۱۸ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
این وصیتنامه را بیستبار بخوانید!
عالیه عالی، یک دوره عرفان اسلامی در یک متن کوتاه
رهبر معظم انقلاب:
یک جوانِ پُرشورِ مؤمنِ ازجانگذشتهی سبزواری، شهید ناصر باغانی، وصیّتنامه دارد. او یک جوانِ در سنین حدود بیست سال است. جا دارد که انسان آن وصیّتنامهاش را ده بار بخواند، بیست بار بخواند! بنده مکرّر خواندهام...
گزیدهای از وصیتنامه شهید ۱۹ ساله، ناصرالدین باغانی:
اینجانب ناصرالدین باغانی بندهی حقیر در درگاه خداوندم. چند جملهای را به رسم وصیت مینگارم:
سخنم را دربارهی عشق آغاز میکنم.
ما را به جرم عشق موأخذه میکنند. گویا نمیدانند که عشق گناه نیست! امّا کدام عشق؟
خداوندا، معبودا، عاشقا، مرا که آفریدی عشق به پستان مادر را به من یاد دادی، امّا بزرگتر شدم و دیگر عشق اولیه مرا ارضاء نمیکرد، پس عشق به پدر ومادر را در من به ودیعت نهادی. مدتی گذشت، دیگر عشق را آموخته بودم امّا به چه چیز عشق ورزیدن را نه!
به دنیا عشق ورزیدم به مال و منال دنیا عشق ورزیدم. به مدرسه عشق ورزیدم. به دانشگاه عشق ورزیدم، امّا همهی اینها بعدِ مدت کمی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو. (یَومَ لا یَنْفَعُ مال وَلا بَنُون ) فهمیدم که وقتی شرایط عوض شود یَفِرّالْمرءَ مِنْ اَخیهِ و صاحِبَتهِ و بَنیهِ و اُمّهِ وَاَبیهِ، پس به عشق تو دل بستم.
بعد از چندی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آن هستم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آن هستی که معشوق من قرار گیری.
فهمیدم در این مدت که فکر میکردم عاشق تو هستم اشتباه میکردهام، این تو بودی که عاشق من بودهای و من را میکشاندهای!
اگر من عاشق تو بودم باید یکسره به دنبال تو میآمدم. ولیکن وقتی توجه میکنم میبینم که گاهی اوقات در دام شیطان افتادهام ولی باز مستقیم آمدهام؛ حال میفهمم که این تو بودهای که به دنبال بندهات بودهای، و هرگاه او صید شیطان شده، تو دام شیطان را پاره کردهای و هر شب به انتظار او نشستهای تا بلکه یک شب او را ببینی.
حالا میفهمم که تو عاشق صادق بندهات هستی، بنده را چه، که عاشق تو بشود؛ عَنقا شکار کرکس نشود دام باز گیر.
آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار میکردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوق مینشستی. اما من بدبخت ناز میکردم و شب خلوت را از دست میدادم و میخوابیدم! اما تو دست بر نداشتی و آنقدر به این کار ادامه دادی تا بالاخره منِ گریز پای را به چنگ آوردی و من فکر میکردم که با پای خود آمدهام
وه چه خیال باطلی! این کمند عشق تو بود که به گردن من افتاده بود. مرا که به چنگ آوردی به صحنهی جهادم آوردی، تا به دور از هر گونه هیاهو با من نرد عشق ببازی. من در کار تو حیران بودم و از کرم تو تعجب میکردم.
آخر تو بزرگ بودی و من کوچک؛ تو کریم بودی و من لئیم؛ تو جمیل بودی و من قبیح؛ تو مولا بودی و من شرمنده از این همه احسان تو بودم...
small_red_triangle_downامّا شهادت چیست؟
آن هنگام که رزمندهای مجاهد، بسوی دشمن حق میرود و ملائک به تماشای رزم او مینشینند و شیطان ناله بر میآورد و پای به فرار میگذارد و ناگهان غنچهای میشکفد، آن هنگام را جز شهادت چه نام میتوانیم داد؟
شهادت خلوت عاشق و معشوق است .شهادت تفسیر بردار نیست. ای آنانی که در زندان تن اسیرید، به تفسیر شهادت ننشینید که از درک قصۀ شهادت عاجزید. فقط شهید میتواند شهادت را درک کند.
