۸ تیر
۸ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
متن آهنگ RUN IT
[스트레이키즈 “RUN IT” 가사]
[Verse 1: Bang Chan]
Ain’t no limit, never running out
Everywhere we go, another win, another day
Yeah, we shining with the lights out
Even in the dark, we find a way to make a way
[Pre-Chorus: Seungmin]
All my life, I’ve been fighting this and fighting that
시련 속에서도 계속
Oh, this time I ain’t looking back, I won’t collapse
Head high right now we go, oh, oh, oh
[Chorus: Hyunjin, Han, Lee Know, I.N]
Woah
Run it everywhere all around the world
Woah
Run it everywhere all around the world
It’s another day, coming on the way
Build another city, run it day and night
Live another day, yeah, we on the way
All around the world, we’ll run it day and night
[Post-Chorus: Felix, Bang Chan]
(Ooh-ooh)
Run it day and night
(Ooh-ooh)
Run it day and night
[Verse 2: Hyunjin, Felix]
Gotta be me, yeah, 멈춤 없이 올려 내 speed
수많은 화살에 떠 miss, unstoppable beast
이 영광에 취하지 않아 더 많은 걸 원해, 성취해내 더 높은 dream
하나씩 올리고 편하게 lean, 내가 하는 건 오직 하나 win, win, you’re gonna see
좌절보다 이겨 내는 게 easy
Ooh, 고난과 역경이 trained me, feel me?
전부 다 챙겨 그 많은 포부 전부 쟁취
Again and again, 여태까지 그래왔던 것처럼 we’re gonna make it
[Pre-Chorus: I.N]
All my life, I’ve been fighting this and fighting that
시련 속에서도 계속
Oh, this time I ain’t looking back, I won’t collapse
Head high right now we go, oh, oh, oh
[Chorus: Lee Know, Changbin, Seungmin, Bang Chan]
Woah
Run it everywhere all around the world
Woah
Run it everywhere all around the world
It’s another day, coming on the way
Build another city, run it day and night
Live another day, yeah, we on the way
All around the world
[Bridge: Felix, Lee Know, Han]
Oh, I’ll never give up, I’m just gonna stand up
I’m putting my hands up, 저 하늘 향해서
We’re rising, no fade-out, across the world, spread out
If you feel it, hands up, 저 하늘 향해서 (Come on)
[Chorus: All]
Woah
Run it everywhere all around the world
Woah
Run it everywhere all around the world
[Outro: Han, Changbin, Changbin & Han, All]
작은 방 시작 sound leaking through my phones (Woah)
Dreams on repeat, building up my throne (Run it everywhere)
From Seoul to the world, now they know (All around the world)
My zone, we’re never alone
이 순간이 proof we made it (Woah)
Long nights waited never faded (Run it everywhere)
All that pain, yeah, I paid it (All around the world)
흘렸던 피눈물 I saved it
우리 발걸음 맞춰 더 빨라지고 강해지는 (Woah)
그들의 심장 박동 소리 (Run it everywhere)
That’s our motivation, 멈출 수 없지 (All around the world)
Until we’re chasing victory
우리 이야긴 남겨질 history (Woah)
흥얼거리던 멜로딘 symphony (Run it everywhere)
우릴 부르는 소리가 들려와 (All around the world)
더 넓어진 세상에 뛰어들지
#اد_هی_سویی
[스트레이키즈 “RUN IT” 가사]
[Verse 1: Bang Chan]
Ain’t no limit, never running out
Everywhere we go, another win, another day
Yeah, we shining with the lights out
Even in the dark, we find a way to make a way
[Pre-Chorus: Seungmin]
All my life, I’ve been fighting this and fighting that
시련 속에서도 계속
Oh, this time I ain’t looking back, I won’t collapse
Head high right now we go, oh, oh, oh
[Chorus: Hyunjin, Han, Lee Know, I.N]
Woah
Run it everywhere all around the world
Woah
Run it everywhere all around the world
It’s another day, coming on the way
Build another city, run it day and night
Live another day, yeah, we on the way
All around the world, we’ll run it day and night
[Post-Chorus: Felix, Bang Chan]
(Ooh-ooh)
Run it day and night
(Ooh-ooh)
Run it day and night
[Verse 2: Hyunjin, Felix]
Gotta be me, yeah, 멈춤 없이 올려 내 speed
수많은 화살에 떠 miss, unstoppable beast
이 영광에 취하지 않아 더 많은 걸 원해, 성취해내 더 높은 dream
하나씩 올리고 편하게 lean, 내가 하는 건 오직 하나 win, win, you’re gonna see
좌절보다 이겨 내는 게 easy
Ooh, 고난과 역경이 trained me, feel me?
전부 다 챙겨 그 많은 포부 전부 쟁취
Again and again, 여태까지 그래왔던 것처럼 we’re gonna make it
[Pre-Chorus: I.N]
All my life, I’ve been fighting this and fighting that
시련 속에서도 계속
Oh, this time I ain’t looking back, I won’t collapse
Head high right now we go, oh, oh, oh
[Chorus: Lee Know, Changbin, Seungmin, Bang Chan]
Woah
Run it everywhere all around the world
Woah
Run it everywhere all around the world
It’s another day, coming on the way
Build another city, run it day and night
Live another day, yeah, we on the way
All around the world
[Bridge: Felix, Lee Know, Han]
Oh, I’ll never give up, I’m just gonna stand up
I’m putting my hands up, 저 하늘 향해서
We’re rising, no fade-out, across the world, spread out
If you feel it, hands up, 저 하늘 향해서 (Come on)
[Chorus: All]
Woah
Run it everywhere all around the world
Woah
Run it everywhere all around the world
[Outro: Han, Changbin, Changbin & Han, All]
작은 방 시작 sound leaking through my phones (Woah)
Dreams on repeat, building up my throne (Run it everywhere)
From Seoul to the world, now they know (All around the world)
My zone, we’re never alone
이 순간이 proof we made it (Woah)
Long nights waited never faded (Run it everywhere)
All that pain, yeah, I paid it (All around the world)
흘렸던 피눈물 I saved it
우리 발걸음 맞춰 더 빨라지고 강해지는 (Woah)
그들의 심장 박동 소리 (Run it everywhere)
That’s our motivation, 멈출 수 없지 (All around the world)
Until we’re chasing victory
우리 이야긴 남겨질 history (Woah)
흥얼거리던 멜로딘 symphony (Run it everywhere)
우릴 부르는 소리가 들려와 (All around the world)
더 넓어진 세상에 뛰어들지
#اد_هی_سویی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
هیونلیکس شیپرا؟؟
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🛐🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
#اد_هی_سویی
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🛐🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
#اد_هی_سویی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ تیر
۱۰ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
#رقصِ_بیقرارِسایه_ها
P27
(ویو هیونجین)
_کابوس؟
کلمهی لینا مثل سم توی گوشم پیچید. “تو یه کابوس هستی.”
میخواست من رو بترسونه، میخواست من رو از فلیکس دور کنه، اما چیزی که حس کردم، ترس نبود. چیزی که حس کردم… یه جور حسِ تحقیر بود.
من داشتم برای اون میسوختم! من داشتم از خودم میگذشتم تا بتونم اون رو توی دنیای خودم نگه دارم! و حالا این دختر… این خواهرِ کوچیکش، با اون لحنِ بالا و پایین، داشت به من میگفت که “بد” هستم؟
_تو هیچی نمیدونی لینا.
صدای خودم رو که از ته گلو میاومد، شناختم. سرد بود. خیلی سرد.
از اون حالتِ لرزون و شکسته دراومدم. وقتی اون حرفها رو زد، انگار یه چیزی توی وجودم قطع شد. اون پسرِ پشیمونی که همین چند لحظه پیش روی زمین کز کرده بود، دیگه وجود نداشت.
_تو هیچی از چیزی که من و فلیکس داریم نمیدونی. تو فکر میکنی محافظت یعنی چی؟ تو فکر میکنی عشق یعنی چی؟
بلند شدم. دیگه اون آدمِ مغلوب روی زمین نبودم. بلند شدم و قدم به قدم رفتم سمتش. میدیدم که چطور یه ذره عقب میره، چطور چشماش از این شدتِ ناگهانیِ تغییرِ من، گرد شده.
