۹ بهمن
در مسیر خرد و اندیشه
red_circle کابوس جنگ با ایران
small_orange_diamond فضای رسانهای و تبلیغاتی وابسته به کاخ سفید در روزهای اخیر، بار دیگر بر طبل تهدیدات علیه ایران میکوبد. از اعزام ناو و جابهجایی نیرو تا مانورهای روانی درباره حمله قریبالوقوع به ایران یا انجام دادن عملیاتهای ویژه نظامی در ایران همگی نشان دهنده آن است که سنگینترین هجمه و فشار روانی و سیاسی را ایالات متحده آمریکا بر روی ایران مجددا قرار داده است.
small_blue_diamond این فشار سنگین تلاش دارد تا به صورت عمده دو هدف اساسی را برای آمریکاییها محقق سازد: اول آن که ذیل این فشار سنگین دامنه اشتباهات و خطاهای ممکن در میان مسئولین جمهوری اسلامی ایران افزایش پیدا کند و در نتیجه شاید دستاوردی بزرگ اما با هزینه کم برای دولت مستأصل ترامپ حاصل گردد و دوم آن که رعب و هراس و عملیات روانی انجام شده باعث شود که اندک گروههای معارض تغذیه شده خارجی پیشین مجدداً اعتماد به نفس پیدا کرده و عرصه حکمرانی عاقلانه نظام را تنگ کرده و نهایتاً با خالی کردن ته دل مسئولین و مردم، شاید ایالات متحده بتواند دستاوردی کسب کند. اما در این میان کابوس جنگ با ایران برای آمریکاییها به دلایلی باعث شده است تا محتاطانه و دست به عصا در این بازی شطرنج وار تصمیم گیری و اقدام انجام دهند.
small_orange_diamond اولین دلیل و نخستین و جدیترین کابوس واشینگتن، پایگاههای نظامیاش در منطقه است. هزاران نیروی آمریکایی در منظقه مستقرند که همگی در تیررس مستقیم توان موشکی و پهپادی ایران قرار دارند. تجربه عینالاسد و العدید هم نشان داده که این پایگاهها برای ایران هم دست یافتنی است و هم اراده و انگیزه لازم برای هدف قرار دادن را دارد. در چنین شرایطی، حضور ناوهای آمریکایی هم در خلیج فارس بیش از آنکه ابزار تهدید باشد، به پاشنه آشیل آمریکا مبدل شده است.
small_blue_diamond دومین کابوس آمریکایی ها وضعیت متزلزل متحدان منطقهای شان بهویژه رژیم منحوس صهیونی است. برخلاف عربدهکشیهای رسانهای رژیم، تلآویو بهخوبی میداند که در صورت هرگونه تجاوزی به ایران، خود در خط مقدم پاسخ قرار خواهد گرفت و ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه به راحتی توان عبور از سامانههای پدافندی رژیم صهیونی را داشته و این بار هم احتمالاً آخرین جنگ رژیم پیش از نابودی حتمیاش باشد.
small_orange_diamond سوم، هراس دولتهای منطقه از کشیدهشدن به جنگ است. هشدار صریح تهران به کشورهایی که خاک، آسمان یا امکانات خود را ممکن است تا در اختیار آمریکا قرار دهند، باعث شده بسیاری از پایتختهای منطقه، بهجای همراهی با آمریکا به دنبال جلوگیری از هرگونه جنگ و رویارویی آمریکا با ایران باشندو به ویژه آنکه سرمایه گذاریهای هنگفت میلیارد دلاری آمریکاییها در کشورهای منطقه نیز میتواند در ادامه نبرد تبدیل به اهداف مشروع برای پاسخ ایران باشد.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
small_orange_diamond فضای رسانهای و تبلیغاتی وابسته به کاخ سفید در روزهای اخیر، بار دیگر بر طبل تهدیدات علیه ایران میکوبد. از اعزام ناو و جابهجایی نیرو تا مانورهای روانی درباره حمله قریبالوقوع به ایران یا انجام دادن عملیاتهای ویژه نظامی در ایران همگی نشان دهنده آن است که سنگینترین هجمه و فشار روانی و سیاسی را ایالات متحده آمریکا بر روی ایران مجددا قرار داده است.
small_blue_diamond این فشار سنگین تلاش دارد تا به صورت عمده دو هدف اساسی را برای آمریکاییها محقق سازد: اول آن که ذیل این فشار سنگین دامنه اشتباهات و خطاهای ممکن در میان مسئولین جمهوری اسلامی ایران افزایش پیدا کند و در نتیجه شاید دستاوردی بزرگ اما با هزینه کم برای دولت مستأصل ترامپ حاصل گردد و دوم آن که رعب و هراس و عملیات روانی انجام شده باعث شود که اندک گروههای معارض تغذیه شده خارجی پیشین مجدداً اعتماد به نفس پیدا کرده و عرصه حکمرانی عاقلانه نظام را تنگ کرده و نهایتاً با خالی کردن ته دل مسئولین و مردم، شاید ایالات متحده بتواند دستاوردی کسب کند. اما در این میان کابوس جنگ با ایران برای آمریکاییها به دلایلی باعث شده است تا محتاطانه و دست به عصا در این بازی شطرنج وار تصمیم گیری و اقدام انجام دهند.