شهید کسی نیست که ناگهان به خون بغلتد و نام شهید به خود گیرد. شهید در این دنیا قبل از این که به خون بتپد، شهید است. و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمیتوانید بشناسید و بفهمید، بعد از وصلشان نیز نمیتوانید درکشان کنید. شهید را شهید درک میکند. اگر شهید باشید شهید را میشناسید و گرنه آئینۀ زنگار گرفته، چیزی را منکعس نمیکند که نمیکند.
برخیزید و فکری به حال خود بکنید که شهید به وصال رسیده است و غصه ندارد. شهیدان به حال شما غصه میخورند، و از این در عجبند و حیرت میکنند که چرا به فکر خود نیستید!
به خود آیید و زندان تن را بشکنید. قفس را بشکنید و تا سر کوی یار پرواز کنید و بدانید که برای پرواز ساخته شدهاید نه برای ماندن در قفس! این منزل ویران را رها کنید و به ملک سلیمان در آیید...
عالیه عالی، یک دوره عرفان اسلامی در یک متن کوتاه
رهبر معظم انقلاب:
یک جوانِ پُرشورِ مؤمنِ ازجانگذشتهی سبزواری، شهید ناصر باغانی، وصیّتنامه دارد. او یک جوانِ در سنین حدود بیست سال است. جا دارد که انسان آن وصیّتنامهاش را ده بار بخواند، بیست بار بخواند! بنده مکرّر خواندهام...
گزیدهای از وصیتنامه شهید ۱۹ ساله، ناصرالدین باغانی:
اینجانب ناصرالدین باغانی بندهی حقیر در درگاه خداوندم. چند جملهای را به رسم وصیت مینگارم:
سخنم را دربارهی عشق آغاز میکنم.
ما را به جرم عشق موأخذه میکنند. گویا نمیدانند که عشق گناه نیست! امّا کدام عشق؟
خداوندا، معبودا، عاشقا، مرا که آفریدی عشق به پستان مادر را به من یاد دادی، امّا بزرگتر شدم و دیگر عشق اولیه مرا ارضاء نمیکرد، پس عشق به پدر ومادر را در من به ودیعت نهادی. مدتی گذشت، دیگر عشق را آموخته بودم امّا به چه چیز عشق ورزیدن را نه!
به دنیا عشق ورزیدم به مال و منال دنیا عشق ورزیدم. به مدرسه عشق ورزیدم. به دانشگاه عشق ورزیدم، امّا همهی اینها بعدِ مدت کمی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو. (یَومَ لا یَنْفَعُ مال وَلا بَنُون ) فهمیدم که وقتی شرایط عوض شود یَفِرّالْمرءَ مِنْ اَخیهِ و صاحِبَتهِ و بَنیهِ و اُمّهِ وَاَبیهِ، پس به عشق تو دل بستم.
بعد از چندی که با تو معاشقه کردم یکباره به خود آمدم و دیدم که من کوچکتر از آن هستم که عاشق تو شوم و تو بزرگتر از آن هستی که معشوق من قرار گیری.
فهمیدم در این مدت که فکر میکردم عاشق تو هستم اشتباه میکردهام، این تو بودی که عاشق من بودهای و من را میکشاندهای!
اگر من عاشق تو بودم باید یکسره به دنبال تو میآمدم. ولیکن وقتی توجه میکنم میبینم که گاهی اوقات در دام شیطان افتادهام ولی باز مستقیم آمدهام؛ حال میفهمم که این تو بودهای که به دنبال بندهات بودهای، و هرگاه او صید شیطان شده، تو دام شیطان را پاره کردهای و هر شب به انتظار او نشستهای تا بلکه یک شب او را ببینی.
حالا میفهمم که تو عاشق صادق بندهات هستی، بنده را چه، که عاشق تو بشود؛ عَنقا شکار کرکس نشود دام باز گیر.
آری تو عاشق من بودی و هر شب مرا بیدار میکردی و به انتظار یک صدا از جانب معشوق مینشستی. اما من بدبخت ناز میکردم و شب خلوت را از دست میدادم و میخوابیدم! اما تو دست بر نداشتی و آنقدر به این کار ادامه دادی تا بالاخره منِ گریز پای را به چنگ آوردی و من فکر میکردم که با پای خود آمدهام
وه چه خیال باطلی! این کمند عشق تو بود که به گردن من افتاده بود. مرا که به چنگ آوردی به صحنهی جهادم آوردی، تا به دور از هر گونه هیاهو با من نرد عشق ببازی. من در کار تو حیران بودم و از کرم تو تعجب میکردم.
