۱۱ فروردین
وضعیت سفید
پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های ما
قدیمی های زنجان اند؛
پدر بزرگم، هرسال از خدا عمر می خواهد تا یک یوم العباس دیگر، دستانش را بالا برده و بر سینه بکوبد.
پدران و مادران ما
هر سال اول عید، مقداری پول کنار میگذارند، برای قربانی های حسینیه اعظم که سفره ی فقرا را رنگین میکنند...
دوران کودکی دایی های من، همه خاطرات کشیدن چرخ بلند گو های دسته است.
و برای بلند کردن علم ام البنین (ع) چه رقابت هایی بین پسران محل در میگیرد...
ما سالهای خیلی طولانی است که در خیابان های زنجان فریاد زدیم
یل یاتار
طوفان یاتار
یاتماز حسینین پرچمی
و سالهای خیلی طولانی است که در قلب به ایمان رسیده ایم که
یل یاتار
طوفان یاتار
یاتماز حسینین پرچمی
و شما امشب به چشم خواهید دید
که جوله جوله ی طوفان های خصم زبون، درست مثل کف روی آب، ناپدید می شود؛
و آنچه که بر دستان زخمی ما بالا می رود پرچم حسین (ع) است ...
@sefidvaziat
قدیمی های زنجان اند؛
پدر بزرگم، هرسال از خدا عمر می خواهد تا یک یوم العباس دیگر، دستانش را بالا برده و بر سینه بکوبد.
پدران و مادران ما
هر سال اول عید، مقداری پول کنار میگذارند، برای قربانی های حسینیه اعظم که سفره ی فقرا را رنگین میکنند...
دوران کودکی دایی های من، همه خاطرات کشیدن چرخ بلند گو های دسته است.
و برای بلند کردن علم ام البنین (ع) چه رقابت هایی بین پسران محل در میگیرد...
ما سالهای خیلی طولانی است که در خیابان های زنجان فریاد زدیم
یل یاتار
طوفان یاتار
یاتماز حسینین پرچمی
و سالهای خیلی طولانی است که در قلب به ایمان رسیده ایم که
یل یاتار
طوفان یاتار
یاتماز حسینین پرچمی
و شما امشب به چشم خواهید دید
که جوله جوله ی طوفان های خصم زبون، درست مثل کف روی آب، ناپدید می شود؛
و آنچه که بر دستان زخمی ما بالا می رود پرچم حسین (ع) است ...
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
۱۱ فروردین
۱۱ فروردین
وضعیت سفید
همیشه برای اینکه حتی یکبار هم راهیان نور نرفته بودم ناراحت بودم ....
همین آخرین بار تقریبا دوماه پیش بود که راهیان نور دانشجویی ثبت نام کردم ولی بازهم جاماندم ...
عصبی بودم از اینکه چرا نمی توانم کربلای ایران را ببینم ...
فقط میدانستم که حکمتی دارد این جاماندن ها ...
طولی نکشید ...
ایران جان مان دوباره کربلا شد ...
آن هم بدست خبیث ترین دشمن عالم ..
و دوباره داستان ها تکرار شد ..
شهادت خونین عزیزمان شبیه ارباب ..
دلهره خیمه ها ....
دوباره داستان گم شدن دختران کوچک...
خواهرانی که به دنبال برادرشان میگشتن :)...
این بار راهیان نور را زنده تر از همیشه دیدم :)
این بار واقعا دیدم که خون شهید زنده کننده است، احیا گر است :)..
آری !!!
اکنون با دیدن کربلا شدن ایرانمان بیشتر از همیشه پای این پرچم هستیم تا روزی که همین پرچم برایمان کفن شود....
«فرودین ۱۴۰۵»
گوشه ای از کربلای ایرانheart️🩹
@sefidvaziat
همین آخرین بار تقریبا دوماه پیش بود که راهیان نور دانشجویی ثبت نام کردم ولی بازهم جاماندم ...
عصبی بودم از اینکه چرا نمی توانم کربلای ایران را ببینم ...
فقط میدانستم که حکمتی دارد این جاماندن ها ...
طولی نکشید ...
ایران جان مان دوباره کربلا شد ...
آن هم بدست خبیث ترین دشمن عالم ..
