رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
388Kدنبال کننده
#رمان_شوهر_عمه_چی_ساخته
ژیکان گوسفند منه تو گوریل منی رئیس شوهرم این امیر بگیره استاد خبیث من آرومت میکنم شوهر عمه چی ساخته شوهر داعشی وکیل برادرزاده ناتنی نویسنده سرایدارزبون دراز جوجه وکیل جیغ نزن همسایه زورگو سرپرست وحشی پسر داییم نربون
.
@bo0K_RoMaN کتابخانه رمان روبیکا ⊱
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۱۹ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_532

با دیدن سوالای روبه‌روم مات موندم

هر بار با سوالاش دری به روی بیشعوری باز می‌کرد

اینا دیگه چی بود؟!

تو عمرم همچین سوالایی ندیده بودم

می‌خوای بندازی، بنداز

این بازی‌های کثیف دیگه چیه؟

نگاهی به شاهان انداختم

رسما با دهن باز به سوالا زل زده بود

چشاشو مالید و دوباره به سوالا زل زد

بدبخت اینم باورش نشده بود

آب دهنشو قورت داد و به من خیره شد

به بقیه بچه ها نگاه کردم

همه مثل ما دوتا تو خر گیر کرده بودن

خوشحال بودم لاقل تنهایی قرار نیست گ...و...ه کاری کنم

همین باز جای شکر داشت

شاهان با خبیثی گفت
- چرا همتون زل زدین به برگه؟
حل کنید دیگه

ابرویی بالا انداختم

- استاد چه پدر کشتگی با ما دارین؟
بگید حلش کنیم
این سوالا دیگه چیه؟

پوزخندی زد

- چیه؟
امتحانه!
بعدشم سوالا استاندارده
بهونه بیخود نمی‌خوام
حل کنید ببینم
یمدت ولتون کردم خوش به حالتون بود؟

جاش بود همینجا روش بالا بیارم بفهمه برای من نره بالای منبر...

البته بماند جرعتشم نداشتم

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۰ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۲ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_534

با دهن باز نگاهش کردم

حالا درسته ولی پاره کردنش این وسط چی بود؟!

رسما بهم توهین کرده بود

بغض کردم، البته بغض نیابتی

از اینا که دلم می‌خواست بزنم تو دهن طرف تا یاد بگیره این حسو بهم نده

همچنان خونسرد گفت
- امتحان کنسله
خواستم هیجان بدم به شماا

هان؟

چیشد الان؟

من میگم این مخش تاب داره

این همه اصرار تهش کنسل کنی؟

دندونامو روی هم فشار دادم

همه با خوشحالی جیغ کشیدن

من همچنان چون ببر شکاری بهش خیره بودم

اشاره ای به صندلی زد

- بشینید تدریس و شروع کنم!

اخ شاهان

آخ که بدبخت شده خودتو بدون!

ما رو عنتر منتر خودت می‌کنی؟

با خشم سرجام نشستم

گلویی صاف کرد

- دفعه بعد بدون آمادگی نیاین
مثل امروز نمیبخشم!

سرور چه بزرگی زیادی کردی بخشیدی ما رو

با اون سوالای استاندارت می‌خواست نبخشی خب‌

باز هوس کرده مثل قبل بلا ملا سرش بیارم...

شاهو پچ زد
- هی دختره؟

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_535

به سمتش برگشتم

سوالی بهش خیره شدم

- چیه؟

صداشو پایین آورد:
- نگاهتو کنترل کن
زیرنویس داره

لبمو به دندون گرفتم تا حرفی نزنم

نفس عمیقی کشیدم تا نگاه فحش دارمم آروم بگیره

مگه دست خودم بود این نگاه؟
نه والا

شاهان شروع به درس دادن کرد...

دوباره خوابم گرفت

نمیشد سرمو بذارم رو صندلی بخوابم؟

صدای شاهان انگار برام لالایی بود

بزور لای پلکمو باز گذاشته بودم که خوابم نبره...

خمیازه ای کشیدم

سرمو روی میز گذاشتم و درجا خوابم برد

با حس نوازش موهام با لذت هومی کشیدم

دستایی ماهرانه توی موهام فرو میرفت و نوازشش می‌کرد

انقدر خوابم میومد
درکی از دورم و برم نداشتم

صدایی مدام اسممو میگفت

بزور لای چشممو باز کردم

تو کلاس بودم!

وای من خوابم برده بود

مثل برق گرفته ها سریع از جام بلند شدم

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_536

با دیدن شاهان تازه ویندوزم داشت بالا میومد

خمار خواب بهش خیره شدم

- خوابم برد
نفهمیدم چیشد...

اخم کرد

- یواش دختر
چرا یهویی میپری تو؟
چیزی نشده

دستمو اومد بگیره که پسش زدم

- دست بهم نزن!

بیشتر اخم‌هاش توی هم رفت

حرصی غرید
- اونوقت برای چی دست زنمو نگیرم؟
دلیل؟

پشت چشمی براش نازک کردم

- یکم پیش تو کلاسو یادت نیست؟

نیشخندی زد

کاملا راضی بهم خیره شد

- ببین عزیزم...

به طرز مسخره ای بهش خیره شدم

دست به سینه شدم

- خب؟
بگو؟
چی میخوای بگی استاد؟

- می‌خوام بگم کار جدا
روابط همسری جدا
لطفا همه رو به هم دخالت نده!

دندون قروچه‌ای براش کردم

کار جدا؟

من همون کار و...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_537

نفس عمیقی کشیدم

خونسرد گفتم
- حله
امشب میرم خونمون راجب حرفی که زدی فکر می‌کنم

ابرویی بالا انداخت
- مشکلی نیست میریم
اونجا فکر کن

پوزخندی زدم

- نه دیگه نشد
گفتم میرم
استاد فعل میرم مگه جمع هستش؟
شما از دیدن زنتون محروم شدین!
بنده تک و تنها، دقت کن تنهاااا میرم

عصبی وسط حرفم غرید:
- حرف اضافه نزن
میام
ببینم کی می‌خواد جلومو بگیره

چنگی توی موهاش زد

- جای زن پیش شوهرشه!
فهمیدی زن عزیزم؟

موهامو پشت گوشم انداختم

نگاهش به موهام افتاد

آب دهنشو قورت داد

لبخندی زدم

تند تند پلک زدم

- مشکلی نیست
رو کاناپه میخوابی!

و بدون اینکه بذارم حرف بزنه از کلاس خارج شدم

میتونستم الان قیافه‌اشو تصور کنم و بهش بخندم

بچرخ تا بچرخیم!

وسط راه یکی دستمو گرفت

برگشتم تا فحشش بدم که با دیدن...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۶ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_538

برگشتم تا فحشش بدم که با دیدن شاهو دهنمو بستم

دستی به شونه‌ام زد

- چطوری؟
خوبی؟

- خوبم تو چطوری؟!

چشماش گشاد شد

- هنوزم قهری نه؟

نگاه چپکی بهش انداختم

- خودت چی فکر می‌کنی

تک خنده ای کرد

- مگه کینه‌ی شتری داری؟

با جدیت سر تکون دادم

- دارم!

کلافه پوفی کشید

- آقا گی خوردم
غلط کردم
مبشه درهای بخشش خودتو به روی این مظلوم گناه کار باز بنمایی؟

الکی دستی به زیر چشمش کشید

- کاری نکن همینجا از دوری تو عر بزنم!

با تاسف نگاهش کردم

- یادم باشه تو سیرک ثبت نامت کنم
بدردشون می‌خوری!

یهویی رگ خریتش گل کرد، منو وسط دانشگاه بغل کرد

یکی از دخترا با حسودی بلند گفت
- وسط دانشگاه دختره خراب بازی در میاره
حراستم نیست ببینه
عجب دانشگاهی شده والا
نگاه چطوری رفته بغل پسره...

شاهو ازم جدا شد و با جدیت به دختره خیره شد...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_539

- چه زری زدی الان؟!
تو به کی گفتی خراب؟!

تا حالا شاهو رو انقدر عصبی ندیده بودم

این دلقک بلد بود عصبی هم بشه؟

دختره شونه‌هاش از ترس بالا پرید

آب دهنشو به وضوح قورت داد

خودشو نباخت و گفت
- مگه دروغه؟

با تهدید ادامه داد
- فکر کردین حراست بفهمه چی میشه؟!

شاهو خواست حرف بزنه که یهو شاهان به سمتمون اومد...

نگاهی بهمون انداخت

- چخبره اینجا؟

دختره شیر شد

با ناز خنده نمکی کرد

دستی به موهاش کشید

این ورپریده برای شوهر من عشوه میاد؟!

این خودش خراب اصلیه

کم مونده چشماشو در بیارما

پوزخندی زد و گفت
- استاد اینا اینجا دارن لاو میترکونن
وسط دانشگاه همو بغل کردن
منم می‌خواستم به حراست بگم

شاهان دستشو توی جیبش برد

ابرویی بالا انداخت

جدی و با ابهت همیشگیش گفت
- خب؟؟
ربطش به تو چیه این وسط؟

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_540

دختره وا رفت

کیف توی دستشو چنگ زد

- یعنی چی استاد؟

شاهو حرصی گفت
- یعنی درتو بذار!

شاهان چپ چپ به شاهو نگاه کرد

شاهو نیشخندی زد

- دختره به آهو گفت خراب!

بدبخت دختره بی‌خبر از همه جا گفت
- خب دروغ میگم استاد؟
همو بغل کردن...
مگه دانشگاه نیست؟
قوانین خودشو داره!

چشمای شاهان از عصبانیت قرمز شده بود

حرصی توپید
- تو غلط کردی راجب زن من غلط اضافه کردی!

شاهو اضافه کرد:
- همچنین راجب خواهر من!

با ذوق به دوتاشون خیره شدم

بگردم شما رو

آدم کیف می‌کرد نگاهشون می‌کرد

دوتا مرد سر من، یقه جر می‌دادن

تو رویاهامم انقدر خفن نبود

دختره شوکه شده گفت
- زنتون؟!

قشنگ خشک شده بود

چشماش داشت از حدقه در میومد...

گیج ادامه داد:
- مگه شما زن داشتید؟!

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_541

یطوری این سوالو پرسید انگار شکست عشقی خورده...

دیگه داشت اون روی سگ خودمم بالا میورد

هی هیچی نمیگم
سکوت می‌کنم
دلیل نمیشه نصف دانشگاه نگاهشون رو این باشه

دست شاهانو توی دستم گرفتم

تند تند پلک زدم

- آره عزیزم شوهرمه!

خونسرد گفتم
- حالا اگر از دادن خصوصیات خودت به من خسته شدی بفرما برو
خسته هم نشدی و قراره دوباره دهن باز کنی
بگو در جریان باشم نحوه‌ی برخورد درست رو باهات در پیش بگیرم

شاهان نگاهی بهم انداخت

توی نگاهش ساکت باش و بحث نکن خاصی موج می‌زد

کلافه دستمو فشار داد

شاهان پرید وسط بحث و گفت
- کشش نده خانوم محترم
دفعه بعدم این چرت و پرتاتو نشنوم
بفرما تشریف ببر!

دست منو کشوند و با خودش برد

شاهو هم فحشی زیرلب به دختره داد و پشت سرمون اومد

دستمو از دست شاهان بیرون کشیدم

آروم پچ زدم
- دردسر نشه برات

تخس گفت
- زنمی
چه دردسری؟!

شاهو خودشو وسطمون جا کرد...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_542

شاهو خودشو وسطمون جا کرد...

ما رو از هم جدا کرد

- چیکار می‌کنید شماها؟
وسط دانشگاه مگه واسه کارای منکراتیه؟

با تاسف به شاهان نگاه کرد

- خیرسرت استاد جماعتی!
بعد یکم رعایت نمی‌کنی؟

شاهان دستی به ته ریشش کشید

- یه نمره!

شاهو سریع صاف سرجاش ایستاد

- جان ما یه نمره میدی؟
من تا حالا نه جمع کردم
یک میدی؟

شاهان خونسرد گفت
- اگه شرتو کم کنی آره!

حرصی گفتم
- من چی؟
منم نمره می‌خوام

چپ چپ بهم نگاه کرد

- بیخود کردی!
درس بخون، بدم نمرتو...

یعنی حاضر بود به داداشش بده به من نه؟!

بعد هی میگه ننداز منو تو کاناپه...

مگه میذاره من آروم شم؟؟

نگاه بدی بهش انداختم

کلافه گفت
- همینم بهش نمی‌دادم
خواستم دکش کنم

شاهو با اعتراض گفت
- داشتیم؟
اصلا من از اینجا جم نمیخورم!
منو گول می‌زنی؟
با قلب ساده‌ی زودبار من بازی میکنی؟
چطوری دلت اومد؟

دست منو توی دستش گرفت

- بیا بریم این نمره بده نیست
لیاقت ما رو نداره!