آخر تو بزرگ بودی و من کوچک؛ تو کریم بودی و من لئیم؛ تو جمیل بودی و من قبیح؛ تو مولا بودی و من شرمنده از این همه احسان تو بودم...
small_red_triangle_downامّا شهادت چیست؟
آن هنگام که رزمندهای مجاهد، بسوی دشمن حق میرود و ملائک به تماشای رزم او مینشینند و شیطان ناله بر میآورد و پای به فرار میگذارد و ناگهان غنچهای میشکفد، آن هنگام را جز شهادت چه نام میتوانیم داد؟
شهادت خلوت عاشق و معشوق است .شهادت تفسیر بردار نیست. ای آنانی که در زندان تن اسیرید، به تفسیر شهادت ننشینید که از درک قصۀ شهادت عاجزید. فقط شهید میتواند شهادت را درک کند.
شهید کسی نیست که ناگهان به خون بغلتد و نام شهید به خود گیرد. شهید در این دنیا قبل از این که به خون بتپد، شهید است. و شما همچنان که شهیدان را در این دنیا نمیتوانید بشناسید و بفهمید، بعد از وصلشان نیز نمیتوانید درکشان کنید. شهید را شهید درک میکند. اگر شهید باشید شهید را میشناسید و گرنه آئینۀ زنگار گرفته، چیزی را منکعس نمیکند که نمیکند.
برخیزید و فکری به حال خود بکنید که شهید به وصال رسیده است و غصه ندارد. شهیدان به حال شما غصه میخورند، و از این در عجبند و حیرت میکنند که چرا به فکر خود نیستید!
به خود آیید و زندان تن را بشکنید. قفس را بشکنید و تا سر کوی یار پرواز کنید و بدانید که برای پرواز ساخته شدهاید نه برای ماندن در قفس! این منزل ویران را رها کنید و به ملک سلیمان در آیید...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
heart️ چجوری میشه محتاج محبت کسی نبود؟
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
🦋
کسانی به امام زمانشان خواهند رسید،
که اهل سرعت باشند؛ و اِلّا تاریخ کربلا
نشان داده، که قافله حسینی معطل کسی نمیماند!
#شهید_مرتضی_آوینی
کسانی به امام زمانشان خواهند رسید،
که اهل سرعت باشند؛ و اِلّا تاریخ کربلا
نشان داده، که قافله حسینی معطل کسی نمیماند!
#شهید_مرتضی_آوینی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۰ شهریور
۲۱ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
diamond_shape_with_a_dot_inside شیخ رجبعلی خیاط خطاب به شخص گرفتار : چرا به سوره یاسین بی توجهی؟! چرا به یس کم توجهی؟! من همه مشکلات را با سوره یس برطرف می کنم
چرا هر روز سوره یس نمیخوانی؟!
چرا هر روز سوره یس نمیخوانی؟!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
آقا جان تاج امامت مبارکrose
تاج امامت است به روی سر شما
خیل ملائکند به دور و بر شما
قربان چهره ات که تجلی مصطفاست
قربان آن صلابت چون حیدر شما
سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان (عج) بر شما تبریک و تهنیت بادroserose
تاج امامت است به روی سر شما
خیل ملائکند به دور و بر شما
قربان چهره ات که تجلی مصطفاست
قربان آن صلابت چون حیدر شما
سالروز آغاز امامت و ولایت امام زمان (عج) بر شما تبریک و تهنیت بادroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
'تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ'
خوشبهحال فرشتههایی
که امشب میآیند به دستبوسیات..hearts️
#أبانامهدی
#عید_بیعت
خوشبهحال فرشتههایی
که امشب میآیند به دستبوسیات..hearts️
#أبانامهدی
#عید_بیعت
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
📸 تصویری از مراسم بزرگ عهد سربازی در آستان مقدس مسجد جمکران
sparklesheart️
sparklesheart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
جای اصلی امام زمان «عجل الله »
در « heart️ » ماست
در « heart️ » ماست
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
جوونیمون هم رفت...
بچگی مونم رفت...
کم کم عمرمونم میره ...
ولی هنوز نیامدی!..
هنوز چشم به راهیم...
ای
مهدی فاطمه🥹
بچگی مونم رفت...
کم کم عمرمونم میره ...
ولی هنوز نیامدی!..
هنوز چشم به راهیم...
ای
مهدی فاطمه🥹
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
صلوات برای ظهور امام زمان {عج}heart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ شهریور
۲۴ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
گرمراهیچنباشد،نهبهدنیا،
نهبهعقبی؛
چونتودارم،همهدارم،
دگرمهیچنباید!