small_orange_diamond اولین دلیل و نخستین و جدیترین کابوس واشینگتن، پایگاههای نظامیاش در منطقه است. هزاران نیروی آمریکایی در منظقه مستقرند که همگی در تیررس مستقیم توان موشکی و پهپادی ایران قرار دارند. تجربه عینالاسد و العدید هم نشان داده که این پایگاهها برای ایران هم دست یافتنی است و هم اراده و انگیزه لازم برای هدف قرار دادن را دارد. در چنین شرایطی، حضور ناوهای آمریکایی هم در خلیج فارس بیش از آنکه ابزار تهدید باشد، به پاشنه آشیل آمریکا مبدل شده است.
small_blue_diamond دومین کابوس آمریکایی ها وضعیت متزلزل متحدان منطقهای شان بهویژه رژیم منحوس صهیونی است. برخلاف عربدهکشیهای رسانهای رژیم، تلآویو بهخوبی میداند که در صورت هرگونه تجاوزی به ایران، خود در خط مقدم پاسخ قرار خواهد گرفت و ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه به راحتی توان عبور از سامانههای پدافندی رژیم صهیونی را داشته و این بار هم احتمالاً آخرین جنگ رژیم پیش از نابودی حتمیاش باشد.
small_orange_diamond سوم، هراس دولتهای منطقه از کشیدهشدن به جنگ است. هشدار صریح تهران به کشورهایی که خاک، آسمان یا امکانات خود را ممکن است تا در اختیار آمریکا قرار دهند، باعث شده بسیاری از پایتختهای منطقه، بهجای همراهی با آمریکا به دنبال جلوگیری از هرگونه جنگ و رویارویی آمریکا با ایران باشندو به ویژه آنکه سرمایه گذاریهای هنگفت میلیارد دلاری آمریکاییها در کشورهای منطقه نیز میتواند در ادامه نبرد تبدیل به اهداف مشروع برای پاسخ ایران باشد.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۱۴ بهمن
در مسیر خرد و اندیشه
red_circle دیپلماسی باجگیرانه ترامپ
small_blue_diamond رفتار تازه دونالد ترامپ در قبال هندوستان که به بیانی متحد و همکار منطقهای ایالات متحده به شمار میرود، بار دیگر ماهیت واقعی سیاست خارجی آمریکا و دیپلماسی فردی یکجانبه ترامپ را عیان کرد. سیاستی که اساساً بر پایه منطق فشار، باجگیری و تحمیل اراده آمریکایی شکل گرفته است و تا زمانی که با مقاومت رو به رو نشود هیچ تمایلی به عقب نشینی ندارد. ترامپ گفت تنها زمانی تعرفهها کم میشود که هند مسیر انرژی خود را مطابق اراده واشنگتن تنظیم کند.
small_blue_diamond مودی نخست وزیر هند هم در طی تماسی اعلام کرد که طبق مذاکرات صورت گرفته با ایالات متحده قرار شده است که طبق سیاستهای آمریکا در مسئله انرژی رفتار کند. فلذا کاهش تعرفههای سنگین آمریکایی علیه دهلینو از ۵۰ درصد (۲۵ درصد تعرفه متقابل + ۲۵ درصد تعرفه تنبیهی) به ۱۸ درصد، پاداش اطاعت هند از خواست آمریکا برای قطع خرید نفت روسیه قلمداد میشود که ترامپ هم صریحاً آن را بر زبان آورد.
small_blue_diamond این ماجرا نشان میدهد که در منطق ترامپ، مذاکره و تعامل معنایی جز امتیازگیری یکطرفه ندارد. وقتی رئیسجمهور آمریکا همزمان از دوستی با نخست وزیر هند سخن میگوید و تعرفه ۵۰ درصدی را هم مثل شمشیر بالای سر اقتصاد هند نگه میدارد، روشن است که زبان غالب، زبان فشار است نه احترام متقابل. در این میان جالب است که آمریکا حتی برای چین که بزرگترین خریدار نفت روسیه است، چنین مجازاتی وضع نکرده بود، اما هند را بهراحتی زیر تیغ شمشیر تعرفهای خود برده بود چراکه تصور میکرد دهلی نو توان مقاومت در برابر زیاده خواهیهای ایالات متحده را ندارد.
small_blue_diamond شاید به بیانی همین الگو دقیقاً در مواجهه با ایران نیز در حال تکرار شدن است. در همین باره نشریه آمریکایی آمریکن کانزرواتیو صریحاً اعتراف کرد که ترامپ بهدنبال مذاکره واقعی با تهران نیست، بلکه رؤیای تسلیم و سرسپردگی کامل ایران را در سر دارد. از نگاه واشنگتن، مذاکره زمانی معنا دارد که طرف ایرانی ابتدا خطوط قرمز خود را کنار بگذارد، توان دفاعیاش را واگذار کند و سپس پشت میز بنشیند و حرف و متن دیکته شده از سوی ایالات متحده را بپذیرد.
small_blue_diamond البته خب گفتنی است که ایران امروز، برخلاف تصور ترامپ، هند تحت فشار جنگ تعرفهای نیست که امنیت، بازار، تجارت، مناسبات و سیاستهای خود را با یک تماس تلفنی معامله کند بلکه جمهوری اسلامی ایران، تجربه سالها تحریم، تهدید و بدعهدی آمریکا را پشت سر گذاشته و میداند توافقی که بر پایه ارعاب آمریکاییها بخواهد شکل بگیرد، هیچ ضمانت اجرایی ندارد. بنابراین طبیعتاً دیپلماسی اگر قرار است کار کند، باید از منطق باجگیری و تحمیل رای و اراده طرفهای مذاکره کننده فاصله بگیرد تا کارساز باشد واگرنه بدون هدف و نتیجه مشخص بوده و عملاً دردی را دوا نخواهد کرد.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
small_blue_diamond رفتار تازه دونالد ترامپ در قبال هندوستان که به بیانی متحد و همکار منطقهای ایالات متحده به شمار میرود، بار دیگر ماهیت واقعی سیاست خارجی آمریکا و دیپلماسی فردی یکجانبه ترامپ را عیان کرد. سیاستی که اساساً بر پایه منطق فشار، باجگیری و تحمیل اراده آمریکایی شکل گرفته است و تا زمانی که با مقاومت رو به رو نشود هیچ تمایلی به عقب نشینی ندارد. ترامپ گفت تنها زمانی تعرفهها کم میشود که هند مسیر انرژی خود را مطابق اراده واشنگتن تنظیم کند.
small_blue_diamond مودی نخست وزیر هند هم در طی تماسی اعلام کرد که طبق مذاکرات صورت گرفته با ایالات متحده قرار شده است که طبق سیاستهای آمریکا در مسئله انرژی رفتار کند. فلذا کاهش تعرفههای سنگین آمریکایی علیه دهلینو از ۵۰ درصد (۲۵ درصد تعرفه متقابل + ۲۵ درصد تعرفه تنبیهی) به ۱۸ درصد، پاداش اطاعت هند از خواست آمریکا برای قطع خرید نفت روسیه قلمداد میشود که ترامپ هم صریحاً آن را بر زبان آورد.
small_blue_diamond این ماجرا نشان میدهد که در منطق ترامپ، مذاکره و تعامل معنایی جز امتیازگیری یکطرفه ندارد. وقتی رئیسجمهور آمریکا همزمان از دوستی با نخست وزیر هند سخن میگوید و تعرفه ۵۰ درصدی را هم مثل شمشیر بالای سر اقتصاد هند نگه میدارد، روشن است که زبان غالب، زبان فشار است نه احترام متقابل. در این میان جالب است که آمریکا حتی برای چین که بزرگترین خریدار نفت روسیه است، چنین مجازاتی وضع نکرده بود، اما هند را بهراحتی زیر تیغ شمشیر تعرفهای خود برده بود چراکه تصور میکرد دهلی نو توان مقاومت در برابر زیاده خواهیهای ایالات متحده را ندارد.
small_blue_diamond شاید به بیانی همین الگو دقیقاً در مواجهه با ایران نیز در حال تکرار شدن است. در همین باره نشریه آمریکایی آمریکن کانزرواتیو صریحاً اعتراف کرد که ترامپ بهدنبال مذاکره واقعی با تهران نیست، بلکه رؤیای تسلیم و سرسپردگی کامل ایران را در سر دارد. از نگاه واشنگتن، مذاکره زمانی معنا دارد که طرف ایرانی ابتدا خطوط قرمز خود را کنار بگذارد، توان دفاعیاش را واگذار کند و سپس پشت میز بنشیند و حرف و متن دیکته شده از سوی ایالات متحده را بپذیرد.
small_blue_diamond البته خب گفتنی است که ایران امروز، برخلاف تصور ترامپ، هند تحت فشار جنگ تعرفهای نیست که امنیت، بازار، تجارت، مناسبات و سیاستهای خود را با یک تماس تلفنی معامله کند بلکه جمهوری اسلامی ایران، تجربه سالها تحریم، تهدید و بدعهدی آمریکا را پشت سر گذاشته و میداند توافقی که بر پایه ارعاب آمریکاییها بخواهد شکل بگیرد، هیچ ضمانت اجرایی ندارد. بنابراین طبیعتاً دیپلماسی اگر قرار است کار کند، باید از منطق باجگیری و تحمیل رای و اراده طرفهای مذاکره کننده فاصله بگیرد تا کارساز باشد واگرنه بدون هدف و نتیجه مشخص بوده و عملاً دردی را دوا نخواهد کرد.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۱ بهمن
در مسیر خرد و اندیشه
white_check_mark ۴۷ سال مقاومت و پیروزی؛ انقلاب اسلامی در مسیر پرپیچوخم استقلال
sparkle️ چهلوهفت سال از انقلابی میگذرد که در یکی از پیچیدهترین بزنگاههای تاریخ ایران شکل گرفت؛ انقلابی که مسیر همواری نداشت و از دل تهدید، تحریم، جنگ و توطئه عبور کرد و امروز، در ۲۲ بهمن، چهلوهفتمین سالگرد پیروزی خود را همراه با ملت ایران جشن میگیرد. انقلابی که در کشوری به ثمر نشست که پیش از آن، وابستگی، تحقیر و عقبماندگی بر آن تحمیل شده و ارادهاش بیرون از مرزهایش تصمیمگیری میشد؛ اما از بهمن ۱۳۵۷، معادله قدرت تغییر کرد و مسیر استقلال آغاز شد.
sparkle️ در این ۴۷ سال، جمهوری اسلامی با جنگی هشتساله روبهرو شد؛ جنگی نابرابر که در آن تقریباً همه قدرتهای جهانی در یک سوی میدان ایستاده بودند و در سوی دیگر، انقلاب و ملت ایران قرار داشتند. با وجود این نابرابری، حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد؛ رخدادی که بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران ثبت شد. پس از جنگ نیز فشارها متوقف نشد: تحریمهای فزاینده، ترور بیش از ۱۷ هزار نفر از مسئولان، نخبگان و دانشمندان، و فشارهای سیاسی، اقتصادی و رسانهای گسترده ادامه یافت؛ اما ایران در دل همین فشارها، مسیر پیشرفت خود را تثبیت کرد.
sparkle️ در حوزه علمی، ایران به جمع کشورهای دارای سریعترین رشد تولید علم در جهان پیوست و در حوزههایی چون سلولهای بنیادی، ژنتیک، فناوری نانو، هوافضا و پرتاب ماهواره به جایگاههای برتر جهانی دست یافت. در حوزه دفاعی، کشور از یک واردکننده سلاح به طراح و تولیدکننده سامانههای بومی موشکی، پهپادی و پدافندی تبدیل شد و امروز بازدارندگی دفاعی ایران، یکی از مؤلفههای تعیینکننده امنیت ملی و منطقهای محسوب میشود. در حوزه هستهای نیز، با وجود فشارهای سنگین سیاسی، چرخه کامل سوخت هستهای و دانش بومی آن حفظ شد و ایران در جمع کشورهای دارای توان غنیسازی اورانیوم قرار گرفت؛ مسیری که نقطه مقابل دوران تحقیرآمیز پهلوی است، زمانی که حتی توان ساخت سادهترین تجهیزات به ملت ایران نسبت داده نمیشد.
sparkle️ رهبر معظم انقلاب در تبیین این مسیر تاریخی تأکید کردهاند که ملت ایران از ابتدای شکلگیری جمهوری اسلامی توانست مقاومت کند، بایستد و تسلیم فشار دشمن نشود؛ فشارهایی که اگر بر هر ملت دیگری تحمیل میشد، میتوانست به فروپاشی آن منجر شود. واقعیت این است که ملت ایران بارها هدف جنگ، تحریم، توطئه، نفوذ و ترور قرار گرفته، اما هر بار با انسجام و مقاومت، قویتر از گذشته ظاهر شده است. تجربه تاریخی نشان میدهد هرجا ایران بر توان داخلی تکیه کرده، پیشرفت حاصل شده و هرجا نگاه به بیرون پررنگ شده، چالشها افزایش یافته است. انقلاب اسلامی امروز نهتنها یک تجربه سیاسی، بلکه یک تجربه تمدنی است؛ تجربهای که ثابت کرد یک ملت میتواند در برابر فشارهای همهجانبه جهانی بایستد، مسیر پیشرفت خود را بسازد و آیندهاش را مستقل از اراده قدرتهای خارجی رقم بزند.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
sparkle️ چهلوهفت سال از انقلابی میگذرد که در یکی از پیچیدهترین بزنگاههای تاریخ ایران شکل گرفت؛ انقلابی که مسیر همواری نداشت و از دل تهدید، تحریم، جنگ و توطئه عبور کرد و امروز، در ۲۲ بهمن، چهلوهفتمین سالگرد پیروزی خود را همراه با ملت ایران جشن میگیرد. انقلابی که در کشوری به ثمر نشست که پیش از آن، وابستگی، تحقیر و عقبماندگی بر آن تحمیل شده و ارادهاش بیرون از مرزهایش تصمیمگیری میشد؛ اما از بهمن ۱۳۵۷، معادله قدرت تغییر کرد و مسیر استقلال آغاز شد.
sparkle️ در این ۴۷ سال، جمهوری اسلامی با جنگی هشتساله روبهرو شد؛ جنگی نابرابر که در آن تقریباً همه قدرتهای جهانی در یک سوی میدان ایستاده بودند و در سوی دیگر، انقلاب و ملت ایران قرار داشتند. با وجود این نابرابری، حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد؛ رخدادی که بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران ثبت شد. پس از جنگ نیز فشارها متوقف نشد: تحریمهای فزاینده، ترور بیش از ۱۷ هزار نفر از مسئولان، نخبگان و دانشمندان، و فشارهای سیاسی، اقتصادی و رسانهای گسترده ادامه یافت؛ اما ایران در دل همین فشارها، مسیر پیشرفت خود را تثبیت کرد.
sparkle️ در حوزه علمی، ایران به جمع کشورهای دارای سریعترین رشد تولید علم در جهان پیوست و در حوزههایی چون سلولهای بنیادی، ژنتیک، فناوری نانو، هوافضا و پرتاب ماهواره به جایگاههای برتر جهانی دست یافت. در حوزه دفاعی، کشور از یک واردکننده سلاح به طراح و تولیدکننده سامانههای بومی موشکی، پهپادی و پدافندی تبدیل شد و امروز بازدارندگی دفاعی ایران، یکی از مؤلفههای تعیینکننده امنیت ملی و منطقهای محسوب میشود. در حوزه هستهای نیز، با وجود فشارهای سنگین سیاسی، چرخه کامل سوخت هستهای و دانش بومی آن حفظ شد و ایران در جمع کشورهای دارای توان غنیسازی اورانیوم قرار گرفت؛ مسیری که نقطه مقابل دوران تحقیرآمیز پهلوی است، زمانی که حتی توان ساخت سادهترین تجهیزات به ملت ایران نسبت داده نمیشد.
sparkle️ رهبر معظم انقلاب در تبیین این مسیر تاریخی تأکید کردهاند که ملت ایران از ابتدای شکلگیری جمهوری اسلامی توانست مقاومت کند، بایستد و تسلیم فشار دشمن نشود؛ فشارهایی که اگر بر هر ملت دیگری تحمیل میشد، میتوانست به فروپاشی آن منجر شود. واقعیت این است که ملت ایران بارها هدف جنگ، تحریم، توطئه، نفوذ و ترور قرار گرفته، اما هر بار با انسجام و مقاومت، قویتر از گذشته ظاهر شده است. تجربه تاریخی نشان میدهد هرجا ایران بر توان داخلی تکیه کرده، پیشرفت حاصل شده و هرجا نگاه به بیرون پررنگ شده، چالشها افزایش یافته است. انقلاب اسلامی امروز نهتنها یک تجربه سیاسی، بلکه یک تجربه تمدنی است؛ تجربهای که ثابت کرد یک ملت میتواند در برابر فشارهای همهجانبه جهانی بایستد، مسیر پیشرفت خود را بسازد و آیندهاش را مستقل از اراده قدرتهای خارجی رقم بزند.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۸ بهمن
در مسیر خرد و اندیشه
anger مذاکره یا بازی با زمان؟
small_blue_diamondاین روزها دوباره بحث مذاکره داغ شده است. عدهای میپرسند اگر آمریکا پای میز آمده، چرا هنوز فضا پر از تهدید و فشار است؟ آیا واقعاً دنبال توافق است یا فقط میخواهد شرایط را مدیریت کند؟ وقتی واشنگتن از یک سو پیام مذاکره و دیپلماسی میدهد و از سوی دیگر سیاست فشار و تهدید را پیگیری میکند، پس به دنبال چه هست اصلاً؟
small_blue_diamondپاسخ به این سوال ها مبتنی بر تجربه سالهای گذشته برای افکار عمومی ایران کاملاً روشن است. اساساً از خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ تا ادامه همان فشارها در دوره دموکراتها، تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا دیده نشده است. دولتها یک به یک عوض شدند، برنامه هستهای ایران طبق پروتکلهای آژانس ادامه پیدا کرد و حتی در برههای ذیل توافقنامه برجام بسیار محدود هم شد اما تحریمها تقریبا همواره ثابت ماندند. همین سابقه باعث شده ایران با احتیاط به مذاکره توجه کند.
small_blue_diamondوقتی همزمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابهجا میشوند و مقامهای واشنگتن از «سایر گزینههای روی میز» صحبت میکنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفتوگو راهحل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام میشود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.
small_blue_diamondاز طرف دیگر، محتوای درخواستهای آمریکا هم ابهامها را بیشتر کرده است. صحبت از محدودیتهای گسترده هستهای و کنترل توان دفاعی ایران مطرح میشود، اما خبری از رفع واقعی تحریمها دیده نمیشود. و این یعنی انگار طرف آمریکایی اصلاً جدی نیست. در این میان، اظهارات برخی چهرههای آمریکایی هم قابل توجه است. حرفهای نانسی پلوسی درباره تأثیرگذاری فشار اقتصادی بر جامعه ایران، یا اعتراف مقامهایی که از نقش تحریم در ایجاد نارضایتی سخن گفتهاند، نشان میدهد فشار اقتصادی بخشی از یک برنامه بزرگتر است. این یعنی مذاکره از منظر واشنگتن ابزاری است برای تنظیم فشار و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.
small_blue_diamondالبته در این زمینه واقعیت این است که آمریکا هم محدودیتهای خاص خودش را دارد. گزینه نظامی بسیار پرهزینه است و هیچ تضمینی برای نتیجه بخش بودن هم ندارد. فشار حداکثری هم در سالهای گذشته به هدف نهایی اش که شکستن اراده و مقاومت ایران بود، نرسیده است. بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
small_blue_diamondاین روزها دوباره بحث مذاکره داغ شده است. عدهای میپرسند اگر آمریکا پای میز آمده، چرا هنوز فضا پر از تهدید و فشار است؟ آیا واقعاً دنبال توافق است یا فقط میخواهد شرایط را مدیریت کند؟ وقتی واشنگتن از یک سو پیام مذاکره و دیپلماسی میدهد و از سوی دیگر سیاست فشار و تهدید را پیگیری میکند، پس به دنبال چه هست اصلاً؟
small_blue_diamondپاسخ به این سوال ها مبتنی بر تجربه سالهای گذشته برای افکار عمومی ایران کاملاً روشن است. اساساً از خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ تا ادامه همان فشارها در دوره دموکراتها، تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا دیده نشده است. دولتها یک به یک عوض شدند، برنامه هستهای ایران طبق پروتکلهای آژانس ادامه پیدا کرد و حتی در برههای ذیل توافقنامه برجام بسیار محدود هم شد اما تحریمها تقریبا همواره ثابت ماندند. همین سابقه باعث شده ایران با احتیاط به مذاکره توجه کند.
small_blue_diamondوقتی همزمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابهجا میشوند و مقامهای واشنگتن از «سایر گزینههای روی میز» صحبت میکنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفتوگو راهحل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام میشود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.
small_blue_diamondاز طرف دیگر، محتوای درخواستهای آمریکا هم ابهامها را بیشتر کرده است. صحبت از محدودیتهای گسترده هستهای و کنترل توان دفاعی ایران مطرح میشود، اما خبری از رفع واقعی تحریمها دیده نمیشود. و این یعنی انگار طرف آمریکایی اصلاً جدی نیست. در این میان، اظهارات برخی چهرههای آمریکایی هم قابل توجه است. حرفهای نانسی پلوسی درباره تأثیرگذاری فشار اقتصادی بر جامعه ایران، یا اعتراف مقامهایی که از نقش تحریم در ایجاد نارضایتی سخن گفتهاند، نشان میدهد فشار اقتصادی بخشی از یک برنامه بزرگتر است. این یعنی مذاکره از منظر واشنگتن ابزاری است برای تنظیم فشار و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.
small_blue_diamondالبته در این زمینه واقعیت این است که آمریکا هم محدودیتهای خاص خودش را دارد. گزینه نظامی بسیار پرهزینه است و هیچ تضمینی برای نتیجه بخش بودن هم ندارد. فشار حداکثری هم در سالهای گذشته به هدف نهایی اش که شکستن اراده و مقاومت ایران بود، نرسیده است. بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۳ اسفند
در مسیر خرد و اندیشه
anger مذاکره یا بازی با زمان؟
small_blue_diamondاین روزها دوباره بحث مذاکره داغ شده است. عدهای میپرسند اگر آمریکا پای میز آمده، چرا هنوز فضا پر از تهدید و فشار است؟ آیا واقعاً دنبال توافق است یا فقط میخواهد شرایط را مدیریت کند؟ وقتی واشنگتن از یک سو پیام مذاکره و دیپلماسی میدهد و از سوی دیگر سیاست فشار و تهدید را پیگیری میکند، پس به دنبال چه هست اصلاً؟
small_blue_diamondپاسخ به این سوال ها مبتنی بر تجربه سالهای گذشته برای افکار عمومی ایران کاملاً روشن است. اساساً از خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ تا ادامه همان فشارها در دوره دموکراتها، تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا دیده نشده است. دولتها یک به یک عوض شدند، برنامه هستهای ایران طبق پروتکلهای آژانس ادامه پیدا کرد و حتی در برههای ذیل توافقنامه برجام بسیار محدود هم شد اما تحریمها تقریبا همواره ثابت ماندند. همین سابقه باعث شده ایران با احتیاط به مذاکره توجه کند.
small_blue_diamondوقتی همزمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابهجا میشوند و مقامهای واشنگتن از «سایر گزینههای روی میز» صحبت میکنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفتوگو راهحل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام میشود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.
small_blue_diamondاز طرف دیگر، محتوای درخواستهای آمریکا هم ابهامها را بیشتر کرده است. صحبت از محدودیتهای گسترده هستهای و کنترل توان دفاعی ایران مطرح میشود، اما خبری از رفع واقعی تحریمها دیده نمیشود. و این یعنی انگار طرف آمریکایی اصلاً جدی نیست. در این میان، اظهارات برخی چهرههای آمریکایی هم قابل توجه است. حرفهای نانسی پلوسی درباره تأثیرگذاری فشار اقتصادی بر جامعه ایران، یا اعتراف مقامهایی که از نقش تحریم در ایجاد نارضایتی سخن گفتهاند، نشان میدهد فشار اقتصادی بخشی از یک برنامه بزرگتر است. این یعنی مذاکره از منظر واشنگتن ابزاری است برای تنظیم فشار و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.
small_blue_diamondالبته در این زمینه واقعیت این است که آمریکا هم محدودیتهای خاص خودش را دارد. گزینه نظامی بسیار پرهزینه است و هیچ تضمینی برای نتیجه بخش بودن هم ندارد. فشار حداکثری هم در سالهای گذشته به هدف نهایی اش که شکستن اراده و مقاومت ایران بود، نرسیده است. بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
small_blue_diamondاین روزها دوباره بحث مذاکره داغ شده است. عدهای میپرسند اگر آمریکا پای میز آمده، چرا هنوز فضا پر از تهدید و فشار است؟ آیا واقعاً دنبال توافق است یا فقط میخواهد شرایط را مدیریت کند؟ وقتی واشنگتن از یک سو پیام مذاکره و دیپلماسی میدهد و از سوی دیگر سیاست فشار و تهدید را پیگیری میکند، پس به دنبال چه هست اصلاً؟
small_blue_diamondپاسخ به این سوال ها مبتنی بر تجربه سالهای گذشته برای افکار عمومی ایران کاملاً روشن است. اساساً از خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ تا ادامه همان فشارها در دوره دموکراتها، تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا دیده نشده است. دولتها یک به یک عوض شدند، برنامه هستهای ایران طبق پروتکلهای آژانس ادامه پیدا کرد و حتی در برههای ذیل توافقنامه برجام بسیار محدود هم شد اما تحریمها تقریبا همواره ثابت ماندند. همین سابقه باعث شده ایران با احتیاط به مذاکره توجه کند.
small_blue_diamondوقتی همزمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابهجا میشوند و مقامهای واشنگتن از «سایر گزینههای روی میز» صحبت میکنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفتوگو راهحل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام میشود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.
small_blue_diamondاز طرف دیگر، محتوای درخواستهای آمریکا هم ابهامها را بیشتر کرده است. صحبت از محدودیتهای گسترده هستهای و کنترل توان دفاعی ایران مطرح میشود، اما خبری از رفع واقعی تحریمها دیده نمیشود. و این یعنی انگار طرف آمریکایی اصلاً جدی نیست. در این میان، اظهارات برخی چهرههای آمریکایی هم قابل توجه است. حرفهای نانسی پلوسی درباره تأثیرگذاری فشار اقتصادی بر جامعه ایران، یا اعتراف مقامهایی که از نقش تحریم در ایجاد نارضایتی سخن گفتهاند، نشان میدهد فشار اقتصادی بخشی از یک برنامه بزرگتر است. این یعنی مذاکره از منظر واشنگتن ابزاری است برای تنظیم فشار و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.
small_blue_diamondالبته در این زمینه واقعیت این است که آمریکا هم محدودیتهای خاص خودش را دارد. گزینه نظامی بسیار پرهزینه است و هیچ تضمینی برای نتیجه بخش بودن هم ندارد. فشار حداکثری هم در سالهای گذشته به هدف نهایی اش که شکستن اراده و مقاومت ایران بود، نرسیده است. بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۵ اسفند
در مسیر خرد و اندیشه
anger رد پای موساد در دانشگاههای ایران
small_blue_diamondسه روز است که دانشگاهها پس از عملیاتهای تروریستی 18 و 19 دی ماه بالاخره به وضعیت عادی برگشته و حضوری شدهاند اما وقایع و بعضاً اخبار تلخی از پس از حضوری شدن دانشگاهها در رسانهها مخابره میشود؛ از سردادن شعارهای هنجارشکنانه و فحاشیهای رکیک تا هتک حرمت نسبت به ارزشها و هویتهای دینی و ملی و نهایتاً تداوم جدال و دعوا در محیطی که اساساً نباید محل چنین کارهایی باشد. اما ماجرا از چه قرار است؟
small_blue_diamondبیایید کمی به عقب برگردیم. در شب سال نو میلادی پمپئو توییتی میزند و سال نو میلادی را به افسران موساد که در خیابانهای ایران هستند تبریک میگوید. حدود یک هفته بعد وقایع تروریستی 18 و 19 دی ماه در ایران رقم میخورد و یک ایران داغ دار شهدای عزیز خود در این دو روز میشود. وقایعی که شبه کودتا و کاملاً حرکت آمریکایی-اسرائیلی محسوب میشود که به دنبال براندازی و شروع دورهای از هرج و مرج و بی ثباتی سیاسی و امنیتی برای ایران قرار بود باشد. حال آن که با هوشیاری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و همچنین بصیرت مثال زدنی مردم ایران و با راهپیمایی 22 دی ماه با شکست رو به رو شد.
small_blue_diamondبه دنبال این حادثه بود که به جهت بازگرداندن نظم و امنیت در همه سطوح تصمیمی اتخاذ شد که بر طبق آن دانشگاهها تا اطلاع ثانوی به صورت غیرحضوری برنامههای خود را ادامه میدادند. تا بهرحال خدای نکرده جان و مال و حق و حقوق هیچ یک از دانشجویان در این میان مورد تضییع قرار نگیرد. هم اکنون هم پس از تثبیت ثبات و امنیت طبیعتاً روال حضوری شدن دانشگاهها انجام شده است.
small_blue_diamondاما وقایع چند روز اخیر در دانشگاهها نشان میدهد که باید مجدداً به دنبال رد پای افسران موساد در غائله به هم ریخته شدن جو دانشگاهها باشیم. زیرا که به نظر میرسد این بار موساد و سایر سرویسهای اطلاعاتی غربی به دنبال تحقق مسئلهای هستند که در دو روز 18 و 19 دی ماه موفق به انجام آن نشدند؛ و آن چیزی نیست جز اینکه با انجام پروژه کشته سازی، تعمیق شکافهای طبیعی جامعه، از بین بردن اتحاد و انسجام ملی، ایجاد خطای شناختی و نهایتاً مشروعیت بخشی به دخالت خارجی زمینه ساز شکست بزرگ تمدنی ملت ایران باشند.
small_blue_diamondدر این میان هم ظاهراً نسبت به احساساتی بودن، کم عمق بودن و همچنین هیجانی بودن دانشجوها و همچنین فضای محدود و خاص دانشگاهها و نهایتاً برخی آتش بیاران معرکه به مانند اساتید و مسئولین وستوفیل دانشگاهی بیش از همیشه دل خوش کردهاند اما همچنان که در ابتدای انقلاب این دانشگاهها و دانشگاهیها بودند که مدافع انقلاب و نظام بودند امروز نیز دانشگاه و دانشگاهیها با بصیرت و عمل انقلابی خود دشمنان را مأیوس و ناامید خواهند ساخت.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
small_blue_diamondسه روز است که دانشگاهها پس از عملیاتهای تروریستی 18 و 19 دی ماه بالاخره به وضعیت عادی برگشته و حضوری شدهاند اما وقایع و بعضاً اخبار تلخی از پس از حضوری شدن دانشگاهها در رسانهها مخابره میشود؛ از سردادن شعارهای هنجارشکنانه و فحاشیهای رکیک تا هتک حرمت نسبت به ارزشها و هویتهای دینی و ملی و نهایتاً تداوم جدال و دعوا در محیطی که اساساً نباید محل چنین کارهایی باشد. اما ماجرا از چه قرار است؟
small_blue_diamondبیایید کمی به عقب برگردیم. در شب سال نو میلادی پمپئو توییتی میزند و سال نو میلادی را به افسران موساد که در خیابانهای ایران هستند تبریک میگوید. حدود یک هفته بعد وقایع تروریستی 18 و 19 دی ماه در ایران رقم میخورد و یک ایران داغ دار شهدای عزیز خود در این دو روز میشود. وقایعی که شبه کودتا و کاملاً حرکت آمریکایی-اسرائیلی محسوب میشود که به دنبال براندازی و شروع دورهای از هرج و مرج و بی ثباتی سیاسی و امنیتی برای ایران قرار بود باشد. حال آن که با هوشیاری دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و همچنین بصیرت مثال زدنی مردم ایران و با راهپیمایی 22 دی ماه با شکست رو به رو شد.
small_blue_diamondبه دنبال این حادثه بود که به جهت بازگرداندن نظم و امنیت در همه سطوح تصمیمی اتخاذ شد که بر طبق آن دانشگاهها تا اطلاع ثانوی به صورت غیرحضوری برنامههای خود را ادامه میدادند. تا بهرحال خدای نکرده جان و مال و حق و حقوق هیچ یک از دانشجویان در این میان مورد تضییع قرار نگیرد. هم اکنون هم پس از تثبیت ثبات و امنیت طبیعتاً روال حضوری شدن دانشگاهها انجام شده است.
small_blue_diamondاما وقایع چند روز اخیر در دانشگاهها نشان میدهد که باید مجدداً به دنبال رد پای افسران موساد در غائله به هم ریخته شدن جو دانشگاهها باشیم. زیرا که به نظر میرسد این بار موساد و سایر سرویسهای اطلاعاتی غربی به دنبال تحقق مسئلهای هستند که در دو روز 18 و 19 دی ماه موفق به انجام آن نشدند؛ و آن چیزی نیست جز اینکه با انجام پروژه کشته سازی، تعمیق شکافهای طبیعی جامعه، از بین بردن اتحاد و انسجام ملی، ایجاد خطای شناختی و نهایتاً مشروعیت بخشی به دخالت خارجی زمینه ساز شکست بزرگ تمدنی ملت ایران باشند.
small_blue_diamondدر این میان هم ظاهراً نسبت به احساساتی بودن، کم عمق بودن و همچنین هیجانی بودن دانشجوها و همچنین فضای محدود و خاص دانشگاهها و نهایتاً برخی آتش بیاران معرکه به مانند اساتید و مسئولین وستوفیل دانشگاهی بیش از همیشه دل خوش کردهاند اما همچنان که در ابتدای انقلاب این دانشگاهها و دانشگاهیها بودند که مدافع انقلاب و نظام بودند امروز نیز دانشگاه و دانشگاهیها با بصیرت و عمل انقلابی خود دشمنان را مأیوس و ناامید خواهند ساخت.
✍🏻 رامین نصیری
sparkles┄┅┅┅┅ #رامین_نصیری ┅┅┅┅┄sparkles
id @raminnasiri75
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ فروردین
در مسیر خرد و اندیشه
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA۲۷ فروردین
۲۷ فروردین
۲۷ فروردین
در مسیر خرد و اندیشه
کانال ما را به دوستان و آشناهایتان معرفی کنید.با تشکر
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA83دنبال کننده
فهوایی از تحلیل ها و مطالب رامین نصیری در بحث های #سیاسی #اقتصادی #فرهنگی و #جامعه_شناختی
آی دی جهت ارتباط و تبادل نظر و... : @Raminnasirii
مشاهده کانال پیامرسانآی دی جهت ارتباط و تبادل نظر و... : @Raminnasirii