‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
9Kدنبال کننده
رومان انلاین ،snowflake️🤍 رمان چنگ نزن وحشی اشتباه لذیذ من تو سالیوان منی عروس پشت پرده مهماندار هتل گوریل منی فوتبالیست خشن من پیتزای کی بودی سندت به ناممه تتو ارتیست دبیرستان تاکسیک جیغ نزن به من بگو عمو آرایشگر خشن من ثمر ژیکان رئیس بیمارستان دلبرک شاه دزد زن بابای خواستنی دوشیزه ناپاک من مو بلوند من
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۱۰ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌ودو

دلم میخواست بگم صبح بخیر آقا..

یکم زود تشریف اوردی.

یکم زود دارید پیگیری میکنید.

ولی مش ممد مهلت نداد که من وارد بحث بشم و با حوصله شروع کرد به توضیح دادن تموم اتفاقاتی که افتاد.


انقدر هم میون حرفاش از‌ من تشکر کرد

که ارسلان در اخر با یه نگاه حدی باعث شد بیچاره فقط اتفاقات و خلاصه وار بیان کنه!

با نفس عمیقی گفت:

_اره خلاصه اقا..
به لطف خانوم معلم این حیوونا نجات پیدا کردن!!

دکتر هم جلو اومد

اونم سن زیادی داشت؛ حداقل میشه گفت جای پدرم بود

برای همین با لبخند مهربونی گفت:

_ارسلان خان..
خانوم تقصیری ندارن؛ مجبور شدن بمونن.
چون هیچکس نبود کمک کنه..


ارسلان‌ چشمش و بهم دوخت

خونسرد گفتم:

_اگه قانع شدی.. میشه بریم؟! خستم!

عقب گرد کرد

تو همون حال به مش ممد و دکتر گفت رسیدگی کامل کنن و گفت از شهر آدم میفرسته برای کمک..

@gift_heartbeers. . .
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌وسه


هنوز منتظر بودم که اون بره و منم پشن سرش راه بیوفتم


ولی انگار تو فکر اون همچی فرق داشت!

چون بعد تموم شدن دستوراتش، جلوی چشم اونا دستم رو گرفت و کشید

مقاومت نکردم

دنبالش رفتم و تا وقتی که در و باز کرد و سوار ماشین شدیم..

هیچ حرفی نزدم!

ولی همینکه پشت فرمون نشست

گفتم:

_بار اخرت باشه جلوی بقیه اینجوزری رفتاری میکنی!!
منم بار اخرم بود که رعایت کردم و جوابت رو همونجا نزاشتم کف دستت..

گاز داد و از اون زمین خاکی خارج شد

تو همون حین سری بالا و پایین کرد و گفت:

_منم میگم این چرا آرومه..
نگو نگهداشته تو خلوت!

منو میگفت

یه لحظه..
این چرا شبیه شوهرایی شده که از سلیطه بازیای زنشون خسته میشن و غر میزنن؟!

تو صندلی کمی چرخیدم سمتش..

که نیم نگاهی کرد و گفت:

_چیه؟! اینم بهت برخورد خانوم دکتر؟

اخمی کردم

_اولا من معلمم‌..
دوما یعنی چی اون حرفت؟! مگه من وحشیم که اینجوری رفتار میکنی.. انگار که ازار میرسونم بهت!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌وچهار

دستشو روی لبش کشید

چشمام و ریز کردم؛ میخندید؟!

با تعجب بیشتر زل زدم بهش..

ولی سریع از اون ژست بیرون اومد و با تک سرفه ای گفت:

_نه..
منظوری نداشتم!

با تکون دادن انگشت اشارم به معنی اینکه دیدم..

گفتم:

_تو الان خندیدی بهم؟!

_نه!

_خندیدی!!

کمی سرشو چرخوند سمتم..

با ابروی بالا رفته گفت:

_من چرا به زنی که خونه رو ترک کرده و تا نصف شب خبری ازش نیست و تو اسطبل پیداش کردم؛ بخندم؟!


