۱۴ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_53
اروم جواب دادم
+خواهش میکنم،به منم خوش گذشت..
نگاهش خیره به چشام بود.
معذب شدم.
پیاده شدم خداحافظی کردم.
وارد خونه شدم.
قضیه عیادت نمیدونم چی بود این وسط...
اخه من چرا باید برم عیادت کسی که نه اسمشو میدونم نه میشناسمش؟
مامانو صدام زدم
- دختره ی ورپریده بزار برسی بعد خونه بزار رو سرت
شیطون نگاهش کردم:
+دلت واسم تنگ شده بودا مامان
بعد با خنده ادامه دادم :
+۳روز درست همو ندیدیم یا من شیفتم یا تو خونه نیستی
بابا کجاست؟
- درگیره شرکت امشب دیر میاد خونه
+عه پس امشب فقط منو داری باباجون نیست خودتو براش لوس کنی.
یک تای ابروشو داد بالا نگام کرد:
- بیش...رف من کی خودمو لوس کردم؟
اروم لب زدم:
+منم همش تو بغل بابام؟
چشاشو ریز کردو گفت:
- چقد بی حــ..ـیا شدی چشمم روشن...
برو لباساتو دربیار بیا شام
لب زدم
+مامانی جونم
-بله
پر شک گفتم
+ قضیه عیادت چیه؟ میشه من نیام؟
#پارت_53
اروم جواب دادم
+خواهش میکنم،به منم خوش گذشت..
نگاهش خیره به چشام بود.
معذب شدم.
پیاده شدم خداحافظی کردم.
وارد خونه شدم.
قضیه عیادت نمیدونم چی بود این وسط...
اخه من چرا باید برم عیادت کسی که نه اسمشو میدونم نه میشناسمش؟
مامانو صدام زدم
- دختره ی ورپریده بزار برسی بعد خونه بزار رو سرت
شیطون نگاهش کردم:
+دلت واسم تنگ شده بودا مامان
بعد با خنده ادامه دادم :
+۳روز درست همو ندیدیم یا من شیفتم یا تو خونه نیستی
بابا کجاست؟
- درگیره شرکت امشب دیر میاد خونه
+عه پس امشب فقط منو داری باباجون نیست خودتو براش لوس کنی.
یک تای ابروشو داد بالا نگام کرد:
- بیش...رف من کی خودمو لوس کردم؟
اروم لب زدم:
+منم همش تو بغل بابام؟
چشاشو ریز کردو گفت:
- چقد بی حــ..ـیا شدی چشمم روشن...
برو لباساتو دربیار بیا شام
لب زدم
+مامانی جونم
-بله
پر شک گفتم
+ قضیه عیادت چیه؟ میشه من نیام؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
۱۸ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_55
نگاهم کرد و لب زد:
+الان خوبی؟
سرم و تکون دادم گفتم:
-خوبم دورت بگردم به خدا خوبم.
بغلم کردم اروم گرفتم تو بغلش ...
حاضرم همه زندگیمو بدم واسش.
اشکاشو اروم پاک کرد و گفت:
+ بابات راست میگه زشته بزار بیان عیادت شب برو عزیزدلم.
لبخند زدم .
+چشم هرچی شما بگی ،خوبه؟
- زخمتو بهم نشون بده ببینم.
بابا این دفه جواب مامانمو داد :
+زخمشو ببینی که چی بشه؟خوبه دیگه
مامان اروم لب زد:
- باشه
+ من میرم بالا یکم استراحت کنم،فردا شب راه میوفتم.
زنگ زدم به سیاوش .
+سلام داداش خوبی
سیا فردا شب راه بیوفتیم مشکل برام پیش اومده.
- سلام جونم
حله .
بعد خندید و ادامه داد:
فقط دختر مخترم اوکی کنم یانه
+نه،خودمون باشیم حصله ندارم.
-عجیبه
اسم دختر که آورد ذهنم رفت سمت نُوا
#پارت_55
نگاهم کرد و لب زد:
+الان خوبی؟
سرم و تکون دادم گفتم:
-خوبم دورت بگردم به خدا خوبم.
بغلم کردم اروم گرفتم تو بغلش ...
حاضرم همه زندگیمو بدم واسش.
اشکاشو اروم پاک کرد و گفت:
+ بابات راست میگه زشته بزار بیان عیادت شب برو عزیزدلم.
لبخند زدم .
+چشم هرچی شما بگی ،خوبه؟
- زخمتو بهم نشون بده ببینم.
بابا این دفه جواب مامانمو داد :
+زخمشو ببینی که چی بشه؟خوبه دیگه
مامان اروم لب زد:
- باشه
+ من میرم بالا یکم استراحت کنم،فردا شب راه میوفتم.
زنگ زدم به سیاوش .
+سلام داداش خوبی
سیا فردا شب راه بیوفتیم مشکل برام پیش اومده.
- سلام جونم
حله .
بعد خندید و ادامه داد:
فقط دختر مخترم اوکی کنم یانه
+نه،خودمون باشیم حصله ندارم.
-عجیبه
اسم دختر که آورد ذهنم رفت سمت نُوا
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پارت_جدیددددددد...!fireheart️fire🤫
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DEBIJJCB0KFUYBCNNJEOSODNXNTRGBEY
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DEBIJJCB0KFUYBCNNJEOSODNXNTRGBEY
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_56
دختر رهگذری بود مثل بقیه دخترا
نمیدونم چرا هنوزم فکرم گاهی سمتش میرفت.
ولی واقعا بد بازی دراوردم
فقط کمی بد..
گوشیو قطع کردم دراز کشیدم رو تخت ...
سحر پیام داد:
تلگرام برات یک عکس فرستادم حالت بهتر شه عشقممم
رفتم تلگرام...
نو....د فرستاده بود.
این حجم از هو...س و حsh ....ر..ya...ت برای دختر واسم عجیب بود.
تا دید سین زدم
سریع نوشت:
+دوست داشتی عشقم؟
خونه خودش نبود
پوزخندی زدم
تایپ کردم
- خونه دوستت لخ...ت شدی عکس میفرستی؟
+اوهوم
بده خونه دوستم به فکرتوام؟
-کال بگیر عکس فایده نداره.
+گوشیم شارژ نداره عزیزم فرداشب.
پوزخندی زدم.
دختره ی هر...زه معلوم نبود امشب کیا تا صبح رو.....ش باشن.
فکر میکنه من خرم.
خواستم گوشیو خاموش کنم بخوابم دوباره پیام داد.
+کال که نه ولی درحد یک s....ک....س چتو گوشیم میکشه.
نظرته عشقم؟
زد به سرم حسابی دا...غش کنم بعد شارژ گوشیم روبه پایان برسونم و وسطش آف شم و بخوابم.
#پارت_56
دختر رهگذری بود مثل بقیه دخترا
نمیدونم چرا هنوزم فکرم گاهی سمتش میرفت.
ولی واقعا بد بازی دراوردم
فقط کمی بد..
گوشیو قطع کردم دراز کشیدم رو تخت ...
سحر پیام داد:
تلگرام برات یک عکس فرستادم حالت بهتر شه عشقممم
رفتم تلگرام...
نو....د فرستاده بود.
این حجم از هو...س و حsh ....ر..ya...ت برای دختر واسم عجیب بود.
تا دید سین زدم
سریع نوشت:
+دوست داشتی عشقم؟
خونه خودش نبود
پوزخندی زدم
تایپ کردم
- خونه دوستت لخ...ت شدی عکس میفرستی؟
+اوهوم
بده خونه دوستم به فکرتوام؟
-کال بگیر عکس فایده نداره.
+گوشیم شارژ نداره عزیزم فرداشب.
پوزخندی زدم.
دختره ی هر...زه معلوم نبود امشب کیا تا صبح رو.....ش باشن.
فکر میکنه من خرم.
خواستم گوشیو خاموش کنم بخوابم دوباره پیام داد.
+کال که نه ولی درحد یک s....ک....س چتو گوشیم میکشه.
نظرته عشقم؟
زد به سرم حسابی دا...غش کنم بعد شارژ گوشیم روبه پایان برسونم و وسطش آف شم و بخوابم.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_57
ولی حتی حوصله این کارم نداشتم.
ک...ن لقش ...
براش نوشتم نه منم حوصله ندارم میخوام برم بخوابم
- چیشده که تو حوصله ...ک......s چت با منو نداری؟
نکنه داری بم خیانت میکنی؟
عصابم سگ شده بود.
این هر....زه بدجور داشت میرفت رو مخم.
اصلا کی بود که بهش خیا..نت کنم؟
چه نقشی داشت
تو زندگیم؟
تایپ کردم
"تو برو فعلا امشب پسرارو راضی کن خوب بعد بیا یک فکری برای خیانت منم میکنیم"
پشیمون شدم پاکش کردم.
- اصلا کال کوتاه بگیر ببینم کدوم گوری ای؟
+تو به من شک داری؟
- اره یادم نرفته خودتو چجوری وبال گردنم کردی.
چند ثانیه هیچی ننویشت یهو زد is typing
+خیلی اشغالی،اصلا پیش پسرا تو مهمونیم
شبم قراره حسابی بهشون حال بدم.