یااباصالحherb
نهبهعقبی؛
چونتودارم،همهدارم،
دگرمهیچنباید!
یااباصالحherb
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
درشرحِعاشقانههایشان
همینپسکهمحمد(ص)
میفرمود:هیچکسبرای
منخدیجهنمیشود!
همینپسکهمحمد(ص)
میفرمود:هیچکسبرای
منخدیجهنمیشود!
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۴ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
حضرت خدیجه مادر دوازده امام است
ایشان در واقع مادر دوازده امام است
چون ایشان مادر امیرالمومنین است
ایشان امیرالمونین را در آغوش خودش
در دامن خودش و در زندگی خودش
چندین سال پرورش داد !
_حضرتآقا
ایشان در واقع مادر دوازده امام است
چون ایشان مادر امیرالمومنین است
ایشان امیرالمونین را در آغوش خودش
در دامن خودش و در زندگی خودش
چندین سال پرورش داد !
_حضرتآقا
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۵ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
منتظر همه ی زندگیش
بوی امام زمان میده 🤍. . !
چند درصد واقعا منتظری؟ eyes
بوی امام زمان میده 🤍. . !
چند درصد واقعا منتظری؟ eyes
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۹ شهریور
به یاد پسر فاطمه زهرا
سیما دختری بود که در یک خونواده ی مذهبی به دنیا امده بود . اما به دلیل دوستانی که داشت هیچ علاقه ای به دین نداشت...
به خاطر اینکه جلب توجه کند و دل پسران کوچه و خیابان را ببرد ، لباس های تنگ و چسبان میپوشید و موهایش را بیرون میداد و خیلی از کارهایی که در شان یک دختر نبود انجام میداد....
اون با اینکه میدانست با این کار ها به ذلت میفته ، آگاهانه خودش رو به قعر چاه گناه می انداخت و نمی خواست بفهمه که داره چه میکند...
روز ها میگذشت و او به کار هایش ادامه میداد
تا اینکه...شبی خواب دید در صحرایی بی آب و علف که بادی شدید میوزید 🌬 و پرنده ای پر نمیزد 🕊 تنها بود
او بسیار سردرگم شده بود که در این صحرا چه میکند . تشنه بود و لب هایش ترک ترک شده بودند . هرچه میدوید و داد میزد کسی را پیدا نمیکرد که جرعه ای آب به او بدهد تا بلکه تشنگی اش رفع شود
پس از ساعتی دویدن ، خیمه ای دید . فکر کرد خیالاتی شده چون در آن بیابانی که او بود حتی فکرش و نمیکرد که کسی آنجا زندگی کند . به خیمه نزدیک شد و پرده را کنار زد . دید مردی در خیمه نشسته است که پشتش به در خیمه بود و گریه میکردsob
سیما گفت : ببخشید آقا من در این بیابان گم شده ام ، نمیدانم اینجا چه میکنم ، میشود به من کمک کنید ؟منتظر بود تا مرد جوابش را بدهد و از طرفی کنجکاو بود که او چرا گریه میکند🧐
در همان لحظه فکر های زیادی در سرش میگذشت . همین طور که به فکر فرو رفته بود ، مرد رویش را به سمت او کرد و با لبخند به او سلام کرد🙂🥺اشک در چشمان سیما حلقه زد و با گریه به او گفت شما چه کسی هستی ؟
اسم شما چیست ؟
من احساس میکنم شما را میشناسم .
چه کسی شما را زده ؟worried
مرد گفت اسم من : « مهدی فاطمه استbroken_heart» و به خاطر گناهان شیعیانم صورتم قرمز شده... انها هر گناهی که میکنند مثل سیلی به من میخورد...
من به جای انها از خداوند طلب بخشش میکنم pensive و برایشان دعا میکنم 🤲
من خیلی آنها را دوست دارم اما آنها فقط در گرفتاری هایشان یاد من میکنند...🙂broken_heartباورش نمیشد که انقدر امام زمانش تنها باشد...
امام زمان ، بیابون ، گردباد ، غریب....broken_heart
دم در خیمه افتاد و با اشک هایی که مانند باران از چشمانش میبارید به او گفت : از شما خواهش میکنم مرا ببخش pensive
مرا به خاطر تمام سیلی هایی که به شما زدم ببخش sob
به خاطر تمام لحظاتی که قلب شما را میشکستم broken_heart ببخشsob
ببخش نفهمیدم یا صاحب الزمان...sobsobsob
اما امام زمان گفت
من خیلی وقت است تو را بخشیده ام🙂
مگر میشود پدر فرزندش را نبخشد!...
من منتظر بازگشت شما هستم....این صدا در روح و روان سیما پیچید و همان لحظه از خواب پرید !
پس از آن خواب ، سیما تصمیم گرفت دیگر کارهای قبلش را تکرار نکند و دختری خوب برای پدر مهربانش باشد🩶
خوب است در کنار تمام آرزو هایی که داریم
در کنار تمام دغدغه ها ، غم ها و شادی ها و در لحظه لحظه ی زندگیمان یاد پدر مهربان مان باشیم و برای ظهورش گناه نکنیم!...
سیما تا او را دید حزن و غم و اندوهی تمام وجودش را فرا گرفتdisappointed_relieved
صورت مرد قرمز شده بود گویی کسی او را زده بودbroken_heart
به خاطر اینکه جلب توجه کند و دل پسران کوچه و خیابان را ببرد ، لباس های تنگ و چسبان میپوشید و موهایش را بیرون میداد و خیلی از کارهایی که در شان یک دختر نبود انجام میداد....
اون با اینکه میدانست با این کار ها به ذلت میفته ، آگاهانه خودش رو به قعر چاه گناه می انداخت و نمی خواست بفهمه که داره چه میکند...
روز ها میگذشت و او به کار هایش ادامه میداد
تا اینکه...شبی خواب دید در صحرایی بی آب و علف که بادی شدید میوزید 🌬 و پرنده ای پر نمیزد 🕊 تنها بود
او بسیار سردرگم شده بود که در این صحرا چه میکند . تشنه بود و لب هایش ترک ترک شده بودند . هرچه میدوید و داد میزد کسی را پیدا نمیکرد که جرعه ای آب به او بدهد تا بلکه تشنگی اش رفع شود
پس از ساعتی دویدن ، خیمه ای دید . فکر کرد خیالاتی شده چون در آن بیابانی که او بود حتی فکرش و نمیکرد که کسی آنجا زندگی کند . به خیمه نزدیک شد و پرده را کنار زد . دید مردی در خیمه نشسته است که پشتش به در خیمه بود و گریه میکردsob
سیما گفت : ببخشید آقا من در این بیابان گم شده ام ، نمیدانم اینجا چه میکنم ، میشود به من کمک کنید ؟منتظر بود تا مرد جوابش را بدهد و از طرفی کنجکاو بود که او چرا گریه میکند🧐
در همان لحظه فکر های زیادی در سرش میگذشت . همین طور که به فکر فرو رفته بود ، مرد رویش را به سمت او کرد و با لبخند به او سلام کرد🙂🥺اشک در چشمان سیما حلقه زد و با گریه به او گفت شما چه کسی هستی ؟
اسم شما چیست ؟
من احساس میکنم شما را میشناسم .
چه کسی شما را زده ؟worried
مرد گفت اسم من : « مهدی فاطمه استbroken_heart» و به خاطر گناهان شیعیانم صورتم قرمز شده... انها هر گناهی که میکنند مثل سیلی به من میخورد...
من به جای انها از خداوند طلب بخشش میکنم pensive و برایشان دعا میکنم 🤲
من خیلی آنها را دوست دارم اما آنها فقط در گرفتاری هایشان یاد من میکنند...🙂broken_heartباورش نمیشد که انقدر امام زمانش تنها باشد...
امام زمان ، بیابون ، گردباد ، غریب....broken_heart
دم در خیمه افتاد و با اشک هایی که مانند باران از چشمانش میبارید به او گفت : از شما خواهش میکنم مرا ببخش pensive
مرا به خاطر تمام سیلی هایی که به شما زدم ببخش sob
به خاطر تمام لحظاتی که قلب شما را میشکستم broken_heart ببخشsob
ببخش نفهمیدم یا صاحب الزمان...sobsobsob
اما امام زمان گفت
من خیلی وقت است تو را بخشیده ام🙂
مگر میشود پدر فرزندش را نبخشد!...
من منتظر بازگشت شما هستم....این صدا در روح و روان سیما پیچید و همان لحظه از خواب پرید !
پس از آن خواب ، سیما تصمیم گرفت دیگر کارهای قبلش را تکرار نکند و دختری خوب برای پدر مهربانش باشد🩶
خوب است در کنار تمام آرزو هایی که داریم
در کنار تمام دغدغه ها ، غم ها و شادی ها و در لحظه لحظه ی زندگیمان یاد پدر مهربان مان باشیم و برای ظهورش گناه نکنیم!...
سیما تا او را دید حزن و غم و اندوهی تمام وجودش را فرا گرفتdisappointed_relieved
صورت مرد قرمز شده بود گویی کسی او را زده بودbroken_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۰ مهر
به یاد پسر فاطمه زهرا
؛
من دعا نمیکنم خدایا از عمر من کم کن
و به عمر ِحضرت آقا اضافه کن ، نه !
میگویم خدایا بقیهی عمر ِمرا بگیر
و به عمر ِایشان اضافه کن ؛
چرا که او عمود بلند خیمه است
| شهیدسیدحسننصرالله |
من دعا نمیکنم خدایا از عمر من کم کن
و به عمر ِحضرت آقا اضافه کن ، نه !
میگویم خدایا بقیهی عمر ِمرا بگیر
و به عمر ِایشان اضافه کن ؛
چرا که او عمود بلند خیمه است
| شهیدسیدحسننصرالله |
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ آبان
به یاد پسر فاطمه زهرا
بدون ترک گنه انتظار بی معناست
یا مولانا یاصاحب الزمان ادرکنیseedling
یا مولانا یاصاحب الزمان ادرکنیseedling
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ اسفند
به یاد پسر فاطمه زهرا
روز هشتم شده و روزه گرفت بوي رضا
روزه داران را رضا محشر ضمانت ميكند🥹broken_heart
روزه داران را رضا محشر ضمانت ميكند🥹broken_heart
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ اسفند
به یاد پسر فاطمه زهرا
میفرمود:
برای شخصِ روزه دار
دو #خوشحالی وجود دارد:
• خوشحالی هنگام افطار!
• خوشحالی در رستاخیز...
_خوشیدلهایمان،علیعلیهالسلام
وسائلالشیعه،ج۲۹،ص۴۰۶
برای شخصِ روزه دار
دو #خوشحالی وجود دارد:
• خوشحالی هنگام افطار!
• خوشحالی در رستاخیز...
_خوشیدلهایمان،علیعلیهالسلام
وسائلالشیعه،ج۲۹،ص۴۰۶
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ اسفند
به یاد پسر فاطمه زهرا
باید با دعاها مأنوس بشویم و قدری دلمان
را نرم کنیم . این دل چیز عجیبی است
گاهی انسان را به اوج آسمانها و معنویت
میبرد، گاهی هم انسان را تا
اعماق دره فرو میبرد !
_حضرتآقا
را نرم کنیم . این دل چیز عجیبی است
گاهی انسان را به اوج آسمانها و معنویت
میبرد، گاهی هم انسان را تا
اعماق دره فرو میبرد !
_حضرتآقا
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ اسفند
به یاد پسر فاطمه زهرا
شنیدهام که بهشت آن کسی تواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی
_شهید بلخی
که آرزو برساند به آرزومندی
_شهید بلخی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ اسفند
به یاد پسر فاطمه زهرا
#سخن_بزرگان
اگر به امامزمان عجالله
"توكل" كنيم
و به ايشان قول بدهيم؛
قطعا از عهده ی
گناه نكردن برمىآييم!
گاهى اوقات كه
در كارى موفق نمیشويم
و خسته میشويم؛
دلیلش این است که توكل به
امام زمان عجالله نداريم!leaves
[آیت الله جاودان]
اگر به امامزمان عجالله
"توكل" كنيم
و به ايشان قول بدهيم؛
قطعا از عهده ی
گناه نكردن برمىآييم!
گاهى اوقات كه
در كارى موفق نمیشويم
و خسته میشويم؛
دلیلش این است که توكل به
امام زمان عجالله نداريم!leaves
[آیت الله جاودان]
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA53دنبال کننده
بسم ِاللّٰھ '!
منکیام؟!
خاكِکفِپاۍ حجت بن الحسن(عج)
-پخشکردنشماصدقهیجاریست ..
فلذادعابرایظهورآقایادتوننرهseedling
ازاونشیداییهاییباش
کهامامزمان(عج)بهوجودتافتخارکنه(:
مشاهده کانال پیامرسان
منکیام؟!
خاكِکفِپاۍ حجت بن الحسن(عج)
-پخشکردنشماصدقهیجاریست ..
فلذادعابرایظهورآقایادتوننرهseedling
ازاونشیداییهاییباش
کهامامزمان(عج)بهوجودتافتخارکنه(: