۹ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پارت جدید ..🥺hearts️
بچم چی کشیده ، چقدر تهمت بهش زدن..>
بچم چی کشیده ، چقدر تهمت بهش زدن..>
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_20
قلبم داشت منفجر میشد
هیچکس منو نمیفهمید
من زنده زنده مرده بودم ..
هق ریزی زدم
در بالکن و باز کردم
مامان بابا کی میخواستن بیان ؟
حتی خواهرمم اماده شده بود
آماده شده بود بره عروسی شوهر خواهرش...
عجیب بود نه؟!
ولی واقعی بود
داستان نبود
به قدم از اتاقم فاصله گرفتم
این اتاق چه روزایی که به خودش نبود
یه روزی از ذوق وصال من به آرسام آجر به آجر این دیوار گرم بودن و امروز
امروز اینطوری سرد ..
حتی دیوارهای خونه ام باهام سرد بودن
به چه گناه؟!
نمیدونم
گناه من فقط عاشقی بود ..!
باد میزد توی صورتم
موهام به رقص در اومده بودن
به پایین نگاه کردم
حیاط خلوت بود
تا اتاقمو باز نمیکردن هیچ موقع نمیفهمیدن من مردم
شاید جنازم روزا ها قرار بود توی این حیاط بمونه...
به میله ها نزدیک شدم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_20
قلبم داشت منفجر میشد
هیچکس منو نمیفهمید
من زنده زنده مرده بودم ..
هق ریزی زدم
در بالکن و باز کردم
مامان بابا کی میخواستن بیان ؟
حتی خواهرمم اماده شده بود
آماده شده بود بره عروسی شوهر خواهرش...
عجیب بود نه؟!
ولی واقعی بود
داستان نبود
به قدم از اتاقم فاصله گرفتم
این اتاق چه روزایی که به خودش نبود
یه روزی از ذوق وصال من به آرسام آجر به آجر این دیوار گرم بودن و امروز
امروز اینطوری سرد ..
حتی دیوارهای خونه ام باهام سرد بودن
به چه گناه؟!
نمیدونم
گناه من فقط عاشقی بود ..!
باد میزد توی صورتم
موهام به رقص در اومده بودن
به پایین نگاه کردم
حیاط خلوت بود
تا اتاقمو باز نمیکردن هیچ موقع نمیفهمیدن من مردم
شاید جنازم روزا ها قرار بود توی این حیاط بمونه...
به میله ها نزدیک شدم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پااارت جدید ناناااز..🥹seedlingdancer
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_21
اهمیت ندادم
صدای آهنگ توی گوشم پیچید
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
صدای خنده های دو قلو هایی که هنوز زبون برای مامان گفتن نداشتن
صدای جانم ، نفسم گفتنای آرسام
صدای بیرون رفتنای اکیپیمون با غزلی که امشب شده بود عروس شوهرم...
من چقدر بدبخت بودم و چه خوشبخت
خوشبخت از اینکه بچه هام و داشتم .. دیدمشون
صدای گریه مامان پیچید وقتی از اتاق عمل بیرون اومده بودم
بابا
کل بیمارستان و شیرینی داده بود
اون روز چی گفت ؟!
گفت بچه هات معلوم نیست حر...ومن یا نه
بچه های من..
بابای من این حرف و زد
هنوز باور نمیکردم
صدای دوباره آهنگ
اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم .. خداحافظ ای نوبهار همیشه..
چشمام و بستم و دستام و باز کردم
زیر پام خالی شد و سرم به سفتی محکمی خورد...
سرازیر شدن خون و حس میکردم
بعد چشمام سیاه شد و کلا بسته شد
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_21
اهمیت ندادم
صدای آهنگ توی گوشم پیچید
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
صدای خنده های دو قلو هایی که هنوز زبون برای مامان گفتن نداشتن
صدای جانم ، نفسم گفتنای آرسام
صدای بیرون رفتنای اکیپیمون با غزلی که امشب شده بود عروس شوهرم...
من چقدر بدبخت بودم و چه خوشبخت
خوشبخت از اینکه بچه هام و داشتم .. دیدمشون
صدای گریه مامان پیچید وقتی از اتاق عمل بیرون اومده بودم
بابا
کل بیمارستان و شیرینی داده بود
اون روز چی گفت ؟!
گفت بچه هات معلوم نیست حر...ومن یا نه
بچه های من..
بابای من این حرف و زد
هنوز باور نمیکردم
صدای دوباره آهنگ
اگر سبز رفتی ، اگر زرد ماندم .. خداحافظ ای نوبهار همیشه..
چشمام و بستم و دستام و باز کردم
زیر پام خالی شد و سرم به سفتی محکمی خورد...
سرازیر شدن خون و حس میکردم
بعد چشمام سیاه شد و کلا بسته شد
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پارت جدید گل من ..ribbonsee_no_evil>>
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_22
#آرسام
دستی به صورتم کشیدم
دختره ی احمق
کجا رفته بود؟ بدون کیف و بدون گوشی...
صدای پیامک اومد
گوشیش بود
خواستم بی اهمیت باشم
ولی
دروغ چرا
میخواستم ببینم کیه
کی بود که به زن من پیام داده بود
گوشی رو برداشتم
ولی همینکه برداشتم یه ماشین پیچید جلوم
تصادف شد
گوشی از دستم افتاد کف ماشین..
فوش رکیکی به طرف دادم
گوشیم زنگ خورد
برداشتمش ..
+ بله مادر؟!
صدای مامان از بین آهنگ سخت شنیده میشد
- کجایی آرسام ، بیا بله برونته امشب مثلا،. بیا پیش عروست مادر..
دندونام و رو هم فشار دادم
از قصد سراغ رفیق صمیمی باران رفته بودم
میخواستم کاری که باهام کرد و باهاش بکنم
اون به من خیانت کرد
با رفیقم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_22
#آرسام
دستی به صورتم کشیدم
دختره ی احمق
کجا رفته بود؟ بدون کیف و بدون گوشی...
صدای پیامک اومد
گوشیش بود
خواستم بی اهمیت باشم
ولی
دروغ چرا
میخواستم ببینم کیه
کی بود که به زن من پیام داده بود
گوشی رو برداشتم
ولی همینکه برداشتم یه ماشین پیچید جلوم
تصادف شد
گوشی از دستم افتاد کف ماشین..
فوش رکیکی به طرف دادم
گوشیم زنگ خورد
برداشتمش ..
+ بله مادر؟!
صدای مامان از بین آهنگ سخت شنیده میشد
- کجایی آرسام ، بیا بله برونته امشب مثلا،. بیا پیش عروست مادر..
دندونام و رو هم فشار دادم
از قصد سراغ رفیق صمیمی باران رفته بودم
میخواستم کاری که باهام کرد و باهاش بکنم
اون به من خیانت کرد
با رفیقم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پـارت جدیـدمون قلـب مـنbookmark_tabscherry_blossom:))
شبت بخیرtwo_hearts..
شبت بخیرtwo_hearts..
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_23
با گفتن اومدم گوشی رو قطع کردم
انداختم روی داشبرد
همه فکر و ذهنم پیش اون بود
.. دختره یه احمق
دلم میخواست االن بغلش کنم
ولی ، نمی دونم عجیب دلتنگش بودم
شب از هشت گذشته بود
..حتما رفته بود خونشون
دیگه پیگیر نشدم
.. رسیدم خونه
صدای آهنگ می اومد
دوستاش و خاله هام ، فامیالی مادرم و مادرش جمع شده بودن
با دیدن من دویید سمتم
+آرسام؟
حوصلشو نداشتم
ولی توافق کرده بودم باهاش
به اجبار لبخند زورکی زدم
- جانم؟
اومد جلو
خودش و انداخت بغلم و گفت
+ خسته نبا...شی
دستام دورش حلقه نشد
به جای از خودم فاصله اش دادم
- مرسی عزیزم...من خستم میرم استراحت کنم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_23
با گفتن اومدم گوشی رو قطع کردم
انداختم روی داشبرد
همه فکر و ذهنم پیش اون بود
.. دختره یه احمق
دلم میخواست االن بغلش کنم
ولی ، نمی دونم عجیب دلتنگش بودم
شب از هشت گذشته بود
..حتما رفته بود خونشون
دیگه پیگیر نشدم
.. رسیدم خونه
صدای آهنگ می اومد
دوستاش و خاله هام ، فامیالی مادرم و مادرش جمع شده بودن
با دیدن من دویید سمتم
+آرسام؟
حوصلشو نداشتم
ولی توافق کرده بودم باهاش
به اجبار لبخند زورکی زدم
- جانم؟
اومد جلو
خودش و انداخت بغلم و گفت
+ خسته نبا...شی
دستام دورش حلقه نشد
به جای از خودم فاصله اش دادم
- مرسی عزیزم...من خستم میرم استراحت کنم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
"پـاااارت جدید قشنگمم🤪cherry_blossom"
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_24
از راهرو تند تند رفتم بالا
اعصابم خراب بود
رفتم داخل اتاقم
میدونستم تا چند دقیقه دیگه میاد داخل
خودشو میندازه رو تختم..
با اون لباسای بازش .
حوصله نداشتم
برای همین در و قفل کردم
رفتم روی تخت ، پتو رو کشیدم روم
ساعد دستم و گذاشتم روی چشمم..
سعی کردم بخوابم
صدای مظلوم وارش اومد
توی ذهنم اومد
اعصابم و خط خطی کرد باز ، باز خط خطی کرد اعصابمو...
من خیانت کار نیستم نیستم نیستمش...
روی اعصابم بود
پوفی کشیدم.
بلند شدم
حموم ! این گزینه رو هم امتحان میکردم برای آروم شدن
نمیتونستم آروم بشم
فکرش نمیزاشت
وارد حموم شدم
لباسام و کندم زیر آب سرد رفتم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_24
از راهرو تند تند رفتم بالا
اعصابم خراب بود
رفتم داخل اتاقم
میدونستم تا چند دقیقه دیگه میاد داخل
خودشو میندازه رو تختم..
با اون لباسای بازش .
حوصله نداشتم
برای همین در و قفل کردم
رفتم روی تخت ، پتو رو کشیدم روم
ساعد دستم و گذاشتم روی چشمم..
سعی کردم بخوابم
صدای مظلوم وارش اومد
توی ذهنم اومد
اعصابم و خط خطی کرد باز ، باز خط خطی کرد اعصابمو...
من خیانت کار نیستم نیستم نیستمش...
روی اعصابم بود
پوفی کشیدم.
بلند شدم
حموم ! این گزینه رو هم امتحان میکردم برای آروم شدن
نمیتونستم آروم بشم
فکرش نمیزاشت
وارد حموم شدم
لباسام و کندم زیر آب سرد رفتم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۵ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
خب خب؛ پااارت جدید!!stuck_out_tongueribbonsnail
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_25
شاید آب یکمی از تنش بدنم و کم میکرد
نه نمیکرد
لعنت به من
موهام چنگ زدم و نفس عمیقی کشیدم
از زیر دوش آب در اومد
جلوی آینه وایسادم
خیره به تصویر خودم یا. چشماش افتادم
چشماش معصوم بود
لعنت بهش
لعنت بهش
چرا؟
چرا رفت با رفیقم خیانت کرد
چی براش کم گذاشتم؟ مگه نازش و نکشیدم؟
مگه هرچی گفت گوش نکردم
مشت محکمم روی آینه بود
دستم زخم شد
گوشه اینه سینه امم برید
ولی درد نداشتم
مثل درد قلبم ، دردش خیلی بد بود ..
دستم ازش خون میرفت
فاصله گرفتن
اروم؟
نه نشده بودم .. باید میدیدمش
عروسی فردا؟ بچه هام مادر میخواستنو من میخواستم رفیقش و عروسم کنم..نو عروسم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_25
شاید آب یکمی از تنش بدنم و کم میکرد
نه نمیکرد
لعنت به من
موهام چنگ زدم و نفس عمیقی کشیدم
از زیر دوش آب در اومد
جلوی آینه وایسادم
خیره به تصویر خودم یا. چشماش افتادم
چشماش معصوم بود
لعنت بهش
لعنت بهش
چرا؟
چرا رفت با رفیقم خیانت کرد
چی براش کم گذاشتم؟ مگه نازش و نکشیدم؟
مگه هرچی گفت گوش نکردم
مشت محکمم روی آینه بود
دستم زخم شد
گوشه اینه سینه امم برید
ولی درد نداشتم
مثل درد قلبم ، دردش خیلی بد بود ..
دستم ازش خون میرفت
فاصله گرفتن
اروم؟
نه نشده بودم .. باید میدیدمش
عروسی فردا؟ بچه هام مادر میخواستنو من میخواستم رفیقش و عروسم کنم..نو عروسم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۶ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پارت جدیدمون بخونید"🤪heartpulse
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_26
کاش فردا می اومد عروسیم..
از دیروز چشمای گریونش جلوی چشمام بود
پوفی کشیدم
اومدم بیرون
یه شلوارک فورا تنم کردم و خودم و انداختم روی تخت
ارنجمو و گذاشتم روی پیشونیم
خوابم نمیبرد
نمیدونم چقدر به چشماش فکر کردم
که چشمام بسته شد
دیگه چیزی نفهمیدم...
با صدای تقهبه در بیدار شدم
بیدار بودم
اصلا انگار توی خواب و بیداری بودم
پوفی کشیدم
بلند شدم
+ بله؟
مامان بود؛ لب زد
- بیا اینجا پسرم ، در و باز کن آرسام..
در و باز کردم
مامان زد رو گونه اش آروم
- هنوز حاظر نشدی که پسر ، بدو که
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_26
کاش فردا می اومد عروسیم..
از دیروز چشمای گریونش جلوی چشمام بود
پوفی کشیدم
اومدم بیرون
یه شلوارک فورا تنم کردم و خودم و انداختم روی تخت
ارنجمو و گذاشتم روی پیشونیم
خوابم نمیبرد
نمیدونم چقدر به چشماش فکر کردم
که چشمام بسته شد
دیگه چیزی نفهمیدم...
با صدای تقهبه در بیدار شدم
بیدار بودم
اصلا انگار توی خواب و بیداری بودم
پوفی کشیدم
بلند شدم
+ بله؟
مامان بود؛ لب زد
- بیا اینجا پسرم ، در و باز کن آرسام..
در و باز کردم
مامان زد رو گونه اش آروم
- هنوز حاظر نشدی که پسر ، بدو که
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۷ بهمن
۱۸ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_27
پوفی کشیدم
یه پیراهن سفید جذب تنم کردم
کت و شلوار دامادی که گرفته بودیم و توی کاور بود برداشتم
رفتم پایین..
رسیدم پایین ، با دیدن دو قلو هام ، دو تا دخترام لبخند رو لبم اومد
خودم و جلو کشیدم
با دیدنم دست و پا زدن
که خنده ام گرفت
پدرسوخته ها
هر دوتاشون و بغل کردم
آروم بوسه روی لبشون زدم
به پرستار که گرفته بودم با تاکید لب زدم
- مواظبشونباش!
صدای غزل اومد
+ امروز عروست بشم از فردا خودم مامان این دوتا خوشگلم..
جوابی ندادم بهش
دو لقمه سر پایی صبحونه خوردم
نیشخندی رو لبم اومد
- بیا تو ماشین ،ببرمت آرایشگاه
باشه عشقمی گفت
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_27
پوفی کشیدم
یه پیراهن سفید جذب تنم کردم
کت و شلوار دامادی که گرفته بودیم و توی کاور بود برداشتم
رفتم پایین..
رسیدم پایین ، با دیدن دو قلو هام ، دو تا دخترام لبخند رو لبم اومد
خودم و جلو کشیدم
با دیدنم دست و پا زدن
که خنده ام گرفت
پدرسوخته ها
هر دوتاشون و بغل کردم
آروم بوسه روی لبشون زدم
به پرستار که گرفته بودم با تاکید لب زدم
- مواظبشونباش!
صدای غزل اومد
+ امروز عروست بشم از فردا خودم مامان این دوتا خوشگلم..
جوابی ندادم بهش
دو لقمه سر پایی صبحونه خوردم
نیشخندی رو لبم اومد
- بیا تو ماشین ،ببرمت آرایشگاه
باشه عشقمی گفت
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پارت جدید قلب من . . green_appleyum >
آخرشب بازم داریم پارتا
آخرشب بازم داریم پارتا
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_28
سوار ماشین شدم
منتظر موندم بیاد
با ناز اومد و نشست
+ میگم آرسام ، ماشین و اونجوری که برات تو اینستا فرستادم گل بزنیا باشه؟ من اون مدلی دوست دارم...
پوفی کشیدم که با حرص گفت
+ هر چند تو چک نکردی اینستا تو...راستی از اینستا B که توی بیوته بردار لـطفا ، تو از این به بعد زن داری زنتم منم..
- اوکی!
تو جواب همه حرفاش اینو گفتم
رسوندمش آرایشگاه
پیاده اش کردم
+عشقم همونایی که گفتما!
پوفی کشیدم .
یه بوق زدم بهش و پام و گذاشتم روی گاز
ماشین و گل زدم
رفتم داخل آرایشگاه مردونه
موهام و درست کرد
کت شلوار و پوشیدم
نگاهم به ساعت افتاد
کم کم باید میرفتم دنبالش
دنبال اون دختره، تا بریم آتلیه برای عکاسی!
سر دردم آروم نمیشد
ولی چاره چی بود
توی ماشین نشستم
که یهو چشمم خورد به گوشی باران که افتاده بود روی کف ماشین
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_28
سوار ماشین شدم
منتظر موندم بیاد
با ناز اومد و نشست
+ میگم آرسام ، ماشین و اونجوری که برات تو اینستا فرستادم گل بزنیا باشه؟ من اون مدلی دوست دارم...
پوفی کشیدم که با حرص گفت
+ هر چند تو چک نکردی اینستا تو...راستی از اینستا B که توی بیوته بردار لـطفا ، تو از این به بعد زن داری زنتم منم..
- اوکی!
تو جواب همه حرفاش اینو گفتم
رسوندمش آرایشگاه
پیاده اش کردم
+عشقم همونایی که گفتما!
پوفی کشیدم .
یه بوق زدم بهش و پام و گذاشتم روی گاز
ماشین و گل زدم
رفتم داخل آرایشگاه مردونه
موهام و درست کرد
کت شلوار و پوشیدم
نگاهم به ساعت افتاد
کم کم باید میرفتم دنبالش
دنبال اون دختره، تا بریم آتلیه برای عکاسی!
سر دردم آروم نمیشد
ولی چاره چی بود
توی ماشین نشستم
که یهو چشمم خورد به گوشی باران که افتاده بود روی کف ماشین
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پارت جدید امشبمون قلبم:))🫠hearts️
شبت بخیر ماه نازم . . sparkles️
شبت بخیر ماه نازم . . sparkles️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_29
از روی زمین برداشتمش..
رمزش؟ یادم رفته بود
گوشی خاموش شده بود
این گوشی ام من براش خریده بودم .
دندونام چفت شد
اول میخواستم روشن نکنم
ولی نه ، باید میفهمیدم چقدر خ....راب بوده
تا انگیزه ام برای ادامه دادن امشب بیشتر بشه ..
دستی توی موهام کشیدم
روشن شد
گوشیش
داخل پیاماش رفتم دونه دونه چک کردم
نبود
چیز مشکوکی نبود
بلد بود چجوری همه چی رو پاک کنه
تا خواستم گوشی رو روی داشبورد پرت کنم
یاد ایمیلاشافتادم
اونم باید چک میکردم
رفتم داخل ایمیلاش
دستم رفت روی اولین ایمیل ، بازش کردم
شروع کردم به خوندن
یه دور خوندم
نفهمیدم!
فهمیدم ولی نمیخواستم بففهمم...
دوباره خوندم
ناباور به ایمیلا نگاه میکردم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_29
از روی زمین برداشتمش..
رمزش؟ یادم رفته بود
گوشی خاموش شده بود
این گوشی ام من براش خریده بودم .
دندونام چفت شد
اول میخواستم روشن نکنم
ولی نه ، باید میفهمیدم چقدر خ....راب بوده
تا انگیزه ام برای ادامه دادن امشب بیشتر بشه ..
دستی توی موهام کشیدم
روشن شد
گوشیش
داخل پیاماش رفتم دونه دونه چک کردم
نبود
چیز مشکوکی نبود
بلد بود چجوری همه چی رو پاک کنه
تا خواستم گوشی رو روی داشبورد پرت کنم
یاد ایمیلاشافتادم
اونم باید چک میکردم
رفتم داخل ایمیلاش
دستم رفت روی اولین ایمیل ، بازش کردم
شروع کردم به خوندن
یه دور خوندم
نفهمیدم!
فهمیدم ولی نمیخواستم بففهمم...
دوباره خوندم
ناباور به ایمیلا نگاه میکردم
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
NeW PaRT strawberry innocent point_up🏼
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_30
غزاله؛
+ از بچگی بهت حسودیم میشد..
ولی تو یه بدبختی.. .
شوهرت نفهمید دارم گولش میزدم
بازی میدم
بی گناه بودی ولی خب ، فرداشب عروسیمه
بیا
میخوام تاوان بدی
تاوان اینکه آرسام عشق من بود و تو دزدیدی ، از شب حجلم...ون عکس میگیرم برات
میفرستم
بچه هاتم ، نمیتونم بچه ی کسی رو بزرگ کنم خیلی زود میفرستم پیش خودت
چند بار مرور کردم
واسه چند بار مرور کردم
دیشب که از ماشین پرتش کردم توی اتوبان
اون موقع غزل پیام داده بود
کراواتم و چنگ زدم
داشتم خفه میشدم
نمیشد ، نمیشد اینطوری بشه
باید میرفتم دنبالش
بی گناه بود؟
حس بین خوشحالی و مرگ داشتم
زنم بی گناه بود
ولی این همه مدت عذابش داده بودم ..