و دوباره داستان ها تکرار شد ..
شهادت خونین عزیزمان شبیه ارباب ..
دلهره خیمه ها ....
دوباره داستان گم شدن دختران کوچک...
خواهرانی که به دنبال برادرشان میگشتن :)...
این بار راهیان نور را زنده تر از همیشه دیدم :)
این بار واقعا دیدم که خون شهید زنده کننده است، احیا گر است :)..
آری !!!
اکنون با دیدن کربلا شدن ایرانمان بیشتر از همیشه پای این پرچم هستیم تا روزی که همین پرچم برایمان کفن شود....
«فرودین ۱۴۰۵»
گوشه ای از کربلای ایرانheart️🩹
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
۱۱ فروردین
وضعیت سفید
اینها پیش از اینکه مراتب فرماندهی را پیموده باشند، مراتب سلوک را پیموده بودند
دست نوشته سردار تنگسیری ...
@sefidvaziat
دست نوشته سردار تنگسیری ...
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
وضعیت سفید
زنجان امروز بوی کربلا گرفت!
عاشورا دوباره تکرار شد
۱۴۰۰ سال پیش با شمشیر و نیزه مقابل آقای ما وایستادن
حالا امروز فروردینماه ۱۴۰۵
دشمن با بمب و موشک ایستاد مقابل امام ما!
تمام ظلم برابر تمام حق ...
پایان این قصه مشخصه!
صهیون زادهها
عاقبت یزید در انتظارتان است
@sefidvaziat
عاشورا دوباره تکرار شد
۱۴۰۰ سال پیش با شمشیر و نیزه مقابل آقای ما وایستادن
حالا امروز فروردینماه ۱۴۰۵
دشمن با بمب و موشک ایستاد مقابل امام ما!
تمام ظلم برابر تمام حق ...
پایان این قصه مشخصه!
صهیون زادهها
عاقبت یزید در انتظارتان است
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
وضعیت سفید
یل یاتار، طوفان یاتار
یاتماز حسینین پرچمی...!sparkles️
چون که اسرائیل ملعون هتک حرمت کرد به حسینیه اعظم خوشگلمون...
هنرمند:
ثنا محمد پور
@sefidvaziat
یاتماز حسینین پرچمی...!sparkles️
چون که اسرائیل ملعون هتک حرمت کرد به حسینیه اعظم خوشگلمون...
هنرمند:
ثنا محمد پور
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
وضعیت سفید
movie_camera🎙تیم رسانه افواج جنگ رمضان را روایت میکند:
small_red_triangleسوره نصر: و مردم را دیدی که گروهگروه(فوج فوج) به دین خدا ملحق میشوند.
small_orange_diamondروایتی از دل خیابان های زنجان
small_red_triangleما بال نمیخواهیم! همین دوربین و قلمی که از شهید آوینی به ارث رسیده است ما را به قله موفقیت خواهد رساند...
small_orange_diamondهمراه ما باشید با روایت هایی که شما در ساختنش نقش داشتید:
https://rubika.ir/page/Afvajje_Team
small_red_triangleسوره نصر: و مردم را دیدی که گروهگروه(فوج فوج) به دین خدا ملحق میشوند.
small_orange_diamondروایتی از دل خیابان های زنجان
small_red_triangleما بال نمیخواهیم! همین دوربین و قلمی که از شهید آوینی به ارث رسیده است ما را به قله موفقیت خواهد رساند...
small_orange_diamondهمراه ما باشید با روایت هایی که شما در ساختنش نقش داشتید:
https://rubika.ir/page/Afvajje_Team
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۱ فروردین
وضعیت سفید
به گنبد زخم خورده ات قسم!
انتقام تک تک ترکش های به جان نشسته ات را میگیریم!.....
movie_cameraتیم رسانه اَفواج
@sefidvaziat
انتقام تک تک ترکش های به جان نشسته ات را میگیریم!.....
movie_cameraتیم رسانه اَفواج
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ فروردین
وضعیت سفید
مراسم تموم شده بود
جماعت داشتن پراکنده میشدن
حاج خانم یه دستش پرچم یه دست دیگش عکس آقا
با پاهاش ضربه میزد زمین و با مداحی حاج مهدی میخوند
لشکر تک نفره!
movie_cameraتیم رسانه اَفواج
@sefidvaziat
جماعت داشتن پراکنده میشدن
حاج خانم یه دستش پرچم یه دست دیگش عکس آقا
با پاهاش ضربه میزد زمین و با مداحی حاج مهدی میخوند
لشکر تک نفره!
movie_cameraتیم رسانه اَفواج
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ فروردین
وضعیت سفید
همیشه حسرت اینو داشتیم اربعین بریم پیاده روی به سمت کربلا ...
