۸ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
مار را چگونه باید نوشت؟
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادي در آن سکونت داشتند. مردي شیاد از ساده لوحی
آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و
متوجه دغلکاري هاي شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می
کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت معلم با مردم روستا از فریبکاري هاي شیاد سخن گفت و
نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا
معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس "مار" معلم نوشت: مار نوبت شیاد که رسید شکل مار را روي خاك کشید. و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید
کدامیک از اینها مار است؟ مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را
کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار
کنیم. همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکري خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات،
آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادي در آن سکونت داشتند. مردي شیاد از ساده لوحی
آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و
متوجه دغلکاري هاي شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می
کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت معلم با مردم روستا از فریبکاري هاي شیاد سخن گفت و
نسبت به حقه هاي او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا
معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود.
شیاد به معلم گفت: بنویس "مار" معلم نوشت: مار نوبت شیاد که رسید شکل مار را روي خاك کشید. و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید
کدامیک از اینها مار است؟ مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را
کتک زدند و از روستا بیرون راندند.
اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار
کنیم. همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکري خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان فرهنگ، نگرش، اعتقادات،
آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
white_check_mark جمع بین مطالبهگری و حفظ وحدت و انسجام
x خشونت، تخریب، تهدید، اتهامزنی و توهین به مسئولین، غلطترین روش مطالبهگری است که قطعاً به تضعیف اتحاد منجر میشود.
x از طرف دیگر، سکوت در مقابل سوءمدیریتها، ابهامات و اشکالات به بهانه حفظ اتحاد، نیز غلطترین روش حفظ اتحاد است، چراکه این نیز به تضعیف اتحاد منجر میشود.
white_check_mark بنابراین، باید بدون اتهامزنی، توهین و تهدید، و با در نظر گرفتن حفظ وحدت و انسجام، چند مطلب را از مسئولین مطالبه کرد:
bulb ۱. رعایت شروط و خطوط قرمز ۱۰ گانه که در بیانیه ۱۹ فروردین شورای عالی امنیت ملی به آن تصریح شده است.
bulb ۲. بسته ماندن تنگه هرمز(اُحُد) تا زمان تحقق عینی این شروط در میدان.
bulb ۳. گزارش مستمر و شفاف از روند مذاکرات به مردم برای رفع نگرانیها و دغدغههای مردم.
star رهبر معظم انقلاب:
white_check_mark «مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است.» (۱۴۰۵/۰۱/۲۰)
white_check_mark «لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند.» (۱۴۰۵/۰۳/۰۷)
x خشونت، تخریب، تهدید، اتهامزنی و توهین به مسئولین، غلطترین روش مطالبهگری است که قطعاً به تضعیف اتحاد منجر میشود.
x از طرف دیگر، سکوت در مقابل سوءمدیریتها، ابهامات و اشکالات به بهانه حفظ اتحاد، نیز غلطترین روش حفظ اتحاد است، چراکه این نیز به تضعیف اتحاد منجر میشود.
white_check_mark بنابراین، باید بدون اتهامزنی، توهین و تهدید، و با در نظر گرفتن حفظ وحدت و انسجام، چند مطلب را از مسئولین مطالبه کرد:
bulb ۱. رعایت شروط و خطوط قرمز ۱۰ گانه که در بیانیه ۱۹ فروردین شورای عالی امنیت ملی به آن تصریح شده است.
bulb ۲. بسته ماندن تنگه هرمز(اُحُد) تا زمان تحقق عینی این شروط در میدان.
bulb ۳. گزارش مستمر و شفاف از روند مذاکرات به مردم برای رفع نگرانیها و دغدغههای مردم.
star رهبر معظم انقلاب:
white_check_mark «مسلّماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است.» (۱۴۰۵/۰۱/۲۰)
white_check_mark «لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند.» (۱۴۰۵/۰۳/۰۷)
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
clapper از یک دانه تا نعمتی بیکران
روایت مردی که با یک دانه آزموده شد…
یکی شکر کرد و درهای نعمت به رویش گشوده شد،
و دیگری در دلِ داشتهها، قدر ندانست…
و فاصلهاش با برکت بیشتر شد.
تقدیم به ساحت نورانی علیبنموسیالرضا علیهالسلام seedling
clapper ساختهشده با هوش مصنوعی (AI)
کاری از گروه فرهنگی هنری مرتجی
.#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
روایت مردی که با یک دانه آزموده شد…
یکی شکر کرد و درهای نعمت به رویش گشوده شد،
و دیگری در دلِ داشتهها، قدر ندانست…
و فاصلهاش با برکت بیشتر شد.
تقدیم به ساحت نورانی علیبنموسیالرضا علیهالسلام seedling
clapper ساختهشده با هوش مصنوعی (AI)
کاری از گروه فرهنگی هنری مرتجی
.#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
✍حکایت آموزنده
از حکیمی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟»
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ! ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﭘﺲﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ، ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩ! ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﺎ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺍﺳﺖ.»
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
از حکیمی ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: «ﺷﮕﻔﺖﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟»
ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ: «ﺍﺯ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻥ ﻋﺠﻠﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ! ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﺐ ﻣﺎﻝ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ ﺍﺯ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﻣﺎﯾﻪ ﻣﯽﮔﺬﺍﺭﺩ، ﺳﭙﺲ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎﺯﭘﺲﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻼﻣﺘﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ، ﭘﻮﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺮﺩ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩ! ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺮﻑ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﻤﯽﮐﻨﺪ. ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻪ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﯾﺎ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻝ ﺍﺳﺖ.»
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
🏞داستان شنیدنی وآموزنده
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.
استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .
استاد به او گفت: آیا میتوانی مثل همان نقاشی را برایم بکشی؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که :
""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:
""اغلب انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه "
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت.
استاد به او گفت که دیگر شما استاد شده ای و من چیزی ندارم ک به تو بیاموزم.
شاگرد فکری به سرش رسید، یک نقاشی فوق العاده کشید و آنرا در میدان شهر قرار داد ، مقداری رنگ و قلمی در کنار آن قرار داد و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی می بینند یک علامت × بزنند و غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد .
استاد به او گفت: آیا میتوانی مثل همان نقاشی را برایم بکشی؟
شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که :
""اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید""
غروب برگشتند دیدند تابلو دست نخورده ماند. استاد به شاگرد گفت:
""اغلب انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرات اصلاح نه "
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۹ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
آقای پزشکیان
آقای قالیباف
آقای عراقچی
توجه کنید#مرگ_بر_امریکا و مرگ_بر_اسرائیل
#دانستنی
به کانال عجایب|دانستنیstar2برتر بپیوندیدpoint_down
┏━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┓ boom @Danestani_bartar boom
┗━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┛
آقای قالیباف
آقای عراقچی
توجه کنید#مرگ_بر_امریکا و مرگ_بر_اسرائیل
#دانستنی
به کانال عجایب|دانستنیstar2برتر بپیوندیدpoint_down
┏━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┓ boom @Danestani_bartar boom
┗━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┛
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
rotating_light ماجرای غدیرخم از زبان یک اهلسنت:
شما ممکن است به عنوان یک اهلسنت ۷۰ یا۸۰ سال زندگی کنید ولی در طول زندگیتان اصلا چیزی در مورد غدیرخم نشنوید
به خدا سوگند ما (اهل سنت) امتی هستیم که در تنها گذاشتن علی بن ابیطالب متخصصیم
شیخ طارق یوسف المصری
.مرگ_بر_امریکا و مرگ_بر_اسرائیل
#نهجالبلاغه
╔══❖••°•°•°•°blue_book°•°•°•°••❖══╗
@nahjolbalagheh_ir herb⃟🦋
╚══❖°•°•°•°••diamond_shape_with_a_dot_inside••°•°•°•°❖══╝
شما ممکن است به عنوان یک اهلسنت ۷۰ یا۸۰ سال زندگی کنید ولی در طول زندگیتان اصلا چیزی در مورد غدیرخم نشنوید
به خدا سوگند ما (اهل سنت) امتی هستیم که در تنها گذاشتن علی بن ابیطالب متخصصیم
شیخ طارق یوسف المصری
.مرگ_بر_امریکا و مرگ_بر_اسرائیل
#نهجالبلاغه
╔══❖••°•°•°•°blue_book°•°•°•°••❖══╗
@nahjolbalagheh_ir herb⃟🦋
╚══❖°•°•°•°••diamond_shape_with_a_dot_inside••°•°•°•°❖══╝
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
✍داستان بهلول و عابر
☸روزی بهلول در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا میگذشت از بهلول پرسید: چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
☸بهلول گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که بهلول نشنیده است
دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
☸بهلول گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که بهلول دیوانه است و رفتن را پیشه کرد.
زمانی که چند قدمی راه رفته بود ،بهلول به بانگ بلند گفت : ای مرد ، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید
مرد گفت : چرا اول نگفتی ؟
☸بهلول گفت : چون راه رفتن تو را ندیده بودم ، نمی دانستم تند می روی یا کند.
حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
☸روزی بهلول در کنار چشمه ای نشسته بود . مردی که از آنجا میگذشت از بهلول پرسید: چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
☸بهلول گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که بهلول نشنیده است
دوباره سوال کرد : مگر نشنیدی ؟ پرسیدم چند ساعت دیگر به ده بعدی خواهم رسید ؟
☸بهلول گفت : راه برو . آن مرد پنداشت که بهلول دیوانه است و رفتن را پیشه کرد.
زمانی که چند قدمی راه رفته بود ،بهلول به بانگ بلند گفت : ای مرد ، یک ساعت دیگر بدان ده خواهی رسید
مرد گفت : چرا اول نگفتی ؟
☸بهلول گفت : چون راه رفتن تو را ندیده بودم ، نمی دانستم تند می روی یا کند.
حال که دیدم دانستم که تو یک ساعت دیگر به ده خواهی رسید.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
sparkle️حکایت پند آموز
small_orange_diamondعنصرالمعالی در قابوسنامه خطاب به فرزندش مینویسد:
beginnerروزی مردی خردمند را دیدم که در مجلسی بزرگ، با آنکه بسیار میدانست، کم سخن میگفت.
از او پرسیدند: «چرا با این دانش، خاموشی؟»
گفت:
«زبان، ترازوی عقل است؛
اگر بیجا بجنبد، هم عقل سبک میشود و هم آبرو فرو میریزد.
من پیش از سخن گفتن مینگرم که آیا گفتنم سود دارد؟
اگر ندارد، خاموشی را سودمندتر میدانم.»
عنصرالمعالی سپس به پسرش سفارش میکند:
«پسرم،
سخن گفتن هنر است،
اما بهجا سخن گفتن، خرد است.
بسیار کسان به سبب خاموشی بزرگ شدند
و بسیار کسان به سبب یک سخن نابجا، کوچک.»
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
small_orange_diamondعنصرالمعالی در قابوسنامه خطاب به فرزندش مینویسد:
beginnerروزی مردی خردمند را دیدم که در مجلسی بزرگ، با آنکه بسیار میدانست، کم سخن میگفت.
از او پرسیدند: «چرا با این دانش، خاموشی؟»
گفت:
«زبان، ترازوی عقل است؛
اگر بیجا بجنبد، هم عقل سبک میشود و هم آبرو فرو میریزد.
من پیش از سخن گفتن مینگرم که آیا گفتنم سود دارد؟
اگر ندارد، خاموشی را سودمندتر میدانم.»
عنصرالمعالی سپس به پسرش سفارش میکند:
«پسرم،
سخن گفتن هنر است،
اما بهجا سخن گفتن، خرد است.
بسیار کسان به سبب خاموشی بزرگ شدند
و بسیار کسان به سبب یک سخن نابجا، کوچک.»
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
movie_camera نه برجام تصمیم نظام بود و نه امروز آزادی بیحجابی تصمیم نظام است. رها کردن منکرات اجتماعی نه شرعاً، نه عقلاً و نه اخلاقاً درست نیست و جامعه را به تباهی خواهد کشاند.
small_orange_diamond کلیپ بسیار مهم استاد رحیمپور ازغدی در همین مورد که حتما باید ببینید.
.
small_orange_diamond کلیپ بسیار مهم استاد رحیمپور ازغدی در همین مورد که حتما باید ببینید.
.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
📽 نصب کتیبههای ولادت امام هادی(ع) در حرم مطهر رضوی
.small_blue_diamond حاج سید رضا نریمانی
.point_downکانال نوحه نابpoint_down
ideitaa.com/nohe_naab
ideitaa.com/nohe_naab
#مرگ_بر_امریکا و مرگ بر اسرائیل
#صلوات
cherry_blossom╔═════ ೋ
leavessparkles️ @FAZILAT_SALAVAT
gemleavescherry_blossomღೋ ════════╗
.small_blue_diamond حاج سید رضا نریمانی
.point_downکانال نوحه نابpoint_down
ideitaa.com/nohe_naab
ideitaa.com/nohe_naab
#مرگ_بر_امریکا و مرگ بر اسرائیل
#صلوات
cherry_blossom╔═════ ೋ
leavessparkles️ @FAZILAT_SALAVAT
gemleavescherry_blossomღೋ ════════╗
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
rotating_lightخطر قتل عام #مردم و نابودی #ایران، در صورت بازگشت #اینترنت و #شبکه های اجتماعی به حالت عادی☠️
boomطعم #پیروزی در #جنگ نظامی را با جنگ #رسانه ای به کاممان تلخ نکنندbangbang️
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج
#ماملت_مبعوث_شده_باآمریکاواسرائیل_وایادی_آنهاپدرکشتگی_داریم
.
#مرگ_بر_آمریکا
#انتقام_رهبر_شهیدtriangular_flag_on_post
#فتنه_مسئولینfire
point_leftتعجیل در فرج امام زمان صلوات
.#مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل
globe_with_meridiansبه کانال تحلیلی خبری #صدای_مردم بپیوندید:
.🗣 @sedayemardm
boomطعم #پیروزی در #جنگ نظامی را با جنگ #رسانه ای به کاممان تلخ نکنندbangbang️
#اللّهمَّعَجِّلْلِوَلِیِّڪَالفَرَج
#ماملت_مبعوث_شده_باآمریکاواسرائیل_وایادی_آنهاپدرکشتگی_داریم
.
#مرگ_بر_آمریکا
#انتقام_رهبر_شهیدtriangular_flag_on_post
#فتنه_مسئولینfire
point_leftتعجیل در فرج امام زمان صلوات
.#مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل
globe_with_meridiansبه کانال تحلیلی خبری #صدای_مردم بپیوندید:
.🗣 @sedayemardm
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
green_bookحکایت
در بيابانی مسافرى راه را گم كرد نيرو و توشه راه سفر نیز تمام شد. چند درهم پول نیز همراه خود داشت. بسيار تلاش كرد تا راهی بیابد ولى تلاشش بی حاصل بود و در نهایت به سختی هلاک شد. گروهى مسافر به آنجا رسيدند و جنازه او را ديدند كه چند درهم پول در برابرش ريخته شده است و بر روى خاک چنين نوشته شده بود.
گر همه زر جعفرى دارد
مرد بى توشه برنگيرد كام
در بيابان فقير سوخته را
شلغم پخته به كه نقره خام (۱)
۱_ يعنى: مسافر بى توشه، قدمى پيش نخواهد نهاد، اگر چه طلاى خالص فراوانى داشته باشد، در بيابان فقيرى كه در آتش گرسنگى مى سوزد، براى او شلغم پخته بهتر از نقره خالص است.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
در بيابانی مسافرى راه را گم كرد نيرو و توشه راه سفر نیز تمام شد. چند درهم پول نیز همراه خود داشت. بسيار تلاش كرد تا راهی بیابد ولى تلاشش بی حاصل بود و در نهایت به سختی هلاک شد. گروهى مسافر به آنجا رسيدند و جنازه او را ديدند كه چند درهم پول در برابرش ريخته شده است و بر روى خاک چنين نوشته شده بود.
گر همه زر جعفرى دارد
مرد بى توشه برنگيرد كام
در بيابان فقير سوخته را
شلغم پخته به كه نقره خام (۱)
۱_ يعنى: مسافر بى توشه، قدمى پيش نخواهد نهاد، اگر چه طلاى خالص فراوانى داشته باشد، در بيابان فقيرى كه در آتش گرسنگى مى سوزد، براى او شلغم پخته بهتر از نقره خالص است.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
داستان شنیــــــــدنی
bust_in_silhouetteدر زمان ناصرالدین شاه اولین تلگرافخانه تأسیس شد اما مردم استقبالی نکردند و کسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود.
bust_in_silhouetteبه ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بیمشتری مانده و کارمندانش آنجا بیکار نشستهاند.
telephone_receiverناصرالدین شاه دستور داد به مدت یک ماه مردم بیایند مجانی هر چه میخواهند تلگراف بزنند و چون مفت شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی دیدند پیامهایشان به مقصد میرسد و به همین خاطر هجوم مردم روز به روز زیادتر شد در حدی که دیگر کارمندان قادر به پاسخگویی نبودند!
bust_in_silhouetteسرانجام ناصرالدین شاه که مطمئن شده بود مردم ارزش تلگراف را فهمیدهاند، دستور داد سر در تلگراف خانه تابلویی بزنند بدین مضمون: «بفرموده شاه از امروز حرف مفت زدن ممنوع!»
