری و موقعیتیابی و زیست فضا را داشت و محل فعالیت جوانان نخبهای بود که در کشور مانده بودند و آینده ایران را میساختند. یا انستیتو پاستور که پیشرو در تامین بهداشت جامعه بود و در بزنگاههایی مانند همهگیری ویروس کرونا به داد مردم رسید. تا برخی از تاسیسات انرژی و صنایع. به همین منظور طیفی از مسئولین با هدف تثبیت موفقیتهای میدانی و کسب امتیازات فراتر، وارد مذاکره شدند تا از خسارات بیشتر جنگ هم جلوگیری شود.
large_orange_diamond ایده در ابتدا خوب به نظر میرسید، اما با وارد شدن به مذاکره با بدعهدان تروریست، نه آن ده بند مورد اشاره در بیانیه شورای عالی امنیت ملی نزدیک به محقق شدن هستند و نه اقدامی جدی از سوی تیم مذاکرهکننده ما برای تحقق خواست مردم و رهبری که کمترین انتقام شهدای جنگ است، صورت گرفت. همانطور که نبویان، عضو هیئت مذاکرهکننده اذعان کرد: «ما در آنجا یک خطای راهبردی داشتیم. ما موضوع هستهای را آوردیم در دستور کار قرار دادیم؛ این خطای راهبردی بود و دشمن را امیدوار کرد… درست آن بود که ما در مورد پرداخت غرامت با آمریکا صحبت میکردیم». مذاکره از موضع ضعیف دشمن را امیدوار و ترغیب به محاصره دریایی کرد و ترامپ آن را به سبب عدم ضربه خوردن نفرات و تجهیزات آمریکایی در میدان جنگ، موثرتر از بمباران میداند.
large_blue_diamond این یعنی ایده جلوگیری از خسارات جنگ و رسیدن به اهداف میدانی در میز مذاکره، شکست خورده و با جابهجایی برنده و بازنده و فراموشی جنگ 40 روزه، عملا موضوع مذاکرات به قبل از 9اسفند بازگشته است؛ به نقل از سیانان ترامپ هم حالا ادعا میکند که هیچ توافقی را بدون حل و فصل موضوع هستهای نخواهد پذیرفت. از این روست که باید مطابق فرمایش رهبر انقلاب که: ««به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد»، به طور جدی و با اولویت دریافت غرامت و روش آن را در مذاکره مطرح کنیم و در صورت امتناع دشمن، با استفاده از ابزار تنگه هرمز اموالش را توقیف و مصادره کنیم.
large_orange_diamond اگر این هم مقدور نبود، مطابق کلمات پایانی فرمایش مذکور رهبری، باید به میدان جنگ برگشت و ضمن نابود کردن اموال دشمن به تلافی، او را به طور کامل پشیمان از جنگ کرد. تحقق این هدف در میز مذاکره بعید به نظر میرسد اما با جنگ یا مصادره اموال، نظامیان دلاور ایرانی قطعا این هدف را محقق خواهند کرد. یک پنجم نفت دنیا از این تنگه استراتژیک میگذرد که امروز توسط رسانههای خارجی مادر تنگهها نام گرفته؛ همچنین این تنگه محل عبور 60درصد آلومینیوم مورد نیاز آمریکا، 46درصد اوره جهان، یک سوم متانول و 20 درصد کود شیمیایی دنیاست. در شرایط تغییر نظم در دنیا، تنها زبان قدرت و میدان است که سهم کشورها را از نظم جدید تعیین خواهد کرد.
white_check_mark @asreiranian_ir
✍ حمید لشگری
white_small_square️ گرفتن غرامت از دشمن وحشی متجاوز، امروز باید مقدم بر هر موضوعی پشت میزهای مذاکره باشد. همان طور که رهبری معظم در پیام بیستم فروردین ماه خود تصریح کردند: «حتماً غرامت تکتک صدمات وارد شده و خونبهای شهیدان و دیه جانبازان این جنگ را طلب خواهیم کرد» و در پیام 21 اسفند سال گذشته خود فرمودند: «به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد». لذا مطرح کردن بحث هستهای همانطور که نبویان، عضو هیئت مذاکرهکننده اذعان کرد، خطایی راهبردی بود.
large_orange_diamond جنگ در جریان بود و هفتهها از التماس دشمن آمریکایی برای مذاکره میگذشت. مسئولین از جمله ریاست مجلس صریحا مینوشت: «رژیم صهیونیستی حیات ننگین خود را در استمرار چرخهٔ “جنگ-مذاکره-آتشبس و سپس دوباره جنگ” میبیند تا سلطهٔ خود را تثبیت کند. این چرخه را خواهیم شکست». دست برتر میدان با ایران بود که در صحنه نبرد، اف35 و آواکس میزد و چنگال شاهدهای ایرانی چشمان راداری آمریکا را در منطقه کور کرده بود. البته هر جنگی، آن هم جنگ در برابر قدرت اول نظامی دنیا، و قدرت نظامی منطقه، که توسط برخی کشورهای اروپایی و حاشیه خلیج فارس هم پشتیبانی میشدند خسارات دارد.
large_blue_diamond از غیرنظامیان و نفرات ارزشمند، در صدر آنها رهبر شهید انقلاب گرفته، تا تجهیزات و تاسیسات؛ برای دشمن مستاصل که به هیچکدام از اهداف راهبردی خود در جنگ نرسیده بود، خط قرمزی وجود نداشت. از مدرسه میناب گرفته تا ساختمان پژوهشگاه فضایی که وظیفه مطالعه، طراحی و ساخت ماهوارههای مخابراتی و سنجشی، ناوبری و موقعیتیابی و زیست فضا را داشت و محل فعالیت جوانان نخبهای بود که در کشور مانده بودند و آینده ایران را میساختند. یا انستیتو پاستور که پیشرو در تامین بهداشت جامعه بود و در بزنگاههایی مانند همهگیری ویروس کرونا به داد مردم رسید. تا برخی از تاسیسات انرژی و صنایع. به همین منظور طیفی از مسئولین با هدف تثبیت موفقیتهای میدانی و کسب امتیازات فراتر، وارد مذاکره شدند تا از خسارات بیشتر جنگ هم جلوگیری شود.
large_orange_diamond ایده در ابتدا خوب به نظر میرسید، اما با وارد شدن به مذاکره با بدعهدان تروریست، نه آن ده بند مورد اشاره در بیانیه شورای عالی امنیت ملی نزدیک به محقق شدن هستند و نه اقدامی جدی از سوی تیم مذاکرهکننده ما برای تحقق خواست مردم و رهبری که کمترین انتقام شهدای جنگ است، صورت گرفت. همانطور که نبویان، عضو هیئت مذاکرهکننده اذعان کرد: «ما در آنجا یک خطای راهبردی داشتیم. ما موضوع هستهای را آوردیم در دستور کار قرار دادیم؛ این خطای راهبردی بود و دشمن را امیدوار کرد… درست آن بود که ما در مورد پرداخت غرامت با آمریکا صحبت میکردیم». مذاکره از موضع ضعیف دشمن را امیدوار و ترغیب به محاصره دریایی کرد و ترامپ آن را به سبب عدم ضربه خوردن نفرات و تجهیزات آمریکایی در میدان جنگ، موثرتر از بمباران میداند.
large_blue_diamond این یعنی ایده جلوگیری از خسارات جنگ و رسیدن به اهداف میدانی در میز مذاکره، شکست خورده و با جابهجایی برنده و بازنده و فراموشی جنگ 40 روزه، عملا موضوع مذاکرات به قبل از 9اسفند بازگشته است؛ به نقل از سیانان ترامپ هم حالا ادعا میکند که هیچ توافقی را بدون حل و فصل موضوع هستهای نخواهد پذیرفت. از این روست که باید مطابق فرمایش رهبر انقلاب که: ««به هر صورت ما از دشمن غرامت خواهیم گرفت و اگر امتناع کند به اندازهای که تشخیص بدهیم از اموالش برخواهیم داشت و اگر آن هم مقدور نباشد به همان اندازه از اموالش را نابود خواهیم کرد»، به طور جدی و با اولویت دریافت غرامت و روش آن را در مذاکره مطرح کنیم و در صورت امتناع دشمن، با استفاده از ابزار تنگه هرمز اموالش را توقیف و مصادره کنیم.
large_orange_diamond اگر این هم مقدور نبود، مطابق کلمات پایانی فرمایش مذکور رهبری، باید به میدان جنگ برگشت و ضمن نابود کردن اموال دشمن به تلافی، او را به طور کامل پشیمان از جنگ کرد. تحقق این هدف در میز مذاکره بعید به نظر میرسد اما با جنگ یا مصادره اموال، نظامیان دلاور ایرانی قطعا این هدف را محقق خواهند کرد. یک پنجم نفت دنیا از این تنگه استراتژیک میگذرد که امروز توسط رسانههای خارجی مادر تنگهها نام گرفته؛ همچنین این تنگه محل عبور 60درصد آلومینیوم مورد نیاز آمریکا، 46درصد اوره جهان، یک سوم متانول و 20 درصد کود شیمیایی دنیاست. در شرایط تغییر نظم در دنیا، تنها زبان قدرت و میدان است که سهم کشورها را از نظم جدید تعیین خواهد کرد.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#یادداشت | ایران متحدتر از همیشه
o️ نگاهی بر مقاله فارین پالیسی در خصوص شرایط ایران بعد از شروع جنگ
✍ یاسر سالکنیا
heavy_check_mark️ بخش اول
white_small_square️ گمانهزنیها و محاسبات غلط دشمن از وضعیت داخلی ایران باعث شده بود تا تصویری که استراتژیستها و رئیس جمهور ایالات متحده از جنگ با ایران و سهولت پیروزی در آن ساخته بودند به یک توهم بدل شود. حمایت و پشتیبانی از اغتشاشات 18 و 19 دی و چشم امید بستن به امتداد این آشوبگری در میانه جنگ اولین محاسبه اشتباهی بود که آمریکاییها به آن دل بسته بودند اما وضعیت خیابانها به نحو دیگری پیش رفت. ترور رهبر انقلاب در روز اول جنگ و ایجاد خلاء رهبری نیز دومین اشتباهی بود که دولت متجاوز آمریکا به همراهی رژیم صهیونیستی انجام داد. گمان اینکه با انجام این ترور به صورت زودهنگام میتوانند نظام سیاسی ایران را به تزلزل بکشند نه تنها نتیجه نداد بلکه امنیت یک منطقه را متزلزل کرد و پایههای اقتصاد جهانی را لرزاند.
large_orange_diamond این مقاله نیز ابتدا سعی میکند با مانور بر روی این موضوع به شکست محاسباتی آمریکاییها در این جنگ اشاره کند. در قسمت اول این مقاله آمده است: «بسیاری از سیاستگذاران در واشنگتن به نظر میرسد بر این باورند که ایران در طول جنگ فاقد رهبری روشن بوده است. پیشقراول این دیدگاه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده است که استدلال میکند در ایران کسی نیست که ایالات متحده بتواند با او برای یک توافق صلح مذاکره کند.
large_blue_diamond پس از حملهای که منجر به شهادت رهبر معظم شد، او حتی پیشنهاد کرد که باید در انتخاب رهبر بعدی ایران کمک کند. نگاه دولت ایالات متحده این است که ایران تقسیمشده، بیثبات و بدون جهت است. وقایع اخیر در تهران داستان متفاوتی را روایت میکند. سیستم سیاسی ایران در طول جنگ و آتشبس پس از آن تغییرات زیادی کرده است، اما غیرقابل انکار است که این سیستم انسجام خود را حفظ کرده است. در واقع، این سیستم متحدتر شده است.»
