۶ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
گریۀ بیداری
ما داعیۀ ظلمشناسی داریم
در مرثیه، لهجهای سیاسی داریم
همسنگر گریههای ما بیداریست
از روضه قرائتی حماسی داریم
#رضا_اسماعیلی
@takbitnab
roseroserose
ما داعیۀ ظلمشناسی داریم
در مرثیه، لهجهای سیاسی داریم
همسنگر گریههای ما بیداریست
از روضه قرائتی حماسی داریم
#رضا_اسماعیلی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
سرود وحدت
تا بر سر گورِ خصم دست افشانیم
ای دوست بیا سرود وحدت خوانیم
تکرار خطا دوباره ما را نسزد
ما عاقبت تفرقه را میدانیم!
#سیدحسن_حسینی
@takbitnab
roseroserose
تا بر سر گورِ خصم دست افشانیم
ای دوست بیا سرود وحدت خوانیم
تکرار خطا دوباره ما را نسزد
ما عاقبت تفرقه را میدانیم!
#سیدحسن_حسینی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
چمران
سال شصت ای خوب من! ایران نمیدانی چه بود
حال ما از جبهه تا تهران نمیدانی چه بود
میرسید از جبههها هر روز تابوت شهید
ازدحام لاله و ریحان نمیدانی چه بود
سوخت هم جان بهشتی ناگهان، هم باهنر
هم رجایی، این غم سوزان نمیدانی چه بود
جسم پیران غرق خون شد در دل محرابها
شور و حال خطبۀ آنان نمیدانی چه بود
متحد بودند اما اهل شهر و روستا
طعم یکرنگی، صفا، ایمان نمیدانی چه بود
لذت همسایگی در کوچه و بنبستها
با وجود جنگ و بمباران نمیدانی چه بود
انتخابات، آن زمان مثل عبادت بود و رأی،
داشت عطر صفحۀ قرآن، نمیدانی چه بود
در همین پایان خرداد از قضا در سال شصت
کشته شد مردی که در عرفان نمیدانی چه بود
در ظرافت گرچه روحی داشت نازکتر ز گل
کارزارش با صف شیطان نمیدانی چه بود
عزم او در مجلس شورا مدارا بود و عشق
رزمش اما در دل میدان نمیدانی چه بود
سوی ما ایرانیان انگار او برگشته بود
از دل تاریخ چون سلمان، نمیدانی چه بود
وای من! از او فقط نام خیابان مانده است
آه فرزندم! ولی چمران نمیدانی چه بود!
#افشین_علا
#شهید_مصطفی_چمران
🗓 ۳۱ خرداد؛ سالروز شهادت شهید مصطفی چمران [سال۱۳۶۰]
@takbitnab
roseroserose
سال شصت ای خوب من! ایران نمیدانی چه بود
حال ما از جبهه تا تهران نمیدانی چه بود
میرسید از جبههها هر روز تابوت شهید
ازدحام لاله و ریحان نمیدانی چه بود
سوخت هم جان بهشتی ناگهان، هم باهنر
هم رجایی، این غم سوزان نمیدانی چه بود
جسم پیران غرق خون شد در دل محرابها
شور و حال خطبۀ آنان نمیدانی چه بود
متحد بودند اما اهل شهر و روستا
طعم یکرنگی، صفا، ایمان نمیدانی چه بود
لذت همسایگی در کوچه و بنبستها
با وجود جنگ و بمباران نمیدانی چه بود
انتخابات، آن زمان مثل عبادت بود و رأی،
داشت عطر صفحۀ قرآن، نمیدانی چه بود
در همین پایان خرداد از قضا در سال شصت
کشته شد مردی که در عرفان نمیدانی چه بود
در ظرافت گرچه روحی داشت نازکتر ز گل
کارزارش با صف شیطان نمیدانی چه بود
عزم او در مجلس شورا مدارا بود و عشق
رزمش اما در دل میدان نمیدانی چه بود
سوی ما ایرانیان انگار او برگشته بود
از دل تاریخ چون سلمان، نمیدانی چه بود
وای من! از او فقط نام خیابان مانده است
آه فرزندم! ولی چمران نمیدانی چه بود!
#افشین_علا
#شهید_مصطفی_چمران
🗓 ۳۱ خرداد؛ سالروز شهادت شهید مصطفی چمران [سال۱۳۶۰]
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
تابستان، موسمِ بیقراریست؛
وقتی خورشید،
بر مدارِ نگاهِ تو تاب میخورد،
و سایهها در تبِ تندِ ظهر،
به کوتاهترین اقامتگاهِ خود پناه میبرند.
من در میانه یِ این آتشبازیِ زرین،
نه از گرما، که از اشتیاقِ تو میسوزم؛
تابستان،
بهانهایست که بدانم:
در بلندترین روزهایِ سال،
کوتاهترین فاصله،
همان فاصله یِ میانِ دستهایِ ماست.
بیا تا در این تبِ زندگی بخش،
مثلِ نور و سایه،
در هم گره بخوریم؛
که جهان،
جز این رقصِ عاشقانه،
تفسیرِ دیگری برایِ تابستان ندارد.
#سلیمه_میرشکار
@takbitnab
roseroserose
وقتی خورشید،
بر مدارِ نگاهِ تو تاب میخورد،
و سایهها در تبِ تندِ ظهر،
به کوتاهترین اقامتگاهِ خود پناه میبرند.
من در میانه یِ این آتشبازیِ زرین،
نه از گرما، که از اشتیاقِ تو میسوزم؛
تابستان،
بهانهایست که بدانم:
در بلندترین روزهایِ سال،
کوتاهترین فاصله،
همان فاصله یِ میانِ دستهایِ ماست.
بیا تا در این تبِ زندگی بخش،
مثلِ نور و سایه،
در هم گره بخوریم؛
که جهان،
جز این رقصِ عاشقانه،
تفسیرِ دیگری برایِ تابستان ندارد.
#سلیمه_میرشکار
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
عهد
از آن نخست که در گوش من اذان دادند
خدای عزّوجل را به من نشان دادند
کشید بر سر من پیر باخدایی دست
و بعد خواند به گوشم: خدا بزرگتر است
قرار یافت دل بیقرار من ناگاه
به ذکر اشهد ان لا اله الا الله
زبان نداشتم و او شهادتینم داد
به گریه افتادم، تربت حسینم داد
اگر هنوز محرم سیاه میپوشم
به جای لالایی، روضه بوده در گوشم
به اشک روضه مرا شیر داده مادر من
حسین بوده از اول پناه آخر من
به شیرخوارگیام اصغر حسینم کرد
از آن نخست فدای سر حسینم کرد
جوان شدم، گرهی هرکجا به کارم خورد
پدر مرا به علیاکبر حسین سپرد
::
وصیت پدرم را هنوز یادم هست
چقدر بر دلم آن حرفهای ساده نشست:
«بهجز حسین مبادا مرید غیر شوی
الهی ای پسرم عاقبت به خیر شوی
نبند امید به هر بخششی و هر بذلی
نترس از افتادن، بیمۀ اباالفضلی
همیشه ای پسرم خالی از تکبر باش
اگر که دست تو بالای دست شد، حُر باش»
به من کرامت این خاندان که شد معلوم
بریدم از همه دل، غیر چارده معصوم
::
تو هم شبیه من، آری تو هم شبیه منی
نمیتوانی از این خانواده دل بکنی..
تو هم برای امام زمان خود یاری
تو هم به روی لب احلی من العسل داری
من و تو تحت لوای حسین ما شدهایم
درون خیمۀ او با هم آشنا شدهایم
من و تو جبهۀ مظلوم مقتدر هستیم
من و تو هرچه که هستیم، عهد نشکستیم
معلم من و تو از ازل خدا بوده
و درس اول ما عین و لام و یا بوده..
من و تو مکتبمان تا همیشه عاشوراست
ببین، به بام فلک پرچم مقدس ماست
قیام سرخ حسینی ببین و درس بگیر
درخت باش، خزان هم شد ایستاده بمیر
هنوز خیمۀ آل یزید پابرجاست
حسینیان! علم امروز روی دوش شماست
نمیرسد به محبان اهلبیت زیان
خداست یاور ما، کُلُّ مَن عَلَیها فان
#محمدحسین_ملکیان
@takbitnab
roseroserose
از آن نخست که در گوش من اذان دادند
خدای عزّوجل را به من نشان دادند
کشید بر سر من پیر باخدایی دست
و بعد خواند به گوشم: خدا بزرگتر است
قرار یافت دل بیقرار من ناگاه
به ذکر اشهد ان لا اله الا الله
زبان نداشتم و او شهادتینم داد
به گریه افتادم، تربت حسینم داد
اگر هنوز محرم سیاه میپوشم
به جای لالایی، روضه بوده در گوشم
به اشک روضه مرا شیر داده مادر من
حسین بوده از اول پناه آخر من
به شیرخوارگیام اصغر حسینم کرد
از آن نخست فدای سر حسینم کرد
جوان شدم، گرهی هرکجا به کارم خورد
پدر مرا به علیاکبر حسین سپرد
::
وصیت پدرم را هنوز یادم هست
چقدر بر دلم آن حرفهای ساده نشست:
«بهجز حسین مبادا مرید غیر شوی
الهی ای پسرم عاقبت به خیر شوی
نبند امید به هر بخششی و هر بذلی
نترس از افتادن، بیمۀ اباالفضلی
همیشه ای پسرم خالی از تکبر باش
اگر که دست تو بالای دست شد، حُر باش»
به من کرامت این خاندان که شد معلوم
بریدم از همه دل، غیر چارده معصوم
::
تو هم شبیه من، آری تو هم شبیه منی
نمیتوانی از این خانواده دل بکنی..
تو هم برای امام زمان خود یاری
تو هم به روی لب احلی من العسل داری
من و تو تحت لوای حسین ما شدهایم
درون خیمۀ او با هم آشنا شدهایم
من و تو جبهۀ مظلوم مقتدر هستیم
من و تو هرچه که هستیم، عهد نشکستیم
معلم من و تو از ازل خدا بوده
و درس اول ما عین و لام و یا بوده..
من و تو مکتبمان تا همیشه عاشوراست
ببین، به بام فلک پرچم مقدس ماست
قیام سرخ حسینی ببین و درس بگیر
درخت باش، خزان هم شد ایستاده بمیر
هنوز خیمۀ آل یزید پابرجاست
حسینیان! علم امروز روی دوش شماست
نمیرسد به محبان اهلبیت زیان
خداست یاور ما، کُلُّ مَن عَلَیها فان
#محمدحسین_ملکیان
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۶ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
پنج تن مانند کعبه احترامش می کنند
عرشیان مانند ما سجده به نامش می کنند
آسمانی ها برای بردن دل از خدا
خاک بوسی کبوترهای بامش می کنند
شیرمردان شیر می گردند پای منبرش
مرد میدان ها تاسی بر قیامش می کنند
تا ابد اسلام پیغمبر بُوَد ممنون او
تا قیامت قبله و قرآن سلامش می کنند
جمله جمله خطبه اش لرزه به دل ها می نشاند
کوفیان یاد علی با هر کلامش می کنند
اوست حیدر در کلام و در مرام و در قیام
پرچم حق داشت بر کف، پا به پای چار امام
کیست این که شام را مردانه ویران می کند
عالمی را آتش عشقش گلستان می کند
یک جهان دارد اسیر، اما اسیری می رود
جای او عرش و ولی رو بر بیابان می کند
با غل و زنجیر تازه آمده نه ذوالفقار
این زنی که این چنین مردانه طوفان می کند
کیست این که خالصانه پیش سنگ و کعب نی
یک تنه خود را سپر بهر یتیمان می کند
وقت آن گشته است تا ثابت کند پیغمبر است
راسِ روی نیزه را قاری قرآن می کند
دستهایش بشکند آنکه برای درهمی
قاری قرآن او را سنگ باران می کند
اَینَ اکبر، اَینَ سقا، قلب زینب شد کباب
قاری قرآن او تنهاست در بزم شراب
#محمدحسین_رحیمیان
@takbitnab
roseroserose
عرشیان مانند ما سجده به نامش می کنند
آسمانی ها برای بردن دل از خدا
خاک بوسی کبوترهای بامش می کنند
شیرمردان شیر می گردند پای منبرش
مرد میدان ها تاسی بر قیامش می کنند
تا ابد اسلام پیغمبر بُوَد ممنون او
تا قیامت قبله و قرآن سلامش می کنند
جمله جمله خطبه اش لرزه به دل ها می نشاند
کوفیان یاد علی با هر کلامش می کنند
اوست حیدر در کلام و در مرام و در قیام
پرچم حق داشت بر کف، پا به پای چار امام
کیست این که شام را مردانه ویران می کند
عالمی را آتش عشقش گلستان می کند
یک جهان دارد اسیر، اما اسیری می رود
جای او عرش و ولی رو بر بیابان می کند
با غل و زنجیر تازه آمده نه ذوالفقار
این زنی که این چنین مردانه طوفان می کند
کیست این که خالصانه پیش سنگ و کعب نی
یک تنه خود را سپر بهر یتیمان می کند
وقت آن گشته است تا ثابت کند پیغمبر است
راسِ روی نیزه را قاری قرآن می کند
دستهایش بشکند آنکه برای درهمی
قاری قرآن او را سنگ باران می کند
اَینَ اکبر، اَینَ سقا، قلب زینب شد کباب
قاری قرآن او تنهاست در بزم شراب
#محمدحسین_رحیمیان
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
با رباب و زینب و عباس و اکبر آمدم
کعبه را بوسیدم و از راهِ مشعر آمدم
تا به مقصد بیشتر میشد غمش در هر قدم
پا به پای بیقراری هایِ خواهر آمدم
نامه های کوفیان با کینه شد آمیخته
شک ندارم که به مهمانیِ خنجر آمدم
با خودم آورده ام اهل و عیالم را؛ ببین...
با عزیزانم به این صحرایِ محشر آمدم
قاضریه! نینوا! ای کربلایِ پُر بلا
دیدی آخر رأس ِ تاریخِ مقرّر آمدم
من حسینم(ع) کشتهٔ عطشانِ سالِ شصت و یک
تا که حق برپا شود با خونِ حنجر آمدم
رختِ إحرام ِ تنم پیراهنی کهنه شده
حج رها کردم! به قربانگاه؛ با "سر" آمدم
از بلاهایِ پیاپی بر خدا بردم پناه
ای فرات این را بدان که با برادر آمدم
تیرها بد زخمی ام کردند اما باز هم
با همین پیکر به منزلگاهِ آخر آمدم
بر تنم هر بار در گودال؛ نیزه میزنند
مادرم هم میزند فریاد: مادر... آمدم...
میرسد با چادرِ خاکی و با رویِ کبود
ساعتی که خیره سمتِ خیمه؛ مضطر آمدم
چند روزِ بعد در ویرانه، با "سر"؛ نیمه شب-
تا که آرامش بگیرد قلبِ دختر...آمدم
#مرضیه_عاطفی
@takbitnab
roseroserose
کعبه را بوسیدم و از راهِ مشعر آمدم
تا به مقصد بیشتر میشد غمش در هر قدم
پا به پای بیقراری هایِ خواهر آمدم
نامه های کوفیان با کینه شد آمیخته
شک ندارم که به مهمانیِ خنجر آمدم
با خودم آورده ام اهل و عیالم را؛ ببین...
با عزیزانم به این صحرایِ محشر آمدم
قاضریه! نینوا! ای کربلایِ پُر بلا
دیدی آخر رأس ِ تاریخِ مقرّر آمدم
من حسینم(ع) کشتهٔ عطشانِ سالِ شصت و یک
تا که حق برپا شود با خونِ حنجر آمدم
رختِ إحرام ِ تنم پیراهنی کهنه شده
حج رها کردم! به قربانگاه؛ با "سر" آمدم
از بلاهایِ پیاپی بر خدا بردم پناه
ای فرات این را بدان که با برادر آمدم
تیرها بد زخمی ام کردند اما باز هم
با همین پیکر به منزلگاهِ آخر آمدم
بر تنم هر بار در گودال؛ نیزه میزنند
مادرم هم میزند فریاد: مادر... آمدم...
میرسد با چادرِ خاکی و با رویِ کبود
ساعتی که خیره سمتِ خیمه؛ مضطر آمدم
چند روزِ بعد در ویرانه، با "سر"؛ نیمه شب-
تا که آرامش بگیرد قلبِ دختر...آمدم
#مرضیه_عاطفی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
در راه دوست کشته شدن آرزوی ماست
دشمن اگرچه تشنه به خون گلوی ماست
گردیم دور یار چو پروانه دور شمع
چون سوختن در آتش عشق آرزوی ماست
از جان گذشتهایم و به جانان رسیدهایم
در راه وصل، این تن خاکی عدوی ماست
خاموش گشتهایم و فراموش کی شویم
بس اینقدر که در همهجا گفتگوی ماست
ما را طواف کعبه بهجز دور یار نیست
کز هر طرف رویم خدا روبهروی ماست..
#مهدی_بهاءالدین
@takbitnab
roseroserose
دشمن اگرچه تشنه به خون گلوی ماست
گردیم دور یار چو پروانه دور شمع
چون سوختن در آتش عشق آرزوی ماست
از جان گذشتهایم و به جانان رسیدهایم
در راه وصل، این تن خاکی عدوی ماست
خاموش گشتهایم و فراموش کی شویم
بس اینقدر که در همهجا گفتگوی ماست
ما را طواف کعبه بهجز دور یار نیست
کز هر طرف رویم خدا روبهروی ماست..
#مهدی_بهاءالدین
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
ای که از تو شد معطر جای جای این زمین
میبرد فیض از وجودت حضرت روح الامین
در نبودت محو شد رنگ عدالت رنگ عشق
قامت دین را شکسته، های و هوی ظالمین
لشکر ظلم و ستم چون ابرهای تیرهاند
کو بهاران ظهورت، کو هوایی دلنشین؟
قدس با قلبی شکسته انتظارت میکشد
بیشتر شد هجمههای دشمن بدخواه دین
رنگ خوشبختی به دلها نیست حتی ذرهای
سخت پیدا میشود آرامش ای ماء معین
باز هم دلتنگی و تنگِ غروب جمعهها
کاش برگردی، بیایی، ای امام بیقرین
herbاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجherb
#معصومه_مشهدی_زاده
@takbitnab
roseroserose
میبرد فیض از وجودت حضرت روح الامین
در نبودت محو شد رنگ عدالت رنگ عشق
قامت دین را شکسته، های و هوی ظالمین
لشکر ظلم و ستم چون ابرهای تیرهاند
کو بهاران ظهورت، کو هوایی دلنشین؟
قدس با قلبی شکسته انتظارت میکشد
بیشتر شد هجمههای دشمن بدخواه دین
رنگ خوشبختی به دلها نیست حتی ذرهای
سخت پیدا میشود آرامش ای ماء معین
باز هم دلتنگی و تنگِ غروب جمعهها
کاش برگردی، بیایی، ای امام بیقرین
herbاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَجherb
#معصومه_مشهدی_زاده
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
باز هم با اشتیاق و دور از فکر و خیال
محضِ کسبِ فیض ِ عرفانی فراهم شد مجال
زیرِ خیمه گاهِ روضه، تا قیامت جایِ فرش
پر گشوده جبرئیل و صد ملَک گسترده بال
نامهٔ اعمالمان را داده عمری شستشو
محو کرده معصیت ها را همین اشکِ زلال
ذکر ما از کودکی تا به کهنسالی؛ حسین(ع)
ای خوشا عمری که اینجا میرود رو به زوال
در حسینی بودن و در جان سپردن پایِ عشق
هیچ تعریفی ندارد قدّ و قامت، سنّ و سال
تا قیامت، کربلا، روز دهم، اثبات کرد
پایبندِ حق شدن بسیار دارد قیل و قال
کودکی نًه ساله گاهی میشود حیدرنشان
در حمایت از امامش میشود خونش حلال
آنچنان آمد به میدان یادگار مجتبی(ع)
شد زبانِ شعرم از این جرأتِ جانانه، لال
تیغِ شمشیر آمد و وقتی که شد دستش جدا
آمد و انداخت دورِ گردنش غیرت، مدال
آن به آن ذکر لبش شد؛ لا أُفارِق عمّي و...
در دلِ گودال جان داد عاقبت این نونهال
بارِ خود را با شهادت بست و نامش ثبت شد-
در میانِ نام ِ هفتاد و دو یارِ ایده آل
بود عبدالله(ع) و خون در راهِ ثارالله(ع) داد
پایِ فرزندانِ زهرا(س) مال و جان را بیخیال
ذکر ما هم کاش باشد لا أُفارِق مِنْ امام
دور بودن از امامِ عصرمان باشد ملال
عهد می بندیم در روضه شبیه مهزیار
بی حضورش؛ زندگی باشد برایمان محال
بر لبِ منجی هنوز آوایِ "هَل مِن ناصر" است
دستِ بیعت میدهیم امشب بدونِ شرحِ حال
حالمان معلوم! میسوزیم از داغِ حسین(ع)
میرسد تا که نمانَد خونِ جدّش پایمال
انتهایِ راهِ عاشوراست آغازِ ظهور
جا نمانیم از سپاهِ انتقام ِ بی مثال!
#مرضیه_عاطفی
@takbitnab
roseroserose
محضِ کسبِ فیض ِ عرفانی فراهم شد مجال
زیرِ خیمه گاهِ روضه، تا قیامت جایِ فرش
پر گشوده جبرئیل و صد ملَک گسترده بال
نامهٔ اعمالمان را داده عمری شستشو
محو کرده معصیت ها را همین اشکِ زلال
ذکر ما از کودکی تا به کهنسالی؛ حسین(ع)
ای خوشا عمری که اینجا میرود رو به زوال
در حسینی بودن و در جان سپردن پایِ عشق
هیچ تعریفی ندارد قدّ و قامت، سنّ و سال
تا قیامت، کربلا، روز دهم، اثبات کرد
پایبندِ حق شدن بسیار دارد قیل و قال
کودکی نًه ساله گاهی میشود حیدرنشان
در حمایت از امامش میشود خونش حلال
آنچنان آمد به میدان یادگار مجتبی(ع)
شد زبانِ شعرم از این جرأتِ جانانه، لال
تیغِ شمشیر آمد و وقتی که شد دستش جدا
آمد و انداخت دورِ گردنش غیرت، مدال
آن به آن ذکر لبش شد؛ لا أُفارِق عمّي و...
در دلِ گودال جان داد عاقبت این نونهال
بارِ خود را با شهادت بست و نامش ثبت شد-
در میانِ نام ِ هفتاد و دو یارِ ایده آل
بود عبدالله(ع) و خون در راهِ ثارالله(ع) داد
پایِ فرزندانِ زهرا(س) مال و جان را بیخیال
ذکر ما هم کاش باشد لا أُفارِق مِنْ امام
دور بودن از امامِ عصرمان باشد ملال
عهد می بندیم در روضه شبیه مهزیار
بی حضورش؛ زندگی باشد برایمان محال
بر لبِ منجی هنوز آوایِ "هَل مِن ناصر" است
دستِ بیعت میدهیم امشب بدونِ شرحِ حال
حالمان معلوم! میسوزیم از داغِ حسین(ع)
میرسد تا که نمانَد خونِ جدّش پایمال
انتهایِ راهِ عاشوراست آغازِ ظهور
جا نمانیم از سپاهِ انتقام ِ بی مثال!
#مرضیه_عاطفی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
بر هیچ کس شبیه تو عاشق نمیشود
این دل پس از تو آن دل سابق نمیشود
چیزی برای آنکه تو را دوست داشته
چون قاب عکس آینه ی دق نمی شود
باور نکرده ای که تو را دوست دارمت؟
عاشق که هیچ وقت منافق نمیشود
خوب است هم گلایل و هم رازقی ولی
گلدان من بدون شقایق نمیشود
خود را بغل گرفتم و پرسیدم از خودم
بغض ات چرا شکسته و هق هق نمی شود
#بهمن_ترکمانی
@takbitnab
roseroserose
این دل پس از تو آن دل سابق نمیشود
چیزی برای آنکه تو را دوست داشته
چون قاب عکس آینه ی دق نمی شود
باور نکرده ای که تو را دوست دارمت؟
عاشق که هیچ وقت منافق نمیشود
خوب است هم گلایل و هم رازقی ولی
گلدان من بدون شقایق نمیشود
خود را بغل گرفتم و پرسیدم از خودم
بغض ات چرا شکسته و هق هق نمی شود
#بهمن_ترکمانی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
ای آنکه لب ِ آب، عطشناک دم توست
شش ماهه مَهی چشم به راهِ قدم توست
ای وای بر آن لحظه ی زینب که ببیند
افتاده به خون پیکر سرو عَلَم توست!
تا دست تهی باز نگردی به بر ِ دوست
تقدیر پی نقشه ی دستِ قلم توست
پیش از شفق خونی ظهرِ گلِ غم ها
بیت الغزل مرثیه ی صبح، غم توست
برخیز و ببین حضرت ایثار و صلابت
دستش به کمر از قد و بالای خم توست
برخیز! که تا رم کند از شیهه ی اسبت
دل های حریفان که همه رام و رم توست
برخیز و ببین آتش نیزار بلا را
در دامنِ قدسی حریم حرم توست
برخیز ابالفضل و ببین از پس تاریخ
جان و دل ما بسته فضل و کرم توست
#احد_کاظمی
@takbitnab
roseroserose
شش ماهه مَهی چشم به راهِ قدم توست
ای وای بر آن لحظه ی زینب که ببیند
افتاده به خون پیکر سرو عَلَم توست!
تا دست تهی باز نگردی به بر ِ دوست
تقدیر پی نقشه ی دستِ قلم توست
پیش از شفق خونی ظهرِ گلِ غم ها
بیت الغزل مرثیه ی صبح، غم توست
برخیز و ببین حضرت ایثار و صلابت
دستش به کمر از قد و بالای خم توست
برخیز! که تا رم کند از شیهه ی اسبت
دل های حریفان که همه رام و رم توست
برخیز و ببین آتش نیزار بلا را
در دامنِ قدسی حریم حرم توست
برخیز ابالفضل و ببین از پس تاریخ
جان و دل ما بسته فضل و کرم توست
#احد_کاظمی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
باز از نو خامه همچون نی نوا سر می کند
یا حدیث نینوا را زیب دفتر می کند
مطرب محفل هم آواز صفیر خامه است
کز نواها فتنه بر پا شور بر سر می کند
گه کشد سوی عراقم گه برد سوی حجاز
مطرب ما، هر زمان آهنگ دیگر می کند
گه به آهنگ حسینی در مقام راستی
می سُراید نغمه یی کاشوب محشر می کند
محشر ار، یک محشر است این حشر را افغان نی
دمبدم ساعت به ساعت هی مکرّر می کند
نشئه ی عشق حسین گویا به مزمر مضمر است
کاین چنین مست و خرابم بانگ مزمر می کند
بند بند نی بسوزد بندبندم دمبدم
چون حکایت از لبان خشگ اصغر می کند
در میان سور و شادی صور ماتم می دمد
پاره پاره قاسم از شمشیر و خنجر می کند
نوعروس زار او بر ناقه می سازد سوار
داغدیده مادرش را تیره معجر می کند
امّ لیلا این گمان از بخت خود هرگز نداشت
کاسمان او را جدا از وصل اکبر می کند
آب گوهر را مکید اکبر ز تاب تشنگی
چاره ی این تشنگی دل را پُر آذر می کند
گشت یاقوت لبش آبی ز تاب تشنگی
فاش می گویم ولی این را که باور می کند
در لب آب روان روح روان شاه دین
تشنه لب سر می دهد با تشنگی سر می کند
زینب غمدیده کی بودش خبر از بخت خویش
کز غم مرگ برادر تیره معجر می کند
ای فلک ظلمی که کردی بر عزیزان خدا
کافری کی این چنین ظلمی به کافر می کند
زین مصیبت گر بگرید فاش چشم مصطفی
سیل اشکش سر بسر روی زمین تر می کند
آه از آن ساعت که در روز جزا خیرالنساء
شکوه از این ماجرا در پیش داور می کند
تا «وفایی» نوحه خوان از بهر شاه کربلاست
کی دگر تشویش و بیم از خوف محشر می کند
#وفایی_شوشتری
@takbitnab
roseroserose
یا حدیث نینوا را زیب دفتر می کند
مطرب محفل هم آواز صفیر خامه است
کز نواها فتنه بر پا شور بر سر می کند
گه کشد سوی عراقم گه برد سوی حجاز
مطرب ما، هر زمان آهنگ دیگر می کند
گه به آهنگ حسینی در مقام راستی
می سُراید نغمه یی کاشوب محشر می کند
محشر ار، یک محشر است این حشر را افغان نی
دمبدم ساعت به ساعت هی مکرّر می کند
نشئه ی عشق حسین گویا به مزمر مضمر است
کاین چنین مست و خرابم بانگ مزمر می کند
بند بند نی بسوزد بندبندم دمبدم
چون حکایت از لبان خشگ اصغر می کند
در میان سور و شادی صور ماتم می دمد
پاره پاره قاسم از شمشیر و خنجر می کند
نوعروس زار او بر ناقه می سازد سوار
داغدیده مادرش را تیره معجر می کند
امّ لیلا این گمان از بخت خود هرگز نداشت
کاسمان او را جدا از وصل اکبر می کند
آب گوهر را مکید اکبر ز تاب تشنگی
چاره ی این تشنگی دل را پُر آذر می کند
گشت یاقوت لبش آبی ز تاب تشنگی
فاش می گویم ولی این را که باور می کند
در لب آب روان روح روان شاه دین
تشنه لب سر می دهد با تشنگی سر می کند
زینب غمدیده کی بودش خبر از بخت خویش
کز غم مرگ برادر تیره معجر می کند
ای فلک ظلمی که کردی بر عزیزان خدا
کافری کی این چنین ظلمی به کافر می کند
زین مصیبت گر بگرید فاش چشم مصطفی
سیل اشکش سر بسر روی زمین تر می کند
آه از آن ساعت که در روز جزا خیرالنساء
شکوه از این ماجرا در پیش داور می کند
تا «وفایی» نوحه خوان از بهر شاه کربلاست
کی دگر تشویش و بیم از خوف محشر می کند
#وفایی_شوشتری
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
خوش آن دل کز ازل دارد ولای حضرت عباس
چه خوش یُمن است در دلها صفای حضرت عباس
نمی دانم کدامین کس نهاده در دل شیعه
که بوده از ازل بر دل هوای حضرت عباس
زسال شصت و یک تا چارده قرنی که بگذشته
پُر ِ عالم شده (ادرک اخای) حضرت عباس
نه تنها آدمیان عشق او در جان و دل دارند
که هم در آسمانها هم خدای حضرت عباس
ز خال و خط و ابرو ،و به قد و قامت سروش
نبوده کس به دورانه ورای حضرت عباس
برادر را شده اسوه شجاعت را مثل باشد
به دین حق فدایی ای فدای حضرت عباس
زده بر سینه دریا ز مردی دست رد و آب...
از آنروز است تا اینک گدای حضرت عباس
ز بس رعنا و دلچسب است قد و چهره ماهش
که زیبایی شده وصفی برای حضرت عباس
دلم از غصه پر درد است به یاد ماجرای او
که بس جانسوزتر باشد بلای حضرت عباس
(سفیرا) حاجتی داری به عباس علی رو کن
که گیرد دست تو دست رسای حضرت عباس
#مهدی_فرحناکی
@takbitnab
roseroserose
چه خوش یُمن است در دلها صفای حضرت عباس
نمی دانم کدامین کس نهاده در دل شیعه
که بوده از ازل بر دل هوای حضرت عباس
زسال شصت و یک تا چارده قرنی که بگذشته
پُر ِ عالم شده (ادرک اخای) حضرت عباس
نه تنها آدمیان عشق او در جان و دل دارند
که هم در آسمانها هم خدای حضرت عباس
ز خال و خط و ابرو ،و به قد و قامت سروش
نبوده کس به دورانه ورای حضرت عباس
برادر را شده اسوه شجاعت را مثل باشد
به دین حق فدایی ای فدای حضرت عباس
زده بر سینه دریا ز مردی دست رد و آب...
از آنروز است تا اینک گدای حضرت عباس
ز بس رعنا و دلچسب است قد و چهره ماهش
که زیبایی شده وصفی برای حضرت عباس
دلم از غصه پر درد است به یاد ماجرای او
که بس جانسوزتر باشد بلای حضرت عباس
(سفیرا) حاجتی داری به عباس علی رو کن
که گیرد دست تو دست رسای حضرت عباس
#مهدی_فرحناکی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
ماهی تُنگ بدون آب من
کم تلظّی کن گل بی تاب من
شیر در سینه ندارم اصغرم
خشک شد از تشنگی چشم ترم
مثل دشت کربلا گشته لبت
کاش میآمد کمی پایین تبت
آب دارد میشود شرمنده ات
میرود کم کم ز یادم خنده ات
کم تقلا کن علی جان، میروی
بی زره بی چکمه میدان میروی
کوچکی اما تو سرداری یلی
هر چه باشد اسم تو باشد علی
سوی قربانگاه با بابا برو
نیست چاه زمزمی اما برو
حرمله بهر تو قلاب آوَرد
تیرِ از سم گشته سیراب آوَرد
تا پدر گوید انا بن المصطفی
میشود از پیکر تو سر جدا
دست هایت را پدر وا میکند
نامه اش را خونت امضا میکند
کاشکی هم قد اکبر می شدی
چون عموی خود دلاور می شدی
خاک میریزد به روی تو پدر
خاک می ریزیم با عمه به سر
سایه روی سرم تا شام باش
میروی بالای نی آرام باش
#بهمن_ترکمانی
@takbitnab
roseroserose
کم تلظّی کن گل بی تاب من
شیر در سینه ندارم اصغرم
خشک شد از تشنگی چشم ترم
مثل دشت کربلا گشته لبت
کاش میآمد کمی پایین تبت
آب دارد میشود شرمنده ات
میرود کم کم ز یادم خنده ات
کم تقلا کن علی جان، میروی
بی زره بی چکمه میدان میروی
کوچکی اما تو سرداری یلی
هر چه باشد اسم تو باشد علی
سوی قربانگاه با بابا برو
نیست چاه زمزمی اما برو
حرمله بهر تو قلاب آوَرد
تیرِ از سم گشته سیراب آوَرد
تا پدر گوید انا بن المصطفی
میشود از پیکر تو سر جدا
دست هایت را پدر وا میکند
نامه اش را خونت امضا میکند
کاشکی هم قد اکبر می شدی
چون عموی خود دلاور می شدی
خاک میریزد به روی تو پدر
خاک می ریزیم با عمه به سر
سایه روی سرم تا شام باش
میروی بالای نی آرام باش
#بهمن_ترکمانی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۷ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
house_with_garden مگه میشه از داخل خونه یه کسبوکار شخصی ساخت؟
heart_eyes بلهههههه که میشه point_down
white_check_mark️ با زمانگذاری منعطف
white_check_mark️ با امکان رشد نامحدود
white_check_mark️ بدون نیاز به دفتر و سرمایه سنگین
white_check_mark️ مناسب برای شروع ساده اما حرفهای
اگه دوست داری یاد بگیری چطور، کلمه همکاری رو ارسال کنrelaxed️sunglasses
@A1364T1372
heart_eyes بلهههههه که میشه point_down
white_check_mark️ با زمانگذاری منعطف
white_check_mark️ با امکان رشد نامحدود
white_check_mark️ بدون نیاز به دفتر و سرمایه سنگین
white_check_mark️ مناسب برای شروع ساده اما حرفهای
اگه دوست داری یاد بگیری چطور، کلمه همکاری رو ارسال کنrelaxed️sunglasses
@A1364T1372
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
کجا یعقوب دیده، خوابِ هجرانی که من دیدم
کجا یوسف شنیده، وصفِ زندانی که من دیدم
زمین در روزگارِ نوح، شد سیراب از باران
ولی دریایی از خون شد به طوفانی که من دیدم
هم اسماعیلها سر را به تیغ امتحان دادند
هم ابراهیمها، در عیدِ قربانی که من دیدم
زمین از خونِ خاتمبخشیاش شد تربتِ اعلا
عقیقِ سرخ شد خاکِ سلیمانی که من دیدم
سرِ خورشید بر نِی، شمعِ بزمِ ماتمِ خود بود
قیامت چیست؟ جز شامِ غریبانی که من دیدم
تمام آیهها شد "کاف و ها و یا و عین و صاد"
میان قاریان شد پخش، قرآنی که من دیدم
برادر، جای من شمشیر خورد و من غمِ ناموس
هزاران ارباًاربا داشت میدانی که من دیدم
نگاهِ حرمله هر بار پُر بود از هزاران تیر
عموجانم ندیده تیربارانی که من دیدم
مسلمان نشنود کافر نبیند خوابِ این غم را
سر و تشت و شراب و چوب و دندانی که من دیدم
و پرچمها از آن روزی که باد از نیزهاش رد شد
پریشانند، از زلف پریشانی که من دیدم...
#رضا_قاسمی
@takbitnab
roseroserose
کجا یوسف شنیده، وصفِ زندانی که من دیدم
زمین در روزگارِ نوح، شد سیراب از باران
ولی دریایی از خون شد به طوفانی که من دیدم
هم اسماعیلها سر را به تیغ امتحان دادند
هم ابراهیمها، در عیدِ قربانی که من دیدم
زمین از خونِ خاتمبخشیاش شد تربتِ اعلا
عقیقِ سرخ شد خاکِ سلیمانی که من دیدم
سرِ خورشید بر نِی، شمعِ بزمِ ماتمِ خود بود
قیامت چیست؟ جز شامِ غریبانی که من دیدم
تمام آیهها شد "کاف و ها و یا و عین و صاد"
میان قاریان شد پخش، قرآنی که من دیدم
برادر، جای من شمشیر خورد و من غمِ ناموس
هزاران ارباًاربا داشت میدانی که من دیدم
نگاهِ حرمله هر بار پُر بود از هزاران تیر
عموجانم ندیده تیربارانی که من دیدم
مسلمان نشنود کافر نبیند خوابِ این غم را
سر و تشت و شراب و چوب و دندانی که من دیدم
و پرچمها از آن روزی که باد از نیزهاش رد شد
پریشانند، از زلف پریشانی که من دیدم...
#رضا_قاسمی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت
آخری نیست بر این گریهی بی پایانت
آب میبینی و طفل و گل و سقا و جوان
بیشتر میشود انگار غم پنهانت
زهر هرچند که یک روز به دادت آمد
تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت
غیر زینب چه کسی درد تو را میداند
که چه آورده خرابه به دل ویرانت
سخت سوزاند دلت را غم آن جسم کبود
خواهرت بود که جان داد روی دامانت
زخمی بزم شراب است دلت؛ بیخود نیست
که چهل سال نکرد اشک دوا، درمانت..
#محمدعلی_بیابانی
@takbitnab
roseroserose
آخری نیست بر این گریهی بی پایانت
آب میبینی و طفل و گل و سقا و جوان
بیشتر میشود انگار غم پنهانت
زهر هرچند که یک روز به دادت آمد
تو چهل سال به لب آمده هر شب جانت
غیر زینب چه کسی درد تو را میداند
که چه آورده خرابه به دل ویرانت
سخت سوزاند دلت را غم آن جسم کبود
خواهرت بود که جان داد روی دامانت
زخمی بزم شراب است دلت؛ بیخود نیست
که چهل سال نکرد اشک دوا، درمانت..
#محمدعلی_بیابانی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
علقمه گفتم و دیدم دلم از پا افتاد
یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد
علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد
علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرمها افتاد
وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد
روضهی دست بریده وسط علقمه بود
روضهخوان دست بدون رمق فاطمه بود
#محسن_عرب_خالقی
@takbitnab
roseroserose
یاد لبهای علی اصغر و دریا افتاد
علقمه گفتم و دیدم که سواری بی دست
تیر آنقدر به او خورد که از نا افتاد
علقمه گفتم و دیدم که عمودی آمد
ناگهان در وسط معرکه سقا افتاد
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند
گذر گرگ به آهوی حرمها افتاد
وسط این همه سرنیزه و شمشیر و سنان
ناگهان چشم علمدار به زهرا افتاد
روضهی دست بریده وسط علقمه بود
روضهخوان دست بدون رمق فاطمه بود
#محسن_عرب_خالقی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
نگاهت کردم اما درهمی تو
میان لخته خونها مبهمی تو
تورا قطعه به قطعه چیدم اما
چرا هرجور میچینم کمی تو
سرت را ابن ملجم ها شکستند
و پهلوی تو را با پا شکستند
جوانم مرد و پیشم کل کشیدند
سر پیری غرورم را شکستند
مشو راضی که با خجلت بگردم
دراین صحرا به صد زحمت بگردم
زمان بردنت دلشوره دارم
نیوفتی از عبا دورت بگردم
کنارت عمر من سرآمد اکبر
ز خیمه عمه مضطر آمد اکبر
ز جا برخیز تا برخیزم از جا
دوباره حرف معجر آمد اکبر
#سیدپوریا_هاشمی
@takbitnab
roseroserose
میان لخته خونها مبهمی تو
تورا قطعه به قطعه چیدم اما
چرا هرجور میچینم کمی تو
سرت را ابن ملجم ها شکستند
و پهلوی تو را با پا شکستند
جوانم مرد و پیشم کل کشیدند
سر پیری غرورم را شکستند
مشو راضی که با خجلت بگردم
دراین صحرا به صد زحمت بگردم
زمان بردنت دلشوره دارم
نیوفتی از عبا دورت بگردم
کنارت عمر من سرآمد اکبر
ز خیمه عمه مضطر آمد اکبر
ز جا برخیز تا برخیزم از جا
دوباره حرف معجر آمد اکبر
#سیدپوریا_هاشمی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را
گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را
افتاده بر خاک درت، خوش آنکه آیی بر سرم
تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را
یک بار بینم روی تو دل را چهسان تسکین دهم؟
تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را
از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمی
تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را
گفتی که هر کس یک نظر بیند مرا جان میدهد
من هم به جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را
صد بار آیم سوی تو، تا آشنا گردی به من
هر بار از بار دگر بیگانهتر بینم تو را
تا کی هلالی را چنین زین ماه میداری جدا؟
یا رب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را
#هلالی_جغتایی
@takbitnab
roseroserose
گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را
افتاده بر خاک درت، خوش آنکه آیی بر سرم
تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را
یک بار بینم روی تو دل را چهسان تسکین دهم؟
تسکین نیابد، جان من، صد بار اگر بینم تو را
از دیدنت بیخود شدم، بنشین به بالینم دمی
تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را
گفتی که هر کس یک نظر بیند مرا جان میدهد
من هم به جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را
صد بار آیم سوی تو، تا آشنا گردی به من
هر بار از بار دگر بیگانهتر بینم تو را
تا کی هلالی را چنین زین ماه میداری جدا؟
یا رب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را
#هلالی_جغتایی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
برخیز وطن، ماه محرم آمد
عاشورایی تازه به عالم آمد
بنگر به حماسهی حسینی امسال
مدح و رجز و مرثیه با هم آمد
از مرد و زن و پیر و جوان در میدان
یک شهر به احترام این غم آمد
این شهر در این داغْ سیهپوش شدهست
بر کوچهی ما جامهی ماتم آمد
در سوگِ حسین، گریهها کرده جهان
از چشم فلک سرشک نمنم آمد
گفتیم ز عشق و اقتدار تو حسین!
در هیبتِ تو به رقص، پرچم آمد
#محمدحسین_قنّاد
@takbitnab
roseroserose
عاشورایی تازه به عالم آمد
بنگر به حماسهی حسینی امسال
مدح و رجز و مرثیه با هم آمد
از مرد و زن و پیر و جوان در میدان
یک شهر به احترام این غم آمد
این شهر در این داغْ سیهپوش شدهست
بر کوچهی ما جامهی ماتم آمد
در سوگِ حسین، گریهها کرده جهان
از چشم فلک سرشک نمنم آمد
گفتیم ز عشق و اقتدار تو حسین!
در هیبتِ تو به رقص، پرچم آمد
#محمدحسین_قنّاد
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
کردم وصیت بعد خود با دیدهبانها
دیدید اگر از دور رد کاروانها
پیکی... سفیری یا نسیمی یا کبوتر
با او بگویید از من و زخم زبانها
یا نیزه یا تیغ است یا خورجین و خنجر
اینجا عوض شد کاسبیهای دکانها
آقا از این شرمنده کاری بر نیامد
جایم حلالیت بگیر از قد کمانها
دلواپسم دلشورهام دلتنگ و دلخون
از حرمله از این کمان آن ریسمانها
از دختران از خواهرانت از رُبابت
از خیزرانها خیزرانها خیزرانها
فگر گلوی تُردِ اصغر باش سخت است
این تیرها رد میشوند از استخوانها
دندان من بشکست فهمیدم که اینجا
با چکمه میآیند بر روی دهانها
#حسن_لطفی
@takbitnab
roseroserose
دیدید اگر از دور رد کاروانها
پیکی... سفیری یا نسیمی یا کبوتر
با او بگویید از من و زخم زبانها
یا نیزه یا تیغ است یا خورجین و خنجر
اینجا عوض شد کاسبیهای دکانها
آقا از این شرمنده کاری بر نیامد
جایم حلالیت بگیر از قد کمانها
دلواپسم دلشورهام دلتنگ و دلخون
از حرمله از این کمان آن ریسمانها
از دختران از خواهرانت از رُبابت
از خیزرانها خیزرانها خیزرانها
فگر گلوی تُردِ اصغر باش سخت است
این تیرها رد میشوند از استخوانها
دندان من بشکست فهمیدم که اینجا
با چکمه میآیند بر روی دهانها
#حسن_لطفی
@takbitnab
roseroserose
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
boomپیشنهاد ویژه از برترین های روبیکاboom
o️ گلهای فوتبال لیک نخبگان آسیا
@gol_haye_footbal
==========
o️ رساله مراجع تقلید
@resale_marajee
==========
o️ دنیای میکاپ ، استایل، مدل روز
@doniayemakeup
==========
o️ شهر پروفایل (دخترانه و پسرانه)
@axsprofilecity
=========
o️ دنیای ورزش/خبر ورزشی
@doniaye_varzesh
==========
o️دنیای حیات وحش
@doniaye_hayat_vahsh
==========
o️احکام و سوالات شرعی بانوان
@ahkamsoalatebanovan
==========
o️دانستنی ها، اطلاعات عمومی، دیدنیها
@Dnestniha
==========
o️کانال موسیقی،ترانه ، آهنگ،موزیک
@golchin_moosighi
==========
o️ پایگاه تحلیلی خبری نسیم آنلاین
@nasimonlinee
==========
o️ در محضر عارفان(اخلاق)
@aflaakyaan
==========
o️دانلود کتابهای نایاب قدیمی
@bookranjbar
==========
o️ عکس پروفایل زیبا و خاص جذاب
@aksprofailjazzab
==========
o️ کانال تخصصی ورزش بانوان
@varzeshe_zanan
==========
o️نقاشی و کاردستی کودکانه
@kardastikodakaneh
==========
o️ گروه تبلیغات گسترده همراه
@grohetablighatiranian
==========
o️ لذت آشپزی در دنیای آشپزی
@doniaye_ashpazi
==========
o️ تصاویر ماندگار ایران زیبا
@Tasaavire_Mandegar
==========
o️ برترین سکانسهای ماندگار سینما
@sekansbartar7
==========
o️ شهدا شرمنده ایم (خاطرات ناب )
@bashohdaa
==========
o️ کانال کافه هنرمندان و سلبریتی ها
@cafe_honarmandan_iran
==========
o️ کانال چیستان معما سرگرمی
@chiistaanvsargarmiy
==========
o️ پیک شادی ،کلیپ فان +18
@paike_shaadi
==========
o️ پاسخ به شبهات و شایعات و سوالات
@mh_shkan
==========
o️ عکس جذاب هنرمندان و بازیگران
@aks_honarmandan_iran
==========
o️ کانال فوتبال فوتبال فوتبال
@lezatfutballi
==========
o️ ذکرهای بهشتی دعاهای مشکل گشا
@azkarbeheshti
==========
o️ احادیث تصویری از 14معصوم (ع)
@ba14masoom
==========
o️کانال اشعارناب (دوبیتی،غزل)
@takbitnab
==========
o️ بیا فقط بخند خنده حلال
@khandhehalal
==========
o️ کانال حسینیه 14 معصوم علیه السلام
@hoseniehe14masoom
==========
o️ دنیای ترفند ، خلاقیت ، ایده
@doniaye_tarfandha
==========
"دنبال کردن یادتون نره"
o️ گلهای فوتبال لیک نخبگان آسیا
@gol_haye_footbal
==========
o️ رساله مراجع تقلید
@resale_marajee
==========
o️ دنیای میکاپ ، استایل، مدل روز
@doniayemakeup
==========
o️ شهر پروفایل (دخترانه و پسرانه)
@axsprofilecity
=========
o️ دنیای ورزش/خبر ورزشی
@doniaye_varzesh
==========
o️دنیای حیات وحش
@doniaye_hayat_vahsh
==========
o️احکام و سوالات شرعی بانوان
@ahkamsoalatebanovan
==========
o️دانستنی ها، اطلاعات عمومی، دیدنیها
@Dnestniha
==========
o️کانال موسیقی،ترانه ، آهنگ،موزیک
@golchin_moosighi
==========
o️ پایگاه تحلیلی خبری نسیم آنلاین
@nasimonlinee
==========
o️ در محضر عارفان(اخلاق)
@aflaakyaan
==========
o️دانلود کتابهای نایاب قدیمی
@bookranjbar
==========
o️ عکس پروفایل زیبا و خاص جذاب
@aksprofailjazzab
==========
o️ کانال تخصصی ورزش بانوان
@varzeshe_zanan
==========
o️نقاشی و کاردستی کودکانه
@kardastikodakaneh
==========
o️ گروه تبلیغات گسترده همراه
@grohetablighatiranian
==========
o️ لذت آشپزی در دنیای آشپزی
@doniaye_ashpazi
==========
o️ تصاویر ماندگار ایران زیبا
@Tasaavire_Mandegar
==========
o️ برترین سکانسهای ماندگار سینما
@sekansbartar7
==========
o️ شهدا شرمنده ایم (خاطرات ناب )
@bashohdaa
==========
o️ کانال کافه هنرمندان و سلبریتی ها
@cafe_honarmandan_iran
==========
o️ کانال چیستان معما سرگرمی
@chiistaanvsargarmiy
==========
o️ پیک شادی ،کلیپ فان +18
@paike_shaadi
==========
o️ پاسخ به شبهات و شایعات و سوالات
@mh_shkan
==========
o️ عکس جذاب هنرمندان و بازیگران
@aks_honarmandan_iran
==========
o️ کانال فوتبال فوتبال فوتبال
@lezatfutballi
==========
o️ ذکرهای بهشتی دعاهای مشکل گشا
@azkarbeheshti
==========
o️ احادیث تصویری از 14معصوم (ع)
@ba14masoom
==========
o️کانال اشعارناب (دوبیتی،غزل)
@takbitnab
==========
o️ بیا فقط بخند خنده حلال
@khandhehalal
==========
o️ کانال حسینیه 14 معصوم علیه السلام
@hoseniehe14masoom
==========
o️ دنیای ترفند ، خلاقیت ، ایده
@doniaye_tarfandha
==========
"دنبال کردن یادتون نره"
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۸ تیر
اشعار ناب (شعر ،دوبیتی)
screamاز ترس چین و چروک و لک آینه رو نگاه نمیکنیinterrobang️interrobang️
جوانهگندم همون چیزیه که میتونه حالِ پوستتو برگردونه ok_hand🏻
بدون تزریق ، بدون درد ، بدون هزینه عجیبyellow_heart
⚜کرم جوانه گندم قوی ترین بوتاکس طبیعی پوست ، مناسب برای:point_down🏻
white_check_mark درمان چین و چروک های پوست
white_check_mark روشن کننده و شفافیت قوی
white_check_markدرمان منافذ باز پوست
white_check_markرفع تیرگی و لک ها
fire50%تخفیف+ هدیه ویژهgift فقط تا امشب
beginnerبرای اطلاع از قیمت به ادمین پیام دهیدpoint_downpoint_down
@admin_poste_javan
@admin_poste_javan
بزن روی لینک وارد کانال شوpoint_downpoint_downpoint_down
@poste_royaeei
@poste_royaeei
جوانهگندم همون چیزیه که میتونه حالِ پوستتو برگردونه ok_hand🏻
بدون تزریق ، بدون درد ، بدون هزینه عجیبyellow_heart
⚜کرم جوانه گندم قوی ترین بوتاکس طبیعی پوست ، مناسب برای:point_down🏻
white_check_mark درمان چین و چروک های پوست
white_check_mark روشن کننده و شفافیت قوی
white_check_markدرمان منافذ باز پوست
white_check_markرفع تیرگی و لک ها
fire50%تخفیف+ هدیه ویژهgift فقط تا امشب
beginnerبرای اطلاع از قیمت به ادمین پیام دهیدpoint_downpoint_down
@admin_poste_javan
@admin_poste_javan
بزن روی لینک وارد کانال شوpoint_downpoint_downpoint_down
@poste_royaeei
@poste_royaeei
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA5Kدنبال کننده
گزیده ای کم نظیر از ناب ترین اشعار بزرگان شعر پارسی – تک بیتی – دوبیتی - مشاعره - شعر ناب - شب شعر
آدرس وبلاگ ما
http://takbitnab.blogfa.com
@takbitnab
تاریخ ساخت کانال ۱۳۹۹/۰۱/۰۷
شرایط تبلیغات در کانال زیر
@grohetablighatiranian
مشاهده کانال پیامرسانآدرس وبلاگ ما
http://takbitnab.blogfa.com
@takbitnab
تاریخ ساخت کانال ۱۳۹۹/۰۱/۰۷
شرایط تبلیغات در کانال زیر
@grohetablighatiranian