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_543

شاهان خواست حرفی بزنه که یه دانشجو جلوش وایساد

دختره نفس نفس می‌زد

هول شده گفت
- استاد یه سوال داشتم
میشه بپرسم؟
واجبه

به اجبار عقب کشید تا جواب دختره رو بده

من و شاهو هم پا به فرار گذاشتیم

- آهو خانوم می‌خوای چیکار کنی؟

نیشخندی زدم

- می‌خوام آقای استاد، امشب تنها روی کاناپه بخوابه!
یکم باید درس عبرت بگیره که وقتی زنشو اذیت کنه، بی زن میشه!

شاهو سوتی زد

راضی گفت
- دمت گرم
حقشه!
آهو قراره، آهوی گریزپا شه!
فقط امیدوارم بعدش من و تو رو، با هم پاره نکنه

بیخیال شونه‌ای بالا انداختم

- نمی‌کنه خیالت تخت
تازه امشب میرم خونه خودمون

بشکنی زدم و ادامه دادم:
- هامون و میگم شب پیشم بخوابه
اونم از خدا خواسته‌اس که روی شاهان و زمین بزنه
هیچ جوره نمی‌تونه دستش بهم برسه!

شاهو با خنده گفت
- قراره آتیش بازی کنی
مواظب باش نسوزی دخترجان!

با غرور گفتم
- اونی که باید مواظب باشه من نیستم
خیالت تخت
الانم بیا منو برسون خونه که کلی کار دارم

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_544

با آرامش کامل، کرم آبرسان و روی پوستم زدم

لبخند شیطانی روی لبم بود...

همون لحظه تقه‌ای به در خورد و در باز شد

هامون لبخندی زد

- به به پرنسس
از این طرفا؟

از روی صندلی بلند شدم

خودمو توی بغلش انداختم

چشماش گشاد شده بود

تند تند شروع به بوس کردنش کردم

بزور منو از خودش جدا کرد

با بهت گفت
- چته؟
چرا مثل میمون ازم آویزونی؟
چی میخوای مهربون شدی؟

و با حرص دستی به صورتش کشید

- اه، تف تفیم کردی...

محبت تو این پسر‌ موج می‌زد

اصلا دلم برای محبت برادرانه‌اش رفت

جدی میگم والا

حیف کارم گیرش بود

وگرنه دوتا لگد می‌زد بهش، بفهمه عشق واقعی چیه...

زبونی روی لبم کشیدم

- دلم برات تنگ شده بود
باید مثل گاوا رفتار کنی؟
تقصیر منه...

رومو برگردوندم

- منه خر و بگو چقدر ساده و دل رحمم
می‌خواستم شوهرمو شوت کنم
به یاد قدیم پیش هم بخوابیم
توام برو پیش همون نامزدت!
آبجیت کشک کیه؟
بعد واسه من شکایت می‌کنه...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_545

هامون کلافه پوفی کشید

- تو از وقتی حامله شدی خیلی حساس شدیا
خیلی خب
شب پیش هم می‌خوابیم
خوبه؟!

سری تکون دادم که همون لحظه صدای در اومد

مطمئن بودم شاهانه...

کارش الانا تموم شده بود دیگه

برای همون سر و کله‌اش پیدا شده بود

حدسم درست دراومد و بدون معطلی در و باز کرد

لبخندی زد

یه گل رز آبی دستش بود

گل مورد علاقم!

- سلام عزیزم...

و گل و به سمتم گرفت

چشمام برقی زد...

نه آهو، الان وقت خر شدن نیست

یه گله همش، گاو نشو!

هامون ریلکس گفت
- من میرم بیرون
بعد شام میایم اتاقت خب؟

و بدون مکث بیرون رفت...

با قهر گل و ازش گرفتم

پشت چشمی نازک کردم

- خر نمیشم!

خواست حرفی بزنه که همون لحظه مامان وارد اتاق شد

با لبخند گفت
- بچه‌ها بیاین بریم شام
بعدا حرف بزنید
یخ نزنه غذا

برای اینکه وا ندم سریع جلو رفتم تا از دست شاهان فرار کنم...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_546

بعد از شام، خودمونو روی کاناپه انداختیم

سریع خودمو کنار هامون جا دادم، دست شاهان بهم نرسه...

میدونستم بی توجهی و این کارام چقدر عصبیش می‌کنه و از عمد انجام می‌دادم

به قول شاهو، داشتم با آتیش بازی می‌کردم

کی بود اهمیت بده؟

از بچگی مغز خر خورده بودم که الان این شده بودم

لبخند حرص دراری زدم

با ناز سرمو روی شونه‌ی هامون گذاشتم

هامون هم دستی روی سرم کشید

بچه ساده‌‌ی من، تحت تاثیر درام یکم قبلم سعی داشت آدمیزادانه رفتار کنه

میفهمید خرش کردم چوب تو آستینم می‌کرد

- خوابت میاد؟
بریم بخوابیم؟

شاهان بالاخره طاقت نیورد و غرید
- چه غلطا
تو می‌خوای کنار آهو بخوابی که چی بشه؟
اونم وقتی شوهرش اینجاس...

هامون خونسرد گفت
- صدای هاپ هاپ سگه
می‌شنوی توام؟

بزور جلوی خودمو گرفتم تا نخندم

موفق نشدم و تهش قهقهه‌ام توی خونه پیچید

خوب شد مامان خسته بود، با بابا زود رفتن خوابیدن‌ها...

شاهان پوزخندی زد

- اینطوریاس؟

دوتامون بی‌اهمیت بهش زل زدیم

آستیناشو بالا زد و با کاری که کرد جیغی کشیدم...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_547

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_548

ضربان قلبم بالا رفت

با هیجان و چشمای لرزون بهش زل زدم

تحت تاثیر فضای احساسی لبامو غنچه کردم

چشمامو بستم

توگلو خندید

- چیکار می‌کنی بچه؟
چرا قیافتو کج و کوله می‌کنی؟
چشماتم که بستی

نصفه لای یکی از چشمامو باز کردم

- اه گندش بزنن!
مگه نمیخواستی منو دچار بوسه کنی؟
خفتم کردی برای چی پس؟

ابرویی بالا انداخت

- مگه قهر نبودی تو؟
الان به فکر بوسیدنی؟

بیشعور و از رو این ساختن

من قهرمو فراموش کردم، میگم بیا چیز کنیم

این مردک میگه قهر نبودی؟؟

اگه پنج قلو تو شکمم نبود، می‌گفتم پایین ت...ن...ه...اش فعال نیست

ولی متاسفانه از ذات وحشیش با خبر بودم

نچی کردم

- ببینشا
مگه تو قرص غیرفعالی می‌خوری که انقدر بی بخاری اخه؟
همچین دافی جلوته
قهرم کرده
باید خشن ببوسی دیگه، قهر و بشوری ببری
اینم من یادت بدم؟

اخم کرد

- الان به من گفتی غیرفعال؟
غیرفعالم و بچه‌هام تو شکمته؟

خونسرد گفتم
- الان غیرفعال شده خب!
دیکه توانایی آبیاری و اینا رفته

نیشخندی زد

- خودت خواستی

خم شد و یهویی...

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_549

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_550

دستش پیشروی کرد که همون لحظه در با شدت باز شد

جیغی کشیدم

یا خجالت سرمو تو گردن شاهان فرو بردم

دلم می‌خواست زمین باز کنه، منو بخوره

اصلا کاش نیست و نابودم کنه...

صدای هامون توی گوشم پیچید:
- اینجا چخبره؟

شاهان حرصی نفسی کشید

قشنگ خورده بود تو پرش

د آخه جز داداش گاو من
کدوم بیشعوری یهویی در اتاقو باز می‌کنه؟؟

شاهان منو از خودش جدا کرد

قیافه‌اش وحشتناک عصبی بود

پلک چپش از عصبانیت زیاد میپرید

با صدای گرفته غرید
- بدون در زدن، تو اتاق زنم‌
وقتی من پیششم
چه گوهی می‌خوری؟

من خودم به شخصه با این جمله عصبیش ریدم به خودم
وای به حال هامون!

تا به حال شاهان و با این حد عصبانیت ندیده بود

خشکش زده بود

چشماش رسما داشت از کاسه در میومد

دستپاچه گفت
- من.‌‌..

شاهان پرید وسط حرفش و گفت
- تو چی؟
ها؟

معلوم بود این قضیه خط قرمزشه.‌..

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_551

یکم دیگه هامون جلوی چشماش بود و حرف می‌زد
همینجا دخلشو میورد

اونوقت من همچین آفتابه دستشویی رو،
نه چیزه همچین داداش گلی رو از دست می‌دادم

بالاخره آفتابه هم کاربرد داشت

حالا شاید بعداً ترفیع بگیره بشه شلنگ دستشویی!

با چشم و ابرو به هامون اشاره کردم که فرار کنه

گیج ابرویی بالا انداخت

با بهت پرسید
- تو چرا قیافه‌اتو شبیه عقب مونده‌ها می‌کنی؟
چته؟
خل شدی خواهرم؟

خشک شدم

شاهان برگشت و نگاه بدی بهم انداخت

د بیا

وقتی من میگم آفتابه دستشویی، میگید چرا میگم

متوجه شدین حالا؟

این بشر خنگ و بی کاربرد بود

رک گفتم
- بی عقل دارم میگم فرار کن تا شاهان همینجا چیزتو پاره نکرده!

هامون بی معطلی و مثل فشنگ از اتاق بیرون رفت

شاهان اومد بره دنبالش که جیغ زدم
- نههه ولشکن

سرجاش ایستاد

یطوری داد زدم انگار چیشده

خدایا غلط کردم

این گاو خشمگین نیاد منو بخوره؟

خودت به جوونیم رحم کن!

لبخند ترسیده ای زدم

- عزیزم خریت کرد ولشکن
بیا ادامه بدیم
چهارتا همو بوس کنیم دوباره روشن میشیم و از اول بهتر میشه
این غصه نداره
هامون دورت بگرده، موش بشی تو!

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر‌عمه‌چی‌ساختههhotspringsno_mobile_phones
#پارت_552

شبیه پسر بچه‌های تخس بهم زل زد

نچی کرد

- بعدا به حسابش میرسم

دندون قروچه‌ای کرد

- بد قراره تاوان بگیرم ازش!

چنگی توی موهاش زد

معلوم بود حسابی گرمش شده..

همون لحظه گوشیش زنگ خورد

از تعجب ابروم بالا پرید

- کیه این وقت شب؟!

سری تکون داد

- نمی‌دونم...
وایسا ببینم کیه!

سرفه‌ای کرد، نفس عمیقی کشید

تماس و با کلافگی وصل کرد

- بفرمایید؟!

صداش بم و گرفته بود

اخم‌هاش توی هم رفت

کنجکاو گفتم
- چیشد؟
کیه؟
چرا این ریختی شدی؟

توجهی به حرفم نکرد

عصبی غرید
- میفهمی چی میگی؟
یعنی چی این حرفا؟

نمی‌فهمیدم طرف پشت تلفن کیه و داره چی میگه که تا این حد عصبیش کرده!

- د غلط اضافه نکن بچه
بمون تا بیام!

و زرتی تلفنو قطع کرد

حرصی گفتم
- پرسیدم کی بود؟
کجا به سلامتی؟

⊱┄┄┄┄┄┄┄┄┄⊰
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
#شوهر_عمه_چی_ساختهsheepsunflower
#پـــــارت1 تــا پــــــــارت آخــــر



بـرای دریـافت تـمـامـی پـارت های #شوهر_عمه_چی_ساختهsheepsunflower
در سـایـت زیـر ثـبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

http://pdf-roman.chbkn.run
http://pdf-roman.chbkn.run

پــی دی آف کــامــل fire

بـخـاطــر underage حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا کـد مـلـی پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
اگه دوست داری فایل کامل رمان بخونی وقت و حوصله روزی یه پارت رو نداری
فقط با ثبت نام در سایت رمان دریافتش کنیدpoint_down
.
http://pdf-roman.chbkn.runpoint_left🏼kiss
http://pdf-roman.chbkn.runpoint_left🏼kiss
http://pdf-roman.chbkn.runpoint_left🏼kiss
.
داخل سایت ثبت نام کنید طبق چیزی گه ازتون میخوادpurple_heart
بعد اسم رمانی که میخوای سرچ کنbouquet
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
دلبرامheart️ نویسنده لطف کرد کل پارت ها رو به صورت پی دی اف داخل یه سایت گذاشت که فقط باید احراز هویت کنید سایتو گذاشتم برید احراز رو کامل کنید و برید کل پارت هارو بخونیددد🤤relaxedpoint_up_2
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
رمان شوهر عمه چی ساخته😋😈
388Kدنبال کننده
#رمان_شوهر_عمه_چی_ساخته
ژیکان گوسفند منه تو گوریل منی رئیس شوهرم این امیر بگیره استاد خبیث من آرومت میکنم شوهر عمه چی ساخته شوهر داعشی وکیل برادرزاده ناتنی نویسنده سرایدارزبون دراز جوجه وکیل جیغ نزن همسایه زورگو سرپرست وحشی پسر داییم نربون
.
@bo0K_RoMaN کتابخانه رمان روبیکا ⊱
مشاهده کانال پیام‌رسان