واقعا واجب بود این همه اتهام بزنه که ثابت کنه نخندیده؟!


ولی منم اِلای بودم..

نمیزاشتم همینجا برنده شه!

با جدیت گفتم:

_اولا من خونه رو ترک نکردم؛ دوما تا نصف شب تو اسطبل با اسب ها گل نمیگفتم گل بشنوم..
وضعیت حیاتی بود برای همین موندم!
سوما.. خندیدی!!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌وپنج



پارت 145 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/EBFHCJGF0MIAAOEABGEUFPDHECKOUTMX

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۳ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۴ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌وشش


کجا میومد؟!

اگه پاشو تو این شهر میزاشت، یه خانوم معلم میگفت کل اهالی سیر تا پیاز اتفاقاتی که برام افتاده بود و میزاشتن کف دستش..


یعنی امکان نداشت بیاد و فقط به دیدن من اکتفا کنه و بره.

میومد که همه چیز تحت نظرش باشه و..

اگه می فهمید عقد صوری کردم تا اینجا بمونم و چه زلت هایی که نکشیدم..

هم این شهر و هم من و به خاک سیاه میکشوند!!

هیچجوره شوخی نداشت

و اصلا دنبال همچین جایی بود که کله خراب بازیاشو پیاده کنه..

با چشمای وق زده و رنگی پریده..
گفتم:

_کجا میای داداش؟!

_جایی که لوکیشن میفرستی، باس ببینم اوضاعش چجوریه!!

نه مثل اینکه با زبون خوش نمیشد

و اگه کوتاه میومدم

پا میشد میومد..

بعد کی میتونست جمع کنه قضیه رو؟!

اب دهنم و قورت دادم

از طرفی هم‌ نگاهه ارسلان روم سنگینی میکرد

بزور گفتم:

_داداش.. من از اونجا نکوبیدم بیام اینجا که توام زودی خودتو برسونی بهم!!
محض اطلاعات به خاطر شما از اون خرابشده رفتم..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۴ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌وهفت


گفتم و بدون اینکه منتظر جوابش باشم

تماس و قطع کردم!

گوشیمم بلافاصله خاموش کردم

چون اگه یکم بیشتر حرف میزدیم
بلاخره یه راهی واسه اومدنش پیدا میکرد و منم نمیتونستم جلوش رو بگیرم!!

اشتباه کردم زنگ زدم بهش..

که فرصت کرد و اینو گفت!!

کلافه چشمام و بستم

حضور ارسلان و به کل از یاد برده بودم

که با صداش چشمام و باز کردم

_برادرت بود؟!

_هوم!!

_چی میگفت؟!

عادی بود این سوالا؟!

مثلا من میتونستم همچین چیزایی از اون بپرسم؟

هرچند بدم نیومد..

میخواستم با یکی مشورت کنم

از اونجایی که تو اینش هر جز بچها با کسی دوست نبودم

ارسلان بهترین گزینه بود.. نمیدونم
شایدم اشتباه میکردم!

چه زود دوباره دارم اعتماد میکنم!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌وهشت


با صدای ارومی گفتم:

_می خواست بیاد اینجا!

خونسردیش واقعا داشت روی اعصابم میرفت

مخصوصا وقتی که با همون ارتمش‌محض و جوری که انگار هیچ اتفاقی تا حالا تو زندگی من نیوفتاده

گفت:

_خب بیاد!
مشکلش چیه؟!

حرصی گفتم:

_ببخشید که من وقتی اومدم اینجا مجرد بودم..
اونجا هم کسی از ترس داداشم حتی جرعت نمیکرد تو چشمام نگاه کنه!

الان بیاد و بفهمه ازدواج کردم؛ اونم صوری.. اونم واسه اینکه از شهر بیرونم نکنید!!

قیامت میکنه.


نیشخندی زد

سر تکون داد و گفت:

_حق داره!!

همین؟!
حق داره؟

با چشمای گرد شده زل زدم بهش.


الان به داداشم حق داد؟!

_دقیقا تو چی حق داره؟!

ماشین و داخل حیاط برد

تو همون حین گفت:

_خواهرتو مجرد بفرستی برای کار تو شهر، بری ببینی از سر اجبار ازدواج کرده..
حق نداره؟!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۶ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوچهل‌ونه

شاید هم باید بهش حق میدادم

اون هیچ شناختی از خانواده من نداشت


برای همین یه طرفه تصمیم میگرفت و با حدس و گمان حرف میزد 


بی حرف سرم و تکون دادم

که انگار فکر کرد قهرم..

چون گفت:

_پیاده شو؛ داخل حرف میزنیم بازم!

بی حرف
کیفم و برداشتم و پیاده شدم

نگاهی به حیاط انداخت

چندتا از‌ نگهبانا جلوی در بودن

اروم گفتم:

_اینا نمیخوابن؟!

_شیفت دارن!

چونه بالا انداختم و با لحنی که تمسخرش دست خودم نبود

گفتم:

_کی میخواد بیاد که انقدر نگهبان؟!
مزخرفه..

اصلا واکنش خاصی نشون نداد

مثل همیشه خونسرد گفت:

_امیدوارم اومدناشون نبینی..
برو بالا!

و به پله ها اشاره کرد
چشمی چرخوندم، یعنی چی اومدناشون نبینم؟!

کی میخواد بیاد مگه؟!
چه عجیب..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۷ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
×ببخشید شما قندی؟!×🥺🥨cherry_blossom
#پاارت_صدوپنجاه

پله ها رو بالا رفتم

از اون بالا نگاهی به نشیمن انداختم

چه زود همه چیز و درست کردن!!

حتی میز و هم عوض کرده بودن

فقط جای تلویزیون خالی بود..

بازم خیلی جای تحسین داشت که تو چند ساعت این همه بازسازی کردن!!

خونه خان و خانزادگی همینه دیگه.

نگاهم رو گرفتم و وارد اتاق شدم

خسته خودم و روی تخت انداختم

انقدر تنم کوفته بود که از یاد بردم بوی اسطبل روی لباسامه..

و فقط نیاز داشتم کمی حالم جا بیاد

اما برای آدمی مثل من..

اینجور استراحت کردن؛ از کار کردن هم بدتر بود

برای همین بلند شدم و به سرعت رفتم تو حموم..

فکر نمیکردم این وقت شب کسی بیاد تو اتاق..

برای همین جونم نکشید در و قفل کنم و بیخیال لباسام و دراوردم

زیر دوش که ایستادم

جون به تنم برگشت..

خیلی خسته بودم!!

به قدری که از الان برای فردا ساعت هشت بیدار شدنم، غصه میخوردم

همینکه احساس سبکی کردم
حوله رو برداشتم و بیرون زدم؛ موهای خیسم روی شونم بودن

جلوی در حموم وایسادم تا حوله کوچیک رو بپیچم دور موهام..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۸ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
پارت_جدیددددددد...!fireheart️‍fire🤫
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down



پارت جدید رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/DEBIJJCB0KFUYBCNNJEOSODNXNTRGBEY

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
#پارت_کامل_PDFرمان eyesangerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
‌رمان ببخشید شما قندی؟!🥺🥨🌸
9Kدنبال کننده
رومان انلاین ،snowflake️🤍 رمان چنگ نزن وحشی اشتباه لذیذ من تو سالیوان منی عروس پشت پرده مهماندار هتل گوریل منی فوتبالیست خشن من پیتزای کی بودی سندت به ناممه تتو ارتیست دبیرستان تاکسیک جیغ نزن به من بگو عمو آرایشگر خشن من ثمر ژیکان رئیس بیمارستان دلبرک شاه دزد زن بابای خواستنی دوشیزه ناپاک من مو بلوند من
مشاهده کانال پیام‌رسان