رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
12Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom دلبرک شاه دزد اسپانسر من باید رامم بشی شی ماموریتای پا بده نانااس ناناس پسر دوشیزه ناپاک من طغیان اردوان حکم نامزدم کافه دار جذاب از من نترس خانومت نمیشم کلاهبردار کوچولو کلاه بردار مستی و راستی پیامکای آخر اخر شبی دراکولای من
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۲ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
بسه دیگه زبون نریز..
تک خنده ای زدم
- حاجیم بدش میاد از دلبری کردن؟
نفسشو کلافه بیرون داد
+ صدبار گفتم اسممو صدا بزن حاجی، حاجی نکن خوشم نمیاد
با طنازی دستشو کشیدم
- ولی من دوست دارم به شوهر بداخلاقم حاجی بگم..
با دیدن چیزی که تو دستم بود طاقت نیاورد یهو...sob🤣fire
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁57

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

خندید.
- حاضر شو برت گردونم.

اخمی کردم.
- از سرت داری بازم میکنی؟

تو صورتم خ. م‌ شد.
- نه میخوام برم مسافرت یه مدت کلا نیستم.

از اینکه چند روز نمیتونستم ببینمش یه حس ناجوری بهم دست داد.
- کجا میخوای بری؟

- یه جایی که آرامش داشته باشم
تا بابای احمقم موی دماغم نشه
نیاز دارم یه جا برم هیچ احمقی دورم نباشه.

- چند روزه میری؟

چونمو گرفت:
- چیه از الان بی قرار و دلتنگم شدی..

پشت چشمی نازک کردم
- اصلا، میخوام بدونم چند روز آرامش دارم.

خندید.
- شاید یکماه..

پوکر گفت:
- یکماه؟

همینجور که انگشتش گونه ام رو نوازش میکرد گفت:
- زیاده؟

- نه خیلی هم کمه تونستی روزای زیادی بهش اضافه کن.

پوزخندی زد.
- از لج تو هم شده زود برمیگردم.

آفرین پسر خوب لج کن

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پارتتتتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! purple_heart🥰


ری اکشن مختلف بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklesgreen_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁58

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

...

دو روز از رفتن اورهان گذشته بود
خاله حسابی نگرانش بود که کار دست خودش بده و نسیم هر چند ساعت یکبار اذیتم میکرد که داداشش رو ب. وسیدم.

یهو کنارم نشست و استوری داداش رو نشونم داد.
- من جات بودم پ. اره اش میکردم.

متعجب گفتم:
- کی رو؟

- داداشمو دیگه!
ببین اینستاش چی استوری کرده.

‌پیجش رو از نسیم گرفتم و کنجکاو استوری هاشو نگاه کردم!

مهمونی مختلط گرفته بود
و باز کلی دختر احمق دورش بودن.

حرصی دستمو مشت کردم که گفت:
- میدونم داداشمو از بچگی دوست داری انکارش نکن.

گوشی رو خاموش کردم.
- دوستش ندارم و برام مهم نیست چیکار میکنه.

سری تکون داد.
- اره تو راست میگی!
حداقل پتو بدبخت رو تو مشتت له نکن.

درجا ولش کردم.
- من میرم اینا رو نشون مامان بدم پوستشو بکنه انگاری از تو آبی گرم نمیشه.

به محض اینکه رفت دوباره روی استوریش زدم، از حسودی دلم میخواست دست دختری که روی شونه اش افتاده رو قطع کنم.

چقدر بی لول بود که خودش و تو بغ. لش رها کرده بود و برا اینکه به چشمش بیاد حرکات موزون در می اوردن.

میمون بی ریخت
من اگه گذاشتم یه بار دیگه بهم نزدیک بشی


ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁59

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

با اک فیکم رفتم کلی حرف بارش کردم و گوشی رو پرت کردم.

من احمق بودم که فکر میکردم آدمه...

یهو در اتاق با شدت باز شد و نسیم با خوشحالی گفت:
- جمع کن بریم.

متعجب گفت:
- کجا بریم؟

- مامان میخواد اورهان رو قیمه قیمه کنه
منو تو رو هم میخواد با خودش ببره.

- نمیشه من نیام؟

نوچی کرد.
- نه نمیشه، واقعنی نمی‌خوای حساب داداشمو برسی؟

- نه روابط داداشت به من چه؟ بره با هزار تا دختر..

دست به کمر گفت:
- آرام خر خودتی، بلند شو زود باش.

- از دست مامانت و خودمون عصبی نشه؟

اشاره ای به من کرد.
- قرص آرامبخشش رو با خودمون می‌بریم

- من قرص هیچ خری نیستم
همون دخترا آرومش کنن.

- حالا داداش من شد خر؟

- وای نه نه منظورم این نبود یه لحظه عصبی شدم.

- راحت باش آرام...
واقعا هم خره وگرنه یه دست گل اینجا داره، میره سراغ گندیده ها...

خجالت زده گفتم:
- آرام منو داداشت هیچ ارتباطی..

تو حرفم پرید.
- من تا تو رو زن داداشم نکنم آروم نمیگیرم.

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁60

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ



پارت 60 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/EAAJCHHD0ZFSOOGVOYSXWSZAEJGTQLSM

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁60

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

- دوستش ندارم و تموم..

خندید و دستشو دور شونه ام انداخت.
- باشه انکار کن ولی بخدا اگه یه روزی برگردی بگی اورهان رو میخوای میزنمت.

- مطمئن باش نمیگمت.

- اوکی..

وقتی رفت نفسی پر و خالی کردم.
- کجایی دیوونه، ترسیده بودم تا خرخره خورده باشه یه جایی بی هوش شده باشه.

کل ویلا رو گشتم نبود!

«یک هفته بعد»

خاله از نگرانی جون نداشت
به هرکی از دوستاش زنگ میزدیم خبری ازش نداشت.

با صدای ماشین از پنجره به بیرون خیره شدم، ماشین اورهان بود.
- خاله اورهان اومد

بدو بدو تو حیاط رفت که منم پشت سرش راه افتاد به محض اینکه پیاده شد عصبی گفت:
- بچم مگه به همه دوستام زنگ زدین؟

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossomپاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁61

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ



پارت 61 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁61

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

- بچه نبودی یه خبری از حالت بهمون میدادی، مردم و زنده شدم.

- بی خیال مادر من اینقدر گنده اش نکن
این همه سال لندن بودم یه زنگی بهم نزدی.

با دیدن من خیره نگام کرد.
- میرم اتاق بمیرم هیچکس نیاد
حوصله نصیحت ندارم.

خاله سری تکون داد.
- کپی باباتی..

- منو با اون عوضی مقایسه نکن

چقدر دلم براش تنگ شده بود
نسیم آروم تکونم داد.

- برو سراغش بهش رحم نکن
هم یه هفته بی خبرت گذاشته هم قضیه استوری.

لبمو گزیدم‌.
- نسیم مگه دوست دخترشم؟
تو رو خدا ولم کن..

با زنگ خوردن گوشیم گفتم:
- من برم جواب بدم.

سری تکون داد.
- احمقی بخدا.

- الو..

صدای اورهان تو گوشم پیچید.
- سریع بیا اتاقم.

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁62

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

- برای چی باید بیام اتاقت؟؟
کیه من محسوب میشی؟؟ برو به همون دخترای تو استوریت بگو بیان اتاقت.

صدای نفسای عمیقش میشنیدم.
- ارام بیا اذیتم نکن.

صداش آروم و بی رمق بود.

ته دلم سوخت که باشه ای گفتم و به اطراف خیره شدم

هیچکس نبود
آروم آروم بالا رفتم در اتاقش باز کردم
تو حموم بود

پس چرا گفت من بیام؟

از حموم بیرون اومد فقط یک حوله دور کمرش بود صورتش کبود شده بود

- چرا اینطوری شدی؟

- تاثیر آب یخ.

- با آب یخ حموم کردی؟؟؟
تو این سرما؟

سریع پتو برداشتم دورش پیچیدم
- وای سرما میخوری.

حوله توی دستش گرفتم و باهاش موهاش خشک کردم

چشماش بسته بود
چه صحنه رمانتیکی بود

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁63

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

یهو چشماش باز کرد که چشم تو چشم شدیم
- میخوام باهات برم تفریح ارام

- چی؟

مات حوله از دستم کشید
- هرجایی که میتونستیم این چندسال بریم و نرفتیم میریم
دریا، کوه، جنگل، دشت، صحرا

سرخوش خندید حالتش نرمال نبود

- اصلا عقدت میکنم اونوقت یک دختر میخوام که مثل خودت زبونش دراز باشه ارام

انگار سرش درد گرفت که با دستش چپ پیشونیش گرفت.

- تاثیر اون زهرماریایی که کوفت میکنی دراز بکش

کمکش کردم دراز بکشه
- یک مسکن بده بهم ارام.


باشه ای گفتم بدو بدو سمت اشپزخونه رفتم
به طور مشکوکی خاله و نسیم نبودن

مسکن با لیوان آب برداشتم سمت اتاقش رفتم
چشماش نیمه باز بود که قرص سمتش گرفتم ک دستم کنار زد و بسته اش گرفت

- چیکار میکنی اورهان؟

چهارتا دونه کشید بیرون قورت داد

- خاک تو سرت چهارتا؟؟؟
یکیشم سنگینه

دستش سمتم دراز کرد
- بیا ب00غلم بخواب آرام...

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
#𝗣𝗮𝗿𝘁64

#مَـستے.و.ࢪاسـتی 🥵🥂

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ

- ولی نمی....
قبل از اینکه حرفم تموم شه دستم کشید

محکم به س00ینش خوردم
که پتو کشید و ب000وسه ای روی سرم نشوند

بد00نش لخ000ت بود
باعث میشد مور مورم بشه

قلبم تند تند میزد.
انقد مسکنا قوی بودن که سریع خوابش برد آروم دستش از روم برداشتم بلند شدم

چش بود که انقدر داغون شده بود؟
اخماش حتی تو خوابم توهم بودن!

از اتاق بیرون رفتم و از پله ها پایین رفتم
فکرم درگیرش بود

درگیر حرفاش رفتاراش بودم
چرا؟؟؟

یکدفعه نسیم با کلی پلاستیک توی دستش داخل اومد

- عه سلام ارام شیطون کجا بودی؟

دستپاچه جیغی کشیدم
- هیچ جا یک قرص به اورهان دادم
حالا بشین دراما بساز

- میسازم حتی اگه تو نگی

قهقهه ای زد و سمت اشپزخونه رفت که خاله داخل اومد

- اورهان حالش خوبه ارام جان؟

تازه یاد حرفاش افتادم جلو رفتم
- خاله اورهان یکم عجیب شده نمیدونم دلیل این رفتارش چیه سه تا مسکن گرفت ازم خورد و خوابید

ꕀꕀꕀꕀ• cocktailstatue_of_liberty•ꕀꕀꕀꕀ
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
رمان مستی و راستی..😈🥵🥂
12Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom دلبرک شاه دزد اسپانسر من باید رامم بشی شی ماموریتای پا بده نانااس ناناس پسر دوشیزه ناپاک من طغیان اردوان حکم نامزدم کافه دار جذاب از من نترس خانومت نمیشم کلاهبردار کوچولو کلاه بردار مستی و راستی پیامکای آخر اخر شبی دراکولای من
مشاهده کانال پیام‌رسان