تو این شب ها ، خدا فرصت داده بهت ...
میگه مسیر اربعین رو با همون حس و حال ، آوردم درب خونه ات ...
بدون پاسپورت ...
بدون هزینه ...
بدون هیچی ...
یه یاحسین بگو و بیا ...
تو قدم بردار به عشق حسین ...
من تضمین میکنم که ثواب کربلا نوشته میشه تو نامه عملت ...
سنگر ما point_left خیابان
سوخت موشک ها point_left حضور مردم در خیابان
memoمن قدم برمیدارم به نیابت از افرادی که هیچ جوره توان و شرایطش رو ندارن و نمیتونن تو این مسیر راهی بشن ...
تو این شب ها ، خدا فرصت داده بهت ...
میگه مسیر اربعین رو با همون حس و حال ، آوردم درب خونه ات ...
بدون پاسپورت ...
بدون هزینه ...
بدون هیچی ...
یه یاحسین بگو و بیا ...
تو قدم بردار به عشق حسین ...
من تضمین میکنم که ثواب کربلا نوشته میشه تو نامه عملت ...
سنگر ما point_left خیابان
سوخت موشک ها point_left حضور مردم در خیابان
memoمن قدم برمیدارم به نیابت از افرادی که هیچ جوره توان و شرایطش رو ندارن و نمیتونن تو این مسیر راهی بشن ...
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ فروردین
وضعیت سفید
small_blue_diamondحکومت و چارچوب و قاعده ساختن برای ملتی که ۲۰۰ سال مورد تهاجم ابرقدرتها بوده و فرهنگ و اقتصاد و امنیت او بازیچه شده، به این سادگیها نبود.
small_blue_diamondحالا یک حکومتی را که همین آمریکاییها سفت پشتش ایستاده بودند ساقط کنی، حکومت جدید ایجاد کنی اما ۴۷ سال بریزند سرت شوخی نیست!
small_blue_diamondحمله نظامی کنند، درهای اقتصادت را ببندند، دانشمندت را ترور کنند، برای زن و نوجوانت نسخه فساد و فحشا بپیچند، جاسوس تربیت کنند، در انتخاباتت دخالت کنند
small_blue_diamondاز داخل هم یک مشت خشک مغز یا ابله، دائم به پر و پایت بپیچند و مبانیت را زیر سوال ببرند یا انکار کنند
small_red_triangle_downمگر میشود ماند؟
small_blue_diamondدر همین یک سال آخر، دو جنگ نظامی، یک شوک اقتصادی و یک کودتای بین المللی برای ساقط کردن چند کشور کافی بود
small_blue_diamondاما رسیده به امروز، مردم در متن جنگ چهارم، تا صبح زیر بمباران، در خیابان و کوچه، پرچم میچرخانند، مغازهها باز است، زندگی عادی جریان دارد و باران الهی از آسمان می بارد
small_blue_diamondآنهایی هم که دارند تکه پاره میشوند، با عشق میگویند شما در خیابان باشید ما راضی هستیم و خانوادههایشان با افتخار گریه نمیکنند!
small_blue_diamondآقای جمهوری اسلامی که شبیه معجزه ایستادهای و داری ما ملت را که قرار بود باسن بوس غربیها شویم، آپدیت می کنی و در تراز امت ظهور تربیت میکنی
small_red_triangle_downروزت مبارک
small_blue_diamondحالا یک حکومتی را که همین آمریکاییها سفت پشتش ایستاده بودند ساقط کنی، حکومت جدید ایجاد کنی اما ۴۷ سال بریزند سرت شوخی نیست!
small_blue_diamondحمله نظامی کنند، درهای اقتصادت را ببندند، دانشمندت را ترور کنند، برای زن و نوجوانت نسخه فساد و فحشا بپیچند، جاسوس تربیت کنند، در انتخاباتت دخالت کنند
small_blue_diamondاز داخل هم یک مشت خشک مغز یا ابله، دائم به پر و پایت بپیچند و مبانیت را زیر سوال ببرند یا انکار کنند
small_red_triangle_downمگر میشود ماند؟
small_blue_diamondدر همین یک سال آخر، دو جنگ نظامی، یک شوک اقتصادی و یک کودتای بین المللی برای ساقط کردن چند کشور کافی بود
small_blue_diamondاما رسیده به امروز، مردم در متن جنگ چهارم، تا صبح زیر بمباران، در خیابان و کوچه، پرچم میچرخانند، مغازهها باز است، زندگی عادی جریان دارد و باران الهی از آسمان می بارد
small_blue_diamondآنهایی هم که دارند تکه پاره میشوند، با عشق میگویند شما در خیابان باشید ما راضی هستیم و خانوادههایشان با افتخار گریه نمیکنند!
small_blue_diamondآقای جمهوری اسلامی که شبیه معجزه ایستادهای و داری ما ملت را که قرار بود باسن بوس غربیها شویم، آپدیت می کنی و در تراز امت ظهور تربیت میکنی
small_red_triangle_downروزت مبارک
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۲ فروردین
وضعیت سفید
«روزت مبارک»
آقای مقاوم و صبور و ایستاده
آقایی که تنهایی همه آزادگان عالم رو سربلند کرده
آقایی که شاید از جفای داخلی ها و خارجی ها کمی خسته شده باشد
ولی به روی خودش نمی آورد
«آقای جمهوری اسلامی عزیزم»
روزت مبارکheart️
آقای مقاوم و صبور و ایستاده
آقایی که تنهایی همه آزادگان عالم رو سربلند کرده
آقایی که شاید از جفای داخلی ها و خارجی ها کمی خسته شده باشد
ولی به روی خودش نمی آورد
«آقای جمهوری اسلامی عزیزم»
روزت مبارکheart️
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
وضعیت سفید
خبرنگار آمریکایی: این مردم آنقدر شجاعاند که واقعا الهام بخش است.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
وضعیت سفید
خمینی کبیر ابَر مبارز دوران،تاکتیک مقابله با آمریکا رو خیلی وقته یادمون دادن:
"آمریکا مانند سگی است که
اگر از ترس از آن فرار کنی، دنبالت میآید؛
اما اگر محکم بایستی و روبرو شوی، دمش را جمع میکند و فرار میکند."
#اللهاکبر
#هیهات_من_الذلة
@sefidvaziat
"آمریکا مانند سگی است که
اگر از ترس از آن فرار کنی، دنبالت میآید؛
اما اگر محکم بایستی و روبرو شوی، دمش را جمع میکند و فرار میکند."
#اللهاکبر
#هیهات_من_الذلة
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
وضعیت سفید
بچه شیعه یعنی همین که بابات مشغول تعمیر ماشین باشه و توفرصت و از دست ندی و شعار بدی و علم بزنی....
@sefidvaziat
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
وضعیت سفید
نه فقط قلب ها بلکه چشم های پر از محبت در خیابان ها بهم گره میخورند....
پرچم به دست در هوای سوزدار و سینی به دست در موکبِ عشق و چشم هایی پر محبت که بر یکدیگر میگویند بایست تااخر که فتح نزدیک است....
@sefidvaziat
پرچم به دست در هوای سوزدار و سینی به دست در موکبِ عشق و چشم هایی پر محبت که بر یکدیگر میگویند بایست تااخر که فتح نزدیک است....
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
وضعیت سفید
عزیزان
ما همچنان در خیابان هستیم..
ماموریت ما تازه شروع شده
یاعلی
ما همچنان در خیابان هستیم..
ماموریت ما تازه شروع شده
یاعلی
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
وضعیت سفید
اگر مطالبات ما ذره ای به سمت تفرقه حرکت کند، بازی را باخته ایم
رهبر عزیزمون
گفتن اتحاد
و ما هم بی چون و چرا می گیم
چشم
رهبر عزیزمون
گفتن اتحاد
و ما هم بی چون و چرا می گیم
چشم
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۹ فروردین
۱۹ فروردین
وضعیت سفید
هرکس یک جهان...