🗣و اصطلاح حرف مفت زدن از آن زمان به یادگار مانده است...!
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
bust_in_silhouetteدر زمان ناصرالدین شاه اولین تلگرافخانه تأسیس شد اما مردم استقبالی نکردند و کسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود.
bust_in_silhouetteبه ناصرالدین شاه گفتند تلگرافخانه بیمشتری مانده و کارمندانش آنجا بیکار نشستهاند.
telephone_receiverناصرالدین شاه دستور داد به مدت یک ماه مردم بیایند مجانی هر چه میخواهند تلگراف بزنند و چون مفت شد همه هجوم آوردند و بعد از مدتی دیدند پیامهایشان به مقصد میرسد و به همین خاطر هجوم مردم روز به روز زیادتر شد در حدی که دیگر کارمندان قادر به پاسخگویی نبودند!
bust_in_silhouetteسرانجام ناصرالدین شاه که مطمئن شده بود مردم ارزش تلگراف را فهمیدهاند، دستور داد سر در تلگراف خانه تابلویی بزنند بدین مضمون: «بفرموده شاه از امروز حرف مفت زدن ممنوع!»
🗣و اصطلاح حرف مفت زدن از آن زمان به یادگار مانده است...!
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
o️ استاد حیدری کاشانی: رهبرتون رو زدن! اونم خانوادگی! کجا سران کفر و نفاق را تهدید جدی کردید؟
#کلیپ | #استاد_حیدری_کاشانی |
#کلیپ | #استاد_حیدری_کاشانی |
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
large_orange_diamondحکایتی ازسعدی
✍ يكى از شاهان با چند نفر از وزيران و يارانش در فصل زمستان به شکارگاه رفتند. شب فرا رسید و از قصر بسيار دور بودند. خانه کشاورزی را دیدند شاه به همراهان گفت: شب به خانه آن كشاورز برويم تا از سرماى بيابان خود را حفظ كنيم. يكى از وزيران گفت: به خانه كشاورز ناچيزى پناه بردن شايسته مقام ارجمند شاه نيست. ما در همين بيابان خيمه اى برمى افروزيم و آتشى روشن مى كنيم و امشب را بسر مى آوريم.
كشاورز از ماجراى در بيابان ماندن شاه و همراهانش باخبر شد، نزد شاه آمد و پس از احترام شايان گفت: از مقام شاه چيزى كاسته نمى شد ولى نگذاشتند كه مقام كشاورز بلند گردد. اين سخن كشاورز مورد پسند شاه واقع شد، همان شب با همراهان به خانه كشاورز رفتند و تا صبح آنجا بودند. صبح شاه جايزه و لباس و پول فراوانى به كشاورز داد، هنگامى كه شاه و همراهان بر اسبها سوار شده تا از آنجا به شهر آيند شنيدند كشاورز در ركاب آنها حركت مى كرد و مى گفت:
ز قدر و شوكت سلطان نگشت چيزى كم
از التفات به مهمانسراى دهقانى
كلاه گوشه دهقان به آفتاب رسد
كه سايه بر سرش انداخت چون تو سلطانى (۱)
۱_ يعنى: گوشه كلاه كشاورز به خورشيد می رسد هرگاه كه سلطانى مانند تو سايه بر سر او افكند.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
✍ يكى از شاهان با چند نفر از وزيران و يارانش در فصل زمستان به شکارگاه رفتند. شب فرا رسید و از قصر بسيار دور بودند. خانه کشاورزی را دیدند شاه به همراهان گفت: شب به خانه آن كشاورز برويم تا از سرماى بيابان خود را حفظ كنيم. يكى از وزيران گفت: به خانه كشاورز ناچيزى پناه بردن شايسته مقام ارجمند شاه نيست. ما در همين بيابان خيمه اى برمى افروزيم و آتشى روشن مى كنيم و امشب را بسر مى آوريم.
كشاورز از ماجراى در بيابان ماندن شاه و همراهانش باخبر شد، نزد شاه آمد و پس از احترام شايان گفت: از مقام شاه چيزى كاسته نمى شد ولى نگذاشتند كه مقام كشاورز بلند گردد. اين سخن كشاورز مورد پسند شاه واقع شد، همان شب با همراهان به خانه كشاورز رفتند و تا صبح آنجا بودند. صبح شاه جايزه و لباس و پول فراوانى به كشاورز داد، هنگامى كه شاه و همراهان بر اسبها سوار شده تا از آنجا به شهر آيند شنيدند كشاورز در ركاب آنها حركت مى كرد و مى گفت:
ز قدر و شوكت سلطان نگشت چيزى كم
از التفات به مهمانسراى دهقانى
كلاه گوشه دهقان به آفتاب رسد
كه سايه بر سرش انداخت چون تو سلطانى (۱)
۱_ يعنى: گوشه كلاه كشاورز به خورشيد می رسد هرگاه كه سلطانى مانند تو سايه بر سر او افكند.
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
small_blue_diamondحکایت جالب وبامزه
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت. دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم اما آب داخلش را نفروخته ام، اگر می خواهی از آبش استفاده کنی، باید هزینه اش را پرداخت کنی.
معلم لبخندی زد و گفت: بلی می خواستم پیش شما بیایم و بگویم آب خود را از چاه من بردار وگرنه از فردا باید برای وجود آب در چاه من حق کرایه خانه بپردازی!blush
وکیل با شنیدن این حرف عصبی شد و گفت: من فقط شوخی کردم!
معلم خندید و گفت یادت باشد: امثال من به امثال تو درس داده اند که وکیل شوی.
یعنی تو هنوز در برابر معلم ها بچه ای بیش نیستی...flushedjoy
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
یک وکیل، چاه خود را به معلم فروخت. دو روز بعد وکیل آمد پیش معلم و گفت: آقا من چاه را به شما فروختم اما آب داخلش را نفروخته ام، اگر می خواهی از آبش استفاده کنی، باید هزینه اش را پرداخت کنی.
معلم لبخندی زد و گفت: بلی می خواستم پیش شما بیایم و بگویم آب خود را از چاه من بردار وگرنه از فردا باید برای وجود آب در چاه من حق کرایه خانه بپردازی!blush
وکیل با شنیدن این حرف عصبی شد و گفت: من فقط شوخی کردم!
معلم خندید و گفت یادت باشد: امثال من به امثال تو درس داده اند که وکیل شوی.
یعنی تو هنوز در برابر معلم ها بچه ای بیش نیستی...flushedjoy
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
#زندگی_اسلامی
•✾کانال سبک زندگی اسلامی✾•
┏━⊰✾✿✾⊱━━━─━━┓
diamond_shape_with_a_dot_inside @Lifestyle_eslamidiamond_shape_with_a_dot_inside
┗━━━─━━⊰✾✿✾⊱━┛
•✾کانال سبک زندگی اسلامی✾•
┏━⊰✾✿✾⊱━━━─━━┓
diamond_shape_with_a_dot_inside @Lifestyle_eslamidiamond_shape_with_a_dot_inside
┗━━━─━━⊰✾✿✾⊱━┛
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
interrobang️#حجاب دلیل عقلی هم داره؟
white_check_markببینید خدا هم موافق آزادیه wink
xغرب هم به این نکته پِی برده ؟
diamond_shape_with_a_dot_insidemovie_camera یک دقیقه و ۱۵ ثانیه
┈••✾•herbhibiscusherb•✾••┈
#انتشارحداکثری تا جوانان بدانند
دشمن چگونه #ضربه میزندscream
#مرگ_بر_امریکا و مرگ بر اسرائیل
#دانستنی
به کانال عجایب|دانستنیstar2برتر بپیوندیدpoint_down
┏━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┓ boom @Danestani_bartar boom
┗━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┛
white_check_markببینید خدا هم موافق آزادیه wink
xغرب هم به این نکته پِی برده ؟
diamond_shape_with_a_dot_insidemovie_camera یک دقیقه و ۱۵ ثانیه
┈••✾•herbhibiscusherb•✾••┈
#انتشارحداکثری تا جوانان بدانند
دشمن چگونه #ضربه میزندscream
#مرگ_بر_امریکا و مرگ بر اسرائیل
#دانستنی
به کانال عجایب|دانستنیstar2برتر بپیوندیدpoint_down
┏━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┓ boom @Danestani_bartar boom
┗━━━━━━earth_africainterrobang️━━━━━━┛
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
o️ این کلیپ رو حتما حتما ببینید
تا متوجه بشید
حضرت ایت الله العظمی امام خامنه ای کی بود...
.
تا متوجه بشید
حضرت ایت الله العظمی امام خامنه ای کی بود...
.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
o️ آتش بس و مذاکره یا تله مرگ
small_red_triangle_downآتش بس میان ج.ا و آمریکا از لحظه اعلام،یک طرفه شد!
چون رژیم صهیونی از همان ابتدا اعلام کرد آتش بس را قبول ندارد و عملیات گسترده برای نابودی حزب الله را با حمایت کامل آمریکا آغاز کرد.گالانت(وزیر دفاع سابق اسرائیل)در این باره گفت:«منطقه دیگر جای حزب الله نیست و باید آن را نابود کرد!»
small_red_triangle_downآمریکا هم بلافاصله پس از آتش بس محاصره دریایی ج.ا را آغاز و به صورت متناوب،مناطق جنوبی کشورمان را هدف حملات خود قرار داد تا ثابت کند آتش بس را به رسمیت نمی شناسد و دلیلی برای رعایت آن نمی بیند!
small_red_triangle_downآنچه که باعث شد ج.ا به صورت یک طرفه آتش بس را رعایت کند،اشتیاق شدید مسئولان ایرانی برای مذاکره با آمریکا بود! این اشتیاق به حدی بود که در آستانه نشست اسلام آباد،تهاجم رژیم صهیونی به مواضع حزب الله و حامیان مردمی آغاز شد و هیات مذاکره کننده ایرانی اعلام کرد تا توقف حملات اسرائیل به پاکستان سفر نخواهد کرد اما در اوج ناباوری، این تهدید عملی نشد و هیات ایرانی به پاکستان رفت و در مذاکره با آمریکا شرکت کرد و لبنان همچنان زیر حملات رژیم صهیونی قرار داشت!!
small_red_triangle_downتلخ تر آن که فرمانده هوافضای سپاه در همان روز نخست نقض آتش بس از سوی اسرائیل اعلام کرد«موشکها آماده شلیک به سوی رژیم هستند و منتظر دستور آتش هستیم»اما اجازه شلیک صادر نشد تا مذاکرات ادامه پیدا کند و این گونه بود که آمریکا و اسرائیل مطمئن شدند مسئولان ج.ا وارد تله آتش بس_ مذاکره شده و نظام و رزمندگان اسلام را مجبور به رعایت یک طرفه آتش بس می کنند و به این ترتیب "چراغ سبز"برای نابودی وفادارترین متحد ج.ا،روشن شد!
small_red_triangle_downطی ۵۰ روز گذشته رژیم صهیونی با آزادی عمل کامل،به تکرار الگوی غزه در لبنان(نابودی کامل همه نمادهای زندگی در مناطق شیعه نشین و کشتار هزاران نفر از خانوادههای حامی حزبالله) مشغول بود در حالی که،هیات مذاکره کننده ایرانی،خوابِ آزادی پولهای توقیف شده ایران در بانکهای خارجی را می دید اما نقض کامل و دائم آتش بس از جانب آمریکا و اسرائیل را نمی دید و با نوشتن چند توئیت در محکومیت حملات اسرائیل به لبنان،شانه از بار مسئولیت در قبال حزب الله و شیعیان لبنان خالی می کرد!
small_red_triangle_downهیچ حکومت عاقلی،وفادارترین متحدش را زیر آتش دشمن تنها نمی گذارد! آن هم در حالی که در جنگ پیش رو به شدت به آن متحد،نیازمند باشد! این که چرا مسئولان ج.ا این نکته حیاتی و بدیهی را در قبال حزب الله لبنان رعایت نکردند و این که چرا با طناب پوسیده آمریکا و اسرائیل به قعر چاه آتش بس رفته و در آنجا به مذاکراتی زیانبار و بی نتیجه مشغول شدند،پاسخی مشترک دارد:
غلبه توهم بر عقلانیت،احساس بی نیازی مسئولان از مشورت با کارشناسان و دانشمندان مومن و محصور شدن در چنبره اطرافیانی که جز بله قربان گفتن و تملق بافتن،هنری نداشته و ندارند!
small_red_triangle_downزمان به سرعت به زیان ج.ا و حزبالله در حال گذشتن است و خدا کند کار ما به آنجا نکشد که به جای یاری سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا،در قیام توابین،حضور پیدا کنیم!
.
small_red_triangle_downآتش بس میان ج.ا و آمریکا از لحظه اعلام،یک طرفه شد!
چون رژیم صهیونی از همان ابتدا اعلام کرد آتش بس را قبول ندارد و عملیات گسترده برای نابودی حزب الله را با حمایت کامل آمریکا آغاز کرد.گالانت(وزیر دفاع سابق اسرائیل)در این باره گفت:«منطقه دیگر جای حزب الله نیست و باید آن را نابود کرد!»
small_red_triangle_downآمریکا هم بلافاصله پس از آتش بس محاصره دریایی ج.ا را آغاز و به صورت متناوب،مناطق جنوبی کشورمان را هدف حملات خود قرار داد تا ثابت کند آتش بس را به رسمیت نمی شناسد و دلیلی برای رعایت آن نمی بیند!
small_red_triangle_downآنچه که باعث شد ج.ا به صورت یک طرفه آتش بس را رعایت کند،اشتیاق شدید مسئولان ایرانی برای مذاکره با آمریکا بود! این اشتیاق به حدی بود که در آستانه نشست اسلام آباد،تهاجم رژیم صهیونی به مواضع حزب الله و حامیان مردمی آغاز شد و هیات مذاکره کننده ایرانی اعلام کرد تا توقف حملات اسرائیل به پاکستان سفر نخواهد کرد اما در اوج ناباوری، این تهدید عملی نشد و هیات ایرانی به پاکستان رفت و در مذاکره با آمریکا شرکت کرد و لبنان همچنان زیر حملات رژیم صهیونی قرار داشت!!
small_red_triangle_downتلخ تر آن که فرمانده هوافضای سپاه در همان روز نخست نقض آتش بس از سوی اسرائیل اعلام کرد«موشکها آماده شلیک به سوی رژیم هستند و منتظر دستور آتش هستیم»اما اجازه شلیک صادر نشد تا مذاکرات ادامه پیدا کند و این گونه بود که آمریکا و اسرائیل مطمئن شدند مسئولان ج.ا وارد تله آتش بس_ مذاکره شده و نظام و رزمندگان اسلام را مجبور به رعایت یک طرفه آتش بس می کنند و به این ترتیب "چراغ سبز"برای نابودی وفادارترین متحد ج.ا،روشن شد!
small_red_triangle_downطی ۵۰ روز گذشته رژیم صهیونی با آزادی عمل کامل،به تکرار الگوی غزه در لبنان(نابودی کامل همه نمادهای زندگی در مناطق شیعه نشین و کشتار هزاران نفر از خانوادههای حامی حزبالله) مشغول بود در حالی که،هیات مذاکره کننده ایرانی،خوابِ آزادی پولهای توقیف شده ایران در بانکهای خارجی را می دید اما نقض کامل و دائم آتش بس از جانب آمریکا و اسرائیل را نمی دید و با نوشتن چند توئیت در محکومیت حملات اسرائیل به لبنان،شانه از بار مسئولیت در قبال حزب الله و شیعیان لبنان خالی می کرد!
small_red_triangle_downهیچ حکومت عاقلی،وفادارترین متحدش را زیر آتش دشمن تنها نمی گذارد! آن هم در حالی که در جنگ پیش رو به شدت به آن متحد،نیازمند باشد! این که چرا مسئولان ج.ا این نکته حیاتی و بدیهی را در قبال حزب الله لبنان رعایت نکردند و این که چرا با طناب پوسیده آمریکا و اسرائیل به قعر چاه آتش بس رفته و در آنجا به مذاکراتی زیانبار و بی نتیجه مشغول شدند،پاسخی مشترک دارد:
غلبه توهم بر عقلانیت،احساس بی نیازی مسئولان از مشورت با کارشناسان و دانشمندان مومن و محصور شدن در چنبره اطرافیانی که جز بله قربان گفتن و تملق بافتن،هنری نداشته و ندارند!
small_red_triangle_downزمان به سرعت به زیان ج.ا و حزبالله در حال گذشتن است و خدا کند کار ما به آنجا نکشد که به جای یاری سیدالشهدا(ع) در روز عاشورا،در قیام توابین،حضور پیدا کنیم!
.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
green_bookنتیجه سخن ناسنجیده گفتن
black_small_square️مردی برای تامین هزینه و عائله اش شب و روز کار زربافتی میکرد او،پیوسته در حال کار،زبان خود را موئظه میکرد که:ای زبان!مبادا مرا به کشتن دهی و آبرویم را بر باد دهی و بچه هایم را یتیم سازی.
از قضا نیمه شبی که سلطان زمان به طور ناشناس در کوچه های شهر گردش میکرد تا از وضع مردم باخبر شود به خان مرد زر باف رسید.
روشنایی داخل کارگاه و زمزمه مرد بافنده نظر شاه را جلب کرد.از روزنه درب،اندرون را نگریست و از سخن های مرد زرباف آگاه شد و به راه خود ادامه داد.
روز بعد مرد زرباف کار خود را به پایان رسانید.با خود اندیشید که بهتر است این طاقه زربافت را به دربار سلطان ببرد و جایزه ای بگیرد.از این رو به دربار سلطان شتافت و اجازه ورود خواست و طاقه زربافت را ارائه نمود.
white_small_square️سلطان از دیدن پارچه زیبا و هنرمندی آن بسیار خوشحال و شگفت زده شده بود از همه وزیران در مورد چگونگی استفاده از آن نظر خواست.
یکی از وزرا گفت:این پارچه زربافت برای انداختن روی مرکب شاه مناسب است.
دیگری گفت:برای روی تخت شاه مناسب تر است.
سومی گفت:برای پرده درب کاخ سلطنتی بهتر است.
شاه گفت:بهتر است گه نظر بافنده هنرمند را نیز جویا شویم.شاید سلیقه اش بهتر از دیگران باشد.آنگاه رو به مرد کرد و پرسید:این پارچه زربافت براس چه مصرفی مناسب است؟
بافنده بیچاره که همواره زبان خود را از سخن نسنجیده بر حذر میداشت گفت:قربان!این پارچه فقط برای انداختن روی نعش پادشاه خوب است،در موقع تشیه جنازه به کار گرفته شود.
black_small_square️این سخن ناگهان شور و نشاط ناشی از دیدن این پارچه به سردی و ناراحتی تبدیل کرد. وزیران و درباریان همه از این سخن بر آشفتند و یکی حکم به زندان انداختن او میکرد دیگری حکم تبعید و ....
white_small_square️بافنده بیچاره نیز بارنگی پریده و بدنی لرزان در انتظار سرنوشت خود بود.
اماسلطان که در آن شب سخنان مرد زرباف را با زبانش شنیده بود به حلت او رحمت آورد و اورا بخشید.
black_small_square️آری،مرد زرباف هنرمند که میتوانست سود کلانی به چنگ آرد،تنها جانی به سلامت برد و بر اثر سخن ناسنجیده اش از دریافت جایزه محروم و محصول کارش نیز از بین رفت.
white_small_square️چه خوب گفته شاعر:
به پای شمع شنیدم ز قیچی فولاد
زبان سرخ، سر سبز می دهد بر باد
black_small_square️وسعدی نیز گفته است:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
black_small_square️مردی برای تامین هزینه و عائله اش شب و روز کار زربافتی میکرد او،پیوسته در حال کار،زبان خود را موئظه میکرد که:ای زبان!مبادا مرا به کشتن دهی و آبرویم را بر باد دهی و بچه هایم را یتیم سازی.
از قضا نیمه شبی که سلطان زمان به طور ناشناس در کوچه های شهر گردش میکرد تا از وضع مردم باخبر شود به خان مرد زر باف رسید.
روشنایی داخل کارگاه و زمزمه مرد بافنده نظر شاه را جلب کرد.از روزنه درب،اندرون را نگریست و از سخن های مرد زرباف آگاه شد و به راه خود ادامه داد.
روز بعد مرد زرباف کار خود را به پایان رسانید.با خود اندیشید که بهتر است این طاقه زربافت را به دربار سلطان ببرد و جایزه ای بگیرد.از این رو به دربار سلطان شتافت و اجازه ورود خواست و طاقه زربافت را ارائه نمود.
white_small_square️سلطان از دیدن پارچه زیبا و هنرمندی آن بسیار خوشحال و شگفت زده شده بود از همه وزیران در مورد چگونگی استفاده از آن نظر خواست.
یکی از وزرا گفت:این پارچه زربافت برای انداختن روی مرکب شاه مناسب است.
دیگری گفت:برای روی تخت شاه مناسب تر است.
سومی گفت:برای پرده درب کاخ سلطنتی بهتر است.
شاه گفت:بهتر است گه نظر بافنده هنرمند را نیز جویا شویم.شاید سلیقه اش بهتر از دیگران باشد.آنگاه رو به مرد کرد و پرسید:این پارچه زربافت براس چه مصرفی مناسب است؟
بافنده بیچاره که همواره زبان خود را از سخن نسنجیده بر حذر میداشت گفت:قربان!این پارچه فقط برای انداختن روی نعش پادشاه خوب است،در موقع تشیه جنازه به کار گرفته شود.
black_small_square️این سخن ناگهان شور و نشاط ناشی از دیدن این پارچه به سردی و ناراحتی تبدیل کرد. وزیران و درباریان همه از این سخن بر آشفتند و یکی حکم به زندان انداختن او میکرد دیگری حکم تبعید و ....
white_small_square️بافنده بیچاره نیز بارنگی پریده و بدنی لرزان در انتظار سرنوشت خود بود.
اماسلطان که در آن شب سخنان مرد زرباف را با زبانش شنیده بود به حلت او رحمت آورد و اورا بخشید.
black_small_square️آری،مرد زرباف هنرمند که میتوانست سود کلانی به چنگ آرد،تنها جانی به سلامت برد و بر اثر سخن ناسنجیده اش از دریافت جایزه محروم و محصول کارش نیز از بین رفت.
white_small_square️چه خوب گفته شاعر:
به پای شمع شنیدم ز قیچی فولاد
زبان سرخ، سر سبز می دهد بر باد
black_small_square️وسعدی نیز گفته است:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
book کوه به کوه نمیرسد ولی آدم به آدم میرسد!
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت؛ چشمه ای پر آب و خنک از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید. این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد.
روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین های پایین کوه را صاحب شود. پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوهی ها بدهیم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم.» یکی دو روز گذشت و مردم پایین کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند. اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو کوه هرگز به هم نمی رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!»
این پیشنهاد برای مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخدای پایین ده فکری به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پایین کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره ای جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوی پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید، اگر ممکن است سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگردانید.»
کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پایین به بالا نمی رود، بعد هم یادت هست که گفتی کوه به کوه نمی رسد.
تو درست گفتی: کوه به کوه نمی رسد، اما آدم به آدم می رسد.»
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
در دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت؛ چشمه ای پر آب و خنک از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید. این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد.
روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین های پایین کوه را صاحب شود. پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوهی ها بدهیم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم.» یکی دو روز گذشت و مردم پایین کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند. اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو کوه هرگز به هم نمی رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!»
این پیشنهاد برای مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخدای پایین ده فکری به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پایین کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود.
این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره ای جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوی پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید، اگر ممکن است سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگردانید.»
کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پایین به بالا نمی رود، بعد هم یادت هست که گفتی کوه به کوه نمی رسد.
تو درست گفتی: کوه به کوه نمی رسد، اما آدم به آدم می رسد.»
#مرگ_بر_امریکا
#حکایت
ڪانــــــــالحکایت و داستان های شنیــــــــدنیpoint_down
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
@Hekayat_shenidani
❖═▩ஜ••seedlingbooksseedling••ஜ▩═❖
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۳ خرداد
📚 حکایت و داستان های شنیدنی 📚
clapper «حُبّ علـــی»
روایتی کوتاه و تأثیرگذار از عشقی که با گذر زمان خاموش نشد؛
داستان مردی که تنها با محبت امیرالمؤمنین، حضرت علی بن ابیطالب (ع)، به مقامی رسید که حتی آتش نیز توان آسیب رساندن به او را نداشت.
روایتی از عشق، ایمان، ولایت و حقیقتی که در دلهای عاشقان اهلبیت (ع) جاودانه است.
تقدیم به ساحت مقدس مولای متقیان،
امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب (ع)
clapper ساختهشده با هوش مصنوعی (AI)
کاری از گروه فرهنگی هنری مرتجی
عیدالله اکبر، عید امامت، عید سعید غدیر خم، عید ولایت امیرالمومنین، بر پیروان و علاقمند ان امام علی علیه السلام مبارک باد.
bouquet#نهج_البلاغه
╔══❖••°•°•°•°blue_book°•°•°•°••❖══╗
@nahjolbalagheh_ir herb⃟🦋
╚══❖°•°•°•°••diamond_shape_with_a_dot_inside••°•°•°•
روایتی کوتاه و تأثیرگذار از عشقی که با گذر زمان خاموش نشد؛
داستان مردی که تنها با محبت امیرالمؤمنین، حضرت علی بن ابیطالب (ع)، به مقامی رسید که حتی آتش نیز توان آسیب رساندن به او را نداشت.
روایتی از عشق، ایمان، ولایت و حقیقتی که در دلهای عاشقان اهلبیت (ع) جاودانه است.
تقدیم به ساحت مقدس مولای متقیان،
امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابیطالب (ع)
clapper ساختهشده با هوش مصنوعی (AI)
کاری از گروه فرهنگی هنری مرتجی
عیدالله اکبر، عید امامت، عید سعید غدیر خم، عید ولایت امیرالمومنین، بر پیروان و علاقمند ان امام علی علیه السلام مبارک باد.
bouquet#نهج_البلاغه
╔══❖••°•°•°•°blue_book°•°•°•°••❖══╗
@nahjolbalagheh_ir herb⃟🦋
╚══❖°•°•°•°••diamond_shape_with_a_dot_inside••°•°•°•
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA17Kدنبال کننده
◜﷽◞
یک کانال با کلی حکایت های شنیدنی و جالب
#داستان_تصویری
.
ادمین : @Id_tablighatt
.
تبلیغات: @tablighatch
.
از صفحه روبینو ما دیدن بفرماییدwink
.
کانال ما در پیامرسان ایتا:
https://eitaa.com/Hekayat_shenidani
مشاهده کانال پیامرسان
یک کانال با کلی حکایت های شنیدنی و جالب
#داستان_تصویری
.
ادمین : @Id_tablighatt
.
تبلیغات: @tablighatch
.
از صفحه روبینو ما دیدن بفرماییدwink
.
کانال ما در پیامرسان ایتا:
https://eitaa.com/Hekayat_shenidani