۱۷ اردیبهشت
۱۷ اردیبهشت
۱۷ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
محمدباقر حدادان | یادداشتها
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۱۸ اردیبهشت
۲۰ اردیبهشت
محمدباقر حدادان | یادداشتها
white_circle️ موزیک ویدئو The Final Victory (پیروزی نهایی)
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ اردیبهشت
محمدباقر حدادان | یادداشتها
همهچیز را یکجا نخواه
یکی از داستانهای معروف، داستان غاز و تخم طلاست.
میگویند مردی غازی داشت که هر روز برایش یک تخم طلا میگذاشت.
در حالت عادی، این باید برای او یک نعمت بزرگ میبود؛
چون هر روز، کمکم، بدون عجله، ثروت بیشتری به دست میآورد.
اما او صبر نداشت.
طمع کرد.
با خودش گفت:
وقتی این غاز هر روز یک تخم طلا میدهد، پس حتماً داخل شکمش پر از طلاست.
اگر آن را یکباره به دست بیاورم، زودتر ثروتمند میشوم.
برای همین، غاز را کشت.
اما وقتی شکمش را باز کرد، خبری از طلا نبود.
نهفقط به آن ثروت بزرگ نرسید، بلکه همان منبعی را هم که هر روز برایش سود داشت، از بین برد.
این فقط یک داستان ساده نیست.
خیلی وقتها ما هم در زندگی همین اشتباه را تکرار میکنیم.
مثلاً کسی میخواهد خیلی سریع پیشرفت کند،
اما بهجای استمرار و صبر، دنبال نتیجه فوری میرود؛
بعد اصل مسیر را خراب میکند.
یا کسی در یک رابطه، آنقدر فشار، توقع یا عجله وارد میکند که همان رابطهای را که میتوانست بهمرور عمیق و سالم شود، از بین میبرد.
یا دانشآموز و دانشجویی که بهجای یادگیری آرام و پیوسته، فقط دنبال نمره فوری است؛
در نتیجه شاید مدتی جلو بیفتد، اما پایه خودش را ضعیف میکند.
یا کسی که در مسیر پول درآوردن، بهجای ساختن آرام و اصولی، دنبال سودهای ناگهانی و میانبرهای خطرناک میرود؛
و آخر کار، هم سرمایهاش را از دست میدهد، هم آرامشش را.
این داستان یک هشدار مهم دارد:
طمع، فقط نداشتنِ پول نیست؛ گاهی نداشتنِ صبر است.
بعضی چیزها قرار نیست یکشبه ساخته شوند.
اعتماد، رشد، علم، رابطه، رزق، اعتبار، مهارت، و حتی تغییر درونی انسان؛
همه اینها زمان میخواهند.
کسی که نتواند با روند طبیعی رشد کنار بیاید،
گاهی از شدت عجله، همان چیزی را هم که دارد از دست میدهد.
نتیجه داستان غاز و تخم طلا این است:
اگر چیزی ارزشمند است، باید حفظش کرد، برایش صبر داشت، و به رشد تدریجیاش احترام گذاشت.
همهچیز را یکجا نخواه.
بعضی نعمتها، اگر درست فهمیده شوند،
در «ادامه داشتن»شان برکت دارند، نه در «فوری به دست آوردن»شان.
یکی از داستانهای معروف، داستان غاز و تخم طلاست.
میگویند مردی غازی داشت که هر روز برایش یک تخم طلا میگذاشت.
در حالت عادی، این باید برای او یک نعمت بزرگ میبود؛
چون هر روز، کمکم، بدون عجله، ثروت بیشتری به دست میآورد.
اما او صبر نداشت.
طمع کرد.
با خودش گفت:
وقتی این غاز هر روز یک تخم طلا میدهد، پس حتماً داخل شکمش پر از طلاست.
اگر آن را یکباره به دست بیاورم، زودتر ثروتمند میشوم.
برای همین، غاز را کشت.
اما وقتی شکمش را باز کرد، خبری از طلا نبود.
نهفقط به آن ثروت بزرگ نرسید، بلکه همان منبعی را هم که هر روز برایش سود داشت، از بین برد.
این فقط یک داستان ساده نیست.
خیلی وقتها ما هم در زندگی همین اشتباه را تکرار میکنیم.
مثلاً کسی میخواهد خیلی سریع پیشرفت کند،
اما بهجای استمرار و صبر، دنبال نتیجه فوری میرود؛
بعد اصل مسیر را خراب میکند.
یا کسی در یک رابطه، آنقدر فشار، توقع یا عجله وارد میکند که همان رابطهای را که میتوانست بهمرور عمیق و سالم شود، از بین میبرد.
یا دانشآموز و دانشجویی که بهجای یادگیری آرام و پیوسته، فقط دنبال نمره فوری است؛
در نتیجه شاید مدتی جلو بیفتد، اما پایه خودش را ضعیف میکند.
یا کسی که در مسیر پول درآوردن، بهجای ساختن آرام و اصولی، دنبال سودهای ناگهانی و میانبرهای خطرناک میرود؛
و آخر کار، هم سرمایهاش را از دست میدهد، هم آرامشش را.
این داستان یک هشدار مهم دارد:
طمع، فقط نداشتنِ پول نیست؛ گاهی نداشتنِ صبر است.
بعضی چیزها قرار نیست یکشبه ساخته شوند.
اعتماد، رشد، علم، رابطه، رزق، اعتبار، مهارت، و حتی تغییر درونی انسان؛
همه اینها زمان میخواهند.
کسی که نتواند با روند طبیعی رشد کنار بیاید،
گاهی از شدت عجله، همان چیزی را هم که دارد از دست میدهد.
نتیجه داستان غاز و تخم طلا این است:
اگر چیزی ارزشمند است، باید حفظش کرد، برایش صبر داشت، و به رشد تدریجیاش احترام گذاشت.
همهچیز را یکجا نخواه.
بعضی نعمتها، اگر درست فهمیده شوند،
در «ادامه داشتن»شان برکت دارند، نه در «فوری به دست آوردن»شان.
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۲ اردیبهشت
محمدباقر حدادان | یادداشتها
ألا بذکر الله تطمئن القلوب
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۳ اردیبهشت
محمدباقر حدادان | یادداشتها
امروز، سهمِ دلم از آرامش
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ اردیبهشت
245دنبال کننده
بر سرِ آنم که گر ز دست برآید…
memo دفترچه یادداشت دیجیتال
اینجا فضایی برای اشتراک تجربههای کاری، یادگیریها و دغدغههای روزمره است.
ادعایی نیست؛ فقط تلاش میکنم تو زمانهای محدودی که دارم، موثر باشم.
envelope_with_arrow مشتاق شنیدن نظرات و تجربههای شما هستم.
@Imohamadhadadan
مشاهده کانال پیامرسانmemo دفترچه یادداشت دیجیتال
اینجا فضایی برای اشتراک تجربههای کاری، یادگیریها و دغدغههای روزمره است.
ادعایی نیست؛ فقط تلاش میکنم تو زمانهای محدودی که دارم، موثر باشم.
envelope_with_arrow مشتاق شنیدن نظرات و تجربههای شما هستم.
@Imohamadhadadan