۴ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭59
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
با زنگ خوردن گوشیم گفتم:
- هیچی نگو بابامه.
- جانم بابام؟
از عمد سرشو تو گ///لو فرو کرد تلافی کارای خودم بودم.
- سلام دخترم خوبی؟ کجای؟
- خوبم بابا با دوستام رفتیم خارج از شهر بگردیم.
خیلی سعی میکردم صدای نا///لم بلند نشه.
موهاشو کشیدم.
که تو صورتم خ////م شد و ل////مو به بازی گرفت.
- میتونی همین الان خودتو برسونی.
آدام متعجب عقب کشید.
- چرا بابل چیزی شده؟
- تو بیا بهت میگم.
- نمیشه فردا..
تو حرفم پرید.
- نه تا شی خودتو برسون خیلی مهمه..
نگران گفتم:
- باشه الان آماده میشم.
گوشی رو قطع کردم.
- بابا تاکید داره همین الان پیشش برم
حتی برای فردا مهلت نداد.
- نگران نباش الان باهم میریم
بابات سوپرایز میکنیم
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
با زنگ خوردن گوشیم گفتم:
- هیچی نگو بابامه.
- جانم بابام؟
از عمد سرشو تو گ///لو فرو کرد تلافی کارای خودم بودم.
- سلام دخترم خوبی؟ کجای؟
- خوبم بابا با دوستام رفتیم خارج از شهر بگردیم.
خیلی سعی میکردم صدای نا///لم بلند نشه.
موهاشو کشیدم.
که تو صورتم خ////م شد و ل////مو به بازی گرفت.
- میتونی همین الان خودتو برسونی.
آدام متعجب عقب کشید.
- چرا بابل چیزی شده؟
- تو بیا بهت میگم.
- نمیشه فردا..
تو حرفم پرید.
- نه تا شی خودتو برسون خیلی مهمه..
نگران گفتم:
- باشه الان آماده میشم.
گوشی رو قطع کردم.
- بابا تاکید داره همین الان پیشش برم
حتی برای فردا مهلت نداد.
- نگران نباش الان باهم میریم
بابات سوپرایز میکنیم
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭60
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
پارت 60 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EAAJCHHD0ZFSOOGVOYSXWSZAEJGTQLSM
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
پارت 60 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EAAJCHHD0ZFSOOGVOYSXWSZAEJGTQLSM
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭60
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
- نه آدام الان زوده منو تو رو کنار همدیگه ببینه، تو اول باید تنهایی پیش خودش بری.
بعد کم کم جلوش قرار میزاریم
بابام خیلی سختگیره ممکنه از خداش باشه با تو باشم اما یسری قانونای خودش داره
پدرم در اومد تا تونستم خونه مستقل خودم بگیرم.
- اوکی درک میکنم
ولی خودم میرسونمت.
- لعنتی با این ک///بودی های جدید چیکار کنم؟
وجب به وجب بنفش شده.
خندید.
- یه چیزی بپوش دیده نشه
البته که من از خدامه همه ببینن سمت نیان
ولی مشکل اصلی باباته.
- البته زنش هم هست، بد نیست
ولی زن باباعه دیگه نمیشه حس خوبی به همدیگه داشته باشیم.
وسیله هامو جمع کردم و سوار ماشین شدم.
- آدام دیگه نمیتونم دانشگاه رو ول کنم ترمای اخرمه و پایان نامه باید خیلی تلاش کنم.
- آخ گفتی، منم زیادی غیبت کردم صدای بچه ها در اومده.
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
- نه آدام الان زوده منو تو رو کنار همدیگه ببینه، تو اول باید تنهایی پیش خودش بری.
بعد کم کم جلوش قرار میزاریم
بابام خیلی سختگیره ممکنه از خداش باشه با تو باشم اما یسری قانونای خودش داره
پدرم در اومد تا تونستم خونه مستقل خودم بگیرم.
- اوکی درک میکنم
ولی خودم میرسونمت.
- لعنتی با این ک///بودی های جدید چیکار کنم؟
وجب به وجب بنفش شده.
خندید.
- یه چیزی بپوش دیده نشه
البته که من از خدامه همه ببینن سمت نیان
ولی مشکل اصلی باباته.
- البته زنش هم هست، بد نیست
ولی زن باباعه دیگه نمیشه حس خوبی به همدیگه داشته باشیم.
وسیله هامو جمع کردم و سوار ماشین شدم.
- آدام دیگه نمیتونم دانشگاه رو ول کنم ترمای اخرمه و پایان نامه باید خیلی تلاش کنم.
- آخ گفتی، منم زیادی غیبت کردم صدای بچه ها در اومده.
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭61
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
پارت 61 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
پارت 61 رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭61
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
...
گونشو بوسیدم.
- ببینم بابا چیکارم داره شب پیشت میام.
- من چقدر خوشبختم که تو رو دارم..
خجالت زده نگاش کردم.
- من برم که دل کندن ازت سخته...
خواستم برم که دستمو کشید و 000مو بو000سید.
- شب کارت تموم شد میام دنبالت..
- باشه عزیزم.
به سمت خونه رفتم و زنگو زدم که با صدای تیکی باز شد وارد خونه شدم که آدام رفت.
چقدر ماشین تو حیاط پارک بود!
وارد خونه که شدم با دیدن فک و فامیلای زنش دستمو مشت کردم.
خواهرش به سمتم اومد و تو بغلم گرفت.
- چقدر ماه شدی دختر...
پسر خنگش هم بود
چقدر از این بشر بدم میومد
بابا چیکارم داشت.
سلام سر سنگینی کردم که بابا از اتاق بیرون اومد.
- بشین دخترم چرا ایستادی؟
- گفتی کار مهمی داری چیزی شده؟
همشون نگاهی به همدیگه کردن.
- تو بشین میگمت
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
...
گونشو بوسیدم.
- ببینم بابا چیکارم داره شب پیشت میام.
- من چقدر خوشبختم که تو رو دارم..
خجالت زده نگاش کردم.
- من برم که دل کندن ازت سخته...
خواستم برم که دستمو کشید و 000مو بو000سید.
- شب کارت تموم شد میام دنبالت..
- باشه عزیزم.
به سمت خونه رفتم و زنگو زدم که با صدای تیکی باز شد وارد خونه شدم که آدام رفت.
چقدر ماشین تو حیاط پارک بود!
وارد خونه که شدم با دیدن فک و فامیلای زنش دستمو مشت کردم.
خواهرش به سمتم اومد و تو بغلم گرفت.
- چقدر ماه شدی دختر...
پسر خنگش هم بود
چقدر از این بشر بدم میومد
بابا چیکارم داشت.
سلام سر سنگینی کردم که بابا از اتاق بیرون اومد.
- بشین دخترم چرا ایستادی؟
- گفتی کار مهمی داری چیزی شده؟
همشون نگاهی به همدیگه کردن.
- تو بشین میگمت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭62
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
شک داشتم
آروم روی صندلی نشستم
یکی از عمه هام سمتم برگشت
- از اونجایی که بابات میگفت حال چندان خوبی نداری اومدیم دیدنت عمه
لبخندی زدم و سر تکون دادم که نزدیک اومد
چیشده که امروز همشون جمع شدن.
- نمیخوای زندگیت عوض بشه دختر؟
گیج بهشون خیره شدم.
- دیگه وقت اینه که زندگیت عوض بشه یک سر و سامونی باید بدی دیگه نه؟
گیج بهشون خیره بودم
که نامادریم با پوزخندی بهم خیره شد
- الیس تو از لیام خوشت میاد؟
ناخوداگاه صورتم در هم رفت حالم ازش بهم میخورد از اون چشمای سبزش و موهای طلاییش متنفر بودم.
زن بابا مستقیم بهم خیره شد
- بالاخره بد نیست یک مدت باهم اشنا بشید
پشت بند حرف عمه لیان پرو پرو مبل کناریم نشست
خندید
- نمیخوای با هم حرف بزنیم کوچولو؟
چندش به صورتش خیره شدم
وقتی ادام و لیان رو بغل هم میزاشتم
ادام ده هیچ میزدش
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
شک داشتم
آروم روی صندلی نشستم
یکی از عمه هام سمتم برگشت
- از اونجایی که بابات میگفت حال چندان خوبی نداری اومدیم دیدنت عمه
لبخندی زدم و سر تکون دادم که نزدیک اومد
چیشده که امروز همشون جمع شدن.
- نمیخوای زندگیت عوض بشه دختر؟
گیج بهشون خیره شدم.
- دیگه وقت اینه که زندگیت عوض بشه یک سر و سامونی باید بدی دیگه نه؟
گیج بهشون خیره بودم
که نامادریم با پوزخندی بهم خیره شد
- الیس تو از لیام خوشت میاد؟
ناخوداگاه صورتم در هم رفت حالم ازش بهم میخورد از اون چشمای سبزش و موهای طلاییش متنفر بودم.
زن بابا مستقیم بهم خیره شد
- بالاخره بد نیست یک مدت باهم اشنا بشید
پشت بند حرف عمه لیان پرو پرو مبل کناریم نشست
خندید
- نمیخوای با هم حرف بزنیم کوچولو؟
چندش به صورتش خیره شدم
وقتی ادام و لیان رو بغل هم میزاشتم
ادام ده هیچ میزدش
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭63
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
وقتی بهش فکر میکردم نفسم میگرفت
همه لحظاتی که با ادام بودم از جلوس چشمام رد میشد
کلافه بهش خیره شدم
-واقعا حوصله حرفای مسخرت ندارم لیام
بلند شدم که دنبالم اومد
یهو تو راهرو محکم به دیوار کوبیدم
-دختر جون واقعا چی فکری پیش خودت کردی؟
-هیچ فکری ولم کن
دستای ازادم تو دستش گرفت
نمیزاشت تکون بخورم
همین باعث میشد احساس ناامنی کنم
-لیام لطفا برو کنار دستام ول کن
خدا خدا میکردم که یکی بیاد تو راهرو نجاتم بده
که یهو لیام ولم کرد
-برو فکرات بکن بهتر از من گیرت نمیاد الیس
لیام واقعا خوشتیپ و خوش هیکل بود ولی نسبت به ادام یک پسره بچه هیجده ساله بود
اخمی کردم و ناراحت سمت اتاقم رفتم
حتما ادام بهم زنگ زده بود
اگه میفهمید چه اتفاقی افتاده حتما واکنش بدی داشت
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
وقتی بهش فکر میکردم نفسم میگرفت
همه لحظاتی که با ادام بودم از جلوس چشمام رد میشد
کلافه بهش خیره شدم
-واقعا حوصله حرفای مسخرت ندارم لیام
بلند شدم که دنبالم اومد
یهو تو راهرو محکم به دیوار کوبیدم
-دختر جون واقعا چی فکری پیش خودت کردی؟
-هیچ فکری ولم کن
دستای ازادم تو دستش گرفت
نمیزاشت تکون بخورم
همین باعث میشد احساس ناامنی کنم
-لیام لطفا برو کنار دستام ول کن
خدا خدا میکردم که یکی بیاد تو راهرو نجاتم بده
که یهو لیام ولم کرد
-برو فکرات بکن بهتر از من گیرت نمیاد الیس
لیام واقعا خوشتیپ و خوش هیکل بود ولی نسبت به ادام یک پسره بچه هیجده ساله بود
اخمی کردم و ناراحت سمت اتاقم رفتم
حتما ادام بهم زنگ زده بود
اگه میفهمید چه اتفاقی افتاده حتما واکنش بدی داشت
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭64
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
سریع داخل اتاق رفتم در قفل کردم
نقس راحتی کشیدم
روی تخت نشستم
تلفنم برداشتم با دیدن تماسای ادام خجالت زده دستی تو موهام کشیدم
از جواب ندادنم به تلفنش متنفر بود
این و تو همین چند وقت فهمیده بودم
سریع روی شمارش زدم
که به آنی تلفن جواب داد
- کجایی عزیزم که تلفن من و جواب نمیدی؟ هوم؟
اینهمه عصبانیت تو صداش بخاطر چی بود؟
- یعنی تو نمیدونی کجام؟؟
- حتما تو بغل لیام هوم؟
نفسم بند اومد
از کجا فهمیده بود
- لیام؟
من کی تو بغلش بودم لطفا توهم نزن آدام عمه هام اومدن ولی برای عیادت من که بابا گفته بود مریضم
- من تحمل ندارم اون پسره یک وری تو بغلت ببینم میفهمی؟
خجالت زده ذوق زده ناخونام به دندون گرفتم
- چرا انقد عصبانی آدا جونم
نفس کلافه ای کشید.
- اینطوری صدام نزن بچه
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
سریع داخل اتاق رفتم در قفل کردم
نقس راحتی کشیدم
روی تخت نشستم
تلفنم برداشتم با دیدن تماسای ادام خجالت زده دستی تو موهام کشیدم
از جواب ندادنم به تلفنش متنفر بود
این و تو همین چند وقت فهمیده بودم
سریع روی شمارش زدم
که به آنی تلفن جواب داد
- کجایی عزیزم که تلفن من و جواب نمیدی؟ هوم؟
اینهمه عصبانیت تو صداش بخاطر چی بود؟
- یعنی تو نمیدونی کجام؟؟
- حتما تو بغل لیام هوم؟
نفسم بند اومد
از کجا فهمیده بود
- لیام؟
من کی تو بغلش بودم لطفا توهم نزن آدام عمه هام اومدن ولی برای عیادت من که بابا گفته بود مریضم
- من تحمل ندارم اون پسره یک وری تو بغلت ببینم میفهمی؟
خجالت زده ذوق زده ناخونام به دندون گرفتم
- چرا انقد عصبانی آدا جونم
نفس کلافه ای کشید.
- اینطوری صدام نزن بچه
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
#𝐏𝐚𝐫𝐭65
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
- صدا بزنم چی میشه مثلا؟
- یهو دیدی اومدم خونه خودتون خفتت کردم میدونی که ازم برمیاد.
- یعنی انقدر هول منی؟
- بیشتر از اونی که فکرشو کنی میخوامت پس با من بازی نکن بچه جون هنوز عصبانیت منو ندیدی.
نمیدونم چرا بجای ترس خندم گرفته بود
- چرا میخندی؟
- هیچی دلم هوس کرد عصبانیتت ببینم
به اینجا که رسیدم اروم لب زدم.
- مثلا روی ت00خت.
- شیطونی نکن آلیس...
- ش000یطونی دلم بخواد میای پیشم؟
- حله یه چند دقیقه دندون رو جیگر بزاری ور دلتم.
هینی کشیدم.
- نه آدام اینجا ریسکه، بزار فردا شب پیشت میام.
- یکم دیر گفتی...
متعجب گفتم:
- چطور؟
- باز کن پنجره رو
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
#شـب.هالویین🕯️
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
- صدا بزنم چی میشه مثلا؟
- یهو دیدی اومدم خونه خودتون خفتت کردم میدونی که ازم برمیاد.
- یعنی انقدر هول منی؟
- بیشتر از اونی که فکرشو کنی میخوامت پس با من بازی نکن بچه جون هنوز عصبانیت منو ندیدی.
نمیدونم چرا بجای ترس خندم گرفته بود
- چرا میخندی؟
- هیچی دلم هوس کرد عصبانیتت ببینم
به اینجا که رسیدم اروم لب زدم.
- مثلا روی ت00خت.
- شیطونی نکن آلیس...
- ش000یطونی دلم بخواد میای پیشم؟
- حله یه چند دقیقه دندون رو جیگر بزاری ور دلتم.
هینی کشیدم.
- نه آدام اینجا ریسکه، بزار فردا شب پیشت میام.
- یکم دیر گفتی...
متعجب گفتم:
- چطور؟
- باز کن پنجره رو
•┄┄┅┅┄ jack_o_lantern🕸️ ┄┅┅┄┄•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان شب هالویین🎃😈🍷
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA2Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom رمان شب هالووین هالووین روناک ناز و نیاز چشمات باب اسفنجیم میشی زید نیم وجبی خبرنگار خبر نگار ایرونی حکم هوس تو فقط ژنرال منی شب هالویین هالووین وسوسه با تو بودن استخر پرهیجان پر هیجان سوگلی ارباب مکانیک هیکلی شرطبندی هم سن بچمی میای دکترم دکتر من شی
مشاهده کانال پیامرسان