رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
8Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom دلبرک شاه دزد اسپانسر من باید رامم بشی شی ماموریتای پا بده نانااس ناناس پسر دوشیزه ناپاک من طغیان اردوان حکم نامزدم کافه دار جذاب از من نترس خانومت نمیشم کلاهبردار کوچولو کلاه بردار مستی و راستی پیامکای آخر اخر شبی دراکولای من
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۲ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
بسه دیگه زبون نریز..
تک خنده ای زدم
- حاجیم بدش میاد از دلبری کردن؟
نفسشو کلافه بیرون داد
+ صدبار گفتم اسممو صدا بزن حاجی، حاجی نکن خوشم نمیاد
با طنازی دستشو کشیدم
- ولی من دوست دارم به شوهر بداخلاقم حاجی بگم..
با دیدن چیزی که تو دستم بود طاقت نیاورد یهو...sob🤣fire
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝675

باور کردنی نیست..

اما زندگی همینه..

همین روزایی که کامل بهم مرتبطه..

همیشه بعد سیاهی ، روشناییه..

دست گرم فواد که رو شک ..مم حس کردم ، از فکر و خیال بیرون اومدم..

-به چی فکر میکنی عزیزم؟

با یه لبخند و چشمای ذوق زده ، داشت نگاهم میکرد..

این همون فواده روزای اوله؟

همون فواد اخمو خشن؟

-به زندگی..

با اون یکی دستش از دستم گرفت..

-زندگی؟

سرمو تکون دادم..

-زندگی یعنی تو..

چشمام گرد شد..
وای خدا..

نمیگفت من قلبم ضعیفه؟

به شکمم اشاره کرد..
-زندگی یعنی این دوتا وروجک..

لبخندم پررنگتر شد..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝676

-چه حسی داری فواد؟

ابروش بالا پرید و چشم از شکمم گرفت..

-از چی؟

پشت چشمی نازک کردم..

-از اینکه اینطوری افتادم تو دامنت..

ابروش بالا پرید و

گوشه ی چشماش چین خورد..

-چطوری؟

-عین یه فرشته با لباس عروس جلوت ظاهر شدم..

با این حرفم شروع کرد به خندیدن..

با دیدن خندیدنش منم خندیدم..

خدایا هنوز باورم نمیشه..

همش حس میکردم خوابم..

امیدوارم این خواب شیرین هیچوقت تموم نشه..

-بگو دیگه فواد..

خنده‌ش که تموم شد چشماشو باز کرد..

میتونستم برق خوشحالی رو داخلش ببینم..

-بهترین حس دنیا رو دارم خانومم..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پارتتتتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! purple_heart🥰


ری اکشن مختلف بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklesgreen_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝677

لبخندم پررنگتر شد..

کاش خدا این روزا نگیره ازمون..

کاش همیشه همینطوری زندگی به کام باشه..

یعنی میشه خدایا؟

تو همین فکرا بودم که

یهو دلشوره ی عجیبی افتاد تو دلم..

چهره‌م در هم شد و اخمام رفت تو هم..

-خوبی بهار؟

سرمو بالا گرفتم و

به چشمای نگران فواد نگاه کردم..

جوابشو ندادم که دوباره سوالشو تکرار کرد..

-بهار؟ بهار؟ چت شد؟

سعی کردم لبخندی بزنم..

-هی..هیچی خوبم..

مکثی کردم و نفس عمیقی کشیدم..

-دلم شور میزنه..

-برا چی؟

-نمیدونم..
یه حس بدی دارم..
انگار.. انگار اتفاق بدی قراره بیوفته...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝678

فواد رو سرمو نوازش کردم..

-هیش..
آروم باش..
ما همو داریم بهار..

سرمو تکون دادم..

نفس عمیقی کشیدم تا یکم خودمو آروم کنم..

اما فایده ای نداشت..

لعنتی..

این دلشوره ی لعنتی داشت قلبمو میشکافت..

تو همین فکرا بودم که

یهو پرستار اومد داخل..

-مامان کوچولوی ما چطوره؟

لبخند پررنگی زدم..

-خوبم ممنون...

اومد سرممو چک کرد..

-خب اینم اخراشه ، بعدش میتونید برید خونه..

تشکری کردم که از اتاق بیرون رفت..

فواد از جاش بلند شد و بالش پشت سرمو مرتب کردم..

-استراحت کن عزیزم..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝679




پارت 679 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/EAAJCHHD0ZFSOOGVOYSXWSZAEJGTQLSM

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝679

سرمو تکون دادم و

دراز کشیدم..

اما نگران بودم..

این دلشوره عجیب قلبمو میشکافت..

-بهار مطمئنی چیزی نشده؟
آخه مثل یه ساعت پیش نیستی..

دست فواد رو گرفتم..

-فواد من میترسم...
خیلی میترسم..

اخماش یکم رفت تو هم..

-از چی آخه دورت بگردم؟
از چی؟

شونه بالا انداختم..

با یه دست دستامو گرفت و

با دست دیگه سرمو نوازش کرد..

-تو منو داری بهار پس نگران چیزی نباش..

با فکری که تو ذهنم گذشت ،

بغض کردم..

-فواد نکنه بلایی سر بچه‌هامون بیاد؟

پوفی کشید..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝680

انگار از این حالم کلافه شده بود..

اما بخدا دست خودم نبود..

شاید بخاطره حا..ملگیم بود..

-این فکرارو نکن بهار..
هیچی نمیشه عزیزم..

لبخندی زدم که یهو در با شدت باز شد..

ترسیده برگشتم سمت در..

با دیدن بهادر لبخندم پررنگتر شد..

نفس نفس میزد..

مشخص بود با آخرین سرعت خودشو رسونده..

این کارش خیلی برام ارزش داشت...

با دیدنم اول مکث کرد اما

زود به خودش اومد و لبخند دندون نمایی زد..

-بهار!

با قدمای محکم اومد سمتم که

یهو فواد جلوش سد شد..

متعجب شدم..

ترسیدم  ، نکنه میخوان دعوا کنن؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝681



پارت 681 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝681

گارد فواد جدی بود..

بهادر ام اندازه ی من متعجب شد..

-چیکار میکنی فواد؟

فواد با همون اخمش غرید..

-یکم آرومتر..
مگه سر آوردی..

-من میخواستم بهار رو ب. .غل کنم..

عین زنای غر غرو دستشو زد به کمرش..

-با این هیکل گوریل مانندت میخوای بپری تو ب. .غل زن حا .مله؟

من فهمیدم منظور فواد رو و

زدم زیر خنده..

اون نگران بود بهادر محکم ب. .غلم کنه..

وای..

اما بهادر همچنان متعجب بود..

وقتی دیدم عین گیجا چشماش داره ،

بین منو فواد میچرخه گفتم:
-میترسه محکم ب.. غلم کنی به بچه ها آسیب برسه..

-بچه ها؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝682

بهادر نگاهش بین منو فواد چرخید..

فواد بهش نگفته بود که بچه ها دوتان؟

خندم گرفت..

قیافه‌ی متعجبش خیلی بامزه و دلنشین بود..

یهو با صدای آرومی که

انگار داره با خودش حرف میزنه ، گفت:
-یعنی من دایی دوتا بچه میشم؟

یهو سرشو بالا گرفت..

-اونم همزمان؟

لبخند پررنگی زدم..

فواد سرشو تکون داد..

یهو پرید ب ..غل فواد و مردونه بغ. لش کرد..

بعد چند دقیقه با ذوق فاصله گرفت و

با صدایی که ذوق زدگی کامل توش مشخصه ل. ب زد..

-دستت درد نکنه..

با این حرفش منو فواد یهو زدیم زیر خنده..

چی؟

دستت درد نکنه؟

اونم فواد؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
╵╺╌╌╌╌╌╌┈┈yellow_heart┈┈╌╌╌╌╌╌╸╵
دوشیزه ناپاک من..! angel🥀
#𝚙𝚊𝚛𝚝683

وای مردم از خنده..

حس میکردم دلم درد گرفته از بس خندیدم..

انگار بهادر تازه فهمیده چی گفته که

اونم شروع کرد به خندیدن..

زل زدم به خندیدنش..

یادم اومد یه روز من چقدر از این مرد متنفر بودم..

متنفر بودم؟

نه!

من هیچوقت از برادرم متنفر نبودم..

فقط دلخور بودم..

الان خیلی خوشحالم که یه برادر دارم..

یه برادری که همیشه هست و پشتمه..

چیزی که از بچگی حسرتشو داشتم..

هنوز بخاطره بعضی کاراش ازش دلخور بودم اما

نمیخواستم الان چیزی بگم..

بلخره فواد کنار رفت و بهادر اومد سمتم..

خم شد و از روی موهام بوs...د..

-دورت بگردم من آبجی خوشگلم..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۱ خرداد
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
رمان دوشیزه ناپاک من..🔥😈
8Kدنبال کننده
رمان عاشقونه🩵cherry_blossom دلبرک شاه دزد اسپانسر من باید رامم بشی شی ماموریتای پا بده نانااس ناناس پسر دوشیزه ناپاک من طغیان اردوان حکم نامزدم کافه دار جذاب از من نترس خانومت نمیشم کلاهبردار کوچولو کلاه بردار مستی و راستی پیامکای آخر اخر شبی دراکولای من
مشاهده کانال پیام‌رسان