رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
11Kدنبال کننده
بهترین رمان عاشقانه snowflake️⛓️ فرهنگی فرنگی چموش مجبوری عاشقم باشی رئیس بیمارستان رییس بانک جذاب صاحبکار تعصبی املاکی شارلاتان طلا فروش جذاب من استاد خبیث من پسر پولدار دانشگاه به من نگو سلیطه این سرباز کراشمه فیگور بیا قوربونت بشم پلیس غول بیابونی کره بادوم زمینی عملیات کبری اسپانسر من
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
بسه دیگه زبون نریز..
تک خنده ای زدم
- حاجیم بدش میاد از دلبری کردن؟
نفسشو کلافه بیرون داد
+ صدبار گفتم اسممو صدا بزن حاجی، حاجی نکن خوشم نمیاد
با طنازی دستشو کشیدم
- ولی من دوست دارم به شوهر بداخلاقم حاجی بگم..
با دیدن چیزی که تو دستم بود طاقت نیاورد یهو...sob🤣fire
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
KoLaH.BaRdAr.KoJoLojoyx
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_155
برگشتیم خونه!

+ اتاق نداره کهه، کدوم اتاق و بردارم براش ؟!

لب زد
- اون کنار اتاق خودتون اون و بردار
سر تکون دادم

وسایلاشو بردم تو که اومد جلوی چارچوب

+ دختره خنگ!
با تعجب سر بالا آوردم

+ تا چهار پنج سالگی پیش شما می‌خوابه شبا ، نمیدونستی؟

چشمام گرد شد
- خب میخوابونم می‌زارم توی اتاق بعد میرم توی اتاق خودمون

لب زد
+ نمیشه ، بچه اصلا تا دو سه سالگی نصف شب شیر میخوره..

راست می‌گفت
- ببرم وسایلاشو اتاق خودمون؟

اره ای گفت
+ولی شاهان دعوا می‌کنه ها

گوشه چشماش چین خورد
لب زد
- حق داره مادر، زن به این دلبری داره، چرا شبا باید دل ازش بکنه

خجالت کشیدم
لپام گل انداخت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_156


+ نگا چه خجالتم می‌کشه !

- برو غذا بار بزارم

سرش و تکون داد و آروم خندید
- باشه برو

فورا از دیدش محو شدم
رفتم داخل آشپزخونه

دلم تنگ شده بود برای شاهان
میخواستم هرچه زودتر بیان خونه

دخترمو بغل کنم
بوش کنم

همه این چند ماه که از خونه فرار کردم،. فقط دخترمو داشتم

لبم باز شد
چشمام برق زد

اصلا امید هر خونه ای دختر خونه بود

کسایی که دختر نداشتن ، زندگی نداشتن.
بوق خورد

ولی جواب نداد
قطع شد
پوفی کشیدم

دلم شور میزد

برای چی جواب نداد

زنگ نزدم
گوشی رو گذاشتم روی اپن

رفتم سراغ برنج
که برنج دم بزارم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۴ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_157

برنج و آروم بار گذاشتم
همش یه استرسی داشتم
یه اضطرابی داشتم
خودم و با کارا مشغول کردم

مرغ و برنج گذاشتم
سیب زمینی رو خورد کردم و سرخ کردم

سوپ درست کردم

فقط میخواستم خودم و مشغول کنم گذر زمان بگذره.

پوفی کشیدم
نشستم

سالاد گرفتم
تزئیینش کردم
توی فکر و خیال بودم
فکرم همه جا بود

سرم و بالا آوردم که با دیدن ساعت مات شدم

چشمام گرد شد
چهار ساعت گذشته بود

دستم و سریع شستم

اومدم از روی اپن ، گوشی رو تقریبا چنگ زدم

نگران شده بودم
به شدت

"مشترک مورد نظر خاموش می‌باشد"

با این صدا قلبم میخواست از جاش در بیاد
یعنی چی

چرا گوشی رو جواب نمیداد
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۵ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_158

بلند شدم
با قدمای بلند ، با عجله سمت اتاق رفتم
مامانش توی اتاق بود

داشت با گوشی حرف میزد

وضعیت منو که دید قطع کرد گوشی رو

+ چی شده!؟

نگران گفتم
- شاهان جواب نمیده چرا؟!

لب زد
+ نگران نباش مادر ، شاهان بچه نیست که ، حتما گوشیش یه طوری شده..

راست می‌گفت
ولی آخه خیلی دیر نکرده بودن؟

نگران نشستم کنارش
+ خیلی نگرانی انگار؟!

مادرا خیلی خوب بودن
همه چی رو میخوندن از صورت بچه هاشون

سرم و تکون دادم
لب زدم
- خیلی!

+ وایسا با منشی بیمارستان اشنام ، زنگ بزنم بپرسم.

گوشی رو ، روی اسپیکر گذاشت

بعد چند بوق جواب داد
- بله؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_159

- سلام ستاره جان خوبی؟!

منشی لب زد
+ سلام ممنونم شما؟!

- مادر شاهانم!

یهو صدای هول شده دختره اومد
+ سلام حال شما خانوم، مادر آقای رئیسین؟!

خیلی خوب بود
اصلا خودش و نمی‌گرفت
- اره عزیزم ، میگم ستاره شاهان اونجا بود؟!

ستاره گفت
+بله اینجا بودن ، اینجا رو به هم ریختن رفتن ..

به هم ریختن؟
برای چی؟

دیگه داشتم کم می آوردم
با استرس آروم لبم و گاز گرفتم

- برای چی؟! چی شده بود مگه ؟!

ستاره:
+ بیمارستان کلا به هم ریخته، یه بچه کلا غیب شده!

قلبم وایساد
یه بچه غیب شده بود؟!

یعنی چی؟!
چشمام پر اشک شد
چی می‌گفت

بچه من که نبود؟
چرا شاهان جواب نمی‌داد

گوشی رو چنگ زدم از دستش
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_160



پارت 160 رمانمون به دلیل صـ‌‌ ـحنه های عاشقانش ‌🤫no_pedestrians چنل زیر میزاریمheartpoint_down🏾

https://rubika.ir/joinc/EFGIJBEI0CMKDQMZGXTJWYYOVIVUGNNV

بدون محـ ـدودیت بخون...hotspringssee_no_evil #سنجاقهpoint_up🏿


بکوب رو پیوستن از پارتهای بعدی جا نمونیkissing_heartpoint_down
┄┄┅┄•°cherry_blossomleaves🫧°•┄┅┄┄
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_160

گذاشتم کنار گوشم
با صدای لرزومی گفتم
+ خانوم توروخدا بگین بچه کی بود ، چی بود !

تعجب کرده بود انگار
بند دلم داشت پاره میشد
تموم زندگیم بود بچه ام..

لب زد
+ بچه ی کسی نبود ، نمی‌دونم فقط رئیس آشفته شده بودن.

دخترم بود
بیخود که دلم شور نمیزد‌
وا رفتم

گوشی از دستم افتاد
چشمام سیاهی رفت یه لحظه.

گیج و منگ بودم
مادرش ترسیده نگام کرد و آروم زد روی صورتم
+ دخترم حالت خوبه؟

حالم؟
خوب؟

عالی بودم اصلا!
داشتم بالا می اوردم

+ بچه امه، به خدا بچه ی منه گم شده..

بلند شدم
پاهام واضح می‌لرزید

آروم گفت
- نیست ، به دلت بد راه نده اشتباه شده..
اهمیت ندادم

سمت مانتو شلوارم رفتم

چنگ زدم و حتی نمی‌دونم چجوری فقط تنم کردم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_161

صدام میزد
همش میخواست آرومم کنه
آروم باشم؟!

چجوری میتونستم آروم باشم؟؟

نمیدونم چی پوشیدم
فقط آماده شدم
انقدر‌ هول شده بودم هیچی برنداشتم
نه پول نه گوشی ..

دوییدم بیرون
بیرون از خونه ، ‌وسط خیابون رفتم
تاکسی ها شوارم نمیکردن

حالم بد بود
بغض گرفته بود گلومو

چرا کسی سوارم نمیکرد؟
میخواستم بشینم وسط خیابون گریه کنم
که یکی وایساد

یه پراید بود
فورا سوار ماشینش شدم

+ کجا میرین خانوم؟!

آدرس و دادم
- با سرعت میری اقا؟
با بغض گفتم

انگار که دلش سوخته باشه سر تکون داد
پاشو گذاشت روی گاز

گره ی روسری که سرم بود و شل کردم
داشتم خفه میشدم

یه چیزی داشت خفه ام میکرد
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_162

جلوی بیمارستان وایساد

دستم رفت روی دستگیره
که باز کنم
قفل کرد

+ خانوم کرایه اول؟!

کرایه ؟ من که چیزی نیاورده بودم.
نالیدم
- چیزی نیاوردم

برگشت عقب و بدجور اخماش و کشید توی هم
با دندونای قفل شده گفت
+ وقت من بیخود نیست این همه راه گذشاتم ، زنگ م..

ادامه حرفاش و نشنیدم

فقط انگشتر طلامو، انگشتری که شاهان خریده بود در آوردم از دستم

گرفتم سمتش
+ بیا آقا

سکوت کرد
+ تورو خدا قفل و بزن

انگشتر و گرفت و قفل و زد

الان چیز با ارزش تری از انگشتر داشتم ، انگشتری که هدیه از طرفش بود مهم نبود الان بچه ام مهم بود

دوییدم توی بیمارستان
به نگاه های بقیه اهمیتی ندادم

تند تند پله هارو بالا رفتم و در و باز کردم و رفتم داخل

نفس نفس میزدم

منشی نبود
سمت دستگاه هایی که بچه ها رو میزاشتن داهلش دوییدم.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
پاررررتت....!  جدیددددد بقولید قلبامممم..! hearteyes🥰


ری اکشن مختلت بذارین انرژی بگیرم پارت بعدی بذارم براتون...! 🥺sparklescherry_blossom
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
#پارت_کامل_PDFرمان 🩷angerfire
#پـــــارت1 تــا پـــــــارت آخـــر



بـرای دریافت تـمـامـی پـارـــت هـا smiling_impfire
در سـایــت زیـر ثبـت نـام کـنـیـدpoint_down🏻

Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire
Download Part (PDF) point_left🏼fire

برای پــی دی آف کــامــل ضربه بزن point_up_2fire

بـخـاطــر heart️ حـتمـا بـایـد بـالـای 18 سـال داشتــه بـاشـید اگـر نـداریـد بـا اکانت پـدر یـا مــادر وارد شــویــد
سـایـت معـتـبر و هـیـچ مـشکـل پـیـش نـمـیـاد credit_cardfire
#تـبـلـیـغــاتــتــتت‌نــیـــســتتتتت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
11Kدنبال کننده
بهترین رمان عاشقانه snowflake️⛓️ فرهنگی فرنگی چموش مجبوری عاشقم باشی رئیس بیمارستان رییس بانک جذاب صاحبکار تعصبی املاکی شارلاتان طلا فروش جذاب من استاد خبیث من پسر پولدار دانشگاه به من نگو سلیطه این سرباز کراشمه فیگور بیا قوربونت بشم پلیس غول بیابونی کره بادوم زمینی عملیات کبری اسپانسر من
مشاهده کانال پیام‌رسان