۲۳ آذر
پرویز امینی
sparkleچین-ایران؛ تبیین یا تفسیر؟
red_circleبیانیه مشترک چین و برخی کشورهای عربی را به دو صورت می توان طرح کرد یکی تبیین و علت یابی است و به دنبال چرایی این کنش چین بودن است که غالبا در چارچوب نظریه های رئالیستی در روابط بین الملل قابل طرح است که خلاصه اش می شود که در روابط بین الملل دوستی و دشمنی دائمی وجود ندارد بلکه "منافع دائمی" قطب نمای حرکت دولت هاست. در این نگاه چین منافع خود را در نزدیکی بیشتر به این کشورها و فاصله گذاری با ایران ادراک کرده است و این بیانیه مشترک نماد آن است.
red_circleاما در تفسیر، پرسش از چرایی نیست بلکه از معنای این کنش است. پرسش از علت نیست بلکه پرسش از دلایل این کنش است. در این نوع پرسش ها، رویکردهای سازه انگاری بر رویکردهای رئالیستی که هستی شناسی مادی و عینی دارند ارجح است.
red_circleخصوصا وقتی توجه کنیم که آنچه در بیانیه مشترک چین با این کشورها موردچالش قرار گرفته است، منافع اقتصادی یا تجاری نیست بلکه ارزش های حیاتی ایران یعنی "تمامیت سرزمینی" مورد تعرض و چالش واقع شده است.
بعلاوه این که این ارزش حیاتی از سوی یکی از دولت ها که دارای بیشترین حسن روابط در بین قدرت های بزرگ با ایران است و همواره از موضع عملگرایی و نه ایدیولوژیک روابط خارجی خود را تنظیم کرده ، انجام شده است. و درست در مقطعی که ایران چالشی اقتدارشکن و امنیت زدا را در سطح داخلی تجربه کرده است و عربستان در آن نقش ایفا کرده است.
red_circleبنابراین رویکردهای تبیینی و علت گرا برای ادراک کنش خصمانه چین نابسنده است و حالا باید از خود پرسید که چین چه تلقی و معنایی درباره ایران ۲۰۲۲ دارد که به این کنش مبادرت کرده است؟ احتمالا پاسخ تا حد زیادی تکان دهنده و تامل برانگیز است.
@parvizamini_ir
red_circleبیانیه مشترک چین و برخی کشورهای عربی را به دو صورت می توان طرح کرد یکی تبیین و علت یابی است و به دنبال چرایی این کنش چین بودن است که غالبا در چارچوب نظریه های رئالیستی در روابط بین الملل قابل طرح است که خلاصه اش می شود که در روابط بین الملل دوستی و دشمنی دائمی وجود ندارد بلکه "منافع دائمی" قطب نمای حرکت دولت هاست. در این نگاه چین منافع خود را در نزدیکی بیشتر به این کشورها و فاصله گذاری با ایران ادراک کرده است و این بیانیه مشترک نماد آن است.
red_circleاما در تفسیر، پرسش از چرایی نیست بلکه از معنای این کنش است. پرسش از علت نیست بلکه پرسش از دلایل این کنش است. در این نوع پرسش ها، رویکردهای سازه انگاری بر رویکردهای رئالیستی که هستی شناسی مادی و عینی دارند ارجح است.
red_circleخصوصا وقتی توجه کنیم که آنچه در بیانیه مشترک چین با این کشورها موردچالش قرار گرفته است، منافع اقتصادی یا تجاری نیست بلکه ارزش های حیاتی ایران یعنی "تمامیت سرزمینی" مورد تعرض و چالش واقع شده است.
بعلاوه این که این ارزش حیاتی از سوی یکی از دولت ها که دارای بیشترین حسن روابط در بین قدرت های بزرگ با ایران است و همواره از موضع عملگرایی و نه ایدیولوژیک روابط خارجی خود را تنظیم کرده ، انجام شده است. و درست در مقطعی که ایران چالشی اقتدارشکن و امنیت زدا را در سطح داخلی تجربه کرده است و عربستان در آن نقش ایفا کرده است.
red_circleبنابراین رویکردهای تبیینی و علت گرا برای ادراک کنش خصمانه چین نابسنده است و حالا باید از خود پرسید که چین چه تلقی و معنایی درباره ایران ۲۰۲۲ دارد که به این کنش مبادرت کرده است؟ احتمالا پاسخ تا حد زیادی تکان دهنده و تامل برانگیز است.
@parvizamini_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ آذر
پرویز امینی
movie_cameraپرویز امینی جامعه شناس: برای یک سیستم سیاسی و مردمش بهترین شکل، اصلاحات است. وقتی سوال میشود که چرا اصلاحات انجام نمیشود میگویند اگر در بستر اعتراضات، اصلاحات انجام شود این معنیاش عقب نشینی است.
@Farhikhteganonline
@Farhikhteganonline
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ دی
پرویز امینی
sparkleآنچه معلوم است، رنج علی است!
diamonds️شمعي از آتش و رنج ، در خانه علي خاموش شد و علي تنها ماند . با کودکانش.
از علي خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسي نشناسد و … و علي چنين کرد.
اما کسي نمي داند که چگونه؟ و هنوز نمي داند کجا؟
در خانهاش؟ يا در بقيع ؟ معلوم نيست.
و کجاي بقيع ؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است، رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه
diamonds️فاطمه اينچنين زيست و اينچنين مرد و پس از مرگش زندگي ديگري را در تاريخ آغاز کرد. در چهره همه ستمديدگان ـ که بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند ـ هالهاي از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشقها و عاطفهها و ايمانهاي شگفت زنان و مرداني که در طول تاريخ اسلام براي آزادي و عدالت ميجنگيدند، در توالي قرون، پرورش مييافت و در زير تازيانههاي بيرحم و خونين خلافتهاي جور و حکومتهاي بيداد و غصب، رشد مييافت و همه دلهاي مجروح را لبريز ميساخت.
اين است که همه جا در تاريخ ملتهاي مسلمان و تودههاي محروم در امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حقخواهي و عدالتطلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
diamonds️از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يک ” زن ” بود، آن چنان که اسلام ميخواهد که زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم کرده بود و او را در کورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وي در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر يک دختر، در برابر پدرش.
مظهر يک همسر در برابر شويش.
مظهر يک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر يک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.
وي خود يک “ امام ” است، يعني يک نمونه مثالي، يک تيپ ايدهآل براي زن، يک “ اسوه ” ، يک شاهد براي هر زني که ميخواهد ” شدن خويش ” را خود انتخاب کند.
diamonds️نميدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوههاي خيره کننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفتانگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظيم علي است.
او در کنار علي تنها يک همسر نبود، که علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يک دوست، يک آشناي دردها و آرمانهاي بزرگش مي نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرارآميزش و همدم تنهاييهايش.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم که او را به گونهي ديگر ميبيند. از همهي دخترانش تنها به او سخت ميگيرد، از همه تنها به او تکيه ميکند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش ميگيرد.
diamonds️نميدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از ” بوسوئه ” تقليد کنم، خطيب نامور فرانسه که روزي در مجلسي با حضور لويي، از ” مريم ” سخن ميگفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهاي مريم را بيان کردهاند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به کار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهرهنگاران، پيکرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي هاي اعجازگر کرده اند.
اما مجموعه گفتهها و انديشه ها و کوششها و هنرمنديهاي همه در طول اين قرنهاي بسيار، به اندازه اين کلمه نتوانسته اند عظمتهاي مريم را بازگويند که: “مريم (س)، مادر عيسي (ع) است “.
و من خواستم با چنين شيوه اي از فاطمه بگويم. باز درماندم
خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجهي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه دختر محمد است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه مادر حسين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم، که فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.
sparkleاز کتاب فاطمه فاطمه است علی شریعتی
diamonds️شمعي از آتش و رنج ، در خانه علي خاموش شد و علي تنها ماند . با کودکانش.
از علي خواسته بود تا او را شب دفن کند ، گورش را کسي نشناسد و … و علي چنين کرد.
اما کسي نمي داند که چگونه؟ و هنوز نمي داند کجا؟
در خانهاش؟ يا در بقيع ؟ معلوم نيست.
و کجاي بقيع ؟ معلوم نيست.
آنچه معلوم است، رنج علي است، امشب، بر گور فاطمه
diamonds️فاطمه اينچنين زيست و اينچنين مرد و پس از مرگش زندگي ديگري را در تاريخ آغاز کرد. در چهره همه ستمديدگان ـ که بعدها در تاريخ اسلام بسيار شدند ـ هالهاي از فاطمه پيدا بود. غصب شدگان، پايمال شدگان و همه قربانيان زور و فريب نام فاطمه را شعار خويش داشتند. ياد فاطمه، با عشقها و عاطفهها و ايمانهاي شگفت زنان و مرداني که در طول تاريخ اسلام براي آزادي و عدالت ميجنگيدند، در توالي قرون، پرورش مييافت و در زير تازيانههاي بيرحم و خونين خلافتهاي جور و حکومتهاي بيداد و غصب، رشد مييافت و همه دلهاي مجروح را لبريز ميساخت.
اين است که همه جا در تاريخ ملتهاي مسلمان و تودههاي محروم در امت اسلامي، فاطمه منبع الهام آزادي و حقخواهي و عدالتطلبي و مبارزه با ستم و قساوت و تبعيض بوده است.
diamonds️از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است. فاطمه، يک ” زن ” بود، آن چنان که اسلام ميخواهد که زن باشد. تصوير سيماي او را پيامبر خود رسم کرده بود و او را در کورههاي سختي و فقر و مبارزه و آموزشهاي عميق و شگفت انساني خويش پرورده و ناب ساخته بود.
وي در همه ابعاد گوناگون زن بودن نمونه شده بود.
مظهر يک دختر، در برابر پدرش.
مظهر يک همسر در برابر شويش.
مظهر يک مادر در برابر فرزندانش.
مظهر يک ” زن مبارز و مسئول ” در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش.
وي خود يک “ امام ” است، يعني يک نمونه مثالي، يک تيپ ايدهآل براي زن، يک “ اسوه ” ، يک شاهد براي هر زني که ميخواهد ” شدن خويش ” را خود انتخاب کند.
diamonds️نميدانم چه بگويم؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند.
در ميان همه جلوههاي خيره کننده روح بزرگ فاطمه، آنچه بيشتر از همه براي من شگفتانگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظيم علي است.
او در کنار علي تنها يک همسر نبود، که علي پس از او همسراني ديگر نيز داشت. علي در او به ديده يک دوست، يک آشناي دردها و آرمانهاي بزرگش مي نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرارآميزش و همدم تنهاييهايش.
شگفتا، در برابر پدر، آن هم علي، نسبت فرزند به مادر و پيغمبر نيز ديديم که او را به گونهي ديگر ميبيند. از همهي دخترانش تنها به او سخت ميگيرد، از همه تنها به او تکيه ميکند. او را ـ در خردسالي ـ مخاطب دعوت بزرگ خويش ميگيرد.
diamonds️نميدانم از او چه بگويم؟ چگونه بگويم؟
خواستم از ” بوسوئه ” تقليد کنم، خطيب نامور فرانسه که روزي در مجلسي با حضور لويي، از ” مريم ” سخن ميگفت . گفت : هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن دادهاند.
هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملتها در شرق و غرب، ارزشهاي مريم را بيان کردهاند.
هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را به کار گرفته اند.
هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهرهنگاران، پيکرسازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندي هاي اعجازگر کرده اند.
اما مجموعه گفتهها و انديشه ها و کوششها و هنرمنديهاي همه در طول اين قرنهاي بسيار، به اندازه اين کلمه نتوانسته اند عظمتهاي مريم را بازگويند که: “مريم (س)، مادر عيسي (ع) است “.
و من خواستم با چنين شيوه اي از فاطمه بگويم. باز درماندم
خواستم بگويم، فاطمه دختر خديجهي بزرگ است.
ديدم فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه دختر محمد است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه همسر علي است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم که فاطمه مادر حسين است.
ديدم که فاطمه نيست.
خواستم بگويم، که فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم که فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است.
sparkleاز کتاب فاطمه فاطمه است علی شریعتی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ دی
پرویز امینی
white_check_markایران هم این است هم آن
diamonds️اجتماع بزرگ مردم در سراسر کشور از جمله در تهران در تشییع ۴۰۰ شهید گمنام در روز شهادت حضرت زهرا (س) خصوصا بعد از اعتراصات پردامنه ماههای گذشته، برای برخی تعجب برانگیز و خیره کننده بود. گویی تحلیل و ادراک دیگری داشتند و اینک با واقعیتی خلاف انتظار روبرو شدند. در حالیکه این واقعیت اجتماعی همینی بود که باید می بود و پدیده ای خلاف انتظار و استثنایی خلاف قاعده رخ نداده است. اساسا اگر جمهوری اسلامی واجد چنین پایگاه اجتماعی ایدئولوژیک و دلبسته وجه آرمانی اش نبود، نمی توانست در برابر بی عقلی ها و نابلدی ها و خطاکاری های حکمرانی برخی اداره کنندگان کشور و فشار و تهدید پرحجم دشمنانش دوام بیاورد و تداوم پیدا کند.
diamonds️نقطه نزاع، توامان بودن این تصویر از جامعه با تصویر جامعه در دوران اعتراضات اخیر است و طرح این پرسش که جامعه ایران در اینجا و اکنون کدام است؟پاسخ ساده و سرراست این است که ایران هم این است و هم آن. همچنانی که جامعه ایران هم آبان ۹۸ است که صحنه اعتراضات اجتماعی بود و هم دی ماه ۹۸ که صحنه ابراز علاقه و ارادت به شهید سلیمانی که قوی ترین نماد اجتماعی از آرمان های انقلاب اسلامی است.
مسئله از اینجا آغاز می شود که بخواهیم یک ظهور از واقعیت جامعه را به عنوان همه واقعیت اجتماعی ایران و برای همه زمان ها بپذیریم و یا رد کنیم. در این صورت می توان گفت جامعه ایران به شکل ذاتی و بنیانی نه این است و نه آن.
@parvizamini_ir
diamonds️اجتماع بزرگ مردم در سراسر کشور از جمله در تهران در تشییع ۴۰۰ شهید گمنام در روز شهادت حضرت زهرا (س) خصوصا بعد از اعتراصات پردامنه ماههای گذشته، برای برخی تعجب برانگیز و خیره کننده بود. گویی تحلیل و ادراک دیگری داشتند و اینک با واقعیتی خلاف انتظار روبرو شدند. در حالیکه این واقعیت اجتماعی همینی بود که باید می بود و پدیده ای خلاف انتظار و استثنایی خلاف قاعده رخ نداده است. اساسا اگر جمهوری اسلامی واجد چنین پایگاه اجتماعی ایدئولوژیک و دلبسته وجه آرمانی اش نبود، نمی توانست در برابر بی عقلی ها و نابلدی ها و خطاکاری های حکمرانی برخی اداره کنندگان کشور و فشار و تهدید پرحجم دشمنانش دوام بیاورد و تداوم پیدا کند.
diamonds️نقطه نزاع، توامان بودن این تصویر از جامعه با تصویر جامعه در دوران اعتراضات اخیر است و طرح این پرسش که جامعه ایران در اینجا و اکنون کدام است؟پاسخ ساده و سرراست این است که ایران هم این است و هم آن. همچنانی که جامعه ایران هم آبان ۹۸ است که صحنه اعتراضات اجتماعی بود و هم دی ماه ۹۸ که صحنه ابراز علاقه و ارادت به شهید سلیمانی که قوی ترین نماد اجتماعی از آرمان های انقلاب اسلامی است.
مسئله از اینجا آغاز می شود که بخواهیم یک ظهور از واقعیت جامعه را به عنوان همه واقعیت اجتماعی ایران و برای همه زمان ها بپذیریم و یا رد کنیم. در این صورت می توان گفت جامعه ایران به شکل ذاتی و بنیانی نه این است و نه آن.
@parvizamini_ir
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ دی
پرویز امینی
sparkleسر تحول در حکمرانی در جمهوری اسلامی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA