۱ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
اگر مرا قبول نداری بالشم را گواه بگیر
او حتما شهادت خواهد داد که جز تو برایکسی نگریستم»
او حتما شهادت خواهد داد که جز تو برایکسی نگریستم»
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
سنگ قبرم را نمیسازد کسی
مانده ام در کوچه های بی کسی
یهترین دوستم مرا از یاد برد
سوختم خاکسترم را باد برد »
مانده ام در کوچه های بی کسی
یهترین دوستم مرا از یاد برد
سوختم خاکسترم را باد برد »
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
امشب انگار قرصها هم آلزایمر گرفتن …
لعنتیا یادشون رفته که خواب آورن نه یــــــــاد آور …»
لعنتیا یادشون رفته که خواب آورن نه یــــــــاد آور …»
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
وقتی “همه” هایت هیچ میشوند ؛ آن وقت “هیچ” برایت یک دنیاست …»
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۶ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
مرا ببرید نجف
نجف تمام درد های مرا دوا میکند...
نجف تمام درد های مرا دوا میکند...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
من پر از هیچم و
این هیچ پر از طوفان است :)
این هیچ پر از طوفان است :)
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
وقتی دوست داره
میشی یه بخشی از دعاش
میشی یه قسمت از پسورداش
میشی دلیل خنده هاش
میشی دلیل بیدار شدنش
میشی دلیل آنلاین شدنش
میشی تنها امیدش،
تنها چیزی که واسه خوب بودن بهش نیاز داره
میشی یه بخشی از دعاش
میشی یه قسمت از پسورداش
میشی دلیل خنده هاش
میشی دلیل بیدار شدنش
میشی دلیل آنلاین شدنش
میشی تنها امیدش،
تنها چیزی که واسه خوب بودن بهش نیاز داره
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ دی
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
چشمانِ تو
مولّدِ انرژیست
تا تو نگـاه میکُنی
عشق جریان دارد
مولّدِ انرژیست
تا تو نگـاه میکُنی
عشق جریان دارد
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
به جز سکوت مرا هیچ ادعایی نیست
درون قلک سنگین صدای سکه کم است...
سعید صاحبعلم
درون قلک سنگین صدای سکه کم است...
سعید صاحبعلم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
مدتی در ره عشق تو دویدیم، بس است!
وحشی بافقی
وحشی بافقی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
چه بی تابانه می خواهمت!
احمد شاملو
احمد شاملو
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
زخم بیهوده مزن، سینه ام از قلب تهی است!
فاضل نظرى
فاضل نظرى
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
گاهی هم بگذر؛ چنان که هرگز در مسیر تو نبوده
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
انسان گاه گاهی
فراموش میکند
که همیشگی نیست
_شهید مصطفی چمران
فراموش میکند
که همیشگی نیست
_شهید مصطفی چمران
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
- از لحاظ روحی نیاز دارم . .
چمدون ببندم برم یه گوشهی دنیا که هیچ صدایی جز صدای نفسهام و صدای نم نم بارون به گوشم نخوره یه جایی که هیچ ردی از آدمها نیست به دور از تموم دغدغهها و نگرانیها یه جایی که این من برای ادامهی زندگی کافی باشه و احتیاج پیدا نکنم که تبدیل به چند نفر بشم تا بتونم پیش ببرم زندگی رو ، یه جا که یادم نیاره چی از سر گذروندم و چرا به اون نقطه رسیدم دلم میخواد تنها چیزی که به خاطر میارم دلیل تند تپیدن قلبم باشه و تنها کمبود ، جای خالی نور روحم باشه :)!🩵﮼
چمدون ببندم برم یه گوشهی دنیا که هیچ صدایی جز صدای نفسهام و صدای نم نم بارون به گوشم نخوره یه جایی که هیچ ردی از آدمها نیست به دور از تموم دغدغهها و نگرانیها یه جایی که این من برای ادامهی زندگی کافی باشه و احتیاج پیدا نکنم که تبدیل به چند نفر بشم تا بتونم پیش ببرم زندگی رو ، یه جا که یادم نیاره چی از سر گذروندم و چرا به اون نقطه رسیدم دلم میخواد تنها چیزی که به خاطر میارم دلیل تند تپیدن قلبم باشه و تنها کمبود ، جای خالی نور روحم باشه :)!🩵﮼
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
هر که باشیم، هر کجای دنیا زندگی کنیم، همگی جایی در اعماقمان نوعی حس کمبود داریم.
انگار چیزی اساسی گم کرده ایم و می ترسیم نتوانیم آن را پس بگیریم.
آن هایی هم که می دانند چه چیزی کم دارند، واقعا انگشت شمارند.
closed_book ملت عشق
انگار چیزی اساسی گم کرده ایم و می ترسیم نتوانیم آن را پس بگیریم.