large_orange_diamond نویسنده این مقاله که مشخصا از وضعیت میادین و خیابانها و تداوم حضور مردم در آن به وجد آمده سعی کرده تا بررسی دقیقتری بر روی ریشههای احساسی اعتقادی مردم ایران داشته باشد و از ریشههای ملی و اعتقادی این تجمعات بنویسد و از نقش پررنگ زنان تمجید کند و نگاه اشتباه بیرونی به زنان ایران را با انتقاد مواجه کند. وی که این تجمعات را بر هم زننده پیشبینی طرف آمریکایی میداند سعی میکند آن را به شبکه سازی ذیل حاکمیت مرتبط کند اما این نگاه ناقص وی حاصل عدم ازاطلاع از عقبه مردمی نظام سیاسی ایران است و نگاه خود را محدود به سالیان اخیر کرده است.
white_check_mark @asreiranian_ir
o️ نگاهی بر مقاله فارین پالیسی در خصوص شرایط ایران بعد از شروع جنگ
✍ یاسر سالکنیا
heavy_check_mark️ بخش اول
white_small_square️ گمانهزنیها و محاسبات غلط دشمن از وضعیت داخلی ایران باعث شده بود تا تصویری که استراتژیستها و رئیس جمهور ایالات متحده از جنگ با ایران و سهولت پیروزی در آن ساخته بودند به یک توهم بدل شود. حمایت و پشتیبانی از اغتشاشات 18 و 19 دی و چشم امید بستن به امتداد این آشوبگری در میانه جنگ اولین محاسبه اشتباهی بود که آمریکاییها به آن دل بسته بودند اما وضعیت خیابانها به نحو دیگری پیش رفت. ترور رهبر انقلاب در روز اول جنگ و ایجاد خلاء رهبری نیز دومین اشتباهی بود که دولت متجاوز آمریکا به همراهی رژیم صهیونیستی انجام داد. گمان اینکه با انجام این ترور به صورت زودهنگام میتوانند نظام سیاسی ایران را به تزلزل بکشند نه تنها نتیجه نداد بلکه امنیت یک منطقه را متزلزل کرد و پایههای اقتصاد جهانی را لرزاند.
large_orange_diamond این مقاله نیز ابتدا سعی میکند با مانور بر روی این موضوع به شکست محاسباتی آمریکاییها در این جنگ اشاره کند. در قسمت اول این مقاله آمده است: «بسیاری از سیاستگذاران در واشنگتن به نظر میرسد بر این باورند که ایران در طول جنگ فاقد رهبری روشن بوده است. پیشقراول این دیدگاه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده است که استدلال میکند در ایران کسی نیست که ایالات متحده بتواند با او برای یک توافق صلح مذاکره کند.
large_blue_diamond پس از حملهای که منجر به شهادت رهبر معظم شد، او حتی پیشنهاد کرد که باید در انتخاب رهبر بعدی ایران کمک کند. نگاه دولت ایالات متحده این است که ایران تقسیمشده، بیثبات و بدون جهت است. وقایع اخیر در تهران داستان متفاوتی را روایت میکند. سیستم سیاسی ایران در طول جنگ و آتشبس پس از آن تغییرات زیادی کرده است، اما غیرقابل انکار است که این سیستم انسجام خود را حفظ کرده است. در واقع، این سیستم متحدتر شده است.»
large_orange_diamond نویسنده این مقاله که مشخصا از وضعیت میادین و خیابانها و تداوم حضور مردم در آن به وجد آمده سعی کرده تا بررسی دقیقتری بر روی ریشههای احساسی اعتقادی مردم ایران داشته باشد و از ریشههای ملی و اعتقادی این تجمعات بنویسد و از نقش پررنگ زنان تمجید کند و نگاه اشتباه بیرونی به زنان ایران را با انتقاد مواجه کند. وی که این تجمعات را بر هم زننده پیشبینی طرف آمریکایی میداند سعی میکند آن را به شبکه سازی ذیل حاکمیت مرتبط کند اما این نگاه ناقص وی حاصل عدم ازاطلاع از عقبه مردمی نظام سیاسی ایران است و نگاه خود را محدود به سالیان اخیر کرده است.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️ جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon در قعر خلیج فارس
o حراست از هسته ای چون حراست از مرزها
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️ جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon در قعر خلیج فارس
o حراست از هسته ای چون حراست از مرزها
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️ شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon طلیعه نظم جدید جهان
o ایران به سمت قلههای پیشرفت
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️ شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon طلیعه نظم جدید جهان
o ایران به سمت قلههای پیشرفت
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon ضررهای آتشبسی که هیچ وقت نبود
o از نقصهای مکرر تا محاصره پس از مذاکره
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon ضررهای آتشبسی که هیچ وقت نبود
o از نقصهای مکرر تا محاصره پس از مذاکره
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#روزنامه
white_small_square️ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon بازگشت به میدان برای تحقق پیروزی
o نگاهی به بازگشت حزبالله به صحنه نبرد پس از شکست نمایش و بازی یک طرفه آتشبس
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
white_small_square️ دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
speech_balloon بازگشت به میدان برای تحقق پیروزی
o نگاهی به بازگشت حزبالله به صحنه نبرد پس از شکست نمایش و بازی یک طرفه آتشبس
black_small_square️مشاهده نسخه کامل روزنامه در
asre-iranian.ir
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#سرخطاول | بازگشت به میدان برای تحقق پیروزی
o️ نگاهی به بازگشت حزب الله به صحنه نبرد پس از شکست نمایش و بازی یک طرفه آتش بس
✍ مهدی محمودی
white_small_square️ در جنوب لبنان، آنچه زیر عنوان «مذاکره» و «آتشبس» مطرح میشود، در عمل بیش از آنکه نشانهای از اراده برای پایان درگیری باشد، به یک سازوکار تکراری، فرسایشی و عملاً بیخاصیت تبدیل شده است؛ سازوکاری که با ادبیات سیاسی و دیپلماتیک تزئین میشود، اما در میدان نتیجهاش ثابت است: ادامه حملات، تداوم نقضها و بازتولید بحران با شدتهای مختلف.
large_orange_diamond مسئله اصلی این است که مذاکرهای که همزمان با تداوم حمله و عملیات نظامی پیش میرود، از اساس دچار تناقض است. وقتی آسمان جنوب لبنان زیر آتش پهپادها، موشکها و توپخانه قرار دارد و زمین همزمان درگیر درگیریهای مستقیم است، دیگر نمیتوان از «فرآیند صلح» حرف زد. آنچه بهنام دیپلماسی عرضه میشود، در بهترین حالت یک پوشش سیاسی برای مدیریت جنگ است، نه توقف آن.
large_blue_diamond در این میان، یک واقعیت مهمتر نیز وجود دارد: استفاده سازمانیافته از غافلگیری و عملیات ناگهانی در چارچوب همکاری و پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل. در این الگو، حملات دقیق، تغییرات ناگهانی در صحنه نبرد و ضربات پیشبینینشده، عملاً بخشی از یک راهبرد ثابت شدهاند؛ راهبردی که دقیقاً در همان زمانی اجرا میشود که از «کاهش تنش» یا «آتشبس» صحبت میشود. این یعنی خودِ روند مذاکره، به بخشی از صحنه فریب و مدیریت عملیات تبدیل شده است، نه نقطه توقف آن. تجربهها هم این موضوع را کاملاً روشن کردهاند: هر توافقی که بدون توقف واقعی تجاوز و بدون ضمانت اجرایی شکل گرفته، خیلی زود فرو ریخته است. نتیجه همیشه یکسان بوده است—یک آرامش کوتاه روی کاغذ، و بازگشت سریعتر و خشنتر درگیری در میدان. همین الگو باعث شده اعتماد به این روندها تقریباً از بین برود، چون دیگر هیچ نشانهای از تغییر واقعی در آن دیده نمیشود.
large_orange_diamond در برابر این وضعیت، نگاه مقاومت بر یک حقیقت ساده اما سخت تأکید دارد: هیچ مذاکرهای در سایه حمله معنا ندارد. تا زمانی که فشار نظامی ادامه دارد، تا زمانی که غافلگیری بهعنوان ابزار ثابت عملیات استفاده میشود، و تا زمانی که تجاوز متوقف نشده، هر گفتوگویی صرفاً ادامه همان جنگ در سطحی دیگر است. در چنین شرایطی، میز مذاکره نه نقطه پایان، بلکه بخشی از مدیریت جنگ است. از همینجا، اصل «حق دفاع» بهعنوان یک ضرورت میدانی مطرح میشود، نه یک انتخاب سیاسی. وقتی طرف مقابل بهصورت مستمر از حمله، غافلگیری و فشار نظامی استفاده میکند، سکوت در برابر آن به معنای تثبیت یک واقعیت تحمیلی است. بنابراین پاسخ، نه آغاز یک درگیری جدید، بلکه واکنش طبیعی به یک جنگِ متوقفنشده است.
large_blue_diamond واکنشهای میدانی از سوی حزبالله لبنان نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است: این پاسخها نتیجه مستقیم ادامه تجاوز، نقض مکرر و استفاده از تاکتیکهای غافلگیرانهاند، نه تصمیمی خارج از واقعیت میدان. در برابر یک الگوی حمله مستمر، انتظار بیپاسخی، چیزی جز پذیرش برتری تحمیلی نیست. اما واقعیت میدان صریحتر از همیشه است: این مدل «مذاکره» با این سطح از نقض، این حجم از حملات و اینگونه استفاده از غافلگیری، اساساً نه برای پایان جنگ طراحی شده و نه توان توقف آن را دارد. این یک چرخه فرسوده و حسابشده برای مدیریت و ادامه درگیری است، نه حل آن. تا زمانی که این واقعیت تغییر نکند، هر توافقی فقط یک اسم جدید روی یک جنگ قدیمی خواهد بودنه پایان آن.
white_check_mark @asreiranian_ir
o️ نگاهی به بازگشت حزب الله به صحنه نبرد پس از شکست نمایش و بازی یک طرفه آتش بس
✍ مهدی محمودی
white_small_square️ در جنوب لبنان، آنچه زیر عنوان «مذاکره» و «آتشبس» مطرح میشود، در عمل بیش از آنکه نشانهای از اراده برای پایان درگیری باشد، به یک سازوکار تکراری، فرسایشی و عملاً بیخاصیت تبدیل شده است؛ سازوکاری که با ادبیات سیاسی و دیپلماتیک تزئین میشود، اما در میدان نتیجهاش ثابت است: ادامه حملات، تداوم نقضها و بازتولید بحران با شدتهای مختلف.
large_orange_diamond مسئله اصلی این است که مذاکرهای که همزمان با تداوم حمله و عملیات نظامی پیش میرود، از اساس دچار تناقض است. وقتی آسمان جنوب لبنان زیر آتش پهپادها، موشکها و توپخانه قرار دارد و زمین همزمان درگیر درگیریهای مستقیم است، دیگر نمیتوان از «فرآیند صلح» حرف زد. آنچه بهنام دیپلماسی عرضه میشود، در بهترین حالت یک پوشش سیاسی برای مدیریت جنگ است، نه توقف آن.
large_blue_diamond در این میان، یک واقعیت مهمتر نیز وجود دارد: استفاده سازمانیافته از غافلگیری و عملیات ناگهانی در چارچوب همکاری و پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و اسرائیل. در این الگو، حملات دقیق، تغییرات ناگهانی در صحنه نبرد و ضربات پیشبینینشده، عملاً بخشی از یک راهبرد ثابت شدهاند؛ راهبردی که دقیقاً در همان زمانی اجرا میشود که از «کاهش تنش» یا «آتشبس» صحبت میشود. این یعنی خودِ روند مذاکره، به بخشی از صحنه فریب و مدیریت عملیات تبدیل شده است، نه نقطه توقف آن. تجربهها هم این موضوع را کاملاً روشن کردهاند: هر توافقی که بدون توقف واقعی تجاوز و بدون ضمانت اجرایی شکل گرفته، خیلی زود فرو ریخته است. نتیجه همیشه یکسان بوده است—یک آرامش کوتاه روی کاغذ، و بازگشت سریعتر و خشنتر درگیری در میدان. همین الگو باعث شده اعتماد به این روندها تقریباً از بین برود، چون دیگر هیچ نشانهای از تغییر واقعی در آن دیده نمیشود.
large_orange_diamond در برابر این وضعیت، نگاه مقاومت بر یک حقیقت ساده اما سخت تأکید دارد: هیچ مذاکرهای در سایه حمله معنا ندارد. تا زمانی که فشار نظامی ادامه دارد، تا زمانی که غافلگیری بهعنوان ابزار ثابت عملیات استفاده میشود، و تا زمانی که تجاوز متوقف نشده، هر گفتوگویی صرفاً ادامه همان جنگ در سطحی دیگر است. در چنین شرایطی، میز مذاکره نه نقطه پایان، بلکه بخشی از مدیریت جنگ است. از همینجا، اصل «حق دفاع» بهعنوان یک ضرورت میدانی مطرح میشود، نه یک انتخاب سیاسی. وقتی طرف مقابل بهصورت مستمر از حمله، غافلگیری و فشار نظامی استفاده میکند، سکوت در برابر آن به معنای تثبیت یک واقعیت تحمیلی است. بنابراین پاسخ، نه آغاز یک درگیری جدید، بلکه واکنش طبیعی به یک جنگِ متوقفنشده است.
large_blue_diamond واکنشهای میدانی از سوی حزبالله لبنان نیز دقیقاً در همین چارچوب قابل فهم است: این پاسخها نتیجه مستقیم ادامه تجاوز، نقض مکرر و استفاده از تاکتیکهای غافلگیرانهاند، نه تصمیمی خارج از واقعیت میدان. در برابر یک الگوی حمله مستمر، انتظار بیپاسخی، چیزی جز پذیرش برتری تحمیلی نیست. اما واقعیت میدان صریحتر از همیشه است: این مدل «مذاکره» با این سطح از نقض، این حجم از حملات و اینگونه استفاده از غافلگیری، اساساً نه برای پایان جنگ طراحی شده و نه توان توقف آن را دارد. این یک چرخه فرسوده و حسابشده برای مدیریت و ادامه درگیری است، نه حل آن. تا زمانی که این واقعیت تغییر نکند، هر توافقی فقط یک اسم جدید روی یک جنگ قدیمی خواهد بودنه پایان آن.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#سرمقاله | بردگان نظم استعماری
✍ محمدرضا طاهری
white_small_square️ گزاره «هر کس درست درس بخواند لیبرال می شود» گزاره عجیبی است. ظاهراً فقط آمریکا نیست که دستکش های مخملی اش را از دستان چدنی اش بیرون آورده است. روشنفکران ما نیز دیگر نیازی نمی بینند که گرایش های استبدادی خود را پنهان سازند. این گزاره بوضوح دیکتاتورمآبانه و گرفتار در فروبستگی فکری است. در کلاس های درس چنین استادی، پایان دوره تحصیل همانند پایان تاریخ فوکویاما است: جبرگرای مستبدی که شعار تکثرگرایی می دهد، ولی به هیچ کثرتی باور ندارد. تنها یک راه توسعه وجود دارد و آن، همان راهی است که غرب رفته است. اگر سئوال شود آیا مفهوم وطن با طبقه متوسط نسبت دارد، چنین پاسخ می دهد که «تاریخ قرن هجدهم و نوزدهم اروپا این را اثبات می کند.» و اگر فکر کنیم که ایران می تواند دموکراتیک شود، می گوید: «باید تجربه عینی در جامعه آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا داشته باشید و بعد می فهمید ما چقدر فاصله داریم.»
large_orange_diamond این روشنفکر طبقه مرفه و لیبرال ما آنچنان در تاریخ اروپا و آمریکا غرق شده است، که تاریخ سرزمین مادری اش را فراموش کرده است و چنان شیفته جورج واشنگتن ها شده است که سلیمانی ها و برونسی ها را نمی شناسد. روشن نیست که چرا تاریخ معاصر ایران نمی تواند به تجربه درآید و چرا تجربه سه جنگ تحمیلی در ایران را نمی توان تجربه نامید و چرا وقتی طبقه مستضعف جامعه، بزرگ ترین مدافع وطن می شود، هیچ خللی در این نظریه وی ایجاد نمی شود که «بین رشد فکری و امکانات طبقه رابطه وجود دارد.» آیا ریشه این امر چیزی جز طبقه زدگی یا «تعصب» طبقاتی است؟
large_blue_diamond اینکه گفته شود لیبرالیسم نه یک ایدئولوژی که به معنای رشد فکری است، مشکلی را حل نمی کند. چرا باید واژگان را در معنایی ذهنی بکار گرفت. مگر اسلام مخالف رشد فکری است؟ هر پاسخی که به پرسش داده شود، روشن می سازد که لیبرالیسم چیزی فراتر از رشد فکری خواهد بود. همین بکارگیری نادرست مفاهیم در خصوص مفهوم «رابطه عادی» تکرار شده است. سریع القلم می گوید: «هر کشوری در نظام بین الملل فعلی در صدد دستیابی به رشد اقتصادی و تولید ثروت باشد، باید با امریکا رابطه عادی داشته باشد.»
large_orange_diamond امروز دیگر یک دانش آموز هم می تواند درک کند که با آمریکا نمی توان یک رابطه عادی داشت، مگر آنکه مقصود از رابطه عادی همان رابطه استعماری ارباب – رعیتی باشد. این دیگر ربطی به این ندارد که دولتمردان ما در دوران کودکی شان اتاق مخصوص به خودشان نداشته اند، به خوب درس نخواندن آنها هم مرتبط نیست. این را امروز دیگر ترامپ به صراحت می گوید که فقط تسلیم بی قید و شرط می خواهد. آیا چنین خواسته ای می تواند نسبتی با یک رابطه ای عادی داشته باشد؟ به عبارت دیگر، اگر به ادعای سریع القلم، «لیبرال کسی است که زیر بار هر حرفی نمی رود و برای خود احترام قائل است» چگونه یک لیبرال می تواند با چنین آمریکایی رابطه داشته باشد؟
large_blue_diamond شاید مشکل روشنفکران غرب گرای ما این باشد که درس شان را خیلی خوب خوانده اند، اما درس اشتباه را خوانده اند. ممکن است «کسی که تئوری ها را نداند دائماً اشتباه کند» اما کسی که فکرش گرفتار تئوری نادرستی شده است، بدون تردید دائماً اشتباه می کند. سریع القلم ها در نظریات توسعه دهه هفتاد باقی مانده اند، دچارغربزدگی هستند، و تاریخ ایران را ذیل تاریخ غرب می دانند. آنها ژئوپلیتیک نمی شناسند و گرفتار ژئواکونومیک سرمایه سالاری هستند. طبقه زده هستند و به مردم اعتقادی ندارند. سوداگری و نفع طلبی طبقه متوسط را عقلانیت می دانند و تسلیم در برابر نظم استعماری را رابطه عادی می خوانند. آنها بردگان نظم استعماری و مهمترین علل عقب نگه داشته شدن ایران هستند و مادامی که دستورالعمل های آنان بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ ما حاکم باشد، نمی توان امیدی به رشد، پیشرفت و توسعه جامعه ایران داشت.
white_check_mark @asreiranian_ir
✍ محمدرضا طاهری
white_small_square️ گزاره «هر کس درست درس بخواند لیبرال می شود» گزاره عجیبی است. ظاهراً فقط آمریکا نیست که دستکش های مخملی اش را از دستان چدنی اش بیرون آورده است. روشنفکران ما نیز دیگر نیازی نمی بینند که گرایش های استبدادی خود را پنهان سازند. این گزاره بوضوح دیکتاتورمآبانه و گرفتار در فروبستگی فکری است. در کلاس های درس چنین استادی، پایان دوره تحصیل همانند پایان تاریخ فوکویاما است: جبرگرای مستبدی که شعار تکثرگرایی می دهد، ولی به هیچ کثرتی باور ندارد. تنها یک راه توسعه وجود دارد و آن، همان راهی است که غرب رفته است. اگر سئوال شود آیا مفهوم وطن با طبقه متوسط نسبت دارد، چنین پاسخ می دهد که «تاریخ قرن هجدهم و نوزدهم اروپا این را اثبات می کند.» و اگر فکر کنیم که ایران می تواند دموکراتیک شود، می گوید: «باید تجربه عینی در جامعه آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا داشته باشید و بعد می فهمید ما چقدر فاصله داریم.»
large_orange_diamond این روشنفکر طبقه مرفه و لیبرال ما آنچنان در تاریخ اروپا و آمریکا غرق شده است، که تاریخ سرزمین مادری اش را فراموش کرده است و چنان شیفته جورج واشنگتن ها شده است که سلیمانی ها و برونسی ها را نمی شناسد. روشن نیست که چرا تاریخ معاصر ایران نمی تواند به تجربه درآید و چرا تجربه سه جنگ تحمیلی در ایران را نمی توان تجربه نامید و چرا وقتی طبقه مستضعف جامعه، بزرگ ترین مدافع وطن می شود، هیچ خللی در این نظریه وی ایجاد نمی شود که «بین رشد فکری و امکانات طبقه رابطه وجود دارد.» آیا ریشه این امر چیزی جز طبقه زدگی یا «تعصب» طبقاتی است؟
large_blue_diamond اینکه گفته شود لیبرالیسم نه یک ایدئولوژی که به معنای رشد فکری است، مشکلی را حل نمی کند. چرا باید واژگان را در معنایی ذهنی بکار گرفت. مگر اسلام مخالف رشد فکری است؟ هر پاسخی که به پرسش داده شود، روشن می سازد که لیبرالیسم چیزی فراتر از رشد فکری خواهد بود. همین بکارگیری نادرست مفاهیم در خصوص مفهوم «رابطه عادی» تکرار شده است. سریع القلم می گوید: «هر کشوری در نظام بین الملل فعلی در صدد دستیابی به رشد اقتصادی و تولید ثروت باشد، باید با امریکا رابطه عادی داشته باشد.»
large_orange_diamond امروز دیگر یک دانش آموز هم می تواند درک کند که با آمریکا نمی توان یک رابطه عادی داشت، مگر آنکه مقصود از رابطه عادی همان رابطه استعماری ارباب – رعیتی باشد. این دیگر ربطی به این ندارد که دولتمردان ما در دوران کودکی شان اتاق مخصوص به خودشان نداشته اند، به خوب درس نخواندن آنها هم مرتبط نیست. این را امروز دیگر ترامپ به صراحت می گوید که فقط تسلیم بی قید و شرط می خواهد. آیا چنین خواسته ای می تواند نسبتی با یک رابطه ای عادی داشته باشد؟ به عبارت دیگر، اگر به ادعای سریع القلم، «لیبرال کسی است که زیر بار هر حرفی نمی رود و برای خود احترام قائل است» چگونه یک لیبرال می تواند با چنین آمریکایی رابطه داشته باشد؟
large_blue_diamond شاید مشکل روشنفکران غرب گرای ما این باشد که درس شان را خیلی خوب خوانده اند، اما درس اشتباه را خوانده اند. ممکن است «کسی که تئوری ها را نداند دائماً اشتباه کند» اما کسی که فکرش گرفتار تئوری نادرستی شده است، بدون تردید دائماً اشتباه می کند. سریع القلم ها در نظریات توسعه دهه هفتاد باقی مانده اند، دچارغربزدگی هستند، و تاریخ ایران را ذیل تاریخ غرب می دانند. آنها ژئوپلیتیک نمی شناسند و گرفتار ژئواکونومیک سرمایه سالاری هستند. طبقه زده هستند و به مردم اعتقادی ندارند. سوداگری و نفع طلبی طبقه متوسط را عقلانیت می دانند و تسلیم در برابر نظم استعماری را رابطه عادی می خوانند. آنها بردگان نظم استعماری و مهمترین علل عقب نگه داشته شدن ایران هستند و مادامی که دستورالعمل های آنان بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ ما حاکم باشد، نمی توان امیدی به رشد، پیشرفت و توسعه جامعه ایران داشت.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ اردیبهشت
عصر ایرانیان
#یادداشت | ققنوس ایران
o️ ملت پیشگام و مبعوث در برابر صد سال عقب ماندگی غربزدگان
✍ رضا صالحی
white_small_square️ صد و نه سال پیش، در روزگاری که استعمار پیر نیمی از جمعیت بیگناه این آب و خاک را در هولناکترین قحطی دستساز بشر به کام مرگ کشید، عینالسلطنه نوشت: «در حقیقت مملکت ایران ویران است و بس.» این تاوان سرزمینی بود که در جنگ جهانی اول بیطرف بود، اما به جرم بیکفایتی حاکمانش و طمع انگلیسیها، بیفرصتِ دفاع به خاکستر بدل شد.
large_orange_diamond دست استعمار اما کوتاه نشد و در جنگ دوم جهانی نیز همان سناریوی تحقیرآمیز تکرار شد. قاب ننگین کنفرانس تهران که سه متفق اشغالگر، گستاخانه و بیاعتنا به استقلال یک ملت در پایتخت ما گرد هم آمدند، نماد تمامعیار ویرانی های ایران بود. آنها ایران را به دلیل ناکارآمدی حاکمانش، حیاط خلوت خود یافتند؛ در حالی که محمدرضای جوان غافل از همهجا، به دست و پا افتاده بود تا نوکریاش را به اربابان جدید اثبات کند.
large_blue_diamond قرن ها استعمار و نقطه اوج آن در زمانه بی وطن های وابسته پهلوی ایرانِ قدرتمند گذشته را به ویرانهای مأیوس بدل کرد، و این تغییر به آن سبب بود که برای اراذل بیوطنی چون رضای میرپنج و قاجاریان گندهشکم، تنها حفظ تاج و تخت اصالت داشت. وقتی ارتش پوشالی رضاخانی فروپاشید، تمام تقلای میرپنج فراری این بود که با التماس به پادوی سرسپردهی انگلیس، محمدعلی فروغی، تاج شاهی را بر سر پسرش نگه دارد؛ بی آنکه حتی در این عجز های هنگامه فرارش در پی پای پادوهای استعمارگران دغدغهای برای نجات مردم از چنگال استعمار یا حداقل کاهش سختی های زندگانی آن ها داشته باشد و همین شد که بازهم قحطی سراسر ایران را گرفت.
large_orange_diamond در آن ظلمات قرن گذشته و در میان همان قحطی بزرگ جنگ جهانی اول، قهرمانانی چون میرزا کوچکخان جنگلی قد علم کردند و فریاد زدند: «ما درد وطن و دین داریم.» اما این قهرمانان در زمانهی بیدردی غریب بودند. هنر بزرگ انقلاب اسلامی و نفس مسیحایی امام خمینی (ره) این بود که آن قهرمانان فردی در گوشه گیر افتاده را گرد آورد و از یک ملت ستم شده، یک «امت قهرمان» ساخت. اگر تولستوی در «جنگ و صلح» تودههای مردم روس را قهرمان میداند و در پی انتقال این مضمون است که ملت است که حماسه و مقاومت را می آفریند نه یک شخص و نه تک قهرمان ها، امروز ایران تجلی بیبدیل و فراتر از داستان های این حقیقت است؛ ملتی متشکل از فراقهرمانانی که شکوهشان در قاب یکپارچهی «ملت» تصویر میشود.
large_blue_diamond ایران پساانقلاب چون ققنوسی باشکوه از خاکستر برخاست و در نبردهایی عظیم با ابرقدرت بلامنازع جهان، حماسهسرایی کرد و هژمونی آمریکا را چنان به خاک مالید که صدراعظم آلمان نیز به تحقیر آمریکا اذعان کرد. البته این اقتدار بیسابقه و بینظیر ملت ایران، تنها از آن جهت رقم خورده است که خود را به سرچشمهی لایزال «قدرت و اتصال الهی» گره زده است و با همین پشتوانهی الهی است که اندیشکدههای غربی مبهوت مانده اند و این ققنوسِ برخاسته از ویرانی را «قدرت چهارم» جهان مینامند. شگفتا از کوری کسانی که هنوز در ویرانههای صد سال پیش گیر کرده و از این ملتِ متصل به خدا، یک قرن عقباند.
large_orange_diamond در روزگاری که ملت با اتکال به لطف الهی حماسیترین لحظات قرن را میسازد، امثال محمد قوچانی در پستوهای تاریخ به دنبال الگوبرداری از حقیرترین چهرههایند. شرمآور است که روی جلد «آگاهی نو»، تصویر دلال حقارتی چون فروغی نقش میبندد؛ کسی که کلید گداییاش در خانهی انگلیس بود و از واگذاری آرارات در سال ۱۳۱۰ تا پادرمیانی برای حفظ سلطنت وابستهی پهلوی و خیانت کشف حجاب، در کارنامهی سیاهش موج میزند. خطای راهبردی امثال قوچانی این است که همچنان چشمانتظار ناجیان استعمارزدهاند و در مسیر بازگرداندن ایران به دوران ویرانی گام برمیدارند. اما نمیدانند که این ملت با تکیه بر قدرت الهی، از دل طوفانها عبور کرده و ویرانهها را به رستاخیزِ ایران بدل ساخته است. امروز مردم ما نیازی به ناجیان پوشالی ندارند؛ این ملت برانگیخته، خود ناجی خویش برای صیانت از عظمت ایران است.
white_check_mark @asreiranian_ir
o️ ملت پیشگام و مبعوث در برابر صد سال عقب ماندگی غربزدگان
✍ رضا صالحی
white_small_square️ صد و نه سال پیش، در روزگاری که استعمار پیر نیمی از جمعیت بیگناه این آب و خاک را در هولناکترین قحطی دستساز بشر به کام مرگ کشید، عینالسلطنه نوشت: «در حقیقت مملکت ایران ویران است و بس.» این تاوان سرزمینی بود که در جنگ جهانی اول بیطرف بود، اما به جرم بیکفایتی حاکمانش و طمع انگلیسیها، بیفرصتِ دفاع به خاکستر بدل شد.
large_orange_diamond دست استعمار اما کوتاه نشد و در جنگ دوم جهانی نیز همان سناریوی تحقیرآمیز تکرار شد. قاب ننگین کنفرانس تهران که سه متفق اشغالگر، گستاخانه و بیاعتنا به استقلال یک ملت در پایتخت ما گرد هم آمدند، نماد تمامعیار ویرانی های ایران بود. آنها ایران را به دلیل ناکارآمدی حاکمانش، حیاط خلوت خود یافتند؛ در حالی که محمدرضای جوان غافل از همهجا، به دست و پا افتاده بود تا نوکریاش را به اربابان جدید اثبات کند.
large_blue_diamond قرن ها استعمار و نقطه اوج آن در زمانه بی وطن های وابسته پهلوی ایرانِ قدرتمند گذشته را به ویرانهای مأیوس بدل کرد، و این تغییر به آن سبب بود که برای اراذل بیوطنی چون رضای میرپنج و قاجاریان گندهشکم، تنها حفظ تاج و تخت اصالت داشت. وقتی ارتش پوشالی رضاخانی فروپاشید، تمام تقلای میرپنج فراری این بود که با التماس به پادوی سرسپردهی انگلیس، محمدعلی فروغی، تاج شاهی را بر سر پسرش نگه دارد؛ بی آنکه حتی در این عجز های هنگامه فرارش در پی پای پادوهای استعمارگران دغدغهای برای نجات مردم از چنگال استعمار یا حداقل کاهش سختی های زندگانی آن ها داشته باشد و همین شد که بازهم قحطی سراسر ایران را گرفت.
large_orange_diamond در آن ظلمات قرن گذشته و در میان همان قحطی بزرگ جنگ جهانی اول، قهرمانانی چون میرزا کوچکخان جنگلی قد علم کردند و فریاد زدند: «ما درد وطن و دین داریم.» اما این قهرمانان در زمانهی بیدردی غریب بودند. هنر بزرگ انقلاب اسلامی و نفس مسیحایی امام خمینی (ره) این بود که آن قهرمانان فردی در گوشه گیر افتاده را گرد آورد و از یک ملت ستم شده، یک «امت قهرمان» ساخت. اگر تولستوی در «جنگ و صلح» تودههای مردم روس را قهرمان میداند و در پی انتقال این مضمون است که ملت است که حماسه و مقاومت را می آفریند نه یک شخص و نه تک قهرمان ها، امروز ایران تجلی بیبدیل و فراتر از داستان های این حقیقت است؛ ملتی متشکل از فراقهرمانانی که شکوهشان در قاب یکپارچهی «ملت» تصویر میشود.
large_blue_diamond ایران پساانقلاب چون ققنوسی باشکوه از خاکستر برخاست و در نبردهایی عظیم با ابرقدرت بلامنازع جهان، حماسهسرایی کرد و هژمونی آمریکا را چنان به خاک مالید که صدراعظم آلمان نیز به تحقیر آمریکا اذعان کرد. البته این اقتدار بیسابقه و بینظیر ملت ایران، تنها از آن جهت رقم خورده است که خود را به سرچشمهی لایزال «قدرت و اتصال الهی» گره زده است و با همین پشتوانهی الهی است که اندیشکدههای غربی مبهوت مانده اند و این ققنوسِ برخاسته از ویرانی را «قدرت چهارم» جهان مینامند. شگفتا از کوری کسانی که هنوز در ویرانههای صد سال پیش گیر کرده و از این ملتِ متصل به خدا، یک قرن عقباند.
large_orange_diamond در روزگاری که ملت با اتکال به لطف الهی حماسیترین لحظات قرن را میسازد، امثال محمد قوچانی در پستوهای تاریخ به دنبال الگوبرداری از حقیرترین چهرههایند. شرمآور است که روی جلد «آگاهی نو»، تصویر دلال حقارتی چون فروغی نقش میبندد؛ کسی که کلید گداییاش در خانهی انگلیس بود و از واگذاری آرارات در سال ۱۳۱۰ تا پادرمیانی برای حفظ سلطنت وابستهی پهلوی و خیانت کشف حجاب، در کارنامهی سیاهش موج میزند. خطای راهبردی امثال قوچانی این است که همچنان چشمانتظار ناجیان استعمارزدهاند و در مسیر بازگرداندن ایران به دوران ویرانی گام برمیدارند. اما نمیدانند که این ملت با تکیه بر قدرت الهی، از دل طوفانها عبور کرده و ویرانهها را به رستاخیزِ ایران بدل ساخته است. امروز مردم ما نیازی به ناجیان پوشالی ندارند؛ این ملت برانگیخته، خود ناجی خویش برای صیانت از عظمت ایران است.
white_check_mark @asreiranian_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA