۹ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_108
به سمتم برگشت
اخماش به شدت تو هم فرو بود..
غرش کرد
- رادین؟
چرا باید بهت زنگ بزنه؟
لب گزیدم
چطور بهم زنگ زده بود
شونه ای بالا انداختم
- نمیدونم
دستشو دراز کرد و گوشیمو برداشت که چشمام گرد شد
تند گفتم
- دست نزن
بده به من اونو رهام
عصبی غرید
- خفشو!
چشمام گرد تر از این نمیشد
خفه شو رو با من بود؟
بی ادب..
جیغ زدم
- حق نداری جوابشو بدی فهمیدی؟ کارت خیلی زشته
چنان نگاهی بهم انداخت
که خودم از حرفی که زدم پشیمون شدم
آیکون سبزو کشید
و جواب داد
- بله؟!
#پارت_108
به سمتم برگشت
اخماش به شدت تو هم فرو بود..
غرش کرد
- رادین؟
چرا باید بهت زنگ بزنه؟
لب گزیدم
چطور بهم زنگ زده بود
شونه ای بالا انداختم
- نمیدونم
دستشو دراز کرد و گوشیمو برداشت که چشمام گرد شد
تند گفتم
- دست نزن
بده به من اونو رهام
عصبی غرید
- خفشو!
چشمام گرد تر از این نمیشد
خفه شو رو با من بود؟
بی ادب..
جیغ زدم
- حق نداری جوابشو بدی فهمیدی؟ کارت خیلی زشته
چنان نگاهی بهم انداخت
که خودم از حرفی که زدم پشیمون شدم
آیکون سبزو کشید
و جواب داد
- بله؟!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_108
به سمتم برگشت
اخماش به شدت تو هم فرو بود..
غرش کرد
- رادین؟
چرا باید بهت زنگ بزنه؟
لب گزیدم
چطور بهم زنگ زده بود
شونه ای بالا انداختم
- نمیدونم
دستشو دراز کرد و گوشیمو برداشت که چشمام گرد شد
تند گفتم
- دست نزن
بده به من اونو رهام
عصبی غرید
- خفشو!
چشمام گرد تر از این نمیشد
خفه شو رو با من بود؟
بی ادب..
جیغ زدم
- حق نداری جوابشو بدی فهمیدی؟ کارت خیلی زشته
چنان نگاهی بهم انداخت
که خودم از حرفی که زدم پشیمون شدم
آیکون سبزو کشید
و جواب داد
- بله؟!
#پارت_108
به سمتم برگشت
اخماش به شدت تو هم فرو بود..
غرش کرد
- رادین؟
چرا باید بهت زنگ بزنه؟
لب گزیدم
چطور بهم زنگ زده بود
شونه ای بالا انداختم
- نمیدونم
دستشو دراز کرد و گوشیمو برداشت که چشمام گرد شد
تند گفتم
- دست نزن
بده به من اونو رهام
عصبی غرید
- خفشو!
چشمام گرد تر از این نمیشد
خفه شو رو با من بود؟
بی ادب..
جیغ زدم
- حق نداری جوابشو بدی فهمیدی؟ کارت خیلی زشته
چنان نگاهی بهم انداخت
که خودم از حرفی که زدم پشیمون شدم
آیکون سبزو کشید
و جواب داد
- بله؟!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_109
دستم بهش نمیرسید
هرچی تقلا میکردم گوشیو ازش بکشم فایده نداشت
با اخم غرید
- تو هنوز آدم نشدی؟
صدای رادین و نمیشنیدم..
ولی هرچی که بود داشت رهام و بد جوری عصبیش میکرد..
حرصی لب زدم
- گوشیمو بدهه
چشم غره درشتی بهم زفت
حرفم تو دهنم موند
کی جرعت میکرد جلوی نگاش دم تکون بده؟
ولی دلم نمیخواست رادین دلخور شه
با استرس لب جوییدم
تند توپید
- غلط کردی، بار بعد شمارتو رو گوشیش نبینم فهمیدی؟
چشمام گرد شد
یهو رهام خشکش زد
نمیدونستم رادین چی گفته، دلشوره گرفتم
بازوشو گرفتم
- چیشده؟
نگاهشو پایین آورد
چنان عصبی نگام کرد که چند قدم عقب رفتم..
#پارت_109
دستم بهش نمیرسید
هرچی تقلا میکردم گوشیو ازش بکشم فایده نداشت
با اخم غرید
- تو هنوز آدم نشدی؟
صدای رادین و نمیشنیدم..
ولی هرچی که بود داشت رهام و بد جوری عصبیش میکرد..
حرصی لب زدم
- گوشیمو بدهه
چشم غره درشتی بهم زفت
حرفم تو دهنم موند
کی جرعت میکرد جلوی نگاش دم تکون بده؟
ولی دلم نمیخواست رادین دلخور شه
با استرس لب جوییدم
تند توپید
- غلط کردی، بار بعد شمارتو رو گوشیش نبینم فهمیدی؟
چشمام گرد شد
یهو رهام خشکش زد
نمیدونستم رادین چی گفته، دلشوره گرفتم
بازوشو گرفتم
- چیشده؟
نگاهشو پایین آورد
چنان عصبی نگام کرد که چند قدم عقب رفتم..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_110
ترسیدم..
چرا نگاهش وحشتناک شد؟
لب گزیدم
- میگم چیشده؟
پر اخم نگاهی بهم انداخت
خطاب به رادینی که هنوز حرف میزد غرید
- زر مفت نزن
بازم رادین نفهمیدم چی گفت
رهام عربده کشید
- یه کلمه دیگه راجبش زر بزنی فرداتو نمیبینی حالیته؟
صورتم جمع شد
دعواشون شدید بود..
مشخص بود بخاطر من دارن دعوا میکنن
همین که قطع کرد
گوشیو پرت کرد کنار
تند گفتم
- شکوندیشش!
اخمی کرد
- خب؟
عقب عقب رفتم
- چی خب؟!
پوزخندی زد
- کی جرعت داره تویی که دست من بودیو بگیره؟!
#پارت_110
ترسیدم..
چرا نگاهش وحشتناک شد؟
لب گزیدم
- میگم چیشده؟
پر اخم نگاهی بهم انداخت
خطاب به رادینی که هنوز حرف میزد غرید
- زر مفت نزن
بازم رادین نفهمیدم چی گفت
رهام عربده کشید
- یه کلمه دیگه راجبش زر بزنی فرداتو نمیبینی حالیته؟
صورتم جمع شد
دعواشون شدید بود..
مشخص بود بخاطر من دارن دعوا میکنن
همین که قطع کرد
گوشیو پرت کرد کنار
تند گفتم
- شکوندیشش!
اخمی کرد
- خب؟
عقب عقب رفتم
- چی خب؟!
پوزخندی زد
- کی جرعت داره تویی که دست من بودیو بگیره؟!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_111
چشمام تا انتها از حرفش گرد شد..
لب زدم
- ت..تو..
سرشو کج کرد
پچ زد
- من چی؟
نفس بلندی کشیدم
بایدم اینو میگفت، اصلا عجیب نبود..
تند گفتم
- میشه بری کنار
الان مامان میاد تو اتاق
سر تکون داد
در کمال تعجب عقب رفت
نیشخندی زد
- خواستگار جدیدت خبر داره؟
اخمی کردم
رادین و می گفت
- از چی؟
نیشخندش بیشتر از قبل کش اومد
- اینکه زن منی!
با لحن پر تهدیدی گفت
اینکه خبر داره، یا خبر دارش کنم بیشتر بهش میخورد..
#پارت_111
چشمام تا انتها از حرفش گرد شد..
لب زدم
- ت..تو..
سرشو کج کرد
پچ زد
- من چی؟
نفس بلندی کشیدم
بایدم اینو میگفت، اصلا عجیب نبود..
تند گفتم
- میشه بری کنار
الان مامان میاد تو اتاق
سر تکون داد
در کمال تعجب عقب رفت
نیشخندی زد
- خواستگار جدیدت خبر داره؟
اخمی کردم
رادین و می گفت
- از چی؟
نیشخندش بیشتر از قبل کش اومد
- اینکه زن منی!
با لحن پر تهدیدی گفت
اینکه خبر داره، یا خبر دارش کنم بیشتر بهش میخورد..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_112
بازوهامو گرفته بود که کشیدمشون
تک خندی زدم
- داری منو تهدید میکنی؟
انکار نکرد
سر تکون داد
- میتونی برای خودت تهدید در نظرش بگیری!
فکمو رو هم فشار دادم
کمم نمی آورد
ولی من از خودش تخس تر بودم
- بگو آقا رهام
خبر داره
منو از چی میترسونی؟
اخمی کرد
فکشو روی هم فشرد
تند غرید
- چرا از چیزی که بین ماست خبر داره؟
حرصی گفتم
- چون اون شب تو مهمونی تو دنبال اون دختره بودی و رادین حواسش بهم بود
عصبی گفت
- رادین غلط کرد!
شونه ای بالا انداختم
کنارش زدم و جلوی کمدم ایستادم
- تو با خودت چند چندی رهام؟ رفتارتو نمیفهمم!
#پارت_112
بازوهامو گرفته بود که کشیدمشون
تک خندی زدم
- داری منو تهدید میکنی؟
انکار نکرد
سر تکون داد
- میتونی برای خودت تهدید در نظرش بگیری!
فکمو رو هم فشار دادم
کمم نمی آورد
ولی من از خودش تخس تر بودم
- بگو آقا رهام
خبر داره
منو از چی میترسونی؟
اخمی کرد
فکشو روی هم فشرد
تند غرید
- چرا از چیزی که بین ماست خبر داره؟
حرصی گفتم
- چون اون شب تو مهمونی تو دنبال اون دختره بودی و رادین حواسش بهم بود
عصبی گفت
- رادین غلط کرد!
شونه ای بالا انداختم
کنارش زدم و جلوی کمدم ایستادم
- تو با خودت چند چندی رهام؟ رفتارتو نمیفهمم!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_114
پارت 114 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EBFHCJGF0MIAAOEABGEUFPDHECKOUTMX
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#پارت_114
پارت 114 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EBFHCJGF0MIAAOEABGEUFPDHECKOUTMX
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_113
پشت سرم ایستاد
یه پیرهن از داخل کمدم بیرون کشیدم
- به تو ربطی نداره
چشمام گرد شد
پیرهنمو نپوشیدم
تند و حرصی به سمتش برگشتم
- اینکه چند چندی بهم ربطی نداره؟ راجب منه مثلا!
دستی دور لبش کشید
کاش میفهمیدم چی تو مغزش میگذره!
- بپوش لباستو
بریم
ابرو بالا انداختم
- کجا بریم؟
دستشو کنار سرم گذاشت
- بیرون
چشمامو تو حدقه چرخوندم
- مثلا اومدی منو مجبور کنی درس بخونم اما از وقتی اومدی تنها کاری که نکردم درس خوندنه!
سر تکون داد
- مهم نیست
بموش سریع منتظرتم!
دلم میخواست سر جفتمونو بهم بکوبم بمیریم بس عصبیم میکرد...
#پارت_113
پشت سرم ایستاد
یه پیرهن از داخل کمدم بیرون کشیدم
- به تو ربطی نداره
چشمام گرد شد
پیرهنمو نپوشیدم
تند و حرصی به سمتش برگشتم
- اینکه چند چندی بهم ربطی نداره؟ راجب منه مثلا!
دستی دور لبش کشید
کاش میفهمیدم چی تو مغزش میگذره!
- بپوش لباستو
بریم
ابرو بالا انداختم
- کجا بریم؟
دستشو کنار سرم گذاشت
- بیرون
چشمامو تو حدقه چرخوندم
- مثلا اومدی منو مجبور کنی درس بخونم اما از وقتی اومدی تنها کاری که نکردم درس خوندنه!
سر تکون داد
- مهم نیست
بموش سریع منتظرتم!
دلم میخواست سر جفتمونو بهم بکوبم بمیریم بس عصبیم میکرد...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_114
از اتاق رفت بیرون
منتظرم بود یعنی حتما باید باهاش میرفتم؟!
بدرک اصلا
انقدر منتظر بمونه
که زیر پاهاش علف سبز شه...
یهو دستم رو دکمه های پیراهنم موند، ولی اگه نمیرفتم که رهام منتظر نمی موند
تو همین تایم کوتاه
دیگه جنسشو میشناختم
طی یه تصمیم سریع لباسمو پوشیدم
یه رژ لب زدمو و با برداشتن گوشیم از اتاق رفتم بیرون.
مامانم همزمان اومد
با دیدن من ابروهاش بالا پرید
- کجا به سلامتی؟
حق داشت تعجب کنه
بیچاره چند روز بود حتی بیرونم نرفته بودم و الان با یهویی آماده شدنم ماتش برده بود.
تند گفتم
- با رهام میرم
چشماش ریز شد
- رهام؟ چرا باهم میرید بیرون؟!
⟮••• 🫧🫣notebook_with_decorative_cover⟯
⩶⩶shell⩶⩶
#پارت_114
از اتاق رفت بیرون
منتظرم بود یعنی حتما باید باهاش میرفتم؟!
بدرک اصلا
انقدر منتظر بمونه
که زیر پاهاش علف سبز شه...
یهو دستم رو دکمه های پیراهنم موند، ولی اگه نمیرفتم که رهام منتظر نمی موند
تو همین تایم کوتاه
دیگه جنسشو میشناختم
طی یه تصمیم سریع لباسمو پوشیدم
یه رژ لب زدمو و با برداشتن گوشیم از اتاق رفتم بیرون.
مامانم همزمان اومد
با دیدن من ابروهاش بالا پرید
- کجا به سلامتی؟
حق داشت تعجب کنه
بیچاره چند روز بود حتی بیرونم نرفته بودم و الان با یهویی آماده شدنم ماتش برده بود.
تند گفتم
- با رهام میرم
چشماش ریز شد
- رهام؟ چرا باهم میرید بیرون؟!
⟮••• 🫧🫣notebook_with_decorative_cover⟯
⩶⩶shell⩶⩶
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_115
چشمامو تو حدقه چرخوندم
از جواب پس دادن بدم میومد حتی اگه مامان باشه.
اخم کرد
- با توام روژین!
پوفی کشیدم
دم دستی ترین بهونه رو براش جور کردم
- میریم کتاب بگیرم!
پر شک نگام کرد
انگار حرفمو باور نکرده بود
مهمم نبود
از کنار مامان رد شدم و از خونه رفتم بیرون
ماشین رهام و ریدم
سوار شدم
- کجا قراره بریم؟
کوتاه جواب داد
- خونم
چشمام گرد شد
قبل اینکه به خودم بیام ماشین و روشن کرد و راه افتاد
تند لب زدم
- خونت چرا؟
صبر کن ببینم رهام با توام
کاملا به سمتش چرخیده بودم اما خودش بی اهمیت داشت رانندگی میکرد.
#پارت_115
چشمامو تو حدقه چرخوندم
از جواب پس دادن بدم میومد حتی اگه مامان باشه.
اخم کرد
- با توام روژین!
پوفی کشیدم
دم دستی ترین بهونه رو براش جور کردم
- میریم کتاب بگیرم!
پر شک نگام کرد
انگار حرفمو باور نکرده بود
مهمم نبود
از کنار مامان رد شدم و از خونه رفتم بیرون
ماشین رهام و ریدم
سوار شدم
- کجا قراره بریم؟
کوتاه جواب داد
- خونم
چشمام گرد شد
قبل اینکه به خودم بیام ماشین و روشن کرد و راه افتاد
تند لب زدم
- خونت چرا؟
صبر کن ببینم رهام با توام
کاملا به سمتش چرخیده بودم اما خودش بی اهمیت داشت رانندگی میکرد.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
تدریس مخفیانه . . .🤫no_pedestrians
#پارت_116
جلوی خونش نگه داشت
خونه عمه طبقه پایین بود و ممکن بود مارو ببینن
لب زدم
- من نمیام
تند گفت
- غلط کردی
دستمو محکم فشار دادم.
سرمو کج کردم
- کی بهت اجازه داده با من اینجوری حرف بزنی رهام؟
به سمتم چرخید
چشماشو ریز کرد
دروغ گفتم اگه بگم نترسیدم!
لب زد
- منتظر اجازه ای؟
نفسی گرفتم
اگه میخواستم باهاش لجبازی کنم تا فردا طول میکشید.
- خونه عمه پایینه
ممکنه منو ببینن که اومدم خونت
بیخیال گفت
- ببینن، چی میشه؟
با چشمای گرد سرمو به سمتش چرخوندم
- واقعا چی میشه؟
اینکه یه دختر بیاد تو خونت هیچی نیست؟
#پارت_116
جلوی خونش نگه داشت
خونه عمه طبقه پایین بود و ممکن بود مارو ببینن
لب زدم
- من نمیام
تند گفت
- غلط کردی
دستمو محکم فشار دادم.
سرمو کج کردم
- کی بهت اجازه داده با من اینجوری حرف بزنی رهام؟
به سمتم چرخید
چشماشو ریز کرد
دروغ گفتم اگه بگم نترسیدم!
لب زد
- منتظر اجازه ای؟
نفسی گرفتم
اگه میخواستم باهاش لجبازی کنم تا فردا طول میکشید.
- خونه عمه پایینه
ممکنه منو ببینن که اومدم خونت
بیخیال گفت
- ببینن، چی میشه؟
با چشمای گرد سرمو به سمتش چرخوندم
- واقعا چی میشه؟
اینکه یه دختر بیاد تو خونت هیچی نیست؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
پارت_جدیددددددد...!fireheart️fire🤫
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DEBIJJCB0KFUYBCNNJEOSODNXNTRGBEY
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DEBIJJCB0KFUYBCNNJEOSODNXNTRGBEY
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
رمان تدریس مخفیانه . . .🤫😈⛔️
#پارت_کامل_PDFرمان eyesangerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA23Kدنبال کننده
رمان شریک نامزدم ببخشید شما قندی خاطر خاهتم لعنتی عروسک کوچولو مرد دیونه ی من تو ناموس منی بچه آرایشگر خشن من ارایشگر خشن من عروس خان آشور بی قرار توام بچه مدرسه ای بادیگارد دوروزه شریک نامزدم میشه بخورمت شیطون نباش تدریس مخفیانه خلبان غیرتی اقازاده غیرتی ژیکان دوشیزه ناپاک من
مشاهده کانال پیامرسان