رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
10Kدنبال کننده
رمان بادیگارد دو روزه دو روزه
رمان ببخشید شما قندی خاطر خاهتم لعنتی عروسک کوچولو مرد دیونه ی من تو ناموس منی بچه آرایشگر خشن من ارایشگر خشن من عروس خان آشور بی قرار توام بچه مدرسه ای بادیگارد دوروزه شریک نامزدم میشه بخورمت شیطون نباش تدریس مخفیانه خلبان غیرتی اقازاده غیرتی ژیکان دوشیزه جراح روانپریش
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۲۹ اردیبهشت
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۹ اردیبهشت
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
_ دوقلو اوردی خانومم !!
نق میزنم !!
_من میترسم بهشون شیر نمیدم
_چیکار میکنی پس؟ هوم؟
بغض کرده به شیرخشک اشاره میکنم
نزدیک شدو توپید:
بمیرمم به بچم شیرخشک نمیدم اینو گفت و تو یه حرکت..sobsee_no_evilx
RoMan.DoKhTaRaK.LaLno_smoking🫂
RoMan.DoKhTaRaK.LaLno_smoking🫂
RoMan.DoKhTaRaK.LaLno_smoking🫂
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۰ اردیبهشت
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_99

- چیو آروم باشم؟ راجب بابااامه..

بغضم شکست

اشکم روی گونم چکید..

هول زده دستشو ول کردم و محلفه رو کنار زدم

تند گفتم
- حالا که تو نمیگی
خودم الان میرم خونه عمو..

با خودم تکرار کردم

- آره حتما عمو خبر داره!

هنوز کامل بلند نشده بودم که دستمو کشید

اخمی کرد
- برگرد سر جات بیینم

خواستم لب باز کنم که صورتم و تو دستاش گرفت

نچی کرد
- اشکت دم مشکته

بغض کرده نق زدم

- الان وقت شوخی کردن نیست مسیح من بابامو میخوام..

دستاشو روی گونم کشید

- منو چی؟

گیج گفتم
- تو چی؟

سرشو نزدیک تر آورد

پچ زد
- منو نمیخوای؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۰ اردیبهشت
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۰ اردیبهشت
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
- عکسامو پاک کن ، حق نداشتی عکسای تولدمو برداری!
با لحن تخسی گفت
- پاک نمی‌کنم ، نظرت چیه داداشت عکساتو ببینه؟؟
با این حرفش رنگم پرید
داداشم می‌فهمید یواشکی با رفیقش چت میکنم و عکسامو واسش میفرستادم منو می‌کشت..
- تو ... تو
نزدیک تر اومد و با لحن خاصی گفت
- اگه زنم شی عکساتو به داداشت نمیدم
چون اون وقت زنمی احدی حق نداره عکسای زنمو ببینه..screamname_badgeleaves
RoMan.PaYaMak.AKhAr.ShaBismiling_impanger
RoMan.PaYaMak.AKhAr.ShaBismiling_impanger
RoMan.PaYaMak.AKhAr.ShaBismiling_impanger
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۱ اردیبهشت
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_100

سرمو کاملا به سمتش چرخوندم..

بهتم برد

منظورش از خواستنش
چی بود؟

انگشتشو بالا آورد و روی لپم کشید

اشکامو پاک کرد

لب زد
- خوب نگام کن میخوام حرف بزنم باهات..

قلبم تند تند میزد

راجب چی می‌خواست حرف بزنه؟

تند تند سرمو تکون دادم

تخس گفتم
- نمیخوام
اول شماره بابامو بگیر

بازوهامو محکم گرفت

کلافه غرید
- یه دنده بازی در نیار نهاال!

ملتمس گفتم
- بابام زخمی شده نه؟

نگاهش سرخ بود..

حس بدی داشت به دلم چنگ می‌نداخت..

لب زد
- نشده..

سرمو کج کردم
- چه اتفاقی براش افتاده؟ جون من دروغ نگو..

• · · · · · · • ‌✣ • · · · · · · •
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_101

عصبی نگاهی بهم انداخت

بازومو فشرد
- قسم نده جون خودتو بچه..

لب زدم
- پس چرا نمیگی؟

پوفی کشید

- خبری ازش نداریم..

حس کردم جونم در رفت

خبری نداشتن؟

از بابا
خبر نداشتن؟!

اونم وقتی ماموریت بود..

چهارستون بدنم لرزید از ترس و استرس..

بابام کجا بود

به سمت مسیح چرخیدم و سرمو بلند کردم

لبای خشکمو تکون دادم
- چی؟

صورتش درهم بود

بازوشو گرفتم و جیغ زدم

- با تواممم مسیح یعنی چیی خبر ندارید هاااا؟

نگاهش سرخ بود

سردرگم..
اما من سر در گمی نمیخواستم
بابامو میخواستم

به هق هق افتاده بودم..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
2 پارتتتتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! purple_heart🥰


ری اکشن مختلف بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklesgreen_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_102

یهو منو به تخت سیــ..نه اش کوبید..

بغلم کرد..

بین بازوهاش سخت داشتم فشـ...ــرده میشدم

غرش کرد
- جلوی منه لعنتی گریه نکن!

الان مشکلش گریه من بود؟

چرا هرچی من حرف می‌زدم اون یه چیز دیگه می‌گفت؟

مطمئن بودم بابا یه چیزیش شده

می‌مردم

اگه بابا آسیب می‌دید

نمی نونستم حتی یه روزم زندگی کنم.

لب زدم
- منو نبری پیش بابام
نگاتم نمیکنم!

با این حرفم تیز منو بیرون کشید از بغلش ک نگام کرد

- چی؟
تکرار کن حرفتو

هق زدم
- بابامو میخوام

سر تکون داد
- آماده شو میبرمت پیشش!

تو یه لحظه انگار دنیا رو دادن بهم..

تند صورتمو پاک کردم
- قول؟

صورتش سرد و یخی شده بود..
• · · · · · · • ‌✣ • · · · · · · •
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
2 پارتتتتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! purple_heart🥰


ری اکشن مختلف بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklesgreen_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
بسه دیگه زبون نریز..
تک خنده ای زدم
- حاجیم بدش میاد از دلبری کردن؟
نفسشو کلافه بیرون داد
+ صدبار گفتم اسممو صدا بزن حاجی، حاجی نکن خوشم نمیاد
با طنازی دستشو کشیدم
- ولی من دوست دارم به شوهر بداخلاقم حاجی بگم..
با دیدن چیزی که تو دستم بود طاقت نیاورد یهو...sob🤣fire
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_103

فقط سر تکون داد
حرفی نزد..

حس می‌کردم از دستم عصبیه

ولی الان هیچی جز رسیدن و دیدن بابا برام مهم نبود..

مسیحم مهم بود

اعتراف سختی بود

با خودم که رودوایسی نداشتم.

کاراش، رفتاراش، حرکتاش، همه چیش توجهمو جلب می‌کرد..

سریع رفتم داخل اتاق

لباسامو تند تند عوض کردم

اومدم بیرون

دیدم با اخم غلیظی تکیه داده به دیوار..

رفتم جلو..

دماغمو بالا کشیدم
- بریم؟

سر تکون داد

نگاه اخمالودی بهم انداخت و اشاره زد

همین که قدم اول و برداشتم

صدای بانو اومد
- مسیح پسرم کجا دارین میرین این وقت شب؟

مسیح به من اشاره کرد برم

و خودش برگشت به طرف بانو..
• · · · · · · • ‌✣ • · · · · · · •
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_104

سوار ماشین شدم

با استرس ناخونمو می جوییدم

فکرم پیش بابا بود

سالم بود که مسیح می‌خواست منو ببره پیشش نه؟

با همین فکر خودمو آروم کردم

کمی بعد اومد

پشت فرمون نشست و ماشین و روشن کرد..

چرا حرف نمیزد؟

لب زدم
- مسیح؟

نیم نگاهی به نشونه اینکه حرفمو بزنم به سمتم انداخت

حتی جوابمم نداد..

اخمی کردم

مثلا الان قهر کرده بود؟

تند گفتم
- چرا حرف نمیزنی؟

خشک گفت
- مگه حرفیم بزنم قبول داری؟

دهنم باز موند..

پس دلخور شده بود!
مرد گنده

با یه حرف من اونم تو ناراحتی اینجوری رفتار می‌کرد؟

بهت زده لب زدم
- قهری؟

اخمی کرد
- نه!
• · · · · · · • ‌✣ • · · · · · · •
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_105

جلوی یه سوله نگه داشت..

با تعجب به اطرافم نگاه می کردم

خارج از شهر
یه جای پرت..

اینجا چیکار می‌کردن؟

به مسیح چسبیدم، داشتم می‌ترسیدم

سکوت بود
صدای گرگ و روباه می اومد..

وسط بیابون اخه؟

پچ زدم
- مسیح اینحا کجاست؟

با اخم نگاهم کرد

تند گفت
- وقتی حرف آدمو نمیفهمی باید اینجور جاها هم بیارنت!

دهنم بسته شد..

جلو تر رفتیم

در سوله رو باز کرد و اول منو فرستاد داخل

قدم اول و برداشتم

با دیدن دم و دستگاها و آدمای پشت سیستم چشمام تا انتها گرد شد..

با باز شدن در

سرشون به سمت ما چرخید..

یکیشون گفت
- مسیح تو اینجا چیکار میکنی؟
دختر سرهنگه؟

• · · · · · · • ‌✣ • · · · · · · •
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#بادیگارد_دو_روزهه 🫧name_badgescream
#پارت_106

با همین حرف پسره

نگاهای همه به سمت من چرخید..

بیشتر به مسیح چسبیدم، حس غریبی داشتم به نگاهشون..

آدم اجتماعی نبودم

البته بودما
ولی نه بین تعداد زیادی پلیس..

که همشونم باهم نگات کنن و نتونی نفس بکشی

مسیح سر تکون داد
- اره

یکی دیگه از مردا جلو اومد و با اخم گفت

- چرا آوردیش اینجا
نمیدونی خطره؟

مسیحم اخمی کرد

به سمتش برگشت و تند گفت
- خودم میدونم زنمو کجا ببرم، کجا نبرم!

چشمام گرد شد

همشون می‌دونستن من زنشم؟

گونه ام رنگ گرفت

لابد می‌دونستن زن، یعنی همون صیـ..ـغه چند ماهه که برای مراقبت کردن ازم بود..

خشک ادامه داد
- چه خبر از سرهنگ؟

با استرس و منتظر نگاهشون کردم که با این حرف مسیح یهو همه ساکت شدن..

• · · · · · · • ‌✣ • · · · · · ·
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
پارت_جدیددددددد...!fireheart️‍fire🤫
#در_حذفیات_گذاشته_شدangerpoint_down



پارت جدید رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/DEBIJJCB0KFUYBCNNJEOSODNXNTRGBEY

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ خرداد
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
#پارت_کامل_PDFرمان eyesangerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
رمان بادیگارد دو روزه ...😜😈
10Kدنبال کننده
رمان بادیگارد دو روزه دو روزه
رمان ببخشید شما قندی خاطر خاهتم لعنتی عروسک کوچولو مرد دیونه ی من تو ناموس منی بچه آرایشگر خشن من ارایشگر خشن من عروس خان آشور بی قرار توام بچه مدرسه ای بادیگارد دوروزه شریک نامزدم میشه بخورمت شیطون نباش تدریس مخفیانه خلبان غیرتی اقازاده غیرتی ژیکان دوشیزه جراح روانپریش
مشاهده کانال پیام‌رسان