دانلود روبیکا
معراج اندیشه
ساعت چهار صبح زنش را بیدار کرد شانه هایش را تکان داد و گفت: «ثریا باید هر چه زودتر از اینجا فرار کنیم هر لحظه ممکن است دشمنان اینجا بریزند و ما را بکشند. باید بدون معطلی حرکت کنیم
ثریا دست پاچه شد «کجا برویم؟!»
- خودمان را به رامسر میرسانیم و از آن جا با هواپیما به عراق پناهنده میشویم. یک ثانیه را هم نباید از دست بدهیم
عصر دیروز (یعنی بیست و چهار مرداد ۱۳۳۲) کودتای اول آمریکاییها علیه دکتر مصدق شکست خورده بود و نعمت الله ،نصیری حامل حكم عزل مصدق، دستگیر شده بود. محمدرضا پهلوی که برای در امان ماندن از عواقب شکست کودتا از چند روز قبل در شمال به سر می برد حالا به فکر فرار از ایران افتاده بود. او آن قدر ترسیده بود که یادش رفت زنش را سوار بر هواپیما کند! پس، هواپیما دوباره پایین آمد و ثریا هم سوار شد ثریا آن قدر عجله داشت که خودش را توی هواپیما انداخت و روی اسلحه کمری محمدرضا نشست!

منبع:
۱_برگرفته از کاخ تنهایی (خاطرات ثریا اسفندیاری) ، ثریا اسفندیاری، ترجمه امیرهوشنگ کاووسی، ص ۲۲۴.
۲_برگرفته از همان نقل شده در پاورقی


#ایران_شخصیت_محمد_رضا_شاه_ترس
Please open Rubika to view this post
VIEW IN RUBIKA