پامو گذاشتم روی گاز
میرفتم خونشون
باید پیداش میکردم
ولی غافل از اینکه...
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_30
غزاله؛
+ از بچگی بهت حسودیم میشد..
ولی تو یه بدبختی.. .
شوهرت نفهمید دارم گولش میزدم
بازی میدم
بی گناه بودی ولی خب ، فرداشب عروسیمه
بیا
میخوام تاوان بدی
تاوان اینکه آرسام عشق من بود و تو دزدیدی ، از شب حجلم...ون عکس میگیرم برات
میفرستم
بچه هاتم ، نمیتونم بچه ی کسی رو بزرگ کنم خیلی زود میفرستم پیش خودت
چند بار مرور کردم
واسه چند بار مرور کردم
دیشب که از ماشین پرتش کردم توی اتوبان
اون موقع غزل پیام داده بود
کراواتم و چنگ زدم
داشتم خفه میشدم
نمیشد ، نمیشد اینطوری بشه
باید میرفتم دنبالش
بی گناه بود؟
حس بین خوشحالی و مرگ داشتم
زنم بی گناه بود
ولی این همه مدت عذابش داده بودم ..
پامو گذاشتم روی گاز
میرفتم خونشون
باید پیداش میکردم
ولی غافل از اینکه...
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ بهمن
۲۲ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
" مرد دیوونه ی من 🫣cherry_blossom "
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_31
گوشیم زنگ خورد
رد تماس دادم
بازم زنگ خورد
عصبی بودن ، یاد دیشب می افتادم
یاد چشمای اشکیش
یاد اینکه چطوری لگد زدم به پهلوش
پهلوی ضریفش..
داشت من و از پا در می آورد
آب دهنمو قورت دادم
دوباره گوشیم زنگ خورد
دندونام و سابیدم روی هم
میکشتمش..
عصبی جواب دادم
+ بله ؟
مامان بود ، با صدای هول کرده گفت
- آرسام کجایی پسرم ، همه منتظرن بری دم آرایشگاه عروس و بیاری..
+ عروسی به هم خورد
اینو گفتم
گوشی رو قطع کردم
میرفتم دنبال زنم
برمیگردوندمش توی خونه ام ، و جلوی همه ازش عذرخواهی میکردم
رسیدم جلوی در خونشون
که همون لحظه در خونشون باز شد و ...
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
#ᑭ𝖺𝗋𝗍_31
گوشیم زنگ خورد
رد تماس دادم
بازم زنگ خورد
عصبی بودن ، یاد دیشب می افتادم
یاد چشمای اشکیش
یاد اینکه چطوری لگد زدم به پهلوش
پهلوی ضریفش..
داشت من و از پا در می آورد
آب دهنمو قورت دادم
دوباره گوشیم زنگ خورد
دندونام و سابیدم روی هم
میکشتمش..
عصبی جواب دادم
+ بله ؟
مامان بود ، با صدای هول کرده گفت
- آرسام کجایی پسرم ، همه منتظرن بری دم آرایشگاه عروس و بیاری..
+ عروسی به هم خورد
اینو گفتم
گوشی رو قطع کردم
میرفتم دنبال زنم
برمیگردوندمش توی خونه ام ، و جلوی همه ازش عذرخواهی میکردم
رسیدم جلوی در خونشون
که همون لحظه در خونشون باز شد و ...
✽┄┅ ┅┄•🥂sunflower •┄┅┄┅┄✽
@ROMAN_DIUONE
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ بهمن
رمان مرد دیونه ی من••🥵🚷
پارت جدید دخترم:) sparklesribbon
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA2Kدنبال کننده
رمان مرد دیونه ی من ترکم نکن همسایه زورگو به من بگو عمو دخمل تپل من پیتزای کی بودی نزدیکم نشو متهم من گناهم باش حیا کن پشمک حاجی مار قصر شیطونک بابا لنگ دراز من ناجی من باش دلبری کن برام سرپرست وحشی گریه نکن دخترک لال میخامت تورو اسب سواری بلدی راننده سرویس من زن بابای خواستنی قناری زبون بسته
مشاهده کانال پیامرسان