آن هایی هم که می دانند چه چیزی کم دارند، واقعا انگشت شمارند.
closed_book ملت عشق
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
وقتی زیاد به رفتن فکر میکنی،
سفر را آغاز کرده ای...
خود به خود از جایی که هستی
فاصله گرفته ای.
#ترلان
سفر را آغاز کرده ای...
خود به خود از جایی که هستی
فاصله گرفته ای.
#ترلان
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
حس میکنم توخالیام. مدام به این مسئله فکر میکنم، به خلا، درونم. به خودم میگویم اگر میتوانستم به اعماق بدنم نفوذ کنم، قلب و سرم را بشکافم و داخلش را ببینم، حتما چیزی نمیدیدم.
هیچ چیز، به جز باد، بیابان و زمین یخزدهای که در آن هیچ جنب و جوشی نیست.»
گذر از زمستان
هیچ چیز، به جز باد، بیابان و زمین یخزدهای که در آن هیچ جنب و جوشی نیست.»
گذر از زمستان
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
دیشب یه توییت خوندم خیلی قشنگ نوشته بود :
‹ سن 𝟣𝟪 تا 𝟤𝟧 سالگی اصلا آسون نیست شما دوستایِ
خودتون رو از دست میدید ، اشتباه میکنید . .
سقوط میکنید ، شکست میخورید ، متوجه مسائل
مهمی میشید با خیلی از واقعیتها رو به رو میشید
خودتون رو از دست میدید و ورژن جدیدی از خودتون
رو پیدا میکنید و قویتر از قبل میشید ، در عین حال
این سالها بهترین سالهای زندگیِ شماست : )
‹ سن 𝟣𝟪 تا 𝟤𝟧 سالگی اصلا آسون نیست شما دوستایِ
خودتون رو از دست میدید ، اشتباه میکنید . .
سقوط میکنید ، شکست میخورید ، متوجه مسائل
مهمی میشید با خیلی از واقعیتها رو به رو میشید
خودتون رو از دست میدید و ورژن جدیدی از خودتون
رو پیدا میکنید و قویتر از قبل میشید ، در عین حال
این سالها بهترین سالهای زندگیِ شماست : )
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
انگار با تموم وجود به روحم هزاران بار چاقو زدن ؛
انگار میخوام داد بزنم ولی لبامو بهم دوختن ، انگار
دارم رو شیشه خورده راه میرم ، انگار دست و پامو
بی حس کردن و من توان حرکت دادنشونو ندارم ؛
انگار که گیج و منگ باشم ولی مجبور باشم چشامو
باز نگه دارم ، انگار روحم مرده باشه ولی جسمم . .
مجبور باشه ادای زنده بودنو در بیاره :
انگار میخوام داد بزنم ولی لبامو بهم دوختن ، انگار
دارم رو شیشه خورده راه میرم ، انگار دست و پامو
بی حس کردن و من توان حرکت دادنشونو ندارم ؛
انگار که گیج و منگ باشم ولی مجبور باشم چشامو
باز نگه دارم ، انگار روحم مرده باشه ولی جسمم . .
مجبور باشه ادای زنده بودنو در بیاره :
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
دنیا مثل یه جاده است. پر از پیچ و خم، پر از سربالایی و سراشیبی. مهم اینه که تو مسیر، همسفر خوبی داشته باشیم، توکلمون به خدا باشه و امیدمون رو از دست ندیم. اینجوری، هر جادهای رو میشه پیمود.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
گاهی وقتا، یه سکوت طولانی، حرفهای زیادی رو با خودش داره. حرفهایی که کلمات نمیتونن بگن. حرفهایی که فقط قلبها میتونن بشنون. سکوت، گاهی اوقات، رساترین صداهاست
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
قلب آدما مثل یه باغچه است. باید مراقب گلهایی که توش میکاریم باشیم. گلهای امید، گلهای عشق، گلهای بخشش. اگه خوب بهشون آب بدیم و مواظبشون باشیم، باغچه دلمون همیشه پر از عطر و زیبایی میمونه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
آدمها مثل قطعههای پازلاند. هر کدوم یه شکل خاص دارن، یه گوشه خاص دارن. بعضیها خیلی زود به هم جور میشن، بعضیها یه کم زمان میبره. مهم اینه که هر کدوم سر جای خودشون قرار بگیرن و یه تصویر قشنگ بسازن
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ بهمن
『 اُکسیژِن پُرتِقالی』
زندگی مثل یه کتابه. هر فصلی، پر از اتفاقات خاص خودشه. فصلهایی هست که توش پر از خنده است، فصلهایی هم هست که اشک رو مهمون چشمات میکنه. مهم اینه که هر صفحهاش رو با دقت بخونی و ازش درس بگیری، چون تو هر صفحه یه تکه از خودت رو پیدا میکنی.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA