۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
+سپهراد 32 سالته!!!کی میخوای زن بگیری؟؟؟
با صدای بابا به خودم اومدم
خیره ی دختر دوستش شدم که بعد از مرگ پدر و مادرش با ما زندگی میکرد..
همون لحظه صدای لطیفش اومد که به بابام گفت
_عمو منو میبری مدرسه؟
قبل از اینکه بابام حرفی بزنه از جا پاشدم و پچ زدم
+خودم میبرمت...flushedno_mobile_phones
https://rubika.ir/joinc/EFGIHEFE0TXCAVSELIEBDTWHRNJDONZM
با صدای بابا به خودم اومدم
خیره ی دختر دوستش شدم که بعد از مرگ پدر و مادرش با ما زندگی میکرد..
همون لحظه صدای لطیفش اومد که به بابام گفت
_عمو منو میبری مدرسه؟
قبل از اینکه بابام حرفی بزنه از جا پاشدم و پچ زدم
+خودم میبرمت...flushedno_mobile_phones
https://rubika.ir/joinc/EFGIHEFE0TXCAVSELIEBDTWHRNJDONZM
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
+مطمعنی میخوای عقدت بشه؟
رو به رفیقم لب زدم
_اره ولی بابا مخالفه...
+چرا؟
_میگه 7سال ازت بزرگتره...
خواست جواب بده که با شنیدن صدای دختر و پسری که میخندیدن خون تو رگام جمع شد
صدای خندش چقدر شبیه ریحانه بود.
بلند شدم و سمت صدا رفتم کهflushedxfire
https://rubika.ir/joinc/EFGIHEFE0TXCAVSELIEBDTWHRNJDONZM
رو به رفیقم لب زدم
_اره ولی بابا مخالفه...
+چرا؟
_میگه 7سال ازت بزرگتره...
خواست جواب بده که با شنیدن صدای دختر و پسری که میخندیدن خون تو رگام جمع شد
صدای خندش چقدر شبیه ریحانه بود.
بلند شدم و سمت صدا رفتم کهflushedxfire
https://rubika.ir/joinc/EFGIHEFE0TXCAVSELIEBDTWHRNJDONZM
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_161
صدام میزد
همش میخواست آرومم کنه
آروم باشم؟!
چجوری میتونستم آروم باشم؟؟
نمیدونم چی پوشیدم
فقط آماده شدم
انقدر هول شده بودم هیچی برنداشتم
نه پول نه گوشی ..
دوییدم بیرون
بیرون از خونه ، وسط خیابون رفتم
تاکسی ها شوارم نمیکردن
حالم بد بود
بغض گرفته بود گلومو
چرا کسی سوارم نمیکرد؟
میخواستم بشینم وسط خیابون گریه کنم
که یکی وایساد
یه پراید بود
فورا سوار ماشینش شدم
+ کجا میرین خانوم؟!
آدرس و دادم
- با سرعت میری اقا؟
با بغض گفتم
انگار که دلش سوخته باشه سر تکون داد
پاشو گذاشت روی گاز
گره ی روسری که سرم بود و شل کردم
داشتم خفه میشدم
یه چیزی داشت خفه ام میکرد
🪴sparkles
#parT_161
صدام میزد
همش میخواست آرومم کنه
آروم باشم؟!
چجوری میتونستم آروم باشم؟؟
نمیدونم چی پوشیدم
فقط آماده شدم
انقدر هول شده بودم هیچی برنداشتم
نه پول نه گوشی ..
دوییدم بیرون
بیرون از خونه ، وسط خیابون رفتم
تاکسی ها شوارم نمیکردن
حالم بد بود
بغض گرفته بود گلومو
چرا کسی سوارم نمیکرد؟
میخواستم بشینم وسط خیابون گریه کنم
که یکی وایساد
یه پراید بود
فورا سوار ماشینش شدم
+ کجا میرین خانوم؟!
آدرس و دادم
- با سرعت میری اقا؟
با بغض گفتم
انگار که دلش سوخته باشه سر تکون داد
پاشو گذاشت روی گاز
گره ی روسری که سرم بود و شل کردم
داشتم خفه میشدم
یه چیزی داشت خفه ام میکرد
🪴sparkles
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
-بیا کـرواتمـو درست کن...
پاورچین نزدیکش شدم:
+ مثلا عقدتم، ولی تنها کاری ک برات میکنم، درست کردن کـرواتته!
دیروز همسایه فکر کرد من شوهر ندارم ومنو برا پسرش خواستـ.گاری کرد..
با شنیدن حرفم خشـن هولم داد گفت:
- ب خاک سیاه میشونمشون...
یهو برگشت سمتم:
- ولی اول تو باید برای خوشگلیات بهم حساب پس بدی... 🥹🤌🏼firex🧨
https://rubika.ir/joinc/DEIDEGDG0APFCKEGSFVPRNZVOFDKZCUG
#رمانفولهیجانییییstuck_out_tongue_winking_eyefire
پاورچین نزدیکش شدم:
+ مثلا عقدتم، ولی تنها کاری ک برات میکنم، درست کردن کـرواتته!
دیروز همسایه فکر کرد من شوهر ندارم ومنو برا پسرش خواستـ.گاری کرد..
با شنیدن حرفم خشـن هولم داد گفت:
- ب خاک سیاه میشونمشون...
یهو برگشت سمتم:
- ولی اول تو باید برای خوشگلیات بهم حساب پس بدی... 🥹🤌🏼firex🧨
https://rubika.ir/joinc/DEIDEGDG0APFCKEGSFVPRNZVOFDKZCUG
#رمانفولهیجانییییstuck_out_tongue_winking_eyefire
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
- خفه شو فقط دهنتو ببند لعنتیییی! ترسیده هق زدم: - اروم باش الان سکته میکنی.. یهو مخکم بغلم کرد: - کاش سکته کنم و نبینم که زنم درخواست طلاق داده! ترسیده نگاهش کردم که با جنون تکونم داد: - تو مال منی، تا اخر عمرت جات همینجا تو بغل شوهرته و یهووو..🫂no_mobile_phoneslink
https://rubika.ir/joinc/DEIDEGDG0APFCKEGSFVPRNZVOFDKZCUG
https://rubika.ir/joinc/DEIDEGDG0APFCKEGSFVPRNZVOFDKZCUG
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
آبیِ مَنdolphin
بیوگرافی blue_heart
پروفایل 🩵
ویسکال🤍
بزن پیوست point_down🏻 🥹
https://rubika.ir/joinc/EDGCAFBG0MXUZNKTAPKJWDQCXPOMQHFK
بیا توی کانال heart_eyes
بیوگرافی blue_heart
پروفایل 🩵
ویسکال🤍
بزن پیوست point_down🏻 🥹
https://rubika.ir/joinc/EDGCAFBG0MXUZNKTAPKJWDQCXPOMQHFK
بیا توی کانال heart_eyes
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
- چشمهاش سبز، موهاش بوره، خودشه آقا؟
یکی از آدمهام بود!!
عکسو به سمتم هول داد با دیدنش خشکم زد.
خودش بود، دختری که آخرین بار با شیطنت برام پیام فرستاده بود و حالا ردشو زدم.
- خودشه.
با تعجب گفت:
- چیکار کنیم آقا؟
به صندلیم تکیه زدم و خیره به عکسش گفتم:
- بیارینش برام...🥵🫣fire
https://rubika.ir/joinc/EBBACECJ0PVSFDVLADKLXSEKVKMBULZP
پشماممممم رمـــــــانشوووو🥶🤯
یکی از آدمهام بود!!
عکسو به سمتم هول داد با دیدنش خشکم زد.
خودش بود، دختری که آخرین بار با شیطنت برام پیام فرستاده بود و حالا ردشو زدم.
- خودشه.
با تعجب گفت:
- چیکار کنیم آقا؟
به صندلیم تکیه زدم و خیره به عکسش گفتم:
- بیارینش برام...🥵🫣fire
https://rubika.ir/joinc/EBBACECJ0PVSFDVLADKLXSEKVKMBULZP
پشماممممم رمـــــــانشوووو🥶🤯
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
+پاشا
منوکشید توی بغلش
- جونم جوجه ؟
با بغض گفتم
+ مامانت گفت یه کاری کنم طلاقم بدی ،طلاقم میدی؟
با حرص صورتم و نگا کرد و غرید
- طلاق نه ولی مامان بچه ام میشی..flushedscreamfire
https://rubika.ir/joinc/EADDGHCH0YXDPYZIBIERAQAHFTLFQTDO
منوکشید توی بغلش
- جونم جوجه ؟
با بغض گفتم
+ مامانت گفت یه کاری کنم طلاقم بدی ،طلاقم میدی؟
با حرص صورتم و نگا کرد و غرید
- طلاق نه ولی مامان بچه ام میشی..flushedscreamfire
https://rubika.ir/joinc/EADDGHCH0YXDPYZIBIERAQAHFTLFQTDO
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
- زنتو فرستادی اسطبلو تمیز کنه؟ حاملست گناه داره
قلبم تیر کشید ، اما حقش بود!
- حقشه ..
همون لحظه یکی وارد شد و داد زد
- خان .. زنتون حالش بده غش کرده
نگران و بی طاقت از جام بلند شدم که...scream🥹x
https://rubika.ir/joinc/EADDGHCH0YXDPYZIBIERAQAHFTLFQTDO
قلبم تیر کشید ، اما حقش بود!
- حقشه ..
همون لحظه یکی وارد شد و داد زد
- خان .. زنتون حالش بده غش کرده
نگران و بی طاقت از جام بلند شدم که...scream🥹x
https://rubika.ir/joinc/EADDGHCH0YXDPYZIBIERAQAHFTLFQTDO
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
#رمان_مهیج_و_بشدتت_هیجانییflushednon-potable_watergrey_exclamation
+ اگه میخوای برچسب بیغیرتی بهت نخوره بیا و خوش غیرتی کن و عقدش کن پسرم!
عصبی دستی به موهام کشیدم:
- سنی نداره! دلم نمیاد عقدش کنم.. مگه بچه بازیه؟
مامان ریز ریز خندید:
+ اونطوری نگاهش نکن یه پا دلبریه برای خودش.. تند سرم رو بالا بردم که با دیدن دو تا تیله مشکیش یهو ..yumno_mobile_phoneskiss
https://rubika.ir/joinc/FBAFIGIG0RWQTSULRSOUAXPMNMOYUZZM
+ اگه میخوای برچسب بیغیرتی بهت نخوره بیا و خوش غیرتی کن و عقدش کن پسرم!
عصبی دستی به موهام کشیدم:
- سنی نداره! دلم نمیاد عقدش کنم.. مگه بچه بازیه؟
مامان ریز ریز خندید:
+ اونطوری نگاهش نکن یه پا دلبریه برای خودش.. تند سرم رو بالا بردم که با دیدن دو تا تیله مشکیش یهو ..yumno_mobile_phoneskiss
https://rubika.ir/joinc/FBAFIGIG0RWQTSULRSOUAXPMNMOYUZZM
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
چوب و بالاتر بردم
خدا زلیلم کنه!!
کدوم ناقص العقلی، لباس زیرشو بدون گیره میندازه رو بند؟!
هیچکس.. فقط از من بر میاد!
کلا مغزم جهش یافته بود، چون نه تنها بدونه گیره انداخته بودم..
بلکه طرح باب اسفنجی هم بود!!
و این سقوط انسانیت در این محله بود، چون همه میشناسنم..
نیست دختره حاجیشونم..
ارادت دارن بهم....
وااااااییییییی نیا ک جر میخوری از خندههه🤣🤣
دختره انقدر خنگه که...xspeak_no_evil
https://rubika.ir/joinc/FBGDFACD0GBSKHLSFETERESZBMUWTAEO
خدا زلیلم کنه!!
کدوم ناقص العقلی، لباس زیرشو بدون گیره میندازه رو بند؟!
هیچکس.. فقط از من بر میاد!
کلا مغزم جهش یافته بود، چون نه تنها بدونه گیره انداخته بودم..
بلکه طرح باب اسفنجی هم بود!!
و این سقوط انسانیت در این محله بود، چون همه میشناسنم..
نیست دختره حاجیشونم..
ارادت دارن بهم....
وااااااییییییی نیا ک جر میخوری از خندههه🤣🤣
دختره انقدر خنگه که...xspeak_no_evil
https://rubika.ir/joinc/FBGDFACD0GBSKHLSFETERESZBMUWTAEO
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رمان رئیس بیمارستان smiling_imp🩺name_badge
#PART_162
ایـن پـارت جـذاب بـه دلـیـل سـکـانـس هـای هـیـجـانـی و قـشـنـگـیـاش داخـل زاپـاس گـذاشـتـه مـیـشـه لـیـنـکـش heart_eyes_catfirepoint_down🏻
https://rubika.ir/joinc/CJGCFJBJ0SCTBFACMCLCTBQYNPFXJNWY
https://rubika.ir/joinc/CJGCFJBJ0SCTBFACMCLCTBQYNPFXJNWY
ایـن پـارت در چنـل قـرار نمـیـگیـره 🥲warning️
به هیچ وجـه از دسـتش ندیـد ایـن پارتـو ghostfist🏼
سـریـع عـضـو بـشـیـدbangbang️🥵x
#PART_162
ایـن پـارت جـذاب بـه دلـیـل سـکـانـس هـای هـیـجـانـی و قـشـنـگـیـاش داخـل زاپـاس گـذاشـتـه مـیـشـه لـیـنـکـش heart_eyes_catfirepoint_down🏻
https://rubika.ir/joinc/CJGCFJBJ0SCTBFACMCLCTBQYNPFXJNWY
https://rubika.ir/joinc/CJGCFJBJ0SCTBFACMCLCTBQYNPFXJNWY
ایـن پـارت در چنـل قـرار نمـیـگیـره 🥲warning️
به هیچ وجـه از دسـتش ندیـد ایـن پارتـو ghostfist🏼
سـریـع عـضـو بـشـیـدbangbang️🥵x
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
+ عقدش نمیکنم مادرِ من مگه زوره؟ سنش کمه دلم نمیاد که عقدش کنم
مامان عصبی بهم نگاه کرد:
- عقدش نکنی که فردا پس فردا ننگ بیغیرتی بهت بزنن؟ خوشا به غیرتت پسرم
عصبی نگاهش کردم
+ از غیرت من استفاده میکنی؟ باشه مادر من! خوب چیزی رو برای عصبانی کردن من انتخاب نکردی.. امادهش کن عقدش میکنم این دختر رو!screamno_mobile_phonesfire
https://rubika.ir/joinc/FBAFIGIG0RWQTSULRSOUAXPMNMOYUZZM
مامان عصبی بهم نگاه کرد:
- عقدش نکنی که فردا پس فردا ننگ بیغیرتی بهت بزنن؟ خوشا به غیرتت پسرم
عصبی نگاهش کردم
+ از غیرت من استفاده میکنی؟ باشه مادر من! خوب چیزی رو برای عصبانی کردن من انتخاب نکردی.. امادهش کن عقدش میکنم این دختر رو!screamno_mobile_phonesfire
https://rubika.ir/joinc/FBAFIGIG0RWQTSULRSOUAXPMNMOYUZZM
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
کل صورتم از خجالت سرخ شد
_ازتون ممنونم!میگم نمیاین بالا؟
با خنده نگام کرد که یهو متوجه شدم چی گفتم... speak_no_evilscream
محکم دستمو روی دهنم کوبیدم و هین بزرگی کشیدم🤭fire
_خب.. خب منظورمه... اگه بخواین همینجا براتون چایی بیارم!
خنده بزرگ تری کرد که نیشای تیزش معلوم شدنfirex
خاک تو سرت نازگل! نصف شب میخوای توی حیاط برای پسر مردم چایی بیاری؟
دوباره سرمو زیر انداختم و اروم لب زدم
_خب منظورمه... خب... speak_no_evilbroken_heart
_خیلی ازتون ممنونم ولی من دیگه باید برم...اینجا رو خوب گشتم کسی نبود... لطفا برین لباستونو بپوشین و آماده بشین... منم توی ماشین منتظرم......screamfirex
https://rubika.ir/joinc/EAJFIDEA0WDSGBNDJVBEILDNJIXSHLOL
_ازتون ممنونم!میگم نمیاین بالا؟
با خنده نگام کرد که یهو متوجه شدم چی گفتم... speak_no_evilscream
محکم دستمو روی دهنم کوبیدم و هین بزرگی کشیدم🤭fire
_خب.. خب منظورمه... اگه بخواین همینجا براتون چایی بیارم!
خنده بزرگ تری کرد که نیشای تیزش معلوم شدنfirex
خاک تو سرت نازگل! نصف شب میخوای توی حیاط برای پسر مردم چایی بیاری؟
دوباره سرمو زیر انداختم و اروم لب زدم
_خب منظورمه... خب... speak_no_evilbroken_heart
_خیلی ازتون ممنونم ولی من دیگه باید برم...اینجا رو خوب گشتم کسی نبود... لطفا برین لباستونو بپوشین و آماده بشین... منم توی ماشین منتظرم......screamfirex
https://rubika.ir/joinc/EAJFIDEA0WDSGBNDJVBEILDNJIXSHLOL
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
bangbang️پارت بعدی اینجاbangbang️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
book کتــاب خانه رمـانlipstick closed_book🖇️
بزن پیوست point_down🏻 heart_eyes
https://rubika.ir/joinc/FAIBHFHE0UPVPPDOBSIEBUMXUAMEUHUM
رمان های روزی 50تا پارت میزارع عضو سریع گلم 🥺heart️
رمان های جدید نویسنده heart_eyesheart️
بزن پیوست point_down🏻 heart_eyes
https://rubika.ir/joinc/FAIBHFHE0UPVPPDOBSIEBUMXUAMEUHUM
رمان های روزی 50تا پارت میزارع عضو سریع گلم 🥺heart️
رمان های جدید نویسنده heart_eyesheart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_163
جلوی بیمارستان وایساد
دستم رفت روی دستگیره
که باز کنم
قفل کرد
+ خانوم کرایه اول؟!
کرایه ؟ من که چیزی نیاورده بودم.
نالیدم
- چیزی نیاوردم
برگشت عقب و بدجور اخماش و کشید توی هم
با دندونای قفل شده گفت
+ وقت من بیخود نیست این همه راه گذشاتم ، زنگ م..
ادامه حرفاش و نشنیدم
فقط انگشتر طلامو، انگشتری که شاهان خریده بود در آوردم از دستم
گرفتم سمتش
+ بیا آقا
سکوت کرد
+ تورو خدا قفل و بزن
انگشتر و گرفت و قفل و زد
الان چیز با ارزش تری از انگشتر داشتم ، انگشتری که هدیه از طرفش بود مهم نبود الان بچه ام مهم بود
دوییدم توی بیمارستان
به نگاه های بقیه اهمیتی ندادم
تند تند پله هارو بالا رفتم و در و باز کردم و رفتم داخل
نفس نفس میزدم
منشی نبود
سمت دستگاه هایی که بچه ها رو میزاشتن داهلش دوییدم.
book کتــاب خانه رمـانlipstick closed_book🖇️
بزن پیوست point_down🏻 heart_eyes
https://rubika.ir/joinc/FAIBHFHE0UPVPPDOBSIEBUMXUAMEUHUM
رمان های روزی 50تا پارت میزارع عضو سریع گلم 🥺heart️
رمان های جدید نویسنده heart_eyesheart️
@ROMAN_REIS 🪴sparkles
#parT_163
جلوی بیمارستان وایساد
دستم رفت روی دستگیره
که باز کنم
قفل کرد
+ خانوم کرایه اول؟!
کرایه ؟ من که چیزی نیاورده بودم.
نالیدم
- چیزی نیاوردم
برگشت عقب و بدجور اخماش و کشید توی هم
با دندونای قفل شده گفت
+ وقت من بیخود نیست این همه راه گذشاتم ، زنگ م..
ادامه حرفاش و نشنیدم
فقط انگشتر طلامو، انگشتری که شاهان خریده بود در آوردم از دستم
گرفتم سمتش
+ بیا آقا
سکوت کرد
+ تورو خدا قفل و بزن
انگشتر و گرفت و قفل و زد
الان چیز با ارزش تری از انگشتر داشتم ، انگشتری که هدیه از طرفش بود مهم نبود الان بچه ام مهم بود
دوییدم توی بیمارستان
به نگاه های بقیه اهمیتی ندادم
تند تند پله هارو بالا رفتم و در و باز کردم و رفتم داخل
نفس نفس میزدم
منشی نبود
سمت دستگاه هایی که بچه ها رو میزاشتن داهلش دوییدم.
book کتــاب خانه رمـانlipstick closed_book🖇️
بزن پیوست point_down🏻 heart_eyes
https://rubika.ir/joinc/FAIBHFHE0UPVPPDOBSIEBUMXUAMEUHUM
رمان های روزی 50تا پارت میزارع عضو سریع گلم 🥺heart️
رمان های جدید نویسنده heart_eyesheart️
@ROMAN_REIS 🪴sparkles
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
- حالا که از زندان آزاد شدم دیگه لازم نیس دخترم عقدت باشه طلاقش بده.
قول و قرارمون این بود که دخترمو عقد کنی تا وقتی از زندان آزاد میشم محرمش باشی مثل برادر کنارش بمونی و ازش مراقبت کنی! الانم که خودم اومدم اون قول و قرارا خاک شد.
نیشخندی زدم:
- اما حاجی دخترت زنه منه و الان هم حاملهس و قصد طلاق دادنش رو ندارم!
با پیچیدن صدای دخترونهای پشته سرم...🫣cherry_blossomheart️fire
https://rubika.ir/joinc/EHDACCJF0BBZYTBCHJPBIDHQJCSZEYZC
قول و قرارمون این بود که دخترمو عقد کنی تا وقتی از زندان آزاد میشم محرمش باشی مثل برادر کنارش بمونی و ازش مراقبت کنی! الانم که خودم اومدم اون قول و قرارا خاک شد.
نیشخندی زدم:
- اما حاجی دخترت زنه منه و الان هم حاملهس و قصد طلاق دادنش رو ندارم!
با پیچیدن صدای دخترونهای پشته سرم...🫣cherry_blossomheart️fire
https://rubika.ir/joinc/EHDACCJF0BBZYTBCHJPBIDHQJCSZEYZC
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
جیغ زدم با ترس گفتم :
_ وحشیهه من میترسم ازش !!
دایه با عصبانیت غرید
_زنشی دختر این طوری نگو بیاد ببینه بلایی سرت میارهه..
یهو تا خواستم حرف بزنم که با دیدن امیر که تو دستش ...firecherry_blossom🥵herb
https://rubika.ir/joinc/EHDACCJF0BBZYTBCHJPBIDHQJCSZEYZC
_ وحشیهه من میترسم ازش !!
دایه با عصبانیت غرید
_زنشی دختر این طوری نگو بیاد ببینه بلایی سرت میارهه..
یهو تا خواستم حرف بزنم که با دیدن امیر که تو دستش ...firecherry_blossom🥵herb
https://rubika.ir/joinc/EHDACCJF0BBZYTBCHJPBIDHQJCSZEYZC
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
ribbonانواع شومیز ترند و کراپای خفن ribbon
معدنش اینجاس🧬🤤
https://rubika.ir/joinc/EJGBDHFF0LFOEUXBVQIDMDYBERPLJKDK
معدنش اینجاس🧬🤤
https://rubika.ir/joinc/EJGBDHFF0LFOEUXBVQIDMDYBERPLJKDK
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
اکسسوری های اینجا خیلی گادهههههه🤝
همه کارا با کیفیت مناسب و قیمت عالیییییhibiscus
انواع ساعت های دخترونه خفنrelaxed️
جهت سفارش @gallery_vasta1
تهران تمامی مناطق پرداخت درب منزلهه دخترااheart_eyesheart_eyes
لینک کانال point_down🏻heart_eyes_cat
https://rubika.ir/joinc/EHGACBJG0GRTPXPNRYJSAYNZSBEDUEWU
بزن پیوست point_up_2🏻 heart_eyes_cat
همه کارا با کیفیت مناسب و قیمت عالیییییhibiscus
انواع ساعت های دخترونه خفنrelaxed️
جهت سفارش @gallery_vasta1
تهران تمامی مناطق پرداخت درب منزلهه دخترااheart_eyesheart_eyes
لینک کانال point_down🏻heart_eyes_cat
https://rubika.ir/joinc/EHGACBJG0GRTPXPNRYJSAYNZSBEDUEWU
بزن پیوست point_up_2🏻 heart_eyes_cat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
کراپ تیشرت ترند میخوای bangbang️
بیا اینجا که معدن این جور کراپاس مفت تومن 🩵
https://rubika.ir/joinc/+EGEGIEFI0KYKFQNIGEWCSJNSLIDPMWGT
هم داخل ترب غرفه دارن هم سایت دارن پس معتبر معتبرن white_check_mark
بیا اینجا که معدن این جور کراپاس مفت تومن 🩵
https://rubika.ir/joinc/+EGEGIEFI0KYKFQNIGEWCSJNSLIDPMWGT
هم داخل ترب غرفه دارن هم سایت دارن پس معتبر معتبرن white_check_mark
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
رئیس_بیمارستان 🩺no_mobile_phonesscream
#parT_164
با بغض نگاهش کردم
نمیدید منو؟!
با اخم سرم تند تند داد میزد
اومد طرفم و دستشو گذاشت پشتم هلم داد
بی جون تر از اونی بودم که چیزی بگم
حالم بد بود
دستی به گلوم کشیدم
داشتم میمردم
تب کردم ، از فکر اینکه دخترم کجاست؟!
جنین بود
اصلا نوزاد حساب نمیشد
بخدا فقط چند روزش بود.
رنگ و روم پریده بود
بغض داشت خفه ام میکرد
لبم و گاز گرفتم
خودم و کنترل کردم
تا اشک نریزم
تا زجه نزنم
وای ، وای به حال من ، وای به حال من اگه بچه ام پیدا نمیشد
میمردم
بدون شک میمردم
خودم و رسوندم اتاق شاهان
باز بود اتاقش
رفتم داخل
خالی بود.
نگام به گوشی شاهان افتاد ، روی میزش.. که پرت شده بود
به چند تا وسایل واژگون شده نگاهم افتاد
به لپ تابی که که به دیوار کوبیده شده بود
چه خبر بود؟
این رمانی که معرفی میکنم دارای اتفاقاتت هیجانی و عاشقانه میباشدno_mobile_phonesxfire
به همین دلیل عضویت محدود🫣hotsprings️point_down
https://rubika.ir/joinc/EHDACCJF0BBZYTBCHJPBIDHQJCSZEYZC
سریع عضو بشید که محدودیت عضو دارهpraywhite_check_mark
#تبلیغ.نیست.رمان.دوم.نویسنده.هستneutral_facefire
@ROMAN_REIS🪴sparkles
#parT_164
با بغض نگاهش کردم
نمیدید منو؟!
با اخم سرم تند تند داد میزد
اومد طرفم و دستشو گذاشت پشتم هلم داد
بی جون تر از اونی بودم که چیزی بگم
حالم بد بود
دستی به گلوم کشیدم
داشتم میمردم
تب کردم ، از فکر اینکه دخترم کجاست؟!
جنین بود
اصلا نوزاد حساب نمیشد
بخدا فقط چند روزش بود.
رنگ و روم پریده بود
بغض داشت خفه ام میکرد
لبم و گاز گرفتم
خودم و کنترل کردم
تا اشک نریزم
تا زجه نزنم
وای ، وای به حال من ، وای به حال من اگه بچه ام پیدا نمیشد
میمردم
بدون شک میمردم
خودم و رسوندم اتاق شاهان
باز بود اتاقش
رفتم داخل
خالی بود.
نگام به گوشی شاهان افتاد ، روی میزش.. که پرت شده بود
به چند تا وسایل واژگون شده نگاهم افتاد
به لپ تابی که که به دیوار کوبیده شده بود
چه خبر بود؟
این رمانی که معرفی میکنم دارای اتفاقاتت هیجانی و عاشقانه میباشدno_mobile_phonesxfire
به همین دلیل عضویت محدود🫣hotsprings️point_down
https://rubika.ir/joinc/EHDACCJF0BBZYTBCHJPBIDHQJCSZEYZC
سریع عضو بشید که محدودیت عضو دارهpraywhite_check_mark
#تبلیغ.نیست.رمان.دوم.نویسنده.هستneutral_facefire
@ROMAN_REIS🪴sparkles
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
کراپ تیشرت ترند میخوای bangbang️
بیا اینجا که معدن این جور کراپاس مفت تومن 🩵
https://rubika.ir/joinc/+EGEGIEFI0KYKFQNIGEWCSJNSLIDPMWGT
هم داخل ترب غرفه دارن هم سایت دارن پس معتبر معتبرن white_check_mark
بیا اینجا که معدن این جور کراپاس مفت تومن 🩵
https://rubika.ir/joinc/+EGEGIEFI0KYKFQNIGEWCSJNSLIDPMWGT
هم داخل ترب غرفه دارن هم سایت دارن پس معتبر معتبرن white_check_mark
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
رمان رئیس بیمارستان 😈🩺📛
-خج.الت بکش..
ابروی بالا انداختم و با نوچی بلندی گفتم:
- برم کلاس نقاشی حتما خجالـ.ت میکشم فقط بیا عق.دم کن برم سر وقـت خودم..
پوزخندی زدو لب زد:
-من تعص.بی.ـو و غی.رتیـ.م رو زن.ـم...میتونی کنار بیای؟
با نیشخند گفتم:
-آره من شوهر غیرتـی و تعصبی دوست دارم..اصلا مرد باید غیرتـی باشه..
-من ی سری شرط دارم، قبولش میکنی؟ x
باچشمای گرد شده گفتم:
-حله قبوله..کی بریم محضر..؟!🤣sob
https://rubika.ir/joinc/DEIDEGDG0APFCKEGSFVPRNZVOFDKZCUG
ابروی بالا انداختم و با نوچی بلندی گفتم:
- برم کلاس نقاشی حتما خجالـ.ت میکشم فقط بیا عق.دم کن برم سر وقـت خودم..
پوزخندی زدو لب زد:
-من تعص.بی.ـو و غی.رتیـ.م رو زن.ـم...میتونی کنار بیای؟
با نیشخند گفتم:
-آره من شوهر غیرتـی و تعصبی دوست دارم..اصلا مرد باید غیرتـی باشه..
-من ی سری شرط دارم، قبولش میکنی؟ x
باچشمای گرد شده گفتم:
-حله قبوله..کی بریم محضر..؟!🤣sob
https://rubika.ir/joinc/DEIDEGDG0APFCKEGSFVPRNZVOFDKZCUG
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA3Kدنبال کننده