.
مادرشون میگفت: فک نمیکردم پسرم قبول کنه بیاد تو این جمعیت کفش مردم رو واکس بزنه، چون تو سنی هست که هرکسی جای پسرم بود ممکن بود بگه: اگه هم کلاسیام ببینن میخندن و.... اما وقتی گفتم میتونی این کارو کنی نه تنها باذوق قبول کرد بلکه لحظه شماری میکرد برا اینکار...
.
تربیت درست ینی این...
و مادری که با ذوق کنار مسرش ایستاده بود و بهش افتخار میکرد.
movie_cameraتیم رسانه اَفواج
@sefidvaziat
.
مادرشون میگفت: فک نمیکردم پسرم قبول کنه بیاد تو این جمعیت کفش مردم رو واکس بزنه، چون تو سنی هست که هرکسی جای پسرم بود ممکن بود بگه: اگه هم کلاسیام ببینن میخندن و.... اما وقتی گفتم میتونی این کارو کنی نه تنها باذوق قبول کرد بلکه لحظه شماری میکرد برا اینکار...
.
تربیت درست ینی این...
و مادری که با ذوق کنار مسرش ایستاده بود و بهش افتخار میکرد.
movie_cameraتیم رسانه اَفواج
@sefidvaziat
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ اردیبهشت
وضعیت سفید
یکی از شبهایی که به میدان آمدم
دلم خواست کمی طولانی تر پایِ معرکهی
این آقایِ تیپ اخراجی طورِ خیابانِ بهشت زنجان بایستم .
داشت بند و بساطش را برای شروع نواختن
آماده میکرد و مردم را از اطراف بسوی خود میخواند . . . به آنانی هم که نه دور میدان بودند و نه آن سوی
خیابان میان جمعیت نه در بینِ معرکهی خودش، فراخوانِ پیوستن به مردم را میداد و با زبان خودش میگفت :
[ اگر تا اینجا آمدهای، پس بیا و کنار مردم
کنار ما باش؛ که سمت درست هم قدم شدن با این سو ، با ما . . . یعنی مردم است ! ]
اما آن شب از آقا محمودِ خیابان بهشتِزنجان
[ که اسمش را از رویبرگهای که پشت ماشین
از برای جمع آوری کمک های مردمی ، چسبانده بود فهمیدم ]
حرفهایی شنیدم که برایم بسی جالب و عمیق بود . . .
حرفهایی که روایتِ زندگی شخصیاش بود ،
زندگیِ گذشته اش ، زندگیِ قبل از نهم اسفند ماه را . . .
از علاقهاش به موسیقی و نواختن میگفت ،
از اینکه بقول خودش چقدر با آنها خودش را به این در و آن در میکوبیده تا به جایی برسد . . .
از شغل قبلی اش ، که ارکستر عروسی ها و
این مجلسهای مطرب طلب بوده میگفت . . .
از جاهایی که میرفته تا با هنر نواختنش
او را بیشتر بشناسند و اسمی در کند . . .
از آرامشی که آن روزها گمشدهی بزرگش بوده
آرامشی که نه تنها خودش ، بلکه خانوادهاش هم سهمی از آن نداشتند .
آقا محمودِ این شبهای شهر ما میگفت
اصلا کاری به کار کشور و انقلاب و رهبر؛
کاری به کار خدا و پیغمبر و اهل بیت هم نداشته ، چه برسد به شهدا و ...
تمام دنیای او موسیقی بوده و موسیقی؛
با این وادیها هیچ سر و سرّی نداشته!
اما . . .
اما همه چیز برای او و خانواده اش از نهم اسفند زیر و میشود، همه چیزشبهم میریزد
انقلابی در درون آقا محمودِ شهر ما، شعلهور میشود و جانش را به تلاطم میکشد . . .
آتش انقلابی که با خونِ رهبر ، انقلابی که با خونِ کودکانِ مظلوم مدرسهی میناب
در قلب و جان او زبانه میکشد و
گویی که او دوباره از مادر زاده شود و دگرگونش کند .
میگفت بعد از آن اتفاق دیگر نتوانستم خانه بنشینم ،
به خود میگفتم :
[ محمود تو باید بلند شوی و کاری بکنی ، باید دست بجنبانی و این دل آشفته را
این دریایِ شوریده و بر جان نشسته را به ساحلش برسانی . . .]
- ادامه دارد -
دلم خواست کمی طولانی تر پایِ معرکهی
این آقایِ تیپ اخراجی طورِ خیابانِ بهشت زنجان بایستم .
داشت بند و بساطش را برای شروع نواختن
آماده میکرد و مردم را از اطراف بسوی خود میخواند . . . به آنانی هم که نه دور میدان بودند و نه آن سوی
خیابان میان جمعیت نه در بینِ معرکهی خودش، فراخوانِ پیوستن به مردم را میداد و با زبان خودش میگفت :
[ اگر تا اینجا آمدهای، پس بیا و کنار مردم
کنار ما باش؛ که سمت درست هم قدم شدن با این سو ، با ما . . . یعنی مردم است ! ]
اما آن شب از آقا محمودِ خیابان بهشتِزنجان
[ که اسمش را از رویبرگهای که پشت ماشین
از برای جمع آوری کمک های مردمی ، چسبانده بود فهمیدم ]
حرفهایی شنیدم که برایم بسی جالب و عمیق بود . . .
حرفهایی که روایتِ زندگی شخصیاش بود ،
زندگیِ گذشته اش ، زندگیِ قبل از نهم اسفند ماه را . . .
از علاقهاش به موسیقی و نواختن میگفت ،
از اینکه بقول خودش چقدر با آنها خودش را به این در و آن در میکوبیده تا به جایی برسد . . .
از شغل قبلی اش ، که ارکستر عروسی ها و
این مجلسهای مطرب طلب بوده میگفت . . .
از جاهایی که میرفته تا با هنر نواختنش
او را بیشتر بشناسند و اسمی در کند . . .
از آرامشی که آن روزها گمشدهی بزرگش بوده
آرامشی که نه تنها خودش ، بلکه خانوادهاش هم سهمی از آن نداشتند .
آقا محمودِ این شبهای شهر ما میگفت
اصلا کاری به کار کشور و انقلاب و رهبر؛
کاری به کار خدا و پیغمبر و اهل بیت هم نداشته ، چه برسد به شهدا و ...
تمام دنیای او موسیقی بوده و موسیقی؛
با این وادیها هیچ سر و سرّی نداشته!
اما . . .
اما همه چیز برای او و خانواده اش از نهم اسفند زیر و میشود، همه چیزشبهم میریزد
انقلابی در درون آقا محمودِ شهر ما، شعلهور میشود و جانش را به تلاطم میکشد . . .
آتش انقلابی که با خونِ رهبر ، انقلابی که با خونِ کودکانِ مظلوم مدرسهی میناب
در قلب و جان او زبانه میکشد و
گویی که او دوباره از مادر زاده شود و دگرگونش کند .
میگفت بعد از آن اتفاق دیگر نتوانستم خانه بنشینم ،
به خود میگفتم :
[ محمود تو باید بلند شوی و کاری بکنی ، باید دست بجنبانی و این دل آشفته را
این دریایِ شوریده و بر جان نشسته را به ساحلش برسانی . . .]
- ادامه دارد -
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۴ اردیبهشت
وضعیت سفید
میگفت اینجا آمدنم را
همه مدیونِ رهبر و شهدایَم ، میگفت بعد از آن روز و اتفاق خودم را شناخته ام ، فهمیده ام که روح من چه بی اندازه بیقرار وطن است ،
چه بی مقدار است در برابر این مردم ،
چه شرمسار است در محضر شهدا . . .
از همان شب اول که آمده ام ،
در خانهمان؛ با زن و بچهام بعد از سالها
آرام تر شده ایم ، با آرامشی سر به بالین میگذاریم که نمیدانم منشأش چیست !
اما یقین دارم به برکت همین خیابانی است
که میآیم و با تمام وجودم هنر ناقابلم را
تقدیم وطن؛ تقدیم شما مردم با شرافت میکنم!
آقا محمودِ خیایان بهشتِ زنجان
که از همان شبهای اول قیام لیل آمده،
نامش را گذاشته [ خادمالشهدا ]
خیلی مشتی و لوطیست ، او به خودش میگوید من در میانشما از تبارِ اخراجی هایم . . .
از تبار مجید سوزوکی
این خادم الشهدا حالا بیشتر از ۵۰ شب
است ، در خیابان بهشت
از وطن میخواند،از شهدا ، از شرف و غیرت
برای وطن مینوازد و امید به قبولیِ خدمتش
با این هنرش را دارد . . .
او میگفت :
[ حالا که اینجا ایستادهام فهمیده ام
آن همه دست و پا زدن با موسیقی و ابزارآلاتش
برای این بود؛ که به اینجا برسم ، به همین
خیابان ، به همین عاقبت که در میان شما
از دل تاریکی ها بیرون بیایم و بشوم کوچیکترین نوکرِ نوکرهایِ انقلاب و شهدا.
از عاقبت بخیری اش،میگفت و اشک میریخت
اشک میریخت و خدارا شکر میکرد که نجاتش داده ، که سمت درست تاریخ را نشانش داده،
که به او اجازه داده بیاید و هنر و استعدادش را
برای وطنش خرج کند و اینطور میانِ مردم
کسب آبرو کند . . . حالا هم این ارگ را
با کمک همین مردم، خریده!
" آقا محمودِ ابتدایِ خیابان بهشت؛ از رویشهای پنهانِ
این انقلاب و قیام لیل است که در حافظهی
تاریخی مردم شهرش تا ابد جاوید خواهد ماند "
. AFVAGMEDIA_IR .
همه مدیونِ رهبر و شهدایَم ، میگفت بعد از آن روز و اتفاق خودم را شناخته ام ، فهمیده ام که روح من چه بی اندازه بیقرار وطن است ،
چه بی مقدار است در برابر این مردم ،
چه شرمسار است در محضر شهدا . . .
از همان شب اول که آمده ام ،
در خانهمان؛ با زن و بچهام بعد از سالها
آرام تر شده ایم ، با آرامشی سر به بالین میگذاریم که نمیدانم منشأش چیست !
اما یقین دارم به برکت همین خیابانی است
که میآیم و با تمام وجودم هنر ناقابلم را
تقدیم وطن؛ تقدیم شما مردم با شرافت میکنم!
آقا محمودِ خیایان بهشتِ زنجان
که از همان شبهای اول قیام لیل آمده،
نامش را گذاشته [ خادمالشهدا ]
خیلی مشتی و لوطیست ، او به خودش میگوید من در میانشما از تبارِ اخراجی هایم . . .
از تبار مجید سوزوکی
این خادم الشهدا حالا بیشتر از ۵۰ شب
است ، در خیابان بهشت
از وطن میخواند،از شهدا ، از شرف و غیرت
برای وطن مینوازد و امید به قبولیِ خدمتش
با این هنرش را دارد . . .
او میگفت :
[ حالا که اینجا ایستادهام فهمیده ام
آن همه دست و پا زدن با موسیقی و ابزارآلاتش
برای این بود؛ که به اینجا برسم ، به همین
خیابان ، به همین عاقبت که در میان شما
از دل تاریکی ها بیرون بیایم و بشوم کوچیکترین نوکرِ نوکرهایِ انقلاب و شهدا.
از عاقبت بخیری اش،میگفت و اشک میریخت
اشک میریخت و خدارا شکر میکرد که نجاتش داده ، که سمت درست تاریخ را نشانش داده،
که به او اجازه داده بیاید و هنر و استعدادش را
برای وطنش خرج کند و اینطور میانِ مردم
کسب آبرو کند . . . حالا هم این ارگ را
با کمک همین مردم، خریده!
" آقا محمودِ ابتدایِ خیابان بهشت؛ از رویشهای پنهانِ
این انقلاب و قیام لیل است که در حافظهی
تاریخی مردم شهرش تا ابد جاوید خواهد ماند "
. AFVAGMEDIA_IR .
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA56دنبال کننده
زندگی روزمره جنگی
ارتباط با ادمین
@fmmohajer
@Advaziyat
وضعیت سفید در ایتا
https://eitaa.com/sefidvaziat
مشاهده کانال پیامرسانارتباط با ادمین
@fmmohajer
@Advaziyat
وضعیت سفید در ایتا
https://eitaa.com/sefidvaziat