حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
1Kدنبال کننده
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ الْحُسَین
صَلَّی اللَّهُ عَلِیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الحُسَیْنُ
جملات نابok_hand
سخنان ناب و زیبا از بزرگانheart
نصایحsparkles
حکایت و داستان های و آموزندهstar2
اشعار نابdizzy
کپی کردن و فوروارد کردن با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد
point_downبه ما بپیوندید point_downpoint_down
Rahman_Gh_Pa2713
مشاهده کانال پیام‌رسان
دانلود روبیکا
۶ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
هر کسی هرجایی چنین جسمی دیدpoint_up️ بدون اینکه بهش دست بزنه گزارش بده100100

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
اینم از اون ۲ دقیقه‌ای‌هایی هست که کلمه به کلمه‌اش حقه

بخاطر امنیت زودگذر ما رو به ناامنی مستمر مبتلا نکنید. کاری کنید دیگه جرات نکنه حمله کنه.

ـــــــــــــــــــــــrotating_light
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
#حکایت_از_بزرگوار_(ابوسعید ابوالخیر)

​موضوع: شرط مسلمانی
✍️​روزی ابوسعید ابوالخیر با مریدانش از کنار خرابه‌ای می‌گذشت. سگی را دیدند که در میان زباله‌ها خفته بود. یکی از مریدان سنگی به سوی سگ پرتاب کرد.
ابوسعید برآشفت و گفت: «چرا چنین کردی؟»
مرید گفت: «شیخا، سگی ناپاک بود!»
ابوسعید گفت: «آن سگ به زبان حال با من گفت: من از آن رو سگ شدم که آفریدگارم چنین خواست؛ تو چه کردی که انسان شدی؟ آیا به جز آزارِ منی که اختیاری در سگ بودنم ندارم، هنری داری؟»


#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
#تاجر_و_راهب؛_بهای_آرامش

✍️​تاجری ثروتمند در سفرش به کوهستان، راهبی را دید که زیر درختی نشسته و با آرامشی عجیب به افق خیره شده است. تاجر که همیشه در اضطرابِ سود و زیان بود، پرسید: «ای مرد، چطور این‌قدر آرامی؟ من با این‌همه ثروت، شب‌ها خواب ندارم.»
​راهب لبخندی زد و گفت: «من رازی دارم. هر روز که بیدار می‌شوم، تصور می‌کنم امروز آخرین روز زندگی من است. پس فقط به دنبال چیزهایی می‌روم که ارزشِ ابدی داشته باشند.»
تاجر با تمسخر گفت: «اگر من هم مثل تو فکر کنم، تمام تجارتخانه‌هایم ورشکست می‌شوند!»
​سال‌ها گذشت. تاجر در بستر بیماری بود و طبیبان از او قطع امید کردند. ناگهان به یاد حرف راهب افتاد. تمام فرزندان و شرکایش را جمع کرد و گفت: «من تمام عمرم را صرف جمع کردنِ چیزی کردم که امروز حتی یک نفس به من اضافه نمی‌کند. تمام اموالم را بین فقرا تقسیم کنید.»
در همان لحظه، حالِ تاجر رو به بهبودی رفت. او نمرد، اما وقتی بلند شد، دیگر آن تاجرِ مضطرب سابق نبود. او فهمیده بود که ثروت، «ابزار» زندگی است، نه «هدف» آن. او یاد گرفت که مثل راهب، طوری زندگی کند که گویی هر لحظه، آخرین فرصت برای مهربانی است.


#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۶ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
#داستانی_زیبا_آموزنده

✍️معلم دخترک را صدا زد تا انشایش را با
موضوع علم بهتر است یا ثروت بخواند،

دخترک با صدای لرزان گفت ننوشته ام!
معلم اورا با خط کش چوبی تنبیه کرد،

دخترک در حالی که دستهای قرمز و باد
کرده اش را به هم میمالید زیر لب گفت:

ثروت بهتر است، چون اگر داشتم
دفتری میخریدم و انشایم را مینوشتم.



#مرگ_بر_امریکا
#حکایت #قضاوت_نکردن

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
movie_camera فیلم دستگیری و اعتراف جاسوسی که وعده داده بودیم.../ از جاسوسی برای رسانه‌های اسرائیل تا توهین به مقدسات...

small_blue_diamondبا رصد شبانه روزی پاسداران سازمان اطلاعات سپاه، مزدور رسانه‌ای اسرائیل در کم‌تر از ۲۰۰ دقیقه پس از ارسال و انتشار ویدیو برای شبکه‌های معاند صهیونیستی، با اشراف اطلاعاتی و امنیتی پاسداران سازمان اطلاعات سپاه، دستگیر شد.

#مرگ_بر_امریکا
#مرگ_بر_اسرائیل_مرگ_بر_منافق


https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
memoجمله ای زیبا از حضرت علی(علیه‌السلام)heart️‍fire

نه سفیدی بیانگر زیبایی است..
و نه سیاهی نشانه زشتی..
کفن سفید اما ترساننده است
و کعبه سیاه اما دوست داشنتی است...
انسان به اخلاقش هست نه به مظهرش....
قبل از اینکه سرت را بالا ببری و نداشته هات را به پیش الله گلایه کنی..
نظری به پایین بینداز و داشته هات را شاکر باش
انسان بزرگ نمیشود ، جز به وسیله ی فكرش ، شریف نمیشود ، جز به واسطه ی رفتارش ،
و قابل احترام نمیگردد ، جز به سبب اعمال نیكش.

#حکایتهای_شنیدنی

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۸ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
sparklessparkles

white_check_mark تلنگر

✍ﺧﻴﻠﯽ ﻭﻗﺖ‌ﻫﺎ ﺣﻖ ﺁﺩﻣﻮ ﻧﺎﺣﻖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻦ، ﺍﺫﻳﺖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻦ، ﺍﻟﮑﯽ ﺗﻬﻤﺖ ﻣﯽ‌ﺯﻧﻦ، ﺑﺮﺍﺕ ﭘﺎﭘﻮﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻦ، ﻣﺪﺭﮎ ﺳﺎﺯﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻦ ﻭ ﺗﻮ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯽ‌ﮐﻨﯽ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺍﺯ ﺣﻘﺖ ﺩﻓﺎﻉ ﮐﻨﯽ، ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﯽ ﺣﻘﺖ ﺿﺎﻳﻊ ﺷﺪﻩ.

ﺍﻳﻦ ﻭﻗﺖ‌ﻫﺎ ﻳﻪ ﺁﻳﻪ ﻣﻴﺎﺩ ﺳﺮﺍﻏﺖ، ﺍﺯﺕ ﺣﻤﺎﻳﺖ ﻣﯽ‌ﮐﻨﻪ ﻭ ﺍﮔﻪ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﺨﻮﻧﻴﺶ، ﻧﺠﺎﺗﺖ ﻣﯽ‌ﺩﻩ، ﺩﻳﺮ ﻳﺎ ﺯﻭﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﻟﯽ ﺳﻮﺧﺖ ﻭ ﺳﻮﺯ ﻧﺪﺍﺭﻩ.

sparkles ﻟﺎ ﺗَﺤْﺰَﻥْ ﺇِﻥ ﺍﻟﻠﻪَ ﻣَﻌَﻨﺎ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ، ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ

books( ﺁﻳﻪ ۴۰ سوره ﺗﻮﺑﻪ)

#حکایتهای_شنیدنی

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۱۹ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
✍نقل است ...

جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم!
قفل اوّل این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اوّل، نمازت را اوّل وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اوّل وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اوّل وقت بخوان!

جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟! شیخ نخودکی فرمود: نماز اوّل وقت «شاه کلید» است
احمد ڪـافی

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
سلام
diamond_shape_with_a_dot_inside #حدیث_روز

small_orange_diamondامام صادق علیه السلام: كُونُوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ ألسِنَتِكُم ، لِيَرَوا مِنكُمُ الوَرعَ و الاجتِهادَ و الصَّلاةَ و الخَيرَ ، فإنَّ ذلكَ داعِيَةٌ .

small_blue_diamondمردم را به غير زبان خود دعوت كنيد، تا پارسايى و كوشايى در عبادت و نماز و خوبى را از شما ببينند؛ زيرا اينها خود دعوت كننده است.

books الكافي : ج۲ ص۷۸ ح۱۴

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
maple_leafmaple_leaf
روزی شاگردی از استاد خود پرسید:
سم چیست؟
استاد به زیبایی پاسخ داد:
هرآنچه که بیش از نیاز و ضرورت ما
باشد، سم است!
مانند: قدرت، ثروت، ایگو، بلند پروازی، عشق، نفرت و یا هر چیز دیگری.

شاگرد بار دیگر پرسید:
استاد، حسادت چیست؟
استاد ادامه داد:
عدم پذیرش داشته‌ها و موقعیت‌های خوب در دیگران.
و اگر ما آن خوبیها در دیگران را
بپذیریم، به الهام و انگیزه تبدیل
خواهد شد...

شاگرد: خشم چیست؟
استاد: رد و عدم قبول چیزهایی که
فراتر از کنترل و توانایی ما است...
اگر ما آن را پذیرا باشیم، این ویژگی
به صبر و شکیبایی بدل خواهد شد..

شاگرد: نفرت چیست؟
استاد: عدم پذیرش شخص به همان صورتی که هست.
و اگر ما شخص را بدون قید و شرط
پذیرا باشیم، این‌نفرت به‌عشق تبدیل خواهد شد!

#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
red_circle ماجرای شنیدنی هندویی که اعدامش حتمی بود و به دست امام زمان نجات یافت!


🎙حجت‌الاسلام بندانی

#مرگ_بر_امریکا
#دانستنی

به کانال عجایب|دانستنی و حکایت star2برتر بپیوندیدpoint_down

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
rotating_lightخانمی که بخاطر کشف‌حجاب پرونده کیفری داشته...

o️حالا چفیه انداخته روی سرش، وایستاده توی ایست بازرسی!

✍خدا رحمت کند شهید اندیشمند سپهبد حسین سلامی را که انگار این روزهای ما را به وضوح می‌دید که قاطعانه گفت: «به دشمنان می‌گوییم با همین جوانانی که فریب شما را خورده‌اند، به سراغتان خواهیم آمد؛ این جوانان به دامن ملت برمی‌گردند و شما را به زودی خواهند شناخت؛ ما با همین‌ها انتقام خواهیم گرفت»

.#اخبار #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۵ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
🦋00🩵00🦋


برای سلامتی و ظهور آقا صاحب‌الزمان(عج)blue_heart
5 شاخه‌گل صلوات هدیه کنید🩵

اللهم صل علی محمد و آل محمدheart
اللهم عجل لولیک الفرج green_heartherb

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
link https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۲۷ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
diamonds️جاده رویایی ارومیهheart_eyes

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۳۱ فروردین
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
ماکان ۷ ساله بودbroken_heart
شهید شد و پیکرش زیر آوار ماند؛
مفقودالاثر در بهشت...

#مرگ_بر_امریکا
#مرگ_بر_اسرائیل

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ اردیبهشت
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
#حکایتی_زیبا_آموزنده

#شیخ_بهایی:herb

✍️می‌گویند روزی شیخ بهایی در راهی می‌رفت. به مردی رسید که کنار جاده نشسته بود و پیوسته از تنگدستی و بدشانسی خود شکایت می‌کرد. شیخ لحظه‌ای ایستاد و گفت:
«ای مرد، اگر به تو بگویند چشمانت را بده و هزار سکه طلا بگیر، می‌پذیری؟»
مرد گفت: «هرگز!»
گفت: «دستانت را بده و هزار سکه دیگر بگیر؟»
مرد گفت: «نه!»
گفت: «پاهایت را بده و هزاران سکه بگیر؟»
مرد گفت: «نه، این چه سخنی است؟»
شیخ تبسمی کرد و گفت:
«پس تو گنجی داری که به هزاران سکه نمی‌فروشی، آن‌گاه خود را فقیر می‌خوانی؟ فقر آن نیست که در کیسه‌ات زر نباشد، فقر آن است که قدر داشته‌هایت را ندانی.»
مرد سر به زیر انداخت و دیگر شکایت نکرد.

sparkles پیامش ساده است: بسیاری از ما دارایی‌هایی داریم که اگر قیمت بگذارند، با هیچ مالی عوضشان نمی‌کنیم؛ اما چون رایگان به ما داده شده‌اند، قدرشان را نمی‌دانیم.

#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ اردیبهشت
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
#حکایتی_زیبا_خواندنی

✍️به بهلول گفتند که :
فلانی هنگام تلاوت قرآن،
چنان از خود بیخود می شود که غش می کند...

بهلول گفت :
او را بر سر دیوار بلندی بگذارید،
تا قرآن تلاوت کند،
اگر غش کرد،
در عمل خود صادق است..!

sparklesبرای شناختن آدم ها،
آنها را باید در شرایط سخت و جنجالی قرار داد تا چهره واقعیشان را بشناسید...


#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
۹ اردیبهشت
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
#داستان_آموزنده

#روزی_رسان

✍️درویشی با شاگرد خود دو روز بود که در خانه گرسنه بودند.  شاگرد شبی زاری کرد و درویش گفت: «صبور باش، فردا خداوند غذای چربی روزی ما خواهد کرد.» فردا صبح به مسجد رفتند. بازرگانی دیدند که در کاسه‌هایی عسل و بادام ریخته و به درویش‌های مسجد می‌داد. به هر یک از آنها هم کاسه‌ای داد.  درویش از بازرگان پرسید: «این هدیه‌ها برای چیست؟»

بازرگان گفت: «هفت روز پیش مال‌التجاره عظیم و پرسودی از هندوستان در دریا می‌آوردم. به ناگاه طوفان عظیمی برخواست و ترسیدم. بادبان‌ها کم بود بشکند و خودم با ثروتم طعمه ماهی‌های دریا شویم. دست به دعا برداشته از خدا خواستم باد را فرو نشاند تا من به سلامت به ساحل برسم و صد درویش را غذایی شاهانه بدهم. دعای من مستجاب شد و باد خاموش شد و این نذرِ آن روز طوفانی است.

درویش رو به شاگرد خود کرد و گفت: «ای پسر! یقین کن خداوند اگر بخواهد شکم من و تو را سیر کند، طوفانی چنین می‌فرستد بعد فرو می‌نشاند تا ما را شکم سیر کند. بدان دست او روزی رساندن سخت نیست.»


#مرگ_بر_امریکا
#حکایت

ڪانــــــــال‌حکایت و داستان های شنیــــــــ‌دنیpoint_down

https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
https://rubika.ir/Rahman_Gh_Pa2713
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA
حکایت و داستان های آموزنده
حکایت و داستان های آموزنده
1Kدنبال کننده
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللهِ الْحُسَین
صَلَّی اللَّهُ عَلِیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الحُسَیْنُ
جملات نابok_hand
سخنان ناب و زیبا از بزرگانheart
نصایحsparkles
حکایت و داستان های و آموزندهstar2
اشعار نابdizzy
کپی کردن و فوروارد کردن با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد
point_downبه ما بپیوندید point_downpoint_down
Rahman_Gh_Pa2713
مشاهده کانال پیام‌رسان