_تو فقط میخوای اون رو توی یه قفسِ امن نگه داری، ولی من… من میخوام باهاش زندگی کنم. حتی اگه اون زندگی، پر از درد باشه. حتی اگه من باعث بشم اون بترسه.
میدونستم دارم چه حرفی میزنم. میدونستم دارم از منطق دور میشم، ولی وقتی به اون حسِ مالکیتِ توی سینهام فکر میکردم، دیگه برام مهم نبود.
_اون متعلق به منه. حتی اگه خودش هم ندونه، حتی اگه از من فرار کنه… من اون رو پیدا میکنم. من اون رو برمیگردونم.
(ویو لینا)
با دیدنِ تغییرِ نگاهش، لرزه به تنم افتاد.
این همون هیونجینی نبود که چند وقت پیش میشناختم. اون برقِ ترس توی چشمهاش از بین رفته بود و جاش رو یه تاریکیِ مطلق گرفته بود. یه جور نگاهِ هیولایی… نگاهی که انگار هیچ حد و مرزی نمیشناسه.
_داری دیوونه بازی در میاری، هیونجین. اون آدم نیست، اون یه موجودِ زندهست که داره از تو آسیب میبینه!
_اون جزیی از منه!
فریادش توی راهرو پیچید.
قلبم تند زد. فهمیدم که اشتباه کرده بودم. من فکر میکردم با یه آدمِ آسیبدیده روبرو هستم که نیاز به راهنمایی داره، اما اشتباه میکردم. من با یه آدمِ “سلطهگر” روبرو بودم که عشق رو با “تسخیر کردن” یکی میدونه.
_اگه فکر میکنی میتونی با این طرز فکر بهش نزدیک بشی، سخت در اشتباهی. من اجازه نمیدم.
_ببین…
با یه لبخندِ کج و ترسناک، به من نزدیک شد. اونقدر نزدیک که بوی تلخِ سیگار و استرس ازش به مشام میرسید.
_تو فکر میکنی با تهدید کردنِ من، میتونی جلوی من رو بگیری؟ تو فقط داری بازی رو سختتر میکنی. تو الان دیگه فقط یه مانع هستی، لینا. و من همیشه راههایی برای رد شدن از مانعها پیدا میکنم.
نگاهش یه لحظه افتاد به درِ اتاقِ فلیکس. اون نگاه… اون نگاهِ مالکانه، چنان سنگینی داشت که انگار میخواست در رو از هم دریده و فلیکس رو از توی تخت بیرون بکشه و توی آغوش خودش حبس کنه.
_اون وقتی بیدار بشه، دوباره به من نیاز داره. چون فقط من میتونم اون رو تحمل کنم. تو… تو فقط میخوای ازش محافظت کنی، ولی من… من میخوام “مالِ اون” باشم و اون رو “مالِ خودم” کنم.
بدون اینکه منتظر جواب من بمونه، از کنارم رد شد. وقتی رد شد، حس کردم یه بادِ سرد از کنارم گذشت.
من همونجا ایستادم، لرزون.
حالا فهمیدم که جنگِ من با هیونجین، فقط یه بحثِ ساده دربارهی رفتارهای بد نیست. این یه جنگ برای بقایِ فلیکسه.
هیونجین دیگه اون پسرِ ناتوان نبود. اون حالا یه شکارچی بود که هدفش رو پیدا کرده بود… و من، تنها کسی بودم که میتونستم جلوی شکار شدنش ایستاده باشم.
و اینکه....!
*دیرینگ دیرینگ دیرینگ(صدای تلفن هیونجین )
_عام ببخشید....
#اد_هی_سویی
P27
(ویو هیونجین)
_کابوس؟
کلمهی لینا مثل سم توی گوشم پیچید. “تو یه کابوس هستی.”
میخواست من رو بترسونه، میخواست من رو از فلیکس دور کنه، اما چیزی که حس کردم، ترس نبود. چیزی که حس کردم… یه جور حسِ تحقیر بود.
من داشتم برای اون میسوختم! من داشتم از خودم میگذشتم تا بتونم اون رو توی دنیای خودم نگه دارم! و حالا این دختر… این خواهرِ کوچیکش، با اون لحنِ بالا و پایین، داشت به من میگفت که “بد” هستم؟
_تو هیچی نمیدونی لینا.
صدای خودم رو که از ته گلو میاومد، شناختم. سرد بود. خیلی سرد.
از اون حالتِ لرزون و شکسته دراومدم. وقتی اون حرفها رو زد، انگار یه چیزی توی وجودم قطع شد. اون پسرِ پشیمونی که همین چند لحظه پیش روی زمین کز کرده بود، دیگه وجود نداشت.
_تو هیچی از چیزی که من و فلیکس داریم نمیدونی. تو فکر میکنی محافظت یعنی چی؟ تو فکر میکنی عشق یعنی چی؟
بلند شدم. دیگه اون آدمِ مغلوب روی زمین نبودم. بلند شدم و قدم به قدم رفتم سمتش. میدیدم که چطور یه ذره عقب میره، چطور چشماش از این شدتِ ناگهانیِ تغییرِ من، گرد شده.
_تو فقط میخوای اون رو توی یه قفسِ امن نگه داری، ولی من… من میخوام باهاش زندگی کنم. حتی اگه اون زندگی، پر از درد باشه. حتی اگه من باعث بشم اون بترسه.
میدونستم دارم چه حرفی میزنم. میدونستم دارم از منطق دور میشم، ولی وقتی به اون حسِ مالکیتِ توی سینهام فکر میکردم، دیگه برام مهم نبود.
_اون متعلق به منه. حتی اگه خودش هم ندونه، حتی اگه از من فرار کنه… من اون رو پیدا میکنم. من اون رو برمیگردونم.
(ویو لینا)
با دیدنِ تغییرِ نگاهش، لرزه به تنم افتاد.
این همون هیونجینی نبود که چند وقت پیش میشناختم. اون برقِ ترس توی چشمهاش از بین رفته بود و جاش رو یه تاریکیِ مطلق گرفته بود. یه جور نگاهِ هیولایی… نگاهی که انگار هیچ حد و مرزی نمیشناسه.
_داری دیوونه بازی در میاری، هیونجین. اون آدم نیست، اون یه موجودِ زندهست که داره از تو آسیب میبینه!
_اون جزیی از منه!
فریادش توی راهرو پیچید.
قلبم تند زد. فهمیدم که اشتباه کرده بودم. من فکر میکردم با یه آدمِ آسیبدیده روبرو هستم که نیاز به راهنمایی داره، اما اشتباه میکردم. من با یه آدمِ “سلطهگر” روبرو بودم که عشق رو با “تسخیر کردن” یکی میدونه.
_اگه فکر میکنی میتونی با این طرز فکر بهش نزدیک بشی، سخت در اشتباهی. من اجازه نمیدم.
_ببین…
با یه لبخندِ کج و ترسناک، به من نزدیک شد. اونقدر نزدیک که بوی تلخِ سیگار و استرس ازش به مشام میرسید.
_تو فکر میکنی با تهدید کردنِ من، میتونی جلوی من رو بگیری؟ تو فقط داری بازی رو سختتر میکنی. تو الان دیگه فقط یه مانع هستی، لینا. و من همیشه راههایی برای رد شدن از مانعها پیدا میکنم.
نگاهش یه لحظه افتاد به درِ اتاقِ فلیکس. اون نگاه… اون نگاهِ مالکانه، چنان سنگینی داشت که انگار میخواست در رو از هم دریده و فلیکس رو از توی تخت بیرون بکشه و توی آغوش خودش حبس کنه.
_اون وقتی بیدار بشه، دوباره به من نیاز داره. چون فقط من میتونم اون رو تحمل کنم. تو… تو فقط میخوای ازش محافظت کنی، ولی من… من میخوام “مالِ اون” باشم و اون رو “مالِ خودم” کنم.
بدون اینکه منتظر جواب من بمونه، از کنارم رد شد. وقتی رد شد، حس کردم یه بادِ سرد از کنارم گذشت.
من همونجا ایستادم، لرزون.
حالا فهمیدم که جنگِ من با هیونجین، فقط یه بحثِ ساده دربارهی رفتارهای بد نیست. این یه جنگ برای بقایِ فلیکسه.
هیونجین دیگه اون پسرِ ناتوان نبود. اون حالا یه شکارچی بود که هدفش رو پیدا کرده بود… و من، تنها کسی بودم که میتونستم جلوی شکار شدنش ایستاده باشم.
و اینکه....!
*دیرینگ دیرینگ دیرینگ(صدای تلفن هیونجین )
_عام ببخشید....
#اد_هی_سویی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
#رقصِ_بیقرارِسایه_ها
P28
(ویو هیونجین )
وقتی گوشیم زنگ خودر و به صفحه ی گوشی نگاه کردم خوشکم زد.
پدرم بود اما...
چیکادن داشت این ماموریت تموم نشده که من خیلی کم با پدرم صحبت میکنم فقط وقو هایی که پرونده ی جدبد میاد و مک باید ازش سر در ببارم تما الان... توی این وظیت
_ببخشید بابد جواب بدم
از اونجا دور شدم و...
_الو...
(برای این پارت از = برآب پدر هیونجین استفاده میشه )
= کجایی؟
_امم...
=مهم نیست سریع بیا میخوام باهات صحبت کنم
_...؟راجب چی
=میفهمی
_عام باشه خدافظ
(تلفن قطع شد)
(ویو هیونجین )
یعنی چیکار داره...آخه الان باید برم فیلیکس چی...
عیب نداره فقط این بار بیا فعلا فیلیکس و لی نا رو برسونم...
_ببخشید طول کشید...
×...
_عامم...میگم اگه ماشین نداری میتونم برسونمِ تون... آخه الانم تاکسی گیر نمیاد فیلیکس هم که مرخسه..
(ویو لی نا )
یعنی بهش عتماد کنم ولی خب...راه دیگه هم نیست و من خودم تنهایی زور فیلیکس رو ندارم و فیلیکس هم خوابه پس دیگه چاره ای جز این ندارم
×...اممم باشه خیلی ممنون فکر کنم این بهترین راه
_خب... الان میرم اجازه ی فیلیکس رو از دکتر بگیرم وبیام شما میتونین بریک سوار شین
×نه ممنون می ایستم تا شما بیاین
(سوار ماشین شدن)
(ویو هیونجین )
ذهنم پر سوال بود مثل اینکه فیلیکس کیه
یا اینکه جی توی گذشتش تا این حَد عذاب اوره و خیلی سوال دیگه چون من هیچی راجبه فیلیکس نتوستم پیدا کنم فقط میدونم که چند سالشه چه دبیرستانی میره و چیزای عادی مثل این دیگه هیچی نتونستم بفهمم
میتواستم از لی نا بپرسم اما الان فقطش نیست باید یکم صبر کنم اونجا که بهش گفتم بره و سوار ماشین بشه تا من فیلیکس رو ببارم حتی بهم عماد هم نداشت و میترسید که دوباره به فیلیکس صدمه بزنم و گمون نکم بیاد برام گذشتشو برام تعریف کنه
*چند دقیقه بعد
_عام رسیدیم
×خیلی ممنون
_خواهش میکنم
×خب خداحافظ
_خدافظ
(ویو هیونجین )
خب و الان باید بریم به خونه ی پدرم...
*چند دقیقه بعد...
_سلام پدر
=بیا اینجا بشین
_...
#اد_هی_سویی
P28
(ویو هیونجین )
وقتی گوشیم زنگ خودر و به صفحه ی گوشی نگاه کردم خوشکم زد.
پدرم بود اما...
چیکادن داشت این ماموریت تموم نشده که من خیلی کم با پدرم صحبت میکنم فقط وقو هایی که پرونده ی جدبد میاد و مک باید ازش سر در ببارم تما الان... توی این وظیت
_ببخشید بابد جواب بدم
از اونجا دور شدم و...
_الو...
(برای این پارت از = برآب پدر هیونجین استفاده میشه )
= کجایی؟
_امم...
=مهم نیست سریع بیا میخوام باهات صحبت کنم
_...؟راجب چی
=میفهمی
_عام باشه خدافظ
(تلفن قطع شد)
(ویو هیونجین )
یعنی چیکار داره...آخه الان باید برم فیلیکس چی...
عیب نداره فقط این بار بیا فعلا فیلیکس و لی نا رو برسونم...
_ببخشید طول کشید...
×...
_عامم...میگم اگه ماشین نداری میتونم برسونمِ تون... آخه الانم تاکسی گیر نمیاد فیلیکس هم که مرخسه..
(ویو لی نا )
یعنی بهش عتماد کنم ولی خب...راه دیگه هم نیست و من خودم تنهایی زور فیلیکس رو ندارم و فیلیکس هم خوابه پس دیگه چاره ای جز این ندارم
×...اممم باشه خیلی ممنون فکر کنم این بهترین راه
_خب... الان میرم اجازه ی فیلیکس رو از دکتر بگیرم وبیام شما میتونین بریک سوار شین
×نه ممنون می ایستم تا شما بیاین
(سوار ماشین شدن)
(ویو هیونجین )
ذهنم پر سوال بود مثل اینکه فیلیکس کیه
یا اینکه جی توی گذشتش تا این حَد عذاب اوره و خیلی سوال دیگه چون من هیچی راجبه فیلیکس نتوستم پیدا کنم فقط میدونم که چند سالشه چه دبیرستانی میره و چیزای عادی مثل این دیگه هیچی نتونستم بفهمم
میتواستم از لی نا بپرسم اما الان فقطش نیست باید یکم صبر کنم اونجا که بهش گفتم بره و سوار ماشین بشه تا من فیلیکس رو ببارم حتی بهم عماد هم نداشت و میترسید که دوباره به فیلیکس صدمه بزنم و گمون نکم بیاد برام گذشتشو برام تعریف کنه
*چند دقیقه بعد
_عام رسیدیم
×خیلی ممنون
_خواهش میکنم
×خب خداحافظ
_خدافظ
(ویو هیونجین )
خب و الان باید بریم به خونه ی پدرم...
*چند دقیقه بعد...
_سلام پدر
=بیا اینجا بشین
_...
#اد_هی_سویی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
#رقصِ_بیقرارِسایه_ها
P29
=هیونجین...تو قراره با روسیه بری
_چی...؟! برای چی
=مثل اینکه پسر آقای پارک با روسیه رفته تا با نامزدش ازدواج کنه و قراره که چند وقتی یا چند سال اونجا بمونه و تو قراره به اونجا بری
_تا جایی که هممون می دونیم پیر آقای پارک نامزد و حتی دوست دختر هم نداره پس چطور...؟
=انگار که توی یه کلاب باهم آشنا شدن نه تو هر کلابی تو نکسِس
_چی نکسِس ولی اوجا که تو محدودهی ماست چطور بودن اینکه ما بفهمیم وارد اون محدوده شدن...
=نه پسر آقای پارک خیلی پَخمس بیشتر دنبال خوش گذرونیه و فقط برای خوش گذرونی آمده اینجا
_پس من باید برم روسیه
=اره
_چند وقت
=نمیدونم تا هر وقت که اونا اونجا بمونن
=و اگه دیدی چیزی دست گیرت نمیشه و هیچی راجب اsلحه ها و اون ببر پیر نفهمیدی میتونی دو تا شونو بکشی
_اها فهمیدم واینکه اسم پس_
=پارک هیون وو و اسم نامزدش کانگ یوجئون
_...چشم
*چند ساعت بعد
(ذهن هیونجین )
پس پارک هیون وو اسمته نمیدونم چی داری که انقدر مهمی ولی اگه تصمیم بگیرم که بکشمت حتما با کلی درد این کارو میکنم چون چند ماهه سر تو گیر کردم و خیلی از دستت عصبانیم
_آه چند وقت قراره اونجا بمونم
_این خیلی آزاردهندس
انگار باید پس فردا برم پس میخوام برای آخرین بار فیلیکس رو ببینم و بهش بگم که چند وقتی نیستم...
× عام متاسفم ولی الان فیلیکس خوابه و ...
_نه نیازی نیست خودم تلفنی باهاس صحبت می کنم
×خب باشه هر جور که راحتی
_خداحافظ
×خداحافظ به سلامت
_...فیلیکس اگه دیر امدم هیچوقت فراموشم نکن باشه...
_خداحافظ......فیلیکس
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbowپایان فصل اول🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
به قلم :هی سویی
ممنونم از کسایی که تا آخر فصل اول منو همراهی کردن و ریکت گذاشتن
P29
=هیونجین...تو قراره با روسیه بری
_چی...؟! برای چی
=مثل اینکه پسر آقای پارک با روسیه رفته تا با نامزدش ازدواج کنه و قراره که چند وقتی یا چند سال اونجا بمونه و تو قراره به اونجا بری
_تا جایی که هممون می دونیم پیر آقای پارک نامزد و حتی دوست دختر هم نداره پس چطور...؟
=انگار که توی یه کلاب باهم آشنا شدن نه تو هر کلابی تو نکسِس
_چی نکسِس ولی اوجا که تو محدودهی ماست چطور بودن اینکه ما بفهمیم وارد اون محدوده شدن...
=نه پسر آقای پارک خیلی پَخمس بیشتر دنبال خوش گذرونیه و فقط برای خوش گذرونی آمده اینجا
_پس من باید برم روسیه
=اره
_چند وقت
=نمیدونم تا هر وقت که اونا اونجا بمونن
=و اگه دیدی چیزی دست گیرت نمیشه و هیچی راجب اsلحه ها و اون ببر پیر نفهمیدی میتونی دو تا شونو بکشی
_اها فهمیدم واینکه اسم پس_
=پارک هیون وو و اسم نامزدش کانگ یوجئون
_...چشم
*چند ساعت بعد
(ذهن هیونجین )
پس پارک هیون وو اسمته نمیدونم چی داری که انقدر مهمی ولی اگه تصمیم بگیرم که بکشمت حتما با کلی درد این کارو میکنم چون چند ماهه سر تو گیر کردم و خیلی از دستت عصبانیم
_آه چند وقت قراره اونجا بمونم
_این خیلی آزاردهندس
انگار باید پس فردا برم پس میخوام برای آخرین بار فیلیکس رو ببینم و بهش بگم که چند وقتی نیستم...
× عام متاسفم ولی الان فیلیکس خوابه و ...
_نه نیازی نیست خودم تلفنی باهاس صحبت می کنم
×خب باشه هر جور که راحتی
_خداحافظ
×خداحافظ به سلامت
_...فیلیکس اگه دیر امدم هیچوقت فراموشم نکن باشه...
_خداحافظ......فیلیکس
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbowپایان فصل اول🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
به قلم :هی سویی
ممنونم از کسایی که تا آخر فصل اول منو همراهی کردن و ریکت گذاشتن
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
ببخشید اگه طولانی ننوشتم میدونم کمه بازم معذرت میخوام اما...اما فصل دو قراره خیلی بهتر باشه و کم و کاسی های فصل اول رو جبران کنه kiss
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
این ناشناس اگه میخوایید چیزی بگید
لینک ناشناس point_down
https://harfeto.timefriend.net/17820735167361
و اینم پیویم
@skz_h_f_h_l_ch_ch_s_i_k
لینک ناشناس point_down
https://harfeto.timefriend.net/17820735167361
و اینم پیویم
@skz_h_f_h_l_ch_ch_s_i_k
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ تیر
۱۱ تیر
۱۱ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🥟🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ تیر
۱۱ تیر
۱۱ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🥟🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ تیر
۱۱ تیر
۱۱ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🥟🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ تیر
۱۱ تیر
۱۱ تیر
ꨴ ᷒ᰰᮬ݄݃ᩘ𝕊𝕥𝕣𝕒𝕪 𝕂𝕚𝕕𝕤 ℝ𝕠𝕞ٗ𝕒𝕟᮫᜔݁ٗᭂ⃪
🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbowjoy🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow🏳️rainbow
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ تیر
۱۱ تیر
۱۱ تیر
377دنبال کننده
های خوش اومدی به پاتوق استی هاthought_balloonribbon
اینجا رمان،اخبار اعضا،اتفاق ها،ویدیو،عکس،سناریو،چالش...هزاران چیز مختلف از استیری کیدز میزاریمthought_balloonribbon
بمونی برام استی
اگه کاری داشتی میتونی به پیوی مالک لیکسی بری
@Hyuaxng
مشاهده کانال پیامرساناینجا رمان،اخبار اعضا،اتفاق ها،ویدیو،عکس،سناریو،چالش...هزاران چیز مختلف از استیری کیدز میزاریمthought_balloonribbon
بمونی برام استی
اگه کاری داشتی میتونی به پیوی مالک لیکسی بری
@Hyuaxng