دختره ی حرو....م زا...ده
- به تخ....مم برو اصلا بد...ه
کنارشم استکیر خنده گذاشتم.
پیاممو لایک کرد آفلاین شد؛ زنیکه هر....ز..ه
گوشیو خاموش کردم بگیرم بخوابم...
خسته بودم.
فقط پیام داده برینه تو عصابم.
#پارت_57
ولی حتی حوصله این کارم نداشتم.
ک...ن لقش ...
براش نوشتم نه منم حوصله ندارم میخوام برم بخوابم
- چیشده که تو حوصله ...ک......s چت با منو نداری؟
نکنه داری بم خیانت میکنی؟
عصابم سگ شده بود.
این هر....زه بدجور داشت میرفت رو مخم.
اصلا کی بود که بهش خیا..نت کنم؟
چه نقشی داشت
تو زندگیم؟
تایپ کردم
"تو برو فعلا امشب پسرارو راضی کن خوب بعد بیا یک فکری برای خیانت منم میکنیم"
پشیمون شدم پاکش کردم.
- اصلا کال کوتاه بگیر ببینم کدوم گوری ای؟
+تو به من شک داری؟
- اره یادم نرفته خودتو چجوری وبال گردنم کردی.
چند ثانیه هیچی ننویشت یهو زد is typing
+خیلی اشغالی،اصلا پیش پسرا تو مهمونیم
شبم قراره حسابی بهشون حال بدم.
دختره ی حرو....م زا...ده
- به تخ....مم برو اصلا بد...ه
کنارشم استکیر خنده گذاشتم.
پیاممو لایک کرد آفلاین شد؛ زنیکه هر....ز..ه
گوشیو خاموش کردم بگیرم بخوابم...
خسته بودم.
فقط پیام داده برینه تو عصابم.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_58
#نُوا
با صدای جیغ جیغای مامان از خواب پریدم.
+نُوا پاشو دیگه مگه خرسی؟
پاشو کاراتو بکنی اخر سر مارو الاف خودت نکنی.
هوفی کشیدم
از بالا داد زدم تا مامانم بشنوه:
-پا شدم مامان کشتی منوتو کشتی.
گوشیمو روشن کردم ساعت و ببینم.
۶عصر بود.
نوتیف پیام فرهاد نظرمو جلب کرد.
نوشته بود "خوبی؟"
جوابشو دادم...
رفتم صورتمو بشورم خواب از سرم بپره اصلا حوصله ی رفتن خونه کسیو نداشتم.
دلم میخواست فقط بخوابم.
رفتم بیرون یچیزی خوردم.
که باز غر غرای مامان شروع شد...
+چرا انقد میخوابی تو؟
یا خونه نیستی یا خوابی، دلم خوشه بچه بزرگ کردم.
با حالت گریه جوابشو دادم:
-مادر من انقد غر نزن
پیر میشی بابا زن دوم میگیره هاا...
دمپاییشو سمتم پرت کرد .
تند گفت
- تو و بابات غلط کردید.
دمپایی خورد وسط پیشونیم، هدف گیریش ۱۰۰از۱۰۰بود!
#پارت_58
#نُوا
با صدای جیغ جیغای مامان از خواب پریدم.
+نُوا پاشو دیگه مگه خرسی؟
پاشو کاراتو بکنی اخر سر مارو الاف خودت نکنی.
هوفی کشیدم
از بالا داد زدم تا مامانم بشنوه:
-پا شدم مامان کشتی منوتو کشتی.
گوشیمو روشن کردم ساعت و ببینم.
۶عصر بود.
نوتیف پیام فرهاد نظرمو جلب کرد.
نوشته بود "خوبی؟"
جوابشو دادم...
رفتم صورتمو بشورم خواب از سرم بپره اصلا حوصله ی رفتن خونه کسیو نداشتم.
دلم میخواست فقط بخوابم.
رفتم بیرون یچیزی خوردم.
که باز غر غرای مامان شروع شد...
+چرا انقد میخوابی تو؟
یا خونه نیستی یا خوابی، دلم خوشه بچه بزرگ کردم.
با حالت گریه جوابشو دادم:
-مادر من انقد غر نزن
پیر میشی بابا زن دوم میگیره هاا...
دمپاییشو سمتم پرت کرد .
تند گفت
- تو و بابات غلط کردید.
دمپایی خورد وسط پیشونیم، هدف گیریش ۱۰۰از۱۰۰بود!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پارت_جدیددددددد...!fire🩵🤫
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DGJJHIAE0YISNQVLVHCEYSSAPMLMTQZL
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DGJJHIAE0YISNQVLVHCEYSSAPMLMTQZL
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پارت_کامل_PDFرمان see_no_evilangerblossom
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پرستـــار_بی_حیــا🩺pillstuck_out_tongue_winking_eye
#پارت_59
سرمو مالیدم
شروع کردم به غر زدن
- مامان ترکوندیم
باز صدای جیغش بلند شد:
+گفتم برو کارات و بکن دم رفتن مارو علاف نکنی دخترر
رفتم سمت میز ارایشیم ...
از آرایش کردن خیلی خوشم میومد.
ملیح ارایش کردم ،و یک لباس مناسب پوشیدم رفتم پایین.
مامانمم داشت آماده میشد تا بابام بیاد خونه و بریم.
یهو گفت
- راستی نوا چند روز مرخصی بگیر...
قراره بریم شمال.
سرمو تکون دادم
تو این مورد مخالفتی نکردم چون نیاز داشتم واقعا به مسافرت و عوض شدن حالم.
بلاخره بابا زنگ زد رو گوشیم گفت بریم پایین.
سوار ماشین شدیم...
به سمت خونه ی شریک بابام راه افتادیم.
همش ذهنم درگیر جواب دادن به فرهاد بود..
هم دلم میخواست اشنا بشم هم میترسیدم برا جفتمون بد باشه این ارتباط.
باید زنگ میزدم با رها مشورت میکردم....
بابا جلوی یک خونه ی خیلی لوکس و ویلایی نگه داشت
ابروهام بالا پرید
پولداری از خونه میبارید.
البته عجیب نبود، رفیقتی بابا همشون تقریبا مثل خودمون بودن
پیاده شدیم بابا صندوقک زد
گل و شرینیو آورد
چشمامو تو حدقه چرخوندم، انگار داشتیم میرفتیم خاستگاری به جای عیادت.
خندم گرفته بود که درو زدن وارد خونه شدیم...
#پارت_59
سرمو مالیدم
شروع کردم به غر زدن
- مامان ترکوندیم
باز صدای جیغش بلند شد:
+گفتم برو کارات و بکن دم رفتن مارو علاف نکنی دخترر
رفتم سمت میز ارایشیم ...
از آرایش کردن خیلی خوشم میومد.
ملیح ارایش کردم ،و یک لباس مناسب پوشیدم رفتم پایین.
مامانمم داشت آماده میشد تا بابام بیاد خونه و بریم.
یهو گفت
- راستی نوا چند روز مرخصی بگیر...
قراره بریم شمال.
سرمو تکون دادم
تو این مورد مخالفتی نکردم چون نیاز داشتم واقعا به مسافرت و عوض شدن حالم.
بلاخره بابا زنگ زد رو گوشیم گفت بریم پایین.
سوار ماشین شدیم...
به سمت خونه ی شریک بابام راه افتادیم.
همش ذهنم درگیر جواب دادن به فرهاد بود..
هم دلم میخواست اشنا بشم هم میترسیدم برا جفتمون بد باشه این ارتباط.
باید زنگ میزدم با رها مشورت میکردم....
بابا جلوی یک خونه ی خیلی لوکس و ویلایی نگه داشت
ابروهام بالا پرید
پولداری از خونه میبارید.
البته عجیب نبود، رفیقتی بابا همشون تقریبا مثل خودمون بودن
پیاده شدیم بابا صندوقک زد
گل و شرینیو آورد
چشمامو تو حدقه چرخوندم، انگار داشتیم میرفتیم خاستگاری به جای عیادت.
خندم گرفته بود که درو زدن وارد خونه شدیم...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پاررررتت....! جدیددددد بقولید قلبامممم..! heart️eyes🥰
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
#پارت_کامل_PDFرمان see_no_evilangerblossom
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر
بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire
بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتتنــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ خرداد
رمان پرستار بی حیا 🩺🤒📵••
پارت_جدیددددددد...!fire🩵🤫
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DGJJHECC0OXVBNCIVICKAKJUZITWGFIY
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down
پارت جدید رمانمون به دلیل صـ ـحنه های عاشقانش 🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾
https://rubika.ir/joinc/DGJJHECC0OXVBNCIVICKAKJUZITWGFIY
بدون محـ ـدودیت بخون...hotsprings️see_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿
بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA19Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom رمان شاگرد مغازه ی بابام پسر شر شرر فامیل فینگلی مدرسمون گیلاسات مال منه آبرومو نبر ابرومو نبر کارگردان هیز سوگولی سوگلی عمارت رو اعصابم نرو رقیب عشقی حسابدار ریزه میزه میلیاردر مغرور من سهامدار هفت خط نمک زندگیم باش دختر روستایی معمار باکلاس با کلاس خشگله کلاسمون خشگل کلاسمون
مشاهده کانال پیامرسان